وقف و ابتداء

وقف و ابتداء

معناي وقف
وقف در لغت، به معناي «باز داشتن، درنگ كردن» مي‌باشد، و در اصطلاح، عبارت است از «قطع صوت در هنگام قراءت براي تازه كردن نفس و سپس ادامه قرائت» (كه ابتداء ناميده مي‌شود.)
روش وقف در كلمات قرآن
در هنگام وقف تغييراتي در آخر كلمات به شرح ذيل داده مي‌شود:
1ـ كلماتي كه با تاء گرد (ة) ختم شده است با هر حركتي كه باشند تبديل به هاء ساكن (هْ) مي‌شود، مانند:
(تُقيهْ) ـ زَكوةِ (زَكوهْ) ـ مَرَّةٍ (مَرَّهْ).
كلماتي كه با تاء كشيده (ت) نوشته شده است فقط ساكن مي‌شود، مانند:
رَحْمَتُ (رَحْمَتْ) ـ سُنَّتَ (سُنَّتْ) ـ نِعْمَتَ (نِعْمَتْ).
2ـ تنوين كلمات منصوب، تبديل به الف مدّي مي‌شود، مانند:
رَحيماً (رَحيما) ـ ماءً (ماءا) ـ هُديً (هُدي)
3ـ بقيّه كلمات، ساكن مي‌گردد، مانند:
يَقْتُلُونَ (يَقْتُلُونْ) ـ فَاتَّقُونِ (فَاتَّقُونْ) ـ نَسْتَعينُ (نَسْتَعينْ) ـ هُوَ (هُو) ـ مُسْتَقيمٍ (مُسْتَقيمْ) ـ نَهَرٌ (نَهَرْ) ـ‌ هِيَ (هي)
مورد اوّل و دوّم، وقفِ به ابدال و سوّمين مورد، وقف به اسكان نام دارد.
لازم به يادسپاري است كلماتي كه در آخر آنها «الف، واو، ياء مدّي» مي‌باشد در هنگام وقف تغييري در آنها داده نمي‌شود، مانند:
كَلاّ ـ يُدْعي ـ رَبّي ـ كُلُوا
اقسام وقف
وقف بر دو نوع است: اختياري، اضطراري
1ـ وقف اختياري: وقفي است كه به اراده و تشخيص صورت گيرد كه طبعاً بايد كلام تمام باشد و بر سه قسم است: تامّ، كافي ـ حَسَن.
وقف تامّ: وقفي است كه كلام از نظر لفظ (دستور زبان) و معني كامل بوده و به ما بعد بستگي نداشته باشد، مانند وقف بر «وَ اُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» و ابتداء از «اِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا…».
وقف كافي: وقفي است كه كلام از نظر لفظ كامل ولي از جهت معني ارتباط به ما بعد داشته باشد، مانند وقف بر «رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا» و ابتداء از «اِنَّكَ اَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ».
وقف حسن: وقفي است كه كلام از نظر معني كامل و از نظر لفظ ناقص باشد بدين صورت كه عبارت دوّم از نظر دستور زبان به عبارت اوّل بستگي دارد، اين نوع وقف را چون تغييري در معناي كلام نمي‌دهد حَسَن ناميده‌اند ولي ابتداء از ما بعد جايز نمي‌باشد، مانند وقف بر «اَلْحَمْدُ لِلّهِ» و ابتداء از «رَبِّ الْعالَمينَ».
2ـ وقف اضطراري: وقفي است كه به سبب اتمام نفس، عطسه، سرفه، فراموشي آيه و غيره در موردي كه كلام از نظر لفظ و معني هر دو ناقص بوده اتّفاق مي‌افتد و به آن وقف قبيح نيز مي‌گويند كه لازم است از محلّ مناسب ما قبل، ابتدا شود.
ابتداء
ابتداء هميشه اختياري است و بايد از محلّي ابتدا نمود كه داراي معني مستقلّ و رساننده مقصود باشد و اين نكته بايد در نظر باشد كه با توجّه به شرايط نَفَس و طولاني بودن آيه از بهترين محلّ ممكن ابتدا شود.
تمرين
صَلوةَ ـ سَنَةٍ ـ رَشَداً ـ ذَكَرَهُ ـ هِيَ ـ سَماءً ـ لِلْعالَمينَ ـ رَحْمَتُ ـ فِي الْقُبُورِ ـ مِنْ خَوْفٍ
علامات وقف
