امام سجاد (ع) هنگامي كه سورة حمد را قرائت ميكردند به آيه «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» ميرسيدند، آن قدر اين آيه را با خضوع ويژهاي تكرار ميكردند، كه نزديك بود جانشان به لب رسد، و آن حضرت آنچنان با صداي زيبا و شيوا قرآن ميخواندند كه وقتي سقّاها «آب رسانها» از كنار خانهاش عبور ميكردند، همان ...
دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"
مطالب موجود در بخش "حکایت ها"
برداشت نادرست از قرآن
امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: شنيدم گروهي كممايه شخصي را بسيار تعظيم كرده، فضايل و كمالاتي را براي او بر ميشمرند. دوست داشتم او را از نزديك ـ به نحوي كه مرا نشناسد ـ ببينم تا ارزشش را بفهمم. روزي او را در اجتماع انبوهي ديدم كه مردمان نادان بيدانش دور او را ...
همه در مقابل قرآن عاجزند
در زمان حضرت صادق آل محمد (ص)، ابن ابي العوجاء كه يكي از ملحدين بود، با سه تن ديگر نظير خودش كه اديب و در نهايت فصاحت و بلاغت بودند توافق نمودند و تصميم گرفتند كه كتابي در برابر قرآن بياورند، به اين ترتيب كه هر يك از آنان نظير يك چهارم قرآن را بياورند. ...
توجه خاص امام كاظم (ع) هنگام قرائت قرآن
شخصي به نام حفص ميگويد: در حضور امام كاظم (ع) بودم، به مردي كه در محضرش بود فرمودند: آيا دوست داري در دنيا عمر طولاني كني؟ او گفت: آري. امام هفتم (ع) فرمودند: براي چه ميخواهي در دنيا بماني؟ او گفت: براي تلاوت سوره توحيد «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ». امام (ع) خاموش شدند و پس ...
از رحمت خدا مأيوس نشويد
قحطي در مصر و اطرافش از جمله كنعان بيداد ميكرد، مواد غذائي به كلي تمام ميشود و دگربار يعقوب فرزندان را دستور به حركت كردن به سوي مصر و تأمين مواد غذائي ميدهد ولي اين بار در سر لوحه خواستههايش جستجو از يوسف و برادرش بنيامين را قرار ميدهد و ميفرمايد: فرزندانم برويد و از ...
درسي بزرگ از حضرت يوسف(ع)
حضرت يوسف (ع) كه درياي عفو و بخشش بود، كليّة آن اذيّت و آزارهائي را كه از جمله: از پدر جدا كردن، و به چاه انداختن و كتكهائي را كه از برادران خويش خورده و تحمل كرده بود همه را ناديده گرفت و برادرانش را مورد عفو و اغماض قرار داد و به ايشان فرمود: ...
تكلم با قرآن
گويند: شخصي زني را در باديه ديد، گفت: كيستي؟ جواب داد: «وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ»[1] «بگو سلام بزودي ميدانيد!» از قرائت اين آيه فهميدم كه ميگويد: اوّل سلام كن، سپس سؤال! كه سلام دادن علامت و وظيفه شخصي است كه بر ديگري وارد ميشود. به او سلام كردم و گفتم: در اين بيابان آن ...
بچه شيرخوار به سخن در ميآيد
وقتي زليخا بر عليه يوسف سخن گفت كه خداوند در آيه 26 سوره يوسف بيان ميكند، عزيز مصر نزديك درب قصر ميرسد و با آن منظره مشكوك و ادّعا و تهمت زليخا مواجه شد، در صدد اين برآمد تا صدق و كذب طرفين (يوسف و زليخا) را ثابت نمايد، بچة شيرخواري از بستگان همسر عزيز ...
مشّاطه فرعون فداي نام خدا شد
زن مًشّاطه «آرايشگر»، سر دختر فرعون را خواست شانه كند، در هنگام شروع گفت: «بسم الله الرحمن الرحيم». دختر فرعون چنين عبارتي به گوشش نخورده بود، گفت: اين كلمه چيست؟ زن مشّاطه گفت: حقيقت اين است كه پدر تو آدم متقلّب و حقّهبازي است كه ادّعاي خدائي ميكند؛ خدا حقيقت ديگري است، خدا آن است ...
اعرابي و تأثير قرآن
اصمعي ميگويد: روزي از شهر بصره خارج شدم به عربي برخورد كردم كه شمشير حمايل داشت. از من پرسيد از كدام قبيلهاي؟ گفتم: از قبيله «بني الاصمع» پرسيد: از كجا ميآيي؟ گفتم: از خانة خدا. گفت: آنجا چه ميكردي؟ گفتم: كتاب خدا تلاوت مينمودم. پرسيد: مگر خدا را كتابي است كه تلاوت بشود؟ گفتم: بلي. ...
اعتراف به معجزه بودن قرآن
وليد بن مغيره مخزومي كه مرد ثروتمندي بود و در ميان عرب به حُسن تدبير و فكر روشن شهرت داشت و براي حل مشكلات اجتماعي و منازعاتي كه در ميان طوايف عرب واقع ميشد از فكر و تدبير او استمداد ميكردند، و به همين علّت او را «ريحانة قريش» (گل سر سبد قريش) ميناميدند. روزي ...
مسلمان شدن طفيل
طفيل بن عمرو كه شاعر شيرين زبان خردمندي بود و در ميان قبيله خود، نفوذ كلمه داشت، زماني وارد مكه گرديد. اسلام آوردن مردي مانند طفيل، براي قريش بسيار گران بود، از همين رو سران قريش و بازيگران صحنه سياست، گرد اورا گرفتند و گفتند: اين مردي كه كنار كعبه نماز ميگزارد، با آوردن آيين ...