خاطره ای از توسل به حضرت زهرا(س)

خاطره ای از توسل به حضرت زهرا(س)

به اتفاق دوستان همراه کاروانی از کرمان با مدیریت آقای حاج حسین قوام

ساعت ۱۴ روز سه شنبه نوزدهم خردادماه ۱۳۹۴ هنگام برگشتن

از سفر زیارتی کربلای معلی در ۳۵ کلیومتری شهرستان انار بعد از مسجد ابوالفضل ؛ اتوبوس دچار نقص فنی

و خاموش شد رانندگان پس از مدتی تلاش نتوانستند  عیب ماشین  را برطرف کنند

تماس گرفتند که یک اتوبوس برای انتقال زائرین و تعمیرکار برای بر طرف نمودن عیب ماشین بیاید

مسافران و رانندگان  داخل ماشین و بیرون در زیر سایه اتوبوس  حیران  نشسته بودند .

روحانی کاروان(حاج شیخ محمدعلی مختار آبادی) به دوستان گفت : آیا می خواهید ماشین درست بشود

و راه بیافتیم  همه در این هوای گرم گفتند : بله. فرمودند: صلواتی بفرستید:

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

باخودشان زمزمه ای داشتند و گفتند:

یا کریم به حق فاطمة الزهرا این وسیله را درست کن .و به راننده اشاره کرد :

استارت بزن با یک نیم استارت ماشین روشن شد. جالب این بود

که ایشان حاجت چندین ساله ای داشت که هنوز روا نشده

بود به حال این بزرگوار غبطه خوردم و به خودم گفتم :

احسنت بر این مرد خدا  حاجت چند ساله اش  را طلب نمیکند

گرفتاریش  را فراموش نموده و رضایت خدا را بر حاجتش ترجیح میدهد.

ناگفته نماند در این سفر این عالم بزرگوار وقتی نام حضرت زهرا (س) را میبرد

اول اشک خودش جاری میشد.و دل پاکش شایسته محبت

اهل بیت(ع) بود خدا علمای صالح مخصوصا این عالم را حفظ نماید.


با توجه به زیاد شدن نظرات در این بخش؛یک وبلاگ با نام *یا حضرت صدیقه موالاتی اغیثینی* (http://yasadegh.mihanblog.com)ساخته شد تا از این به بعد دسترسی به نظرات و دوستان راحت تر باشد-در واقع برای هر یک از نظرات این بخش یک پست جداگانه در وبلاگ در نظر گرفته میشود-همچنین میتوانید کرامات و داستان های خود را به وبلاگ مورد نظر ارسال کنید.

مطالب مشابه

148 دیدگاه

  1. جواد
    1394-05-30 در 15:26 - پاسخ

    تهيه غذا

    قطب راوندى به سند معتبر از جابر انصارى چنين روايت كرده است :
    رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) چند روزى گذشت كه طعامى تناول نفرمود، تا آن كه گرسنگى بر آن حضرت بسيار غالب شد. به حجره هاى زنان خود وارد گرديد و طعامى نيافت ، پس به حجره طاهره جناب فاطمه (سلام الله عليها) در آمد و فرمود: اى دخترك گرامى ! آيا نزد تو طعامى هست نتاول نمايم ؟ زيرا گرسنگى بر من زور آورده است .
    فاطمه زهرا(سلام الله عليها) عرض كرد: نه ، به خدا سوگند كه طعامى نزد من نيست ، جانم فداى تو باد.
    چون حضرت از خانه بيرون رفت ، يكى از كنيزكان فاطمه (سلام الله عليها) دو گرده نان و پارچه گوشتى از براى آن حضرت به هديه آورد. پس ‍ فاطمه (سلام الله عليها) آن را گرفت و زير كاسه پنهان كرد و جامه بر روى آن پوشانيد و گفت : به خدا سوگند كه حضرت رسالت را اختيار مى كنم برخود و بر فرزندان خود، همه گرسنه بودند و محتاج به طعام .
    پس امام حسن و امام حسين (عليه السلام) را به خدمت پدر بزرگوار خود فرستاد و آن حضرت را طلبيد، چون تشريف آوردند گفت : اى پدر! بعد از رفتن شما حق تعالى طعامى از براى من رسانيد و از براى تو پنهان كرده ام از فرزندان خود فرمود: بياور اى دختر! چون سر برداشت ، به قدرت حق تعالى آن كاسه پر از نان و گوشت شده بود.
    چون فاطمه زهرا(سلام الله عليها) آن حالت را مشاهده كرد، متحير شد. دانست كه از جانب حق تعالى است . پس حمد الهى را به جاى آورد و صلوات بر حضرت رسالت (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرستاد، آن طعام را به نزد آن حضرت آورد.
    چون رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) آن كاسه پر از طعام را ديد، شكر حق تعالى به تقديم رسانيد، پرسيد: اين طعام را از كجا آورده اى ؟
    فاطمه (سلام الله عليها) گفت : از نزد حق تعالى آمده است ، به درستى كه حق تعالى هر كه را مى خواهد بى حساب روزى مى دهد.
    رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) اميرمؤمنان على (عليه السلام) را طلبيد. پس حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين (عليه السلام) و جميع زنان آن حضرت از آن طعام تناول كردند تا سير شدند.
    فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فرمود: آن كاسه به حال خود ماند و هيچ كم نشد تا آن كه جميع همسايگان خود را از آن سير كردم ، و حق تعالى در آن خير و بركت بسيار كرامت فرمود

