شب قدر در نگاه مفسران قرآن (1)

شب قدر در نگاه مفسران قرآن (1)

نویسندگان: مسعود مطلبی (1)
دکتر مجید صادقی (2)

* چکیده:
در این مقاله شب قدر از دید مفسرانی چون ابن عربی، فیض کاشانی، حسن زاه آملی، آشتیانی، امام خمینی، ابن فارض، ملا سلطانعلی و بانو امین ارائه می گردد. در این مقاله حقیقت شب قدر و کسانی که درک این حقیقت را کرده اند و علامات ظاهری شب قدر، زمان آن، حال عبودی و خصایل و علوم کسانی که درک حقیقت این شب را کرده اند، بعضی برکات و ثمرات آن برای اهلش و توصیه های معصومین (علیهما السلام) برای درک آن پرداخته شده است.

* مقدمه:
شب قدر یک حقیقت قرآنی است و بلکه می توان گفت به لحاظ زمانی قبل و بعد از نزول قرآن هم برای آن باید حقیقت زنده قائل شد و همواره عالمان و عارفان متشرع پس از انبیاء و اوصیاء در درک حقیقت آن کوشیده اند. در این مقاله سعی شده اسراری را که مفسرانی عارف چون فیض کاشانی، ابن عربی، حسن زاده آملی، امام خمینی، آشتیانی، ابن فارض، بانو امین و ملا سلطانعلی در مورد این شب و حقیقت آن را در آثار خود آورده اند به شکل موجز و مفید مطرح شود.

