هنر، پاسدار خون

هنر، پاسدار خون

نویسنده: حجت الاسلام ذبیح الله باقری قمی (1)

درآمدی بر تأثیر اندیشه و فرهنگ عاشورا بر هنر پس از انقلاب اسلامی.
هنر نه تنها پس از انقلاب اسلامی ایران از اهمیت و تأثیر ویژه ای در جامعه ایران برخوردار بوده است بلکه قبل از انقلاب اسلامی ایران هم این خصوصیت را داشته است؛ اما عناصری که برای هنر شالوده سازی کرده و به آن جهت داده اند و هدف گذاری برای نظام هنری دارند گوناگون می باشند، و اصولاً هر عنصری نمی تواند تأثیری مبنایی در حوزه هنر انجام دهد، بلکه ویژگی های مهم را می طلبد تا سعه مبنایی برای هنر پیدا کند؛ خلاق بودن، تأثیر گذاری، ماندگاری، فعال بودن نه منفعل، پیشرو و متعالی نه پیرو، فراگیری و توسعه، توحید محوری، حیات بخش و… این گونه موارد در حماسه کربلا و تمام عناصر آن حماسه دیده می شود؛ حماسه ای که شخصیت، حرکت، موضوع، دیالوگ، حادثه و… را در دو فضای مثبت و منفی قابل رؤیت و پی گیری قرار داده است که می تواند دستمایه هر هنرمندی در هر رشته ی
هنری (صوتی، تصویری و…) قرار گیرد و ازآن بهره مند گردد.اما در ایران اسلامی حرکت ایجاد رو به جلو کم کم رنگ خود را باخت و تسلیم حوادث و جو غالب هنری ظاهر گرای غرب شد و عوامل داخلی هم این غفلت را بیش از پیش دامن زد آنچنان که در کلیه نشریات هنری موجود در این کشور چیزی کمتر از اندک هم از حماسه عاشورا که این انقلاب را رقم زد نمی بینیم و آنچه بعضی هم دارند در خموشی و مستوری به سر می برند که این هم سزاوارهنر نیست، هنر تجلی دارد و وسیله ای برای بهره برداری و هدایت مردمان است تا دست آنان را بگیرد و به تعالی سوق دهد. میثاق هنر با هر عنصری تعالی بخش است نه عناصر دیگر، آنچه با واقعیتی غیرحق رابطه برقرار می کند نمی تواند هنر محسوب شود. آسیب شناسی این عرصه به همین دلیل قبل از ورود به بحث تأثیر گذاری و تأثیر پذیری بین عاشورا و هنر پس از انقلاب لازم و ضروری است و این پیش درآمدی است که اصل مبحث را با ورودی دقیق روبرو می کند، درست همان کاری که تا به حال خوب انجام نشده و انگیزه ایجاد نکرده است، از محاسن این آسیب شناسی، شناسایی اوضاع فعلی تأثیر عاشورا در حوزه هنر است تا دوستان را برانگیزد و دشمنان را بر حذر دارد، اندیشه که مسیحیان صهیونیست و بنیان گذاران دهکده جهانی و تسلط کامل و قاطع بر این دهکده می کوشند آن را یا محو کنند یا با تحریف خود آن راه تو خالی کرده و ما را بر مزاری خالی بگریانند، گریه ای بی اثر. البته باید به این نکته توجه داشت که بحث آثار و تأثیر با یکدیگر متفاوت اند و در حوزه آثار هم آمارگیری و معرفی آثار با تحلیل آثار تفاوتی زیاد دارد. دراین بحث که در حوزه تأثیر به بحث نشسته ایم آسیب شناسی در حوزه تأثیر گذاری هم مقدم و هم مهم تر از اصل تأثیر گذاری عاشورا در هنر پس از انقلاب است.

مقدمه:
در مهم ترین و بزرگ ترین اثر تنها هنر جهان، یعنی قرآن کریم بیانی زیبا و هنرمندانه و تصویری و همراه تمام آثار تربیتی آن آورده است که می فرمایند:
«افمن یمشی مکبا علی وجهه اهدی امن یمشی سویاً علی صراط مستقیم»
(سوره ملک، آیه 22)
«آیا آن کس که به روی درافتاده و سر به زیر دارد و به معاش و خور و خواب و خشم وشهوت می اندیشد و این مسلک سلوک می کند و سر به بالا ندارد هدایت شده است یا آن کس که سر به بالا درآید آسمانی می اندیشد و بر صراط مستقیم است و آنگونه می اندیشد و برآن مسلط است.»
هنر ذره ای از ذروه الهی است که در جهان انسان جای داده شده که او را روشن می کند و همان فطرت است که آذرخش گونه روشنگری چشم گیر دارد و نقاطی را روشن می کند و رخدادی تازه به وجود می آورد گاه این ذروه از جانی و واقعیات و حقایقی بر جان هایی دیگر می طراود و حوادث جدید و متعالی بوجود می آورد که مجاری جریان فیض و خود رسانا برای اعصار و امصار دیگرند.
حال اگر این جان ها از فنون هنری و ابزار و وسایل رایج بشری نیز برخوردار باشند راه تجلی آن فیض عظیم را برجان ها دیگر در کف دارند که با رعایت آداب آن چهره منوری را برای دل های متحد فراهم می کنند و یا چهره هایی را مستعد این حادثه می نمایند.
حادثه عظیم کربلاو عاشورا آنقدر کشش دارد که هنرمند ساز است و ما دراین مقاله برآنیم که درآمد و آنچه ابتدا در باب تأثیر گذاری عاشورا بر هنر پس از انقلاب و نیز تأثیرپذیری هنر از عاشورا و فرهنگ و اندیشه آن پس از انقلاب لازم است را به عنوان پیش نیازی آسیب شناسانه مورد بررسی قرار دهیم و البته آنچه تا به حال تحقق یافته از این تأثیر پذیری و تأثیرگذاری را مورد توجه قرار داده ایم و البته آنچه تا به حال تحقق یافته از این تأثیرپذیری و تأثیرگذاری را مورد توجه قرار داده ایم و به آن هم اشاره می کنیم، اما پس از این همه سال معاشرت و همنشینی و تدریس و شاگردی کردن با ین قشر محترم در عرصه ای دانشگاهی و غیردانشگاهی شاید دانشی اندک و میدانی دراین باره را قدر بضاعت خویش در اختیار قرار می دهم که ارباب اندیشه درآن نظر نمایند وارشادهای خویش را بذل نمایند که به دیده منت است آن افاضات را.
گاه درباب تأثیر پذیری هنر پس از انقلاب این مویه را با خویش دارم که، آنقدر صاحبان هنر و اندیشه ورزان و دست اندکاران آن به علل و طرق گوناگون نسبت
به، به نمایش گذاردن تأثیراتی که در حادثه و حماسه عاشورا را به طور طبیعی بر هر انسانی می گذارد و تعلل نکنند تا مردم خود از عاشورا ایده گیرند و این واقعه هنر آفرینی کند و مردم هنرمندان را پشت سر بگذارند که البته و صد البته این گونه های عزاداری و نذورات و علم و کتل و … گاهی موجب انحراف می شود و در عرصه های تخصصی اهل هنر وارد شدن آن ها بی تجربه بسیار خطرناک است که به قول معروف کاری به این مهمی را که به دقت نظر نیاز دارد به غیر اهل آن واگذاریم.
تقدیم می دارم این برگ پائیزی و زرد رنگ و خشک را به محضر آنکه سرخی خویش را از ما دریغ نکرده است و او را همیشه مدیونم و خویش می داند و سلام علیک یوم ولدت و یوم شهدت و یوم تبعث حیاً، ای حیات جانهای طیب، السلام علیک و علی اولادک و علی الارواح التی حلت بفنائک.

ضرورت موضوع:
– در باب ضرورت این موضوع( تأثیر عاشورا در هنر وادبیات پس از انقلاب)
1- اهمیت محتوای عاشورا و نقش آن در حیات بشر:
وقتی در باب ضرورت و اهمیت حادثه عاشورا و مبادی و نتایج آن بیندیشیم می بینیم که از عناصری بسیار مهم وارزشمند و حیات بخش برخوردار است که این عناصر هر کدام برای بالندگی یک حیات بشری در دوره های مختلف کافی است و می تواند تأثیری فرهنگی اجتماعی و تمدن ساز را داشته باشد، کما اینکه پس از سال ها یک گونه و نوع تمدنی خاص را برای ملل(نه تنها ملل مسلمان) به وجود آورده که اگر بشریت آن ها را به دست فراموشی بسپرد یا خود را به تغافل نزند از بهره های آن بهره مند خواهد شد.
