بيترديد موضوع مهدويت از موضوعاتي كه نه تنها دين اسلام به ويژه مذهب شيعه به آن پرداخته، بلكه در اديان ابراهيمي ديگر نيز مورد تأييد و تأكيد قرار گرفته است كه به برخي موارد اشاره ميشود.
بشارات ظهور مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب «تورات»
در كتاب تورات كه از كتب آسماني به شمار ميرود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آنها است، بشارات زيادي از آمدن مهدي موعود و ظهور مصلحي جهاني در آخر الزمان آمده است كه چون مضمونهاي آن بشارات در قرآن كريم و احاديث قطعي و متواتر اسلامي به صورت گستردهاي وارد شده و نشان ميدهد كه مسألهي «مهدويّت» اختصاص به اسلام ندارد، قسمتي از آن بشارات را در اينجا ميآوريم، و برخي از نكات آنها را توضيح ميدهيم تا موضوع تشكيل حكومت واحد جهاني، و تبديل همهي اديان و مذاهب مختلف به يك دين و آيين مستقيم، بر همگان روشن شود.
گفتني است كه چون در كتاب «عهد عتيق» (يعني: تورات و ملحقات آن) همچون كتاب انجيل، از بازگشت و رجعت حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ سخن به ميان آمده است و اين مطلب، رابطهي مستقيم با ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ دارد، نگارنده نيز در ضمن بشارات ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ ، فرازهايي از «تورات» را آورده است تا دانسته شود كه قوم يهود نيز بر اساس آنچه در كتابهاي مذهبي خودشان آمده است همچون مسلمانان به «رجعت» و بازگشت حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ معتقدند. و در اين باره ترديد ندارند كه بالاخره روزي فرا ميرسد كه حضرت عيساي روح الله ـ عليه السّلام ـ به زمين باز ميگردد و برخي از آنها را تنبيه و از برخي ديگر انتقام ميگيرد، هر چند كه بسياري از آنان بر اثر آيات و معجزاتي كه از حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ و عيساي مسيح ـ عليه السّلام ـ ميبينند ايمان آورده و تسليم ميشوند و در برابر حق خاضع و خاشع ميگردند.
اينك به قسمتي از بشاراتي كه در «تورات» و ملحقات آن آمده است، توجّه فرماييد:
الف) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در «زبور داوود»
در زبور حضرت داود ـ عليه السّلام ـ كه تحت عنوان «مزامير» در لابلاي كتب «عهد عتيق» آمده، نويدهايي دربارهي ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ به بيانهاي گوناگون داده شده است و ميتوان گفت: در هر بخشي از «زبور» اشارهاي به ظهور مبارك آن حضرت، و نويدي از پيروزي صالحان بر شريران و تشكيل حكومت واحد جهاني و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد و مستقيم، موجود است.
و جالب توجّه اين كه، مطالبي كه قرآن كريم دربارهي ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ از «زبور» نقل كرده است عيناً در زبور فعلي موجود است و از دستبرد تحريف و تفسير مصون مانده است.
قرآن كريم چنين ميفرمايد:
(وَلَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاَرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ)[1]
«ما علاوه بر ذكر (تورات) در «زبور» نوشتيم كه (در آينده) بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد.»
مقصود از «ذكر» در اين آيهي شريفه، تورات موسي ـ عليه السّلام ـ است كه زبور داود ـ عليه السّلام ـ پيرو شريعت تورات بوده است.
اين آيهي مباركه از آيندهي درخشاني بشارت ميدهد كه شرّ و فساد به كلّي از عالم انساني رخت بر بسته، و اشرار و ستمكاران نابود گشتهاند، و وراثت زمين به افراد پاك و شايسته منتقل گرديده است. زيرا كلمهي «وراثت و ميراث» در لغت، در مورادي استعمال ميشود كه شخص و يا گروهي منقرض شوند و مال و مقام و همهي هستي آنها به گروهي ديگر به وراثت منتقل شود.
به هر حال، طبق روايات متواتره اسلامي ـ از طريق شيعه و سنّي ـ اين آيهي شريفه مربوط به ظهور مبارك حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ ميباشد، و قرآن كريم اين مطلب را از زبور حضرت داود ـ عليه السّلام ـ نقل ميكند، و عين همين عبارت در زبور موجود است. و اينك متن زبور:
«(9) زيرا كه شريران منقطع ميشوند. امّا متوكّلان به خداوند، وارث زمين خواهند شد. (10) و حال اندكست كه شرير نيست ميشود كه هر چند مكانش را جستجو نمايي ناپيدا خواهد بود (11) امّا متواضعان وارث زمين شده از كثرت سلامتي متلذّذ خواهند شد (12) شرير بخلاف صادق افكار مذمومه مينمايد، و دندانهاي خويش را بر او ميفشارد (13) خداوند به او متبسّم است چون كه ميبيند كه روز او ميآيد (14) شريران شمشير را كشيدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكين را بيندازند، و كمانهاي ايشان شكسته خواهد شد (16) كمي صدّيق از فراواني شريران بسيار بهتر است. (17) چون كه بازوهاي شريران شكسته ميشود و خداوند صدّيقان را تكيهگاه است (18).
خداوند روزهاي صالحان را ميداند و ميراث ايشان ابدي خواهد بود (19) در زمان «بلا» خجل نخواهند شد، و در ايام قحطي سير خواهند بود (20) لكن شريران هلاك خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پيه برّهها فاني بلكه مثل دود تلف خواهند شد؛ (22) زيرا متبرّكان خداوند، وارث زمين خواهند شد، امّا ملعونان وي منقطع خواهند شد (29) صدّيقان وارث زمين شده، ابداً در آن ساكن خواهند شد (34) به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار كه تو را به وراثت زمين بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شريران اين را خواهي ديد (38) امّا عاصيان، عاقبت مستأصل، و عاقبت شريران منقطع خواهند شد.»[2]
در فصل ديگر ميفرمايد:
«… قومها را به انصاف داوري خواهد كرد. آسمان شادي كند و زمين مسرور گردد. دريا و پري آن غرش نمايند. صحرا و هر چه در آن است به وجد آيد. آنگاه تمام درختان جنگل ترنّم خواهند نمود به حضور خداوند. زيرا كه ميآيد، زيرا كه براي داوري جهان ميآيد. ربع مسكون را به انصاف داوري خواهد كرد. و قومها را به امانت خود.»[3]
و از جمله در مزمور 72 در مورد پيامبر بزرگوار اسلام – صلي الله عليه و آله – و فرزند دادگسترش حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ ، چنين ميفرمايد:
«(1) اي خدا! شرع و احكام خود را به «ملك»، و عدالت خود را به «ملكزاده» عطا فرما (2) تا اين كه قوم تو را به عدالت و فقراي تو را به انصاف حكم نمايد (3) به قوم كوهها سلامت و كويرها عدالت برساند (4) فقيران قوم را حكم نمايد، و پسران مسكينان را نجات دهد، و ظالم را بشكند (5) تا باقي ماندن ماه و آفتاب دور به دور از تو بترسند (6) بر گياه بريده شده مثل باران و مانند امطار ـ كه زمين را سيراب ميگرداند ـ خواهد باريد (7).
