اخلاق در بازار

اخلاق در بازار

نویسنده: محبوبه عظیم زاده آرانی

آداب تجارت
برای «بازار اسلامی» اصول و اخلاقی وجود دارد که لازم است فروشندگان، خریداران و عوامل دیگر اقتصادی پس از شناخت و آگاهی، به رعایت آنها نیز پایبند باشند. حال بخشی از این « بایدها و نبایدها» را در اینجا یادآور می شویم.

1. احتکار

الف) معنای احتکار
احتکار آن است که شخص، طعام را حبس و جمع کند و انتظار بکشد که گران شود،‌ با اینکه مسلمانان به آن احتیاج دارند و برای آنها ضروری است و کسی هم نیست که به قدر کفایتشان برای
آنها بذل کند. بنابراین فقط جمع آوری طعام و انتظار کشیدن برای بالا رفتن قیمت جنسی که برای مردم ضرورت ندارد و یا بذل کننده هست، احتکار حرام نمی باشد و نیز اگر کسی برای احتیاجات خودش جمع آوری کند، نه تنها احتکار حرام نیست، بلکه مکروه هم نمی باشد(1).

ب) بعضی از آثار شوم احتکار
پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
« من احتکر فوق أربعین یوماً فان الجنة توجد ریحها من مسیرة خمس مائة عامٍ و انه لحرام علیه(2)؛ هرکس بیش از چهل روز طعامی را احتکار کند، با اینکه بوی بهشت از پانصدسال راه مانده به مشام می رسد، حتی استشمام بوی بهشت بر او حرام است».
همچنین می فرماید:« یحشر الحکارون و قتلة الانفس الی جهنم فی درجةٍ(3)؛ احتکارکننده با کسی که قاتل انسان های بی گناه بوده، در جهنم در یک مکان عذاب خواهند شد»(4).

2. معامله با درماندگان
یکی از مسائلی که در جامعه گهگاه وجود دارد، مسئله اضطرار است؛ یعنی شخصی ناچار است جنسی را بفروشد، به هر قیمتی که باشد؛ چون مضطر است. در چنین شرایطی وقتی خریدار اضطرار فروشنده را ببیند، ممکن است از اضطرار او سوء استفاده کند و جنس را به قیمت ناچیز و ارزان از دست او درآورد. و یا به عکس، فروشنده به دلیل اینکه اضطرار مشتری را فهمیده، سعی کند جنس خود را به قیمت بالاتر عرضه کند. در هر صورت از اضطرار خریدار یا فروشنده سوء استفاده می شود و این روش بی انصافی، ناجوانمردی و ظلمی آشکار است.
امام علی (علیه السلام) نقل می کند:
« نهی رسول الله عن بیع المضطرین(5)؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از خرید اجحاف گونه ی اموال اشخاصی که ناچار به فروش می شوند، منع فرمود» ( نه اینکه نخرند، بلکه ظالمانه نخرند و اجحاف نکنند)(6).

3. پذیرش تقاضای فسخ معامله
یکی از نکته های اخلاقی در معاملات، پس گرفتن جنس است. گاهی مشتری پس از خرید پشیمان می شود و علاقه مند است که معامله را فسخ کند و جنس خریده شده را پس بدهد. مستحب است که فروشنده لجاجت نکند و جنس را پس بگیرد و پول را برگرداند. نام این کار در روایات اسلامی « اقاله» است(7).
در روایتی امام صادق (علیه السلام) می فرماید:« ایما مسلم اقال مسلماً بیع ندامةٍ اقاله الله عزوجل عثرته یوم القیامة(8)؛ هرگاه مسلمانی از معامله پشیمان شود و تقاضای فسخ کند و مسلمان طرف دیگر معامله تقاضای فسخ معامله را بپذیرد، خداوند در روز رستاخیز از لغزش های او درمی گذرد».
بنابراین شایسته است که یک فروشنده به این نکته اخلاقی نیز توجه کند و مشتری پشیمان را خوشحال گرداند.