آیا هنر به دنبال زندگی و عناصر حیات بخش نمی گردد با عناصری که به او حیات دهند تا او زننده شود و به واسطه آن عناصر دیگران را این هنر زنده کند؟ آیا اگر این حیات، حیات طیبه باشد،اوج زندگی را به وجود نمی آورد و دست بشر را به بلندی مقصد و مقصود هستی نمی رساند، تمام شاخصه های حیات پاک و زندگی متعالی در پیشینه و پیشانی حرکت عاشورا موج می زند:
1- آگاهی
2- خواستن
3- حرکت
4- از خویش گذر کردن
5- پاکی در اندیشه و گفتار و رفتار و اهداف و اصول و…
6- تعالی خواهی و دوری از خودخواهی و خود محوری
7- به هدف اندیشیدن و برای آن از هستی خویش مایه نهادن
8- متصل به وحی بودن
9- بهره بردن از ولایت الهی و قیامی از نوع قیام انسان کامل
10- به تمام جوانب و پیامدها اندیشیدن
11- محصول و ره آوردی کامل و خالی از هر نقطه سیاه
12- این رویداد محک و ملاک تشخیصی و تاریخی باقی است شده است.
13- پویندگی
14- تأثیرگذاری
این عناصر ظاهری و بیش از این، عناصر باطنی و راز آلود که در پس پرده الهی می گذرد به اندازه کافی شیفتگی خاص برای هنر و ارباب هنر به وجود می آورد و جذبه ای است که سال های سال و بلکه تا ابد و ابدیت اصحاب آن را واله و شیدایی غریبی می بخشد تا هم هنرمند ارضا شود و هم رودهای هنری در مسیر خویش آبیاری شوند و بالطبع آبیاری کنند.
زیرا که بنابر تعریفی که ما آن را درباب هنر ارائه داده ایم و در مقاله این تحت عنوان حقیقت هنر ارائه شده به سمینار فلسفه هنر آورده ایم و آن را قریب به صواب می دانیم نکاتی نهفته است که هر حقیقتی مانند عاشورا را پی می جوید تا رویدادی در جان هنرمند را به وجود آورد تا هنرمند نیز خود رابکاود و در پرتوی عاشورا حداقل به خودشناسی برسد.
«هنر عبارت است از: رخدادی در جان هنرمند.»
این هنر است که شاخصه های خاص را در خود دارد که با این شاخصه ها ازهر پدیده دیگری مرز خویش را اهدا می کند. که دراین درمقام اثبات و تحلیل آن نیستیم.
2- جایگاه انقلاب اسلامی ایران:
حادثه عاشورا را به خودی خود تأثیر مستقیم خود را در عرصه های گوناگون می گذارد، آنگاه عناصری که تأثیر پذیرفته اند طبق همان قدرت تأثیرگذاری و پویندگی عاشورا خود نیز دارای هویت تأثیرگذار و پوینده می شوند، انقلاب اسلامی بی شک، چه مستقیم و چه غیر مستقیم از این هویت عظیم تأثیری شگرف و ماندگار و موفق را پذیرفت چنانکه در تمام حرکات منسوب به انقلاب حسین (ع) و عاشورایی شده و می شود.
علت اینکه در این مقاله به تأثیر اندیشه عاشورا بر هنر و ادبیات پس از انقلاب اسلامی توجه شده است، همین است که اول، هنر خود بخود تأثیر گیرنده از عاشورا می تواند باشد؛ حال اگر عنصری به نام انقلاب اسلامی نیز به عنوان یک عامل عاشورایی آن هم با ویژگی به روز بودن رخ بنماید هنر چه تأثیری را می پذیرد؟ پس این سر اصلی دخالت عنصر پس از انقلاب است و دراین مقاله به انقلاب به عنوان یک تاریخ نگاه نکرده ایم، بلکه به عنوان یک هویت تأثیر گذار با تمامی ویژگی های آن مد نظر بوده است.

کلیات:
گذشته از تعابیر و تعاریفی که برای هویت هنر کرده اند اعم از اینکه بعضی آنرا «بازنمایی واقعیات بیرونی» (مبانی فلسفه هنر، آن شپرد، ص 9 و شناخت و تحسین هنر، مهین دانشور، ص 30) دانسته اند و آن را بسان آینده ای می دانند در دست هنرمند که پیش روی جهان ایستاده است و جهان خارج در آن منعکس می شود و یا بعضی آنرا «بیان احساسات و واقعیات درونی و برداشت مبتنی بر واقعیات بیرونی» (چیستی هنر، اسوالد هنفلینگ، ص 14) تعریف کرده اند که درحقیقت آن هم تحت تأثیر قرار گرفتن و بیان آن است و دیگر آنرا «تجلی شناخت و یا ابزار شناخت» (چیستی هنر،ص 253، مقاله هنر و ماوراء الطبیعه، استاد مهدی هادوی طهرانی و
فلسفه هنر-محمود رضا الهی ص 192) معرفی کرده و …
پس این تعاریف و آنچه شبیه به آن است که در جمال خود باید به جستجوی آن پرداخت، اندیشه ما این حقیقت این گونه تعریف می شود که :
اول: هنر دارای واقعیت است و واقعیت داشتن آن امری مسلم است.
دوم: پدیده هنر از نسخ امور فضایی و مربوط به نفس است.
با این بیان که «درک و فهمی، که عینیت هنر است به گونه ای است که، آن هنگام که حاصل می شود، و حالتی برای جان و نفس هنرمند پیش می آید همراه تحلیل،پیگیری پنهانی ها و پیچیدگی ها و… می باشد و هنگامی که نفس به مرحله خاصی از تحلیل رسید و رازهای خاصی دست یافت و دیگر مراحل را نیز طی کرد آن گاه این رخداد تحلیل شده و کامل را هنر می نامیم، که می تواند منشاء بسیاری از خلاقیت ها نیز باشد و رخدادهای جدیدی را به وجود بیاورد» (چالش های فیمابین اسلام و موسیقی ص 46 تا ص 68 .پایان نامه به راهنمایی نگارنده، نگاشته فرهنگ، آرمین) و اثر هنری نیز : «پیامد نازل آن رخداد و پدیده هنری محسوب می شود که در مقایسه با آن رخداد که در نفس هنرمند صورت پذیرفته است بسیار نازل و ناگویاست و جز آنچنان گویا، کامل و صحیحی از آنچه در نفس صورت گرفته نمی دهد.» (چالش های فیمابین اسلام و موسیقی، ص 46 تا ص 68، پایان نامه به راهنمایی نگارنده، نگاشته فرهنگ، آرمین)
دراین باره بیشتر به مبحث کلیات نمی پردازیم اما در خصوص انقلاب اسلامی و به ویژه اندیشه عاشورا هم در خلال بحث به صورت مستوفی بحث می کنیم که برای جلوگیری از ورود در بحث تاریخی اطاله کلام نمی کنیم.
آسیب شناسی تأثیر پذیری هنر و ادبیات پس از عنصر عاشورا:
یا آسیب شناسی تأثیرگذاری عاشورا بر عنصر و ادبیات پس از انقلاب
– دراین بیان دو عنصر فاعل (عاشورا) و قابل (هنر وادبیات پس از انقلاب) را با تکیه بر این عنوان فاعلیت باید مدنظر قرار داده و نیز از سوئی باید آسیب شناسی روی هر دو عنصر مورد بررسی قرار گیرد.
نگاهی واقع گرا به هنر وادبیات پس از انقلاب اسلامی (البته باید توجه داشت قابلیت این بحث جغرافیای ایران اسلامی را در می نوردد و ویژه ایران نیست بلکه قاره های آسیا،افریقا، اروپا، امریکا و ملل و اقوام گوناگون رادر برمی گیرد که تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران هستند که البته انقلاب اسلامی ایران هم تحت تأثیر انقلاب حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام می باشد.)
هنگامی که به رشته های گوناگون هنری توجه می کنیم می بینیم که از جهات و حیثیت هایی تقسیم پذیراند و هر تقسیم برای اقسام خود حیثیت هایی را به وجود می آورد که با توجه به آن حیثیت ها تحلیل هایی صورت می پذیرد، مثلاً به این تقسیم بندی توجه کنید:
-1. تقسیم بندی رشته های هنری از نظر تأثیرگذاری و دامنه کیفی و کمی این تأثیرگذاری:
1- با تأثیرگذاری کیفی و کمی بالا(تلویزیون، سینما، رادیو، موسیقی)
2- با تأثیرگذاری کیفی و کمی متوسط (شعر، نقاشی، مجسم، فیلم)
3-با تأثیرگذاری کیفی و کمی پائین (گرافیک، صنایع دستی، معماری)
2- تقسیم بندی رشته های هنری از نظر دامنه کمی مخاطب و درصد نگه دارنده گی مخاطبان و جلب توجه آن ها:
1- پر مخاطب و جذاب (هنرهای تصویری و پرتلاش در عرصه تبلیغات، تلویزیون، سینما)
2- مخاطبان متوسط و جذابیت متوسط(رادیو، شعر، نقاشی و …)
3- کم مخاطب و کم طرفدار (هنرهای دستی و معماری)
-3. از نظر عمق پردازش هنری:
1- عمیق(ادبیات، داستان، شعر)
2- متوسط (سینما، نقاشی و …)
3- قشری (تلویزیون، رادیو و…)
رشته های هنری به هرحال ابزاری تأثیرگذار هستند که با تفاوت های کمی و کیفی و تأثیرگذاری روی ذوق ها و سلایق گوناگون دامنه گسترده ایی را تحت تسلط مؤثر خود قرار می دهند که این جنبه رشته های هنری انکارپذیر نیست که در گذشته و اکنون این مسئله به اثبات رسیده است.
