امام صادق(ع) و مکاتب فکری گوناگون

امام صادق(ع) و مکاتب فکری گوناگون

نویسنده: دکتر حسن روحانی

شناخت(1) ما از امام صادق(ع)(آن گونه که برای ما تشریح شده و با دیدی که تاکنون به آن حضرت تنها به عنوان یک معلم، یک مدرس و بنیانگذار یک مکتب بزرگ فقهی نگریسته ایم)یک اشتباه، کجروی، تحریف، تک بُعدی نگری و حتی تحقیر آن حضرت است و تجدیدنظر در آن ضرورت دارد. در این خصوص می بایست دو مسئله را مورد بررسی قرار داد: 1. خصوصیات و ویژگی های مکتب امام صادق(ع). 2. دیگر فعالیت های آن حضرت.
می دانیم که شرایط عصر و زمان آن حضرت، شرایطی خاص بوده است. ازطرفی مکتب ها و فرقه های غیرشیعی و یا حتی غیراسلامی اوج گرفته و از طرف دیگر انحرافات عقیدتی در داخل پیروان مذهب شیعه نیز پدیدار شده بود. ظهور حدود بیست فرقه از خوارج با عقایدی خاص در مسائل سیاسی و اجتماعی و عقیدتی؛ مرجئه با پنج فرقه، که مردم را نابجا امیدوار ساخته و با اهمیت دادن به ایمان فقط در حدّ قلب و زبان به تأثیر عمل، عقیده چندانی نداشتند؛ معتزله با فرقه های دوازده گانه آن؛ جبریه، صوفیه و زهدگرایان، غلات، دهریون و مادیون و مکتب های فقهی چهارگانه اهل سنت که بعضی، در زمان آن حضرت و بعضی کمی بعد از آن حضرت بنیان گرفتند، وضع بحرانی فوق العاده ای را به وجود آورده بودند.(2) هر فرقه، گروهی را دور خود جمع کرده و بر آشفتگی ذهن مردم گرفتار آن زمان می افزودند.
در آن بحران عقاید، هر گروهی، نسل جوان و افراد کم اطلاع را به یک سو می کشاند. مادی گرایان و دهریون، جامعه را به کفر و الحاد؛ جبریون مردم را به تسلیم، صوفی گرایان مردم را به کناره گیری از دنیا؛ خوارج مردم را به هرج و مرج سیاسی و برخی از مکتب های فقهی رایج و وابسته به حکومت، مردم را به عقاید تخدیری و اطاعت کورکورانه از خلفا فرا می خواندند. نتیجه مشترک همه این تلاش ها، بازداشتن مردم از مسئولیت و رسالت اساسی اجتماعی، خاموش نگاهداشتن مستضعفین و سرگرم ساختن توده ها به نفع حکومت جائر زمان بود. در این شرایط بود که امام صادق یک تنه در برابر همه این طوفان ها به پا خاست.