4. نهی از کم فروشی
در قرآن کریم خداوند می فرماید:
« ویلٌ للمطففین* الذین إذا اکتالوا علی الناس یستوفون* و إذا کالوهم او وزنوهم یخسرونَ»(9)؛ « وای بر کم فروشان! آنان که چون از مردم پیمانه می ستانند، آن را پر می گیرند و هرگاه برای مردم پیمانه یا وزن می کنند، از آن می کاهند!»
« و اوفو الکیل إذا کلتم و زنوا بالقسطاس المستقیم ذلک خیرٌ و احسنُ تأویلاً»(10)؛ « چون چیزی را پیمانه می کنید، پیمانه را کامل گردانید و با ترازویی درست وزن کنید که این بهتر و سرانجامش نیکوتر است».
امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:« لا یکون الوفاء حتی یمیل المیزان(11)؛ کامل کشیدن کالا وقتی است که کفه ترازو سنگین شود».
چون کم فروشی حرام است، پولی هم که در برابر جنس ناقص گرفته می شود، حرام است و ملک فروشنده نمی شود و از این رو، نمی تواند در آن تصرف بکند و اگر با آن پول نان، غذا و … بخرد و به خانه ببرد، همه زندگی او آلوده می شود و مال حرام، نماز و عبادات را باطل، خانواده او را تباه و قلب را سیاه و برای عبادت کسل می کند و چنین فردی برای انجام کار حرام آماده می گردد و به گناهان بزرگتر گرفتار می شود(12).

5. کراهت معامله تخمینی
پیامبر (صلی الله علیه و‌ آله و سلم) می فرماید:
« کیلوا طعامکم؛ فان البرکة فی الطعام المکیل(13)؛ خوراک ( گندم، جو، خرما و..) خود را پیمانه کنید، که برکت در خوراک پیمانه شده است».

6. تشویق به صدقه دادن
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:« یا معشر التجار، ان الشیطان و الاثم یحضران البیع، فشوبوا بیعکم بالصدقة(14)؛ ای گروه بازرگانان! در هنگام معامله،‌ شیطان و گناه حاضرند، پس بیع خود را با صدقه درآمیزید».
امام صادق (علیه السلام) درباره ثمرات انفاق می فرماید:«ان الله یقول للفقراؤ یوم القیامة انظروا و تصفحوا وجوه الناس فمن آتی الیکم معروفاً فخذوا بیده و ادخلوه الجنة(15)؛ خداوند در روز قیامت به فقرا خطاب می کند که: به چهره های مردم نظر کنید و جستجو نمایید؛‌ پس هرگاه کسی به شما نیکی کرده است، دست وی را بگیرید و با خود به بهشت ببرید».

7. آسان گیری در خرید و فروش
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:« رحم الله عبداً سمحاً اذا باع، سمحاً اذا اشتری، سمحاً اذا قضی، سمحاً اذا اقتضی(16)؛ خدای رحمت کند بنده ای را که در فروش، خرید، دادن وام و پس گرفتن آن آسان گیر باشد!»

8. استحباب چانه زنی
امام باقر (علیه السلام) می فرماید:« ماکس المشتری، فانه اطیب للنفس و ان اعطی الجزیل، فان المغبون فی بیعه و شرائه غیرمحمودٍ و لا مأجورٍ(17)؛ به خریدار اجازه دهید که چانه بزند؛ زیرا اگر پول زیادی هم بدهد، چانه زدن موجب آرامش و رضایت خاطر بیشترش می شود؛ چه اگر کسی در خرید و فروشش مغبون شود، نه کسی او را می ستاید و نه مأجور است».

9. موارد مکروه در چانه زنی
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:« یا علی لا تماکس فی اربعة اشیاء: فی شراء‌ الاضحیة، و الکفن، و النسمة، و الکری الی مکة(18)؛ ای علی! در چهار چیز چانه نزن: در خرید قربانی، کفن، برده، و کرایه برای مکه».

