جهاني و جاودانگي اسلام در قرآن

جهاني و جاودانگي اسلام در قرآن

ايمان به همة پيامبران و پذيرفتن همة پيام‌هاي ايشان ضرورت دارد.[1] و انكار يك پيامبر يا انكار يكي از احكام و پيام‌هاي او به معناي انكار ربوبيت تشريعي الهي و نظير كفر ابليس مي‌باشد.
بنابراين، بعد از ثابت شدن رسالت پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ايمان به آن حضرت و ايمان به همة آياتي كه بر او نازل شده و همة احكام و قوانيني كه از طرف خداي متعال آورده است ضرورت دارد.
اما ايمان آوردن به هر پيامبر و كتاب آسمانيِ او مستلزم ضرورت عمل بر طبق شريعت وي نيست چنان كه مسلمانان، ايمان به همة پيامبر عظام عليهم السلام و به همة كتب آسماني دارند ولي نمي‌توانند و نبايد به شرايع پيشين، عمل كنند و وظيفة عمليِ هر امتي عمل كردن به دستورات پيامبرِ همان امت است.[2] پس ضرورت عمل كردنِ همة مردم به شريعت اسلام در صورتي ثابت مي‌شود كه رسالت پيامبر اسلام، اختصاص به قوم خاصي (مانند عرب) نداشته باشد و نيز پيامبر ديگري بعد از آن حضرت مبعوث نشده باشد كه شريعت وي را نسخ كند. و به ديگر سخن: اسلام، دين جهاني و جاوداني باشد.
از اين روي، لازم است اين مساله را مورد بحث قرار دهيم كه: آيا رسالت پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ جهاني و جاوداني است، يا اختصاص به قوم معين يا زمان محدودي داشته است؟
روشن است كه چنين مسأله‌اي را نمي‌توان با روش عقلي خالص، مورد بررسي قرار داد بلكه بايد از روش تحقيق در علوم نقلي و تاريخي، بهره گرفت يعني بايد به اَسناد و مدارك معتبر، مراجعه كرد. و كسي كه حقانيت قرآن كريم و نبوت و عصمت پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ را احراز كرده باشد براي وي هيچ مدركي معتبرتر از كتاب و سنت نخواهد بود.
جهاني بودن دين اسلام و عدم اختصاص آن به قوم يا منطقة خاصي، از ضروريات اين آيين الهي است و حتي كساني هم كه ايمان به آن ندارند مي‌دانند كه دعوت اسلام، همگاني بوده و محدود به منطقة جغرافياييِ خاصي نبوده است.
افزون بر اين، شواهد تاريخي فراواني وجود دارد كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ به سران كشورهاي مانند قيصر روم و پادشاه ايران و فرمانروايان مصر و حبشه و شامات و نيز به رؤساي قبائل مختلف عرب و… نامه نوشتند و پيك ويژه به سوي آنان گسيل داشتند و همگان را دعوت به پذيرفتن اين دين مقدس كرده از پيامدهاي وخيم كفر و استنكاف از پذيرفتن اسلام، بر حذر داشتند.[3] و اگر دين اسلام، جهاني نبود چنين دعوت عمومي انجام نمي‌گرفت و ساير اقوام و امت‌ها هم عذري براي عدم پذيرش مي‌داشتند.
بنابراين نمي‌توان بين ايمان به حقانيت اسلام و ضرورت عمل بر طبق اين شريعت الهي، تفكيكي قائل شد و در نتيجه، كساني را از موظف بودن به پيرويِ عملي از اين آيين الهي، مستثني دانست.
دلايل قرآني بر جهاني بودن اسلام
همان گونه كه اشاره شد بهترين دليل و معتبرترين مدرك براي اثبات اين گونه مطالب، قرآن كريم است و كسي كه يك مرور اجمالي بر اين كتاب الهي بكند با كمال روشني درخواهد يافت كه دعوت آن، عمومي و همگاني است و اختصاص به قوم و اهل نژاد و زبان معيني ندارد.
از جمله، در آيات زيادي همة مردم را به عنوان «يا ايها الناس»[4] و «يا بني آدم»[5] مورد خطاب، قرار داده و هدايت خود را شامل همة انسان‌ها (الناس[6] و العالمين[7]) دانسته است. و همچنين در آيات فراواني رسالت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ را براي همة مردم (الناس[8] و العالمين[9]) ثابت كرده، و در آيه‌اي شمول دعوت وي را نسبت به هر كسي كه از آن، مطلع شود مورد تأكيد قرار داده است.[10] و از سوي ديگر، پيروان ساير اديان را به عنوان «اهل كتاب» مورد خطاب و عتاب قرار داده[11] و رسالت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ را در مورد آنان تثبيت فرموده، و اساساً هدف از نزول قرآن كريم بر پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ را پيروزي اسلام بر ساير اديان، شمرده است.[12] با توجه به اين آيات، جاي هيچ گونه شكّ و شبهه‌اي دربارة همگاني بودن دعوت قرآن كريم و جهاني بودن دين مقدس اسلام، باقي نمي‌ماند.
جاوداني بودن اسلام
آيات مزبور، همان گونه كه با به كار گرفتن الفاظ عامّ (مانند بني آدم و الناس و العالمين) و با متوجه كردن خطاب به اقوام غير عرب و پيروان ساير اديان (مانند يا اهل الكتاب) عموميت و جهاني بودن اسلام را ثابت مي‌كند همچنين با اطلاق زماني، محدوديت و مقيد بودن آن را به زمانِ معيني نفي مي‌كند و به ويژه، تعبير «ليظهره علي الدين كلّه»[13] جاي هيچ گونه شبهه‌اي باقي نمي‌گذارد. همچنين مي‌توان به آيه (42) از سورة فصلت، استدلال كرد كه مي‌فرمايد:
« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ»
و دلالت دارد بر اين كه هيچ گاه قرآن كريم، صحت و اعتبار خود را از دست نخواهد داد. نيز دلايل خاتميت پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ هر گونه توهمي را نسبت به امكان نسخ شدن اين دين الهي به وسيله پيامبر و شريعت ديگري، باطل مي‌سازد. و نيز روايات فراواني به اين مضمون، وارد شده است: «حلال محمد حلال إلي يوم القيامة، و حرامه حرام إلي يوم القيامة».[14] علاوه بر اين كه جاوداني بودن اسلام، مانند جهاني بودن آن، از ضروريات اين دين الهي و بي‌نياز از دليلي زائد بر دلايل حقانيت اسلام است.
حل چند شبهه
دشمنان اسلام كه براي جلوگيري از گسترش اين دين الهي، از هيچ گونه تلاشي فروگذار نكرده و نمي‌كنند، در صدد برآمده‌اند كه با القاء شبهاتي چنين وانمود كنند كه دين اسلام فقط براي مردم عربستان نازل شده و رسالتي نسبت به ساير مردم نداشته است!
از جمله، به آياتي تشبّث كرده‌اند كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ را مأمور هدايت خويشان و نزديكان خويش يا اهل مكه و حوالي آن كرده است،[15] و نيز آية (69) از سورة مائده كه بعد از اشاره به يهود و صابئين و نصاري، ملاك سعادت را ايمان و عمل صالح مي‌داند و نامي از پذيرفتن دين اسلام به عنوان شرط سعادت نمي‌ برد. علاوه بر اين كه در فقه اسلامي اهل كتاب، همسنگ مشركان نيستند بلكه با پرداختن جزيه (به جاي خمس و زكاتي كه مسلمانان مي‌پردازند) امنيت ايشان در پناه دولت اسلامي حفظ مي‌شود و مي‌توانند به احكام شريعت خودشان عمل كنند و اين، نشانة به رسميّت شناختن اين اديان است.
در پاسخ بايد گفت: آياتي كه خويشان پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و اهل مكه را ذكر مي‌كند درصدد بيان مراحل دعوت است كه از خويشان آن حضرت شروع مي‌شود و سپس به ساير اهل مكه و حوالي آن، گسترش مي‌يابد و سرانجام همة جهانيان را در بر مي‌گيرد. و چنين آياتي را نمي‌توان مخصّص آياتي شمرد كه رسالت آن حضرت را جهاني مي‌داند، زيرا علاوه بر اين كه لحن اين آيات، اباي از تخصيص دارد، لازمة چنين تخصيصي «تخصيص اكثر» است كه در عرف عقلاء، مستهجن و غير قابل قبول مي‌باشد.
و اما آية ياد شده از سورة مائده، در مقام بيان اين نكته است كه صرف انتساب به اين يا آن دين، براي رسيدن به سعادت حقيقي، كافي نيست بلكه عامل سعادت، ايمان واقعي و عمل به وظايفي است كه خداي متعال براي بندگانش مقرر فرموده است و طبق دلايلي كه جهاني بودن و جاوداني بودن اسلام را اثبات مي‌‌كند وظيفة همة مردم بعد از ظهور پيامبر اسلام، عمل به احكام و قوانين اين دين است.
و اما امتيازي كه در اسلام براي اهل كتاب بر ساير كافران، منظور شده به معناي معاف بودن ايشان از پذيرفتن اسلام و عمل به احكام آن نيست بلكه در واقع، ارفاقي دنيوي است كه بنابر مصالحي در حق آنان روا داشته شده و به اعتقاد شيعه، همين ارفاق هم موقتي است و در زمان ظهور ولي عصر ـ عجل الله فرجه الشريف ـ حكم نهايي ايشان اعلام، و با آنان مانند ديگر كافران رفتار خواهد شد و اين مطلب را از جملة «ليظهره علي الدين كله» مي‌توان استفاده كرد.


