دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"

مطالب موجود در بخش "حکایت ها"

سوره آل عمران و بقره

سوره آل عمران و بقره

در عهد ابواليمان الهوزني مردي بود تازه جوان، شبي بخفت، بامداد كه برخاست موي سر و محاسن وي همه سپيد بود، گفتند چه رسيد ترا در خواب؟ گفت: قيامت نمودند ما را در خواب و وادي عظيم، ديدم از آتش و بر سر جسري[1] باريك بر حد تيغ شمشير[2]، مردم را به نامهاي ايشان مي‎خواندند ...

ادامه مطلب
آداب مجلس قرآن

آداب مجلس قرآن

يكي از علماي اصفهان مي‌گفت: با عده‌اي براي حج به مكه مشرف شديم. در مدينه يك نفر از ما درگذشت. پس از دفن، مجلس ترحيمي تشكيل داده، و يكي از قاريان اهل تسنن را براي خواندن قرآن، به مجلس دعوت كرديم. قاري آمد و نشست امّا قرآن نمي‌خواند. به او گفتيم بخوان. گفت: شما مشغول ...

ادامه مطلب
زن بدكار و اثر قرآن

زن بدكار و اثر قرآن

فاضل نراقي در معراج السعادة نوشته است: در بصره زني بود شعوانه نام كه مجلسي در بصره از فسق و فجور منعقد نمي‌شد كه از وي خالي باشد. روزي با جمعي از كنيزان خود در كوچه‌هاي بصره مي‌گذشت به خانه‌اي رسيد كه از آن خروش بلند بود. گفت: سُبْحانَ الله، در اينجا عجب خروش و ...

ادامه مطلب
شب زنده داران و قرآن

شب زنده داران و قرآن

منصور بن عمار مي‌گويد: سالي كه عازم حج بودم مقداري در كوفه توقف نمودم. از قضا شبي كه در كوچه‌هاي كوفه مي‌گشتم به خانه‌اي رسيدم كه از آن صدايي بلند بود. گوش فرا دادم، شنيدم كسي مي‌گفت: گناهي كه مرتكب شدم نه به سبب مخالفت با تو بود و نه اينكه جاهل به عذاب دردناك ...

ادامه مطلب
تشنه اي با مشك آب

تشنه اي با مشك آب

اواخر تابستان بود و گرما بيداد مي كرد، خشكسالي و گراني ، اهل مدينه را به ستوه آورده بود، فصل چيدن خرما بود. مردم تازه مي خواستند نفس راحتي بكشند كه رسول اكرم به موجب خبرهاي وحشتناكي مشعر به اينكه مسلمين از جانب شمال شرقي از طرف رومي ها مورد تهديد هستند فرمان بسيج عمومي ...

ادامه مطلب
خانه من نمیسوزد

خانه من نمیسوزد

يك روز به ابوالدرداء خبر دادند كه خانه ات سوخت . گفت : خانه من آتش نمي گيرد. دوباره كس ديگري آمد و گفت : اي ابوالدرداء خانه ات آتش ‍ گرفت . باز گفت : خانه من آتش نمي گيرد. تا سه مرتبه براي او خبر آتش گرفتن خانه اش را آوردند و او ...

ادامه مطلب
هشام و فرزدق

هشام و فرزدق

هشام بن عبدالمك ، با آنكه مقام ولايت عهدي داشت و آن روزگار يعني دهه اول قرن دوم هجري از اوقاتي بود كه حكومت اموي به اوج قدرت خود رسيده بود، هر چه خواست بعد از طواف كعبه ، خود را به حجرالاسود برساند و با دست خود آن را لمس كند ميسر نشد: مردم ...

ادامه مطلب
تصميم ناگهاني

تصميم ناگهاني

وقتي كه به هارون الرشيد خبر دادند كه صفوان كاروانچي ، كاروان شتر را يكجا فروخته است و بنابراين براي حمل خيمه و خرگاه خليفه در سفر حج بايد فكر ديگري كرد، سخت در شگفت ماند. در انديشه فرو رفت كه فروختن تمام كاروان شتر، خصوصا پس از آنكه با خليفه قرار داد بسته است ...

ادامه مطلب
دعاي مستجاب

دعاي مستجاب

خدايا مرا به خاندانم برنگردان ! اين جمله اي بود كه هند زن عمرو بن الجموح پس از آنكه شوهرش ‍ مسلح شد و براي شركت در جنگ احد راه افتاد، از زبان شوهرش شنيد. اين اولين بار بود كه عمرو بن الجموح با مسلمانان در جهاد شركت مي كرد، تا آن وقت شركت نكرده ...

ادامه مطلب
هشام و طاووس يماني

هشام و طاووس يماني

هشام بن عبدالملك ، خليفه اموي ، در ايام خلافت خود به قصد حج وارد مكه شد. دستور داد يكي از كساني كه زمان رسول خدا را درك كرده و به شرف مصاحبت آن حضرت نايل شده است حاضر كنند تا از او راجع به آن عصر و آن روزگاران سؤ الاتي بكند. به او ...

ادامه مطلب
عبيداللّه بن عباس

عبيداللّه بن عباس

بسر بن ارطاة يكى از دژخيمان خون آشام معاويه بود، كه به دستور او، به شهرها و روستاها رفت و قتل و غارت پرداخت ، تا مردم را از پيروى حكومت على (ع) باز دارد و به سوى معاويه متوجه سازد (و سرانجام على (ع) او را نفرين كرد و او در اواخر عمر، ديوانه ...

ادامه مطلب
مومن الطاق

مومن الطاق

محمد بن علي بن نعمان كوفي معروف به مؤمن الطاق از شاگردان برجسته امام صادق (ع) بود، نظر به اينكه او مغازه اي در محل طاق المحامل كوفه داشت، به مؤمن الطاق معروف گرديد، ولي مخالفان آن قدر از ناحيه بحث ها و استدلال هاي او، ورشكسته شده بودند كه او را شيطان الطاق مي ...

ادامه مطلب