10. فرق نگذاشتن میان مشتریان( چانه زن و غیر چانه زن)
امام صادق (علیه السلام) درباره مردی که کالایی دارد و قیمت مشخصی روی آن می گذارد و سپس همان قیمت را به خریداری که چانه نمی زند، اعلام می کند، ولی به کسی که چانه می زند و نمی خواهد کالا را با همان قیمت از او بخرد، بهای بیشتری را اعلام می کند، فرمود:
« لو کان یزید الرجلین و الثلاثة لم یکن بذلک بأس، فاما ان یفعله بمن أبی علیه و کایسه و یمنعه ممن لم یفعل ذلک فلا یعجبنی الا ان یبیعه بیعاً واحداً(19)؛ اگر به دو یا سه نفر قیمت بیشتری اعلام کند، اشکالی ندارد، اما اینکه با هر کسی که مایل نیست به قیمت مشخص شده، جنس را بخرد و خواهان قیمت کمتری است، این کار را بکند و با کسی که چانه نمی زند، چنین نکند، خوشایند من نیست، بلکه باید آن کالا را به یک قیمت بفروشد».

11. سود گرفتن مؤمن از مؤمن
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:« ربح المؤمن الربا(20)؛ سود گرفتن از مؤمن رباست». آن گاه که درباره این روایت سؤال شد، فرمود:
« ذاک إذا ظهرالحق و قام قائمنا اهل البیت، فأما الیوم فلا بأس(21)؛ این در زمانی است که حق حاکم شود و قائم ما خاندان قیام کند، اما امروزه اشکالی ندارد».

12. تبلیغ کالا با سوگند
بیماری دیگری که در بازار مسلمین متأسفانه رواج دارد، سوگند خوردن است، چه دروغ چه راست! البته شیعه بیش از فرقه های دیگر قسم می خورد؛ زیرا دیگران ممکن است فقط به خدا و قرآن قسم بخورند، ولی شیعه بر چهارده معصوم و اهل بیت (علیهم السلام) نیز سوگند می خورد. از این رو، در احادیث به شدت از آن نهی گردیده و گفته شده که « قسم خوردن»، سرمایه را تباه می کند و برکت را می برد، خصوصاً اگر قسم دروغ باشد که در آن صورت گناه دروغ نیز اضافه می شود(22). پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:«ما من رجل اقتطع مال امری مسلم بیمینه الا حرم الله علیه الجنة و اوجب له النار(23)؛ کسی نیست که با سوگند و قسم، مال مسلمانی را به چنگ آورد، مگر اینکه خداوند بهشت را بر او حرام و دوزخ را بر او واجب می گرداند».
عرض شد: ای پیامبر خدا! هرچند مالی اندک و ناچیز باشد؟ فرمود:« و ان کان سواکاً من اراکٍ؛ اگر چه مسواکی از چوب اراک(24) باشد».

13. امروز و فردا کردن
متأسفانه یکی از کارهای زشت رایج در جامعه، این است که در انجام وعده خود، امروز و فردا می کند و مشتری را سرگردان می نمایند. مثلاً شخص بنایی هم زمان چند کار دارد و هر روز در جایی کار می کند و کار دیگر را نیمه کاره رها می کند و اتمام آن را به روز دیگر موکول می کند و حتی قسم می خورد. این کار آسیب های فراوانی برای مشتری دارد؛ مانند سرگردان کردن و اتلاف وقت مشتری و وارد کردن زیان ها و خسارت ها به او.رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
« ویل لتجار اُمتی من لا والله و بلی والله و ویل لصنّاع امتی من الیوم و غداً؛ وای به حال بازرگانان امت من از قسم خوردن و نه به خدا، آره به خدا گفتن های آنان! و وای به حال صنعت گران امت من از امروز و فردا گفتن!(که مردم را سرگردان و بلاتکلیف می گذارند)»(25).