شاید پرداختن به تمام مسائلی که پیرامون مباحث نظری هنر وجود دارد دراین مجال و مقال نه ممکن و نه صلاح باشد و در صورت لزوم در هر بخش هنگام نیاز به آن اشاره خواهیم نمود و دراین مقام بهتر است مستقیماً وارد اصل مطلب شویم و به عنوان پیش درآمدی بر مباحث تأثیرگذاری اندیشه و فرهنگ عاشورا در جان مایه هنر پس از انقلاب به بحث آسیب شناسی تأثیرگذاری فرهنگ عاشورا در هنر و ادبیات پس از انقلاب بپردازیم.

دامنه تأثیرگذاری و اندیشه فرهنگ عاشورایی:
در شالوده اندیشه عاشورا تأثیرگذاری موج می زند؛ در فرایند ذهنی و عینی آن در سخنان در پیام ها و محورهای آن در کنش و عملکرد آن در شعارها در ایثار، آزادی و آزادگی، پارسایی، عبودیت، رهایی از بندها در مقاومت و حماسه و… که هر یک از آن ها از بهترین خط مش ها برای یک الگوگیری و کارسازی و محوریت برای حرکتی هنری ونو می باشد که نه فقط بخش پرداخت محتوایی یک رشته هنری را تأمین کننده است، بلکه نوید جهشی در جهت ارتقاء و تأسیس در قالب و فرم و تکنیک آن رشته را در پی دارد، که اهل تخصص خود خوب می دانند که ابداع یک فرم و آسیب تکنیک الهام های کم نظیری را از محتوی دریافت می کند.
اندیشه، اخلاق، رفتار، فرهنگ، سنت و… تمدن عاشورایی به علاوه نفس قضیه و حادثه عاشورا هر فردی را تحت تأثیر قرار می دهد و از بین همه افراد هنرمند را تحت تأثیری دیگر و فوق تأثیر های یافت شده در دیگر افراد قرار می دهد، چرا که مجاری ادراکی و احساسی و عاطفی هنرمند به جهت عواملی که در بحث فلسفه هنر به آن اشاره می شود از گیرایی و نیز تحلیل بالا و والایی برخوردار است و همین شاخصه هاست که او را هنرمند کرده است که هرچه این دامنه وسیع تر باشد جان بی انتهای
او مهبط رخدادهای عظیمی می شود.
در بخش تأثیرگیری که جنبه منفعل شدن عالی را بازی می کند و سپس خلاقیت نفس هنرمند که جنبه فعال شدن را دارد، این حادثه عاشوراست که هنرنمایی اصلی را برعهده دارد و تمام ساز و کارهای یک تحول عظیم را فراهم آورده است؛ آنچناکه در علم و اخلاق و هنر نقش و اثری را بازی می کند.
– دامنه تأثیرپذیری هنر از فرهنگ عاشورا:
چون تأثیر اصلی در هنر را جان هنرمند انجام می دهد و انعکاس این نقش در اثر هنری تجلی می نماید کشش جان هنرمند و پس ازآن اثر هنری هم به اندازه خود ظرفیت تأثیرپذیری را از این واقع دارد.
استعداد و آمادگی ابزار هنر برای انعکاس آنچه در جان هنرمند رخ داده و برای او دغدغه ایی مهم به حساب می آید پس به دست هم می دهند و آن قدر زیبایی ها و جلوه های را متجلی می کند که در سابقه تاریخ خود شاهد براین است که هنر شیفتگی خاصی نسبت به مقوله هایی مانند الوهیت، عبودیت، انسانیت، آزادگی، فرزانگی، شهادت، رشادت، ایثار، زیبایی و… را دارد.

تقسیم آسیب شناسی
ارزیابی ما درباب بررسی کیفیت و کمیت تأثیر فرهنگ و اندیشه عاشورا در عرصه هنر این مرز و بوم ما را به این نکته می رساند که طی نگرش دقیق و عمیق به هنر پس از انقلاب می بینیم که :
1- بعضی اندیشه ها و خاستگاه های هنری تحت تأثیر حرکت ارزنده عاشورا قرار گرفته اند.
2- از آن اندیشه ها، بعضی آثاری خلق کرده اند و رشته های مختلف هنر مانند نقاشی، سینما و موسیقی و مجسمه از خود آثاری را به ظهور نهاده اند.
3- بسیاری هم تلاش هایی داشته اند ولی عرصه عمل از آثار آن ها خالی است.
4- اما آسیبی هم دراین خلال یافت می شود که بیشترین توانایی ودانش و هنر را از هنر معاصر و آثار آن به هدر می دهد که این مسئله بسیار شایان توجه است که
اندیشمندان این عرصه را برآن می دارد که سؤال کنند:
چه عاملی باعث شده که اندیشه پرمحتوا و قوی عاشورا که سال های سال در عرصه هنر، هنرمندان بنامی را هم به وجود آورده هم معروف کرده و بسیاری از معاریف را به خود جذب نموده در سال های پس از انقلاب که فضا نیز آماده و مستعد بوده این چنین حتی کمتر از حداقل به عنصر عاشورا در هنر التفات نمایند و دراین باب فشرده ظاهر شوند؟
– می توان دریک تقسیم بندی آسیب شناسی تأثیرگذاری عاشورا بر هنر پس از انقلاب و نیز تأثیرپذیری هنر پس از انقلاب از عاشورا را را این گونه تبیین نمود:
1- داخلی (خودی)
الف: منشا آسیب ها:
2- خارجی (دشمنان)
1- از ناحیه عموم مردم:
الف: منشأ داخلی: 2-از ناحیه دین شناسان
3- از ناحیه هنرمندان
4- ترکیبی از تمام این عناصر
الف 2: 1 .هجوم فرهنگی و هنری و رسانه ای
2- هجوم نظامی
الف1.1.1: آسیبی که از ناحیه مردم آن هم دین داران نیز یا به دلیل:
1- جهل آن هاست.
2- انگیزه نداشتن آن ها وبی حوصلگی
3- پیروی از هواهای نفسانی است.
4- فشارهای سیاسی و اقتصادی و نظامی است.
5- داشتن باورهای غلط نسبت به اصل و اساس و هنر
6- ترس یا دیگر عوامل اخلاقی تأثیر بازدارنده دارند.
7- تحریف و خرافه به جان عوام بیافتد.
8- بی همتی و یأس
9- به جمال زینت مشغول شدن
10- بسنده کرده به کم و اندک و اهل پیشرفت نبودن و اصطلاحاً پیرو بودن به پیشرو بودن.
تمام این عوامل و آنچه شبیه به اینهاست عناصری بازدارنده اند که می توانند حرکت و حیات هنر در عرصه عاشورا و زنده نگه داشتن آن و بهره گیری از تعالی آن را متوقف کنند، و می تواند کاری کند که هنرمند سر در جیب خویش فرو برد و اگر اثری را هم تولید کرده است به معرض نمایش نگذارد و اگر در جانش خبری نیز رخ داده دیگران را از آن خبر بهره مند نکند؛ در حالی که باید هنرمند با اجتماع تعامل خوب و کامل داشته باشد و از آن هم تفکر و آثار و او مردم و عموم شهروندان بهره ببرند و هنرش نباید فقط و فقط جنبه تزیینی و موزه ایی پیدا کند. درحالی که هنرمند دست اجتماع را می گیرد، ذائقه تغییر یافته غلط او را به سوی خوب و ادراک بالا تغییر می دهد اما این در حالی است که اجتماعی هم به سوی این همت او حرکت کنند و تمایل از خویشتن نشان دهند.
الف.1.1. 2: آسیب از ناحیه عمومی مردم آن هم افراد غیر مقید و لاابلالی که این نیز عواملی دارد:
2- تسلیم هواهای داخلی و عناصر خارجی بودن و تحت تأثیر آن ها قرار گرفتن
3- اهل یأس و بی همتی و سستی بودن
4- مسیری منفعت طلبانه را اختیار کردن
5- به هنری که زینتی و ظاهری و منحرف کننده باشد علاقه داشتن
6- جو زدگی
7- نسبت به شالوده ها اصلی مکتب و مذهب بی تعهد بودن.
8- اهل تخریب شالوده ها بودن یا با تمسخر و مضحک جلو دان یا با تهدید و …
9- غوطه خوردن در فرهنگ ضد دین و ضد حق
با لطبع وقتی چنین فضایی بر اندیشه مردم حاکم شردر متن هنر رایج تأثیر گذار است و اگر دیگر آسیب ها را که خواهیم گفت به آن ضمیمه کنیم پرداختن به اندیشه والای عاشورا و بهره بردن از آن همه فرم و محتوا که حرکت عاشورا در بر دارد را دچار اختلال کرده و به فرموده دین معروف منکرجلوه می کند و منکر معروف و آنگاه حرکت دوم آغاز می شود که امر به منکر می کنند و رواج می یابد و نهی از معروف، چرا که این سیر مسیر خود را کاملا و تماماً طی کرده است.
