نویسنده: محمد غفارنیا روزی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در وصف قیامت سخن میگفت و مردم را نصیحت میكرد. سخنان حضرت آن چنان موثر واقع گردید كه حاضران در مجلس گریستند. ده نفر از آنان از جمله علی (علیه السلام)، ابوذر، سلمان و مقداد، در خانه عثمان بن مظعون گرد آمدند ...
مطالب موجود در دسته بندی "معارف قرآنی"
مقام ابراهیم
نویسنده: محمد غفارنیا حضرت ابراهیم خلیل الرحمان مبارزات سختی را با نمرود و بت پرستان داشت. عاقبت از شام به مصر آمد و پس از جریانی كه بین او و سلطان مصر روی داد، پاشاه مصر نیز كنیزی را به نام هاجر به ساره بخشید. ساره هم هاجر را به ابراهیم بخشید. وقتی خداوند از ...
آیهی ولایت
نویسنده: محمد غفارنیا (ابن عباس پسر عموی روسول خداست. او مدت زمانی در حضورپیامبر زندگی كرده و احادیث زیادی را از لبهای مباركش شنیده است. به همین جهت هر مطلبی را كه در تفسیر آیات یا موضوعات دیگر از قول پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل میكند، همه از جان دل میپذیرند. ...
نوازش یتیم
در هر جامعه كودكان یتیمی وجود دارد كه در زمان طفولیت، پدر خود را از دست دادهاند. معلوم است كه این كودكان طعم شیرین عاطفه و محبت را به قدر كافی نچشیدهاند. از آنجا كه كمبودهای فردی سبب پیدایش خصلتهای خطرناك و زیان بار میگردد
اتمام حجت
نویسنده: محمد غفارنیا پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در سال دهم هجرت، برای انجام وظیفه حج عازم مكه معظمه گردید. در آن سفر عدهی زیادی از مسلمانان كه مورخان آنها را تا صد و بیست هزار نفر تخمین زدهاند، به شوق همسفری با پیامبر در سفر حج، همراه آن حضرت ...
گرفتاری دوستان خدا
نویسنده: محمد غفارنیا حضرت امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: هنگامی كه سر مبارك حسین بن علی (علیه السلام) را نزد یزید (لعنه الله) آوردند، علی بن الحسین و دختران امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نیز وارد بارگاه یزید نمودند. در این هنگام دست و بازوی علی بن الحسین را به غل و زنجیر بسته بودند. یزید ...
ادب سخن با پیامبر
نویسنده: محمد غفارنیا گروهی از اشراف بنی تمیم همراه با شاعران و سخنوران قبیله وارد مدینه شدند. هنگامی كه به مسجد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند، صدا را بلند كردند و از پشت حجرههایی كه منزلگاه پیامبر بود فریاد زدند: «یا محمد، اخرج الینا»: ای محمد! نزد ما بیرون بیا. ...
الگوی استقامت
نویسنده: محمد غفارنیا وقتی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از جنگ احد برگشت، عدهای از یاران حضرت كشته و زخمی شده بودند و زنان و كودكان نوحه و زاری سر میدادند. در این حال پیامبر خدا خیلی دلتنگ شد و عرض كرد: بار خدایا، آیا با رسول تو چنین میكنند؟! خداوند ...
مباهله
نویسنده: محمد غفارنیا شصت سواره از اشراف و بزرگان نجران به سرپرستی سه تن از كشیشان و مربیان خود به مدینه نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند. این گروه وقتی به مدینه رسیدند، موقع نماز عصر بود و پیامبر خدا نماز را اقامه كرده بود. آنان نیز به رسم خود ...
ریسمان خدا
نویسنده: محمد غفارنیا پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در اواخر عمر سخت بیمار شدند، به گونهای كه دراثر همان بیماری مرغ روحشان به رفیق اعلی پركشید. یك روز حضرت فرمودند: عمویم عباس را بخوانید تا بیاید. وقتی عباس حاضر شد، پیامبر فرمود تا او را به مسجد ببرند. عباس و علی ...
هزار جان گرامی فدای حضرت دوست
نویسنده: محمد غفارنیا روزی كه مشركان تصمیم گرفتند شبانه پیامبر خدا را به قتل برسانند، جبرئیل (علیه السلام) آمد، او را از توطئه آنها باخبر كرد و گفت: خداوند میفرماید: «علی را بر بستر خود بخوابان و خودت برو»). حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) علی را خواند و فرمود: برادر، ...
بهانه جویی مشركان
نویسنده: محمد غفارنیا پس از آن كه نور اسلام در سرزمین مكه گسترش یافت، مشركان هر چه خواستند با نَفَسهای آلوده خود نور اسلام را خاموش سازند، با اراده خداوندی جز از قوه آنان، چیزی از قدرت اسلام كاسته نشد. مشركان هر از چند گاهی با طرح نقشه تازهای بهانه جدیدی میساختند و معجزات عجیب ...