يكي از شاگردان مرحوم شيخ انصاري چنين مي گويد: در زماني كه در نجف در محضر شيخ به تحصيل علوم اسلامي اشتغال داشتم يك شب شيطان را در خواب ديدم كه بندها و طنابهاي متعدّدي در دست داشت . از شيطان پرسيدم : اين بندها براي چيست ؟ پاسخ داد: اينها را به گردن مردم ...
دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"
مطالب موجود در بخش "حکایت ها"
گره گشايي
صفوان در محضر امام صادق نشسته بود، ناگهان مردي از اهل مكه وارد مجلس شد و گرفتاريي كه برايش پيش آمده بود شرح داد، معلوم شد موضوع كرايه اي در كار است و كار به اشكال و بن بست كشيده است . امام به صفوان دستور داد:فورا حركت كن و برادر ايماني خودت را در ...
با حسين (ع) در زندگي
يكي از خصوصيّات حاج آقا مصطفي خميني (ره) كه كمتر گفته شده ، اين بود كه ايشان به پياده روي كربلا در تمام زيارتهاي مخصوصه امام حسين عليه السلام مقيّد بود. در سال معمولاً چند مناسبت بود (15 شعبان ، عرفه ، اربعين ، اوّل رجب ، نيمه رجب) كه مردم از نجف به كربلا ...
عيد واقعي
همسر شهيد آية اللّه حاج شيخ علي آقا قدّوسي (ره) مي گويد: ايشان يك گروه از بچّه ها و نزديكان را سراغ داشتند كه هر سال يكماه مانده به عيد مي رفتند و اندازه لباس آنها را مي گرفتند و نمره كفش آنها را مي پرسيدند و براي آنها لباس و كفش تهيه مي كردند. ...
از فضايل امام سجاد(ع)
شخصي به حضور امام سجاد (ع) آمد، و نسبت به آن حضرت جسارت كرده و سخنان درشت و ناسزا گفت . امام سجاد (ع) سكوت كرد، و هيچ سخني به او نگفت ، او رفت (با توجه به اينكه آن شخص در يك جريان شخصي نسبت به امام ناراحت شده بود، و مربوط به كيان ...
اقتدا به امام رضا (ع)
در يكي از سفرها يكي از زائران ، مرحوم آية اللّه مقدّس اردبيلي را نمي شناخت . جامه اي به او داد كه برايش بشويد. مرحوم مقدّس اردبيلي قبول نمود. جامه را شست و به نزد وي آورد. مرد او را شناخت . خجل شد و عذرخواهي نمود. مردم او را توبيخ كردند. مقدّس فرمود: ...
همکاري
همينكه رسول اكرم و اصحاب و ياران از مركبها فرود آمدند و بارها را بر زمين نهادند، تصميم جمعيت بر اين شد كه براي غذا گوسفندي را ذبح و آماده كنند. يكي از اصحاب گفت :سر بريدن گوسفند با من . ديگري :كندن پوست آن با من . سومي :پختن گوشت آن با من . ...
پول با بركت
علي بن ابيطالب ، از طرف پيغمبراكرم ، ماءمور شد به بازار برود و پيراهني براي پيغمبر بخرد. رفت و پيراهني به دوازده درهم خريد و آورد. رسول اكرم پرسيد:اين را به چه مبلغ خريدي ؟. به دوازده درهم . اين را چندان دوست ندارم ، پيراهني ارزانتر از اين مي خواهم ، آيا فروشنده ...
بردباري و حلم آية اللّه كاشف الغطاء
روزي مرحوم آية اللّه حاج شيخ جعفر كاشف الغطاء مبلغي را بين فقراء در اصفهان تقسيم كرد. پس از اتمام پول به نماز جماعت ايستاد. در بين دو نماز كه مشغول خواندن تعقيبات بود سيّدي فقير جلو آمد، تا مقابل امام جماعت رسيد گفت : اي شيخ ! مال جدّم ، خمس را بده !! ...
لطف الهي
تقريبا پانزده سال قبل ، از جمعي از علماي اعلام قم و نجف اشرف شنيدم كه پيرمرد هفتاد ساله اي به نام كربلائي محمد كاظم كريمي ساروقي داستان عجيب (ساروق از توابع فراهان اراك است) كه هيچ سوادي نداشته ، تمام قرآن مجيد به او افاضه شده به طوري كه تمام قرآن را حافظ شده ...
قوام و پاره دوز
جناب حاج مرادخان حسن شاهي ارسنجاني نقل كرده اند در سالي كه بيشتر نواحي فارس به آفت ملخ مبتلا شده بود به قوام الملك خبر دادند كه مزرعه هاي شما در نواحي فسا تمام به واسطه ملخ از بين رفته . قوام گفت بايد خودم ببينم ، پس به اتفاق ايشان و مرحوم بنان الملك ...
توجّه به نماز شب
مرحوم حجة الاسلام والمسلمين حاج سيّد احمد آقا خميني مي گفت : وقتي كه ازعراق مي خواستيم به كويت برويم به دليل ممانعت برگشتيم . از ساعت پنج صبح براي اينكه كسي در نجف خبردار نشود بين الطّلوعين حركت كرديم به سوي كويت . در مرز كويت ما را راه ندادند. ما برگشتيم به مرز ...