  2. مجید
    1394-05-30 در 15:28 - پاسخ

    زنده شدن عروس

    روزى رسول خدا، خاتم انبياء، محمد بن عبدالله (صلى الله عليه و آله و سلم ) در مسجد الحرام در كنار (كعبه ) خانه خدا نشسته و مشغول راز و نياز با خداى بى نياز بود كه جمعى از بزرگان و شرفاء شهر (مكه ) به حضورش آمده و سلام كردند، پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) با خوشرويى و خوشخويى جواب سلام آنها را داد، گفتند:
    اى رسول گرامى اسلام و اى افتخار عالميان ! ما به خدمت شما رسيديم تا عرضه داريم كه دختر فلان را پسر فلانى ، كه هر دو از مشاهير و اشراف عرب هستند، عقد بسته و مجلس عروسى برپا كرده ايم ، آمده ايم دختر گرامى شما فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را به آن جشن دعوت كنيم . اجازه بفرماييد آنان به جشن عروسى آمده و با قدوم مباركشان مجلس ما را مزين فرموده و كلبه ما را منور كنند.
    رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: صبر كنيد، من به خانه دخترم فاطمه (سلام الله عليها) روم و او را از اين دعوت خبردار كنم ، اگر مايل شدند بيايند به شما اطلاع مى دهم .
    آن حضرت به سوى خانه دختر گرامى اش فاطمه زهرا(سلام الله عليها) راه افتاد، وقتى به حرم و حريم فاطمه ، يعنى به خانه او رسيد، سلامش ‍ كرده و جريان دعوت اكابر عرب را به عروسى شان به فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فرمود و از او نظر خواهى كرد كه آيا حاضر است به جشن عروسى آنها برود يا نه ؟!
    صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) لحظاتى به فكر فرو رفت ، سپس عرض كرد: جانم فدايت باد اى حبيب حضرت عزت و اى شفاعت گر جمله امت ! من فكر مى كنم دعوت آنان از من به عروسى شان براى سخريه و استهزاء من است ، چون زنان و دختران اشراف عرب در آن جشن همه لباسهاى فاخر گران قيمت از طلا و حرير و جواهر به تن كرده و خود را به هر آرايشى زينت داده ، با حشمت و جلال در كنار عروس جمع شده اند، ولى من لباسى غير از اين پيراهن كهنه و چادر وصله دار و موزه (كفش ) وصله دار چيزى ندارم بپوشم و به آن جا بروم ، اگر با همين وضعيت بروم آنها مرا استهزاء و مسخره و شماتت خواهند كرد.
    وقتى كه رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) سخنان دخترش فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را شنيد، غمگين شده و آهى از دل كشيد و چشمان مباركش پر از اشك شد.
    در همان حال جبرئيل امين از سوى رب العالمين به حضورش رسيد عرض : يا رسول الله ! خداى جل و علا بر شما و فاطمه سلام مى رساند و مى فرمايد: به فاطمه بگو همان لباسهايى كه دارد بپوشد و عازم رفتن عروسى باشد كه ما را در اين كار (حكمتى ) است .
    رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) پيغام خداى تبارك و تعالى را به دخترش فاطمه زهرا(سلام الله عليها) رسانيد، صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) عرض كرد: هر چه خداى عزوجل فرمايد، همان را مى كنم و حكم و فرمان او را از جان و دل مى پذيرم .
    سجده شكرى كرد و برخاست جامه هاى كهنه وصله دار خود را پوشيده و از پدر بزرگوارش اجازه رفتن به عروسى گرفت و همت به رفتن نمود؛ در همان حال فرشتگان هفت آسمان ناله سر داده و سر نياز به درگاه خداى تعالى نهاده و گفتند: بار خدايا، خداوندا، دختر پيغمبر آخر الزمان كه محبوبه توست و او را بر ديگر عالم برگزيده اى در ميان زنان خجالت زده و دل شكسته نكن كه ما تحمل ديدن افسردگى او را نداريم .
    همان لحظه از طرف خداى تبارك و تعالى به جبرئيل امر شد هر چه زودتر با هزاران حورى مه لقا از لباسهاى بهشتى برداريد و بر زمين نازل شويد و آنها را بر فاطمه زهرا(سلام الله عليها) بپوشانيد و او را با عزت و احترام به مجلس عروسى ببريد.
    جبرئيل (عليه السلام) به فرمان خدا از لباسهاى سندس و استبراق بهشتى با هزار حوريه به خدمت صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) آمده و سلام خداى تعالى را رساند و آن بانوى محترمه لباسهاى بهشتى را پوشيد، با جلال و عزت به سوى جشن عروسى حركت كرد. حوريان خاك قدمهاى آن عليا مخدره را به عنوان تبرك بر چشمهايشان مى ماليدند و از اين كه در كنار خيرة النساء العالمين حركت مى كردند، خوشحال بودند و هر يك به نوعى محبت و علاقه اى به آن معصومه پاك نشان مى دادند و عطرهاى بهشتى بر وجود اقدس حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) مى زدند و بر اين كار فخر و مباهات مى كردند.
    فاطمه زهرا(سلام الله عليها) از ديدن اين همه عزت و جلال و لباسها و عطرهاى بهشتى خوشحال شده ، شكر خداوند تعالى را به جاى آورده و زبانش بر ثناى حضرت ذوالجلال گويا بود.
    وقتى نزديكى خانه عروسى رسيدند و نور مقدسشان بر جمع زنان كه آن جا بودند تابيد، همگى با حالت شگفت و تعجب به چهره نورانى و لباسهاى حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) نظر كرده و متحير شدند و بى اختيار به استقبال آن بانوى دو عالم شتافتند، تا آن جا كه هيچ زنى در كنار عروس نماند. بعضى از آنها دست و پاى صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را بوسيده و آن بانوى بانوان را با احترام و عزت وارد مجلس جشن و عروسى كردند.
    زنان اشراف با اين كه لباسهاى فاخر و گران قيمت پوشيده بودند، ولى لباسهاى آن عليا مكرمه را ديده و بر آن حضرت غبطه و حسد مى بردند، تا جايى كه عروس خانم تحمل ننموده و از صندلى كه بر روى آن نشسته بود، به زمين افتاد و مدهوش شد. وقتى به كنارش آمدند، ديدند جان به جان آفرين تسليم كرده و مرده است . صداى فرياد و شيون از زنان بلند شد كه همه زنها به سوى او توجه كنند و عروس از غصه دق مرگ شود و بميرد (عروسى مبدل به عزا شد).
    حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) از مشاهده آن واقعه خيلى متاءثر و از مردن عروس مكدر شد. بلادرنگ برخاسته و تجديد وضو كرد، در جلو چشمان زنان عرب دو ركعت نماز (حاجت ) خواند و سر بر سجده نهاده و گفت :
    بار الها! بنده نوازا! به عزت و جلال لايزال تو، و به حرمت شرف پدرم رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) و شوهرم اميرالمؤمنين على مرتضى (عليه السلام) و به فضيلت طاعات و عبادات بندگان خاصت ((عروس )) را زنده بگردان و مرا از طعن و شرمسارى نجات بخش !
    هنوز سر فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در سجده بود و لبانش در مناجات حق ، ديدند كه عروس حركتى كرده و عطسه اى زد و به اذن خدا از جا برخاست و به دست و پاى عزت ده زنان ، بانوى بانوان ، محبوبه خداى لامكان ، دختر پيامبر ختم رسولان همسر امير مؤمنان ، مادر امامان ، فاطمه زهرا(سلام الله عليها) افتاد و گفت :
    السلام عليك يا بنت رسول الله ، السلام عليك يا زوجة ولى الله اميرالمؤمنين على عليه السلام ؛ شهادت مى دهم كه خدا يكى است همتا و شريكى ندارد، و پدر تو حضرت محمد بن عبدالله (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسول و فرستاده او است ، تو و شوهر تو و فرزندان تو همه برحقند و كسانى كه راه كفر و شرك و بت پرستى را پيش گرفته ، همه باطل اند و من با دست مبارك شما مسلمان مى شوم .
    نقل كرده اند: آن روز هفتصد نفر مرد و زن از خويشان و فاميلهاى (عروس ‍ و داماد) دين مقدس اسلام را پذيرفته و از شرك و كفر بيرون آمدند و اين قضيه و معجزه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در شهرهاى ديگر شهرت پيدا كرد و بسيارى مسلمان شدند.
    وقتى مجلس عروسى به پايان رسيد، صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) به منزل برگشته و تمامى حالات مجلس را به پدر بزرگوارش نقل كرد.
    رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) پس از شنيدن ماجرا، از زبان صديقه كبرى فاطمه (سلام الله عليها) سر به سجده شكر نهاده و خداى عزوجل را سپاس و ثنا گفت و دخترش را به سينه چسباند و فرمود: اى نور ديده ! از آنچه گفتى هزاران بار بيشتر و بهترش را از درگاه خداوند تبارك و تعالى بر تو اميدوارم

