تحليل گفتمان ادبي خطبه هاي حضرت زينب(س)

تحليل گفتمان ادبي خطبه هاي حضرت زينب(س)

نويسنده: کبري روشنفکر */ دانش محمدي**

چکيده: گفتمان پديده اي زباني است که در اثر ارتباط توليد مي شود و نوع آن متأثر از موقعيت آن است. تحليل گفتمان يک گرايش مطالعاتي بين رشته اي است که به نقد و تحليل متون مي پردازد. در گفتمان دو عنصر مهم بررسي مي شود: يکي بافت متن و ديگري بافت موقعيت . گفتمان داراي شاخه هاي مختلفي است. خطبه هاي حضرت زينب(س)، داراي دو بافت زباني و موقعيتي است. از منظر تحليل گفتمان، خطبة ايشان در ميان مردم کوفه، متناسب با بافت موقعيتي آن داراي برجستگيهاي عاطفي بيشتر و گفتمان آن حضرت در مجلس ابن زياد و يزيد، متناسب با موقعيت آن، داراي برجستگيهاي برهاني و استدلالي بيشتر است. در بافت متني گفتمان ايشان، از يک طرف بافت بنايي يا کلي آن و از طرف ديگر، بافت ساختاري – که شامل کلية نکات زباني و بلاغي است – مورد توجه قرار مي گيرد.
اين جستار با توجه به انواع ارتباطها و پيوندها، مي کوشد تا با روش توصيفي- تحليلي و استفاده از ابزار کتابخانه اي، به بررسي جنبه هاي ادبي و اجتماعي خطبه هاي حضرت زينب(س) بپردازد.

1. مقدمه

تحليل متون ادبي از قديم، رواج داشته است. توجه به جزئيات و بافتهايي همچون کلمه و جمله و توجه به نکات بلاغي از خلال جزئيات، از جمله ويژگيهاي تحليل متون ادبي در روزگاران گذشته بوده است.
سالهاست که تحليل متون ادبي از بررسيهاي توصيفي عبور کرده است و از يک سو، کلية ساختارهاي متون ادبي از جزئي ترين آنها همچون حروف و کلمات، تا واحدهاي بزرگ تر از جمله، زبان، مورد بررسي قرار گرفته و از سوي ديگر، اين متون به عنوان پديده هاي زباني – که در تعامل با اجتماع اند – بررسي مي شوند .
در اين زمينه، نظريات گوناگوني در تحليل زبان و توليدات زباني شکل گرفت که به بررسي زبان از خلال ارتباط آن با اجتماع پرداخته شد. نظرية تحليل گفتمان از جمله اين نظريات است که توجه بسياري از تحليلگران را به خود جلب کرده است. تحليل گفتمان به بررسي متون ادبي از جنبة ساختارهاي زباني و بافت متني مي پردازد. نظرية گفتمان در زبان شناسي متولد شد. زليگ هريس، زبان شناس ساختارگراي آمريکايي، اولين بار اصطلاح تحليل گفتمان را به کار برد. او ديدي صورت گرايانه به جمله را مطرح کرد و تحليل گفتمان را صرفاً نگاهي صورت گرايانه به جمله و متن بر شمرد. (9: ص 8)
در دهه هاي بعد، تحليل گفتمان داراي ميدان وسيع تري شد و عده اي از زبان شناسان در ده هاي 70 و 80 ميلادي، مفهوم بافت را نيز در تحليل گفتمان وارد کردند. (همان: 8-10)
خطبه هاي حضرت زينب(س) به عنوان پديده اي زباني، از تأثيرات اجتماعي و فرهنگي دور نبوده است. زينب(س) از فصاحت و بلاغت قرآن و نبي اکرم(ص) و علي(ع) بهره ها برده؛ همان قرآن که فصاحت و بلاغت آن، خطباء و ادباء عرب را عاجز کرده و همان نبي که «أفصح من نطق بالضاد» بود و همان علي (ع)که نهج البلاغة او فصيح ترين کلامها بعد از قرآن وکلام نبي(ص) است. تحليل کلام چنين شخصيتي، اگر چه بارها و بارها صورت گرفته است، ولي به جرئت مي توان گفت که اکثر تحليلگران نتوانسته اند فصاحت و بلاغت ايشان را حتي به قدري بسيار اندک، نشان دهند؛ چرا که اکثر آنان به تحليل کلام ايشان با استناد به جنبه هايي محدود از ساختارهاي متني کلام، همچون ساختارهاي بلاغي قديم، اکتفا کرده و حتي نتوانسته اند ارتباط بعضي از اين ساختارهاي بلاغي، همچون آرايه هاي ادبي نظير استعاره، تشبيه و سجع را با فصاحت و بلاغت ايشان بيان کنند. در حالي که اوج فصاحت و بلاغت زينبي زماني بروز مي کند که ايشان با توجه به هر موقعيت، بهترين کلام را متناسب با آن جايگاه، بيان مي کند . به عبارت ديگر، زيبايي هاي تمام ساختارهاي متني کلام ايشان، از ساختارهاي کلي و بنايي آن تا ساختارهاي اسلوبي و دروني، همگي در ارتباط با بافت موقعيتي آن ظهور پيدا مي کنند.
اين نوشتار بر آن است تا کلام حضرت زينب(س) از دو جنبة بافت متني و بافت موقعيتي، قابل بررسي و تحليل اند. دادة مورد تحليل، خطبه هاي حضرت زينب(س) در ميان مردم کوفه و در مجلس ابن زياد و مجلس يزيد است . در اين بررسي، ابتدا مفاهيم گفتمان، تحليل گفتمان، انواع گفتمان و گفتمان ادبي بررسي مي شود و سپس خطبه هاي حضرت زينب(س) از دو جنبة بافت موقعيتي و بافت متني مورد تحليل قرار مي گيرد و در پايان، نتيجه گيري خواهد آمد.