چون شناختن محلّ‌هاي وقف و ابتداء بستگي به آموزش زبان عربي دارد و معمول مردم با آن آشنايي ندارند، لذا براي شناسايي موارد آن، علامتهايي مقّرر گرديده تا در هنگام تلاوت قرآن، بدانها توجّه شده و خللي در معناي آيات پديد نيايد.
نخستين شخصي كه اين علامتها را وضع كرد علامّه سجاوندي بود لذا آن علامتها به رموز سجاوندي مشهور گرديد.
بعد از علاّمه سجاوندي، علامتهاي ديگري وضع گرديد، كثرت علامتها باعث سردرگمي قاريان قرآن مي‌شد لذا علماي مصر به منظور اتّحاد و اتّفاق رموز وقف، علامتهاي ذيل را انتخاب كردند كه به توضيح آنها مي‌پردازيم.
(م): علامت وقف لازم است كه اگر به وصل خوانده شود بيم تغيير معني مي‌رود، مانند:
اِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ (م) وَالْمَوْتي يَبْعَثُهُمُ اللهُ ثُمَّ اِلَيْهِ يُرْجَعُونَ.
(لا): نشانة عدم جواز وقف است كه اگر اضطراراً در اين محلّ وقف شود بايد از محل مناسب ما قبل، ابتدا كرد، مانند:
وَلَئِنِ اتّبَعْتَ اَهْوائَهُمْ بَعْدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ (لا) ما لَكَ مِنَ اللهِ مِنْ وَلِيِّ وَلا نَصيرٍ.
لازم به به يادسپاري است كه اين علامت در مورد وقف حسن نيز به كار مي‌رود تا بدان توّجه شده و در صورت وقف، از ما بعد ابتدا ننمايند.
(ج): علامت وقف جايز مي‌باشد كه در اين مورد، وقف و وصل يكسان است، مانند:
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَاَهُمْ بِالْحَقِّ (ج) اِنّهُمْ فِتْيَةٌ امَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنا هُمْ هُديً
(قلَي): نشانه جواز وقف است و اشاره به اين كه وقف بهتر از وصل مي‌باشد.
در بعضي از قرآنها به جاي آن از علامت «ط» استفاده مي‌كنند كه به معني وقف مطلق آمده است يعني وقف بر اين كلمه و ابتداء از ما بعد مطلقاً خوب است، مانند:
«وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ (قلي) قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»
(صلي): علامت وقف جايز و اشاره به اين كه وصل بهتر از وقف است و ابتدا از مابعد نيز مانعي ندارد.
در برخي از قرآنها به جاي آن از علامت (ز) استفاده مي‌كنند،مانند:
اُولئِكَ عَلي هُديً مِنْ رَبَّهِمْ (صلي) وَاُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
(:. :.) نشانة وقف مُعانقه است كه بر روي دو كلمة نزديك به هم قرار مي‌گيرد و نبايد روي هر دو محلّ وقف شود، مانند:
ذلِكَ الْكِتابُ لارَيبَ :. فيهِ :. هُديً لِلْمُتَّقينَ.
– نكاتي چند در مورد وقف و ابتداء
1ـ وقف در پايان هر آيه سنّت پيامبر اسلام مي‌باشد، هر چند از نظر لفظ و معني ناقص باشد با وجود اين در اينگونه موارد، وصل آيات نيز اشكالي ندارد بلكه بهتر است، مانند:
فَوَيْلٌ لِلْمُصَلّينَ(لا) اَلَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ.
2ـ موارد عدم جواز وقف و ابتداء به محلّ‌هايي كه با علامت «لا» مشخّص گرديده خلاصه نمي‌شود و از علامت «لا» در محلّي استفاده مي‌كنند كه اشتباه انگيز باشد، بنابراين، در محلّ‌هاي بدون علامت نيز وقف جايز نيست و به طور كلّي محلّ جواز و يا لزوم وقف با علامتهاي ياد شده مشخّص گرديده است كه بايد رعايت شوند.

مطالب مشابه