روزه در قرآن

روزه در قرآن

روزه يكي از واجبات و عبادات مهمّ ديني است و از برنامه هاي بسيار حساس و سازندة‌ اسلامي بوده و از ضروريات اسلامي به شمار مي رود كه اگر كسي با توجه به ضروري بودن آن منكرش شود و انكار وي طوري باشد كه برگشت به انكار خدا و پيامبر نمايد كافر مي گردد و كسي كه آن را باور داشته باشد ولي بدون جهت از گرفتن آن خودداري كند گناهكار بوده و لازم است كفاره بدهد و مستحق مجازات و حدّ شرعي نيز خواهد بود و براي آنكه به اهميّت آن توجه كرده و بيشتر به خصوصيّات آن آشنا گرديم در اين درس توضيحات كوتاهي پيرامون آن مي دهيم.
صوم و روزه يعني چه؟
صوم كه در فارسي به آن روزه گفته مي شود عبارت است از خودداري و امساك، چنانكه وقتي حضرت مريم به قدرت خدا، عيسي ـ عليه السّلام ـ را بدون پدر به دنيا آورد و سخت نگران بود كه در پاسخ مردم چه بگويد خداوند به او دستور داد «فقولي اِنّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ اُكَلِّمَ الْيَوْمَ انِْسِيّاً»[1] يعني بگو من براي خدا نذركرده ام روزه بگيرم پس امروز با كسي سخن نمي گويم (كه خودداري از سخن گفتن صوم و روزه محسوب شده است البته چنين روزه اي در اسلام حرام است) و در اسلام روزه اين است كه انسان از براي خدا به عنوان يك عبادت و رسيدن به پاداشهاي الهي از طلوع فجر تا مغرب از خوردن و آشاميدن و ساير اموري كه روزه را باطل مي كند خودداري نمايد و مشهورترين آنها، روزة ماه رمضان است.
روزه در اديان گذشته
از آنجا كه روزه يك نوع عبادت و پرستش خداوند است و آثار مادي و معنوي فراواني داشته و در تكامل و سازندگي انسانها نقش بسيار حساسي به عهده دارد. در آئين پيغمبران گذشته و اديان آسماني نيز روزه واجب بوده است (هر چند با روزه در اسلام از نظر شرائط و خصوصيّات فرقهايي داشته است) چنانكه در قرآن مجيد مي فرمايد اي كساني كه ايمان داريد روزه بر شما واجب شد چنانكه بر پيشينيان از شما هم (در اديان سابق) واجب بوده است، و چنانكه ذكر كرديم در زمان حضرت مريم روزه سكوت يك عبادت الهي بوده است.
روزه از نظر قرآن
در قرآن مجيد روزه براي كساني كه واجد شرائط تكليف مي باشند و عذر شرعي ندارند واجب معرفي شده است و در مواردي از روزه گيران تمجيد شده و گاهي به عنوان جايگزيني عملي كه ترك شده و يا كفاره كار خلافي كه انجام گشته روزه گرفتن قرار داده شده است كه چند نمونه از آنها را نقل مي كنيم.
1.«يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَّلَكُمْ تَتَّقٌون»[2]
يعني اي كساني كه ايمان داريد روزه گرفتن بر شما واجب گشت همچنان كه بر پيشينيان از شما (از ملتهاي گذشته) واجب شده بود شايد با روزه گرفتن پاك و پرهيركار شويد.
2) «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي اُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدَيً لِلنّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدي وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَِهدَ مِنْكُمْ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً اوْ عَلي سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ اَيّامٍ اُخَر [3] يعني ماه رمضاني كه قرآن در آن براي هدايت بشر و بيان كنند راهنمائي و امتياز حق از باطل نازل شده پس هر كس دريابد ماه رمضان را بايد روزه بدارد و كسي كه بيمار يا در سفر است به شماره روزهائي كه خورده از ماههاي ديگر بگيرد.
3) يكي از اوصاف كساني كه خداوند آمرزش و پاداش بزرگ خود را براي آنان آماده كرده است. مردان و زناني هستند كه روزه مي گيرند. «وَ الصّائِمينَ وَ الصّائِماتِ».[4]