2. گفتمان

گفتمان معادل واژه فرانسوي (discourse)اصطلاحي زبان شناسي است که به سرعت، کاربرد وسيعي يافت . ( 3: ص 22) جي . اي .کادن در فرهنگ اصطلاحات، گفتمان را در اطلاق به مباحث بسيار عالمانه و دقيق گفتاري يا نوشتاري پيرامون يک موضوع فلسفي، ادبي، سياسي، اجتماعي، ديني، فرهنگي و هنري به کار مي برد. (14: ص 26) گفتمان در مفهوم سنتي – فلسفي آن به معني دليل آوري و بازتاب روشمندانه و کنترل شدة گفتاري يا نوشتاري است. ( 5 : 1380) نيز گفتمان را مراودة کلامي، بده بستاني بين گوينده و شنونده، بازنمود يک صدا در دل يک متن و تلازم گفته با کارکردهاي اجتماعي و معنايي دانسته اند .( 15 : ص 10) به عبارت ديگر، گفتمان عبارت است از زبان به هنگام کاربرد به منظور برقراري ارتباط (1: ص 26) و به طور کلي، اصطلاحي عام است براي نمونه هاي کاربردي زبان يعني زباني که در اثر برقراري ارتباط، توليد شده است و بر خلاف دستور زبان – که با عبارتها و جمله ها سرو کار دارد- گفتمان با واحدهاي زباني بزرگ تر چون پاراگراف، مصاحبه، مکالمه و متن سرو کار دارد. (همان)
شرط اصلي گفتمان گفتگو يا همه پرسه است. هر نوع گفتار، کلام و نوشتار، جرياني اجتماعي محسوب مي شود. گفتمانها بر حسب زمان و مکان متفاوت اند؛ (14: ص 55) مثلاً گفتماني که ميان يک دانشجو و همکلاسي او در بيرون از دانشگاه صورت مي گيرد، با گفتماني که ميان همان دانشجو و همکلاسي او در کلاس صورت مي گيرد، متفاوت است.
از تعاريف ذکر شده چنين بر مي آيد که گفتمان پديده اي است زباني متأثر از اجتماع و نوع و کيفيت آن از موقعيتي به موقعيت ديگر، تفاوت دارد.

3. تحليل گفتمان

تحليل گفتمان معادل (Analys Discourse) است که معادل فارسي آن سخن کاوي، تحليل کلام و تحليل گفتار مي باشد. تحليل گفتماني يک گرايش مطالعاتي بين رشته اي است که از اواسط دهة 1960 تا اواسط دهة 1970 در پي تغييرات گستردة علمي – معرفتي در رشته هايي چون انسان شناسي، قوم نگاري، جامعه شناسي خرد، روانشناسي ادراکي و اجتماعي، شعر، معاني و بيان، زبان شناسي، نشانه شناسي و ساير رشته هاي علوم اجتماعي و علوم انساني علاقه مند به مطالعات نظام مند ساختار و کارکرد و فرايند توليد گفتار و نوشتار ظهور کرده است. (9: ص 7 ) به عبارت ديگر، تحليل گفتمان همان نقد گفتمان و بررسي نقاط قوت و ضعف آن است.

4. عناصر گفتمان

در تحليل گفتمان، دو عنصر مهم مورد بررسي قرار مي گيرند: يکي بافت متن و ديگري بافت موقعيت.
منظور از بافت متن اين است که يک عنصر زباني در چارچوب چه متني قرار گرفته است و جملات ماقبل و ما بعد آن عنصر در داخل متن، چه تأثيري در تبلور صوري، کارکردي و معنايي آن دارند. در بافت موقعيتي، يک عنصر يا متن در چارچوب موقعيت خاصي که توليد شده است، بررسي مي شود. (3: ص 142)

5. انواع گفتمان

به سبب اينکه مي توان گفتمان را با توجه به تعريف آن در يک نوع بررسي کرد، اکثر زبان شناسان از تقسيم آن خودداري کرده اند؛ ولي عدة معدودي آن را به انواع گوناگوني تقسيم کرده اند. از جمله اين تقسيم بنديها مي توان به :1. گفتمان ديني 2. گفتمان سياسي – اجتماعي 3. گفتمان ادبي – هنري 4. گفتمان تبليغاتي – اطلاعاتي5. گفتمان علمي – منطقي 6. گفتمان قانوني7. گفتمان تاريخي 8. گفتمان اخلاقي9. گفتمان فلسفي، اشاره کرد. (4: ص 23)

6. گفتمان ادبي

گفتمان ادبي « گفتماني است نقدي که آثار ادبي و هنري را به منظور بيان زيبايي ها، تصويرگريها و روشهاي آن و تأثير برخواننده و برانگيختن احساس وي و ميزان ابداع و نوع آوري آنها از جانب اديب و هنرمند تحليل مي کند. گفتماني است که بين ذات اديب و هنرمند و واقعيتي که تصويرش مي کند، ارتباط برقرار مي کند». (همان)
با توجه به تعريفي که از گفتمان به شکل عام، و گفتمان ادبي به شکل خاص، ارائه شد و با توجه به شناختي که از دو عنصر مهم گفتمان، بافت متن و بافت موقعيت، حاصل شد، به نظر مي رسد که در تحليل گفتمان ادبي توجه به موارد زير ضروري است.
1. موقعيتي که گفتمان در آن شکل گرفته است؛ 2. بافت کلي گفتمان و سيرموضوعي آن؛ 3. ساختارهاي زباني و اسلوبي که اديب براي بيان گفتمان، بر حسب موقعيت آن انتخاب کرده است : 4. ساختارهاي دروني گفتمان 5. تأثير گفتمان .
بايد توجه داشت که جدا کردن اين ساختارها و بررسي هر کدام از آنها بصورت منفصل از ساختارهاي ديگر، امري بسيار دشوار است؛ چرا که «لفظ و معني يا شعور و تعبير، وحدت ويکپارچگي دارند و ساختارهاي تعبيري چيزي به جز نتيجة ساختارهاي دروني نيستند و ساختارهاي دروني هم بدون ساختارهاي بيروني، امکان بروز پيدا نمي کنند» ( 6: ص 25 ) و تمامي آنها در رسيدن به يک هدف مشترک گام بر مي دارند؛ ولي براي سهولت فهم، سعي مي شود تا آنجا که ممکن است؛ اين ساختارها به صورت جدا از هم بررسي شوند .

7. تحليل گفتمان ادبي خطبه هاي حضرت زينب(س)

در تحليل گفتمان ادبي خطبه هاي حضرت زينب(س) ابتدا به بافت موقعيتي آن مي پردازيم و سپس با تحليل بافت متني آن، نتيجه مي گيريم که بافت متني خطبه ها به زيبايي، متناسب با بافت موقعيتي آنها آمده است.