و در روزهايش صدّيقان شكوفه خواهد نمود، و زيادتي سلامتي تا باي ماندن ماه خواهد بود (8) از دريا تا به دريا و از نهر تا به اقصي زمين سلطنت خواهد نمود (9) صحرا نشينيان در حضورش خم خواهند شد و دشمنانش خاك را خواهند بوسيد (10).
ملوك طرشيش و جزيرهها، هديهها خواهند آورد، و پادشاهان شبا و سبا پيشكشها تقريب خواهند نمود (11) بلكه تمامي موك با او كرنش خواهند نمود، و تمامي اُمم او را بندگي خواهند كرد (12) زيرا فقير را وقتي كه فرياد ميكند و مسكين كه نصرت كننده ندارد، خلاصي خواهد داد (13) و به ذليل و محتاج ترحّم خواهد فرمود و جانهاي مسكينان را نجات خواهد داد (14) جان ايشان را از ظلم و ستم نجات خواهد داد، و هم در نظرش خون ايشان قيمتي خواهد بود (15) و زنده مانده از شبا به او بخشيده خواهد شد (16) در زمين به سر كوهها مشت غلّه كاشته ميشود كه محصول آن مثل اسنان متحرّك شده، اهل شهرها مثل گياه زمين شكوفه خواهند نمود (17).
اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقي بماند، در او مردمان بركت خواهند يافت، و تمامي قبايل او را خجسته خواهند گفت (19) بلكه اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد، و تمامي زمين از جلالش پر شود (20) دعاي داوود پسر يسيّ تمام شد».[4] توضيح مختصري پيرامون بشارت فوق:
در اين بشارت ـ چنان كه بر ارباب فضل و دانش و اهل علم و اطلاع و كساني كه با قرآن و روايات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ سر و كار دارند، مخفي نيست پيامبر بزرگ اسلام حضرت محمّد بن عبدالله ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ به عنوان «ملك» و فرزند گرامش حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ كه بزرگترين و كاملترين مظهر عدل الهي است به عنوان «ملكزاده» معرفي گرديده، و به بعضي از امتيازات و مشخصات ديگر وي نيز اشاره شده است.
ولي برخي از علما و دانشمندان «يهود» چنين پنداشتهاند كه: منظور از «ملك» در اين آيه، حضرت داود ـ عليه السّلام ـ ، و منظور از «ملكزاده» فرزند وي حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ است، و روي اين پندار نادرست خواستهاند آيات مذكور را از بشارت دادن به بعثت حضرت خاتم النبيين ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و نويد ظهور خاتم اوصياء حضرت حجّت بن الحسن العسكري ـ عليه السّلام ـ منصرف كنند، ولي اين انديشه از چند جهت نادرست و غير قابل قبول است، زيرا:
نخست اين كه، حضرت داود ـ عليه السّلام ـ از انبياي پيرو شريعت تورات بوده و خود او داراي شريعت و احكام نويني نبوده است تا اين كه بگويد: «اي خدا! شرع و احكام خود را به «ملك» و عدالت خود را به «ملكزاده» عطا فرما»، و روي اين اصل درخواست شريعت مستقل نوين در خور مقام آن حضرت نيست.
دوّم: اين كه، در خواست شرع و احكام و عدالت كه به صورت دعا بر زبان حضرت داوود ـ عليه السّلام ـ جاري شده ـ چنان كه از نحوهي درخواست آشكار است ـ براي دو شخصيت عظيم آسماني است كه يكي داراي مقام سلطنت بر پيامبران و صاحب شرع و احكام جديد، و ديگري مظهر أتمّ عدالت، و صاحب مقام ولايت مطلقه، و مورد انتظار عموم ملل جهان است.[1] . سورهي انبياء، آيهي 105.
[2] . عهد عتيق، كتاب مزامير، مزمور 37، بندهاي 9 ـ 38.
[3] . همان، مزمور 96، بندهاي 10 ـ 13، ص1247، كتاب مقدس.
[4] . عهد عتيق، كتاب مزامير، مزمور 72، بندهاي 1 ـ 2، به نقل از بشارات عهدين، ص248 و أنيس الاعلام، ج5، ص92 و 93.
@#@
سوّم: اين كه, عظمت، قدرت، شوكت و سلطنتي كه در آيات مزبور براي «ملكزاده» ذكر گرديده است نه با حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ و نه با هيچ يك از انبياي الهي وفق نميدهد؛ زيرا نه مملكت حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ از مملكت پدرش حضرت داوود ـ عليه السّلام ـ بنابر اعتقاد اهل كتاب ـ وسيعتر بوده، و نه هم ظلم و ستم در عهد او شكسته شده است.
چهارم: اين كه، بر حسب آنچه برخي از علماي عهدين ـ عهد عتيق و عهد جديد تورات و انجيل ـ احتمال داده و به وجوهي استدلال جستهاند، مزمور فوق كلام حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ است نه كلام حضرت داود ـ عليه السّلام ـ ، و حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ كه پس از مگ پدر، صاحب مقام و كتاب گرديده است معقول نيست براي پدرش كه از دنيا رفته است درخواست شرع جديد كند. و بر فرض اين كه بر خلاف احتمال آنان، مزمور فوق كلام حضرت داود ـ عليه السّلام ـ باشد ـ چنان كه اشاره كرديم ـ دعا براي دو شخصّيت والايي است كه در آيندهي تاريخ بعد از او ظاهر خواهند شد.
پنجم: چنان كه از آيهي (20) استفاده ميشود تمامي آيات ياد شده به عنوان دعا بر زبان حضرت داود ـ عليه السّلام ـ جاري شده و شايستهي مقام نبوّت ـكه بالاترين مدارج كمال و عبوديّت و بندگي است ـ اين است كه، در مقام دعا و استدعاي از پروردگار، در كمال خضوع و خشوع و انكسار در برابر آفريدگار، زبان به تذلّل و كوچكي بگشايد، و با زبان عجز و لابه و عاري از هر نوع خودبيني و خود پسندي مقاصد خويش را از خداي جهان بخواهد، نه اين كه در برابر سلطان واقعي و مالك الملوك جهان خود را «پادشاه» و فرزند خود را «شاهزاده» بخواند.
ششم: اين كه، در چند آيه از بشارت مزبور، سلطنت و دعوت «ملك زاده» را عمومي و جهاني خوانده، و قدرت و جبروت روحاني وي را شامل پادشاهان و قدرتمندان و سلاطين مقتدر جهان دانسته، و سراسر كرهي مسكون را قلمرو دولت حقّهي وي معرفي نموده، چنان كه در اخبار وارده از ائمّهي معصومين ـ عليهم السّلام ـ نيز در حقّ شخصّيت بينظير حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ ، چنين سخن رفته است.
هفتم: اين كه، در آيهي (7) به اصحاب خاص آن حضرت اشاره نموده كه با ظهور نور پر فروغ مهدوي ـ عليه السّلام ـ آن خورشيد جهانتاب عدل الهي، صديّقان شكوفه كنند، و رحم اجتماع بزرگ جهاني، مرداني پاك سيرت، راست گفتار و درست كردار از خود نمايان سازد، و سعادت و سلامت، رفاه و خوشبختي، بهروزي و بهزيستي كه مولود تسلّط آن يگانه منجي عالم و دولت عدالت پيشهي آن حضرت است تا انقراض جهان پايدار خواهد بود، چنان كه در روايات اسلامي نيز آمده است: «دولتنا آخر الدول».
و هشتم: اين كه، در آيهي (17 و 18) خاطر نشان ساخته است كه تا جهان باقي است و خورشيد در آسمان نور افشاني ميكند، اشعهي خورشيد فروزان قائم آل محمّد ـ عليهم السّلام ـ بر روح و جان جهانيان خواهد تابيد، و تمامي قبايل او را خجسته خواهند گفت، و تمامي روي زمين از جلال و عظمتش پر خواهد شد[1]، چنان كه در روايات مستفيضه و متواترهي اسلامي كه در مورد ظهور آن مهر تابان رسيده است، كمتر حديثي يافت ميشود كه در ضمن آن جملهي «يملَأُ الأرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً، كَما مُلِئَت ظُلْماً وَ جَوْراُ» نيامده باشد.[2]
بنابراين، جاي هيچ گونه شك و ترديد نيست كه مقصود از «ملك» در مزمور 72 از زبور داوود ـ عليه السّلام ـ همان نور قدوسي حضرت محمّد بن عبدالله ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ سيّد رسولان و خاتم پيغمبران، و مقصود از «ملك زاده» حضرت صاحب الزمان «مهدي موعود ـ عليه السّلام ـ » دوازدهمين جانشين بر حق و فرزند دلبند آن بزرگوار است كه به خواست خداوند در روز معين و موعود، ظهور خواهد نمود، و سراسر روي زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد بعد از آن كه پر از ظلم و جور شده باشد، و گردن گردنكشان و گردن فرازان را خواهد شكست، و چون مهر و ماه بر روح و جان جهانيان خواهد تابيد، و حكومت حقهي الهيهي وي تا ابد و تا قيام قيامت ادامه خواهد داشت. اللهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه.
ناگفته نماند كه نويدهاي ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در «زبور» فراوان است، و در بيش از 35 بخش از مزامير (150) گانه، نويد ظهور آن موعود اُمم و منجي عالم موجود است، كساني كه طالب تفصيل بيشتري هستند ميتوانند به متن «مزامير» در «عهد عتيق» مراجعه فرمايند.
ب) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب «اشعياي نبي»
در كتاب «اشعياي نبي» كه يكي از پيامبران پيرو تورات است، بشارات فراواني در مورد ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ آمده است كه جهت استدلال به كتاب مزبور، نخست فرازي از آن بشارتها را نقل نموده، و برخي از نكات آن را توضيح ميدهيم تا معلوم شود كه مسلمانان دربارهي عقيده به ظهور يك مصلح جهاني تنها نيستند، بلكه همهي اهل كتاب در اين عقيده با مسلمانان اشتراك نظر دارند.
در فرازي از بشارت كتاب اشعيا چنين آمده است:
«و نهالي از تنهي «يسيّ»[3] بيرون آمده، شاخهاي از ريشههايش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. يعني روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشي او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤيت چشم خود، داوري نخواهد نمود و بر وفق سمع گوشهاي خويش، تنبيه نخواهد نمود؛ بلكه مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستي حكم خواهد نمود… كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت.
و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير پرواري با هم و طفل كوچك آنها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چريد و بچههاي آنها با هم خواهند خوابيد و شير مثل گاو كاه خواهد خورد، و طفل شير خوره بر سوراخ مار بازي خواهد كرد، و طفل از شير باز داشته شده، دست خود را بر خانهي افعي خواهد گذاشت، و در تمامي كوه مقدس من، ضرر و فسادي نخواهند كرد؛ زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهايي كه دريا را ميپوشاند».[4]
منظور از «نهالي كه از تنهي يسيّ خواهد روييد» ممكن است يكي از چهار نفر از شخصّيتهاي بزرگ روحاني و رهبران عاليقدر بشر، حضرت داود، حضرت سليمان، حضرت عيسي و حضرت حجّت بن الحسن العسكري ـ عليهم السّلام ـ باشند؛ ولي دقّت و بررسي كامل آيات فوق نشان ميدهد كه منظور از اين نهال، هيچ يك از آن پيامبران نيست؛ بلكه همهي آن بشارتها ويژهي قائم آل محمّد ـ عليهم السّلام ـ است؛ زيرا حضرت داوود و سليمان ـ عليهما السّلام ـ فرزندان پسري يسيّ، و حضرت عيسي بن مريم ـ عليه السّلام ـ نوادهي دختري وي، و قائم آل محمّد ـ عليه السّلام ـ نيز از جانب مادرش جناب نرجس خاتون ـ كه دختر يشوعا، پسر قيصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواريون حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ بوده، و نسب شريفش به شمعون صفا، وصيّ حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ ميرسد ـ نوادهي دختري «يسيّ» ميباشد.
در فرازي از اين بشارت چنين آمده است: «موافق رؤيت چشم خود داوري نخواهد كرد و بر وفق سمع گوشهاي خود تنبيه نخواهد نمود» و اين جمله، اشاره به حاكميت مطلق و حكومت عادلانهي آن حضرت دارد كه وي بر اساس حق و واقع، حكم ميكند و نيازي به شاهد و بيّنه ندارد و از كسي گواهي نميطلبد چنان كه در روايات اسلامي آمده است كه: «يحكم بحكم داود و محمّد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ » يعني به حكم حضرت داود و دستور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ حكم ميكند و با علم و دانش خدادادي خويش داوري مينمايد.
و در فراز ديگري از آن بشارت آمده است كه، در زمان حكومت حقه و دوران حكومت عدالت پيشهي او «گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد… و گوساله و شير پرواري با هم، و… ضرر و فسادي نخواهند كرد»، اين جمله نشان ميدهد كه در زمان ظهور مبارك آن موعود آسماني، عدل و داد آن چنان گسترش مييابد كه جانوران و درندگان با هم سازش ميكنند و در كنار يكديگر قرار ميگيرند و خوي بهيميّت و درندگي را از دست ميدهند، و زيان و ضرر به هيچ يك از موجودات نميرسانند چنان كه در اخبار و احاديث آمده است:
«وَتَصْطَلِحُ فِي مُلْكِهِ السّباع، وَ اصْطَلَحَتِ السِّباع، و تأمَنُ الْبَهائم».[5]
و در آخرين فراز از بشارت مزبور آمده است: «جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهايي كه دريا را ميپوشاند»، اين مطلب نشانگر اين واقعيّت است كه در عهد با سعادت آن موعود آسماني چنان تحول عظيم علمي و فرهنگي به وجود ميآيد كه همهي مردمان به خداي يگانه ايمان ميآورند. درهاي رشتههاي گوناگون علوم و دانش به روي انسانها گشوده ميشود، سطح معلومات بشري بالا ميرود، راهي را كه بشريّت در طول تاريخ در هزاران سال پيش به دنبال آن بوده در زمان كوتاه ميپيمايد، عقلها كامل و انديشهها شكوفا ميگردد، و كوته بينيها و تنگ نظريها از بين ميرود، و انسانها به كمال و بلوغ عقلي و اخلاقي و انساني ميرسند و به تمام ناكاميها، شكستها، ستمها، نادانيها و بدبختيها پايان ميدهند، و زندگي شرافتمندانهي تازهاي را آغاز مينمايند.[1] . براي توضيح بيشتر به كتاب انيس الاعلام في نصرة الاسلام، ج5، ص92 الي 96 و ج7، ص387 الي 398 مراجعه فرماييد.
[2] . به كتاب نفيس منتخب الاثر، ص247 ـ 250 مراجعه فرماييد.
[3] . يسيّ به معناي قوي، پدر حضرت داود و نوهي «راعوت» است، و به طوري مشهور بود كه داود را پسر «يسيّ» ميناميدند، در صورتي كه خود داود شهرت و شخصيت عظيمي داشته و از پيغمبران بزرگ «بني اسرائيل» بوده است. (قاموس كتاب مقدس).
[4] . تورات، كتاب اشعياي نبي، باب 11، پندهاي 1 ـ 10، ص1548، كتاب مقدس.
[5] . بشارة الاسلام، ص197 و 247، منتخب الأثر، ص474، مستدرك حكم، ج4، ص514 و بحارالانوار، ج52، ص280، ح6.
@#@ چنان كه در حديثي از امام باقر ـ عليه السّلام ـ آمده است كه فرمود:
«إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ يَدَهُ عَلي رؤوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقولَهُمْ وَ أَكَمَلَ بِهِ أَخلاقَهُمْ وَ كَمُلَتْ به أَحْلامهُم».[1]
«هنگامي كه قائم ما قيام كند دستش را بر سر بندگان ميگذارد و خردهاي آنها را گرد ميآورد و اخلاقشان را كامل ميگرداند، و به وسيلهي او به رشد و كمال ميرسند.»
و در ضمن حديث ديگري از آن بزرگوار نقل شده كه فرمود:
«… وَ تُؤتُونَ الْحِكْمَةَ فِي زَمانِه حتّي أَنّ الْمَرْأةَ لَتَقْضي فِي بَيْتِها بِكِتاب اللهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِ الله».[2]
«در زمان او آن قدر به شما دانش و فرهنگ داده ميشود كه زن خانهدار در خانهي خود با كتاب خدا و سنت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ داوري ميكند.» [3]
چند بشارت ديگر از كتاب اشعيا
بشارات فراواني كه دربارهي منجي عالم در كتاب اشعياي نبي وارد شده به قسمت عمدهاي از برنامههاي آن مصلح جهاني اشاره دارد كه برخي از آنها را ميآوريم:
1ـ تأمين عدالت اجتماعي و امنيّت عمومي
2ـ تأمين رفاه همگاني و آباد ساختن جهان
1ـ تأمين عدالت اجتماعي و امنيّت عمومي
در فرازي از بشارتهاي كتاب اشعيا آمده كه در زمان آن حضرت، عدالت اجتماعي برقرار خواهد گرديد و امنيت عمومي به وجود خواهد آمد به گونهاي كه مردم در صلح و صفا و صميميّت زندگي كنند و بهايم با هم سازش نمايند و در كنار هم با آسودگي بياسايند:
«آنگاه انصاف در بيابان ساكن خواهد شد، و عدالت در بوستان مقيم خواهد گرديد. و عمل عدالت، سلامتي و نتيجهي عدالت، آرامي و اطمينان خاطر خواهد بود تا ابد الآباد. و قوم من در مسكن سلامتي و در مساكن مطمئن و در منزلهاي آرامي ساكن خواهند شد.»[4]
2ـ تأمين رفاه همگاني و آباد ساختن جهان
در فراز ديگري از بشارتهاي كتاب اشعياي نبي آمده كه در آن زمان، بساط ظلم و ستم برچيده خواهد شد، و عدالت گسترش خواهد يافت، و فقر اقتصادي از ميان خواهد رفت و نيازمنديهاي مادي و معنوي مردم تأمين خواهد گرديد، و همگان به اخلاق حميدهي اسلامي آراسته خواهند شد، و پردههاي ظلمت و تاريكي به كنار خواهد رفت، و مردمان در ناز و نعمت زندگي خواهند كرد:
«برگزيدگان من، از عمل دستهاي خود تمتّع خواهند برد، زحمت بيجا نخواهند كشيد، اولاد به جهت اضطراب نخواهند زاييد؛ زيرا كه اولاد بركت يافتگان خداوند هستند و ذريّت ايشان با ايشاناند. و قبل از آن كه بخوانند من جواب خواهم داد، و پيش از آن كه سخن گويند من خواهم شنيد. گرگ و برّه با هم خواهند چريد، و شير مثل گاو كاه خواهد خورد، و خوراك مار خاك خواهد بود، خداوند ميگويد كه در تمامي كوه مقدّس من، ضرر نخواهند رسانيد و فساد نخواهند كرد.»[5]
ج) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب بوئيل نبي
در كتاب بوئيل نبي كه از پيامبران پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ و نزول حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ و محاكمهي اسرائيل در آن روز سرنوشت ساز، چنين آمده است:
«آن گاه جميع امّتها را جمع كرده به وادي «يهوشافاظ»[6] فرود خواهم آورد و در آنجا به ايشان دربارهي قوم خود و ميراث خويش، اسرائيل (را) محاكمه خواهم نمود، زيرا كه ايشان را در ميان امتها پراكنده ساخته و زمين مرا تقسيم نمودهاند و بر قوم من قرعه انداخته و پسري در عوض فاحشه داده و دختري به شراب فروختهاند تا بنوشند.»[7]
و در جاي ديگر از همين كتاب چنين آمده است:
«اي همهي امّتها! بشتابيد و بياييد و از هر طرف جمع شويد اي خداوند شجاعان! خود را به آنجا فرود آور. امّتها برانگيخته شوند. به «وادي يهوشافاظ» برآيند؛ زيرا كه من در آنجا خواهم نشست تا بر همهي امتهايي كه به اطراف آن هستند داوري نمايم.»[8]
و در همين زمينه در كتاب «عاموس نبي» آمده است كه ميگويد:
«بنابراين، اي اسرائيل! به اين طور با تو عمل خواهم نمود، و چون كه به اين طور با تو عمل خواهم نمود پس اي اسرائيل! خويشتن را مهيّا ساز تا با خداي خود ملاقات نمايي.»[9]
اين فرازها ـ همچنان كه ملاحظه ميشود ـ از نزول حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ و داوري آن حضرت در «يوم الله ظهور» خبر ميدهند.
و در همين رابطه، در كتاب «هوشيع نبي» در مورد بازگشت حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ خطاب به قوم يهود آمده است:
«و من براي افرادم[10] مثل شير و براي خاندان يهودا[11] مانند شير ژيان خواهم بود. من خودم خواهم دريد و رفته خواهم ربود و رهاننده نخواهد بود.
من روانه شده به مكان خود خواهم برگشت تا ايشان به عصيان خود اعتراف نموده روي مرا بطلبند، در تنگي خود صبح زود مرا خواهند طلبيد.»[12]
نگارنده گويد: از آنجايي كه در روايات اسلامي به صورت گستردهاي از نزول حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ گفتگو شده است و برخي از آيات قرآني نيز بر اين معنا دلالت دارد و همهي طوايف اسلامي اعتقاد قاطع دارند كه حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ به روي زمين باز ميگردد و پشت سر حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ نماز ميگذارد و حضرتش را تأييد مينمايد و در رديف يكي از معاونان آن حضرت قرار ميگيرد ما نيز به پيروي از قرآن و پيشوايان معصوم ـ عليهم السّلام ـ ، فرازهاي مزبور را از كتاب تورات نقل نموديم، و توضيح آنها نيز پس از نقل بشارات انجيل بر همگان روشن خواهد شد.
د) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب «زكرياي نبي»
در كتاب زكرياي نبي ـ كه يكي از پيامبران بزرگ بنياسرائيل و از انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور آن يگانه منجي عالم چنين آمده است:
«اينك روز خداوند ميآيد و غنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد. و جميع امتها را به ضدّ اورشليم براي جنگ جمع خواهم كرد، و شهر را خواهند گرفت و خانهها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بيعصمت خواهند كرد، و نصف اهل شهر به اسيري خواهند رفت، و بقيهي قوم از شهر منقطع خواهند شد.
و خداوند بيرون آمده با آن قومها مقاتله خواهند نمود چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پايهاي او بر كوه زيتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشليم است خواهد ايستاد… و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود… و يَهْوه (خدا) بر تمامي زمين پادشاه خواهد بود. و در آن روز يَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد.»[13]
در اينجا لازم است اين نكته را توضيح دهيم كه در كتب عهدين (يعني تورات و انجيل) كلمهي «خداوند» بيشتر در مورد حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ به كار ميرود، كه در اينجا نيز چنين شده است. و جالب اين كه در اين فراز بشارت كه از تورات نقل كرديم، محل فرود آمدن حضرت عيسي و يوم الله بودن آن روز[14] و جهاني شدن اسلام و سقوط رژيم اشغالگر قدس دقيقاً با روايات اسلامي مطابقت دارد.
البته بايد توجه داشت كه طبق آيات كريمهي قرآن مجيد، مضمون اين پيشگوييها يك بار در دوران گذشته در زمان بخت النصر انجام گرفته و يك بار ديگر طبق وعدههاي صريح قرآن كريم و نويدهاي ظهور مبارك حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در «يوم الله ظهور»، انجام خواهد گرفت، و نخستين قبلهي مسلمانان براي هميشه از اشغال يهوديان رهايي خواهد يافت و در تمامي جهان خداي يكتا را پرستش خواهد نمود، و در تمامي نقاط زمين نداي دلنواز وحدت به گوش خواهد رسيد.
به هر حال، آنچه در اين فراز در مورد سرنوشت يهوديان مغرور آمده است دقيقاً با روايات اسلامي منطبق است؛ زيرا از احاديث چنين استفاده ميشود كه ملت يهود به علت طغيان و سركشي و فسادي كه در زمين ايجاد ميكنند سرانجام تار و مار خواهند شد به گونهاي كه حتي يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند.
هـ ) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب «حزقيل نبي»
در اين كتاب در مورد ظهور حضرت حجت بن الحسن العسكري ـ عليهما السّلام ـ و سرنوشت رژيم اسرائيل و جهاني شدن آيين توحيد، و اجراي احكام و حدود الهي در آن عصر درخشان، چنين آمده است:
«… و اما تو اي پسر انسان! خداوند يَهْوَه چنين ميفرمايد: كه به هر جنس مرغان و به همهي حيوانات صحرا بگو: جمع شويد و بياييد و نزد قرباني من كه آن را براي شما ذبح مينمايم فراهم آييد. قرباني عظيمي كه بر كوههاي اسرائيل، تا گوشت بخوريد و خون بنوشيد.
و خداوند يَهْوَه ميگويد: كه بر سفرهي من از اسبان و سواران و جبّاران و همهي مردان جنگي سير خواهيد شد. و من جلال خود را در ميان امتها قرار خواهم داد و جميع امتها داوري مرا كه آن را اجر خواهم داشت و دست مرا كه بر ايشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود. و خاندان اسرائيل از آن روز و بعد، خواهند دانست كه يَهْوَه خداي ايشان، من هستم. و امتها خواهند دانست كه خاندان اسرائيل به سبب گناه خودشان جلاي وطن گرديدند؛ زيرا كه به من خيانت ورزيدند.»[15]
بايد توجه داشت كه منظور از «پسر انسان» مانند كلمهي «مسيح»، حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ نيست؛ بلكه مراد از آن، حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ است، زيرا در انجيل بيش از 80 بار كلمهي «پسر انسان» آمده است كه تنها در 30 مورد آن حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ اراده شده است.[16]
و) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب حجّي نبي
در اين كتاب نيز كه يكي از كتابهاي انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت «بقية الله» ـ عليه السّلام ـ بدين گونه آمده است:
«يَهْوَه صبايوت چنين ميگويد: يك دفعهي ديگر ـ و آن نيز بعد از اندك زماني ـ آسمانها و زمين و دريا و خشكي را متزلزل خواهم ساخت، و تمامي امتها را متزلزل خواهم ساخت، و فضيلت جميع امتها خواهد آمد.[1] . بحارالانوار، ج52، ص336، ح71، منتخب الأثر، ص483 و روضهي كافي.
[2] . بحارالانوار، ج52، ص352، ح106؛ غيبت نعماني، ص239، ح30؛ بشارة الاسلام، ص242.
[3] . همان.
[4] . كتاب مقدس، كتاب اشعياي نبي، ص1046، باب 32، بندهاي 16 ـ 18.
[5] . كتاب مقدس، كتاب اشعياي نبي، ص1090، باب 65، بندهاي 23 ـ 25.
[6] . وادي يهوشافاظ، نام صحرايي در نزديكي بيت المقدس است كه اكنون وادي «قدرون» ناميده ميشود. (لغت نامه دهخدا، حرف قاف، قدرون، ص177).
[7] . كتاب مقدس، كتاب بوئيل نبي، ص1327، باب 3، بندهاي 2 و 3.
[8] . كتاب مقدس، كتاب بوئيل نبي، ص1328، باب 3، بندهاي 12 و 13.
[9] . كتاب مقدس، كتاب عاموس نبي، ص1323، باب 4، بندهاي 12 و 13.
[10] . افرايم: نام پسر دوم حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـ است.
[11] . يهودا: نام پسر يعقوب و برادر بزرگ يوسف از مادر ديگر به نام ليا ـ لاياليا ـ است، كه حضرت داود و ملوك بني اسرائيل و حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ از نسل او ميباشند. (لغت نامهي دهخدا، حرف ياء، يهودا).
[12] . تورات، كتاب هوشع نبي، ص1314، باب 5، بندهاي 14 و 15.
[13] . همان، كتاب زكرياي نبي، ص1382، باب 14، بندهاي 1 ـ 10.
[14] . براي آگاهي بيشتر به بخش هشتم، تحت عنوان: «نويدهاي ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در قرآن كريم» از سورهي ابراهيم مراجعه فرماييد.
[15] . كتاب مقدس، كتاب حزقيل نبي، ص1265، باب 39، بندهاي 17 ـ 23.
[16] . قاموس كتاب مقدس، مادهي «پسر خواهر» ص219.
@#@.. اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت… جلال آخر اين خانه از جلال نخستينش عظيمتر خواهد بود، و در اين مكان سلامتي را خواهم بخشيد.»[1]
ز) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب «صفيناي نبي»
در اين كتاب كه يكي از كتب انبياي پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت ولي عصر ـ عليه السّلام ـ چنين آمده است:
«… خداوند در اندرونش عادل است و بيانصافي نمينمايد. هر بامداد حكم خود را روشن ميسازد و كوتاهي نميكند، اما مرد ظالم حيا را نميداند. امتها را منقطع ساختهام كه برجهاي ايشان خراب شده است و كوچههاي ايشان را چنان ويران كردهام كه عبور كننده نباشد. شهرهاي ايشان چنان منهدم گرديده است كه نه انساني و نه ساكني باقي مانده است. و گفتم: كاش كه از من ميترسيدي و تأديب را ميپذيرفتي…
بنابراين، خداوند ميگويد: براي من منتظر باشيد تا روزي كه به جهت غارت برخيزم؛ زيرا كه قصد من اين است كه امتها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود و تمامي حدّت خشم خويش را بر ايشان بريزم، زيرا كه تمامي جهان به آتش غيرت من سوخته خواهد شد؛ زيرا كه در آن زمان، زبان پاك به امتها باز خواهم داد تا جميع ايشان اسم يهوه ـ خدا ـ را بخوانند و به يك دل او را عبادت نمايند.»[2]
ح) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در كتاب «دانيال نبي»
در كتاب دانيال نبي نيز بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ مطابق بشارات انبياي گذشته، چنين آمده است:
«… امير عظيمي كه براي پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست. و چنان زمان تنگي خواهد شد كه از حيني كه امّتي به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر يك از قوم تو، كه در دفتر مكتوب يافت شود رستگار خواهد شد. و بسياري از آناني كه در خاك زمين خوابيدهاند بيدار خواهند شد، اما اينان به جهت حيات جاوداني و آنان به جهت خجالت و حقارت جاوداني. و حكيمان مثل روشنايي افلاك خواهند درخشيد، و آناني كه بسياري را به راه عدالت رهبري مينمايند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد.
اما تو اي دانيال! كلام را مخفيدار و كتاب را تا زمان آخر مهر كن. بسياري به سرعت تردّد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گرديد… خوشا به حال آن كه انتظار كشد.»[3]
در اين بشارت نكات چندي وجود دارد كه برخي از آنها را به طور اختصار توضيح ميدهيم:
1ـ شخص مورد بشارت كه در نخستين فراز بشارت مزبور به عنوان «ايستاده» از او تعبير شده است، قائم آل محمد ـ عليهم السّلام ـ است كه بزرگترين نمايندهي انبياي الهي است، و دعوت تمام پيامبران خدا را يكجا در حكومت حقّهي خوئد آشكار ساخته، آيين الهي را بر سرتاسر كرهي خاكي حكم فرما مينمايد.
2ـ منظور از «زمان تنگي»، زماني بيدادگريها، سختيها، فشارها، ظلم و ستمهايي است كه قبل از ظهور آن حضرت در سراسر جهان پيدا ميشود، چنان كه در روايات اسلامي آمده است: «يَمْلَأُ الأرضَ قِسطاً و عَدلاً كَما مُلِئت جوراً و ظلماً.»
3ـ منظور از: «آناني كه در خاك زمين خوابيدهاند»، گروهي از اموات ميباشند كه در دولت با سعادت حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ زنده ميشوند، و برخي از آنان از ياران آن حضرت ميگردند و در ركاب حضرتش ميجنگند و برخي ديگر به سزاي اعمال ناشايست خود ميرسند.
در اين زمينه، روايات بسياري از ائمهي معصومين ـ عليهم السّلام ـ رسيده است كه ما به جهت اختصار از ذكر آنها خودداري مينماييم، و طالبين ميتوانند به كتابهاي مربوطه كه در مورد «رجعت» نگاشته شده، مراجعه فرمايند.
بشارت ظهور حضرت مهدي در كتاب «انجيل»
بر اساس بشارات فراواني كه در كتاب انجيل آمده است، حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ به دنبال قيام حضرت قائم ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ در «فلسطين» آشكار خواهد شد و به ياري آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا يهوديان و مسيحيان و پيروان وي تكليف خويش را بدانند و به اسلام بگروند و حامي حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ گردند. از اين رو، در آخرين روزهاي زندگي ـ و شايد در طول دوران حيات ـ به ياران و شاگردان خود توصيهها و سفارشهاي اكيدي دربارهي بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بيداري و هوشياري و آمادگي فرموده است كه ما به جهت اثبات اين مدّعا و بيداري مسلمانان قسمتي از آنها را در اينجا ميآوريم.
اينك متن برخي از آن بشارات كه در انجيل آمده است:
الف) انجيل متّي
«پس عيسي از هيكل بيرون شده برفت، و شاگردانش پيش آمدند تا عمارتهاي هيكل را بدو نشان دهند. عيسي ايشان را گفت: آيا همهي اين چيزها را نميبينيد؟ هر آينه به شما ميگويم: در اينجا سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد كه به زير افكنده نشود. و چون به كوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند: به ما بگو كه اين اُمور كي واقع ميشود؟ و نشان آمدن تو و انقضاي عالم چيست؟
عيسي در جواب ايشان گفت: زنهار كسي شما را گمراه نكند. زآن رو كه بسا به نام من آمده خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسياري را گمراه خواهند كرد. و جنگها و اخبار جنگها را خواهيد شنيد، زنهار مضطرب مشويد؛ زيرا كه وقوع اين همه لازم است ليكن انتها هنوز نيست، زيرا قومي با قومي و مملكتي با مملكتي مقاومت خواهند نمود و قحطيها و وباها و زلزلهها در جايها پديد آيد…
آنگاه اگر كسي به شما گويد: اينك مسيح در اينجا يا در آنجا است باور مكنيد؛ زيرا كه مسيحان كاذب و انبياي كذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظيمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودي برگزيدگان را نيز گمراه كردندي. اينك شما را پيش خبر دادم.
پس اگر شما را گويند: اينك در صحراست بيرون مرويد، يا آنكه در خلوت است باور مكنيد؛ زيرا همچنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر ميشود ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد…
و فوراً بعد از مصيبت آن ايام، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ريزند، و قوّتهاي افلاك متزلزل گردد. آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد، و در آن وقت جميع طوايف زمين سينهزني كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان با قوّت و جلال عظيم ميآيد…
پس از درخت انجير مثلش را فرا گيريد كه چون شاخهاش نازك شده برگها ميآورد ميفهميد كه تابستان نزديك است. همچنين شما نيز چون اين همه را ببينيد بفهميد كه نزديك ـ بلكه بر در ـ است. هر آينه به شما ميگويم…
آسمان و زمين زايل خواهد شد؛ ليكن سخنان من هرگز زايل نخواهد شد.
اما از آن روز و ساعت هيچ كس اطلاع ندارد حتي ملائكهي آسمان جز پدر من و بس؛ ليكن چنان كه ايام نوح بود ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد بود…
پس بيدار باشيد؛ زيرا كه نميدانيد در كدام ساعت خداوند شما ميآيد. ليكن اين را بدانيد كه اگر صاحب خانه ميدانست در چه پاس از شب دزد ميآيد، بيدار ميماند و نميگذاشت كه به خانهاش نقب زند.
لهذا شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتي كه گمان نبريد پسر انسان ميآيد پس آن غلام امين و دانا كيست كه آقايش او را بر اهل خانهي خود بگمارد تا ايشان را در وقت معين خوراك دهد. خوشا به حال آن غلامي كه چون آقايش آيد او را در چنين كار مشغول يابد.»[4]
«اما چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكهي مقدّس خويش آيد آنگاه بر كرسي جلال خواهد نشست. و جميع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همديگر جدا ميكند به قسمي كه شبان ميشها را از بزها جدا ميكند و ميشها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گويد: بياييد اي بركت يافتگان از پدر من! و ملكوتي را كه از ابتداي عالم براي شما آماده شده است، به ميراث گيريد.»[5]
«عيسي ايشان را گفت: هر آينه به شما ميگويم: شما كه مرا متابعت نمودهايد، در معاد وقتي كه پسر انسان بر كرسي جلال خود نشيند، شما نيز به دوازده كرسي نشسته، بر دوازده سبط اسرائيل داوري خواهيد نمود. و هر كه به خاطر اسم من خانهها يا برادران يا خواهران يا پدر يا مادر يا زن يا فرزندان يا زمينها را ترك كرد، صد چندان خواهد يافت و وارث حيات جاوداني خواهد گشت.»[6]
ب) انجيل مَرْقُس
«و چون او ـ عيسي ـ از هيكل بيرون ميرفت يكي از شاگردانش بدو گفت: اي استاد! ملاحظه فرما چه نوع سنگها و چه عمارتها است!
عيسي در جواب وي گفت: آيا اين عمارتهاي عظيمه را مينگري. بدان كه سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد مگر آن كه به زير افكنده شود.