14. قرض، و فرصت دادن
خداوند در قرآن می فرماید:
« من ذا الذی یُقرضُ‌الله قرضاً حسناً فیضاعفه لهُ اضعافاً کثیرةً…»(26)؛ « کیست آن کس که به [بندگان] خدا وام نیکویی دهد تا [خدا] آن را برای او چند برابر بیفزاید…».
« و إن کان ذو عسرةٍ فنظرةٌ الی میسرةٍ»(27)؛ « هنگامی که از کسی طلب کار هستید)، اگر تنگدست بود، به او مهلت دهید تا توانگر شود».
یکی از مشکلات بزرگ اجتماعی، مشکل فاصله طبقاتی است؛‌ به این معنا که فقر و بیچارگی در یک طرف و تراکم ثروت در طرف دیگر قرار دارد. بدیهی است جامعه ای که قسمتی از آن ثروتمند و غنی باشد و بخش بزرگی از آن را نیازمندان فراگرفته باشد، جامعه ای پایدار نیست و هرگز به سعادت واقعی نمی رسد. یکی از راه های مبارز با فقر در جامعه اسلامی، گسترش و رواج فرهنگ « قرض الحسنه» است. به ویژه صاحبان کسب و تجارت و کسانی که وضعیت مالی مناسب تری دارند، می توانند سهم بیشتری در این امر داشته باشند.

15. نهی از دروغ
اصولاً در تعلیمات اسلام به مسأله راست گویی و مبارزه با دروغ، فوق العاده اهمیت داده شده است؛ از جمله معصومان (علیهم السلام) فرموده اند: دروغ، سرچشمه همه گناهان و نفاق و از گناهان کبیره است.
بعضی در کسب و کار دروغ می گویند و چنین فکر می کنند که بدین وسیله سود بیشتری می برند، و با این گمان باطل، خود را آلوده به گناه می سازند و مال حلال را تبدیل به حرام می کنند.
دروغ در کسب، خود انواعی دارد:
الف) دروغ گفتاری؛ مثل اینکه به دروغ بگوید: این جنس را به فلان مقدار خریده ام.
ب) دروغ عملی؛ دروغ عملی گاهی به صورت غش در معامله است. به عبارت دیگر، مخلوط کردن جنس عالی با جنسی که قیمتش کمتر از آن است و آن گاه مجموع آن را به نام جنس عالی و به همان قیمت بفروشد؛ مثل فروش شیر مخلوط با آب، فروش مخلوط کرده برنج درجه یک با برنج درجه سه. این گونه اقدامات را « غش در معامله» می نامند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:« هرکس در خرید و فروش با مسلمانی غش کند، از ما نیست و در روز قیامت با یهود محشور خواهد شد؛ زیرا یهودیان متقلب ترین افراد با مسلمانان هستند»(28).

زیان های اقتصادی دروغ
شخصیت و ارزش تجار در بازار، بر پایه « اعتبار» استوار است، نه ثروت. شخص اول بازار کسی است که از لحاظ اعتبار، اول باشد؛ هرچند ثروتی نداشته باشد. اگر سرمایه داری در بازار اعتبار نداشته باشد، موقعیتی نخواهد داشت. باید قول و وعده تاجر، در بازار از هر سند دولتی معتبرتر و محکم تر باشد. راه رسیدن به این اعتبار چیزی غیر از راستی و درستی نیست، اما دروغ گویی باعث می شود که اعتبار مالی فرد هم پیش دیگران زیر سؤال برود و اعتماد دیگران از چنین فردی سلب شود. به عنوان مثال، دیگر کسی به وعده او اعتماد نکند و ضمانت او را نپذیرد؛ زیرا اعتماد به چنین کسی خلاف عقل است.
دروغ، دروغگو را تنها می گذارد؛ چرا که « یاری کردن» از عاطفه انسان برمی خیزد و کسی به لحاظ عاطفی هم برای دروغگویان دل نمی سوزاند. امام علی (علیه السلام) درباره پیامد دروغ می فرماید:« ثمرة الکذب المهانة فی الدنیا و العذاب فی الاخرة(29)؛ نتیجه دروغ گویی، چیزی جز خواری و ضعف در دنیا و عذاب در آخرت نیست».
اما در مقابل، برای « راست گویی» ثمراتی بیان شده است؛ همچون:« اول من یدخل الجنة التاجر الصدوق؛ التاجر الصدوق بمنزلة الشهید یوم القیامة؛ اول کسی که داخل بهشت می شود، کاسب راست گو است. تاجر راستگو در روز قیامت، در ردیف شهدا خواهد بود».