الف.1-2- آسیب از ناحیه دین شناسایی و محققان و متخصصان دینی (البته مقصود از این دسته کسانی هستند که دراین عصر مشغول فعالیت اند که ممکن است و بلکه به وقوع پیوسته که آسیب هایی را ببینند که انکارپذیر هم نمی باشد.)
1- فهم غلط و به دور از واقع نگری نداشتن .
2- با تعصب و بدون مطالعه دقیق و از نزدیک به تحقیق نپرداختن در باب هنر
3- بی توجهی به عرصه هنر
4- اقوام مصلحانه در باب هنر نکردن. (هم در برنامه ریزی و هم در اجرا و…)
5- به قدرت و شأنیت هنر واقف نبودن؛ هم هنر در اندیشه فلاسفه و عرفا و هم هنر معاصر
6- قضاوت سریع به محکومیت در باب هنر کردن
7- گفتار دین درباب هنر را بدون دقت پیشینه کردن یا اصلاً دقت نکردن
8- علومی که مقدمه توجه به قدرت هنر است را از عرصه علوم دینی محو حذف نمودن مانند فلسفه، عرفان، ادیان و ملل و نحل و…
9- عدم توجه به نیاز جامعه و در عرصه حکومت به حکومت ولی فقیه و نقش
هنر در بسط و اشاعه فرهنگ ولی امر و زمینه سازی مدینه فاضله و عصر ظهور حضرت ولی عصر.
10- حتی به مقابله به مثل و قوی تر عمل کردن در مقابل غول های تبلیغاتی و رسانه ایی جهان خوب فکر نکردن و از این قافله غافل بودن و همچنان غافل ماندن.
11- سیر و طی مسیر اذهان و اذواق هنری دینی را رو به سوی اضمحلال و مردن می کشد.
12- ورود غیر صحیح در عرصه هنر که این خود آثار بد و خاطره و خاطرات بد را هم برای خودی ها به جای گذارده و نیز برای دشمنان و نادانان و ابلهان دست آویزی خواهد شد.
13- اعتراف نکردن به شیوه غلط و پافشاری بر روش نادرست.
14- طفره رفتن از ارزیابی و بازنگری دراین بخش
15- شجاعت علمی نداشتن و بالطبع شجاعت عملی نداشتن
16- به فکر و اندیشه فرهنگ سازی نبودن
الف-1. 3: آسیب از ناحیه هنرمندان در تأثیر عاشورا و بر هنر پس از انقلاب.
1- نادانی نسبت عناصر دینی از جمله عاشورا و محتویات عظیم آن در عرصه هنر.
2- دانستن ولی به عللی توجه نکردن از جمله:
الف: بی مبالاتی و اهتمام به امور دیگر.
ب: تسلیم جو حاکم بر هنر رایج بودن.
ج: جو حاکم برهنر از دیرباز تاکنون.
3- برداشت غلط داشتن.
4- بر برداشت غلط پا فشاری کردن.
5- سطحی نگر بودن و اندک را کافی دانستن.
6- نگرش منفی به حرکت های دینی داشتن و اساساً ارزش برای آن ها قائل نشدن.
7- حاکمیت جوغالب بر هنر پیش از انقلاب و معاصر جهان هم در مراکز علمی در حرفه ای ها.
8- معانده و تضاد و جبهه گیری و لجاجت و دست زدن به هر آنچه برخلاف دادهای دینی است.
9- عدم آمادگی برای پذیرش انتقاد و از دست دادن فرصت ارزیابی و بازنگری.
10- نگرش رخداد هنر در جان هنر و سرآغاز هرحرکت هنری را نفس و جان هنرمند دانستن را نداشتن.
11- به فکر فرهنگ سازی دراین زمینه نبودن.
12- حریت و آزادگی که لازمه هنرمند است را مد نظر قرار ندادن.
الف:1. 4: ترکیب و اجتماعی این منشأهای آسیب یا یکدیگر.
1- نبودن گروهی که حاکم و ناظر و آگاه به این آسیب ها باشند.
2- در صورت بودن چنین گروهی عملکرد خوب نداشتن با فقط نقش نمادین بازی کردن.
3- عدم آگاهی جمعی و به دست نیامدن روح جمعی بر آسیب های عظیمی که پیامد انفصال هریک از هنر و دین و اجتماع از یکدیگر است.
4- تن در ندادن این عوامل (هنرمندان و دین شناسان )به یک گفتگو ی سالم منصفانه و بالطبع به راه حل صحیح دست نیافتن.
5- درگیر مشکلات توهمی شدن و آن ها را لاینحل تصور که پیامد آن سکوت و یأس و در ورطه سقوط در افتادن است.
6- ناآگاهان در این میدان وارد شدن و ناآگاهانه عمل نمودن.
7- قضاوت و حامیت نا آگاهان و رشته امور را به دست آنان دادن.
8- نگاه جبهه گیرانه وخطی به این عرصه ها داشتن ومنافع یک گروه را به مصالح عام ترجیح دادن.
9- در صورت خواستن و طلب یک حرکت برای بهبودی، ناهماهنگ، مقطعی، موردی و … عمل کردن در بخش های مختلف مانند عرصه های:
الف: تولید
ب: تبلیغات و اطلاع رسانی
ج: تحلیل وارزیابی
د: بازنگری و تکمیل و رفع عیوب
ه: ایده دادن و طرح حک و اصلاح را عملیاتی نمودن
و: همفکری با عرصه های مختلف
ز: مراقبت و قرار دادن سوپاپ های اطمینان دراین عرصه
ح: مسامحه و تعلل
ط: عاقبت اندیش و مصلحت جو نبودن و…
الف.2. 1: هجوم و آسیب رسانی فرهنگی وهنری دشمنان و هجوم بی رحمانه فرهنگی، که در قالب های گوناگونی صورت می پذیرد.
1- جلوه دادن انفصال جدی بین دو عرصه دین و هنر
2- دائمی و ابدی جلوه دادن این انفصال و استدلال نمودن برای برطرف ناپذیرکردن این تعاند که بیشتر سعی آنها این است که برای هر دو طرف این کار بکنند تا به صورت یک تعاند درآید.
3- اقدام به تلاش های عملی در قالب های مختلف هنری و رسانه ای و تبلیغاتی و حتی تئوریک و علمی برای براندازی ارتباط این دو عرصه (هنر و اندیشه عاشورایی) با یکدیگر.
4- رواج دادن اندیشه های دیگر برای ایجاد مشغله ای که این هردو به کاری غیر از این ارتباط بیاندیشند.
5- تصاویر و انواع و اقسام انفصال را جلوه دادن تا بهرحال هر قشری در پیچشی درگیر شود مانند:
الف: انفصال هنرمندان از عموم مردم
ب: انفصال هنرمندان از صاحبان اندیشه های دینی
ج: انفصال صاحبان اندیشه دینی از عموم مردم
د: انفصال این سه قشر از یکدیگر و در تقابل و موازی قراردادن ایشان

میثاق هنر با …:
هنر خاستگاهش روح انسان است و روح که از امر و عالم امر الهی است و هموست که خداوند میثاقی بس از پرارج دارد، همیشه هنرمند را به سوی آن میثاق ندا می دهد و از سویی هرگاه به این ندای فطری پاسخ داده نشد و تجلی روح در عالم ماده به عنوان اثر مادی ظاهر نگردید، مطمئناً عصر و زمانه ای به وجود می آید که اثر الهی روح بشر که توانایی های سترگی دارد و میثاق خود را پاس نداشته و همین بی توجهی کافی است و دیگر نیاز به حرکت ضد هنری نمی باشد.
بدون اعصاری متعدد و متکثر درطی حیات بشری بوده اند که به این میثاق پایبند بوده و زمان هایی نیز یافت می شده اند که این پیمان را زیرپا نهاد و یا حداقل از یاد برده اند؛ این حداقل تعهدی است که هنر چه بخواهد و چه نخواهد دارد، چرا که بشر تعهد دارد. (الم عهد الیکم یا بنی آدم الست بربکم قالوا بلی)
حضرت امام حسین (ع) یادآور عهدالهی برای مردم اعصار و امصار گوناگون بود که در سرزمین کربلا منشوری از پیمان نامه های بشر را دوباره تحلیل کرد و مجبور شد این پیمان ها را به قیمتی بسیار بسیار بالا یادآور شود؛ در عصری که یا عصر پیمان شکنان هتاک بود یا عهد فراموشان ناکوشا.
این رجوع به میثاق نامه ها نه تنها برای زمان و مردم عصر و دین و هم کیشان امام حسین (ع) بلکه برای تمام مردم عالم تا پایان جهان بوده و هست واساساً هر حرکت این چنین از این ویژگی برخوردار است، مانند حرکت انبیاء الهی.
پس می توان گفت که اساساً اباعبدالله الحسین(علیه السلام) ارواج بشر که مهبط هنر است را تحریک نمود مهبطی که می توان تجلی آثار بس عظیم و نفیس برای فرهنگ ها و تمدن های بسیاری باشد و ازویژگی های تعالی بخشی و حرکت به سوی مدینه فاضله برخوردار باشد؛ چیزی که ارواح آن عصر خاموش شده بود و بسوی نمایشگری و زینت پیش می رفت و خبری از جمال و جمیل درآن نبود، چنانکه سالار اسرای کربلا و امام زین العابدین از واژه جمیل و جمال در مسیر حرکت خود بسیار نام برده اند.
