روزه درمانی در کلام امام علی علیه السلام (2)

روزه درمانی در کلام امام علی علیه السلام (2)

روزه تشريع و اختراع بزرگ خداوند است و قدمت طولاني دارد. از تورات و انجيل فعلي برمي‏آيد كه روزه، در ميان يهود ونصاري و ملل ديگر مرسوم و معمول بوده است.
خود حضرت موسي(ع) چهل روز روزه داشته است. همچنين از انجيل برمي‏آيد كه خود حضرت مسيح هم چهل روز روزه داشته است. پس روزه و رمضان، دو برادر كلانسال هستند در ميان بشريت و از آوازه بلندي برخوردارند.
روزه اثرات فردي، اجتماعي، تربيتي، بهداشتي و درماني زيادي را در جوامع بشري ببار آورد و ببار مي‏آورد و اثرات مادي و معنوي فراواني را در وجود انسان مي‏گذارد.
پيامبر اسلام (ص) در حديث بسيار معروفي مي‏فرمايد: «صوموا تَصِحّوا.» روزه بگيريد تا سالم شويد.
خوشبختانه بعد از گذشت حدود هزار و چهار صد سال، تازه دنيا دارد بر سر عقل مي‏آيد و بحث «روزه درماني» را مطرح مي‏كند، هرچند هر كس نمي‏تواند به عمق و فلسفه روزه، بطور دقيق پي ببرد.
امروزه در بحثهاي روان‏شناسي، بحث «فراروان» مطرح است ولي بطور يقين، غير از انسانهاي كامل و مؤمنين واقعي، كسي نمي‏تواند اين كلام حضرت امير(ع) را درك كند كه فرمود:
«صومُ النفس امساكُ الحَواسّ الخمسِ عن المآثمِ و خُلوّ القلبِ من جميعِ أسبابِ الشّرّ» روزه جان يعني چه؟ و چه كسي مي‏تواند آن را درك و سپس عمل بكند؟!
به هر حال ، در اين نوشتار كوتاه سعي شده به اين پرسش پاسخ دهيم كه:
آيا روزه اثرات درماني دارد يا خير و گستره آن تا كجاست؟ لذا در اين مقاله در چند عنوان بحث نموديم كه عبارتند از:
1 ـ درآمد 2ـ تعريف، اهميت و ضرورت 3ـ انواع روزه 4ـ فلسفه روزه، 5ـ سوژه‏هاي تربيتي روزه و رمضان 6ـ خداحافظ رمضان 7ـجشن روزه دار و عيد واقعي 8 ـ نتيجه و در پايان كتابنامه.

تعريف، اهميت و ضرورت:
در فرهنگ قرآن، از روزه به «صوم» تعبير شده است. صوم در لغت به معناي برخاستن است بي‏آنكه بعد از آن كاري شود.
نزد بعضي صوم به معناي نگاه داشتن است. هر يك از دو معنا مناسبت دارد با معناي شرعي و آن نگاه داشتن خود است بر وجه شرع در روز از آنچه در شرع او را مفطر خوانند با نيّت.1
در جاي ديگر آمده: صوم به معناي روزه. همچنين است صيام.
اصل آن امساك از مطلق فعل است، خوردن باشد، يا گفتن، يا رفتن.
صوم اسلامي امساك مخصوصي است از طعام و چيزهاي ديگر كه از طلوع فجر شروع شده و با رسيدن شب به پايان مي‏رسد.2
در التبيان از صوم چنين تعريف شده است:
«الصوم في الشّرع هو الامساك عن اشياء مخصوصة علي وجه مخصوص ممّن هو علي صفات مخصوصة و من شرط انعقاد النيّة.»3
روزه در شرع، عبارت است از: 1ـ خودداري كردن از خوردن اشياء خاص و ويژه، 2ـ بر وجه مخصوص، 3ـ از كساني كه داراي خصوصيات ويژه هستند، 4ـ به شرط بستن نيّت.
به هر تقدير در رساله عمليه آمده:
روزه آن است كه انسان براي اطاعت فرمان خدا، از اذان صبح تا مغرب، از چيزهايي كه روزه را باطل مي‏كند خودداري نمايد.
اهميت:
اهميت روزه آنقدر زياد است كه با زندگي و زنده ماندن انسان عجين است. روزه زباله‏ها و مواد اضافي و جذب نشده بدن را مي‏سوزاند، و در واقع بدن را «خانه تكاني» مي‏كند.
ضرورت:
در اين برهه از زمان، بخاطر مصنوعي گشتن زندگي و خوردنيها و نوشيدنيهاي شيميايي‏زا، زندگي و محيط زيست بشر، با خطر جدّي مواجه گشته است.
يكي از بهترين راه درمان اين همه بيماريهاي جسمي و رواني «روزه درماني» است كه به روزه شكم، جسم را درمان بخشيم و با روزه نفس، جان و روان خود را.
يكي از فقره‏هاي دعاي ماه رمضان كه دعاي بين المللي هم هست اين است كه: «اللهمّ اشفِ كلّ مريض» خدايا تمام بيماران جهان را شفاببخش.
به اميد روزي كه جهانيان به خاطر درمان بيماري جسمشان هم كه شده سراسيمه به روزه درماني روي بياورند و عظمت‏هاي اسلام را قطره‏اي بنوشند.

