قرائت و فهم قرآن(شعر)

قرائت و فهم قرآن(شعر)

تو اي مقري مگر خود را نگويي كاهل قرآنم
كه از گوهر نيي آگه كه مرد صوت و الحاني
برهنه تا نشد قرآن ز پرده حرف پيش تو
ترا گر جان بود عمري نگويم كاهل قرآني
به اخماس و به اعشار و به ادغام و امالت كن
ترا رهبر بود قُران به سوي سر يزداني
رسن دادن زقرآن تا زچاه تن برون آيي
كه فرمودت رسن بازي ز راه ديوِ نفساني
يكي خواني است پر نعمت قُران بهر غذاي جان
و ليكن چون تو بيماري نيابي طعم مهماني
سنائي

مطالب مشابه