* حقیقت شب قدر
شب قدر مرتبه ای است از مراتب انسان کامل. طبق جهان بینی الهی همه اشیاء برای وجود انسان و همه انسان ها برای وجود انسان کامل که صاحب درجات معرفت روحانی و شهودی است آفریده شده اند لذا شب قدر را باید در روح انسان کامل جستجو کرد اگر چه این شب هم در افق ماورای طبیعت و هم در افق طبیعت قابل دسترسی و ردیابی است.
در تفسیر بیان السعاده نوشته ملا سلطانعلی آمده است:
بدان که از مراتب علم به اعتبار طول بقای آن ها و از مراتب انسان به اعتبار نزول به لیالی تعبیر می شود و به اعتبار صعود به ایام، چون صاعد از ظلمات مراتب ذاتی به انوار مراتب عالی می رود و نازل از انوار مراتب عالی به ظلمات مراتب نازله داخل می شود که به اعتبار سرعت واصلین به آن مراتب و کندی مرور آنها به ساعات و ایام و به اعتبار تفصیل به شهور و اعوام از آنها تعبیر می شود. و مراتب عالیه همگی شب هایی صاحب قدر و فضیلت هستند انسان های کامل هر یک بر حسب سعه وجودی خود حائز مرتبه ای از مراتب این شب می باشند که بعضی از آنها را ذکر می نمائیم.
1- حقیقت شب قدر به معنای کامل آن جز حجاب اقرب و نزدیک ترین خلایق به خداوند تبارک و تعالی که همان وجود اقدس سید و آقای عالمیان حضرت ختمی مرتبت است نمی باشد. در کتاب ممدّالهمم آمده است که لیله قدر بنیه انسان کامل است یعنی قلبی که عرش رحمن است و وسیع ترین قلبهاست. خداوند سبحان فرموده:
«نزل به الرّوح الأمین* علی قلبک (شعراء 193و 194) و خداوند تعالی شأنه فرموده:
(إنا أنزلناه فی لیله مبارکه) (44/3) همین طور اسم اعظم الهی موجود در نشئه ظاهر جامع جمیع مراتب اسماء و حقایق اعیان است. و اشیاء را آن چنان که هستند با رؤیت ذات خود می بیند. و کیفیت ارتباط آنها به اسماء الهی و وصول آنها به باب اربابشان که حقیقت قیامت کبری برای اشیای کونی خارجی است را شهود می کند و این اسم اعظم در حقیقت روز لیله قدر محمدی (ص) است. (امام خمینی، مصباح الهدایه، 83). در این بیان ملاحظه می شود که انسان کامل با شهود ذات خود که همان درک لیله قدر است به درک حقایق اشیاء همان طور که هستند نائل می شود ولیله قدر در این بیان عرفانی عبارت از حقیقت عین ثابت انسان کامل است در مرتبه اعیان ثابته و خود انسان کامل یا اسم اعظم الهی موجود در نشئه ظاهر است.
و همچنین در جای دیگر
می فرمایند: شیخ ما و استاد ما در معارف الهی، عارف کامل میرزا محمد علی شاه آبادی اصفهانی (أدام الله أیام برکاته) در اولین مجلسی که به حضورش تشرف یافتم و از کیفیت وحی الهی از او سؤال کردم در ضمن بیانات خود فرمود: هاء در قول خداوند تبارک و تعالی: إنا أنزلناه فی لیله القدر اشاره به حقیقت غیبی نازل در بنیه محمدی است که حقیقت لیله القدر است. (امام خمینی، مصباح الهدایه، 87)
2- حقیقت روحانی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و امامان معصوم (علیهم السلام) و عالمان به علوم آنان هم برحسب بعضی اقوال حقیقت لیله قدر و آنچه در آن لیله نازل می شود دانسته شده است.
در ممدّ الهمم آمده است: بدان که از منازل سیر حبی وجودی در قوس نزولی به لیل ولیالی تعبیر می شود و در قوس صعودی به یوم و ایام تعبیر می گردد. پس عصمه الله الکبری حضرت فاطمه همان گونه که لیله القدر است همچنین یوم الله نیز می باشد. و انسان کامل در عصر محمدی وعاء حقایق قرآن است. اگر خواهی چنین بگو: انسان کامل قرآن ناطق است. پس یازده قرآن ناطق از این شب مبارکه ای که شب قدر است و مادر امامان است، نازل شده است. پس بفهم و آنگاه در سخن حقّ سبحان تدبر نما که به پیغمبر اکرم فرمود: ما به تو کوثر را بخشیدیم (2/108). رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس فاطمه را آنگونه که حق فاطمه است بشناسد شب قدر را ادراک کرده است و علّت نامگذاری آن حضرت به فاطمه این است که خلایق از کنه معرفت وی بریده شدند. هم چنین در نقد النصوص آمده است که فاطمه (صلوات الله علیها) شب قدر بود، و شب قدر دارای مراتبی است کما اینکه همه حقایق وجودی چنین هستند. هر مرتبه دانی از آنها رقیقه مرتبه عالی آن است و مرتبه عالی آنها حقیقه رقیقه آن، کما اینکه خداوند سبحان فرموده است:
(و لقد علمتم النشأه الاولی فلو لا تذکرون) (56/62).
3- از تأویلات دیگر شب قدر روحانیت وجود اولیاست؛ چه بعض اولیاء که ضنائن الله اند مستورند از نظر خلق و به عنوان ولایت ظهور ندارند، و اولیائی که ظاهرند به صورت روحانیت محقق اند و معرفت ایشان صعب است. و در حدیث شریفی آمده است که: خداوند سه چیز را در سه چیز مخفی کرده است: رضای خود را در طاعتش مخفی کرده پس چیزی از طاعات او را حقیر نشمرید شاید که رضای او در آنها باشد و سخط خود را در معاصی مخفی کرده پس چیزی از معاصی او را حقیر نشمارید چون ممکن است سخط او در آن باشد و اولیاء خود را در میان خلق مخفی کرده است پس احدی را کوچک نشمارید که شاید او ولی باشد. (حسن زاده آملی، و انسان و قرآن، 293) اگر چه شب قدر در دار طبیعت به حسب زمانی شبی است خاص و گفته شد که حقیقت روحانی آن هم همان وجود انسان های کامل است. در عالم مجردات به شکل ثابت و باقی و در عالم طبیعت به حسب زمان در هر عصر در وجود انسان کاملی ظهور دارد لیکن تاویلاتی هم در کلام بزرگان اهل عرفان آمده که جلوه های دیگری از حقیقت آن را آشکار می سازد.
1- حکیم متاله سبزواری در کتاب شرح الاسماء الحسنی در شرح یا رب اللیل و النهار فرماید: اطلاق لیل و نهار باطن لیله القدر و حقیقت روز قیامت را یعنی سلسله طولی نزولی و عروجی را شامل می شود و به اول با قول خداوند تعالی اشاره شده است که: (تنزل الملائکه و الروح فیها بإذن ربهم من کل امر) (5/97) و به دومی با قول خداوند تعالی اشاره شده است که: (تعرج الملائکه و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنه) (4/70)
2- هم چنین از تاویلاتی که شیخ عارف محی الدین در مورد لیله القدر مطرح می کنند این است که: انسان ثلث باقی از شب وجود است. پس آسمان که ثلث اول از شب است و زمین که ثلث دوم از شب است همه خواهند رفت و انسان در دار آخرت باقی خواهد ماند الی الابد و الی غیر النهایه و آن ثلث باقی از لیل است و به منزله فرزندی است از این دو پدر و مادر یعنی آسمان و زمین پس قرآن در لیله مبارکه در ثلث آخر از آن نازل شده است که همان انسان کامل باشد و در آن هر امر حکیمی متفرق و جدا گشته است پس از ابوین خود یعنی آسمان و زمین به بقاء متمایز و جدا گشته است. (ابن عربی، فتوحات، 3/ 330)

