سؤال 1: ذبح شرعي چگونه است؟ و آيا در هنگام ذبح شكستن مهره گردن و قطع كردن نخاع جايز است؟
جواب: در ذبح شرعي چند شرط معتبر است:
1) ذابح بايد مسلمان باشد و ناصبي و دشمن اهل بيت نباشد.
2) ذبح با کارد آهني آنجام شود.
3) جلو بدن حيوان در موقع ذبح رو به قبله باشد.
4) در موقع ذبح نام خدا برده شود.
5) حيوان پس از ذبح حركتي كند و او با تكان دادن دم خود و براي اينکه معلوم شود زنده بوده و به وسيله ذبح جان داده و براي ذبح بايد اوراج اربعه (مري، نامي، و دورگ كلفت اطراف آن) از قسمت زير بر آمدگي گلو به طور كامل بريده شود و به نظر برخي از مراجع جايز نيست كه قبل از خروج روح از بدن حيوان مهره پشت گردن بريده و سر از بدن حيوان جدا شود. (ر.ک: توضيح المسائل 12 مرجع، م 2591 و 2594)
سؤال 2: آيا بواسطة ذبح حيوان نجاستخوار پاك ميگردد؟
جواب:حيواني كه نجاستخوار شده، اگر به دستوري كه در شرع معين نمودهاند آن را استبراء نكرده باشند، بعد از سر بريدن گوشت آن حلال نسيت. 0توضيح المسائل حضرت امام (ره)،، م 2583)
سوال 3: آيا حيوان اهلي حلال گو شت مانند گوسفند كه فرار كرده، با شكار حلال ميشود؟
جواب: حيوان حلالگوشت اهلي مانند گوسفند و مرغ خانگي و حيوان حلال گوشت وحشي كه بواسطة تربيت كردن اهلي شده است، با شكار كردن پاك و حلال نميشود. (ر.ک: توضيح المسائل حضرت امام (ره)،، م 2584)
سؤال 4: در چه صورتي حيوان با شكار كردن پاك و حلال ميشود؟
جواب: حيوان حلال گوشت وحشي در صورتي با شكار كردن پاك و حلال ميشود كه بتواند فرار كند يا پرواز نمايد بنابراين بچة آهو كه نميتواند فرار كند و بچة كبك كه نميتواند پرواز نمايد؛ با شكار كردن پاك و حلال نميشود (ر.ک: توضيح المسائل حضرت امام (ره)،، 2585)
سؤال 5: اگر ميشود لطفاً دستور ذبح شتر را بيان فرمائيد؟
جواب: اگر بخواهند شتر را بكشند كه بعد از جان دادن پاك و حلال باشد، بايد با پنج شرطي كه براي سر بريدن حيوان و در رساله آمده، كارد يا چيز ديگري را كه از آهن و برنده باشد، در گودي بين گردن و سينهاش فرو كنند. (ر.ک: توضيح المسائل حضرت امام (ره)،، ص2595)
سؤال6: براي حليّت حيوان حلال گوشت كه با اسلحه شكار ميشود چه شرايطي لازم است؟
جواب: اگر حيوان حلال گوشت وحشي را با اسلحه شكار كنند با پنج شرط حلال و بدنش پاك است:
1) اسلحة شكار مثل كارد و شمشير برنده باشد و يا مثل نيزه و تير، تيز باشد، كه بواسطة تيز بودن، بدن حيوان را پاره كند.
2) كسي كه شكار ميكند بايد مسلمان باشد يا بچة مسلمان باشد كه خوب و بد را بفهمد.
3) اسلحه را براي شكار كردن حيوان به كار برد، و اگر مثلاً جائي را نشان كند و اتفاقاً حيواني را بكشد، آن حيوان پاك نيست و خوردن آن هم حرام است.
4) در وقت به كار بردن اسلحه نام خدا را ببرد، ولي چنانچه فراموش شود اشكال ندارد.
5) وقتي به حيوان برسد كه مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازة سر بريدن آن وقت نباشد و چنانچه به اندازه سر بريدن وقت باشد و سر حيوان را نبرد تا بميرد حرام مي شود. ( توضيح المسائل حضرت امام (ره)، ص2901)
سؤال 7: اگر كسي شكاري را با سگ غصبي يا اسلحة غصبي انجام دهد آيا شكار حلال است؟
جواب:بله شكار حلال است و مال خود او ميشود ولي گذشته از اينكه گناه كرده بايد اجرت اسلحه يا سگ را به صاحبش بدهد. (ر.ک: توضيح المسائل حضرت امام (ره)، ص2604)
سؤال8: اگر سگ شكاري حيوان حلال گوشتي را شكار كند چه شرايطي لازم است تا با مراعات آن گوشت آن شكار حلال گردد؟
جواب: اگر سگ شكاري حيوان وحشي حلال گوشتي را شكار كند پاك بودن و حلال بودن آن حيوان شش شرط دارد: 1) سگ به طوري تربيت شده باشد كه هر وقت آن را براي گرفتن شكار بفرستد برود و هر وقت از رفتن جلوگيري كند بايستد.
