دلايل خرد پسند، كه با آن اثبات چنين موضوعي معقول و منطقي است، بر وجود و امامت آن قطب زمان و ولي دوران ارواحنا فداه بسيار است و صدها و بلكه هزارها كتاب و رساله پيرامون اين موضوع و مسايلي كه با آن ارتباط دارد تاليف شده است.
احاديث متواتر و ملاقاتها و تشرفهاي شخصيتهاي مشهور و افراد عادي و توقيعات و نامه ها و معجزات و خوارق عادات، همه آن را اثبات مي نمايند.
امامت و غيبت و طول عمر و ظهور حضرت مهدي (ع) و جهاني شدن دين اسلام و تشكيل حكومت واحد جهاني حق و عدل، به وسيله آن حضرت، از خبرهاي غيبي مشهور و معروفي است كه در كتابهاي تفسير و حديث و تاريخ و رجال و لغت و غيره روايت شده است. صحابه مشهور و تابعين معروف و محدثين بزرگ، و اصحاب مسانيد و جوامع و سنن، اين احاديث را روايت كرده اند. 1 و بيش از يك صد آيه از آيات قرآن مجيد به ظهور آن حضرت و در ارتباط با آن تفسير و تاويل شده است.
صدق خبرهاي غيبي پيغمبر اكرم (ص) و اهل بيت آن حضرت، به مرور زمان ثابت تر شد، و گذشت زمان ايمان و باور ما را به اين خبرهاي غيبي استوارتر مي سازد. بياييد اين كتابهاي غيبت را كه پيرامون انقلاب آخر الزمان، و رهبر آن، حضرت مهدي (ع) از عصر پدر آن حضرت تا حال نوشته شده بخوانيد ببينيد صدها اشخاص كه خبر بسياري از آنها منفردا هم يقين آور است، از وجود آن حضرت و تشرف خود يا ديگران به سعادت لقاي آن امام بزرگوار، در عصر پدر بزرگوارش و در عصر غيبت صغري و عصر غيبت كبري (عصر كنوني)، خبر داده اند. حال در صورتي كه در اثبات يك موضوع، مثل ولادت فلان و وجود فلان و موضوعات ديگر، به خبر يك نفر موثق اكتفاء نموده، اطمينان حاصل مي شود، به طريق اولي به خبر جمع بسياري از مشاهير و موثقين، يقين حاصل خواهد شد.
آيا خبر افرادي مثل سيد بحر العلوم ها و مقدس اردبيلي ها را مي توان رد كرد؟ آيا مي شود آنها را كه از مكروهات محترز و مجتنب بوده، و در زهد و تقوا كم نظير بوده اند، تكذيب كرد و دروغگو خواند؟
آيا تشرفها و ديدارهايي كه در همين عصر خودمان براي بعضي اتفاق افتاده و مشتمل بر معجزه و كرامتي بوده است كافي نيست؟
آيا توسلات بسيار به آن حضرت كه آثار عجيب داشته، ما را به آن حضرت راهنمايي نمي نمايد؟ هيچ راهي براي ترديد و شك در وجود و امامت آن حضرت با اين همه تشرفها و معجزات نيست. فقط غيبت طولاني و طول عمر ايشان موجب شده كه با اين همه نشانيها، و شواهد گوناگون، بعضي اهل زيغ و اهواء و انحرافات، در شك و ترديد افتند، يا خود را به شك و ترديد بزنند.