انواع روزه:
روزه به عبارات مختلف، تقسيمات مختلفي را به خود اختصاص مي‏دهد.
تقسيمات روزه در فقه عبارت است از:
1ـ روزه واجب، 2ـ روزه حرام، 3ـ روزه مستحب، 4ـ روزه مكروه.
روزه‏هاي واجب عبارتند از:
1ـ روزه ماه رمضان، 2 ـ روزه قضاء ماه رمضان، 3 ـ روزه كفاره، 4 ـ روزه قضاي پدر [يا مادر] بر پسر بزرگتر، 5ـ روزه‏هاي نذر و عهد، 6ـ روزه‏هاي استيجاري.
روزه‏هاي حرام عبارتند از:
1ـ عيد فطر (اول شوال)، 2ـ عيد قربان (دهم ماه ذي الحجة)، 3ـ روزه‏هاي ضرري، 4ـ روزه‏هاي مستحبي زن و فرزند اگر حق شوهر از بين برود و باعث اذيت پدر و مادر شود جايز نيست.
روزه‏هاي حرام ديگر نيز هست كه در كتابهاي مفصّل گفته شده است.
روزه‏هاي مكروه عبارتند از:
1 ـ روزه روز عاشورا، 2 ـ روزي كه انسان شك دارد روز عرفه است يا روز عيد قربان، 3ـ روزه ميهمان بدون اجازه ميزبان.
روزه‏هاي مستحب:
روزه تمام روزهاي سال، غير از روزهاي حرام و مكروه كه در بالا بيان گشت، مستحبّ است، ولي بعضي از روزها تأكيد بيشتري دارد. كه براي توضيح بيشتر به رساله عمليه، به همين بخش مراجعه نمائيد.

