مرحوم كليني ، طبرسي و ديگر بزرگان به نقل از خيران ساباطي حكايت كنند: در آن ايّام و روزگاري كه حضرت ابوالحسن ، امام علي نقي صلوات اللّه عليه در مدينه منوّره بود، به خدمت ايشان شرف حضور يافتم ، حضرت ضمن صحبتهائي به من فرمود: از واثق چه خبر داري ؟ عرضه داشتم : ...
مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"
پذيرش فتواي امام هادي (ع)
مردي مسيحي ، با يك زن مسلمان ، زنا كرد، او را نزد متوكل عباسي آوردند، او وقتي كه ديد متوكل تصميم به اجراي حد دارد، هماندم اسلام را پذيرفت و گواهي به يكتائي خدا و رسالت محمد (ص) داد، يحيي بن اكثم قاضي با سابقه و دانشمند معروف آن عصر، در آنجا حضور داشت ...
اعدام انقلابي
عصر امامت امام هادي (ع) بود، شخصي به نام فارس بن حاتم بن ماهويه قزويني با دروغ بافي و فتنه انگيزي و بدعتگذاري ، مردم را مي فريفت ، و دين آنها را سست مي كرد، و آنها را آئين خود در آورده ، دعوت مي نمود. اين خبر به امام هادي (ع) رسيد، امام ...
شعبده باز گستاخ
شعبده بازي از هند نزد متوكل آمد، تردستي هاي عجيبي از خود نشان داد كه متوكل حيران گرديد، متوكل كه از هر فرصتي مي خواست بر ضد امام هادي (ع) استفاده كند، و با پف كردن ، نور خورشيد خدا را خاموش نمايد، به شعبده باز گفت : اگر طوري كني در مجلسي عمومي ، ...
قدرت پوشالي
روزي متوكل تصمميم گرفت ، قدرت ارتش خود را به امام هادي (ع) بشان دهد و به اصطلاح خودش زهر چشم آن حضرت را بگيرد و در نتيجه آن حضرت بترسد و در مقابل متوكل ، به مبارزه بر نخيزد. دستور داد 90هزار از افراد ترك ارتش خود را كه در سامرا بودند، هر كدام ...
شعر موثر امام هادي (ع)
متوكل خليفه ظالم عباسي بود كه از اقتدار امام هادي عليه السلام نگران بود. شخصي نزد او رفت و درباره امام هادي عليه السلام چيني كرد كه در منزل او اسلحه و نامه هاي حمايت شيعيان قم وجود دارد و مي خواهد بر عليه حكومت قيام كند. متوكل گروهي ترك را به منزل او فرستاد، ...
شومي روزگار
حسن بن مسعود گويد: خدمت امام هادي عليه السلام رسيدم در حالي كه انگشتم خراشيده است و شانه ام با مركب سواري تصادف كرده و آسيب ديده بود و جامه هايم را عده اي از مردم پاره كرده بودند گفتم : اي روز! تو چه شوم هستي خداوند شر را از من بگرداند. امام عليه ...
شكوه امام هادي (ع)
محمد بن حسن اشتري گويد: من كودكي بودم ، كنار منزل متوكل (دهمين خليفه عباسي) همراه جمعي از طالبي و جعفري و عباسي ، بوديم كه ناگهان امام هادي(عليه السلام) تشريف آوردند، مردم همه به احترام ايشان پياده راه مي رفتند تا آن حضرت وارد بر متوكل شد (با توجه به اينكه آن حضرت مجبور ...
گرايش فرمانده سپاه
ابوهاشم جعفري گويد: در زماني كه ظلم حكومت (طاغوتي) واثق (نهمين خليفه عباسي) به مدينه سرايت كرد و سربازان او در جستجوي باديه نشينان بودند، امام هادي (عليه السلام) به ما فرمود: برويم تا سپاه اين تركي ( گويا فرمانده سپاه بود) را بنگريم . همراه امام از منزل بيرون آمديم ، و در كنار ...
شفاي خليفه
بسياري از بزرگان همانند مرحوم كليني ، راوندي ، طبرسي ، ابن شهرآشوب و … رضوان اللّه عليهم آورده اند: روزي متوكّل عبّاسي سخت مريض شد و پزشكان از درمان وي عاجز شدند و او در بستر مرگ قرار گرفت ، مادرش نذر كرد كه چنانچه متوكّل شفا يابد، هديه قابل توجّهي براي حضرت ابوالحسن ...
پزشك نصراني
يكي از دوستان و اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادي صلوات اللّه عليه – به نام زيد بن علي – حكايت كند: روزي از روزها سخت مريض شدم ، تا حدّي كه ديگر نتوانستم حركت كنم ، لذا پزشكي نصراني را بر بالين من آوردند و او برايم داروئي را تجويز كرد و گفت : ...
پيدايش دو درخت
همچنين يكي از درباريان متوكّل ، معروف به ابوالعبّاس – كه دائي نويسنده خليفه بود – حكايت كند: من با ابوالحسن ، علي هادي عليه السلام سخت مخالف و نسبت به او بدبين بودم ، تا آن كه روزي متوكّل مرا به همراه عدّه اي براي احضار آن حضرت از شهر مدينه به سامراء بسيج ...