4) «فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثة اَيّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ اِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَة كامِلةٌٍ»[5]يعني كسي كه در حج نمي تواند قرباني كند (در عوض) 3 روز در حج و هفت روز وقتي به وطن بازگشتيد روزه بگيريد كه ده روز كامل گردد. در روايات اسلامي روزه يكي از زيربناهاي اسلام و نيرو دهنده و زكات بدن معرفي شده است چنانكه امام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ فرمود: «اسلام بر پنج چيز بنا شده است بر نماز، زكات، حج، روزه، ولايت[6] و در تفسير آية «اِسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوة[7]»يعني از صبر و نماز استمداد كنيد روايت شده كه مقصود از صبر روزه است[8] و پيغمبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «صَدَقةُ‌ الْبَدَنِ فِي الصَّوْمِ»[9] يعني صدقه بدن ( كه از حوادث محفوظ بماند) روزه گرفتن است. و نيز آن حضرت مي فرمايد: « لِكُلِّ شَيْءٍ الَزَّكوةُ وَ زكوةُ اْلاَبْدانِ الَصِّيامُ»[10] يعني در هر چيز زكات (واجب) است و زكات بدن روزه است (اهميت روزه از اين روايات روشن مي شود).
فوائد مادي و معنوي روزه:
هر چند با پيشرفت علم و تحقيقات دانشمندان متخصص و نتيجه آزمايشات پزشكي فايده هاي زيادي براي روزه در سلامتي انسان و درمان بسياري از بيماريها اثبات گرديده است مانند پائين آمدن فشار خون و سوخت رفتن قسمت زيادي از فضولات زيانبار بدن و اعتدال مزاج و استراحت و تقويت و پاكسازي معده و سبك شدن بدن از مواد زيادي و رفع رطوبتهاي زائد كه همگي در سلامتي و رفع بيماريها و نشاط و صحت نفس نقش حساس را بر عهده دارند. چنانكه نقل شده كه رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نيز فرمود «صُومُوا تَصِحُّوا»[11] روزه بگيريد تا سالم شويد.
و از طرفي همچنانكه آئين مقدس اسلام در تمام زمينه هاي اجتماعي و فردي و مادي و معنوي انسانها ضامن تأمين سعادت دنيا و آخرت جامعه مي باشد و در مورد روزه اهميّت فراوان داده و از ترك آن شديداً نكوهش كرده و كيفرهاي سختي براي روزه خوردن بدون عذر مقرر كرده است جاي ترديد باقي نمي ماند كه روزه نيز فوائد مادي و جسمي فراواني دارد ولي از آنجا كه هدف اساسي از دين و قوانين الهي سعادت ابدي و تكامل معنوي انسانها است بدون شك فوائد و آثار معنوي روزه در سازندگي جامعه و رشد فكري و تقويت روح و كمال انسان و سعادت ابدي او به مراتب از فوائد مادي و جسمي آن زيادتر مي باشد چنانكه خداوند متعال در اين آيه «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَي الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» [12] (روزه بر شما واجب شده همچنان كه بر پيشينيان شما واجب بوده است شايد پاك و با تقوي گرديد) به اثرات معنوي روزه توجه داده است. چه ناگفته پيدا است كه وقتي انسان حداقل سالي يك ماه روزه بگيرد و همه روزه از اذان صبح تا شب به عنوان يك عبادت و براي رضاي خدا از عادات و تمايلات نفساني خود دست برداشته و خود را مقيّد نمايد كه از خوردن و آشاميدن و بهره برداري هاي جنسي خودداري نمايد مخصوصاّ با رعايت و انجام برنامه هاي آن ماه از دعاها، قرائت قرآن، شركت در نمازهاي جماعت، جلسات ديني، مراسم احياء، نمازهاي مستحبي، برگزاري مراسم شكوهمند نماز عيد فطر، دادن زكات فطره. نقش بسيار حساس و غير قابل انكاري در سازندگي، تقويت فكر و اراده، توحه به فضيلت، معنويت، كمال روحي، صفاي دروني انسانها به عهده دارد علاوه بر اينكه صرف گرسنگي و تشنگي در نورانيّت باطن و ياد آوري سختيهاي قيامت تأثير مهمي داشت و در توجه به گرسنگان و محرومين و چاره انديشي براي آنان نيز مؤثر است چنانكه در روايات اسلامي هم به فوائد ياد شده توجه داده شده است.


[1] . سورة مريم، آية 26.
[2] . سورةبقره، آية 183.
[3] . سورة بقره آية 185.
[4] . سورة احزاب، آية 35.
[5] . سورة بقره، آية 196.
[6] . سفينتة البحار، ج 2، ص 43.
[7] . سورة بقره، آية 153.
[8] . وسائل، ج 7، ص 298.
[9] . مواعظ العدديّة، ص 23.
[10] . وسائل، ج 7، ص 289.
[11] . بحارالانوار، ج 96، ص 255.
[12] . سورة بقره، آية 183.
غلامحسين رحيمي- با تلخيص از فروع دين، ص 14

مطالب مشابه