  3. مرضیه
    1394-06-17 در 11:40 - پاسخ

    ارادت امام رضا به فاطمه
    يكى از فضلاى حوزه كه مشكل بزرگى برايش پيش آمده بود، براى زيارت و توسل به حضرت امام رضا (عليه السلام) عازم حرم مى شود. از قضا به علامه طباطبايى بر مى خورد كه ايشان هم عازم حرم است . به طرفش رفته و با چشمى پراشك و دلى پرسوز از ايشان مى خواهد تا دعايى به او بياموزد كه حاجتش روا شود.

    علامه نگاهى مهربان به چهره و حالت او مى كند، آن گاه مى گويد: فرزندم ! وقتى وارد حرم مطهر مى شوى ، يكى از مؤ ثرترين و بهترين دعاها اين است كه حضرت را به مادرش زهرا (سلام الله عليها) قسم بدهى كه حاجت تو را از خدا بخواهد. چون حضرت به مادرش زهرا (سلام الله عليها) علاقه فراوان و ارادت خاصى دارد و سوگند دادن به مادر محبوبش ، سخت مؤ ثر خواهد افتاد.
    مى گويد: با شنيدن اين سخن سخت متاءثر شدم ، و رعشه و لرزه اى تمامى وجودم را در بر گرفت . اين توسل و قسم دادن همان و به مقصود رسيدن همان (چشمه در بستر، ص 355 و 356.)

  4. عباسعلی
    1394-06-17 در 11:41 - پاسخ

    سلام و خدا قوت
    شفاى بيمارى صعب العلاج
    يكى از علما مى گويد: در حدود بيست سال قبل همسرم به بيمارى صعب العلاج گرفتار شد و بالاخره با مراجعه به اطبا، مرض ريوى تشخيص داده شد. پس از آزمايشهاى دقيق و عكس بردارى ، كسالت را فوق العاده و صعب العلاج دانستند، به طورى كه نسخه و دارو بى اثر بود و از علاج آن به كلى ماءيوس شديم.

    بى اندازه مضطرب و ناراحت بوديم . ناچار دست توسل به ذيل عنايت حضرت زهرا(سلام الله عليها) زده و نماز حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را كه در كتب ادعيه وارد شده ، خواندم . پس از تمام اذكار در حالى كه متاءثر و دل شكسته بودم ، در همان حال سجده خوابم برد، در خواب حضرت فاطمه (سلام الله عليها) به بالين مريضه ام ديدم كه به او لطف و محبت مى فرمود. ناگهان از خواب بيدار و ياءسم به اميد بدل شد. و از آن روز به بعد حال مريض رو به بهبود گذاشت و پس از چند روزى سلامتى كامل خود را باز يافت . براى معاينه و اطمينان خاطر او را به نزد طبيبى بردم ، او بعد از معاينه و دقت كامل با تعجب گفت : هيچ كسالتى در او نمى بينم (چشمه در بستر، ص 357)

    منبع: جام

    انتهای پیام/ ز.ح

  5. اعظم
    1394-06-17 در 11:43 - پاسخ

    توسل امام جواد به فاطمه
    امام جواد (عليه السلام) هر روز هنگام زوال به مسجد رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) رفته و پس از سلام و صلوة بر رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) به سراغ خانه مادرش زهرا (سلام الله عليها) كه در همان نزديكى قبر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) است مى رفت و كفشها را در آورده و با نهايت ادب و خضوع داخل خانه شده و در آن جا نماز و دعا مى خواند و دقايقى طولانى به عبادت مشغول مى شد. و هرگز ديده نشد به زيارت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) برود و سراغ مادرش را نگيرد(رياحين الشريعه ، ج 1، ص 58.)
    و نيز از زيارت جامعه مى توان به علاقه و احترام فراوان آن حضرت به مادرش فاطمه زهرا (سلام الله عليها) پى برد(چشمه در بستر، ص 355.)

