مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): صدقه بهتر است یا علم نجوم؟

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): صدقه بهتر است یا علم نجوم؟

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: زمینى بین من و مردى قرار بود تقسیم شود. آن مرد از علم نجوم اطلاعى داشت. کار را به تاخیر مى انداخت تا ساعتى را انتخاب کند که به اعتقاد خودش آن ساعت براى او خوب است و براى من بد، در نتیجه او سود کند و من زیان . ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام صادق (ع): به مستمند قبل از درخواست کمک کنید

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): به مستمند قبل از درخواست کمک کنید

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: براى مردى امیر المؤمنین (علیه السلام) پنج بار شتر خرما از دیگرى درخواست و سوالى نمى کرد. یک نفر خدمت حضرت بود گفت یا على آن مرد از شما تقاضائى نکرد و هم از پنج بار شتر یکى او را کفایت مى نمود. ایشان فرمودند: (لاکثر الله فى المومنین مثلک) ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام صادق (ع): حق برادر مسلمان

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): حق برادر مسلمان

عبدالاعلی، پسر أعین، از کوفه عازم مدینه بود. دوستان و پیروان امام صادق علیه السلام در کوفه، فرصت را مغتنم شمرده مسائل زیادی که مورد احتیاج بود نوشتند و به عبدالاعلی دادند که جواب آنها را از امام بگیرد و با خود بیاورد. ضمنا از وی درخواست کردند که یک مطلب خاص را شفاها از ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام صادق (ع): نتیجه دوستی با اهل بیت

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): نتیجه دوستی با اهل بیت

صفوان بین یحیى مى گوید: عبدى (1) نقل کرد که زنم به من گفت مدت مدیدى است حضرت صادق (علیه السلام) را زیارت نکرده ایم ، خوب است به حج برویم و در ضمن خدمت آنجناب رسیده تجدید عهدى بنمائیم. گفتم خدا شاهد است که چیزى ندارم تا بتوانم به وسیله آن مخارج را تامین ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام صادق (ع): مقایسه طب اسلامی و طب جالینوس

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): مقایسه طب اسلامی و طب جالینوس

طبیبى نصرانى خدمت حضرت صادق (علیه السلام ) رسید عرض کرد یابن رسول الله آیا در کتاب پروردگار شما و سنت پیغمبرتان از طب چیزى ذکر شده. فرمود: آرى در کتاب خدا این آیه (کلوا و اشربوا و لا تسرفوا ) بخورید و بیاشامید ولى زیاده روى نکنید. اما در سنت پیغمبرمان حضرت رسول (صلى ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام صادق (ع):هدیه به شاعر

داستانهای ائمه: امام صادق (ع):هدیه به شاعر

مرحوم شیخ طوسى در کتاب خود، به نقل از امام هادى علیه السلام آورده است : امام موسى کاظم علیه السلام حکایت نمود: روزى پدرم امام جعفر صادق علیه السلام در بستر بیمارى خوابیده بود، و من کنار بالین آن حضرت نشسته بودم ، که یکى از شعراء به نام اشجع سلمى به دیدار پدرم ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام صادق (ع): بی اعتنایی به مومن بی اعتنایی به ماست

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): بی اعتنایی به مومن بی اعتنایی به ماست

طبق روایتى که در کتاب هاى معتبر وارد شده است : در یکى از سال ها امام صادق علیه السلام به همراه بعضى از اصحاب و دوستان خود، براى انجام مناسک حجّ خانه خدا، به سوى مکّه معظّمه حرکت کردند. در مسیر راه ، جهت استراحت در محلّى فرود آمدند، آن گاه حضرت به بعضى ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام صادق (ع): استجابت دعا براى غریق جُحْفِه

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): استجابت دعا براى غریق جُحْفِه

مرحوم قطب الدّین راوندى و دیگران بزرگان حکایت کنند: روزى حمّاد بن عیسى به حضور مبارک امام جعفر صادق علیه السلام وارد شد و از آن حضرت تقاضا نمود تا برایش دعا نماید، که خداوند چندین مرتبه سفر حجّ، باغى مناسب و سرسبز، خانه اى نیک و وسیع ، همسرى زیبا و خوش نام ؛ ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام صادق (ع):حمل شبانه غذا برای منکرین امامت

داستانهای ائمه: امام صادق (ع):حمل شبانه غذا برای منکرین امامت

معلّى بن خنیس نقل مى‏ کند که: در یک شب بارانى، امام صادق علیه السّلام به طرف سایبان بنى ساعده روانه شد و من هم به دنبال آن حضرت به راه افتادم، در همین اثناء چیزى از دست آن حضرت بر زمین افتاد، پس فرمود: بنام خدا، خدایا! به من برگردان. راوى مى‏‌گوید که: من ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام صادق (ع): بخشش بدون بردن اسم خود

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): بخشش بدون بردن اسم خود

ابوجعفر خثعمى – که یکى از اصحاب امام جعفر صادق علیه السلام است – حکایت کند: روزى حضرت صادق علیه السلام کیسه اى که مقدار پنجاه دینار پول در آن بود، تحویل من داد و فرمود: این ها را تحویل فلان سیّد بنى هاشم بده ؛ و به او نگو توسّط چه کسى ارسال شده ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام صادق (ع): تنها شخص شجاع در مقابل تهمت ها

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): تنها شخص شجاع در مقابل تهمت ها

عبداللّه بن سلیمان تمیمى حکایت کند: چون دو نفر از نوادگان امام حسن مجتبى علیه السلام به نام هاى محمّد و ابراهیم که هر دو برادر و از فرزندان عبداللّه بن الحسن بن الحسن علیه السلام بودند به دستور منصور دوانیقى به شهادت رسیدند؛ شخصى به نام شیبه بن غفّال از طرف منصور به عنوان ...

ادامه مطلب
داستانهای ائمه: امام صادق (ع): معاشرت و برخورد با سلطان

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): معاشرت و برخورد با سلطان

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: منصور دوانیقى در یکى از روزها بعضى از علماء و دانشمندان شهر مدینه منوّره را در مجلسى به حضور خود دعوت کرد، که من نیز یکى از آنان بودم . همین که به دربار خلیفه عبّاسى وارد شدیم ، دربان او – که ربیع نام داشت – جلو آمد ...

ادامه مطلب