[1] . آموزش عقائد, درس 29.
[2] . همان.
[3] . نامه‌هاي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در كتاب‌هاي معتبر تاريخي، ضبط شده و مجموعة آنها به صورت كتاب مستقلي به نام «مكاتيب الرسول» گردآوري شده است.
[4] . ر.ك: بقره, 21، نساء, 1، 174، فاطر, 15.
[5] . ر.ك: اعراف, 26، 27، 28، 31، 35، يس, 60.
[6] . ر.ك: بقره, 185، 187، آل عمران, 138، ابراهيم, 1، 52، جاثيه, 20، زمر, 41، نحل, 44، كهف, 54، حشر, 21.
[7] . ر.ك: انعام, 90، يوسف, 104، ص, 87، تكوير, 27، قلم, 52.
[8] . ر.ك: نساء, 79، حج, 49، سباء, 28.
[9] . رك: انبياء, 107، فرقان, 1.
[10] . ر.ك: انعام, 19.
[11] . ر.ك: آل عمران, 65، 70، 71، 98، 99، 110، مائده, 15، 19.
[12] . ر.ك: توبه, 33، فتح, 28، صف, 9.
[13] . ر.ك: توبه, 33، فتح, 28، صف, 9.
[14] . ر.ك: كافي: ج1, ص57، ج2, ص17، بحار: ج2، ص260، ج24، ص288، وسايل الشيعه: ج18، ص124.
[15] . ر.ك: شعراء, 214، انعام, 92، شوري, 7، سجده, 3، قصص, 46، يس, 5 و 6.
آيت الله مصباح يزدي- آموزش عقايد، ص326

مطالب مشابه