دنیا را مذمت نکن

دنیا را مذمت نکن

منظور از زهد، بي اعتنايي به دنيا اين نيست که ما يکسره دست از دنيا برداريم و گوشه گيري و رهبانيت را پيشه سازيم و حتي در مخارج روزانه ي خود سربار ديگران باشيم؛ بلکه منظور از آن، مبارزه با دنياپرستي، گناه، آلودگي به دنيا و فدا ساختن تمام فضايل و کمالات به خاطر عشق و علاقه ي به دنياست. به گفته ي لرد آويبوري دانشمند انگليسي:

«دين به ما نمي گويد به دنيا بي اعتنا باشيم، بلکه مي گويد در زندگي متين و شرافتمند و عفيف باشيم؛ عنان خود را به دست هوس ندهيم و جان خود را به آتش حرص و آز نسوزانيم و با برق ستمگري خرمن اميد ديگران را خاکستر نکنيم. دين مي خواهد براي خودپرستي ما که چون ديوي مهيب تنوره زنان دائما در فضا اوج مي گيرد حدي معين کند که بالاتر از آن نرود و موجوديت ديگران را بازيچه قرار ندهد. دين به ما مي گويد زندگي را با فضيلت بگذرانيم و تقوي را راهنماي خود سازيم براي اينکه روحمان آرام و وجدانمان آسوده باشد و از سرچشمه ي سعادت سيراب شويم.» (1)

شيخ کليني رحمه الله از سکوني روايت کرده است که به امام صادق عليه السلام عرض کردم: معناي زهد در دنيا چيست؟ فرمود: يعني از حرام آن دوري و اجتناب کني.(2)

در حديث ديگري از ابي الطفيل روايت کرده است که از اميرالمؤمنين عليه السلام شنيدم که مي فرمود: زهد در دنيا به کم کردن آرزو و شکر نعمت و پارسايي از محرمات است. (3)

کيست که نداند بهترين وسيله براي کسب کمالات انساني و نعمتهاي آخرت و بلکه راه وصول به آن همين دنياست و هر کمال معنوي و نعمت آخرتي را که بخواهيم، بايد در همين دنيا به دست آوريم. علي عليه السلام مي فرمايد:

«الدنيا معبره الآخره» (4)دنيا گذرگاه آخرت است.

علي عليه السلام در پاسخ کسي که از دنيا مذمت مي کرد، فرمود:

«الدنيا دار صدق لمن صدقها، و دار عافيه لمن فهم عنها، و دار غني لمن تزود منها و دار موعظه لمن اتعظ بها، مسجد احباء الله، و مصلي ملائکه الله، و مهبط وحي و متجر اولياءالله، اکتسبوا فيها الرحمه، و ربحوا فيها الجنه» (5)

دنيا سراي راستي است براي کسي که سخنش را باور دارد، خانه ي ايمني است براي کسي که آن را بفهمد، خانه ي توانگري است براي کسي که از آن توشه بردارد و سراي پند است براي آن کس که از آن پند گيرد. [دنيا] عبادتگاه دوستان خدا، نمازخانه ي فرشتگان حق، فرودگاه وحي الهي و تجارتخانه ي اولياي خداست که رحمت در آن کسب کنند و بهشت را سود برند.

امام صادق عليه السلام در چند حديث مکررا فرموده است:

«نعم العون علي الاخره الدنيا» (6)چه کمک خوبي است دنيا براي تحصيل آخرت.

ضمن اينکه آن حضرت مردم را از بي کاري و تنبلي و سربار شدن بر ديگران به سختي نهي فرموده و برحذر داشته است.

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرموده است:

«ملعون من القي کله علي الناس» (7)معلون کسي است که رنج مخارج و زندگي خود را به گردن مردم بيندازد.

در حديث ديگري فرموده است:

«العباده سبعون جزءا افضلها طلب الحلال» (8)عبادت هفتاد جزء است که بهترين آنها تحصيل روزي حلال مي باشد.

امام صادق عليه السلام فرموده است:«ليس منا من ترک دنياه لاخرته و لا آخرته لدنياه» (9)

از ما نيست کسي که دنياي خود را به خاطر آخرت رها کند و آخرتش را به خاطر دنيا ترک کند.

در حديث ديگري فرمود:«لا خير في من لا يجب جمع المال من حلال يکف بها وجهه و يقضي بها دينه و يصل بها رحمه»(10)

خيري نيست در کسي که دوست ندارد مالي را جمع کند و به وسيله ي آن آبروي خود را محفوظ دارد و قرض خود را بپردازد و صله ي رحم نمايد.

امثال اين روايات که به تحصيل مال براي زندگي دنيا تشويق مي کنند فراوان است.

در مورد کسب و تجارت و کارهاي عمراني نيز آنقدر حديث از بزرگان دين رسيده که هر دسته ي آنها باب جداگانه اي را در کتابهاي فقهي تشکيل داده است، مانند اين حديث از امام صادق عليه السلام که فرمود:«الکاد علي عياله کالمجاهد في سبيل الله»(11)کسي که براي مخارج خانواده ي خود تن به کار و کوشش دهد مانند مجاهدي است که در راه خدا جهاد مي کند.

و در حديثي به هشام مي فرمايد:

«ان رأيت الصفين قد التقيا فلا تدع طلب الرزق في ذلک اليوم» (12)اگر ديدي دو صف براي جنگ روبه روي هم قرار گرفته اند در همان روز نيز دست از تحصيل روزي برمدار

.در مورد تشويق به کشاورزي و درختکاري و ساير کارهاي عمراني نيز روايات فراواني رسيده است تا بدانجا که مطابق حديثي که ابن اثير در احوالات سعد انصاري روايت کرده است، پيشواي بزرگوار اسلام براي تشويق کار و کارگر به هنگام مراجعت از تبوک، دست سعد را به عنوان يک کارگر بوسيد.(13)

تنظیم  حسن رضایی

پي نوشت ها:

1- همان، ص 214.

2- اصول کافي، ج 5، ص 70.

3- همان، ج 5، ص 70.

4- غرر الحکم، ص 18.

5- نهج البلاغه فيض، ص 1138.

6- اصول کافي، ج 5، ص 72.

7- همان.

8- همان، ص 72.

9- جامع السعادات، ج 2، ص 19.

10- اصول کافي، ج 5، ص 72.

11- همان.

12- همان، ص 88.

13- اسدالغابه، ج 2، ص 269.

منبع: کيفر گناه

مطالب مشابه