تقسيم روزه به اعتبار ديگر:
اميرالمؤمنين(ع) مي‏فرمايند:
«صيامُ القلبِ عَنِ الفِكر في الآثامِ افضلُ مِنْ صيامِ البَطْنِ عن الطعام»4
روزه دل از [براي] انديشه در [ترك[ گناهان، بهتر از روزه شكم است از غذا خوردن و آشاميدن.
در اين حديث شريف به دو نوع روزه اشاره شد:
1ـ روزه جان.
2ـ روزه جسم.
روزه جسم مرحله نازله روزه است و گستره آن محدود به زمان خاص مي‏باشد. روزه جسم و شكم آسان است و هر كس با اراده اندك مي‏تواند از عهده آن برآيد.
نخوردن و نياشاميدن چند ساعت، چيزي نيست كه براي يك انسان متديّن مشكل ساز
باشد. انسان توانايي دارد چندين روز، چيزي نخورد و نياشامد و در عين حال زنده و سالم بماند.
آنچه مهمّ است، روزه جان است كه دامنه بسيار گسترده دارد و در عين حال بسيار سخت و دشوار است. چيزي نيست كه هر كس بتواند به آساني بدان دسترسي پيدا كند و يا به صرف دست يازيدن به روزه جسم و شكم، بتواند بدان دست يابد.
ملازمه‏اي بين روزه جسم و روزه جان وجود ندارد. روزه جسم و شكم، تنها مي‏تواند مقدمه‏اي براي رسيدن به مرحله روزه جان باشد. رفع و دفع از خطورات ذهني، خيالات، شبهات، انگيزه‏ها و غرضها، شهوات عملي و…، چيزي نيست كه به صرف روزه جسم بدست آيد.
در مرحله روزه دل، تمام اعضا و جوارح انسان روزه‏دار است.
گوش انسان روزه دارد. چشم و نگاه انسان روزه دارد. زبان انسان روزه دارد. ذهن انسان روزه دارد. نَفَس كشيدن و نَفَسها روزه دارند. در خوردن و خوابيدن و در خلوت و جلوت روزه دارند.
در حديثي ديگر، اميرالمؤمنين(ع) مي‏فرمايند:
«صومُ النّفسِ امْساك الحَواسّ الخَمْسِ عَن سائرِ المآثِم و خُلُوّ القَلْبِ مِنْ جميعِ اسبابِ الشّرّ».5
روزه جان، خودداري كردن حواس پنجگانه از باقيمانده گناهان است و خلوت و آسوده ماندن دل از تمام اسباب پليد.
اگر «جان» انسان روزه باشد، حواس پنجگانه، براي هميشه حواسش جمع خواهد بود وبه سوي پليديها و پلشتيها، پا نخواهد نهاد.
اين نماز و روزه و حجّ و جهاد هم گواهي دادنست از اعتقاد6
علي(ع) مي‏فرمايند:
«صومُ النّفسِ عَنْ لذّاتِ الدّنيا انفعُ الصّيامِ».7
روزه جان از خوشيهاي (پست) دنيا سودمندترين روزه‏ها است.
سرچشمه تمام بيماريهاي رواني، شبهات علمي واخورده است و شهوات عملي.
براي مبارزه با اين نوع بيماريهاي خطرساز و خانمانسوز چه بايد كرد؟
آيا با «سلاحهاي هسته‏اي» مي‏توان آن را مهار كرد؟ بطور يقين جواب اين سؤال منفي است و اگر تمام سلاحهاي گرم و سرد موجود در دنيا را بر سر «شهوات عملي» فرو نشانند، نه تنها شعله آتش آن خاموش نمي‏شود بلكه آتش آن شعله‏ورتر خواهد گشت. سرطان پنهاني است كه با هيچ دارويي درمان نيابد.
تنها راه معقول مبارزه با آن، «سير و سلوك علمي و عملي» است و اين بدست نمي‏آيد مگر از راه دين خداپسند و آن دين خداپسند، دين اسلام است كه داراي شاخ و برگهاي بيشماري است.
روزه يكي از شاخ و برگهاي دين اسلام است كه در درمان بيماريهاي رواني بسيار نقش آفرين است، همانطوريكه به اعتراف دوست و دشمن، در درمان بيماريهاي «تن» نقش بسزايي دارد.
در بخشي از كتاب «روزه روش نوين براي درمان بيماريها» آمده:
«امساك و روزه اختياري و منظم، آثار مخصوصي در بدن پديد مي‏آورد كه بيماريهاي غير قابل علاج از نظر پزشكان را بهبودي مي‏بخشد. همان بيماريهايي كه اگر تمام داروها و وسايل پزشكي جهان را در اختيار پزشكان قرار دهيد آنها را قابل علاج نمي‏دانند.»8

خلاصه:
چرا يك طبيب روسي براساس تجربيات و بدعت، بحث «روزه درماني» را مطرح كرد و روزه درماني هم نمود ولي مسلمانان از منابع و مباني بزرگ اسلامي چنين استفاده‏هايي را نبردند و از غريبه‏ها، سبقت نگرفتند؟!
آيا از كلام زيباي حضرت امير(ع) «روزه درماني و درمان هر بيماري» بدست نمي‏آيد؟! معناي دقيق و عميق اين حديث نوراني چه مي‏تواند باشد؟!
«صومُ النّفسِ امْساك الحَواسّ الخَمْسِ عَن سائرِ المآثِم و خُلُوّ القَلْبِ مِنْ جميعِ اسبابِ الشّرّ» يعني چه؟
آيا با عمل به اين حديث زيبا تمام بيماريهاي رواني و فرارواني درمان نمي‏گردد؟! آيا در صورت عمل به اينگونه روايات، جوامع انساني به مدينه فاضله تبديل نمي‏گردد؟!

