انسان با اطاعت از خدا و رسول و اهلبيت به عنوان شيعه يعنى مؤمن واقعى، مطيع كامل شناخته مىشود وحرمتى مافوق حرمت همهى موجودات پيدا مىكند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
إنَّ لِكُلِّ شَىءٍ جُوهراً وَجُوهَرُ وُلْدِ آدَمَ مُحَمَّدٌ وَنَحْنُ وَشِيعَتُنا «2»
. بىترديد براى هر چيزى مادّه و ذاتى است و ماده و ذات فرزندان آدم، محمد صلى الله عليه و آله و سلم و ما اهل بيت و شيعيان ما هستند.
امام صادق عليه السلام به فضيل بن يسار فرمود:
أنتُم وَاللَّهِ نورٌ فِى ظُلُماتِ الأرض «3»
. به خدا سوگند شما شيعيان روشنايى و نور در تاريكىهاى زمين هستيد.
امام هشتم عليه السلام فرمود:
حَقٌّ على اللَّهِ أن يَجعَلَ وَلِيّنا رَفيقاً لِلنَّبِيّينَ وَالصدّيقِينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحِينَ وَحَسُنَ أولئكَ رَفِيقاً «4»
. بر عهدهى خداست كه عاشق و يار ما را هم نشين با پيامبران و صديقين و شهيدان و صالحين قرار دهد و اينان نيكو رفيقانى هستند.
از فرزند عمر بن خطاب معروف به ابن عمر روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
مَن أحبّ عَليّاً قَبلَ اللَّه عنه صَلاتَه وَصِيامَه وَقِيامَه واستجابَ دُعاءَه، ألا ومَن أحبّ عَليّاً أعطاهُ اللَّهُ بِكُلِّ عَرَقٍ فِى بَدنِه مَدينَةٌ فِى الجنّةِ، ألا وَمَن أحبَّ آلَ مُحمّدٍ أمِنَ مِن الحِسابِ وَالمِيزانِ والصِراطِ، ألا وَمَن مَاتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحمّدٍ فَأنا كَفيله بِالجَنَّةِ مَعَ الأنبِياء، ألا وَمَن أبغَض آلَ مُحمّدٍ جاءَ يَوم القِيامَةِ مَكتُوباً بَينَ عَيْنَيْهِ:
آيِسٌ مِن رَحمَة اللَّه «5»
. كسى كه على عليه السلام را دوست بدارد، خدا نماز و روزه و عبادت شبش را مىپذيرد و دعايش را مستجاب مىكند، آگاه باشيد هركس به على عشق ورزد خدا برابر هر رگى كه در بدن دارد شهرى در بهشت به او عطا مىكند، آگاه باشيد هركس عاشق آل محمد باشد از حساب و ميزان و صراط در امان است، آگاه باشيد هركس با آل محمد دشمنى ورزد روز قيامت مىآيد در حالى كه به پيشانىاش نوشته شده: نااميد از رحمت خداست.
امام صادق عليه السلام در توضيح آيهى شريفهى زير فرمودند:
«إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ» «6».
كه شايستهترين مردم به ابراهيم كسانى هستند كه او را پيروى كردند و شايستهترين مردم، اين پيامبر و مؤمنانند و خدا يار مؤمنان است.
منظور از مؤمنان در اين آيه ائمه و پيروانشان هستند.
امامان بزرگوار پيوسته عاشقان شيعه بودن را به عبادات و حسنات اخلاقى سفارش مىكردند و مىفرمودند: هركس عامل به عبادات و آراسته به حسنات اخلاقى باشد شيعه و پيرو ما و مؤمن حقيقى است. و اعلام مىكردند دسترسى به حقيقت تشيع و ايمان بدون عمل و زيبايىهاى اخلاق ميسّر نيست.