* درک حقیقت لیله قدر برای چه اشخاصی حاصل شده و می شود؟
هر انسانی که در افق روحی خود به روح حقیقت لیله القدر نزدیک شده باشد به مقدار این قرب و نزدیکی از این شب و حقیقت آن بهره مند خواهد بود. بنابراین درک حقیقت لیله قدر ابتدا برای معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) و پس از آن برای عالمان به علم آل محمد حاصل می شود که البته در میان آنها عارفان مسلمان برای درک این شب تلاش های فراوانی کرده و از مکاشفات خود نسبت به این شب خبرها داده اند.
مرحوم فیض در محجه البیضاء می فرماید: مَثَل سلاح در میان اهل بیت مانند مثل تابوت در میان بنی اسرائیل است. در میان بنی اسرائیل هر اهل بیتی که تابوت بر در خانه ایشان یافت می شد نبوت به ایشان داده می شد و در میان اهل بیت هم هر کس سلاح به او داده می شد امامت به او سپرده می شد و نزد اهل بیت جفر و جامعه و ناطقه است و لیله القدر خاص ایشان است و ملائکه و روح در آن شب به اذن ربشان تنها بر ایشان نازل می شوند و علم ایشان در شب قدر افزایش می یابد. (فیض کاشانی، المحجه البیضاء،209/4) و در جای دیگر می فرماید: و از جانب ابی الهذیل روایت شده است که فرمود: ابوجعفر (علیه السلام) فرمود: ای ابا هذیل شب قدر بر ما پوشیده نیست و ملائکه در این شب به دور ما طواف می کنند. (فیض کاشانی، المحجه البیضاء، 5/ 295) هم چنین در تفسیر بیان السعاده آمده است که از ائمه وارد شده است که ملائکه به خانه های ما وارد می شوند و با اطفال ما بازی می کنند و با ما مصافحه می کنند و ما پرهای ملائکه را جمع می کنیم و آنها در لیله القدر دیدار
می کنیم. بلکه می گوئیم سالک ناقص هم گاهی این چنین حالات از افاقه و رجوع به مملکت خویش و مملکت خارج برایش رخ می دهد بلکه تکمیل مقام نمی شود مگر به رخ دادن این احوال (ملا سلطانعلی، بیان السعاده، 196/ 1). در حدیثی از امام جواد
(علیه السلام) روایت شده است که ای پیروان تشیع! با مخالفان امامت، به سوره “انا انزلناه” استدلال کنید، تا پیروز گردید. به خدا سوگند، این سوره، نشانه ابعاد علم ماست. ای شیعیان! همچنین به سوره “حم دخان”، که در آن، آیه “انا انزلناه فی لیله مبارکه آمده است، استدلال کنید! این سوره (و این مقام)، پس از رسول الله، خاص ولی امر (حجت خدا) است در هر عصر… (محمد رضا حکیمی، خورشید مغرب، 143)

* علامات ظاهری شب قدر
در کتاب شرح دعای سمات از علی اکبر نهاوندی در علامات لیله القدر آمده که اولین علامت بنابر آنچه که در مصباح کفعمی آمده است آن است که آن شب معتدلی است اگر در تابستان واقع شود گرمای زیادی ندارد و اگر در زمستان واقع شود سرمای زیاد ندارد. دوم از آنها نیز که در کتاب مذکور آمده است اینکه اگر کسی را در آن شب بخواهند سحر نمایند سحر در او اثر نکند. سوم اینکه آفتابی که در روز آن شب طلوع می نماید دارای شعاع و ضوء چندانی نباشد و در تفسیر روح البیان برای این مساله دو علت نقل نموده است: یکی آنکه در وقت طلوع آفتاب روز آن شب، چون ملائکه که در آن شب به زمین نازل شده اند به آسمان می روند، کثرت آن ها جلوگیر شعاع شمس می شود و نمی گذارد که نور آن منتشر شود و دیگر آن که آفتاب در آن روز از میان دو شاخ شیطان طلوع نمی نماید به احترام آن شب. پس از این جهت شعاع ندارد، بخلاف باقی ایام چه در روایات است که آفتاب طلوع می نماید از میان دو شاخ شیطان و آن لعین زیاد می نماید در بث شعاع و تزیین طلوع آن تا این معنی باعث شود زیادتی غرور کافرین و نیکو نمودن آن را در چشم های ساجدین آن. چهارم آن که آن شب نورانی تر از سایر شب هاست، در تفسیر روح البیان آمده است: و اما نوری که در شب قدر دیده می شود ممکن است نور بال های ملائکه باشد یا نور بهشت عدن که دربهایش گشوده شده و یا نور لوای محمد و آل محمد است. یا نور اسرار عارفین که در آن شب حقیقت آن ها از حجاب به در می آید تا همه خلق نور و شعاع آن ببینند و این مناسب تر با حقیقت لیله القدر است چون حقیقت لیله القدر عبارتست از انکشاف ملکوت بر قلب عارف پس هنگامی که نور باطن به نور ملکوت منور گردد این نور از آن منعکس می شود به ظاهر. (وسیله النجاه در شرح دعای سمات ص 171).

پی‌نوشت‌ها:

1- کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث
2- عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان
منبع:فصلنامه قرآنی کوثر شماره 39

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید