اداره ی سالم به روایت نهج البلاغه(3)

اداره ی سالم به روایت نهج البلاغه(3)

و)اداره ی سالم مردمی و صمیمی است.
فضای اداره سالم از نظر نهج البلاغه، فضایی صمیمی است که در آن رابطه حاکم و مردم در شمار پاک ترین و استوارترین روابط است. نقش اعتماد عمومی و رضایت مردم، برای دستگاه اداری سرنوشت ساز است و در شمار مهم ترین عوامل ارزیابی عملکرد سازمان و اداره، قرار دارد. در نهج البلاغه، به ویژه بر نحوه برقراری این رابطه با زیردستان، تأکید شده است که باید رابطه کارگزاران با مردم، بدون محدودیت برقرار باشد!
نهج البلاغه، نامه 53:
برای نیازمندان بهره ای از وقت خود را قرار بده تا شخصاً به کار آنان بپردازی و در مجلسی همگانی برایشان بنشینی؛ و در آن مجلس برای خدایی که تو را آفریده است فروتنی کنی و پاسداران و یاران خود، از محافظان و نگهبانان ویژه ات را از آنان برکنار داری تا گوینده آنان، بی آن که زبانش بگیرد و در سخن درماند، با تو سخن گوید؛ زیرا من از پیامبر خدا – که بر او و خاندانش درود باد – بارها شنیدم که می فرمود: «پاک و مقدس نخواهد شد امتی که در میان آن است، حق ناتوان برای او، بی لکنت زبان، از نیرومند گرفته نشود» (ر.ک. ترجمه جعفری، 457).
بدین ترتیب، در اداره سالم، حتی المقدور نباید حائل و مانعی میان حکمران و عامه مردم وجود داشته باشد، و عامه مردم باید بتوانند، در مواقع ضروری
به کارگزاران دسترسی داشته باشند و بسیار ضروری است که مردم از همه اقدامات حکومت آگاه باشند تا مراوده مردم با کارگزاران معنی دارتر گردد. این نکته به حدی مهم است که فقط اسرار نظامی از آن مستثنی شده اند!
نهج البلاغه، نامه 50 (خطاب به فرماندهان سپاه):
هان بدانید که حق شما در نزد من آن است که هیچ رازی را جز اسرار جنگ بر شما نپوشانم و کاری را بی مشورت شما نکنم، جز اجرای حکم خدا را (ر. ک. ترجمه جعفری، 441 و ترجمه آیتی، 713).
یعنی در اداره سالم حتی المقدور اسرار ناگفتنی بین حکمرانان، کارگزاران عالی رتبه، سرداران سپاه، و عامه مردم وجود ندارد، به جز اسرار نظامی و امنیتی که فاش ساختن آنها به زیان مردم است و منافع آنها را تهدید می کند.