امام صادق عليه السلام مىفرمود:
أمّا وَاللَّهِ إنَّكُم لَعَلَى دِينِ اللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ فَأعِينُونَا عَلَى ذَلِكَ بِوَرَعٍ وَإجتهادٍ، عَليكُم بِالصَّلاةِ وَالعِبادَةِ عَلَيكُم بِالوَرَعِ «7»
. بيدار باشيد به خدا سوگند شما شيعيان بر دين خدا و فرشتگان هستيد، پس ما را بر پابرجا بودن به اين دين به كمك پرهيزكارى و سختكوشى در امور خير يارى دهيد، بر شما باد به نماز و بندگى خدا، بر شما باد به پرهيزكارى و تقوا.
سليمان به مهران مىگويد: خدمت حضرت صادق عليه السلام رسيدم، گروهى از شيعيان نزد حضرت بودند و امام خطاب به آنان مىفرمود:
مَعاشِرَ الشِّيعةِ! كُونُوا لَنَا زَيناً وَلَا تَكُونُوا عَلَيْنا شَيْناً، قُولُوا لِلنَّاسِ حُسناً وَاحْفَظُوا ألسِنَتَكُم، وَكُفُّوها عَنِ الفُضُولِ وَقَبِيحِ القَوْلِ «8»
. اى جمعيت شيعه! براى ما زينت باشيد نه مايهى بدنامى، با مردم سخن به نيكى و خوشى گوييد، زبانتان را از گناهان مربوط به زبان حفظ كنيد، و آن را از زيادهگويى و زشتگويى نگاه داريد.
امام صادق عليه السلام در اين روايت بسيار مهم اوصاف شيعه را بيان مىكنند:
شِيعَتُنَا أهلُ الوَرَعِ وَالإجتِهادِ، وَأهلُ الوَفاءِ وَالأمانَةِ، وَأهلُ الزُّهدِ وَالعِبادَةِ، أصحابُ إحدَى وَخَمسينَ رَكعةً فِى اليَومِ وَاللَّيلَةِ، القائِمونَ بِاللَّيلِ، الصَّائِمونَ بِالنَّهارِ، يُزَكُّونَ أموالَهُم وَيَحُجُّونَ البَيْتَ وَيَجْتَنِبونَ كُلَّ مُحرَّمٍ «9»
. شيعيان ما اهل پرهيزكارى و كوشش در راه خدا و اهل وفاى به عهد و امانت و اهل بىرغبتى به دنيا و عبادت و اهل پنجاه و يك ركعت نماز واجب و مستحب در روز و شب هستند، آنان شببيدار و روزهدار در روزند، زكات مال خود را مىپردازند و حج بيت را به جا مىآورند و از همهى حرامهاى دورى مىكنند.
آنچه در صفحات گذشته خوانديد شمهاى از فرهنگ پاك اهل بيت عليهم السلام و تعليمات مدرسهى آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم و ويژگىهاى پيروان آن بزرگواران بود، اين فرهنگ راهى فراروى انسان به سوى خوشبختى در دنيا و رضوان الهى در آخرت است و به جانب خوشبختى و بهشت راهى و طريقى جز اين راه وجود ندارد و هر راهى جز اين راه بىترديد ضلالت و گمراهى است.
عرفان
پی نوشتها
(2)- كافى: 8/ 214، حديث الصيحة، حديث 260؛ محاسن برقى: 1/ 143، باب 11، حديث 39.
(3)- محاسن برقى: 1/ 162، باب 30، حديث 112؛ بحار الانوار: 65/ 28، باب 15، حديث 54.
(4)- تفسير عياشى: 1/ 256، حديث 189؛ بحار الانوار: 65/ 32، باب 15، حديث 68.
(5)- كشف الغمه: 1/ 104؛ بحار الانوار: 65/ 40، باب 15.
(6)- آل عمران (3): 68.
(7)- امالى مفيد: 270، المجلس الثانى و الثلاثون، حديث 1؛ بحار الانوار: 65/ 87، باب 16، حديث 14.
(8)- امالى طوسى: 440، المجلس الخامس، حديث 987؛ وسائل الشيعه: 12/ 193، باب 119، حديث 16063.
(9)- صفات الشيعه: 2/ حديث 1؛ بحار الانوار: 65/ 167، باب 19، حديث 23.