فلسفه روزه
1ـ تقويت اراده و ايمان :
علي(ع) مي‏فرمايند:
«ان افضلَ ما توسّلَ به المُتوسّلونَ الي اللّهِ سبحانَهُ الايمانُ بِهِ و بِرسوله…»
همانا بهترين چيز كه نزديكي خواهانِ به خداي سبحان بدان توسّل مي‏جويد، ايمان به خدا و پيامبر، و جهاد در راه خداست، كه موجب بلندي كلمه مسلماني است و يكتا دانستن پروردگار كه مقتضاي فطرت انساني است؛ و برپا داشتن نماز كه آن ستون دين است، و دادن حق مستمندان ـ زكات ـ كه واجب شرع مبين است. و روزه ماه رمضان كه نگهدارنده از عقاب است ـ و بازدارنده عذاب9 ايمان به اينكه روزه ماه رمضان نگهدارنده از عقاب است و بازدارنده عذاب خود باعث تقويت ايمان مي‏گردد و موجب اميدواري نسبت به سرنوشت آينده و چنين كاري ايمان و اراده انسان را قوي مي‏كند و سرنوشت و آينده انسان را روشن و از هاله ابهام بدر مي‏آورد.
علي(ع) در جاي ديگر مي‏فرمايند:
«عليكُم بصيام شهرِ رمضان فانّ صيامَهُ جُنَّةٌ حَصينَةٌ».10
بر شما باد به روزه ماه رمضان، زيرا روزه اين ماه سپري است، نگهدارنده از آتش جهنم.
2ـ خودسازي:
روزه دروازه بزرگ عبادت است. به اين معنا كه خودسازي و مقاومت در انجام عبادات را از روزه بايد شروع نمود.11
اميرالمؤمنين در اين زمينه مي‏فرمايند:
«بندگان خدا؛ پرهيز از نافرماني خدا، دوستان او را از در افتادن در حرامهاي او نگهداشته است، و دل آنان را به ترس وي همراه داشته است؛ چندانكه شبها بيدارشان مي‏دارد، و روزهاي گرم را با تشنگي بر آنان به سر مي‏آرد.
آسايش عقبي را با رنج دنيا به دست آورند، و سيرآبي ـ آنجا ـ را با تشنگي خوردن ـ در اينجا ـ.»12
اين پيام خداوند است كه:
«فانّ مع العُسر يسرا، انّ مَع العُسر يُسرا».13به دنبال هر سياهچاله، دو سپيد چشمه‏اي است.
به دنبال هر تشنگي اي، تشريفات و تشويقاتي است و به دنبال هر گرسنگي و خودسازي، سودي.
اميرالمؤمنين(ع) در اين زمينه به درمانگاه و درمانگران بزرگي اشاره مي‏كند كه هم مجهّز به تمام امكانات درماني هستند و هم مجهّز به درمانگران متخصص.
مي‏فرمايد: «… خُمْصُ البُطون مِنَ الصّيام».14
مردمي كه چشمانشان از گريه تباه، شكمهايشان از روزه لاغر، و به پشت چسبيده، لبهايشان از دعا خشك، و پژمرده گرديده، رنگها زرد از شب زنده داري ـ بسيار ـ بر رخسارشان گرد فروتني پديدار.
مولوي مي‏گويد:
هست روزه ظاهر، امساك طعام
روزه معنا، توجه دان تمام
اين دهان بستن دهاني باز شد
كه خورنده دانه‏هاي راز شد
جوع مر خاصّان حق را داده‏اند
تا شود از جوع شير زورمند
به هر تقدير «روزه درماني» را بيگانگان از اسلام عزيز و روح آيات و روايات ما گرفته‏اند، نه اينكه خودشان خلاّقيّت به خرج داده‏اند و آن را كشف كرده‏اند.
سعدي گويد:
اندرون از طعام خالي دار تا در او نور معرفت بيني
تهي از حكمتي بعلّت آن كه پري از طعام تا بيني
حضرت امير(ع) مي‏فرمايند:
«والصّيامَ ابتلاءً لإخلاصِ الخَلْقِ».15
خداوند روزه را واجب كرد تا اخلاص آفريدگان آزموده گردد.»
اخلاص بايد در آزمايشگاه بزرگ رمضان، كاربردي گردد، نه تنها اخلاص بلكه تمام تئوريهاي ديني و ارزشي را بايد آزمود و در آزمايشگاه بزرگ رمضان و…، كاربردي ساخت.
در جاي ديگر حضرت امير(ع) مي‏فرمايند:
«و مُجاهدةِ الصّيام في الايّامِ المفروضاتِ، تسكينا لاطْرافِهِمْ، و تخشيعا لابْصارِهِم…».
و روزه گرفتنهاي دشوار، در روزهايي كه واجب است تا اندامشان بيارامد با اين كار، و ديده‏هايشان خاشع شود و جانهاشان خوار. و سبك ساختن دلهاي آنان، و بردن خودبيني از ايشان، به فروتني كه در اين عبادتهاست: از چهره‏هاي شاداب را به تواضع برخاك سودن، و با چسبانيدن اندامهاي پاكيزه بر زمين، خردي خويش را نمودن، و رسيدن شكمها به پشت به فروتني و خواري به خاطر روزه داري.»16
بيگانگان بي‏خبر، از روزه دراسلام يا روزه‏ها و امساك‏هايي كه خود تجويز مي‏كنند را، فقط ضامن سلامي تن و جسم تنها مي‏دانند ولي غافل از اينكه روزه در اسلام، بر فراروان هم اثر گذار است و بسياري از بيماريهاي رواني، فشارهاي عصبي و فشارهاي رواني را مي‏توان از طريق روزه درمان كرد. و راز اصلي از روزه در اسلام، دست يافتن به سلامتي جان است، كه اگر انسان به سلامتي جان دست نيابد، تمام هستي خويش را باخته است.
ولي موحّدان واقعي، شيعيان و انسانهاي كامل سلامتي تن را مرتبه نازله روزه مي‏دانند و هدف بلند از روزه، درمان روانهاو فراروان است بلكه بُرد و گستره روزه در اسلام، الي يوم القيامة ادامه دارد.
3ـ استكبار زدايي و استكبار ستيزي:
بنيانگذار استكبار، ابليس رجيم است، براي درمان بيماري استكبار، بايد به ستيز با آن برخاست و از راه جهاد اصغر و بدنبال آن جهاد اكبر، با آن به مبارزه پرداخت.
اين جنگ الي يوم القيامة ادامه خواهد داشت و پايان ندارد وصلح و سازش در آن صورت نمي‏گيرد.بقيه در صفحه 36
حضرت امير(ع) مي‏فرمايند:
«اگر خدا رخصت كبر ورزيدن را به يكي از بندگانش مي‏داد، به يقين منّتي را بر پيامبران گزيده و دوستانش مي‏نهاد، لكن خداي سبحان بزرگمنشي را بر آنان ناپسند ديد وفروتني را پسنديد. پس پيامبران ـ از روي فروتني ـ گونه‏هاي خود را بر زمين چسبانيدند، و چهره‏هاي خود را به خاك ماليدند، و برابر مؤمنان فروتني نمودند و خود مردماني مستضعف بودند. خداي‏شان به گرسنگي آزمود و به سختي مبتلايشان فرمود، و با ترس و بيماري امتحانشان كرد و با زير و زبر كردنشان در سختيها، ايمانشان را پديد آورد.»17
اهداف همه پيامبران استكبار زدايي و استكبار ستيزي بود از يك طرف و تربيت نيروي انساني بود از طرف ديگر.
علي(ع) در جاي ديگر مي‏فرمايند، يكي از اهداف بزرگ عبادات از جمله روزه، استكبار زدايي است.
مي‏فرمايند:
«والتّصاق كرائمِ الجَوارثِ بالارض تصاغُرا، و لُحوقِ البُطونِ بالمُتونِ مِنَ الصيام تزَلّلاً».18
و با چسبانيدن اندامهاي پاكيزه بر زمين خردي خويش را نمودن، و رسيدن شكمها به پشت به فروتني به خواري به خاطر روزه‏داري.