ز) اداره ی سالم انتقادپذیر و خویشتن ساز است.
اداره باید با پذیرش موارد نقد و اشتباه در عملکرد خود، حلقه های یادگیری و عبرت را فعال ساخته، زمینه اصلاح امور خود را فراهم آورد. در این امتداد، بهترین سرمایه اداره سالم، وجود شهروندان و ارباب رجوعی است که بدون احساس تردید و صادقانه، همواره مهیای نقد سازنده دستگاه اداری جامعه اند.
نهج البلاغه، خطبه 215 (در برخی نسخه ها، خطبه های 216 یا 207):
آنسان که با جباران سخن می گویند با من سخن مگویید و از من پنهان مدارید آنچه را از مردم خشمگین به هنگام خشمشان پنهان می دارند. نیز به چاپلوسی و تملق با من مراوده نکنید و
مپندارید که گفتن حق بر من گران می آید! و نخواهم که مرا بزرگ انگارید؛ زیرا هر که شنیدن حق بر او گران آید یا نتواند اندرز کسی را در باب عدالت بشنود، عمل کردن به حق و عدالت بر او دشوارتر است. پس با من از گفتن حق یا رأی زدن به عدل باز نایستید؛ زیرا من در نظر خود بزرگتر از آن نیستم که مرتکب خطا نشوم و در اعمال خود از خطا ایمن باشم؛ مگر آن که خدا مرا در آنچه با نفس من رابطه دارد، کفایت کند؛ زیرا او تواناتر از من به من است. ما و شما بندگانی هستیم در قبضه قدرت پروردگاری که پرورش دهنده ای جز او نیست (ترجمه آیتی، 499).
اگر در نهج البلاغه فقط همین یک خطبه وجود داشت و فقط همین فراز، برای اثبات تفاوت این سنت حکمرانی و اداری با دیگر سنت ها و سبک ها، و تفاخر به برتری بی نظیر آن، کافی بود. باید توجه داشت که تلقی های کوته نظرانه از مفهوم عصمت، مانع از درک این حقیقت نشود که این فراز از خطبه، تفسیری زیبا از آیه شریفه 15 از سوره یوسف است؛ آنجا که از قول حضرت یوسف (علیه السلام) می فرماید:
(و ما ابری نفسی ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی ان ربی غفور رحیم)
(یوسف، 53).
به هر حال، مقصود معصوم هر چه باشد، تکلیفی را بر عهده مردمان می گذارد که ناظر بر اعمال حکومت خود بوده، نسبت به سرنوشت آن حساس باشند!
در باب اهمیت نقش عامه مردم در نامه 53 نیز چنین آمده است:
ستون دین و انبوهی مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، پس باید گرایش تو به آنان و میل تو معطوف به سوی ایشان باشد (ر.ک. ترجمه آیتی، 723).
همچنین در نامه 57 خطاب به مردم کوفه چنین آمده است: ستمکارم یا ستمدیده؟ گردنکشم یا دیگران از فرمانم رخ برتافته اند؟ خدا را به یاد کسی می آورم که این نامه من به او رسد! چنانچه برای جنگیدن به من می پیوندد، اگر نیکوکار بوده ام، مرا یاری رساند و اگر بدکار بوده ام، مورد سرزنش و عتاب قرار دهد (ر.ک. ترجمه آیتی، 757).
و در فرازی دیگر از نامه 53 چنین آمده است:
نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته توان شناخت (ترجمه آیتی، 719).
بدین ترتیب ملاحظه می شود که در اداره سالم، جایگاه ویژه ای برای نقد مستمر حکومت و سیستم اداری آن در نظر گرفته می شود؛ نقدی که سرمایه اصلاح اداره و افزایش اعتماد متقابل مردم و سیستم اداری جامعه است؛ سرمایه ای که در فراگرد مهم امر به معروف و نهی از منکر به بار می نشیند.

sa46861 اسوه شدن اداره
اداره سالم، مفهومی برگرفته از نهج البلاغه است که الگویی چند بعدی را برای توسعه سلامت اداری معرفی می کند؛ بر اساس این الگو، فساد اداری با دیدی جامع مد نظر قرار می گیرد و از ابعاد متعدد و گوناگون ارزیابی می شود. برای مثال، تأکید بر شایسته سالاری، رویکردی ریشه ای را نسبت به رفع فساد اداری در کانون توجه قرار می دهد؛ در حالی که تأکید بر انتقادپذیری، بر
ضرورت یادگیری و عبرت گرفتن اداره، از اشتباهات خود و دیگران تأکید دارد.

