اشاره : در قسمتهاى پيشين اين سلسله مقالات با معناى لغوى و اصطلاحى »توقيع«، شماره توقيعات، راههاى تشخيص درستى توقيعات آشنا شديم و دانستيم كه در توقيعات موضوعات مختلفى مطرح شدهاند. گاه امام عصر (ع) براى اينكه مردم اطمينان قلبى به آن حضرت پيدا كنند امور پنهانى و رازهاى نهانى را در توقيعات مطرح مىكردند ...
مطالب موجود در دسته بندی "تشرفات و توقیعات"
داستان دلدادگي
مروري بر تشرّفات حاج محمد علي فشندي تهراني (ره). اشاره درباره مرحوم حاج محمّد علي فشندي تهراني ،جز چند تشرّف که بزرگان از وي نقل کرده اند ،چيزي نمي دانيم ؛با اينکه ظاهراً ديري نيست که به رحمت حق پيوسته اند . اينکه خاستگاه ،خانواده ،خاندان ،تربيت و تحصيلات ،زمينه و زمانه ،زيست و زندگي ...
ملاقات با امام زمان (ع)؛ هست ها و بايد ها
نويسنده:ابراهيم شفيعي سروستاني در سال هاي اخير، توجه روز افزون اقشار مختلف جامعه به ويژه جوانان، به موضوع مهدويّت و انتظار، موجب رونق بازار کتاب ها و نشريه هاي مرتبط با اين موضوع شده و هر از چندگاه، کتاب يا نشريه ي جديدي به اين جرگه وارد مي شود. پديده ي ياد شده گر چه ...
فرج صالحان
نويسنده:آيت الله سيد مرتضي نجومي اشاره: بسيارند مردان و زناني که در ميانه ي درد، رنج و ابتلا، آنگاه که احساس مي کردند ديگر روزنه ي اميدي نيست، دست نياز و توسل به سوي ائمه معصومين (ع) دراز کرده اند و نياز خود را برآورده اند. آثار مکتوب مانده از بزرگان نيز از قول آن ...
توسّل به حضرت فاطمه (س) نزد امام زمان (عج)
عالم بزرگوار، عراقي (ره) در کتاب «دارالسّلام» مي نويسد: ملّا قاسم رشتي (ره) نقل کرده است: به اصفهان رفتم و به مقبره ي تخت فولاد، روزي که پنجشنبه نبود، روانه شدم. چون در آن ديار غريب بودم، نمي دانستم که مردم آن شهر فقط شب هاي جمعه به زيارت اهل قبور مي روند و در ...
وعده ديدار
حدود ده سال قبل، روزي منزل يکي از وعاظ معروف شهر مشهد، به ناهار دعوت داشتم. دو نفر ديگر هم در آن جا مهمان بودند: يکي از تجار محترم و متدين مشهد و ديگري مردي عالم و روحاني. ميزبان، يعني همان واعظ محترم، به آن عالم بزرگ گفت: «مجلس، خالي از اغيار است و من ...
از هرِقَل تا حلّه
نويسنده: علي اصغر کاوياني پدرم سعي مي کرد نگراني اش را مخفي کند؛ کنار بستر مي نشست و برايم از آينده حرف مي زد. من، رنج زخمي را مي کشيدم که در پاي چپم دهان باز کرده بود و چرک و خون از آن بيرون مي زد و درد شديدي را به جانم مي دواند ...
رد پا
نويسنده:اميرحسين مدّرس پيرزن نگاهش را از حياط کوچک که کم کم از برف سفيد پوش مي شد، گرفت و آهي کشيد. بخار کمي روي نايلون پلاستيکي که به جاي شيشه شکسته قرار گرفته بود جمع شد. گره ي چارقدش را سفت کرد و با قدم هاي کوتاه به طرف سماور نفتي کوچکي که بالاي اتاق ...
حكايت مسجد امام حسن مجتبی(ع) در شهر مقدّس قم
روز پنجشنبهاي در سال1340هجری شمسی، مشغول تعقيب نماز صبح بودم، که درب منزل را زدند. بيرون رفتم ديدم سه نفر جوان كه هر سه مكانيك بودند، با ماشين آمده و گفتند: تقاضا داريم امروز كه روز پنجشنبه است، با ما همراهي نماييد تا به مسجد جمكران مشرّف شويم و دعا كنيم، زیرا حاجتي شرعي داريم.
حكايت ديدار جعفر نعلبند اهل اصفهان
نويسنده:آيت الله سيد ابوالحسن مهدوي(حفظه الله) نقل داستانها و حكايتهاي انسانهاي صالح، گاه مواجه با تشكيك و يا انكار بعضي از نااهلان ميشود و همين انكار و تكذيب، يكي از دلايل سكوت و كتمان صاحبان حكايات است. چنانچه پرهيز از مريد پيدا كردن و اعلام ارتباط و ملاقات با امام عصر(ع) را از اسرار باطني ...
حکايت دیدار محمدعلي نسّاج
نويسنده:آيت الله سید ابوالحسن مهدوی(حفظه الله) انسان در هر زمان و مکان و در هر شغل و کسبي، ميتواند به گونهاي پاک و صالح باشد که از اوتاد زمين و از وسائط فيض ميان حضرت مهدي(ع) و مردم گردد. محمد علي مردي کاسب و گمنام بود و در دزفول زندگي ميکرد. شغلش بافندگي و محل ...
مقام امام مهدي(ع) در استان حِلّة عراق
نويسنده: احمد علي مجيد الحلّي مترجم: سيّد شاپور حسيني مقام حلّه: اين مقام در مركز شهر حلّه، در منطقهاي به نام «السّنيـة»، ورودي سمت راست بازار مسگرها و دقيقاً پشت مسجد بزرگ حلّه قرار دارد. معناي لغوي حِلّه: حلّه به كسر حاء و تشديد لام بر چند چيز اطلاق ميشود: 1.قرارگاه و توقّفگاه شمار زيادي ...