و چون او بر كوه زيتون مقابل هيكل نشسته بود… از وي پرسيدند: ما را خبر ده كه اين امور كي واقع ميشود؟ و علامت نزديك شدن اين امور چيست؟
آنگاه عيسي در جواب ايشان سخن آغاز كرد كه: زنهار كسي شما را گمراه نكند. زيرا كه بسياري به نام من آمده خواهند گفت كه: من هستم، و بسياري را گمراه خواهند نمود. اما چون جنگها و اخبار جنگها را بشنويد مضطرب مشويد، زيرا كه وقوع اين حوادث ضروري است. ليكن انتها هنوز نيست. زيرا كه امتي بر امتي و مملكتي بر مملكتي خواهند برخاست، و زلزلهها در جايها حادث خواهد شد و قحطيها و اغتشاشها پديد ميآيد، و اينها ابتداي دردهاي زه ميباشد.[1] . كتاب مقدس، كتاب حجّي نبي، ص1367، باب 2، بندهاي 6 ـ 9.
[2] . كتاب مقدس، كتاب صفيناي نبي، ص1363، باب 3، بندهاي 5 ـ 9.
[3] . كتاب مقدس، كتاب دانيال نبي، ص1309، باب دوازدهم، بندهاي 1 ـ 12.
[4] . كتاب مقدس، انجيل متي، ص41، باب 24، بندهاي 1 ـ 8، 23 ـ 28، 29 ـ 37 و 42 و 46.
[5] . كتاب مقدس، انجيل متي، ص44، باب 25، بندهاي 31 ـ 34.
[6] . انجيل متي، باب 19، بندهاي 28 و 29.
@#@ ليكن شما از براي خود احتياط كنيد…
ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ كس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بيدار شده دعا كنيد، زيرا نميدانيد كه آن وقت كي ميشود.
مثل كسي كه عازم سفر شده خانهي خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر يك را به شغلي خاصّ مقرر نمايد و دربان را امر فرمايد كه بيدار بماند. پس بيدار باشيد! زيرا نميدانيد كه در چه وقت صاحب خانه ميآيد. در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح. بادا ناگهان آمده شما را خفته يابد. اما آنچه به شما ميگويم به همه ميگويم بيدار باشيد!.»[1]
ج) انجيل لوقا
«كمرهاي خود را بسته، چراغهاي خود را افروخته، بداريد. و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را ميكشند، كه چه وقت از عروسي مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بيدرنگ براي او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد… پس شما نيز مستعد باشيد؛ زيرا در ساعتي كه گمان نميبريد پسر انسان ميآيد.»[2]
«و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمين، تنگي و حيرت از براي امتها روي خواهد نمود، به سبب شوريدن دريا و امواجش. و دلهاي مردم ضعيف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعي كه بر ربع مسكون ظاهر ميشود، زيرا قوّت آسمان متزلزل خواهد شد. و آنگاه پسر انسان را خواهند ديد كه بر، ابري سوار شده با قوّت و جلال عظيم ميآيد.»[3]
همان گونه كه قبلاً توضيح داديم مقصود از «پسر انسان» حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ نيست، زيرا مطابق نوشتهي مستر هاكس آمريكايي در «قاموس كتاب مقدس» اين عبارت 80 بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) آمده است كه فقط 30 مورد آن با حضرت عيساي مسيح ـ عليه السّلام ـ قابل تطبيق است.» و اما 50 مورد ديگر از نجات دهندهاي سخن ميگويد كه در آخر زمان و پايان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ نيز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند ـ تبارك و تعالي ـ كسي اطلاع ندارد، و او كسي جز حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ آخرين حجت خدا نخواهد بود.
هـ )انجيل يُوحَنّا
«و بدو قدرت بخشيده است كه داوري هم بكند؛ زيرا كه پسر انسان است. و از اين تعجب مكنيد، زيرا ساعتي ميآيد كه در آن جميع كساني كه در قبول ميباشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد، هر كه اعمال نيكو كرد براي قيامت حيات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت داوري.»[4]
مكاشفهي يوحَنّا
«و علامتي عظيم در آسمان ظاهر شد. زني كه آفتاب را در بر دارد و ماه زير پايهايش و بر سرش تاجي از دوازده ستاره است. و آبستن بوده، از درد زه و عذاب زاييدن فرياد بر ميآورد.
و علامتي ديگر در آسمان پديد آمد كه اينك اژدهاي بزرگ آتشگون كه او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهايش هفت افسر. و دمش ثلث ستارگان آسمان را كشيده آنها را بر زمين ريخت و اژدها پيش آن زن ـ كه ميزاييد ـ بايستاد تا چون بزايد فرزند او را ببلعد. پس پسر نرينه را زاييد كه همهي امتهاي زمين را به عصاي آهنين حكمراني خواهد كرد، و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد….
و در آسمان جنگ شد. ميكائيل و فرشتگانش با اژدها جنگ كردند و اژدها و فرشتگانش جنگ كردند. ولي غلبه نيافتند، بلكه جاي ايشان ديگر در آسمان يافت نشد. و اژدهاي بزرگ انداخته شد، يعني آن مار قديمي كه به ابليس و شيطان مُسمّي است كه تمام ربع مسكون را ميفريبد. او بر زمين انداخته شد و فرشتگانش با وي انداخته شدند.»[5]
مفسّرين انيجل در مورد آيات فوق ميگويند: شخص مورد بشارت در اين آيات تاكنون قدم به عرصهي وجود ننهاده و تفسير روشن و معني واضح آنها نيز موكول به زمان آينده و نامعيّني است كه وي ظاهر گردد.
ولي با اندكي دقّت و تأمّل در آيات فوق اين نتيجه به دست ميآيد كه شخص مورد بشارت در مكاشفهي ياد شده، بزرگترين مولود جهان انسانيّت، و شخص ممتاز و بينظيري است كه به منظور ايجاد حكومت حقّهي الهيّه و برافكندن بنياد اهريمنان، به ناچار مدتي از انظار مردمان غايب خواهد گرديد، و خداوند عالم آن يگانه مظهر نور الهي و منجي انسانيّت را از ديدگان اشرار و شياطين جنّي و انسي مخفي و مستور نگه خواهد داشت تا در يك زمان نامعلومي ـ آنگاه كه خواست خداوند است ـ از پشت پردهي غيبت ظاهر شده، با «عصاي آهنين» بر بشريّت حكومت كند.
[1] . كتاب مقدس، انجيل مرقس، ص77، باب 13، بندهاي 1 ـ 9 الي 37.
[2] . كتاب مقدس، انجيل لوقا، ص116، باب 12، بندهاي 35 و 36 و 37 ـ 40.
[3] . انجيل لوقا، باب 21، بندهاي 25 ـ 27.
[4] . كتاب مقدس، انجيل يوحنّا، ص152، باب 5، بندهاي 26 ـ 28.
[5] . كتاب مقدس، مكاشفهي يوحنّا، ص408، باب 12، بندهاي 1 ـ 5 و 7 ـ 10.