2) صاحبش آن را بفرستد و اگر از پيش خود دنبال شكار رود و حيواني را شكار كند خوردن آن حيوان حرام است.
3) كسي كه سگ را ميفرستد بايد مسلمان باشد.
4) وقت فرستادن سگ نام خدا را ببرد.
5) شكار بواسطة زخمي كه از دندان سگ پيدا كرده بميرد، پس اگر سگ شكار را خفه كرده باشد حلال نيست، همين طور اگر از ترس بميرد حلال نيست.
6)كسي كه سگ را فرستاده، وقتي برسد كه حيوان مرده، باشد، يا اگر زنده است به اندازة سر بريدن آن وقت نباشد. (ر.ک: توضيح المسائل حضرت امام (ره)، ص2609)
سؤال 9: در چه صورتي اگر ماهي را صيد كنيم پاك و حلال ميشود؟
جواب: اگر ماهي فلس دار را زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد، پاك و خوردن آن حلال است، و چنانچه در آب بميرد پاك است ولي خوردن آن حرام است. (ر.ک: توضيح المسائل حضرت امام (ره)، ص2615)
سؤال 10: اگر موج دريا ماهي را به خشكي بيندازد آيا خوردن آن ماهي جايز است؟
جواب: اگر ماهي از آب بيرون بيفتد، يا موج آن را بيرون بياندازد، يا آب فرو رود ماهي در خشكي بماند، چنانچه پيش از آنكه بميرد، با دست يا به وسيلة ديگر كسي آن را بگيرد، بعد از جان دادن حلال است. (ر.ک: توضيح المسائل حضرت امام (ره)، ص 2616)
سؤال 11: كسي كه ماهي را صيد ميكند حتماً بايد مسلمان باشد تا ماهي حلال گردد؟
جواب: كسي كه ماهي را صيد ميكند، لازم نيست مسلمان باشد، و در موقع گرفتن نام خدا را ببرد، ولي مسلمان بايد بداند كه آن را زنده گرفته و در خارج آب مرده. (ر.ک: توضيح المسائل حضرت امام (ره)، ص 2617)
سؤال12: آيا خوردن ملخ حلال است؟
جواب: بلي، اگر ملخ را با دست يا بوسيلة ديگري زنده بگيرند، بعد از جان دادن خوردن آن حلال است. (ر.ک: توضيح المسائل حضرت امام (ره)، ص2622)
سؤال 13: ذبح با دستگاههاي برقي چگونه است؟
جواب: در صورتي كه شرايط ذبح رعايت شود به نظر بسياري از فقهاد اشكال ندارد. (ر.ک: جامع المسائل آيت الله فاضل، ج 1، س1350) و (ر.ک: استفتائات جديد آيت الله مکارم، ج 2، س 1199) و (ر.ک: جامع المسائل آيت الله صافي گلپايگاني، ج 2، س 2009)
سؤال14: اگر انسان نسبت به ذبح شرعي شك داشه باشد آيا اصل بر صحت است يا فساد؟
جواب: آنچه در بازار مسلمين، به عنوان ذبيحه مسلم فروخته ميشود محكوم به طهارت و حليت است مگر اينکه کسي يقين کند که خلاف طريق شرعي ذبح شده است. (ر.ک: استفتائات جديد امام خميني (ره)، ج 3، ص 498، س 13)
سؤال 15: ملاك حليت ماهيان فلس دار بودن آنهاست حال چنانچه بوسيلة تغييرات ژنتيكي در ماهيان بدون فلس، تبديل به ماهي فلس دار كردند آيا اين ماهي حلال است يا خير؟
جواب: بلي وقتي موضوع حليت ماهي فلس دار بودن باشد، اگرچه بر اثر تغييرات ژنتيكي اين علامات ظاهر شود حكم به حليت آن ميشود و چه بسا ماهيهائي كه اكنون فلسدار يا بيفلس هستند در گذشته نوع ديگري بودهاند و بر اثر تغييرات در نسل آنها به صورت فعلي در آمدهاند موارد تبديل موضوع در فقه فراوان است تبديل شراب به سركه ـ سگ به نمك ـ عذره به خاك و…. (ر.ک: استفتائات آيت الله مکارم، ج 1، ص 280)
سؤال16: آيا ميتوان گاو را قبل از ذبح كردن به وسيلة چوب يا سنگ يا چكش با زدن به سرش بي حس كرد و سپس آن را ذبح كرد؟
جواب: حيوان اگر در موقع ذبح كردن جان داشته باشد، گرچه با ذبح كردن حلال ميشود، ولي زدن حيوان براي بي حس كردن آن جايز نيست. ( ر.ک: استفتائات حضرت امام (ره)، ص 496، س 7)
سؤال17: لطفاً حكم گوشتهائي كه از بلاد كفر و كشورهاي خارجي وارد ميشود را بيان فرمائيد؟
جواب: گوشتهائي كه از بلاد كفر ميآورند اگر شخصي احتمال بدهد كه وارد كنندة مسلمان احراز ذبح شرعي آنرا كرده و در دسترس مسلمانان قرار دارد محكوم به حليت است و تشخيص موضوع با خود مقلّد است. (استفتائات حضرت امام (ره)، ص 502، س 23)