مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"

اخلاص غلام سیاه

اخلاص غلام سیاه

در عصر خلافت علی (ع) غلام سیاهی به حضور امیرمؤمنان علی (ع) آمد و عرض کرد: من دزدی کرده ام مرا پاک کن (یعنی با اجرای حدّ دزدی که بریدن چهار انگشت دست راست در مرحله اول هست حکمخدا را جاری فرما). امیرمؤمنان (ع) فرمود: شاید دزدی تو در غیر حرز (بر وزن فسق) باشد ...

ادامه مطلب
پارسائی امام علی (ع)

پارسائی امام علی (ع)

عصر خلافت علی (ع) بود، امام علی (ع) در کوفه به بازار پیراهن فروشها آمد، به یکی از پیراهن فروشها فرمود: ای جوان ! آیا در نزد تو دو پیراهن به قیمت پنج درهم هست ؟ جوان گفت : آری دو پیراهن دارم که مجموعا قیمت آن پنج درهم است ، ولی یکی از آنها ...

ادامه مطلب
عدل علی (ع)

عدل علی (ع)

شعبی (یکی از علمای مشهور عصر امام سجّاد علیه السّلام) می گوید: من نوجوان بودم در میدان رحبه کوفه عبور می کردم ناگهان امام علی (ع) را در کنار دو کیسه طلا و نقره دیدم که ایستاده و مردم را با تازیانه ای که در دست داشت از آن می کرد. سپس همه آن طا ...

ادامه مطلب
حسابرسی اعمال

حسابرسی اعمال

روزی علی (علیه السلام) نقل کرد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: زیرک ترین و هشیارترین انسانها کسی است که خود را به حساب بکشد و برای بعد از مرگ خود کار بکند. مردی پرسید: ای امیرمؤ منان ! چگونه نفس خود را به حساب بکشد؟. امام فرمود: وقتی که صبح کرد و سپس ...

ادامه مطلب
حماسه ذوالفقار دراحد

حماسه ذوالفقار دراحد

جنگ احد گرچه موجب شهادت عده ای از مسلمین شد، ولی دلاوریهای علی (علیه السلام) در آن جنگ اهل زمین و آسمان را حیرت زده کرد. هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از میدان احد به مدینه برگشت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در حالی که ظرفی پر از آب در دستش بود به استقبال پدر ...

ادامه مطلب
مهمانی ساده

مهمانی ساده

حارث اعور که از دوستداران امام علی علیه السلام بود به خدمت آن حضرت رسید و عرض کرد: یا امیر المؤ منین ! دوست دارم مرا مورد اکرام و عنایت خود قرار دهی و در منزل من میهمان شوی و غذا بخوری .امام علیه السلام فرمود: می آیم بشرط آنکه خود را به تکلف و ...

ادامه مطلب
انفاق

انفاق

امام علی علیه السلام شبی تا صبح نخلستان شخصی را آبیاری کرد و در برابر، مقداری جو دریافت نمود. وقتی جوها را به منزل برد یک سوم آن را آرد کردند و از آن غذائی تهیه نمودند. چون غذا پخته و آماده شد مسکینی آمد و در خواست کمک کرد و آنها غذا را به ...

ادامه مطلب
دوست پیامبر(ص)

دوست پیامبر(ص)

امّ سلمه همسر رسول خدا صلوات اللّه علیه حکایت کند: در آن روزهائی که حضرت ، در بستر مرض و آن ناراحتی که سبب فوت و شهادت حضرتش شد، به بعضی از اطرافیان خود فرمود: دوست مرا بگوئید بیاید، عایشه شخصی را به دنبال پدرش ابوبکر فرستاد و چون او وارد شد حضرت رسول صورت ...

ادامه مطلب
ماهیت مرگ

ماهیت مرگ

امام جواد نهمین امام بر حقّ(ع) به عیادت یکی از اصحابش که بیمار شده بود رفت و در بالین او نشست ودید او گریه می کند و در مورد مرگ ، بی تابی می نماید. فرمود: ای بنده خدا! از مرگ می ترسی ؟ از این جهت که نمی دانی ، مرگ چیست ؟ آیا ...

ادامه مطلب
نصیحت پیامبر (ص)

نصیحت پیامبر (ص)

براء بن عازب یکی از صحابه بزرگ پیامبر(ص) نقل می کند: در حضور پیامبر(ص) بودم ، نظرش به جمعیتی افتاد که اجتماع کرده بودند، پرسید: آنها چرا اجتماع کرده اند؟ گفتند: شخصی از دنیا رفته ، برای او قبر می کنند. آن حضرت تا نام قبر را شنید، به سوی آن جمعیت رفت و من ...

ادامه مطلب
پنجاه ایستگاه بازرسی

پنجاه ایستگاه بازرسی

امام صادق(علیه السلام ) فرمود: هرگاه یکی از شما حاجتی از خدا خواست که حتما برآورده گردد، باید دل به خدا ببندد و از مردم ناامید شود، و امید جز خدا نداشته باشد، وقتی که خداوند قلب مؤ من را چنین دید، قطعا حاجت او را – اگر از خدا طلبید – بر می آورد، ...

ادامه مطلب
برقراری سه سنت

برقراری سه سنت

امام موسی کاظم صلوات اللّه علیه حکایت فرماید: چون ابراهیم فرزند حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله در سنین هیجده ماهگی در گذشت ، سه سُنّت و سیره برای مسلمان ها تحقّق یافت : هنگامی که ابراهیم قبض روح شد؛ خورشید، گرفتگی پیدا کرد و کُسوف شد، مردم گفتند: کسوفِ خورشید به جهت مرگ ...

ادامه مطلب