7-1) تحليل بافت موقعيتي خطبه ها

خطبه هاي حضرت زينب(س) هر کدام داراي موقعيتي خاص است که اسلوبي خاص را هم مي طلبد .
خطبة ايشان در کوفه، در ميان مردم بوده است؛ مردمي که استاد مطهري مهم ترين عامل در اقدام آنها به قتل فرزند رسول خدا(ص) را جهالت آنان مي داند و در واقع امام حسين، شهيد فراموش کاري مردم شد. (13: ص 47-48) همين مردم اگر چه اهل بيت پيامبر(ص) را تنها گذاشتند، ولي بعدها جوانه هاي نهضت مقاومت و بيداري در ميان آنها آشکار و به صورت قيام توابين و مختار، روييده شد و به حکومت هزارماهة بني اميه خاتمه داد. ( 12: ص 91) در حقيقت، تأثير اين خطبه در مردم، اولين بذرهاي اين قيامها را در وجود آنها کاشت . لذا واجب بود که اين خطبه ها به صورتي ايراد شود که بيشترين تأثير را در آنها بگذارد و وجدان خفته آنان را بيدار کند.
خطبة حضرت زينب(س) در مجلس ابن زياد و مجلس يزيد، در مقايسه با خطبة ايشان در کوفه، موقعيتي متفاوت دارد و اسلوبي ديگر را اقتضا مي کند. ابن زياد و يزيد هدفي جز تحريف واقعة کربلا و جلوگيري از ابلاغ رسالت حسين(ع) بعد از شهادت او نداشتند. آنها در پي معرفي کردن شهادت امام علي (ع) و امام حسين (ع) به عنوان عذابي از جانب خدا بودند.(1) يزيد از نسل «من لفظ فوه أکباد الاذکياء»(2) بود. او همان شرابخواري بود که دوست و دشمن به فساد او اعتراف مي کردند و حسين (ع)وجود چنين حکمراني را براي حکومت اسلامي ماية نابودي اسلام مي دانست.(3) در مقابل چنين شخصيتي و در شرايطي که سر بريدة امام حسين (ع) در مقابل چشمان زينب (س) توسط يزيد مورد اهانت قرار مي گيرد و مجلسيان يزيد التماس و به خواري افتادن خواهر حسين (ع) را انتظار مي کشيدند تا آخرين ضربة خود را به پيکر اهل بيت پيامبر بزنند، زينب با رفتاري آرام و کلامي استوار و استدلالي که نشان دهندة ايمان او به پيروزي آنان بر يزيديان بود، خطبة تاريخي خود را – که تمام کنندة حماسه برادر در ابديت تاريخ است، ايراد مي کند.
مخاطبان حضرت زينب(س) در کوفه، مردمي بودند که با شرايط خاص خود، موقعيتي را ايجاد کرده بودند که اسلوب عاطفي، بيشتر از اسلوب برهاني و استدلالي مي توانست مؤثر باشد. در مقابل، مخاطبين ايشان در مجلس ابن زياد و يزيد، با شرايطي متفاوت تر و در نتيجه، موقعيتي ديگر، اسلوب کلامي ديگري را مي طلبيدند که مي توان اسلوب برهان و استدلال همراه با مقداري عاطفه را مناسب با موقعيت آنها دانست. البته بايد توجه داشت که اين موقعيت خاص در مقابل ابن زياد و يزيد که اقتضاي اسلوب جدلي و حماسي را دارد – فقط مخصوص شخصيت زينب(س) است و گرنه، چه کسي به جز دختر علي (ع) مي تواند با وجود آن همه مصيبتهايي که بر او وارد شد، باز هم در مقابل زورگوياني همچون ابن زياد و يزيد، مقاومت کند و سر تسليم و خواري فرود نياورد و به تخطئه و شماتت يزيديان بپردازد.

7-2) تحليل بافت متني خطبه ها

در اينجا، بافت متني خطبه هاي حضرت زينب به ترتيب در کوفه، مجلس يزيد و مجلس ابن زياد بررسي مي شود.
7-2-1) تحليل بافت متني خطبة حضرت زينب (س) در کوفه
در تحليل بافت متني خطب مي توان يک بار بافت بنايي آن را بررسي کرد و يک بار، بافت ساختاري آن را که شامل ساختارهاي زباني و اسلوبي گفتمان مي باشد.
7-2-1-1) تحليل بافت بنايي خطبه
خطبة حضرت زينب(س) در کوفه، از لحاظ بافت کلي و بنايي، داراي مقدمه، متن اصلي و خاتمه بوده، همگي تسلل و اتحاد متني دارند. مقدمة آن با حمد و ثناي خدا و صلوات بر محمد (ص) و اهل بيتش آغاز مي شود. سپس متن اصلي آن با خطاب قرار دادن اهل کوفه، به اهل نيرنگ و فريب – که از بارزترين ويژگيهاي کوفيان در مقابل اهل بيت پيامبر(ص) بوده است – آغاز مي گردد و سپس با تشبيه اعمال آنان به اموري حسي، اعمالشان برايشان روشن مي شود. در اينجا حضرت زينب(س) آنان را شايستة گريه کردن مي داند؛ چرا که به قتل برگزيدة خاندان نبوت دست يازيدند. وي سپس آنان را به خاطر اين کارشان نفرين مي کند؛ کاري که به خاطر آن؛ به خشم خدا دچار شدند و بعد از آن هم انذار مي دهد که آنان با اين کار خود جگر رسول خدا را شکافتند و اگر از اين کارشان آسمان هم خون ببارد، تعجبي ندارد. در پايان هم آنان را به سرنوشت نهايي کافران آگاه مي سازد و اينکه خداوند در کمين آنهاست.
7-2-1-2) تحليل بافت ساختاري خطبه
اعمال ادبي از لحاظ ساختارهاي متني، به دو قسمت ساختارهاي دروني و ساختارهاي بيروني تقسيم مي شوند. در ساختارهاي بيروني، الفاظ و عبارات، صور و خيال و موسيقي بررسي مي شود و در ساختارهاي دروني، عاطفه و فکر، مورد نظر قرار مي گيرد .
همان طور که در بافت موقعيت خطبه ها اشاره شد، خطبة حضرت زينب(س) در کوفه، احتياج به نوعي تأثير گذاري بالا در شنوندگان داشت؛ البته تأثيرگذاري که از راه به کارگيري عاطفه باشد، نه استدلال . لذا کلية ساختارهاي اسلوبي اين خطبه، متناسب با موقعيت ايراد خطبه آمده است و حضرت زينب(س) به بهترين شکل، مقتضاي حال مخاطب را در خطبة خود رعايت کرده است. از ويژگيهاي ساختاري اين خطبه مي توان به موارد زير اشاره کرد:
1. زيبايي چهارچوبي که معاني در آن قرار داده شده اند و هماهنگي آهنگ الفاظ و عبارات با فضايي که بر هر معني حاکم است . «از وظايف اديب برجسته اين است که تصاوير و آهنگ الفاظ و عبارت او با جو شعوري که رسم مي کند، هماهنگ باشند. » ( 6 : ص 45)
حضرت زينب(س) آنجا که مي خواهد دردمند شدن رسول خدا(ص) را به خاطر شهادت حسين(ع)نشان دهد، کلام را در چارچوبي زيبا و عاطفي و تأثير برانگيز قرار مي دهد و از تعابيري چون واي بر شما اي مردم، شکافتن جگر رسول خدا، ريختن خون او و شکستن حرمت او استفاده مي کند که در آن، گزينش الفاظي چون کبد، دم، حرمه، همراه با جاري شدن عبارات هم آهنگ با اين جو عاطفي، به بهترين شکل، شور و هيجان دروني را بر مي انگيزد.
ويلکم يا اهل الکوفة، أتدرون اي کبد لرسول الله فريتم، و اي کريمه له أبرزتم، و أي دم له سفکتم، و أي حرمه له انتهکتم؟(4)
در مقابل هنگامي که مي خواهد زشت بودن و شدت عمل مردم در به شهادت رساندن حسين(ع) را توصيف کند، از کلماتي همچون صلعاء، عنقاء، سوداء، فقماء،خرقاء، شوهاء – که آهنگ حروف آنها نوعي خشونت و تنفر را در گوش ايجاد مي کند- استفاده مي کند.
و لقد جئتم بها صلعاء، عنقاء، سوداء فقماء، خرقاء، شوها کطلاع الارض. (5)
2. برجسته سازي جملات کوتاه که داراي نوعي آهنگ دروني اند. اين گونه جملات در تأثيرگذاري نقش مهمي را ايفا مي کنند.
لقد خاب السعي و تبت الايدي و خسرت الصفقه .(6)
و انّي ترحضون قتل سليل خاتم النبوه، و معدن الرساله و سيد شباب أهل الجنه و ملاذ خيرتکم و مفزع نازلتکم و منار محجتکم، و مدره سنتکم.(7)
استفاده از اين اسلوب در سوره هاي مکي قرآن به خوبي نمايان است.
2. تکرار کلمات هم آهنگ که از نظر معنايي، داراي نزديکي اند . اين اسلوب نيز در تأثيرگذاري عاطفي مؤثر است.
و هل فيکم الا الصلف و النطف و الکذب و الشنف؟(8)
و لقد جئتم بها صلعاء، عنقاء، سوداء، فقماء، خرقاء، شوهاء، کطلاع الارض.
4. جملات دعايي و نفرين که تأثير بسزايي در برانگيختن عاطفه مخاطبان دارد.
فلا رقعت الدمعه، و لا هدأت الرنه.(9)
بعداً لکم و سحقاً.(10)
5. جملات ندايي و طلبي که وجدان انسانها را خطاب قرار مي دهند.
يا أهل الکوفه، يا أهل اختر و الغدر. (11)
ويلکم يا اهل الکوفه .(12)
أي والله فابکوا کثيراً اضحکوا قليلاً.(13)
6. وجود صور خيال که به خطبه زيبايي افزون تري مي بخشد و در نتيجة، به تأثير بيشتر آن کمک مي کند. به کارگيري معاني مجرد، بدون صور خيال، از تأثير متن ادبي مي کاهد. ( 6: ص 149) قرآن به بهترين شکل از صور خيال براي تأثير بيشتر معاني استفاده کرده است. «مثلهم کمثل الذي استوقد ناراً فلما أضاءت ما حوله ذهب الله بنورهم و ترکهم في ظلمات لا يبصرون .»(بقره(2)/17) «و لا تکونوا کالتي نقضت غزلها من بعد قوه انکاثاً.» (نحل (16)/91) حضرت زينب(س) نيز با به کارگيري اسلوب قرآني، به استفاده از صور خيالي- که عناصر خود را از واقعيت مي گيرند – پرداخته است.

تشبيه:

مثلکم کمثل التي نقضت غزلها من بعد قوه انکاثاً ….(14)
او کمرعي علي دمنه أو کفضه علي ملحوده.(15)

استعاره:

خاتم النبوه، معدن الرساله، منار محجتکم.(16)
ضربت عليکم الذله و المسکنه.(17)
أعجبتم أن أمطرت الساء دماً.(18)
7. استفاده از اسلوب انذار.
ما قدمت لکم أن سخط الله عليکم و في العذاب أنتم خالدون.(19)
بؤتم بغضب من الله.(20)
ويلکم ياأهل الکوفه.
لعذاب الاخره اخزي و انتم لا تنظرون.(21)
أن ربکم لبالمرصاد.(22)
8. به کارگيري اسم نکره، براي نشان دادن شدت عمل و استفاده از تقديم و تأخيرهاي بلاغي، براي هماهنگي پايان جملات و آهنگين کردن آنها که خود در افزودن بر تأثير خطبه، مؤثر است.
«بؤتم بغصب من الله. » غضب نکره است و در بلاغت عربي، «يکي از کاربردهاي بلاغي اسم نکره نشان دادن شدت و بزرگي چيزي است. » (16: ص 121)
«أتدرون أي کبد لرسول الله فريتم و أي کريمه له أبرزتم و أي دم له سفکتم و أي حرمه له انتهکتم. » در اينجا براي هماهنگي آهنگ، کلمات کبد، کريمه، دم و حرمه- که همگي مفعول اند- مقدم شده اند. از منظر بلاغت عربي، يکي از دلايل تقديم و تأخيرها، ايجاد هماهنگي در موسيقي آخر جملات است. (همان: ص 154)
9. استفاده از کلماتي که خود به تنهايي، برانگيزانندة عاطفه اند. در تحليل نشانة معنا شناختي گفتمان، يکي از ابعادي که در برانگيختن عاطفه مؤثر است، وجود کلماتي است که خود به تنهايي بار عاطفي دارند. (7: ص 144)در خطبة حضرت زينب(س) در کوفه کلماتي همچون: البکاء، الدمعه، الرنه، دم، به تنهايي داراي بار عاطفي اند.
10. برجسته بودن عنصر عاطفه به عنوان عاملي تأثيرگذار که خطبة حضرت زينب(س) در کوفه، اقتضاي آن را دارد.
يکي از مهم ترين ابعادي که در تحليل ساختارهاي دروني گفتمان، مورد توجه قرار مي گيرد، عنصر عاطفه است. «در واقع عواطف همچون عطري هستند که در سرتاسر گفتمان پخش مي شوند و فضاي آن را با بوي ملايم يا تند خود تحت تأثير قرار مي دهند. » (همان: ص 137) در بررسي ابعاد عاطفي خطبة حضرت زينب(س) در کوفه، همين بس که کلية ساختارهاي بيروني اين خطبه، همچون الفاظ و عبارات، صور خيال، موسيقي و آهنگ موجود در متن – همان طور که به آنها اشاره شد- نمود و نتيجه اي از اين عاطفة سرشارند. شايد همان فرياد دردناک و لرزه برانداز آن حضرت و خطاب او به اهل کوفه، با عنوان اهل نيرنگ و فريب(23) که ياد آور فريادهاي « يا أشباه الرجال و لا رجال» ( 8: ص 71 ) پدر بزرگوارشان اميرالمؤمنين است- بتوان به عنوان نقطة اوج اين عاطفه دانست.

