يكي از باارزشترين عبادتها قرائت و خواندن قرآن است. اين كار به اندازهاي اهميت دارد كه خداوند دربارة آن ميفرمايد:
«فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ».[1]
آنچه براي شما ميسّر است قرآن بخوانيد.
تلاوت قرآن در همه حال
معمولاً كسي كه در مقام وصيت و سفارش است چيزهايي را سفارش ميكند كه مهم و سرنوشتساز باشد. يكي از وصاياي رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ به اميرمؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ تلاوت مستمرّ قرآن است.
«وَ عَلَيْكَ بِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ عَلي كُلِّ حالٍ»[2]
در همه حال و در هر شرايطي قرآن تلاوت كن.
بسياري از عبادات هنگام مريضي، مسافرت يا جهاد در راه خدا از انسان ساقط ميشود و يا تخفيف پيدا ميكند. امّا خداوند تأكيد مينمايد در اين موارد نيز سعي كنيد تا ميتوانيد قرآن بخوانيد:
بزودي گروهي از شما بيما ميشوند، و گروهي ديگر براي بدست آوردن فضل الهي (كسب روزي) به سفر ميروند، و گروهي ديگر در راه خدا جهاد ميكنند (و از تلاوت قران باز ميمانند)، پس به اندازهاي كه ممكن است از آن تلاوت كنيد.[3]
سرّ اين مطلب چيست؟ چرا بر قرائت مستمر و روزانة قرآن اين همه تأكيد شده است؟ شايد حكمتش اين است كه قرآن برنامة زندگي سعادتمندانة هر مسلمان است. به اين جهت سزاوار است مسلمانان هر روز به آن مراجعه نمايند و درسهاي زندگي را از آن بگيرند و به آن عمل كنند.
همانگونه كه انسان براي انجام كارهاي روزانه برنامه تهيه ميكند و هر روز صبح به برنامهاش نگاه ميكند تا كارهاي روزانه را مطابق آن انجام دهد، هر مسلماني كه ميخواهد به قرآن عمل كند لازم است به طور مستمر و روزانه به قرآن مراجعه كند تا در پرتو دستورات و راهنماييهاي قرآن در دنيا و آخرت كامروا شود.
قرائت قرآن و امام خميني (ره)
خوب است براي دانستن جايگاه ويژة قرائت قرآن در بين عبادتها به دو خاطرة خواندني از زندگي حضرت امام خميني (ره) اشاره كنيم:
يكي از بستگان نزديگ امام ـ ـ سلام الله عليه ـ در اين زمينه نقل ميكند:
يك دفعه كه با ايشان در نجف بوديم، چشمشان ناراحت شده بود. دكتر بعد از معاينة چشمشان گفت: «شما بايد چند روز قرآن نخوانيد و به چشمتان استراحت بدهيد».
امام خنديدند و گفتند:
دكتر! من چشمم را براي قرآن خواندن ميخواهم. چه فايدهاي دارد كه چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما يك كاري بكنيد كه من بتوانم قرآن بخوانم![4]
حضرت آية الله توسّلي از نزديكان حضرت امام (ره) در زمينة قرائت مداوم و روزانة قرآن به وسيلة حضرت امام خميني (ره) ميگويد:
امام با همة اشتغالاتي كه داشتند، به انجام مستحبات، به ويژه خواندن قرآن، دعا و نماز اوّل وقت، اهميت ميدادند.
امام، هر روز سه تا پنج مرتبه قرآن ميخواندند. در ماه مبارك رمضان، سه بار قرآن را ختم ميكردند.[5]
مقدار قرائت روزانه
شايد بعضي از مردم بپرسند حال كه قرائت روزانة قرآن اين همه اهميت دارد، سزاوار است روزانه چند آيه از قرآن خوانده شود؟ پاسخ اين پرسش در احاديث زيادي آمده است، كه ما به دو حديث از ميان آنها اكتفا ميكنيم.
كمترين مقدار قرائت: در حديثي كه از امام باقر ـ عليه السّلام ـ رسيده است استفاده ميشود اگر مسلمان بخواهد از غافلان و بيخبران نباشد بايستي روزانه حداقل ده آيه از قرآن بخواند. امام پنجم ـ عليه السّلام ـ اين مطلب را از رسول گرامي خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل كرده است:
مَنْ قَرَأَ عَشَرَ آياتٍ في لَيْلَةٍ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغافِلينَ.[6]
هر كس در هر شب ده آيه قرآن بخواند از جملة بيخبران و غافلين نوشته نخواهد شد.