عمده ترین دستاوردهای این پژوهش را می توان بدین شرح فهرست کرد:
1. رابطه فساد و ناشایستگی – سیستمی که شایسته سالار نباشد، سیستمی خائن و فاسد است و به سراشیبی نابودی و فروپاشی رهنمون می گردد!
2. رابطه فقدان حساب پس دهی و فساد – سیستمی که حاضر نباشد عملکرد خود را در معرض محاسبه و مراقبه قرار دهد، به مرور متمایل به فساد خواهد شد.
3. رابطه تعرض به بیت المال و فساد – تعرض به اموال مردم، یکی از ابعاد شناخته شده و معروف فساد اداری است.
4. رابطه تضییع منابع انسانی و فساد – یکی از مهم ترین مصادیق فساد اداری، بی توجهی به مسیر رشد انسان ها و منابع انسانی موجود در اختیار سازمان است. سازمان هایی که نمی توانند منابع انسانی موجود در اختیار خود را دریابند، به سرعت در سراشیبی انحطاط و اضمحلال قرار می گیرند!
5. رابطه قانون گریزی و فساد – سازمان هایی که در آنها قانون به درستی اجرا نمی شود، مستعد شیوع شیوه های استبدادی و خودکامانه در اجرای امور بوده، نمی توانند در خدمت منافع عمومی قرار گیرند. سازمانی که قانون سالار نباشد، جولانگاه قدرتمندان بوروکراتیک یا انواع صاحبان نفوذ خواهد شد و مستعد فساد و فروپاشی است!
6. رابطه فاصله گرفتن از مردم و فساد – سازمان هایی که از مردم فاصله می گیرند و راه های ارتباط با مردم را محدود می سازند، خود را از اطلاعات آنان محروم می نمایند. سازمانی که این منبع ارزشمند اطلاعات را از دست
می دهد، فرصت بازسازی و ترمیم سریع تر خود را از دست می دهد و نمی تواند روی اعتماد عمومی حساب نماید و احتمالاً زودتر در مسیر اضمحلال قرار می گیرد.
7. رابطه انتقاد ناپذیری و خودشیفتگی با فساد – سازمان هایی که امربه معروف و نهی از منکر را تعطیل می نمایند، نمی توانند از معایب خود آگاه شوند. مدیران چنین سازمان هایی به تدریج دچار خودشیفتگی مفرط می شوند و از معایب خود غافل می گردند. چنین مدیری نمی تواند برآورد درستی از موقعیت و جایگاه خود در محیط داشته باشد و به تدریج دچار ضعف در تحلیل می شود و تصمیم های اشتباه، پی در پی آن را به سوی نابودی سوق می دهند.

الگوی جامع سلامت در اداره اسوه
عوامل هفت گانه ای که در اینجا مورد تأکید قرار گرفتند، به نوعی رابطه هم افزایی دارند. برای مثال بدیهی است که نمی توان با سوءاستفاده از بیت المال مبارزه کرد، ولی سیستم ناشایستگی را پذیرفت! یا نمی توان بر حاکمیت قانون تأکید نمود، ولی امر به معروف و نهی از منکر را تعطیل کرد!
همان طور که ملاحظه می شود، اداره سالم بر حراست از بیت المال تأکید دارد و حراست از بیت المال نیز به توسعه اداره سالم کمک می کند. همچنین ارتباط با عامه مردم موجب سالم سازی اداره می شود، در حالی که اداره سالم نیز موجبات ارتباط مستمر با مردم را فراهم می سازد؛ ضمن این که این دو، فراگردهای حاکمیت قانون، انتقادپذیری، شایسته سالاری، تعالی منابع انسانی، حساب پس دهی و حراست از بیت المال را نیز تقویت می کنند.
همین رابطه را می توان درباره عوامل موجد فساد اداری نیز تصور کرد. بدین ترتیب که فساد اداری، ناشایستگی را تقویت می کند و ناشایستگی
انتقادناپذیری را سبب می شود و این دو، ارتباط با عامه مردم و حاکمیت قانون را تضعیف کرده، تعالی منابع انسانی را با مانع مواجه می سازند و به همین ترتیب، همه عوامل یاد شده، بر مراتب فساد در اداره می افزایند.

عوامل مؤثر بر سلامت و فساد اداری
در اینجا نکته ای جلب توجه می کند و آن این که در بسیاری از کشورهای جهان، اداره های دولتی و خدمات شهری، با ضریب بالایی از فساد در اغلب یا همه جلوه های یاد شده، چندین دهه است که در برابر فروپاشی مقاومت کرده اند. بنابراین ادعای “فروپاشی سازمان های فاسد” چندان واقع گرایانه نیست!
با نگاه جامع بر موقعیت این سازمان ها ملاحظه می شود که دلیل بقای آنها یا نداشتن جانشین و جایگزین است یا دسترسی به منبعی که رانت گونه، نقاط ضعف آنها را جبران می کند؛ برای مثال کشورهای نفتی، معمولاً ضعف کارآمدی اداره های خود را با استخراج و فروش نفت جبران می کنند. بسیاری از کشورهای فقیر نیز چاره ای جز همسازی و تحمل سیستم اداری موجود خود ندارند. از این رو تأکید می شود که یکی از نکات مهمی که به اصلاح امور کمک می کند، افزایش سطح سواد و آگاهی های عمومی است!
با تأمل بر فراگردهای دو گانه فساد یا سلامت اداری، ملاحظه می شود که شفافیت، یکی از مهم ترین راهکارهای مبارزه با فساد است.
صراحت، برخورد شفاف و پرهیز از پنهان کاری، امکان ارتکاب به فساد اداری را محدود می سازد. اداره ای می تواند اسوه سیستم اداری شود که شفافیت در اجرای امور را تا حد ممکن افزایش دهد؛ ولی اثربخشی این مهم، منوط به توان و تمایل عامه مردم جامعه برای نظارت بر ارکان اداری است.

