داستانی از داستانهای سیاست نامه … در سلسله دیلمیان، پادشاهی زیرک تر و باهوش تر از عضدالدوله نبود. او پادشاهی بود دادگر و بسیار زیرک و با ذکاوت که در کارها همیشه با تفکر و تامل دقیق، مینگریست. روزی از روزها نامهای به دستش رسید که او را سخت متعجب و عصبانی کرد. این نامه ...
دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"
مطالب موجود در بخش "حکایت ها"
شریک حیلهگر و شریک ساده
داستانی از داستانهای کلیله و دمنه … در زمانهای نه چندان دور، در یک شهر کوچک دو شریک که یکی حیلهگر و زرنگ و دیگری بسیار ساده و بی آلایش بود زندگی میکردند. این دو شریک بازرگان بوده و برای تجارت به شهرهای مختلف میرفتند و در تجارتهایشان هر چه سود میبردند میان خود و ...
وزیر بهرام گور
داستانی از داستانهای سیاست نامه چنین حکایت کردهاند که وقتی زمان پادشاهی بهرام گور رسید او وزیری را برای خود انتخاب کرد و همه امور مملکت را به دست وی سپرد. نام وزیر او را راست روش گذاشته بودند. بهرام گور تمام کشور را در اختیار وزیرش گذاشته بود. و سخن هیچ کس را هم ...
بازرگان و دوستش
داستانی از داستانهای کلیله و دمنه … در شهری کوچک که مردمان خوب و باصفایی داشت و همه مردم از حال هم با خبر بودند و جویای احوال هم میشدند، بازرگانی زندگی میکرد که در صداقت و راستگویی زبانزد خاص و عام بود و در مواقع ضروری به همه کمک میکرد. از بد روزگار این ...
حکایت پهلوان بی تجربه
داستانی از داستانهای کلیله و دمنه روزی روزگاری در یک شهر قدیمی و در یک منطقه خوش آب و هوا، مردی زندگی میکرد که پسر پهلوان و قوی پنجه ای داشت. این پسر نیرومند و پدرش زندگی نسبتاً فقیرانه ای داشتند و از مال دنیا بهره چندانی نبرده بودند و پسر بخاطر همین موضوع، چندین ...
زاهد و مکر دزدان
داستانی از داستانهای کلیله و دمنه گذشتگان روایت میکنند زاهدی در زمانهای دور زندگی میکرد که فردی بسیار عابد بود و به درگاه خدا بسیار زیاد نیایش میکرد، این زاهد، روزی، نذری کرده بود که اگر خواسته مورد نظرش برآورده شود، باید نذرش را ادا نماید و از قضا خواسته اش برآورده شد و زاهد ...
داستان شیر و شتر
داستانی از داستانهای کلیله و دمنه … در روزگاران بسیار قدیم در جنگلی شیری و گرگی و شغالی و کلاغی در جوار هم زندگی می کردند. هر زمانی که شیر حیوانی را شکار میکرد، خودش قسمتی از آن را میخورد و بقیه را گرگ و شغال و کلاغ میخوردند و در کنار شیر روزگار میگذراندند ...
مرد مسافر و جواهر فروش
داستانی از داستانهای کلیله و دمنه … در روزگاران گذشته در یکی از شهرها چند نفر شکارچی به شکار کردن حیوانات جنگلی و صحرائی مشغول بودند و بدین طریق روزگار خود را میگذراندند. آنها بعضی از حیوانات را به خاطر گوشتشان صید می کردند و بعضی از حیوانات دیگر را نیز به خاطر پوست آنها ...
انوشیروان و پیرمرد
داستانی از داستانهای سیاست نامه … حکایت کنند که در زمانهایی نه چندان دور و در عصر سلطنت انوشیروان دادگر! روزی انوشیروان پادشاه ایران زمین و همراهان و ملازمان وی به همراه خدمهاش برای شکار حیوانات در حال حرکت به سوی باغهای بزرگ و جنگل بودند که به یکی از روستاهای در مسیر راهشان رسیدند، ...
شغال خرسوار
داستانی از داستانهای مرزبان نامه حکایت میکنند که شغالی در کنار باغی لانه ای داشت و هر روز از سوراخ باغی که مجاور به لانه اش بود وارد آن میشد و از میوه های باغ سیر میخورد، ضمن اینکه مقدار زیادی از آن میوه ها را هم ضایع میکرد و از بین میبرد، این باغ ...
دزدان طمعکار
زیرعنوان: داستانی از داستانهای مرزبان نامه … حکایت میکنند که در زمانهایی نه چندان دور، سه شریک بودند که از راه راهزنی امرار معاش میکردند و هر چه را که از این طریق بدست میآوردند، قسمت میکردند و سهمی را که برای هرکس قرار میدادند بر طبق زحمت و کارآیی او سنجیده میشد. این سه ...
سه دزد حریص
داستانی از داستانهای مرزبان نامه … در روزگاران گذشته سه دزد برای دزدی کردن از مال مردم با هم شریک شدند. آنها اموال مردم را مانند بسیاری از دزدان با هم میدزدیدند و برای دزدیدن حیله ها و نیرنگ هایی بکار میبردند و در این باره نقشه ها میکشیدند و فکرشان این بود که چگونه ...