مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"

دلداري بيمار

دلداري بيمار

يكي از شاگردان امام جواد (ع) بيمار شده بود، در حدي كه بستري شده بود و اميد زنده ماندن نداشت ، امام جواد (ع) با خبر شد، همراه جمعي از اصحاب به عيادت او رفت ، وقتي كه در بالين او نشست و احوال او را پرسيد: او زار و زار گريه كرد و گفت ...

ادامه مطلب
ايستادگي تا شهادت

ايستادگي تا شهادت

امام جواد (ع) با پيشنهاد تحميلي ماءمون ، با دختر ماءمون به نام زينب كه به ام الفضل معروف بود، ازدواج كرد ولي او نازا بود امام جواد (ع) با كنيزي به نام سمانه (س) مادر امام دهم ، (ع) ازدواج كرد و از او داراي فرزند شد. ام الفضل بر سر همين موضوع ، ...

ادامه مطلب
درسي از علي بن جعفر(ره)

درسي از علي بن جعفر(ره)

علي بن جعفر (ع) برادر امام كاظم (ع) از امامزادگان بزرگ و فقيهان پرهيزكار است ، در مورد قبر ايشان سه قول نوشته اند: 1 در قم (آخر چهار مردان كنار مزار شهداء قرار دارد) 2 در خارج قلعه سمنان واقع است 3 در قريه عريض ، واقع در يك فرسخي مدينه مي باشد. علي ...

ادامه مطلب
شيوه سخن گفتن

شيوه سخن گفتن

روزي مامون به قصد شكار بيرون آمد و با جاه و جلال سلطاني عبور مي كرد، عده اي از بچه ها در راه بازي مي كردند و امام جواد عليه السلام هم كه حدود يازده سال داشت در كنار آنها ايستاده بود. بچه ها كه چشمشان به مامون و اطرافيانش افتاد از ترس فرار كردند ...

ادامه مطلب
ظهور نهمين نور ولايت

ظهور نهمين نور ولايت

حكيمه – دختر حضرت موسي بن جعفر و عمّه امام محمّد جواد عليهم السلام ، حكايت كند: چون هنگام ولادت حضرت جواد الا ئمّه عليه السلام نزديك شد، حضرت ابوالحسن ، امام رضا عليه السلام مرا به همراه همسرش ، خيزران مادر حضرت جواد عليه السلام با يك نفر قابله (ماما) داخل يك اتاق قرار ...

ادامه مطلب
خبر از شهادت پدر

خبر از شهادت پدر

بسياري از بزرگان شيعه و سنّي در كتاب هاي مختلف به نقل از شخصي به نام ، اميّة بن علي حكايت كنند: در آن هنگامي كه امام رضا عليه السلام در شهر خراسان بود، من مدّت زماني را در مدينه بودم و مرتّب به منزل حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد عليه السلام رفت و آمد ...

ادامه مطلب
خبر از بدهي پدر

خبر از بدهي پدر

مرحوم شيخ مفيد، كليني ، راوندي و ديگر بزرگان به طور مستند به نقل يكي از اهالي مدينه منوّره آورده اند: شخصي به نام مطرفي حكايت كند: هنگامي كه حضرت ابوالحسن ، علي موسي الرّضا عليهما السلام به شهادت رسيد، مبلغ چهار هزار درهم از آن حضرت طلب داشتم و كسي ديگر، غير از من ...

ادامه مطلب
برخورد بر مبناي نيّت

برخورد بر مبناي نيّت

حسين بن محمّد اشعري به نقل از پيرمردي به نام عبداللّه زرّين حكايت كند: در مدّتي كه ساكن مدينه منوّره بودم ، هر روز نزديك ظهر حضرت جوادالا ئمّه عليه السلام را مي ديدم كه وارد مسجدالنّبي مي شد و مقداري در صحن مسجد مي نشست ؛ و سپس قبر مطهّر جدّش ، حضرت رسول ...

ادامه مطلب
شكست توطئه

شكست توطئه

مرحوم راوندي و ديگر بزرگان حكايت كرده اند: روزي از روزها معتصم عبّاسي تعدادي از اطرافيان و وزيران خود را احضار كرد و در جمع آن ها اظهار داشت : بايد امروز شهادت و گواهي دهيد كه ابوجعفر، محمّد بن علي بن موسي الرّضا امام جواد عليه السلام تصميم شورش و قيام عليه حكومت من ...

ادامه مطلب
سفر بدون بازگشت

سفر بدون بازگشت

چهار سال و چند ماه از عمر امام جواد (ع) مي گذشت ، همراه پدرش ‍ حضرت رضا (ع) براي انجام عمره به مكه رفتند، يكي از غلامان حضرت رضا به نام موفق نيز با آنها بود، همان سالي بود كه حضرت رضا (ع) ناگزير شد كه از حجاز به خراسان بيايد. حضرت رضا (ع) ...

ادامه مطلب
اندوه جانكاه امام جواد (ع)

اندوه جانكاه امام جواد (ع)

زكريا بن آدم (ره) مي گويد: در محضر حضرت رضا(ع) نشسته بودم ، ناگاه حضرت جواد (ع) فرزند برومند آن حضرت را به حضورش آوردند، او در آن وقت كمتر از چهار سال داشت ، وقتي كه وارد شد، دستش را بر زمين زد وسرش را به طرف آسمان بلند نمود و مدت طولاني در ...

ادامه مطلب
دستوري براي دفع زلزله

دستوري براي دفع زلزله

علي بن مهزيار (ره) از بزرگان و فقهاي پارساي عصر حضرت هادي (ع) و حضرت جواد (ع) بود و از طرف آنها وكالت و نمايندگي داشت تا در اهواز به مردم رسيدگي كند، قبر شريفش در اهواز محل زيارت شيعيان و دوستان است او مي گويد: در اهواز زلزله مكرر زياد مي آمد، نامه اي ...

ادامه مطلب