توصیه های کاربردی در انتخاب همسر شایسته

توصیه های کاربردی در انتخاب همسر شایسته

1. جستجو آری؛ وسواس نه
اهتمام به معیارهای همسر شایسته و بررسی گزینه های مناسب برای آن، به خاطر حساسیت فرهنگی و دینی این پدیده اهمیت زیادی دارد، بنابراین جوانان باید درباره معیارهای همسر شایسته و انطباق معیارها بر فرد مورد نظر دقت لازم را به خرج دهند. با این حال نباید دچار وسواس شوند.
وسواس به معنای بی ثباتی فکری است و یکی از آفت های اندیشه یا رفتار می باشد و در صورت شدت یافتن، شخص بیمار روانی تلقی می گردد و باید مداوا شود. این امر در عرصه های مختلف زندگی، زیان های زیادی به شخص می زند و در روایات اسلامی به شدت از آن نهی شده و احکام شرعی در جهت مقابله و تضعیف رفتارهای وسواس گونه پیش بینی شده است. (1)
گاه به شخصی بر می خوریم که سراسر بازار را برای خریدن یک کالا زیر پا می گذارد و با اینکه جنس های مختلف از آن کالا را می بیند، قیمت ها را بررسی می کند و…، اما دست خالی به خانه باز می گردد، حتی ممکن است این کار چند بار تکرار شود. چنین اشخاصی به خاطر آشفتگی ذهنی، اضطراب و شکاکیت فراوان و نداشتن اعتماد به نفس لازم، هیچ گاه موفق به خرید کالا نمی شوند. آنان افزون بر محرومیت از تهیه کالای مورد نظر که گاه ممکن است برای معیشت و امور جاری زندگی شان ضروری باشد، به خاطر اینکه می بینند مثل دیگران نمی توانند به راحتی تصمیم بگیرند، خود را سرزنش می کنند.
این حالت درباره ازدواج نیز صادق است. گاه به دخترانی برمی خوریم که شایستگی های شخصیتی، موقعیت اجتماعی و زیبایی ظاهری دارند اما با اینکه از سن ازدواج آنها سال ها گذشته است، همچنان مجرد مانده اند و زمانی که علت را از آنان جویا می شویم، می گویند تا کنون خواستگاران فراوانی با شایستگی های مختلف برای ما آمده اند؛ اما خود یا خانواده مان به امید آمدن موردی بهتر، به این خواستگاران قانع نشده و به آنان پاسخ منفی داده ایم و اینک کار به جایی رسیده است که از ازدواج تقریباً مأیوس شده ایم!
پسران نیز گاهی دچار وسواس زیاد می شوند و پرونده ازدواجشان با گذشت زمان و کاهش شور همسرخواهی بسته می شود و آنان ناچار می شوند درد جانکاه عزب ماندن را به جان بخرند.
کمال خواهی غیر منطقی یکی از عوامل اصلی وسواس است. در حالی که دختر یا پسر باید توجه داشته باشند که:
اولاً: خود آنان کمال مطلق ندارند و گل بی خار تنها خداوند است. اگر صادقانه و واقع بینانه در روح و جسم و ویژگی های خود بنگرند و بپذیرند که برخی ضعف های جسمی، روحی، خانوادگی، علمی و شغلی در آنان وجود دارد، خواهند پذیرفتن که طرف مقابل نیز به طور طبیعی همه کمالات را ندارد و به برخی از ضعف ها و کاستی ها دچار است. در این صورت وسواس را کنار خواهند گذاشت.
ثانیا!: اگر دختر یا پسری خود را واقعاً دارای کمالات ویژه می داند، می تواند انتظار داشته باشد که طرف مقابل در زندگی مشترک با او، برخی از ضعف های جبران پذیر را ترمیم کند. به هر روی، ازدواج سرآغاز سیر و حرکت آدمی به سوی کمال است؛ نه پایان آن.

2. امکان تغییر و تحول روحی و رفتاری انسان ها
برخی گمان می کنند که مسافری سرگشته روی دریایی پر از امواج اند و زندگی مشترک تنها کشتی نجات آنان است و چنین کشتی باید از آغاز راه تا لحظه رساندن شخص به ساحل نجات، کاملاً سالم و بی عیب باشد. چنین نگرانی میان دختران مشهودتر است. از این رو بیم آنان درباره وجود و ماندگاری شایستگی های همسر – به ویژه شایستگی های دینی، اخلاقی و رفتاری تا پایان زندگی – به مراتب بیشتر از پسران است؛ البته پسران نیز در مرحله ای ضعیف تر چنین نگرانی نسبت به همسر آینده دارند.
چنین اندیشه ای بیشتر از آنجا ناشی می شود که دختر یا پسر خود را نیمی از پیکره انسانی می پندارند و معتقد است با فروپاشی نیمه دیگر، او نیز فروخواهد پاشید. ما در این باره سخن گفتیم و این تفکر را به دو نیمه یک مجسمه تشبیه کردیم. پیداست که اگر مجسمه ای از دو قطعه متناسب و به هم پیوسته تشکیل شده باشد، برای ماندگاری باید دو قطعه اش تا پایان راه پیوستگی و تناسب خود را حفظ کنند.
به راستی چرا برخی از زنان، هنگامی که باخبر می شوند که شوهرشان همسری دیگر برگزیده است یا نرد عشق را به صورتی نامشروع با زنی دیگر باخته است، چنان دچار طوفان روحی می شوند که گاه دست به کارهای ناروا می زنند؟! یا برخی از مردان به خاطر روحیه و اخلاق خشن همسران شان، از ادامه زندگی به کلی مأیوس و دیگر کسی لبی خندان بر چهره شان مشاهده نمی کند؟!
این پیامدهای تلخ از نوع تفسیر زندگی مشترک ناشی شده است. ما قبلاً درباره بطلان این تفکر سخن گفتیم و اثبات کردیم که هر یک از مرد و زن پیکره کامل انسانی دارند و چنان نیست که با فرو ریختن یکی، دیگری نیز فرو ریزد.
این مبنا در این مبحث نیز کارگشاست و اگر دختر یا پسری تمام کوشش خود را برای دستیابی به همسر شایسته به کار گیرند و به همسری از هر جهت مطلوب دست یابند؛ باز هم نمی توانند روح و جان همسر را چنان در اختیار بگیرند که به ماندگاری این صفات و ارزش های روحی و معنوی در سراسر زندگی مشترک اطمینان داشته باشند؟!
وقتی هر یک از همسران به اقتضای حیات انسانی در معرض هزاران زمینه هدایت بخش یا گمراه کننده قرار دارند، چگونه می توان به ماندگاری قطعی شخصیت، افکار و اخلاقیات اندیشید!؟
گاه ممکن است انسان دین یا پاک دامنی خود را در اثر همنشینی با انسان های باطل کیش یا فاجر از دست بدهد. آیا برخی از دین داران گاه دچار ارتداد نشده اند یا نیکان به گناه نگراییده اند؟!
دختران و پسران جوان در کنار توجه به گزینش همسر شایسته، باید بپذیرند که گاهی ممکن است در مسیر زندگی مشترک با نگرانی هایی روبه رو شوند که انتظارش را نداشته اند. اگر آنان تحلیلی صحیح از زندگی مشترک داشته باشند، می توانند به صورت منطقی با رخدادهای ناگهانی برخورد نمایند. از یاد نبریم که برخی از پیامبران با اینکه همسرانی داشتند که کافر یا دچار ضعف های رفتاری بودند، به زندگی مشترک ادامه دادند و نگذاشتند کانون خانواده فرو پاشد. (2)

3. محتمل دانستن خطا در گزینش همسر شایسته
گاه ممکن است بخشی از زوایای وجودی انسان برای خودش هم پنهان بماند؛ چه رسد به دیگران. دختر یا پسری که به درستی به معیارهای همسر شایسته و یافتن گزینه ای از هر جهت مناسب می اندیشند، به رغم رعایت همه جوانب و انجام همه بررسی ها، باید احتمال بدهند که ممکن است در همه یا بخشی از خواسته ها و معیارهای خود دچار اشتباه شوند؛ به این معنا که پس از ازدواج و گذشت چند ماه از زندگی مشترک، ناگهان پی ببرند که همسرشان آن گونه که می پنداشته اند نیست و تا حال به رفتاری عکس آنچه داشته اند تظاهر کرده اند یا آنکه به اشتباهی به گونه ای دیگر به نظر رسیده اند.
این دست از پریشانی ها و گله ها غالباً پس از گذشت چند ماه اولیه ازدواج و دوران شیرین اولیه زندگی، خودنمایی می کند و بسیاری از پرونده های همسران جوان که به محاکم قضایی کشیده می شود به این پدیده مربوط است. در این گونه از موارد معمولاً دختران یا پسران بر جدایی اصرار می ورزند، اما به پیامدهای تلخ آن نمی اندیشند.
نکته بسیار مهم این است که دختر یا پسر گمان می کنند که از سوی طرف مقابل فریب خورده اند و به نوعی به آنان خیانت شده است. در اینجا می توان دو حالت را تصور کرد:
1. دروغ و خیانتی در کار نبوده است: طرف مقابل از روی دروغ و نیرنگ تظاهر به رفتار خاص نداشته است. برای مثال واقعاً آن گونه که پیش از ازدواج به نظر می رسید، دین دار و متعبد به سنت های شرعی نبوده و قصد تظاهر هم نداشته است و این طرف مقابل بوده که مرتکب اشتباه شده است و از شدت علایق قلبی یا خوش بینی افراطی، او را این چنین دیده است.
اگر دختران و پسران در آغاز راه، خطا در گزینش خود را محتمل بدانند، در این موارد می توانند عاقلانه تصمیم بگیرند و با بررسی، راه حل جدیدی برای برخورد با این پدیده بیابند.
2. دروغ و نیرنگ در کار بوده است: اگر یقین حاصل شود که طرف مقابل برای به چنگ آوردن دیگری، نیرنگ زده و به رفتارهایی خاص تظاهر کرده است، باید دید که آیا عیب آشکار شده آن قدر بزرگ است که باید زندگی مشترک را فدای آن کرد و به جدایی راضی شد یا می توان با انتخاب راه حل های مناسب، برای رفع یا کاهش آن چاره اندیشی کرد؟
آنچه در این بین اهمیت اساسی دارد، پیش بینی احتمال خطا در گزینش از آغاز راه گزینش همسر، به رغم اقدامات احتیاطی و بررسی های لازم پیش از ازدواج است.
$ 4. رضایت به تحقق بخشی از شرایط همسر شایسته
به نظر می رسد اگر دختران و پسران به رغم تأکید بر معیارهای شایستگی و انجام بررسی های لازم بدون غلتیدن در ورطه وسواس، پس از ازدواج و گذشت چند ماه، دریابند که همسرشان از آن شرایط مورد نظرشان – به ویژه شرایط و معیارهای درونی و نیمه پنهان – شصت تا هفتاد درصد را داراست، باید انتخاب خود را درست بدانند و به گونه ای برنامه ریزی کنند که در بخش های تحقق نیافته، با انتخاب رفتار و منشی مناسب و منطقی و با رعایت حلم و خویشتن داری، با همسر خود برخورد نمایند و در صورت امکان برای تحقق آنها تلاش نمایند و اگر از تحقق شرایط مأیوس شدند، خود را به خاطر نبود آن شرایط ملامت نکنند و بیشتر به آنچه تحقق یافته بیاندیشند و بخش پر لیوان را ببینند.

پی‌نوشت‌ها:

1. برای نمونه بنگرید به: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 3، ص 255؛ محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق) ، الخصال، ص 126 و 221.
2. قرآن از همسران نوح و لوط به عنوان زنان کافر و پیمان شکن یاد می کند؛ زنانی که از موهبت همسری با پیامبران آسمانی، بهره ای نبردند و سرنگون شدند. (بنگرید به: تحریم (66) : 10. ) چنان که قرآن برخی از همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را به خاطر آزار حضرت، نکوهش می کند و از عقوبت الاهی می ترساند. (بنگرید به: تحریم (66) : 4. ) در روایات آمده است که ابراهیم علیه السلام از بدی خُلق همسرش ساره نزد خداوند شکایت برد، با این حال به او خطاب شد که بر این وضع صبوری کند. (بنگرید به: میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج 14، ص 254. )
منبع: نصیری، علی، (1389)، آیین همسر گزینی، قم، دفتر نشر معارف، چاپ اول

مطالب مشابه