16. نهی از پنهان نمودن عیب کالا
معمولاً کسی که جنس را می خرد، به گمان سالم بودن آن خریداری می کند و قیمت جنس سالم را می پردازد و به همین جهت در « فقه» یکی از موارد فسخ معامله، آن است که خریدار کالایی را بخرد و جنس معیوب از کار در بیاید. در اینجا مشتری می تواند به جهت عیب این کالا، معامله را فسخ کند که به آن « خیار عیب» می گویند. بدیهی است که جنس سالم با جنس معیوب تفاوت قیمت دارد و به همین دلیل، شیطان وسوسه می کند که صاحب کالا، عیب آن را از مشتری پنهان کند تا پول بیشتری بگیرد. این کار علاوه بر آنکه خلاف اخلاق انسانی و کرامت و نوع دوستی است، خلاف شرع و حرام نیز می باشد.
پس بسیار نیکو و پسندیده است که انسان در معاملات خود با صداقت برخورد کند و جنس خود را همان گونه که هست، عرضه کند و اگر جنس عیبی دارد، به خریدار بگوید. به این ترتیب هم وجدان فروشنده آرام و نانش حلال است و هم صدمه ای به اعتبار بازار نمی زند و از مردم سلب اعتماد نمی کند. از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمود:
«المسلم اخو المسلم و لا یحلّ لمسلم باع من اخیه بیعاً فیه عیب الا بینه(30)؛ مسلمان،‌ برادر مسلمان است و حلال نیست مسلمانی، به برادر خود چیزی را که عیب دارد، بفروشد مگر اینکه او را از عیب کالا مطلع سازد»(31).

17. تمجید یا مذمت کالا
برخی افراد برای فروش یا خرید کالا، به تبلیغ و تمجید کالا، یا به مذمت آن می پردازند. تبلیغ تا آنجا که با دروغ همراه نباشد و در مقام انحراف افکار جامعه نباشد، حرام نیست؛ ولی در احکام تجارت کاری است ناپسند و این مذمومیت وقتی شدت می یابد که تبلیغ، تبدیل به جوسازی شود. افکار عمومی در صورتی تصمیم درست می گیرد که تصمیم گیری در محیطی همراه آرامش و بر مبنای عقل و منطق باشد و تبلیغ، این آرامش را بر هم می زند. معمولاً در بازار تبلیغ منفی از سوی مشتری انجام می گیرد؛ یعنی کالای مورد معامله را مذمت می کند و عیب روی آن می گذارد تا آن را به قیمت نازل بخرد. و تبلیغ مثبت از سوی فروشنده صورت می گیرد تا بازارگرمی کند و جنس خود را با قیمت بهتر و بیشتر به فروش رساند.
در احادیث اسلامی از هر دو شیوه، مذمت و نهی شده است؛ چنان که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:« و الحمد باع و الذم اذا اشتری…؛ از ستایش کالا به هنگام فروش و مذمت به هنگام خرید پرهیز کنید»(32).

18. افزایش قیمت بدون قصد خرید
در بعضی حراجی ها مرسوم است که قیمتی به عنوان پایه اعلام می شود و طبعاً هرکه مبلغ بیشتری بدهد، کالا به او فروخته می شود. در اصل این کار، اشکالی نیست و افرادی که طالب اند، با اختیار خودشان قیمت را افزایش می دهند تا بتوانند جنس موردنظر را بخرند. ولی گاهی شخصی با صاحب کالا تبانی می کند و بدون اینکه قصد خرید داشته باشد، قیمت را بالا می برد تا مشتری نیز ناچار شود قیمت را افزایش دهد. این کار که نوعی صحنه سازی و فریب است، حرام و نادرست است. از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است که فرمود:
« الناجش خائن(33)؛ کسی که بدون قصد خرید قیمت را افزایش می دهد، خائن است»(34).

