ویژه نامه روز هشتم ضیافت الهی

ویژه نامه روز هشتم ضیافت الهی

نويسنده: سید امیرحسین کامرانی راد

دعای روز هشتم
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ رَحْمَةَ الاْيْتامِ وَاِطْعامَ اْلطَّعامِ وَاِفْشآءَ السَّلامِ وَصُحْبَةَ الْكِرامِ بِطَوْلِكَ يا مَلْجَاَ الاْمِلينَ
خدايا روزيم گردان در اين ماه مهرورزى نسبت به يتيمان و خوراندن طعام و به آشكار كردن سلام و هم نشينى با كريمان به فضل و كرمت اى پناه آرزومندان

زلال وحی
طرق دعوت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)
خداوند متعال در آیه ی 125 سوره ی مبارکه نمل می فرماید:
ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنه و جاء لهم بالتی هی احسن.
به اتفاق مفسرین سه وسیله ی مختلف برای دعوت و هدایت مردم در این آیه ی شریف ذکر شده و هر یک از آنها برای یک مورد مخصوص است. چون مقام دعوت و تربیت است با کلمه «رب» تعبیر شده: مردم را به راه پرودگارت بخوان، آن راهی که مردم باید پرورش داده شوند و به آن راه تربیت شوند.
مردم را بخوان با چه وسیله؟ به وسیله ی حکمت، حکمت یعنی سخن متقن و محکم که قابل خدشه و تشکیک نیست. یعنی مردم را با برهان، حکمت، علم صددرصد خالص و عقل خالص به راه پرودگارت بخوان.
مفسرین گفته اند دعوت کردن به وسیله ی حکمت، برهان، دلیلی عقلی و علمی برای یک دسته ی خالص است که استعداد آن را دارند.
«والموعظة الحسنة» یعنی مردم را به وسیله ی موعظه ی خوب، پند و اندرزهای دلپسند به راه پروردگارت بخوان بعضی از مردم استعداد بیان عقلی و علمی ندارد. اگر مسایل علمی برای آنها مطرح شود، گیج می شوند. اکثر مردم در مرحله ی دل و احساساتند نه در مرحله ی مغز و عقل و فکر. راه هدایت آنها پند و اندرز است. با تمثیل، قصه و حکایت و هرچیزی که دل آنان را نرم کند، باید آنها را هدایت کرد. «جادلهم بالتی هی احسن» اگربا کسی روبرو شوی که غرضش کشف حقیقت نیست، آمده برای مجادله و حرف زدن و ایراد گرفتن، تو هم با چنین شخصی مجادله کن. اما تو به نحو احسن مجادله کن. در مجادله از راه حق وحقیقت خارج نشو، در مجادله بی انصافی نکن، دروغ به کار نبرو امثال اینها.(1) اینها سه طریق دعوتی است که خداوند متعال پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) را مأمور انجام آن نموده است که برای ما الگو و راه گشاست.
منبع: ده گفتار، علامه شهید مطهری (رحمت الله علیه) صفحه های 197 تا 199.