7-2-2-) تحليل بافت متني خطبة حضرت زينب(س) در مجلس ابن زياد

خطبة ايشان در مجلس ابن زياد، در قالب گفتگو و در چند جمله ميان حضرت و ابن زياد شکل گرفته است. از ويژگيهاي بافت متني اين خطبه مي توان به موارد زير اشاره کرد:
1. استفاده از الفاظ ساده و استوار و عباراتي غير آهنگين که نشان از صبر و بردباري فراوان حضرت زينب دارد. ايشان در جواب ابن زياد که از او سوال کرد:
نظرت در مورد آنچه خداوند بر سر برادرت و پدرت آورد چيست ؟ با آرامشي خاص و کلامي ساده و استوار و آهنگي آرام، فرمود: «ما رأيت الا جميلاً . هولاء قوم کتب الله عليهم القتل، فبرزو الي مضاجعهم….»(24)
2. به کارگيري اسلوب بلاغي «القول بالموجب»که يک نوع آن عبارت است از اثبات صفتي براي چيزي يا شخصي و آوردن حکمي بر اساس آن که خود باعث نفي آن صفت از فرد مقابل مي شود. اين اسلوب به زيبايي در قرآن آمده است.
«يقولون لئن رجعنا الي المدينه ليخرجن الاعزّ منها الاذل و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين.»
(منافقون(63)/8) در اين آيه، منافقان خود را عزيز مؤمنان را ذليل مي دانند و در مقابل، خداوند بدون اينکه بگويد منافقان عزيز نيستند، عزت را مختص به خود و رسولش و مؤمنان مي داند و در واقع، با به کار بردن جملة مثبت، عزت را از منافقان نفي مي کند(16: ص 337) حضرت زينب(س) هم آنجا که ابن زياد در خطاب به او، خدا را شکر مي کند که آنها را رسوا کرد، با به کارگيري اين اسلوب مي گويد: «خداوند را سپاس مي گويم که ما را با (انتخاب)پيامبر (از ميان ما) گرامي داشت و از پليدي پاک و تطهير کرد. تنها فاسق است که رسوا مي شود و دروغگو است که تکذيب مي شود و ما هيچ يک از اين دو گروه نيستيم .»حضرت زينب در اينجا به زيبايي، کلام ابن زياد را از اهل بيت، نفي مي کند و به صورت غير مستقيم، آنرا به خود ابن زياد نسبت مي دهد.

7-2-3) تحليل بافت متني خطبة حضرت زينب(س) در مجلس يزيد

در اين خطبه نيز همانند خطبة ايشان در ميان مردم کوفه، مي توان بافت متني آن را به دو قسمت بافت کلي يا بنايي و بافت ساختاري تقسيم کرد.

7-2-3-1) تحليل بافت بنايي خطبة حضرت زينب(س) در مجلس يزيد

اين خطبه با حمد و سپاس خدا و صلوات بر محمد(ص) و اهل بيتش آغاز مي شود. حضرت زينب(س) در جاي جاي اين خطبه، با زيبايي و موقعيت شناسي بسيار عالي و با استشهاد به آيات الاهي، يکي پس از ديگري، گمانه زني هاي يزيد مبني بر پيروزي بر اهل بيت و تلاش او را براي تحريف واقعة کربلا، باطل مي کند. شايد بتوان متن اصلي خطبه را به چند بخش يا مرحله تقسيم کرد: در مرحلة اول به اقدام يزيد در بي احترامي به وحي الاهي که آن را قبل از خطبة آن حضرت به صورت ابياتي زمزمه کرد –جواب مي دهد و با استشهاد به آية قرآن آن کار را نتيجة گناهان بسياري مي داند که يزيد مرتکب شده و به بي احترامي به آيات الاهي انجاميده است.
در مرحله دوم، حضرت زينب به مقابله با غرور و تکبر يزيد مي پردازد. يزيدي که به خاطر اسير کردن دختران رسول و روي آوردن ظاهري دنيا به او و پيروزي ظاهري در جنگ، گمان مي کند که خداوند او را عزيز دانسته و خاندان اهل بيت را ذليل کرده است. در اينجا هم حضرت زينب با استشهاد به آيات الاهي مي گويد: روي آوردن دنيا به امثال شماها از روي سنت املاء الاهي است که به کافران مهلت مي دهد.
حضرت زينب(س) در مرحلة سوم، به يادآوري اصل و نسب اهل بيت و اصل و نسب بني اميه مي پردازد و يزيد را توبيخ و سرزنش مي کند که چرا دختران رسول خدا را در بند کرده، در حالي که پدران او به لطف رسول اکرم(ص) بعد از فتح مکه، آزاد شدند.
ايشان در مرحلة چهارم، به اين نکته مي پردازد که آنچه را يزيد انجام داد، نتيجة اصل و نسب او هست؛ چرا که او فرزند همان هند جگرخوار معروف است.
در مرحلة پنجم، به باطل کردن ظن و گمان يزيد مي پردازد که در اشعاري که قبل از خطبه خواند، پدران خود را به مشاهدة پيروزي او و انتقامش از خاندان رسول دعوت کرد؛ ولي حضرت زينب(س) مي گويد نه تنها آنها بر نمي گردند، بلکه تو نيز به زودي به همان جهنمي که آنها وارد شده اند، وارد مي شوي.
در مرحلة ششم، با اعتماد به وعدة الاهي، نتيجة عملکرد يزيد را به خودش بر مي گرداند و مي فرمايد: اي يزيد، تو با به شهادت رسانيدن حسين (ع) تنها به خودت ضربه زده اي؛ چرا که حسين (ع) در راه خدا کشته شد و شهيدان در راه خدا هم زنده اند و نزد او روزي داده مي شوند؛ ولي تو مي ماني و اين عمل زشتت و سرو کارت با خداوند و رسول(ص) است و بايد جوابگوي آنان باشي .
در مرحلة هفتم، حضرت زينب به بلندي جايگاه خود نسبت به يزيد اشاره مي کند که او هميشه يزيد را در هر حالي که باشد، کوچک و پست مي شمارد .
و مرحلة آخر اشاره به اينکه يزيد اگر تمام تلاشهاي خود را به کار بگيرد، نمي تواند ياد و خاطرة کربلا و کربلائيان را از صحنة روزگار محو کند. در پايان هم با حمد و سپاس بر خداوند – که به اولين خاندان آنها عزت و به آخرين آنها شهادت عطا کرد- خطبه را به پايان مي برد.