19. دخالت در معامله دیگران
از جمله کارهای ناشایسته که از فروعات بحث قبل است، دخالت در معامله دیگران است؛ بدین معنا که دو نفر در حال معامله باشند و فرد سومی از راه می رسد و وارد معامله شده و می گوید: من نیز خریدارم! این کار باعث می شود صاحب کالا طمع کند و قیمت را بالا ببرد و یا باعث می شود که مشتری اول نتواند کالای موردنظر را بخرد، با اینکه حق با او بوده است. این کار، پسندیده و درست نیست؛ چنانکه نقل شده:« نهی رسول الله ان یدخل الرجل فی سوم اخیه المسلم(35)؛ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نهی فرمود که شخصی وارد معامله ی برادر مسلمان خود شود»(36).

20. زمان حضور در محل کسب
یکی از آداب معامله در اسلام،‌ آن است که کاسب زودتر از دیگران به بازار نرود و دیرتر از دیگران باز نگردد، بلکه برای تأمین نیاز خود به بازار برود و از آنجا خارج شود؛ زیرا بازار، جایگاه شیاطین است، چنانکه مسجد جایگاه فرشتگان است. از این رو حکم مسجد، عکس بازار است. در این حکم میان تاجر و غیرتاجر و میان کسانی که در عرف، بازاری محسوب می شوند و غیر ایشان، تفاوتی نیست.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد بازار می فرمود:« السوق دار سهوٍ و غفلة، فمن سبح فیها تسبیحة کتب الله لها بها ألف ألف حسنة(37)؛ بازار، سرای بی خبری و غفلت است. هرکه در بازار یک تسبیح گوید، خداوند هزار هزار ثواب برایش رقم زند».
نیز امام علی (علیه السلام) در نامه ای به حارث همدانی نوشت:« ایاک و مقاعد الاسواق، فانها محاضر الشیطان و معاریض الفتن؛ از پاتوق های بازار بپرهیز که محل حضور شیطان و عرصه ی فتنه ها و گمراهی هاست»(38).

پی‌نوشت‌ها:

1. تحریر الوسیله، امام خمینی(ره)، ج1، کتاب المکاسب و المتاجر، مسئله 23.
2. بحارالانوار، ج100، ص 89.
3. میزان الحکمه، ج2، ص 487.
4. برای آشنایی بیشتر ر.ک: درآمدهای حلال و حرام، محمد وحیدی، ص 218 و 219. مرکز نشر سنابل، قم، چ1، ص 1386ش.
5.وسائل الشیعه، ج12، ص 330.
6. بازار سالم، ص 102.
7. همان، ص 114.
8. وسائل الشیعه، ج12، ص 287، ح4.
9. مطففین/1-3.
10. اسراء/35.
11. کافی، ج5، ص 159، ح1.
12. بازار سالم، ص 51.
13. کافی، ج5، ص 167، ح2.
14. کنزالعمال، ش 9440.
15. وسائل الشیعه، ج11، ص 525.
16. کنزالعمال، ش 9453.
17. وسائل الشیعه، ج12، ص 335، ح2.
18. خصال، ص 245، ح103.
19.کافی، ج5، ص 152، ح10.
20. وسائل الشیعه، ج12، ص 294، ح5.
21. همان، ح4.
22. بازار سالم، ص 85.
23. بحارالانوار، ج104، ص 207، ح9.
24. اراک یا درخت مسواک، درختچه ای است که از شاخه های آن مسواک می سازند.
25. بازار سالم، ص 88.
26. بقره/245.
27. همان/28.
28. وسائل الشیعه، ج12، ص 210.
29. غررالحکم، ج3، ص 333.
30. کنزالعمال، ج4، ص 59.
31. بازار سالم، ص 91 و 92.
32. همان، ص 100.
33. بحارالانوار، ج103، ص 81.
34.بازار سالم،‌ص 105.
35. وسائل الشیعه، ج12، ص 138.
36. بازار سالم، ص 105.
37. کنزالعمال، ش 9330.
38. نهج البلاغه، نامه 69؛ میزان الحکمه، ج5، ص 446.
منبع:نشریه فرهنگ کوثر، شماره 85.

مطالب مشابه