نگاه امام از دریچه هنر به حرکت عاشورا نه تنها جایگاه دارد بلکه تمام یاران عاشورایی عصر عاشورا به نام خلق یک اثر هنرمندانه آنها پیش رفته و پرمشقت و زیبای زیبا به آن
نگریسته اند و این جمال جمیل را که از حیثیت ماندگاری و معنا فزایی برخوردار است را سر مشق برای تمام هنرمندانه فرهیخته می دانند.
– هر چند حادثه ی عاشورا عنصری نیست که اهل هنر از آن تأثیر می گیرند و دامنه و کشش آن این قدرت دارد که اعصار را تحت تأثیر قرار دهد اما در جای خود منحصر به فرد است.
– از طرفی وقتی حرکتی در بطن نسل به نسل و تسلسل نسل ها حرکت خود را ادامه نداد، رو به جلو حرکت نکرد و بالنده و متعالی نشد حتماً دچار یک شکست یا فریب و پیشرفت تخیلی و توهمی می شود.
– و نیز از سویی جای تعجب این اینجاست که حادثه عاشورا برای کلیه نسل های هنرمند در رشته های گوناگون است مایه برده است و به صورت گسترده به آن پرداخته اند ولی در این عصر که عصر انقلابی است که بفرموده رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) برتر و تجلی عاشوراست یا تحت تأثیر قرار نگرفته است یا بروز نداشته است که هر دو حرکت غلط است. هنرمندان در حالی که به اشعار بزرگان این سرزمین می پردازند، که آن ها از عاشورا و کربلا درس گرفته اند از خود امام حسن (ع) غافل اند به حافظ می پردازند وی از آرمان حافظ یعنی امام حسین واهل بیت غافل اند.
– اگر به تقسیم کار در هر بخش قائل باشیم و در حماسه ای که حسین ابن علی (ع) آفرید. هر گروه متخصصی را بر کاری بگماریم هنرمندان قسمی دارند که هیچ کس از عهده آن بر نمی آید و کاری را که در توان آن هاست اگر به دست دیگران بخواهد به انجام برسد نتیجه ای معکوس را در پی خواهد داشت.
– نیم نگاهی به عواملی به وجود آورنده این آسیب و تأثیرگذاری عاشورا را بر هنر پس از انقلاب یا بالعکس آسیب تأثیرپذیری هنر پس از انقلاب از اندیشه پر عظمت و پر فضیلت عاشورا به ما می گوید که:
1. سهل انگاری
2. ساده انگاری و آسان پذیری
3. ساده انگاری و بی توجهی به تولید و مخاطب
4. سنگینی کار و عظمت آن و خلاقیت طلبی آن.
5. ورود غیر متخصصان و ورود غیرمتخصصانه
6. صبور نبودن و تعجیل در نتیجه گیری آن هم در ای عرصه مهم و سبک ساز و مکتب آفرین.
7. دوری از عرصه ی تجربه و خطا و خطر کردن.
8. تن در ندادن به ارزیابی، انتقاد به پیشنهادها و بازنگری.
9. پژوهشی عمل نکردن و خیلی زود فرضیه را به نظریه تبدیل کردن.
10. تسلط جوّ و موج بیگانه: 1. هجوم شهوات و خشونت
2. ترس آفرینی علمی و عملی در دل هنرمندان ما
11. خویشتن خویش را فراموش کردن و اعتماد به نفس نداشتن و دوری از خودباوری
12. کم کاری و کم فروشی هنرمندان در سطوح: عالی – متوسط- پائین.
13. بهانه گیری ها و اقدام نکردن در راه پیشرفت.
14. ایجاد انفصال و تزریق روحیه ی سستی نسبت به:
1. ارزش های دینی و ملی و حماسی
2. تلاش های گذشته و حال
3. تعهدهای دینی و ملی
4. تخصص و پژوهش عمل کردن
15. دغدغه نداشتن که منجر به تمام سستی ها می شود.
16. نگاه نکردن به تأثیرهای هنری که عاشورا در اندیشه بیرون از ایران دارد هم کسانی که مبارزه هنرمندانه می کنند با آن اندیشه و حیثیت تدافعی دارند. پس معلوم است که شایان توجه بود است که تدافعی عمل کرده اند؛ و هم کسانی که توافقی عمل کرده اند مانند کشورهایی مثل لبنان و پاکستان در تصاویر و آهنگ ها و اشعار و مضامینی که به وجود آورده اند.
17. میراث گذشتگان را مرور نکردن و استخراج سبک ننمودن و بر فرای آن سبک ها تکمیلی ننهادن، هنرمندان گذشته ی ما در عرصه ی خط، نقاشی، شعر، مینیاتور، نقاشی پرده خوانی، صنایع دستی، معماری، مرمت، فرش، طراحی لباس، طراحی پارچه و… کم
زحمت نکشیده اند و این مراجعه اگر انجام گیرد حیثیت انتقالی خواهد داشت و برای ما مانند یک زه کمان عمل خواهد کر که در چه به آن مراجعه کنیم هم استحکام آن را خواهیم دید و هم پرداز و هدف رسیدن غربی خواهیم داشت.
آنها در حرکت و برکت خود عاشورا را همیشه دخیل داشته اند. وقتی از خط و هنر خطاطی خون ابا عبدالله الحسین (ع) جریان دارد به خوبی تاثیرهای آن را شهود می کنیم سیر هنری بدون سریال گذشته به آینده عقیم و بدون نتیجه است.
به وضوح دیده ایم جوانان هنرمندی که در صحنه های مذهبی سبک و روش برای خویش به دست آورده اند که کم هم نیستند. حتی در هنر کاریکاتور شما مبارزه علیه ظلم را مد این پیش رفت زیبای کاریکاتور کشورمان می بینید از کارهای خوب نقاشی و کاریکاتوریست معاصر حسین خروجردی و طباطبایی یا در کشورهای دیگر مثل ناجی علی و…
18. فقدان رهبری خوب در عرصه ی هنر و بی سرپرستی اپیدیک این عرصه البته نه به معنای اعمال نظر بلکه به معنای خط دهی و اصلاح روش ها.
19. فقدان کار تئوریک و شجاعت در نقل و انتقاد
20. فقدان خطر در ایجاد اثر و خلاقیت های خوب
21. هنر در عصر پس از انقلاب متأسفانه در این تقسیم بندی تقسیم شده
1. هنر انقلابی 1. ضد انقلاب صریح
2. هنر ضد انقلاب:
3. هنر بی تفاوت و خنثی 2. ضد انقلاب زیرزمینی
22. توسعه ندادن و کاربردی نکردن آنچه تا بحال محصول و ترسیدن خوبی محسوب می شده است. و نباید پیش فرض ها و تابوهای عجیب و غریبی را فرض کرد و همه را با آن ها تطبیق داد.
23. پرداختن به موسیقی و سینما و نقاشی و… همه مناطق دنیا و همه ی مذاهب به جز کشور خودمان و دین و مذهب خودمان که با یک نگاه به نشریات این عرصه پر نشریه می توان با تمام یقین و یقین تمام تمام حرکت را مشاهده کرد که کمال تأسف را باید خورد. حتی بعضی از مراکزی که توقع نداریم به خوانندگان کاباره های شاهنشاهی که
پس از انقلاب مرده اند پرداخته ولی…
24. گرته برداری و پرداخت ناقص و غلط به عاشورا.
25. بسنده کردن به اندک امور در جریان حماسه عاشورا به اثری هنری و نیز بسنده کردن به تحریک عواطف و ناتوانی در شناخت و سپس ورود به شالوده های حادثه کربلا.
26. به سر حد نیاز نرسیدن در دنباله گیری حقیقت عاشورا.
27. نرسیدن به اینکه هنر می تواند زیارتگاهی برای داستان ابا عبدالله الحسین (ع) باشد و به اهمیت کار خود خوب پی نبردن.
28. غافل ماندن از اینکه چون انقلاب ابا عبدالله الحسین (ع) جهانی است می تواند هنر را هم جهانی کند اگر خوب و با خلاقیت وارد شویم.

دامنه ی تأثیرهای عاشورا:
دامنه ی تأثیرهای اندیشه و فرهنگ عاشورا بر هنر:
یقیناً نمی توان کلیه جوانب و مواردی که در باب دامنه تأثیرهای فرهنگ و اندیشه عاشورایی بر هنر است را احصاء نمود و برشمرد اما در یک تقسیم بندی باید گفت این تأثیرها یا:
1. مادی اند.
2. فرا مادی
یا
1. دنیوی و محدود به حیات این جهان اند
2. اخروی و فراتر از این نوبت از حیات بشری.
یا
1. جنبه و تبلور و جلوه ایی ظاهر دارند و تأمین کننده حواس ظاهری اند.
2. یا فراگیرتر از تأمین احساسات ظاهری می باشند و تخلیل و عقل و مشهود را نیز فرا می گیرند.
یا
1. فقط نقش محتوا را برای ابراز هنر بازی می کنند.