7-2-3-2) تحليل بافت ساختاري خطبة حضرت زينب (س) در مجلس يزيد

همان طور که در بافت موقعيتي خطبه ها اشاره شد، خطبة حضرت زينب(س) در مجلس يزيد، به دليل موقعيت خاص آن، اقتضاي اسلوبي استدلالي و برهاني را داشت .
بررسي بافت متني اين خطبة، به خوبي، نشان مي دهد که حضرت زينب(س) با موقعيت شناسي ويژة خود و به کارگيري اسلوبي متناسب با شرايط، توانست رسالت خود را به بهترين شکل به انجام برساند. از ويژگيهاي ساختاري اين خطبه مي توان به موارد زير اشاره کرد.
1. چهار چوبي ساده ولي استوار که درآن، الفاظ و عبارات همراه با موسيقي آرام در حرکت اند. به کارگيري اين اسلوب بدان جهت است که موقعيت خطبة ايشان، برهان و استدلال را اقتضا مي کند و در اسلوب برهاني، الفاظ و عبارات ساده و با آهنگي آرام به کار مي روند.
أظننت يا يزيد، حين أخذت علينا أقطار الارض و آفاق السماء، فأصبحنا نساق کما تساق الاماء، ان بنا علي الله هواناً، و بک عليه کرامه ؟(25)
2. برجسته ساختن جملات آهنگين در مواقع خاص. به عنوان مثال، آنجا که حضرت زينب مي خواهد شدت تعجب خود را از کشته شدن پيروان خداوند توسط پيروان شيطان و آلوده شدن دستان به خون آنها و خون چکان شدن دهانها از گوشت آنها و خورده شدن جثه هاي پاکشان توسط گرکها در بيابان و پاره پاره شدنشان توسط کفتارها … بيان کند، از عباراتي آهنگين – که با معاني تناسب دارند- استفاده مي کند.
الا فالعجب کل العجب، لقتل حزب الله النجباء بحزب الشيطان الطلقاء . فهذه الايدي تنطف من دماءنا و الافواه تتحلب من لحومنا و تلک الجثث الطواهر الزواکي تنتابها العواسل و تعفرها أمهات الفراعل و .(26)
يا در جايي ديگر آن گاه که مي خواهد تأکيد کند که تو اي يزيد، هرگز نخواهي توانست ياد ما را پاک کني و اينکه روزگار تو اندک است، از جملات مداوم با آهنگي کوبنده استفاده مي کند.
فوالله لا تمحو ذکرنا و لا تميت وحينا و لاتدرک أمدنا و لا ترحض عنک عارها. و هل رأيک الا فند و أيامک الا عدد، و جمعک الا بدد؟(27)
يا آنجا که با استفهامهاي انکاري پي در پي، از يزيد مي پرسد که آيا گمان مي کني که الان که ما را همچون کنيزکان اسير کرده اي و دنيا به تو روي آورده، ديگر تو نزد خدا عزيز و ما ذليل هستيم و بعد يک دفعه با فرياد کوبنده «مهلا مهلا لا تطش جهلا»(28) يزيد را از خواب خوش بيدار و متوجه آيات خداوند متعال مي کند .
3. کاهش صور خيالي همچون تشبيه و استعاره، نسبت به خطبة ايشان در ميان مردم کوفه .
4. روش استدلالي و برهاني به جاي روش تأثير گذاري عاطفي .
حضرت زينب(س) استشهاد به آيات قرآن و توجه کردن به گذشتة تاريخي اهل بيت و بني اميه را مرکز اصلي استدلالات خود قرار مي دهد؛ چرا که اگر چه يزيد و اصحاب او به قتل فرزند رسول خدا دست يازيدند، ولي بهانة آنها در ظاهر، خارج شدن حسين (ع) و يارانش از دين محمد(ص) بود؛ همان طور که اين اقدام را عذابي از جانب خداوند بر اهل بيت و عزتي براي بني اميه مي دانستند. پس حضرت زينب(س) در مواردي چند، تهمتها و دسيسه هاي آنها رابا موقعيت سنجي باطل مي کند که براي مثال، به دو نمونه اشاره مي شود.
– آنجاکه يزيد وحي خدا را مورد تمسخر قرار مي دهد، حضرت زينب با استشهاد به آية 10 سوره روم که مي فرمايد «سرانجام کار آنان که بسيار به اعمال زشت و کردار بد پرداختند، اين شد که آيات خدا را تکذيب و تمسخر کردند.» تمسخر آيات الاهي را نتيجة طبيعي زيادي گناهان او مي داند.
اشاره به اصل و نسب که پدرانش آزادشدگان رسول الله(ص) بودند و پدرش معاويه که فرزند هند جگر خوار بود و در مقابل ذکر اصل و نسب اهل بيت (ع) که به رسول االله(ص) بر مي گردد و حسين (ع) که پيامبر او را سيد شباب اهل الجنه خوانده است و الان يزيد با اين اصل و نسب، سرور جوانان بهشتي را به جرم خروج از دين، به شهادت مي رساند!! «أمن العدل يا ابن الطلقاء، تخديرک حرائرک و اماءک و سوقک بنات رسول الله(ص) سبايا؟»(29) «کيف ترتجي مراقبه ابن من لفظ فوه أکباد الا زکياء و نبت لحمه من دماء الشهداء ؟»(30) « ….منتحياً علي ثنايا أبي عبدالله، سيد شباب اهل الجنه تنکتها بمخصرتک »(31)