البته اين مقدار قرائت، غير از قرائت آياتي است كه هر مسلماني در نماز ميخواند زيرا آن آيات بخشي از نماز است و خواندن آن بر هر مسلمان مكلّفي واجب است. پنجاه آيه، قرائت ذاكران: در ادامة حديث قبلي آمده است، كسي كه هر روز پنجاه آيه قرآن تلاوت كند در زمرة كساني است كه هميشه به ياد خدا هستند: «وَ مَنْ قَرَأ خَمسينَ آيَةً كُتِبَ مِنَ الذّاكرين»[7]
مقدار قرائت قاريان: مرحوم فيض كاشاني از فقيهان، مفسّران و عارفان برجستة شيعه، در كتاب شريف «المحجّة البيضاء» در اين مورد چنين نوشته است:
اگر قاري قران از متفكران در معاني قرآن است… پس به روايتي عمل كند كه ميفرمايد: هر روز پنجاه آيه خوانده شود، زيرا از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت است كه فرمود:
«اَلْقُرْآنُ عَهْدُ اللهِ اِلي خَلْقِهِ فَقَدْ يَنْبَغي لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ اَنْ يَنْظُرَ في عَهْدِهِ وَ اَنْ يَقْرَأَ مِنْهُ في كُلِّ يَوْمٍ خَمْسينَ آيَةً».[8]
قرآن پيمان خدا با مردم است. پس يقيناً براي شخص مسلمان سزاوار استكه با دقت در پيمان خويش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آيه بخواند.
برادران و خواهران قاري مشاهده ميكنند كه قرائت پنجاه آيه از قرآن كمترين مقداري است كه هر مسلماني سزاوار است روزانه از قرآن بخواند. بنابراين، اين مقدار قرائت، براي كسي كه قاري قرآن و رسانندة پيام خدا به خلق است ضرورت دارد، زيرا موجب پيوند او با قرآن يعني پيماننامة خداوند است.
اميد است با فضل و رحمت پروردگار همة مسلمانان، خصوصاً قاريان محترم قرآن توفيق اين مقدار تلاوت قرآن را داشته باشند.
مقدار قرائت كسبه و تجّار: اصناف و بازاريان محترم نيز بايد اهتمام شايستهاي به قرائت قرآن داشته باشند. چقدر خداپسندانه است كه اصناف ما در اين زمينه به اصناف و بازاريان قديم اقتدا كنند.
كسبه و بازاريان شيعه از قديم الايام از اقشار متديّن و علاقهمند به قرآن و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ بودهاند. حتي ميتوان گفت در حفظ شعائر اسلامي و برپايي جلسات قرآن و عزاداري از ساير اقشار جامعه پيش قدمتر بودهاند. همانگونه كه در بيشتر شهرهاي ايران اسلامي نيز در حال حاضر همينطور است.
همه شنيده و يا خواندهاند كه كسبة قديم علاوه بر اينكه موقع نماز كسب و كار را تعطيل ميكردند و نمازهاي يوميّه را به جماعت ميخواندند، كسب و كار روزانه را با نام و ياد خدا شروع ميكردند. عدّة زيادي از بازاريان و كسبة جزء، بعد از آماده كردن محل كار خود قرآنها را باز مينمودند و كار روزانه را با كلام خالق يكتا شروع ميكردند. اين سنّت حسنه موجب ميشد در طول كسب روزانه به ياد خدا باشند و از گزند شيطان و حرامهاي اقتصادي در امان باشند. در نتيجه در گروه كاسباني قرار گيرند كه حبيب خدا هستند و هم اينكه خداوند به كسب و كار آنها بركت ميداد.
رئيس مذهب ما، حضرت امام صادق ـ عليه السّلام ـ ، خطاب به تجّار و كسبة مسلمان چنين خطاب ميكند:
چه چيزي تجّاري را كه در بازار مشغول كار است مانع ميشود وقتي كه به منزلش باز ميگردد، نخوابد تا اينكه سورهاي از قرآن را بخواند. پس برايش مقابل هر آيهاي كه ميخواند ده حسنه نوشته ميشود و از او ده كار زشت محو ميگردد.[9]
اوقات تلاوت قرآن
از آيات قرآن كريم و احاديث استفاده ميشود كه قرائت قرآن و ذكر خدا در همة اوقات خوب است. ولي در اين وقتها و زمانها سفارش شده است:
صبحها بعد از نماز صبح، هنگام غروب، شب قبل از خواب، نيمههاي شب و سحرگاهان.
از اينرو جا دارد هر كسي به فراخور حال و فرصتهايي كه دارد يكي يا بعضي از اين اوقات را مشخص كند و به تلاوت قرآن بپردازد.[1] . مزّمّل (73)، آية 20.
[2] . وسائل الشيعه، ج 4، ص 839.
[3] . مزّمّل (73)، آية 20.
[4] . پابهپاي آفتاب، امير رضا ستوده، نشر پنجره، 1373، ص 181.
[5] . همان مدرك، ص 285.
[6] . اصول كافي، كليني، ج 2، باب «ثواب قراءة القرآن»، ص 448.
[7] . همان مدرك.
[8] . اصول كافي، ج 2، «باب في القراءته»، ص 446.
[9] . ثواب الاعمال، شيخ صدوق، مكتبة الصدوق، تهران 1391، ص 127.