sa46862 نتیجه بحث
الگوی مناسب اداره سالم، الگویی جامع و کل نگر بوده، باید همه زوایای امور اداری را به طور کلی مورد توجه قرار دهد. برای تضمین سلامت اداری، نمی توان قابلیت و ظرفیت سیستم کنترلی را معطوف به رسیدگی به رشوه گیری در سطوح پایین سازمان نمود و از ناشایستگی یا زدوبندهای سیاسی در سطوح بالای آن غافل ماند! در این صورت، همه اهتمام سیستم کنترلی معطوف به رسیدگی به تخلفات خلافکاران خرده پا خواهد شد؛ در
حالی که خلافکاران عمده در امان می مانند! بنابراین سیستم نظارتی باید مجاز باشد که هرگونه ارتکاب به خلاف قانون را از ناشایستگی و منع تعالی کارکنان گرفته تا سوءاستفاده از بیت المال و انتقادناپذیری، مد نظر و محاسبه و مراقبه قرار دهد. نکته مهم آن است که همه مصادیق فساد اداری، مصداق ظلم و بی عدالتی نیز محسوب می شوند!
بنابراین، افزایش توجه به اجرای عدالت سازمانی در ابعاد توزیعی، رویه ای، مشاهده ای، مراوده ای اطلاعاتی، و زبانی (پورعزت، 1387، 33؛ Oourezzat, 2009)، موجب کاهش فساد اداری، و تسهیل توسعه اداره اسوه و سالم می شود؛ برای مثال، اداره ناشایسته، اداره ای است که در آن بی عدالتی در رویه های اداری رایج باشد. اداره ای که مانع تعالی کارکنان می شود نیز اداره ای است که در آن بی عدالتی در مراودات سازمانی رایج است. اداره بی اعتنا به بیت المال، به بی عدالتی در توزیع دامن می زند و اداره انتقادناپذیر موجب بی عدالتی در اشاعه و افشای اطلاعات می گردد و اداره خودشیفته، موجب بی عدالتی در استفاده از زبان می شود.
اداره سالم، اداره ای در خدمت مردم و متکی به آنان است. بنابراین سر بقای آن، شفافیت و اشاعه اطلاعات و دانستنی ها، در میان مردم است. در چنین اداره ای، ناشایستگان به سرعت دفع می شوند؛ سوءاستفاده کنندگان از بیت المال مهار شده، با حساب کشی دقیق خلع ید می شوند؛ موانع تکامل و تعالی انسان ها برطرف می گردند؛ مضیقه های اجرای قوانین را از میان برمی دارند؛ پیمان شکنان و دروغگویان را طرد می کنند؛ مسدودکنندگان ارتباط میان مردم و کارگزاران یا حکمرانان، در هم شکسته می شوند؛ و این ارتباط، سرمایه نقد حکومت واقع می گردد. چنین اداره ای است که می تواند ابزار اصلاح امور جامعه باشد و راه پیشرفت و تعالی آن را هموار نماید. اداره سالم، سازوکارهای هوشمندی خود و جامعه را تقویت می کند و جامعه و منابع آن را در مسیر پیشرفت و تعالی قرار می دهد. فساد نیز هنگامی از جامعه رخت برمی بندد که کلیه عوامل و نهادهای مردمی، حکومتی، مدنی
و کلیه گروه های اجتماعی فعال در ساحت جامعه، عزمی جدی را معطوف به حذف آن نمایند. در امتداد این تحلیل، شاید بتوان گفت که مهم ترین راهبرد مبارزه با فساد، شفاف سازی و افشای اطلاعات درباره آن است؛ زیرا اگر شفافیت بر رفتارهای اداری حاکم باشد، هرگز مجالی برای بروز فساد اداری باقی نمی ماند! پس ناگزیر اداره اسوه، اداره ای شفاف است!