اما آيا طولاني شدن غيبت و طول عمر آن حضرت مي تواند به كسي اجازه و جرات دهد كه اين همه احاديث و تواريخ و نقلهاي متواتر را تكذيب كند، و در قدرت مطلقه خدا شك نمايد؟ يا به صرف اينكه براي ما شرف تشرف بلقاي ايشان فراهم نشده، يا اگر شده ايشان را نشناخته باشيم، مي توانيم ديگران را كه به اين سعادت نايل شده اند، تكذيب كنيم؟
آيا فضانورداني كه به ماه رفته و از آنجا وضع ماه را گزارش دادند، قولشان معتبر است، ولي قول اين همه موثق مورد اعتماد نيست؟
وانگهي، مگر ما به هر چه باور داريم، غيبت آن شيء مانع از باور آن است؟ مگر آنان كه به نيروي جاذبه معتقدند آن را ديده اند؟ شرط ايمان به وجود يك شيء، اين نيست كه آن شيء ديدني باشد، يا به يكي ديگر از حواس پنجگانه محسوس شود، يا اگر محسوس است ما آن را ديده و حس كرده باشيم، و يا اگر محسوس ما شده باشد او را شناسايي كرده باشيم. مگر غير از اين است كه بيشتر از چيزهايي كه ما وجود آنها را در گذشته و حال باور كرده ايم محسوس خودمان نشده است؟ به يك نظر همه اصلهاي اعتقادي ما غيب است، و ما به آنها ايمان داريم و ايمان ما معقول و منطقي است. مسلمانان عموما به وجود و حيات عيسي و خضر و الياس حتي دجال معتقدند، با اينكه اكثر آنها را نديده و بطور محقق جز در مورد خضر روايت آنها ثابت نشده است. چنان كه عموما مردم تاريخ را رد نمي كنند و به بسياري از شخصيتهاي تاريخي و حوادث تاريخي يقين دارند، با اينكه فعلا همه غيب است.
همچنين مسلمانان به وجود موجودات ذره بيني پيش از آنكه به وسيله ميكروسكوب ديده شوند معتقد بودند، چون اهل بيت پيغمبر (ص) از وجود آن قبيل موجودات خبر داده بودند. پيش از اختراع تلويزيون، باز هم بر حسب احاديث كه از امكان وقوع ديدار از فاصله هاي دور از مشرق تا مغرب و امكان تسخير فضا و ماه و كرات ديگر خبر مي داد ايمان داشتند، و به استبعادات يا اشكالات به اصطلاح علمي 2 و مقلدان آنها، يعني گرفتاران ضعف ايمان به قدرت و توانايي خدا و مغروران به اصطلاحات و توهمات، اعتنا نمي كردند، كه چگونه تسخير فضا و كرات امكان پذير خواهد شد. و مثلا خرق والتيام (كه در نظرشان محال بود) پيش مي آيد. يا چگونه ديدن يك جسم از فاصله بسيار دور با وجود موانعي مثل كوهها و كروي بودن زمين قابل قبول است.
اكنون هم شخص مومن به خدا و رسول به مسايل و وقايع بسياري كه در آينده واقع خواهد شد، مثل تكوير شمس و انفطار سماء و انتثار نجوم و خروج دابه الارض و اشراط و علايم ساعت كه از آن جمله، ظهور حضرت مهدي (ع) است، و در قرآن مجيد يا احاديث و روايات آمده است، اعتقاد دارند. چون هيچگونه برهان قطعي بر عدم امكان وقوع اين امور نيست، فقط بايد دلايل اين پيشگويي و خبر از آينده و حال را بررسي نمود و اگر محكم و عقلاني بود پذيرفت.
از جهت ديگر مي گوييم خبرهاي غيبي و پيشگويي هاي قرآن مجيد و پيغمبر اكرم و ايمه: يك مساله ثابت و واضح و حقيقت انكار ناپذير است. و تاريخ چنان آن را ثابت مي نمايد كه حوادثي مثل غزوه احد و بدر و هجرت و بيعت عقبه و رضوان را ثابت مي نمايد. مسلمانان به خبرهاي غيبي قرآن مجيد و پيغمبر ايمان داشتند، با اينكه غيب بود و هنوز خارج و آينده، مطابق بودن آن خبرها را با واقعيات و عينيات آينده آشكار نكرده بود. اما به تدريج و با مرور زمان، وقايعي كه روي مي داد صحت اين خبرها و ارتباط خبر دهنده را با عالم غيب تاييد و بر قوت ايمان مومنين مي افزود.
بسياري از اين خبرهاي غيبي به جز آنچه در قرآن مجيد است در ضمن يك يا چند حديث بيشتر بيان نشده و غالبا در حد استفاضه نيست، مع ذلك مسلمانان به آنها ايمان داشته و دارند. اما در موضوع «مهدي» و وجود و امامت و ظهور آن حضرت و اينكه جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود، چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد، نه فقط يك خبر و دو و سه و ده و بيست و صد خبر، بلكه صدها حديث معتبر داريم كه علاوه بر اعتبار في نفسه موجب مزيد قوت و اعتبار يكديگر و شرح و بيان و تفسير يكديگر مي باشند.