  6. تابنده
    1394-06-17 در 11:48 - پاسخ

    برای توسل به حضرت فاطمه(علیهاالسلام) نماز و زیاراتی ذکر شده است که با انجام آنها می توان گام هایی را در جهت نزدیک شدن به حضرت برداشت.

    نماز حضرت زهرا(علیهاالسلام)
    نماز حضرت زهرا(علیهاالسلام) دو ركعت است؛ بدین صورت كه در ركعت اول بعد از حمد 100 مرتبه سوره قدر و در ركعت دوم بعد از حمد 100 مرتبه سوره توحید خوانده مى‏شود. (1)

    نماز استغاثه به حضرت زهرا (علیهاالسلام)
    در مفاتیح الجنان روایت ‏شده است كه: هر گاه حاجتى دارى دو ركعت نماز به جاى آور و پس از سلام سه مرتبه تكبیر بگو و پس از آن تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را بگو، آنگاه به سجده برو و صد مرتبه بگو: «یا مولاتى یا فاطمةُ اغیثینى‏» ، سپس جانب راست صورت را بر زمین(مُهر) بگذار و همان ذكر را صد مرتبه بگو، سپس جانب چپ صورت را بر زمین(مُهر) بگذار و صد مرتبه همان ذكر را بگو و حاجت ‏خود را بخواه، به خواست ‏خداوند حاجتت ‏برآورده مى‏شود. (2)

    زیارت حضرت فاطمه(علیهاالسلام)
    قال رسول الله صلى الله علیه و آله:
    «من زار فاطمة فكانما زارنى و من زار على بن ابیطالب فكانما زار فاطمة؛ هر كس فاطمه را زیارت كند مثل این است كه مرا زیارت كرده و هر كس على بن ابیطالب را زیارت كند مانند آن است كه فاطمه را زیارت كرده است.»(3)
    همچنین راوایت شده است: «قالت فاطمة: قال ابى و هو ذا حى: من سلم على و علیك ثلاثة ایام فله الجنة . قلت لها: ذا فى حیاته و حیاتك او بعد موته و موتك؟ قالت: فى حیاتنا و بعد موتنا؛ فاطمه(علیهاالسلام) فرمودند: پدرم آن زمان كه در قید حیات بود [به من] فرمود: هر كس سه روز بر من و تو سلام كند، بهشت ‏براى اوست. به حضرت [زهرا علیهاالسلام] گفتم: این مسئله در زمان حیات پیامبر و شما یا بعد از مرگتان است؟ حضرت زهرا (علیهاالسلام) فرمودند: در حیات و ممات ما.» (4)
    امام جواد( علیه السلام) هر روز هنگام ظهر به مسجد رسول الله (صلى الله علیه و آله) رفته و پس از سلام و صلوات بر رسول خدا (صلى الله علیه و آله)، به سراغ خانه مادرش حضرت زهرا( علیهاالسلام) كه در همان نزدیكى قبر پیامبر(صلى الله علیه و آله) است مى‏رفت و كفشها را در آورده و با نهایت ادب و خضوع، داخل خانه شده و در آنجا نماز و دعا مى‏خواند و دقایقى طولانى به عبادت مشغول مى‏شد و هرگز دیده نشد به زیارت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) برود و سراغ مادرش را نگیرد. (5)

    روز زیارت مخصوص حضرت زهرا(علیهاالسلام)
    در روایات، هر یك از روزهاى هفته و ساعات شبانه روز به نام یكى از معصومین( علیهم السلام) نامگذارى شده و براى هر روز و هر هفته با توجه به همین نامگذاری ها، ادعیه و اعمالى بیان شده است .
    از بین روزهاى هفته، روز یكشنبه متعلق به امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا (علیهماالسلام) مى‏باشد و از بین ساعات شبانه روز، ساعت آخر شب؛ نزدیك اذان صبح، متعلق به فاطمه زهرا(علیهاالسلام) مى‏باشد. زیارت مخصوص حضرت زهرا (علیهاالسلام) در روز یكشنبه چنین است:
    «السلام علیك یا ممتحنة امتحنك الذى خلقك قبل ان یخلقك لما امتحنك به صابرة و نحن لك اولیاء مصدقون و لكل ما اتى به ابوك صلى الله علیه و آله و اتى به وصیه علیه السلام مسلمون و نحن نسئلك اللهم اذ كنا مصدقین لهم ان تلحقنا بتصدیقنا بالدرجة العالیة لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولایتهم علیهم السلام.» (6)
    خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.

    خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.

    خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.

    خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.

    نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

    «فاطمه، فاطمه است»

    دکتر شریعتی:

    پی نوشت ها:
    1- مفاتیح الجنان، انتشارات فاطمة الزهرا، ص‏67 .
    2- همان، ص‏423 .
    3- بحارالانوار، ج‏43، ص‏58 .
    4- چشمه در بستر، ص‏318 .
    5- كشف الیقین، علامه حلى، ص‏354 .
    6- مفاتیح الجنان، انتشارات فاطمة الزهرا، قم، ص‏91 .