پی نوشت ها :

1. دانشیار دانشگاه تهران pourezzat@ut.ac.ir
منابع:
• قرآن کریم، انتشارات اسوه.
• المیزان، ترجمه تفسیرالمیزان. تألیف علامه سید محمد حسین طباطبایی. ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی. دوره بیست جلدی، دفتر انتشارات اسلامی – وابسته به جامعه مدرسین علمیه قم. چاپ هجدهم، تابستان 1383.
• الوانی، سید مهدی؛ سعید زرندی، و ابوذر عرب سرخی. 1389. “مؤلفه های تدوین استراتژی ملی مبارزه با فساد جمهوری اسلامی ایران”. نشریه مدیریت دولتی، دوره 2، شماره 4، صص 22-3.
• برزگر، ابراهیم. 1389. “ساختار فهم اندیشه سیاسی اسلام”. دانش سیاسی. سال ششم، شماره دوم، 72-43.
• پورعزت، علی اصغر، 1387. مختصات حکومت حق مدار؛ در پرتو نهج البلاغه امام علی «(علیه السلام)»، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
• پورعزت، علی اصغر، 1390. مختصات اداره سالم به روایت نهج البلاغه؛ طرحی برای مبارزه با فساد اداری. بنیاد نهج البلاغه.
• رسولی، رضا و بهنام شهایی. 1388. “فساد اداری در مدارس آموزشی: عوامل مؤثر بر پیدایش، گسترش و کاهش آن”. نشریه مدیریت دولتی، دوره 1، شماره 3. صص 34-19.
• نهج البلاغه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) گردآوری سید شریف رضی. ترجمه عبدالمحمد آیتی. دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بنیاد نهج البلاغه. چاپ دهم. 1379.
• نهج البلاغه، گزیده سخنان، نامه ها و حکمت های امیرالمؤمنین امام علی بن ابی طالب (علیه السلام) گردآوری ابوالحسن محمد بن الحسین سید رضی. ترجمه دکتر سید محمد مهدی جعفری. مؤسسه نشر و تحقیقات ذکر.
• Gradstein, Mark. 2204. “Voting on Meritocracy”. European Economic Review. 797-803.
• Hall, Angela T., Michael G. Bowen, Gerald R. Ferris, M. Todd Royle & Dale E. Fitzgibbons. 2007. “The accountability Lens: A New Way to
View Management issues”. Business Horizons. 2007. 50. 405-13.
• Kilby, Patrik. 2006. “Accountability for Empowerment: Dilemmas Facing Non – Governmental Organizations”. World Development. Vol. 34, Issue 6. 951-63.
• Kolstad, Ivar & Arne Wiig. 2009. “Is Trans Parency the Key to Reducing Corruption in Resource – Rich Countries”? World Development. Vol. 37, No. 3, pp. 521-32.
• Lessmann, Christian & Gunther Markwardt. 2009. “One Size Fits All? Decentralization, Corruption, and Monitoring of Bureaucrats”. World Development. Vol. 38, No. 4. 631-46.
• McCoy, Shannon K. & Brenda Major. 2007. “Priming Meritocracy and the psychological Justification of Inequality”. Journal of Experimental Social Psychology. 341-51.
• Merriam Webster. 2011. An Encyclopedia Britannica Company. World Oudit Organization: Corruption, 2011.
• Mosher, Frederick C. and Other. 1974. “Watergate: Implications for Responsible Government”. In Jay M. Shafritz and Albert C. Hyde (Eds.). 1997. Classics of Public Administration. Harcourt. pp. 420-31.
• Pourezzat, Ali Asghar, 2009. “The importance of Linguistic Justice for Continues Revision of Good Governance”. Analele Universitatii Bucuresti. ANUL III. Faculty of Business and Administration. University of Bucharest.
• Salinas – Jimenez, M del Mar & Javier Salinas – Jimenez. 2007. “Corruption, efficiency and productivity in OECD Countries”. Journal of Policy Modeling. No. 29, pp. 903-15.
• Scott W. Richard & Gerald F. Davis. 2007. Organizations and Organizing; Rational, Natural, and Open System Perspectives, Pearson / Prentice Hall.
• Wikipedia, The Free Encyclopedia. 2011.
• Zalman, Marvin. 1980. “The Future of criminal Justice Administration
• and Its Impact on civil libertiesُُ. JournaL of Criminal Justice. Vol. 8, pp. 275-86.
• http://www.worldaudit. org. Word Audit Organization.
منبع: نشریه النهج، شماره 31.

مطالب مشابه