2. یا در حوزه ی فرم هم هنر را یاری می کند.
3. یا علاوه بر آن مبدأ سبک هایی جدید در حوزه هنر نیز می شوند.
4. یا در رسالت هنر و اندیشه های تئوریک و نظری و فلسفی هنر هم تأثیرگذار است (فلسفه سازی برای هنر و انجام تأمین مبانی فلسفی هنری )
یا
1. تأثیرگذاری مستقیم.
2. یا تأثیرگذاری غیر مستقیم: 1. با یک واسطه
2. با چند واسطه و با فاصله زیاد به صورت تدریجی
یا
1. تأثیرهای دائمی
2. یا تأثیرهای مقطعی و موردی و موضعی
یا
1. تأثیرهای خاص در کی عرصه به خصوص یا در عرصه هایی بخصوص.
2. یا تأثیر عام و فراگیر در تمام عرصه ها و شئون های یک نظام و سازمان و کاملا در خدمت اندیشه عاشورایی بودن.
یا
1. تأثیرهای کمّی فقط
2. یا تأثیرهای کیفی فقط
3. تاثیرهای در دو حوزه ی کمّی و کیفی
پس از تقسیم های کلی در باب تأثیرهای فرهنگ به دست آمده از حرکت عاشورا می توان عمده تأثیرهایی را که این فرهنگ قدرتمند و پر محتوا و متعالی بر هنر بگذارد را این گونه بر شمرد:
1. آگاهی بخش بودن و ایجاد روحیه ی آگاهی طبی و به دنبال هر آنچه آگاهانه است برای آگاهانه عمل کردن.
2. جهل گریزی و دوری از هر آنچه منوط بر جهل است؛ مانند خرافه و در دام این گونه از جهل های صریح و پنهان نماندن.
3. اهل تحلیل و بررسی و ارزیابی و بازنگری و پذیرای هر نوع راهنمایی و رهنمود شدن برای ترقی و یپش رفت هر چه بهتر و صریح و سریع تر و نیز دور از حرکت غلط و نادرست و کج فهمی و عقل ستیزی.
4. نجات بخش بودن از بند ظاهر و باطن و شیاطین درون و برون.
5. اصلاح گری و اقدام های مصلحانه داشتن.
6. مطابق فطرت عمل کردن.
7. کمک به مانده گاری که از صفات آثار و حرکت های هنری است.
8. تولید آثاری مطابق با فطرت و صیقل زننده ی فطرت حق محور و خدا خواه.
9. منتهی شدن به اندیشه وضوح گرایی به گونه ایی که تمام این ویژگی ها در آن متبلور باشند.
10. به سوی معرفت دهی هر چه بیشتر در آثار هنری حرکت کردن در تمام رشته های هنری.
11. در گستره ی تمام جهان و بشریت حرکت کردن؛ چنانکه در سخنان و اندیشه امام حسین (ع) این گونه مشاهده می کنیم که حضرت به دنبال جهانی شدن اندیشه خویش است.
12. اثر هنری یک زیارتگاه است؛ اگر هنرمند به این نکته واقف شود زیارتگاه هایی برای اندیشه عاشورا و حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) ایجاد می شود و این در توان هنر است که در صورت اثرپذیری چنین محصولی خواهد داشت.
13. در نوردیدن هنر تمام اعصار و انصار را تمام افراد را چنانکه اندیشه ی ابا عبدالله الحسین (ع) پیش و پس از خود را در نور دید.
نقش عناصر دینی به ویژه عاشورا در پدید آوردن سبک و نوع هنری:
آنچه قبلاً هم به آن اشاره کردم دخالت عناصر دینی در هنر بسیار زیاد بوده است و دامنه ی آن به قدری گسترده و عمیق و ماندگار و نقش آفرین بوده است که تبدیل به سبک
و نوع می شده و نوع ادبی و سبک و معماری و نوع شعری می شده است.
اگر از این نظر به هنر پس از انقلاب نگاه کنیم و بنگریم آیا نوع ادبی و سبک معماری و… را که در برخی اعصار مانند حکومت فاطمیون، خلفا، صفویان و… ایجاد نوع و سبک کرده است و یک موج عظیم به وجود آورده است و جای این سؤال باقی است. البته 30 سال و قریب به این مقدار زمانی هم کم نیست و یک ایده اساسی در کمتر از این زمان آن هم با سوابق گذشته می تواند موجد سبک های جدی در عرصه رشته های هنری گردد و باز هم دوران طلائی سبک گذاری جهان اسلام آغاز گردد تا از دود و غبار اسم های تو خالی جهان معاصر خلاص شد.

اثرپذیری هنر پس از انقلاب از فرهنگ و اندیشه عاشورا:
– اثرپذیری هنر پس از انقلاب اسلامی از اندیشه عاشورایی:
پس از طرح کلیات و ضرورت و تقسیم بندی در عرصه های هنر و دین از جنبه هایی متفاوت نوبت به مبحث اثرپذیری هنر پی از انقلاب می رسد که دخیل بودن مباحث گذشته در این بخش مشهود می باشد.
1. نگرش کلی در باب اثبات و نفی این اثرپذیری.
در نگرش کلی به کلیه ی رشته های هنری و ابواب و اقسام آن و گونه های متفاوت تأثیرپذیری نمی توان نگرش مثبت و رضایت بخش را اعلام کرد، هر چند در بعضی از عرصه ها این تأثیر پذیری را می توان متوسط به بالا ارزیابی نمود، مانند عرصه ادبیات آن هم در حوزه شعر و ادبیات داستانی، اما در دیگر عرصه ها ضعیف و بسیار ضعیف بوده است. که برای اثبات این قضاوت، دقت در کتب، نشریات تخصصی و نیز نمایشگاه ها و آثار رشته های هنری گویای این ادعاست که البته با توجه به اینکه فقط می توان استناد کتبی کرد نشریاتی که از عمر آن ها بیش از چند سال نمی گذرد در حوزه ی تخصص خود گویی چنین مسئله وجود نداشته و در تاریخ چنین اتفاقی نیافتاده است یا اینکه این مقوله به تکایا و حسینیه ها مربوط می شود و بس و هر سال کی بار تکرار می شود و در بقیه ی زمان ها مسکوت می ماند که البته این واگذشتن یکی از امور مهم به غیر متخصصان و اعمال نظر ایشان و اجتهاد نمودن آن ها موجب پیدایش آسیب های شدید شده است و
خواهد شد که در صورت اهمیت ندادن به آن، آن هم در عصر حاکمیت اسلام و تشیع در جغرافیایی با سابقه طولانی تمدن مانند ایران عواقب جبران ناپذیری را به وجود خواهد آورد که از دست دادن فرصت ها و حرمت سوزی ها یکی از آن موارد است. در همین باره بیاناتی مهم را از رهبر معظم انقلاب داریم که شایان توجه است.
«ما می شنویم گاهی در بعضی از فیلم ها که برای افرادی که چندان با انقلاب هماهنگ نیستند دل نشین تر است، آن جاها بهتر مایه گذارند، و از هنر خودشان استفاده می کنند» (مصاحبه با رهبر در سال 1363، به نقل از نشریه ی هنر دینی شماره 9 سال 1380 پائیز).
«توقع انقلاب از هنر و هنرمند، مبتنی بر نگاه زیبا شناختی در زمینه هنر است؛ توقع زیادی هم نیست… شما خاطرات هشت سال دفاع مقدس را مرور کنید ببینید برای یک نگاه هنرمندانه به حالت و کیفیت یک جامعه، چیزی از این زیباتر پیدا می کنید؟ شما در عالی ترین آثار دراماتیک دنیا آن جایی که به فداکاری یک انسان برخورد می کنید او را تحسین و ستایش می کنید. مثلا ژاندارک یا سرباز فداکار فلان کشور را برای شما به تصویر می کشند در دل و وجدان خودتان نمی توانید کار او را تحسین نکنید،… هزاران حادثه بر مراتب با ارزش تر، و بزرگ تر از آن چه در این اثر هنری نشان داده شده در دوران دفاع مقدس و در خود انقلاب و در خانه شما اتفاق افتاد؛ آیا این زیبایی نیست؟ هنر می تواند از کنار این قضیه بی تفاوت بگذرد؟ توقع انقلاب این است و توقع زیاده خواهانه ای نیست.» (سخنان رهبری، در تابستان 80، فصلنامه ی هنر دینی شماره، تابستان 80)
همچنان که در سخنان رهبر فرزانه انقلاب می بینیم مسئله به روزسازی اندیشه کربلا و عاشورا و پی گیری خط خون و حماسه و نقب زدن به اندیشه ی رایج و به خوبی عصر حاضر را درک کردن و در عرصه های مختلف رشته های هنری آن را متجلی ساختن امری است که به دست توانایی هنرمندان باید به آن دست یافت و بارها ایشان تأکید کرده اند که خلاقیت به روز سازی و بهره وری در این زمینه از هنر باید جدی گرفته شود.
«باید صد در صد کار را با خلاقیت هنری ارائه داد و صد در صد آن را از مضمون عالی و تعالی بخش و پیش برنده و فضیلت ساز پر کرد و انباشت.» (همان).