  7. امیر
    1394-07-22 در 16:46 - پاسخ

    رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به من گفت: اى فاطمه! هر كه بر تو صلوات فرستد، خداوند او را بیامرزد و به من، در هر جاى بهشت باشم، ملحق گرداند.
    منبع: “صحیفه الزهرا”

    اللهُمَ  صلِ علی فاطمةَ وَ أَبیِها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما أحَاطَ بِهِ عِلمُک

    بارپروردگارا؛ درود فرست بر فاطمه و پدر بزرگوارش و همسر گرامی‌اش و فرزندان عزیزش [و آن رازی که در وجود او به ودیعه نهادی]، به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد.

  8. یا زهرا
    1394-09-30 در 05:29 - پاسخ

    سلام و خدا قوت
    من دختری22 ساله هستم که چند سال پیش خیلی باالانم فرق داشتم . همینقدر بگم براتون که من تقریبا داشتم از دین خارج میشدم و روی میاوردم به مسیحیت تا این که توی روز عاشورا یه اتفاقی برام رخ داد که خیلی دلم شکست همونجا توبه کردم و تا به الان هم توبه ام نشکسته بعد از توبه ام حجابم هم تغییر کرد و من به خاطر حجابم مورد تمسخر خیلی ها قرار گرفتم ولی باز هر طوری که بود حجابم رو حفظ کردم و به حرف بقیه توجه نکردم . الانم یه مشکلی دارم توی زندگیم که خیلی با این مشکل مورد امتحان خدا قرار میگیرم تا این که امشب اتفاقی یه داستانی شنیدم که شبیه داستان خودم بود و توی این داستان حضرت زهرا (ص)سفارش اون شخص رو به کسی میکنه منم دلم خیلی شکست و توسل کردم به حضرت زهرا (ص)میدونم که نمیزاره نا امید از پیشش برم از همه ی شما عزیزان هم عاجزانه میخوام منم دعا کنید ببخشید اگر انشاء متنم خوب نبود من فقط حرفای دلم رو نوشتم .التماس دعا به همگی

  9. دلشکسته
    1394-12-14 در 22:48 - پاسخ

    سلام… خیلی محتاج دعام. خیییییلی…حضرت فاطمه رو واسطه قرار دادم تا خدا کمکم کنه… تا حالا تو چند سری و چند تا از خواستگار ام واسه ازدواج مشکل افتاده. لطفا برام دعا کنید.

  10. ناصر
    1395-07-28 در 16:28 - پاسخ

    سلام
    ان شاالله همگی حاجتتون رو از فاطمه زهرا میگیرین.
    برای منم دعا کنین حاجت بخوام بگم زیاده…
    گنهکارم
    بیمارم
    بیکارم
    بدهکارم
    فقیرم
    عاشقم
    و نه مدرک تحصیلی و پایان خدمت دارم که جایی دستم بند شه.
    همینو کم دارم که بیفتم زندان.
    تو رو خدا پیش فاطمه زهرا کنار حاجت خودتون منو هم یاد کنین
    ان شاالله منم حاجتامو کنار حاجتای شما بگیرم.

  11. ب
    1395-12-23 در 21:45 - پاسخ

    سلام به همه عاشقان اهل بیت
    همه شما داستان های زیبایی از توسل به حضرت زهرا نقل کردین اما کاش همه اینها واقعی بود کاش فقط جنبه دلگرمی نداشت من که با تمام وجودم هر چی شب و روز خواستم نشد هر چی اشک ریختم نشد هیشکی دستمو نگرفت هر چی یا زهرا یا زهرا میکنم صدامو نمیشنوه دیگه دعایی نبوده نخونده باشم ختمی نبوده نگرفته باشم من کیو صدا بزنم الان که دارم این حرفها رو مینویسم بغض گلومو فشار میده شما برام دعا کنین من که ناامید شدم

    • تاتی
      1395-12-30 در 08:06 - پاسخ

      سلام من اینارو نمیدونم اما من متوسل شدم و جواب گرفتم
      ان شاالله جواب بگیرید اگه خودتون با دعای تکی جواب نگرفتید از چندنفر ادم خوب بخواین خالصانه براتون دعا کنن خصوصا سید خوب من این امتحان کردم خو بوده جواب گرفتم یا یه کار کنید ک دعای خیر پشت سرتون باشه اونوقت جواب میگیرید ان شاالله

  12. م.ق
    1396-02-20 در 21:14 - پاسخ

    سلام
    همه چیز از روندی شروع شد که منجر به ظلم کردنم به دختر کوچکی به اسم فاطمه زهرا شد. تا اینکه یک بار صدای این دختر را شنیدم که با وجودی که به من حرفی نمی زد، چون هنوز به حرف نیامده بود، ولی پشت تلفن صدای حاکی از اعتراضش را شنیدم. حتی یکی از نزدیکانم خوابش را دیده که گفته بود چرا حقم را نمی گیری؟ به هر حال اینها تلنگری بود و واقعاً تصمیم گرفتم توبه کنم، اما همه چیز به اینجا ختم نشد. به واسطه بزرگواری با شخصیت بانو فاطمه زهرا(س) بیشتر آشنا شدم. حتی آن شخص به من گفت شما خانم ها به خاطر گوهر وجودی زن که خانم فاطمه زهرا(س) هست دعایتان زودتر مستجاب می شود. حرف های ایشان خیلی رویم اثر گذاشت.