خلاصه:
به هر تقدير بحث در اين زمينه، دامنه گسترده دارد و در اين نوشتار به سه هدف و فلسفه بزرگ روزه كه همان درمان جسم و جان است اشاره شد كه عبارتند از:
1ـ تقويت اراده و ايمان.
2ـ خودسازي.
3ـ استكبار زدايي و استكبار ستيزي.

پی نوشت :

12 . نهج البلاغه، خ114.
15 . نهج البلاغه، حكمت 244.
17 . نهج البلاغه، خ192.
1 . بحارالانوار، ج96، ص255.
16 . نهج البلاغه، خ192، خطبه قاصعه.
11 . موسوي لاهيجي، سيد حسين، روزه درمان بيماريهاي روح و جسم، قم: جامعه مدرّسين، 1364.
18 . همان.
10 . امالي طوسي، ج2، ص136.
14 . نهج البلاغه، خ121.
13 . سوره شرح، 94، آيه 4 و 5.
2 . ابوالفتح الجرجاني، سيد امير، تفسير شاهي او آيات الاحكام، ج1، تهران: نويد، 1362، ص225.
3 . قرشي، سيد علي اكبر، قاموس قرآن، ج4، تهران: دارالكتب الاسلاميه، سوم، 1361، ص165.
4 . التبيان، ج1، ص114.
5 . غرر الحكم و درر الكلم، ج1، ص416، چاپ بيروت.
6 . همان.
7 . مثنوي معنوي، دفتر پنجم، 183.
8 . غرر الحكم، همان.
9 . نهج البلاغه، خ110، ترجمه دكتر شهيدي.

مطالب مشابه