دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"

مطالب موجود در بخش "حکایت ها"

امثال تو نیازی به طناب ندارد

امثال تو نیازی به طناب ندارد

شبی شیطان را در خواب دیدم که بندها و طناب های متعددی در دست داشت. از شیطان پرسیدم: “این بندها برای چیست؟” پاسخ داد: “اینها را به گردن مردم می اندازم  و آنها را به سوی خویش می کشم و به دام می افکنم. دیروز، یکی از طناب ها را به گردن شیخ انصاری انداختم ...

ادامه مطلب
داستان نخ زلزله ساز!

داستان نخ زلزله ساز!

جابر جعفى مى گوید: زمانى که خلافت به بنى امیه (لعنهم الله ) رسید در روزهاى حکومت شان خون هاى زیادى به حرام بر زمین ریختند و هزار ماه بر منبرهایشان لعن امیرالمومنان (علیه السلام ) کردند و شیعیان آن حضرت را در شهرها به دار آویخته و مى کشتند و اصل و ریشه آن ...

ادامه مطلب
پاسخ جالب بهلول عاقل

پاسخ جالب بهلول عاقل

روزی بهلول از مسجد «ابوحنیفه» می‌گذشت، دید خطیب مردم را موعظه می‌کند. ایستاد و به سخنانش گوش داد. او می‌گفت: جعفربن محمد عقیده دارد که کارها با اختیار از بندگان، در صورتی که آنچه از بندگان انجام می‌دهند خواست خداست و انسان از خود اختیاری ندارد. دیگر این که در روز قیامت شیطان در آتش ...

ادامه مطلب
عاقبت نفرین پدر

عاقبت نفرین پدر

سید ابن طاووس در منهج الدعوات مى نویسد که حضرت سیدالشهداء (علیه السلام ) فرمود من با پدرم در شب تاریکى به طواف خانه خدا مشغول بودیم. در این هنگام متوجه ناله اى جانگداز و آهى آتشین شدیم که شخصى دست نیاز به درگاه بى نیاز دراز کرده و با سوز و گدازى بى سابقه ...

ادامه مطلب
مسابقه ای که در آن “پیامبر” پیروز نشد

مسابقه ای که در آن “پیامبر” پیروز نشد

اسلام تمرین كارهایى را كه دانستن و مهارت در آنها براى سربازان ضرورت دارد سنت كرده است مسلمانان به مسابقات اسب دوانى و شتردوانى و تیراندازى و امثال اینها خیلى‏ علاقه نشان مى‏دادند، زیرا اسلام تمرین كارهایى را كه دانستن و مهارت در آنها براى سربازان ضرورت دارد سنت كرده است. بعلاوه خود رسول اكرم ...

ادامه مطلب
با امام گستاخانه سخن مگو!

با امام گستاخانه سخن مگو!

آقای حاج شیخ محمد مهدی تاج اظهار می‌داشتند: «یکی از حکایاتی که از مسموعات این حقیر است و به انحاء مختلف نیز آن را نقل کرده‌اند، داستان مرحوم شیخ ابراهیم تُرک است. این داستان در کــتاب «التقوی و ما ادریک ما التقوی» که در احوال مرحوم حاج شیخ محمدتقی بافقی یزدی رضوان الله تعالی علیه ...

ادامه مطلب
مرد بی‌نیاز

مرد بی‌نیاز

شخصی به یكی از خلفای دوران خود مراجعه و درخواست كرد، تا در بارگاه او به كاری گمارده شود. خلیفه از او پرسید: قرآن می‌دانی؟ او گفت: نمی‌دانم و نیاموخته‌ام. خلیفه گفت: از به كار گماردن كسی كه قرآن خواندن نیاموخته است، معذوریم. مرد بازگشت و به امید دست یافتن به مقام مورد علاقه‌ی خود، ...

ادامه مطلب
آبلیموی تقلبی

آبلیموی تقلبی

در کربلا عطار مشهوری زندگی می‌کرد. روزگاری مریض شد و بیماری‌اش طولانی گردید. یکی از دوستان به عیادتش رفت؛ دید که از وسایل زندگی چیزی برایش باقی نمانده است؛ فقط حصیری در زیر بدن و متکایی در زیر سر دارد. تاجر ثروتمند دیروز، حالا به چنین روزی افتاده است . در همین حال، پسر تاجر ...

ادامه مطلب
گنج حواریون

گنج حواریون

گزیده ای از منبر شیخ احمد کافی نمی شود از انواع روایت گران داستان حرف زد شفاهی و شیوه های روایت آنان را نادیده گرفت. وقتی صحبت داستان می شود کمتر کسی از پای منبرها یاد می کند؛ یکی از جاهایی که سالیان سال، مردم معمولی کوچه و بازار در سال های متفاوت و با ...

ادامه مطلب
پنجره اي براي روشنايي

پنجره اي براي روشنايي

سالها پيش، آن هنگام که هنوز چشمانم، جهان را به گونه اي ديگر مي ديد و همه چيز، روشن و بهتر به ديدگانم مي آمد، روزهاي کودکي ام را مي گويم، آن هنگام را به ياد مي آورم که دلي در سينه داشتم کوچک که هر گاه نيازمند چيزي مي شدم، دستان کوچک خويش را ...

ادامه مطلب
دست نياز

دست نياز

بانگ نماز از گلدسته هاي مسجد برخاست. مشهدي باقر، نمازش را خواند و به همسرش گفت که آماده شود تا به خانه کربلايي يحيي بروند. احمد، پسر کربلايي يحيي، چند سالي بود که براي درس خواندن به انگلستان رفته بود و اينک پس از سالها که برگشته بود، در رشته روان شناسي، استاد شده بود ...

ادامه مطلب
اسکندر در شهر عجایب

اسکندر در شهر عجایب

انتخاب: محسن حسام مظاهری کارکرد قصه در منبر-2 این شماره: شیخ محمد تقی فلسفی در اولین شماره از روایت در منبر گفتیم که نمی‌شود از انواع روایتگران داستان حرف زد و داستان گویان شفاهی و نمونه‌اش اهل منبر را فراموش کرد. منبر از دیرباز با داستان پیوند داشته و واعظان برای انتقال مضامین و مفاهیم ...

ادامه مطلب