لذا ایشان این فرصت و فضیلت سوزی را بسیار مهم می دانند که هشدارهای پیاپی ایشان و اینکه با دستورالعمل کار درست نمی شود و آزادی می طلبد آن هم آزادی در راه تعهد کار ساز است.
«آن چیزی که دغدغه ی برخی آدم های دلسوز در زمینه ی مسائل هنری است این است که ما به بهانه آزادی تخلیل یا آزادی هنری، فضیلت سوزی و هتک اخلاق نکنیم؛ این بسیار مهم است، بنابراین هنر متعهد یک واژه درست است… بنده معتقد نیستم که هنر با بخشنامه و دستور و فرمان و حکم این طور چیزها درست می شود… باید انگیزه وجود داشته باشد هر چند انگیزه های ناپاک هم وجود دارد.» (همان).
این در حالی است که برای مبارزه با مسلمانان شیعیان و ایرانیان در سازمان سیا بخشی تأسیس شده است (همان). و زندگی صدام را طوری رقت انگیز و مظلومانه ساخته اند که مبارزان کرد عراق هم برای رنج های صدام اشک می ریزند. (هنر دینی، شماره 7، مقاله حکمت سینما شهید آوینی. 1380).
و باید چه گفت در باب توجه و عطف نظر به سر گل انقلاب های آزادی خواهانه و بر حق هستی یعنی قیام ابا عبدالله الحسین (ع) و البته این مبنای نیازمندی ما به زنده نگه داشتن آن حرکت است تا زندگی و حیات واقعی و حقیقی و طیبه داشته باشیم که آن ها از ما بی نیازند.
البته این نقد که دارای جنبه ایی کلی است عواملی را در نظر دارد که یکی از مهم ترین آن ها این است که دامنی که استادان و اصول هنرمندان پیشین را پروریده و اصالتاً اندیشه قبل از انقلاب برده است که خوب ها در آن دامن دامنه ایی کم داشته اند و دیگران جمع بسیاری را تکشیل می داده اند که در یک بحث روان شناسانه و جامعه شناسانه در باب هنرمندان به نتایج خوبی است. خواهیم یافت که این هم مسئله ای مهم است که دشمنان انقلاب امیدی زیاد به هنرمندان بسته اند، آن ها را الگو می کنند آن هم الگویی که دلخواه آن هاست. و لذا جان هنرمند از ارزش فوق العاده برخوردار است که هر چقدر از فضایل آکنده باشد تولید الهی و انسانی خواهد داشت.
در همین جا باید پاسخ یک شبهه را بدهم و آن هم این که:
«هنر پس از انقلاب از عاشورا بهره مند شده است و فعلاً ظهور و بروز ندارد» پاسخ این بحث این است که :
هنری که از عاشورا درس گرفته باشد تاب مستوی ندارد. معروف است و جلو می کند و بر هر منکری می شود دو بالنده است و مستوری وصف آن نیست همانند پری رویی که سر از هر روزن برمی آورد که:
پری رو تاب مستوری ندارد چون در بندی ز روزن سر بر آرد
و عامل دیگر مقابله های صریح و پنهان دشمنان است که سعی در قلع و قمع کردن اندیشه هنر طیب در ایران داشته و دارند و همچنان در تلاش در این باره اند که نه تنها عموم هنرمندان را نشانه گرفته اند بلکه موسسات و مراکز آموزشی از ابتدایی و پیش از آن تا سطوح عالی و دانشگاهی را مورد دقت قرار داده اند و تمام سعی خود را در این باره می کند که تزریقات شوم خود را در صوت و تصویر و… بنمایند.
دیگر عامل اما التفات نکردن اولیاء امور به جمعی است که قصد پرواز را دارند که آنان را سبک و سیاق دهند و راهبری نمایند. و همچنان متولیان امور در چنین معضلات و مشکلات و… واقع شده اند و دریغ از برنامه ای خوب و اجرایی و پی گیری برای این قشر را جوانان و صاحبان ذوق و تعهد هنری در جامعه ی کنونی.
در همین باره نامهربانی در باب هنر با یکدیگر عامل بسیار رقت انگیز است که خوبان هم از در ترحم و مهربانی با هم در نمی آیند تا از سر معلمی و استادی دست هنر از پای فتادن را بگیرند و هر کس ساز خویش می نوازد و دیگران را خارج از کوک می دانند که این جور رقابت ناسالم اوضاع را وخیم تر می کند. رقابت خوب است یا نه…!
همه این ها را که کنار بگذریم عنصری بسیار ظریف هم در بین است و آن لزوم جلوگیری کاربردی هنر است که این جلوه متجلی نشر شعر جلوه کاربردی نیافت نوحه ها و ترانه ها را خوب تغذیه نکرد، ادبیات بار اخلاقی و عملی را تزریق ننمود و بازتاب سینما و تلویزیون هم عملکرد معکوس داشت. آنچه تجلی کرد کاربرد نداشت و آنچه کاربرد پیدا کرد عملکردی نامطلوب یا حداقل خنثی ایفاء کرد…
البته ایجاد کردن جو ناسالم و متهم کردن انقلاب به حرکتی ضد هنر و تقویت این اندیشه ضربه هایی زیاد را به بدنه ی تأثیر پذیری هنر از مبنای انقلاب وارد کرد چنانکه بسیاری از مسئولان از امام، مقام معظم رهبری، استاد مطهری، شهید بهشتی و… را بر آن
داشت که دفاعیه از هنر را از نظر اسلام بیان و تبیین کنند و عرصه های ناسالم را هم معرفی کنند که آن هم عرصه های غیر انسانی بوده و نیز منجر به تشکیل حوزه ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی هم شد ولی این یادگار هنوز که هنوز است شوم است.
2. نگاه جزئی نگر در باب اثبات و نفی اثر پذیری هنر پس از انقلاب نسبت به حرکت عاشورا.
بی شک اثر پذیری هنر پس از انقلاب اسلامی از حرکت عاشورا اتفاق افتاده است چه اینکه این اثر پذیری ادامه و امتدادی است که از دیر باز شروع شده بود و زمینه های انقلاب را نیز فراهم آورده و این انقلاب را یاری نمود در شعرها، سرودها، ترانه ها، شعارها، نقش و نقاشی ها، طراحی ها، فرش ها و… که ما تقریبا شروع اثرپذیری از عاشورا را در تمام رشته ها و عرصه های هنری مشاهده می کنیم از آنجا که موسیقی زیر زمینی که تحت تأثیر اندیشه عاشورا آغاز شد و ما در کاست های ده گانه جادوش آنرا مشاهده می کنیم و حتی در مقطعی خوانندگان زن هم در این باره به اجرا دست می زدند یا کاریهای سینمایی مستقیم مانند سفیر و غیر مستقیم که شالوده کربلایی و آزادی خواهی و ظلم ستیزی را مد نظر قرار داده بودند؛ چنانکه از مدارس و آموزش و پرورش و آموزش عالی هم این حرکت های گوناگون مشاهده می شد. این به عنوان نخستین اقبال هنر این مرز و بوم که از گذشته امتداد داشته و به این مقطع از زمان (پس از انقلاب) سریان یافته بود.
در ایران شیعه جدای از عامل مهم عاشورا که همیشه برای آن ها جذاب بوده است و عامل بسیاری از حرکت ها و به وجود آورنده آثار ارزشمندی هم بوده است دو عامل مهم دیگری بهترین زمینه سازان برای منتهی شدن و پیوستن به حرکت عاشورا محسوب می شده است. و اساسا به شوق رسیدن به عاشوراییان پای در این دوران نهاده اند یکی از انقلاب شکوهمند ایران اسلامی و دیگری هشت سال دفاع مقدس که می توان آثاری که در این دو زمینه هم تولید شده را پس از تاثیرهای مستقیم از حرکت عاشورا در شما تأثیرگذاری های عاشورا به حساب آورد.
البته این نکته هم مهم است که باید اذعان داشت در ادبیات و هنر بعد از انقلاب به جنبه ها و جلوه های دیگر عاشورا هم پرداخته شد که فقط عاطفی نبود بلکه به مباحث
عدالت، ظلم ستیزی و حماسی و سیاسی و اجتماعی و حکومتی بیشتر پرداخته شد؛ و نیز نباید از حق گذشت در همان میدان ها و رشته های هنری که عاشورا تجلی کرد در حد توان پردازش شد و خوب هم اعلام وجود کردند مثلا در باب ادبیات شعری و داستانی و خصوصا شعری بسیار ورود خوبی داشتیم چه استعدادها و ذوق ها که تحریک نشد و ای کاش صحنه کاربرد را بر ایشان فراهم می کردیم! جایگاه خود را دارد.
عملکرد حوزه و صاحبان تبلیغ دینی هم گاه دامن زند به این انفصال و لجاجت است خصوصا برخی از کتب و نشریات منتشر می شود که جو سلامت را کاملا مسموم می کند؛ خصوصا که بسیاری در صدد اصلاح هستند ولی با این عملکرد قدرت نشر اندیشه های ناب اسلام را از دست می دهند، در مواقعی که قضاوت نا آگاهانه و قضاوتی که در بر گیرنده و جامعه نیست صورت می پذیرد که دست آویز عناصری که مغرض هستند قرار می گیرد.