7-3) تأثير خطبه هاي حضرت زينب(س)

با توجه به تمام ساختارهاي متني و غير متني که به آن اشاره شد، مي توان گفت که اين خطبه ها داراي تأثير عميقي بوده اند. در بررسي تأثيرات اين خطبه ها، مي توان به نقش مهم و غير قابل انکار آنها در بيان رسالت کربلا و جلوگيري از تحريف آن توسط يزيديان اشاره کرد. ولي براي درک بيشتر اين تأثيرات، مي توان به روايات و کلام برخي از مورخين مسلمان و حتي غير مسلمان استناد کرد.
بعد از به اتمام رسيدن خطبة حضرت در کوفه، راوي مي گويد: « به خدا قسم، در اين هنگام، مردم را ديدم که سرگردان، گريه و زاري مي کردند در حالي که انگشتان خود را از شدت گريه در دهان کرده اند. و در کنار خود پيرمردي را يافتم که گريه مي کرد؛ در حالي که محاسن او از اشکان چشمش خيس شده بود و او با خود مي گفت: پدر و مادرم فداي شما باد! پيرانتان بهترين پيران و جوانانتان بهترين جوانان و زنانتان بهترين زنان و نسل شما بهترين نسلها، که خوار و مغلوب نمي شوند» . (11: ص 174)
در مورد تأثير خطبة ايشان در مجلس ابن زياد و يزيد، مورخان آن را از عوامل مهم سقوط حکومت بني اميه دانسته اند. کورت فريشر در کتاب خود با نام امام حسين و ايران، در مورد خطبة ايشان در مجلس يزيد مي نويسد: «هنوز صحبت زينب، دختر علي بن ابي طالب، تمام نشده بود و کساني که در مجلس يزيد بن معاويه حضور داشتند، به دقت، سخنان آن زن را مي شنيدند و از شجاعت وي حيرت مي کردند. تا آن روز کسي جرئت نکرده بود که آن طور صريح و بدون پرده، ظلم و فسق و رشوه خواري دستگاه خلافت يزيدبن معاويه را روبه رو، با حضور عده اي زياد شاهد و مستمع با او بگويد.» (10: ص 520)
سپس در مورد تأثير اين خطبه مي گويد: «نطق زينب(س)، دختر علي بن ابي طالب، طوري حکومت اموي را متزلزل کرد که حتي در زمان خود يزيدبن معاويه مردم مدينه، يعني مردم همان شهري که اسلام از آنجا قوت گرفت و توسعه به هم رسانيد، بر ضد حکومت اموي شورش کردند…. سه نفر که هر سه علمدار شورش عليه حکومت اموي شدند، آن روز در مجلس يزيد حضور داشتند. يکي از آنها فضل بن عباس بن ربيعه بود که بعد از مراجعت به مدينه، علم شورش را بر افراشت و کشته شد. ديگري عبدالله بن زبير بود که بعد از شورش فضل بن عباس بن ربيعه در مدينه و کشته شدن او، در مکه شروع به طغيان کرد و مردم مکه را عليه يزيد بن معاويه شورانيد… سومين شخص مختار بن ابي عبيده ثقفي بود و مي توان گفت که آن سه نفر اگر آن روز در مجلس يزيد حضور نداشتند و نطق زينب را نمي شنيدند، مبادرت به شورش نمي کردند. اگر چه شورش مختار بن ابو عبيدة ثقفي بعد از مرگ يزيدبن معاويه آغاز شد، ولي باز آن مرد تحت تأثير نطق زينب قرار گرفت.»(همان : ص 524) اسد حيدر مي گويد: «زينب يزيد را به گونه اي خطاب قرار داد که او را از آن خونسردي ظاهري بيرون کشيد و او همچون بنده اي گناهکار بود که در دست بانوي بزرگوار است و مورد سرزنش و ملامت قرار مي گيرد.» ( 2: ص 347)

نتيجه گيري

تحليل گفتمان ادبي همچون ديگر شاخه هاي آن در دهه هاي اخير، مورد توجه زيادي قرار گرفته است. در اين روش، متون ادبي از دو جنبة بافت متن و بافت موقعيت بررسي مي شوند. تحليل گفتمان ادبي خطبه هاي حضرت زينب(س) با بررسي اين دو بافت، به خوبي، شمه هايي از فصاحت و بلاغت کلام ايشان را نشان مي دهد. خطبه هاي ايشان از يک سو، با استفاده از اساليب و مفاهيم قرآني و به کارگيري اصول زيباشناسانه و هماهنگي بين متني و از سوي ديگر، با هماهنگي که ميان دو بافت متني و موقعيتي آنها وجود دارد، توانسته اند به بهترين شکل، فصاحت و بلاغت زينبي را نشان دهند. ايشان در خطبة خود در ميان مردم کوفه،‌ با برجسته سازيهاي عاطفي – که متناسب با فضاي حاکم بر مخاطبان بود- توانست بيشترين تأثيرات را در اهل کوفه به جاي بگذارد. در مجلس ابن زياد و مجلس يزيد، در حالي که بيشترين مصيبتها بر اهل بيت وارد شده بود و کسي را ياراي مقابله با يزيديان نبود، با به کارگيري اسلوب برهاني و استدلالي و تخطئه کردن ابن زياد و يزيد، توانست تأثيرشگرفي را در طول تاريخ بر جاي بگذارد و رسالت برادر را به بهترين شيوة ممکن، به انجام برساند.