    در این میان یک شب میگرنم عود کرد و هر کاری که برای کاهش سردردم همیشه انجام می دادم، نه تنها کمکی نمی کرد، بلکه بدتر می شد. واقعاً مستأصل و درمانده شده بودم. در اتاق تاریک دراز کشیده و سرم را با شالی بسته بودم، بلکه قدری درد تسکین پیدا کند و بتوانم بخوابم. در این گیر و دار انگار بهم الهام شد، بگو یا فاطمه زهرا! من هم شروع به زمزمه این اسم مبارک کردم و آرام آرام دردم کم شد. تا قطع می کردم دردم به شدت بازمی گشت و امانم را می برید. این قدر گفتم که خوابم برد. فردا صبحش سردردم خوب شده بود و عجیب تر آنکه بعد از آن تا الان که برایتان می نویسم حتی یک بار هم میگرنم برنگشت! چند باری امتحان کردم در معرض عواملی قرار گرفتم که باعث عود میگرنم می شدند، ولی اصلاً تأثیری نداشت و میگرنم برای همیشه به لطف توسل به این بانوی بزرگوار و عزیز خوب شد. حتی به قدری ذوق زده بودم که کانالی با اسم یا فاطمه زهرا ایجاد کردم که از فضایل آن بزرگوار بگویم که به دلیل حجم کارم نتوانستم آن را ادامه بدهم.
    لطف دیگر این بزرگوار وقتی بود که به علت نشستن زیاد به خاطر کارم گرفتار سیاتیک شدم. به ماساژ و استخر رفتم و یک بار که در استخر روی آب شناور بودم، ناگهان حس کردم پای چپم لمس شده است. به شدت ترسیدم! منی که عاشق ورزش بودم و به دلیل مشغله ورزش را کنار گذاشته بودم حالا باید به این فکر بیفتم که بخشی از بدنم فلج شود! برایم واقعاً دردناک بود. به خانه که برگشتم خیلی در فکر بودم و یک دفعه به ذهنم رسید و یاد تک تک نظرات سایت کاروان صادقیه در باره توسل به حضرت زهرا(س) افتادم و به خودم گفتم بیا و دو باره امتحان کن. نماز استغاثه به حضرت زهرا را بخوان. راستش انگار از دلم گذشت اگر سیاتیکم خوب شود هر روز این نماز را بخوانم. شروع به خواندنش کردم. علی رغم اینکه سجده های طولانی دارد و بعدش دقیقاً دو تا پایم خشک و دردناک می شدند باز هم ادامه دادم تا اینکه یک بار در سجده کاملاً حس کردم انگار یکی مهره های کمرم را جا به جا کرد و کاملاً صدای تق را شنیدم. بعد از آن دردم کم شد. البته مراعات های لازم برای سیاتیک را می کردم، ولی مدتی مرتب هر روز نماز استغاثه به این بانوی عزیز را می خواندم، حتی 100 صلوات هدیه به ایشان می کردم، سوره یس هدیه به ایشان می خواندم و بعد از هر نماز واجب زیارت ایشان را می خواندم. دو رکعت نماز هم هدیه به ایشان می خواندم. تا موقعی که اینها را هر روز انجام می دادم کاملاً فراموش کرده بودم سیاتیک دارم و دردهایم ساکت شدند، اما امان از وسوسه شیطان! بعد از مدتی با خودم می گفتم نماز استغاثه خیلی وقتم را می گیرد و یا این صلوات ها و نمازها و سوره یس خواندن ها! نتیجه اش این شد که سست شدم و کم کم حذفشان کردم و به تبعش متوجه شدم دو باره دردهای سیاتیکم بازگشتند. راستش از حالا که این مطلب را برایتان می نویسم تصمیم گرفتم دو باره آنها را از سر بگیرم و ثواب هر کار خیرم را به این بانوی بزرگوار هدیه کنم.
    هر جا که به مشکلی بربخورم این بانوی عزیز و سرور زنان دو عالم واقعاً مثل یک مادر دلسوز کمکم می کند. در جایی خوانده بودم حضرت فاطمه زهرا(س) مادر شیعیان است. هیچ مادری فرزندش را رها نمی کند و وقتی فرزند کمک بخواهد او دلسوزانه و با همه وجودش یاریش می کند. هر جا که این را باور کردم بانو دستم را گرفت و جایی که دچار غفلت شدم واقعاً گرفتار شدم.

  13. اگه قبول کنه بنده ی خدا
    1396-03-24 در 13:18 - پاسخ

    سلام بیشتر کامنت ها و نظرات شما عزیزان رو خوندم
    راستش من یه دختر 20 ساله ام که تا حالا به اون صورت توسل به حضرت فاطمه نداشتم اما الان تقریبا 4 روز ميشه نیت کردم هر روز حدیث کسا رو برای توسل به 5 تن ال عبا تا 40 روز بخونم حاجتمم تا حالا جدی بهش فکر نمی کردم تا الان خواستگار های زیادی داشتم از اشنا و غریبه اما به هیچکدومشون دلم رضا نمی دادن تا اینکه تصمیم گرفتم خودم از خدا شوهری طلب کنم که با معیار ها و اخلاق های من هم خوانی داشته باشه
    راستش ب خدا گفتم من دخترم و یه دختر نمی تونه اونقدر ها طرف مقابلشو بشناسه پس خودت بحق 5 تن کسی رو سر راهم قرار بده که بتونم بشناسمش خوب و مورد تایید شما و اماما باشه و بعدش مورد تایید خانواده و پدر و مادر.
    بهر حال امیدوارم منم مثل شما دوستان حاجت روا بشم ان شا الله
    لطفا برای منم دعا کنید واقعیت اینکه خسته شدم از خواستگار هایی که هی میان و جواب من به اونا منفیه ( البته فکر نکنین بی دلیل رد میکنم نه )
    التماس دعای مخصوص از همگی برای خوشبختی و عاقبت بخیری همه خصوصا جوونا

  14. حجت ادیبی
    1396-07-01 در 15:58 - پاسخ

    من حاجتمندم بماند که حاجاتم چی هستند ول امروز که با این سایت آشنا شدم صبح تاحالا فقط اشک ریختم به خودم گفتم چنین شاه کلیدی هست ومن حیرانم فقط التماس دعا التماس دعا انشالله منم خاطره خودم راهمین چندوقته میفرستم توکل برخدا و توسل به بی بی سید زنان اهل دودنیا