پس از انقلاب با تمام عواملی که برشمردیم در برخی عرصه ها از جمله شعر و ادبیات حرکت های خوبی شد هر چند منتهی به ایجاد یک سبک و موج گسترده در دنیای شعر نشد که بتوان از آن به عنوان سبک نام برد ولی نوعی از ادبیات را به جریان انداخت که در جایگاه خود در مقطع انقلاب و جنگ بسیار جدی وارد عمل شد و دستاوردهایی را نیز از خود برجای نهاد، که اگر این تولیدها به مرحله بهره برداری در جهات دیگر مانند عزاداری های ابا عبدالله الحسین (ع) هم سرایت می کرد به موجب ماندگاری عاشورا اشعار خوب با محتوای و قالب خود هم ماندگار می شد، که البته این جای خالی آنقدر حس می شود و در جریان این خلاء اشعار نوحه هایی جایگزین شده اند که در وصف آن بایدگفت:
در که از بازار رندان رخت بست از قضا خر مهره جای او نشست
– عنصر دیگری که به آن توجه خاصی شد ولی بسیار جای کار دارد مباحث نظری هنر است که البته این عرصه چون عرصه ای مهم است و تفاوت برداشت ها و باورها تأثیری اساسی دارد و در این عرصه است که مکاتب و خطوط اندیشه ای رقم می خورد هم باید مجال تفکر را باز گذاشت و هم باید اقدام به حک و اصلاح و بازبینی نمود فعالیت هایی را از همان ابتدا به دست دکتر رجبعلی مظلومی داشتیم که در مباحث
نظری و مباحث هنر در بخشهای تصویری و سینما ارائه دادند، سپس در حوزه هنری نیز طیف های گوناگونی در این زمینه قدم برداشتند که اگر این دامنه گسترده تر می شد یقینا در تبادل نظر و تضارب آراء جایگاه خاص خود را پیدا وی کرد و موجب مصرف گرایی در باب اندیشه های نظری غرب نمی گردید.
– در عرصه هنرهای تجسمی نیز فعالان نقاشی و گرافیک و مجسمه هم بیشتر عرصه های انقلاب و شهادت و جنگ را به تجلی کشیدند، ناصر پلنگی، اسکندری، عالی و… عزیزان دیگری عرصه ها در نور دیدند اما ادامه دادن و تئوریک کردن کار و به صحنه دانشگاه ها کشیدن و آنجا بر این اندیشه ها با فشاری نمودن بخشی است که باید عملی و جدی شود، هر چند افرادی به صورت مشخصی در این زمینه فعال اند مانند جناب استاد فرشچیان که آثاری نفیس را در این باب خلق نموده اند اما علمی شدن و در این باب تفکرات دانشجویی به صورت رسمی و دانشگاهی راه افتادن مهم است آن هم نه به صورت مسابقه و فعالیت های فوق برنامه و…
در عرصه ی موسیقی اگر تقسیم بندی کلی ای را بخواهیم ارائه کنیم و بگوییم:
1. موسیقی آکادمیک
2. موسیقی غیر آکادمیک
و نیز: 1. موسیقی آوازی
2. موسیقی سازی
3. موسیقی سازی، آوازی
سرودهای انقلابی، ده گانه های جادوش و امثال این امور و سمفونی های ایثار و عاشورا هم کارهایی است که عملیات غیر آکادمیک ماست به این معنا که سیستم شخصی قدم در راه ایجاد آن گذارده است و سر فصل های درسی برای آن قرار داده نشده است. به همین دلیل در بخش آموزش ایده دهی اساساً صفر است و کمتر و بسیار کمتر از اندک به این نوع از موسیقی می پردازند در حالی که از گذشته ما موسیقی مذهبی، موسیقی عزا آن هم با گرایش عاشورا در تکایا و تعزیه ها و… داشته ایم که این سیر هم با غلبه ی اندیشه های دیگر رو به نابودی است.
حتی اگر بخواهیم بنگریم در اندیشه ی بزرگان موسیقی، موسیقی همواره با دین پیوند خورده است؛ شما به گوشه ی حسینی بنگرید به دامنه ی دستگاه ها و گوشه ها موسیقی ایرانی نگاه کنید که نمایش مذهبی آن به صورت مستقیم و غیر مستقیم از دین و عاشورا و ابا عبدالله الحسین (ع) حکایت دارد.
البته موسیقی آوازی بهره هایی بیشتر از اندیشه عاشورا داشته که آن هم به مدد شعر بوده است و البته با عدم نظارت صحیح در سال های اخیر به نوحه های آلوده ای می رسیده ایم که با توصیه های مقام معظم رهبری و مراجع انشاء الله این مسئله هم خاتمه می یابد، البته به مدد عواملی که یکی از آن ها را نام می برم:
– فرهنگ سازی خرد و کلان مد این زمینه بسیار موثر است هر چند فرهنگ سازی خرد تا حدودی زیاد تحت تأثیر فرهنگ سازی کلان است. هیچ گاه به خرده فرهنگ ها در این باره توصیه به منتظر بودن دستورالعمل نباید بود، حرکت های خرد باید آغاز شوند تا کم کم سیر طلب و خواهش یک فرهنگ کلان فراهم گردد که در این باره بحث مستوفایی در رسانه داشته ایم. محرم 86 – 85 – 84 – 83.
هنرهای پر کاربرد دیگر مانند سینما و حتی طراحی لباس و پارچه در این باره بسیار کم فروغ ظاهر شده اند؛ نه اثر تاریخی شایان توجهی داشته ایم و نه نوآوری و بروز سازی ماندگار و تاثیرگذاری که البته این به معنای نفی کارهای تک و منحصر به فردی مانند روز واقعه نمی باشد که در جای خود خوب بوده اند و جای تکمیل و ارزیابی و بازنگری دارند.
امروز که جوانان ما در پوشش خود الگوهای غربی و مبتذل را در نظر قرار داده اند چه کسی و چه قشری باید در طراحی لباس شئونات اندیشه ی اصلاح گرانه عاشورایی را رعایت نماید و دست به ابداع بزند؟
حتماً توجه داریم که بروز و فراگیری در هنر بسیار مهم است. کارهای تک و خاموش کارسازی ندارد انبوهی و گستردگی لازم یک کار هنری است و این خصیصه در کارهای غربی ها خوب رعایت شده، هم تولید می کنند و هم انبوه سازی دارند.

استنتاج:
شاید بتوان در انتها به این نتیجه گیری رسید که:
1. آنچنان که حماسه ی عاشورا از قدرت و والایی عظیمی برخوردار است که از جمله به وجود آورنده ی این انقلاب بوده است هنر نیز از استعداد بسیار بالا و والائی برای الگوگیری از چنین حرکتی را داراست.
2. حرکت تأثیرپذیری هنر آنچنان که در اولین سال های انقلاب و شروع انقلاب خوب و رو به رشد بود پس از یکی دو سال رو به افول نهاد که علل آن را نام بردیم.
3. باید به راه های جدایی زدایی هنر و اندیشه های دینی و به ویژه فرهنگ عاشورا روی آورد و گذشت ها و ایثارهایی کرد تا تعالی نصیب هنر امروز بشود.
4. برنامه ریزی برای آفرینش انواع و حتی سبک های هنری در عصر حاضر واجب می نماید و چه خط پر محتوایی در این جهان بالا و والاتر از اندیشه عاشورا را که تمام خصوصیات تکامل را در خود فراهم دارد.
5. حماسه عاشورا به عنوان یک علت فاعلی و غایی بسیار پر قدرت و توانا و پر کشش قدرت تأثیرگذاری فوق العاده ایی دارد که قبل از حادثه و حماسه انقلاب این تأثیرگذاری در تمام عرصه های هنری با شدت و ضعف مشهود است پس پیشینه فعال یا نسبتا فعالی وجود دارد.
6. فعال بودن مورد توقع که در کلمات مقام معظم رهبری و دیگر اندیشمندان اسلامی آمده است آنچنان که باید اتفاق نیفتاده است.
7. پیشینه ی قبلی هنر در ایران که دنباله روی جهان معاصر بوده است و نیز عامل انسانی مهم ترین عامل در این عقب ماندگی هنری است.
8. تن در ندادن دو قشر دینی و هنری در عرصه ی اندیشمندان این دو حوزه به گفتگو و تضارب آراء بیشترین مشکل را پیش آورده است، ( این همکاری حوزه و دانشگاه در عرصه هنر است ) البته قدم های مثبتی برداشته شده است ولی هنوز ناکافی است.
9. این مورد که پیشنهاد شد (8) به عنوان نصیحت نیست یک راهکار عملی برای بر طرف کرد این مشکل عظیم است مثلا دخیل شدن در جشنواره ی موسیقی و ایجاد مباحث نظری و عملی برای مشکل و صورت دادن به حوزه هنر.

پی‌نوشت‌ها:

1- مدرس حوزه علمیه.
منبع: نشریه مجموعه مقالات دومین کنگره سراسری عاشورا پژوهی عاشورا، انقلاب، انتظار، جلد 3.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید