روزه داران نمونه(2) عثمان بن مظعون

روزه داران نمونه(2) عثمان بن مظعون

چهاردهمين فردي بود که اسلام آورده و از اصحاب رسول خدا شده بود. در جاهليت هم شراب را برخود حرام کرده بود.
عثمان بن مظمون، فرزند حبيب بن وهب، مردي بزرگ و پارسا بود.(1)
بيشتر اوقات ساکت بود؛ اگر هم سخني مي گفت، سخنش چنان مغزدار و سرشار از حقيقت بود که ديگر مجال سخن براي گويندگان باقي نمي گذاشت.
اين صحابي بزرگوار، بنده اي عابد و زاهد بود. روزها روزه مي گرفت و شب ها عبادت مي کرد.(2)
آزار قريش بر مسلمانان به اوج خود رسيده بود. مسلمانان در رنج و زحمتي طاقت فرسا بودند. عثمان بن مظعون که مي ديد چگونه هم دينانش شکنجه مي شوند وتحت تعقيب اند، طاقت نياورد که خود در پناه وليد بن مغيره، مرد سرشناس قريش باشد و متفاوت با هم کيشانش. نزد وليد رفت؛ ابتدا به خاطر پناه دادنش از او تشکر کرد، سپس گفت: «من پناهندگي خود را پس مي گيرم.» وليد بن مغيره با تعجب پرسيد: چرا؟ بستگان من به تو آزار رسانده اند؟
عثمان گفت: نه؛ مي خواهم در پناه الله باشم، نه در پناه غير او. بيا به مسجد الحرام برويم و همان طور که من آشکارا در امان تو در آمدم، در بين مردم اعلام کن که حق امان خود را پس گرفته اي.
هر دو به مسجدالحرام رفتند و پايان پناهندگي عثمان را به مردم اعلام کردند.(3)
در پناه اسلام درآمده بود. و به همه اعلام مي کرد که خدا تنها پناهگاه همه، و نعمت هاي بي پايان بهشتي ، براي بندگان نيکش است.
با لبيد بن ربيعه، شاعر نامي جاهليت، برسر يک مصراعش که در آن، تمام چيزها را زوال پذير دانسته بود، درگير شد. ديگران در دفاع از لبيد، عثمان را کتک زدند و چشمش را کبود کردند. وليد بن مغيره که عثمان از پناه حمايتش درآمده بود، نزد عثمان آمد و گفت: «برادر زاده! اگر در پناه من بودي، چشمت چنين روزي را نمي ديد. »
عثمان گفت: به خدا چشم ديگرم که سالم مانده، در راه خدا نياز به چنين صدمه اي دارد. من در جوار بزرگ تر و نيرومندتر از تو هستم.(4)
از دنيا که رفت، پيامبر به منزلش آمد و در حالي که اندوهناک بود، فرمود: سائب، خدا رحمتت کند. » سپس خم شد و بر صورتش بوسه زد؛ آن گاه که سرش را بلند کرد، اطرافيان چشمان مبارکش را پر از اشک ديدند.
حضرت بر بدنش نماز خواند و او را در بقيع دفن کرد. نخستين کسي بود که بر بقيع دفن شد. پيامبر، سنگي بر قبرش نهاد تا اثرش بماند.
پيامبر خدا گه گاه قبر او را زيارت مي کرد.(5)
پيامبر هم به مقام نيکوي او در ايمان، صحه گذاشته و در فوت دختران خود، رقيه و زينب فرمود: « دخترم به سبقت گيرنده نيکوکار از ما، عثمان بن مظمون، پيوست».(6)

پي نوشت ها:

1. سير اعلام الانبيا،ج1، صص 144-155.
2. منتهي الامال، ج1، ص703؛ سيره ابن هشام، ج1، صص 245- 248.
3. سيره ابن هشام، ج1، صص 245- 248.
4. همان.
5. منتهي الامال، ج1، ص703؛ سيره ابن هشام، ج1، صص 245- 248.
6. همان .
منبع:کتاب گلبرگ شماره 122

مطالب مشابه