شواهد و مويدات تاريخي و صد در صد معتبر اين دليل، بسيار است كه از بيان تعدادي از آن براي طولاني نشدن كلام معذوريم. 3 و اجمالا علي التحقيق در كمتر موضوعي از مسايل اعتقادي مانند اين موضوع زمينه ايمان و يقين و باور و استناد به احاديث و تواريخ و مويدات و شواهد فراهم است.
بنا بر اين، اختصارا ادله وجود آن حضرت و امامت ايشان را در چند دليل خلاصه مي كنيم.
1 خبر شخص امام حسن عسكري (ع) و خواص آن حضرت، و اعلاميه هاي ايشان به بعضي از نقاط شيعه نشين مثل قم.
2 تشرف صدها نفر به زيارت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه در عصر پدر بزرگوارش و عصر غيبت صغيري و عصر غيبت كبري (عصر حاضر).
3 صدور معجزات و كرامات بسيار از آن حضرت در اثر توسلات، يا ضمن تشرف افراد و به گونه هاي ديگر.
4 اخبار متواتر و بشارت هاي حضرت رسول (ص) و ايمه: در ضمن صدها حديث معتبر كه در كتاب هايي كه قبل از ولادت آن حضرت و قبل از غيبت صغري تاليف شده، ضبط و روايت شده است.
5 و بالاخره نقل تواريخ معتمد و كتابهاي انساب، تا آنجا كه بعضي از علماي عامه تشرف به زيارت آن حضرت را ادعا كرده و در اظهار اشتياق به سعادت ديدار و ظهور آن رهبر عدالت گستر اشعار سروده، و بعضي از خلفاي بني عباس چون الناصر لدين الله، كه از دانشمندان اين سلسله و اهل حديث و روايت بوده است، چنان در ايمان به آن حضرت محكم بوده است، كه «سرداب غيبت» به امر او تعمير شد و كتبيه در سرداب كه از آثار عتيقه و نفيسه بوده و هم اكنون نيز باقي و منصوب است، شاهد اين عقيده او است.
علاوه بر اين دلايل، ادله ديگري نيز بر امامت آن حضرت اقامه شده است كه به همين مقدار اكتفا مي كنيم و علاقمندان را به كتابهاي بزرگ، مانند كمال الدين صدوق، غيبت نعماني، غيبت شيخ طوسي و منتخب الاثر، تاليف نگارنده، و نجم ثاقب و كشف الاستار و كتابهاي ديگر ارجاع مي دهيم.
و از خداوند متعال تعجيل در فرج و ظهور امر آن حضرت و نجات جهان را از اين نگرانيها و اضطرابات و توطيه ها و جنايات شرق و غرب و رژيم ها و مكتب هاي منحرف مسيلت مي نماييم.
«اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه وزين الارض بطول بقايه واجعلنا من انصاره واعوانه ومقويه سلطانه وصل عليه وعلي آبايه الطاهرين، انك علي كل شيء قدير».
نظام امامت و رهبری
نوشته آيت الله العظمي حاج شيخ لطف اللّه صافي گلپايگاني (دام ظله )
پاورقي
1 براي اطلاع مختصر از كتابهايي كه در اين موضوع نوشته شده و نام صحابه پيغمبر (ص) و علماء محدثيني كه اين احاديث را روايت كرده اند، رجوع شود به «نويد امن و امان» تاليف نگارنده و مقدمه كتاب شريف نجم ثاقب.
2 متاسفانه برخي از علماي هييت و طبيعت در گذشته و حال گرفتار اين خطا بوده اند كه فرضيه ها و حدس هاي غير قطعي را مسلم گرفته و بر اساس آن فرض ها و حدس ها، كه اسم علم به آنها داده و بلكه علم را به آنها منحصر شمرده اند، حقايق مهم را كه از حيطه آن فرضيه ها خارج يا منافي با آنها بود، رد كرده اند. اما قرآن در سوره يوسف، آيه76 مي فرمايد: (وفوق كل ذي علم عليم).
3 به كتاب «نويد امن و امان» و «پرتوي از عظمت حسين (ع)» نوشته نگارنده رجوع شود.