کلام نور
گهرهاي رضوي
قال الامام الرِّضا : عَلَيكَ بِطاعَةِ الأبِ وَبِرِّهِ وَالتَّوَاضُعِ والخُضُوعِ وَالإعظَامِ وَالإكْرَامِ لَهُ وَ حَفْضِ الصَّوْتِ بِحَضْرَتِةِ ؛
حضرت امام رضا(علیه السلام) می فرمایند: بر تو باد كه از پدر فرمانبرداري كني ، به او نيكي كني ، دربرابرش فروتني وكرنش وبزرگداشت واحترام داشته باشي وصدايت را در حضور او پايين بياوري
منبع: فقه الرضا سلام‌الله‌عليه ص 334
قال الإمام الرِّضا سلام‌الله‌عليه: بِرُّالْوَالِدَينِ وَاجِبٌ وَ إنْ كانَا مُشْرِكَينِ وَ لاطَاعَةَ لَهُمَا فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ .
حضرت امام رضا(علیه السلام) می فرمایند: نيكي به پدر ومادر واجب است ، هرچند مشرك باشند ، ولي درراه معصيتِ آفريدگار، اطاعت از آن دوجايز نيست.
منبع: بحارالانوار، ج71، ص72
قال الإمام الرِّضا(سلام‌الله‌عليه): لَتَأمُرَنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلَتَنَهَنَّ عَنِالْمُنْكَرِاَوْلَيَسْتَعْمِلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرَارُ‌‌كُمْ فَيَدْعُوخِيَارُكُمْ فَلاَيُسْتَجَابُ‌ لَهُمْ .
حضرت امام رضا(علیه السلام) می فرمایند: حتماً‌ امربه معروف ونهي ازمنكركنيد، وگرنه اشرارتان برشما مسلط وحاكم مي‌شوند آنگاه خوبانتان هم دعا مي‌كنند، امّا دعايشان مستجاب نمي شود.
منبع: وسايل الشيعه، ج11، ص394
قال الإمام الرِّضا (سلام‌الله‌عليه) : مَنْ فَرَّجَ عَنْمُؤمِنٍ فَرَّجَ اللهُ وَعَنْ قَلْبِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
حضرت امام رضا(علیه السلام) می فرمایند: كسي كه گره ازكارمؤمني بگشايد وشادش كند، خداوند هم درروزقيامت ، كاربسته‌ي او را مي‌گشايد.
منبع: اصول كافي ، ج2،‌ ص200