  15. یک ایرانی
    1396-08-17 در 23:20 - پاسخ

    خدا راقسم میدم به خوده خانم فاطمه زهرا ص اگر هرکسی در سراسر جهان هرمشکلی داره مشکلش را حل کنه وما همه توسل میجویم به محبوب دل مبارک رسول خدا ودختر گرامیش امین یا رب العالمین برمحمدو الش صلوات

  16. نوکر حضرت زهرا
    1396-11-01 در 22:16 - پاسخ

    سلام تو رو به خدا برای ما هم دعا کنید منم هر چی توسل به حضرت زهرا پیدا می کنم جوابم را نمیدهند التماس دعا

  17. علی
    1396-11-13 در 02:14 - پاسخ

    با سلام و عرض ارادت به پیشگاه ولی الله الٱعظم مهدی موعود روحی لتربت مقدمه الفدا و عزیزان خالص و دارای نیت خیر…
    حقیر جوانی بیست و شش ساله دارای مدرک ارشد رشته حقوق میباشم. در ابتدای جوانی و بدو ورود به دانشگاه روزی خانواده اینجانب فراخ و ارتزاق ما از شغل سنگ کاری پدرم که حلالترینش می دانم خورده ام… اما یکدفعه دو سال است که روزگار ما چند در هم پیچیده که بعضی وقتها حالتی از فقر و گرسنگی را تجربه کرده که حتی. خیالش را هم نمی کردم… البته از لحاظ حسن سیره ای که عمل بدان نمو ده ام… هنوزم آبرویی دارم نزد اطرافیان مقبول می باشم ولی قطعا از دوران سابق کن رنگ تر شده و این خود معلول ظواهر زندگی ماست…. کوتاه خلاصه سخن در احوال نامطلوب فوق در صبحی بعد از طلوع به ناگاه خیالاتم به خوابی بدل شده و خود را به در خانه خانه ارباب عالمیان امیر المومنین علی علیه السلام یافتم که آن حضرت که هرگز چهره مبارکشان را ندیدم و فقط حرکات بدنشان را در حال کار کردن دیدم، به ناگاه از حوزی رو به روی درب منزلشان دو تکه نان قندی به من داده و من در خواب احساس کردم که وظیفه دارم آن را به محضر دختر بزرگوار پیامبر ص رسانم وقتی دق الباب نمودم در کمال تعجب آن چهره تابناک حضرتش را همانند زنان عادی و مثل مادران نیک سرزمینمان دیدم ولی. رنگ به رخسار نداشتند و وقتی من دست دراز کردمو آن نان قندی ها را بدیشان دادم ایشان لبخندی عنایت فرموده و فهمیدم که از من رو سیاه راضی و خوشنود هستند. و برگشتند تا آن دو تکه نان را به محضر مبارک حسنین علیهما السلام برسانند، گویا آن دو حضرت کودک خردسال بودند… و با این که درب خانه را به رویم نبستند ولی موفق به دیدن امامان مظلوممان نشدم و از خواب پریدم البته سابق چندین بار در سالهای متمادی به محضر تربت شریف و امامان عزیزمان در خواب و رویا مشرف شده بودم که مطلوبم می نمود ولی این خواب اندکی متفاوت بود. اگر کسی اطلاع خاصی می تواند از عالمی برایم بگیرد و نصحیتی در خور منت بر من نهاده است… ناگفته نماند به یمن ظاهر از رویایی دیگر بیش از آنچه که همسالانم را یافته ام بر کلیه علوم اسلامی مسلط شده ام، ولی رسما در امورات گذران زندگی ظاهرا به کارم نیامده…………………

    • احمدی
      1396-11-30 در 11:46 - پاسخ

      سلام و عرض ادب
      دوست بزرگوار شما می توانید
      در مسجد درب کوشک اصفهان( خیابان طیب) به حاج آقا صدیقین مراجعه فرمایید
      خیلی ها درضمینه خواب و استخاره به ایشان مراجعه می کنند
      موید باشید

  18. محبوبه
    1397-01-06 در 11:02 - پاسخ

    سلام دوستان
    بخدا قسم ی چیزی بهتون میگم ک خودمم باورم نمیشد،ولی من واقعا تجربه ش کردم،من و ی اقا پسری پنچ سال باهم بودیم و واقعا قصدمون ازدواج بود،چون هم ایشون هم من از روز اول خانواده هامون رو در جریان گذاشتیم،ولی تو این مدت ی سری روابط غیراخلاقی بینمون بوجود اومد ک هی رسیدن ما بهم سختتر میشد،تا اینکه از شش ماه پیش رابطمون خیلی بد شد،هرروز دعوا و جدل داشتیم،من خیلی تو این مدت زجر کشیدم ک فقط خدا میدونه و بس،به هرامامی ک بگین رو انداختم،هردعایی هر نمازی بلد بودم خوندم ولی دوروز درست بود بعدش دوباره دعوا،تا اینکه دیروز خییییلییی دلم شکسته بود،دنیا برام تنگ شده بود،فقط از خدا مرگمو میخواستم،تو اینترنت سرچ میکردم که توسل به حضرت فاطمه زهرا رو دیدم،گفتم اینم امتحان کنم،دورکعت نماز استغاثه به حضرت خوندم و اولین بار تو نماز احساس کردم خدا و حضرت فاطمه کنارمن،از ته دل از حضرت فاطمه خواستم کمک کنه من به کسی که دوست دارم برسم،به خداوندی خدا قسم شاید یک ساعت طول نکشید چنان آرامشی تو وجودم دوید ک تو این شش ماه تجربه ش نکرده بودم،انگار آب رو اتیش ریخته باشی،و بهش قول دادم تا بهش محرم نشدم حتی بهش دست هم نمیزنم،و هنوز همون ارامشه تو دلمه،کاش زودتر میدونستم که حضرت فاطمه زهرا چقدر مهربونه،چقدر ماهه،و تا رسیدن به حاجتم به خوندن نماز استغاثه ادامه میدم و ته دلم مطمئنم ک به عشقم میرسم،اگه واقعا از کارای بدتون توبه کنید و قول بدین گناه نکنین و با دل شکسته به بانوی دو عالم رو بزنید محاله دست خالی برگردین،من گناهام خیلی زیاد بود و واقعا احساس شرمساری میکنم،ولی باز دست منو گرفتن،شما هم ناامید نشین،ایشالله ک بحق فاطمه زهرا بزودی خبرای خیلی خوبی بهتون میدم و شماهم خبرای خوب به من بدین

