مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"

لگد به افتاده

لگد به افتاده

عبدالملک بن مروان ، بعد از 21 سال حکومت استبدادی ، در سال 86 هجری از دنیا رفت. بعد از وی پسرش ولید جانشین او شد. ولید برای آنکه از نارضاییهای مردم بکاهد، بر آن شد که در روش دستگاه خلافت و طرز معامله و رفتار با مردم تعدیلی بنماید. مخصوصا در مقام جلب رضایت ...

ادامه مطلب
برخورد امام سجاد (ع)

برخورد امام سجاد (ع)

امام باقر (ع) فرمود: عبدالملک (پنجمین خلیفه اموی) سالی در مراسم حج شرکت کرد، هنگام طواف ، شخصی را دید که بدون توجه به شوکت و طمطراق او، با کمال بی اعتنائی به دستگاه سلطنتی عبدالملک ، مشغول طواف است ، پرسید: این شخص کیست ؟. گفتند: این شخص علی بن الحسین (امام سجاد علیه ...

ادامه مطلب
خنثی سازی نیرنگهای یزید

خنثی سازی نیرنگهای یزید

در جریان عاشورای حسینی و سپس اسارت اهل بیت (ع) از کربلا به کوفه و از کوفه به شام مقرّ سلطنت یزید، از نکات جالب اینکه سخنرانیهای حضرت زینب (ع) و امام سجاد (ع) و عکس العملهای حماسی و معقول اهل بیت (ع) موجب شد که زمینه سوءظن شدید مردم شام بر ضد حکومت ظالمانه ...

ادامه مطلب
سه مصیبت بزرگ

سه مصیبت بزرگ

مردی به محضر امام سجاد(ع) آمد، و از حال و روزگار دنیای خود شکایت کرد، امام سجاد(ع) فرمود: مسکین ابن آدم ، له فی کلّ یوم ثلاث مصائب لایعتبر بواحده منهن ، و لو اعتبر لهانت المصائب و امر الدنیا… : بیچاره انسان که در هر روز، دستخوش سه مصیبت است که از هیچیک عبرت ...

ادامه مطلب
ضمانت آهو

ضمانت آهو

امام باقر(ع) فرمود: من و گروهی در حضور پدرم امام سجاد(ع) بودیم ، ناگهان آهوئی از صحرا آمد و در چند قدمی پدرم ایستاد و ناله کرد. حاضران به پدرم گفتند چه می گوید؟ پدرم فرمود: می گوید: بچه ام را فلانی صید کرده ، از روز گذشته تا حال شیر نخورده ، خواهش می ...

ادامه مطلب
توجه به دیگران

توجه به دیگران

امام صادق (علیه السلام) فرمود: روزی وقتی که امام سجاد (علیه السلام) روزه بودند دستور داد گوسفندی را ذبح کردند و قطعه قطعه نموده پختند و هنگام غروب کنار دیک آمد، و فرمود کاسه ها را بیاورید، همه غذا را در میان آن کاسه ها ریخت و فرمود: بین فلان طایفه از اول تا آخر ...

ادامه مطلب
دعای امام(ع) و عاقبت حرمله

دعای امام(ع) و عاقبت حرمله

منهال بن عمرو گوید: از کوفه بسفر حج رفتم و خدمت امام سجاد علیه السلام رسیدم . آن جناب از من پرسید از حرمله بن کاهل (قاتل شش ‍ ماهه علی اصغر بود) چه خبر داری ؟ عرضکردم در کوفه زنده است ؛ حضرت دست به نفرین او برداشت و از خدا خواست حرارت آتش ...

ادامه مطلب
شیرزن کربلا

شیرزن کربلا

هنگامی که زینب کبری (ع) را همراه بازماندگان شهدای کربلا وارد مجلس ‍ عبیداللّه زیاد (استاندار یزید در کوفه) نمودند. زینب (ع) به طور ناشناس در گوشه ای نشست . ابن زیاد – این زن کیست ؟ گفته شد، زینب (ع) دختر علی (ع) است . ابن زیاد خطاب به زینب سپاس خداوندی را که ...

ادامه مطلب
پاداش هدایت و ارشاد

پاداش هدایت و ارشاد

امام حسین (ع) از مردی پرسید از این دو کار کدام را بیشتر دوست داری ؟ 1- شخصی تصمیم بر کشتن مسلمان ناتوانی را دارد، او قادر بر دفاع نیست آیا نجات آن مسلمان را بیشتر دوست داری یا 2- شخصی از دشمنان قصد گمراهی او را از راه راست گرفته است ، و تو ...

ادامه مطلب
پاسخ به هشت سؤال

پاسخ به هشت سؤال

شخصی به محضر مبارک امام حسین (ع) رسید و پس از سلام گفت : ای فرزند پیامبر (ص) سؤالی دارم . امام فرمود: بپرس . او پرسید: بین ایمان و یقین ، چقدر فاصله است ؟. امام فرمود: به اندازه چهار انگشت . او پرسید: چگونه ؟ امام فرمود: ایمان ، آن چیزی است که ...

ادامه مطلب
نسناس را بشناسید

نسناس را بشناسید

شخصی به حضور علی (ع) آمد و پرسید ناس و اشباه ناس(امثال ناس) و نسناس کیانند؟ امام حسین (ع) حضور داشت ، حضرت علی (ع) به او فرمود جواب این مرد را بده . امام حسین (ع) فرمود: ناس ما هستیم ، از این رو قرآن می فرماید: ثم افیضوا من حیث افاض الناس : ...

ادامه مطلب
تادیب مروان

تادیب مروان

روزی مروان ناپاک که در دشمنی با اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) معروف بود، به امام حسین (علیه السلام) رسید و گفت : اگر برای شما افتخار به وجود مادری چون فاطمه (علیه السلام) نبود، دیگر چیزی نداشتید که بر ما افتخار نمایید. امام (علیه السلام) برخاست و گلوی مروان را گرفت و فشار ...

ادامه مطلب