مکتب امام صادق (ع) و هیئت حاکمه
اگر ابوحنیفه ای هست، از مکتبش حمایت می شود. اگر مالکی هست، دستگاه خلافت از او حمایت می کند. این تنها مکتب امام صادق است که همه نیروها علیه آن بسیج شده اند و به رغم تمامی مشکلات باید در برابر همه مکتب ها و انحراف ها سنگر مدافع اسلام و عامل سعادت مسلمین باشد. در برابر همه آشوب ها، تشتت ها و فتنه ها، امام صادق آن حوزه عظیم را بنیانگذاری کرد تا مردم را از همه بدعت ها و ایدئولوژی های غلط نجات بخشد. موفقیت آن حضرت در گسترش فرهنگ اسلامی و بیان حقوق اسلام، بسی شگفت انگیز است تا جایی که امروز قسمت اعظم فقه شیعه یادگار آن حضرت است. به همین دلیل مذهب ما به نام «مذهب جعفری» و منتسب به آن حضرت شهرت یافته است. در این مکتب فقهی، همه مسائل، از ساده ترین مسائل عبادی تا مشکل ترین مسائل اجتماعی و سیاسی اسلام مورد بحث قرار می گرفت.
در مکتب امام صادق همه دستورات و وظایف برای مردم تشریح می شد. وظیفه مردم در برابر خداوند در کنار وظیفه مردم در برابر حکومت و جامعه، نماز و روزه در کنار روش ها و تاکتیک های مبارزه، تفسیر آیات اخلاقی و عبادی در کنار آیات هجرت و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد، حج و زکات در کنار وظایف مردم در برابر بدعت گذار و خلاصه، همه برنامه ها و وظایف به عنوان اجزای مختلف یک قانون جامع و یک مکتب پویا بیان می شد. اگر کسی خیال کند که امام صادق در مکتبش تنها مسائل اقتصادی و عبادی را مطرح کرده و بس، سخت در اشتباه است. اگر در مکتب امام صادق فقط بحث ازدواج و طلاق، صلاة و صوم و نظایر آنها مورد بررسی قرار می گرفت، هرگز حکومت ها در برابر آن جبهه گیری نمی کردند و تا آن حدّ حساسیت نشان نمی دادند و مکتب آن حضرت را به تعطیلی نمی کشاندند.
چرا مالک تقویت می شود و مذهبش مورد تأیید است؟ منصور دوانیقی که هزاران نفر از شیعیان، علویان و شاگردان مکتب امام صادق را در زندان های مخوف، که در آن روز از شب تمیز داده نمی شد، زندانی کرده، می کشد و با کمال بی شرمی سرِ بریده جوانی را برای پدر زندانی به ارمغان می فرستد ولی به دلیل اهانتی که به جناب مالک! شده، فرماندار مدینه به شدت توبیخ و از کار برکنار می شود.(3) به استانداران دستور داده می شود تا به مالک احترام بگذارند و به مالک می نویسد: اگر از حاکم مکه، مدینه یا در هر منطقه ای از حجاز، خطایی مشاهده کردی به من بنویس تا به اشدّ وجه مجازات گردد.(4)
چرا ابوحنیفه مورد احترام است؟ چرا در حالی که هر روز بر امام صادق (ع) و شاگردان او فشار بیشتری وارد می شود، سفیان ثوری ها، واصل بن عطاها، ابی الهذیل ها، محمد بن منکدرها، عبید بن مهران ها، ابان بن سمعان ها و ابن ابی لیلی ها از پشتیبانی دستگاه خلافت برخوردارند و در وسایل ارتباط جمعی و تبلیغاتی آن زمان از آنها به عنوان استاد، عالم، قاضی و مفتی یاد می شود؟ پاسخ برای افرادی که کمترین آشنایی با تاریخ و عقاید اسلامی دارند، کاملاً روشن است. مکتب و برنامه آنها سرگرم کننده، تخدیرکننده و به نفع حاکمیت بود. اما مکتب امام صادق، بیدارکننده، انقلابی و حرکت بخش بوده و برای منصورها و حکومت جائر زمان، خطری بس بزرگ و ویرانگر به شمار می رفت.

زبانی که از هزار شمشیر خطرناک تر است
مکتبی که زبان یکی از شاگردانش برای ستمگران از هزار شمشیر خطرناک تر است. این اعتراف خلیفه قدرتمندی است که به ابرها خطاب می کرد و می گفت: ای ابر ببار که هرکجا بباری، ملک من است! صاحب امپراتوری بزرگی که حتی در دنیای امروز نظیری ندارد؛ قدرتمند مستبد و مغرور یعنی هارون الرشید می گفت:«انّ لسان هشام اوقع فی نفوس الناس من الف سیف»(5)، «فوالله للسان هذا ابلغ فی قلوب الناس من ماة الف سیف»(6) همین هارون بعد از شنیدن جملاتی از هشام در مجلس یحیی بن خالد برمکی رنگش متغیر می شود(7) و لب به دندان می گزد و بی اختیار فریاد می زند:« مثل هذا حی و یبقی ملکی ساعه واحده»، با بودن اینگونه مردان چگونه حکومتم حتی برای ساعتی دوام خواهد آورد؟(8)

پی نوشت ها :

1. سخنرانی دکتر حسن روحانی، دهه آخر ماه شوال، در حضور ده ها هزار مردم انقلابی و فضلای حوزه علمیه قم، مسجد امام حسن عسگری قم، مهرماه 1356-1397.
2. کتاب الامام الصادق، تألیف اسد حیدر، صص 126-113.
3. الامامة و السیاسه، ج2، ص 149.
4.الامام الصادق، اسد حیدر، ج1، ص 503.
5.همان، ج2، ص 81.
6.سفینه البحار«هشم»؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص 368.
7. رجال کشی، ص 225.
8.سفینه البحار«هشم»؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص 368.
منبع :روحانی، حسن (1388)، اندیشه های سیاسی اسلام (جلد اول: مبانی نظری) تهران: کمیل، چاپ سوم.

مطالب مشابه