  19. زهرا
    1397-04-02 در 15:02 - پاسخ

    سلام . من فقط بخاطر خواندن داستانهاتون بود که الان از مریدهای فاطمه زهرا شدم . من معمولا داستانی را تا انتها نمیخوام . ولی همه ی داستانهاتون را خواندم آن هم با اشتیاق. من هر روز حدیث کسا و نماز فاطمه زهرا و صلوات بر ایشان میفرستم آن هم فقط به سبب این داستانها . مطمئنم خود بی بی به من نظر کردن که بیام و گذری در اینجا کنم . اجرتون را میسپارم خودش بهتون بده که درست و حسابی تمام کمال بده لذتش را ببرین💕💕

  20. mari
    1398-04-12 در 22:48 - پاسخ

    سلام .اومدم شب ولادت بانو حضرت معصومه ازش خواهش کنم کمک کنه خواهرم حدود 14 سال ازدواج کرده 4 سال پیش طلاق گرفتن بعد 2 سال باز برگشت سرزندگیش دوتا بچه داره دو سالی هس هیچ رابطه عاطفی با شوهرش نداره من کار به اینکه چی شد ندارم اومدم بگم دلم میخاد حضرت معصومه بقیه زندگیش رو بنویسه من امشب توسل کردم به حضرت معصومه که از امشب زندگیش درست شه بنویسه که خواهرم معنی زندگی عاشقانه رو از امشب میچشه تا آخر عمر .بنویسه خیلی خیلی خوشبخت و عاقبت بخیر شد .بنویسه شوهرش خیلی خوش اخلاق شده . چه جور نمیدونم فقط میدونم، میتونن از ائمه بر میاد بداخلاق رو خوش اخلاق کنه و هر چیز دیگه فقط خوشحالش کن جان برادرت امام رضا .من نمیدونم و نمیخوام بدونم الان تو چه سایت اومدم که نوشتم. حضرت خودش میدونه چکار میکنه پس من نشستم و منتظر معجزه هستم .یا حق

  21. بهاره
    1398-06-21 در 15:34 - پاسخ

    با سلام به دوستان عزیزم من همه نظر هارو خوندم واز خدا میخوام به حق حضرت زهرا حاجت همه رو بده . من دو سال پیش برای حاجتی نماز استغاثه رو خوندم و توسل کردم به بانوی نازنینم که بعد از حدود یکی دو سال حاجتم رو گرفتم . بعد کتاب صحیفه فاطمیه رو خوندم که در مورد زندگی حضرت فاطمه هست و دیدم این بانوی بزدگوار که از بندگان خاص خداوند هست چقدر درزندگی کوتاهش ناراحتی و سختی دیده برای همین سختی هایی که ما میبینیم نباید هیچوقت از درگاه خدا نا امید بشیم ما که از حضرت زهرا نزد خداوند عزیزتر نیستیم ایشون با این همه سختیها و مرارت ها همیشه شکر گزار خدا بودن پس چرا ما تا به یه مشکلی می خوریم از زمین و زمان طلب کار میشیم از خدا رو برمیگردونیم . واقعا باید اخلاق بانوی بزرگوارمون رو الگوی خودمون قرار بدیم .من همیشه ذکر یا فاطمه زهرا رو میگم .

  22. رویا
    1398-11-24 در 16:09 - پاسخ

    مادرمممممم زهراااااا جان….مادر جووون زیبای ما … مادر قد خمیده و عزیز ما😭😭😭😭😭 مادرم زهرا فردا تولد شماست و من این روز رو نه تنها به شما بلکه حتی به خدا و تمام عرشیان و فرشیان تبریک میگم
    مادرم میدونم نباید امروز و امشب به یمن نور وجودی شما گریه کنم اما مادرم کمرم شکسته از سختی و گره های زندگیم مادرم هیچ کسیو ندارم خیلی بی پناهم خیلی تنهام
    مادرم منو دریاب
    مادرم این اولاد رو سیاه و پر گناهتو دریاب من هیچ برگ برنده ای جز قسم نام شما در پیشگاه خداوند ندارم شرمسارم پر از گناهم 😭😭😭😭😭
    مادرم منو دریاب از این زندگی استوانه ای نجاتم بده برام معجزه کن معجزه ای که پر از خیر و برکت نیک باشه
    مادرم یه قسم من بگم اشک شما هم جاری میشه😭😭😭😭شمارو میخام قسم بدم به لحظه ای که جناب علی سر به دیوار گذاشتن و های های براتون گریه کردن به دلتنگی جناب علی حاجتمو معجزه گونه روا کنید مادرم خاک کف پای تموم اولاداتم 😭😭😭😭😭😭 الهی به فاطمه الهی به فاطمه الهی به فاطمه

  23. زهرا
    1399-01-21 در 06:14 - پاسخ

    مژگان خانم یزید بودی ایا ؟اصلا نوشته ت قابل باور نیست برام مگه میشه ادم از خواهر زاده ش متنفر باشه یا اذیتش کنه .اصلا تو کتم نمیره واقعی باشه حرفات

  24. شهرزاد
    1399-03-08 در 00:57 - پاسخ

    من نميدونم چرا دارم اينو مينويسم ١٥ ساله كه با نامحرم ارتباط دارم هزار بار توبه كردم ولي نميتونم سر توبم واستم، خواهش ميكنم واسم دعاكنيد ازدواج كنم ،خيلي توسل كردم اما نشده

  25. کنیزتم
    1399-04-21 در 18:22 - پاسخ

    یا فاطمه زهراااا