منابع

1. آقا گل زاده، فردوس. مقايسه و نقد رويکردهاي تحليل کلام و تحلل کلام انتقادي در توليد و درک متن. رسالة دکتري زبان شناسي همگاني. تهران : دانشگاه تربيت مدرس. 1381ش.
2. اسد، حيدر. مع الحسين في نهضته.
3. بهرامپور، شعبانعلي. درآمدي بر تحليل گفتمان . تهران : انتشارات فرهنگ گفتمان، 1379ش .
4. حفني، حسين. تحليل الخطاب . المؤتمر العلمي الثالث، تحليل الخطاب العربي( بحوث مختاره). عمان: جامعه فيلادلفيا.
5. روزنامة توسعه. دربارة تحليل گفتمان.1380/9/6.
6. سيد قطب. النقد الادبي اصوله و مناهجه . دارالشرق، 2006م .
7. شعيري، محمد رضا. نشانة معنا شناختي گفتمان . تهران : سمت، 1385 ش .
8. الصالح، صبحي . نهج البلاغه . قم: منشورات دارالهجره.
9. فرکلاک، نورمن. تحليل انتقادي گفتمان . ترجمة فاطمه شايسته پيران و ديگران. تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مرکز تحقيقات و رسانه ها، 1379ش .
10. فريشلر، کورت . امام حسين و ايران . ترجمة ذبيح الله منصوري . تهران : انتشارات جاويدان، 1362ش.
11. القزويني، عبدالحسين. صناعه الخطابه. بيروت : مؤسسه البلاغه، 1988م .
12. محدثي،جواد . پيام هاي عاشورا. قم: تحسين، 1381 ش .
13. مطهري، مرتضي . حماسة حسيني، ج 3، تهران : انتشارات صدرا، 1366ش .
14. مک دائل دايان. مقدمه اي بر نظريه هاي گفتمان . ترجمة حسينعلي نوذري، تهران : انتشارات فرهنگ گفتمان، 1380ش .
15. ميلز، سارا. گفتمان . ترجمة فتاح محمدي . زنجان: نشر هزارة سوم، 1382ش .
16. الهاشمي، احمد. جواهر البلاغه، نشر الهام، 1379 ش.

پي نوشت

* استاديار گروه زبان و ادبيات عربي دانشگاه تربيت مدرس.
** کارشناس ارشد ادبيات عربي دانشگاه تربيت مدرس.
1. در مجلس ابن زياد، او خطاب به حضرت زينب(س) گفت: الحمدالله الذي فصحکم و قتلکم و اکذب أحدوثتکم: سپاس خدايي را که شما را رسوا کرد و کشت و دروغتان را ثابت کرد. 11: ص176
2. حضرت زينب(س) در خطبه خود در مجلس يزيد، او را «ابن من لفظ فوه أکباد الازکياء» خواند؛ يعني: پسر کسي که جگر پاک ترين بندگان خدا را دريد.(همان)
3. و علي الإسلام السلام؛ إذا قد بليت الامه براع مثل يزيد. (13: ص30)
4. واي بر شما اي اهل کوفه، آيا مي دانيد چه جگري از رسول خدا شکافتيد؟ و آيا مي دانيد کدام دختر او را مورد تماشاي ديگران قرار داديد؟ و چه خوني از او بر زمين ريختيد و چه حرمتي از او دريديد؟
5. کار زشت و ناشايستي انجام داديد و جنايت بزرگي کرديد و ظلم و ستمي عظيم به بزرگي زمين و آسمانها مرتکب شديد.
6. کوشش شما به نااميدي کشيد و دستهاي شما از رحمت خدا کوتاه شد و معامله شما موجب خسران و زيان شما گرديد.
7. و چگونه مي توانيد بشوريد و پاک کنيد قتل پسر پيامبر خاتم و معدن رسالت و سيد جوانان اهل بهشت را آن کسي که پناهگاه نيکان شما و جايگاه امن در بلاهاي سخت و پرچم حجت شما و زبان سنت در ميان شما بود.
8. در ميان شما جز خودستايي و فساد و سينه هاي پر از کينه نيست.
9. هرگز آب ديدگانتان فرو نايستد و ناله هايتان ساکت نشود.
10. دور باشيد از رحمت خدا و هلاکت براي شما باد.
11. اي مردم کوفه، اي صاحبان مکر و خدعه.
12. واي بر شما اي مردم کوفه.
13. آري، به خدا قسم که بسيار گريه کنيد و بسيار کم بخنديد.
14. مثل شما مثل زني است که رشته هاي خود را به استواري مي بافد و سپس از هم باز مي کند.
15. شما مانند گياهان مزبله هستيد که قابل خوردن نيستند و مانند نقره اي هستيد که زينت قبوريد.
16. خاتم و معدن رسالت، آن کسي که در گرفتاريها پناهگاه شما و در مقام مجادله با دشمنان راهنماي شما بود.
17. ذلت و بيچارگي شما را احاطه کرده است.
18. آيا تعجب مي کنيد که آسمان خون ببارد.
19. چه زاد و توشه زشتي براي خود در عالم فراهم نموديد که موجب غضب خدا گرديد و عذاب جاويدان براي شما آماده شد.
20. همانا به غضب خدا دچار شديد.
21. بدون شک، عذاب آخرت سخت تر و خوار کننده تر است. و در آن روز مهلت داده نمي شويد.
22. پروردگار شما در کمين است.
23. يا أهل الکوفه، يا أهل الختر و الغدر.
24. به جز زيبايي نديدم. آنان قومي بودند که خدا کشته شدن را بر آنان نوشته بود، پس به سوي آرامگاههاي خود رفتند.
25. اي يزيد، آن گاه که راههاي زمين و آسمان را به روي ما بستي و ما را همانند اسيران، به گردش درآوردي پنداشتي که خداوند تو را عزيز و ما را خوار و ذليل ساخته است؟
26. بسي جاي شگفتي و تعجب است که حزب خدا به دست حزب شيطان کشته شود. خون ما از پنجه هاي شما مي چکدو پاره هاي گوشت بدن ما از دهانهاي شما مي ريزد و آن جثه هاي پاک را گرگها و کفتارهاي بيابان مي درند.
27. به خدا سوگند، ياد ما را از دلها و وحي ما را محو نتواني کرد و به جلال ما هرگز نخواهي رسيد و نمي تواني لکه ننگ اين ستم را پاک کني. رأي و نظر تو بي اعتبار و زمان دولت تو اندک و اجتماع تو به پريشاني و نابودي خواهد کشيد.
28. اندکي آهسته و آرام تر.
29. اي پسر آزاد شده جد بزرگوار ما، آيا از عدل است که تو زنان و کنيزکان خود را در پرده بنشاني و پرده نشينان رسول خدا(ص) را اين طرف و آن طرف براني؟
30. در حالي که با چوب دستي بر لب و دهان ابا عبدالله سيد جوانان اهل بهشت، مي زني.

منبع:فصلنامه سفينه شماره 22

مطالب مشابه