حکمت های شگرف
حكمت 85نهج البلاغه: پرهيز از ادعاهاى علمى(علمى اخلاقى)
قَالَ الامام علیٌ [عليه السلام] مَنْ تَرَكَ قَوْلَ لَا أَدْرِى أُصِيبَتْ مَقَاتِلُهُ .
حضرت علی(علیه السلام) فرمودند : كسى كه از گفتن “نمى دانم” روى گردان است ، به هلاكت و نابودى مى رسد.
حكمت 86 : برترى تجربه پيران از قدرتمندى جوانان (اخلاقى، تجربى)
وَ قَالَ [عليه السلام] رَأْيُ الشَّيْخِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَامِ وَ رُوِيَ مِنْ مَشْهَدِ الْغُلَامِ .
و درود خدا بر ایشان، فرمودند : انديشه پير در نزد من از تلاش جوان خوشايندتر است .
(و نقل شده كه تجربة پيران از آمادگى رزمى جوانان برتر است .)
حكمت 87 : ارزش استغفار (طلب بخشش از خدا) (اخلاقى، معنوى)
وَ قَالَ [عليه السلام] عَجِبْتُ لِمَنْ يَقْنَطُ وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ .
و درود خدا بر ایشان، فرمودند : در شگفتم از كسى كه مى تواند استغفار كند و نا اميد است.
حكمت 88: دو عامل ايمنى مسلمين (اخلاقى ، معنوى)
وَ حَكَى عَنْهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ [عليه السلام] أَنَّهُ
قَالَ كَانَ فِى الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَكُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّكُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِى رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِى فَالِاسْتِغْفَارُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ .قال الرضى و هذا من محاسن الاستخراج و لطائف الاستنباط .
و درود خدا بر ایشان، (امام باقر [عليه السلام] از حضرت امير المؤمنين [عليه السلام] نقل فرمودند) :
دو چيز در زمين ماية امان از عذاب خدا بود : يكى از آن دو برداشته شد ، پس ديگرى را دريابيد و بدان چنگ زنيد ، اما امانى كه برداشته شد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و امان باقيمانده ، استغفار كردن است كه خداى بزرگ به رسول خدا فرمود ” : خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه تو در ميان آنانى ، و عذابشان نمى كند تا آن هنگام كه استغفار مى كنند.”
(اين يك نمونه از بهترين استفاده ها و لطيف ترين استنباط ها از آيات قرآن است.)
حكمت 89 : راه اصلاح دنيا و آخرت (اخلاقى، تربيتى، اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ .
و درود خدا بر ایشان، فرمودند : كسى كه ميان خود و خدا را اصلاح كند ، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد كرد، و كسى كه امور آخرت را اصلاح كند ، خدا امور دنياى او را اصلاح خواهد كرد ، و كسى كه از درون جان واعظى دارد ، خدا را بر او حافظى است .
حكمت 90: شناخت عالم آگاه (علمى ، اعتقادى)
وَ قَالَ [عليه السلام] الْفَقِيهُ كُلُّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْيِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ .
و درود خدا بر ایشان، فرمودند : فقيه كامل كسى است كه مردم را از آمرزش خدا مأيوس ، و از مهربانى او نوميد نكند و از عذاب ناگهانى خدا ايمن نسازد.
حكمت 91 : راه درمان روان (روانكارى ، روانشناسى بالينى) (علمى،اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِكَمِ .
و درود خدا بر ایشان، فرمودند : همانا اين دل ها همانند بدن ها افسرده مى شوند ، پس براى شادابى دل ها ، سخنان زيباى حكمت آميز را بجوييد
حكمت 92 : والاترين دانش(علمى ، تربيتى)
وَ قَالَ [عليه السلام] أَوْضَعُ الْعِلْمِ مَا وُقِفَ عَلَى اللِّسَانِ وَ أَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِى الْجَوَارِحِ وَ الْأَرْكَانِ .
و درود خدا بر ایشان، فرمودند : بى ارزش ترين دانش ، دانشى است كه بر سر زبان است ، و برترين علم ، علمى است كه در اعضا و جوارح آشكار است.
حكمت 93: فلسفة آزمايشها (اخلاقى ، اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَةِ لِأَنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَةٍ وَ لَكِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَقُولُ وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ مَعْنَى ذَلِكَ أَنَّهُ يَخْتَبِرُهُمْ بِالْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ لِيَتَبَيَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِيَ بِقِسْمِهِ وَ إِنْ كَانَ سُبْحَانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ لَكِنْ لِتَظْهَرَ الْأَفْعَالُ الَّتِى بِهَا يُسْتَحَقُّ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ لِأَنَّ بَعْضَهُمْ يُحِبُّ الذُّكُورَ وَ يَكْرَهُ الْإِنَاثَ وَ بَعْضَهُمْ يُحِبُّ تَثْمِيرَ الْمَالِ وَ يَكْرَهُ انْثِلَامَ الْحَالِ .قال الرضى و هذا من غريب ما سمع منه فى التفسير .
و درود خدا بر ایشان، فرمودند : فردى از شما نگويد ك خدايا از فتنه به تو پناه مى برم ، زيرا كسى نيست كه در فتنه اى نباشد، لكن آن كه مى خواهد به خدا پناه بُرد ، از آزمايش هاى گمراه كننده پناه ببرد ؛ همانا خداى سبحان مى فرمايد: ” بدانيد كه اموال و فرزندان شما فتنه شمايند ”
معنى اين آيه اين است كه خدا انسان ها را با اموال و فرزندانشان مى آزمايد ، تا آن كس كه از روزى خود نا خشنود ، و آن كه خرسند است ، شناخته شوند ، گرچه خداوند به احوالاتشان از خودشان آگاه تر است ، تا كردارى كه استحقاق پاداش يا كيفر دارد آشكار نمايد چه آن كه بعضى مردم فرزند پسر را دوست دارند و فرزند دختر را نمى پسندند و بعضى ديگر فراوانى اموال را دوست دارند و از كاهش سرمايه نگرانند.
حكمت 94: شناخت نيكى ها و خوبيها (اخلاقى،تربيتى)
وَ قَالَ [عليه السلام] : وَ سُئِلَ عَنِ الْخَيْرِ مَا هُوَ فَقَالَ لَيْسَ الْخَيْرُ أَنْ يَكْثُرَ مَالُكَ وَ وَلَدُكَ وَ لَكِنَّ الْخَيْرَ أَنْ يَكْثُرَ عِلْمُكَ وَ أَنْ يَعْظُمَ حِلْمُكَ وَ أَنْ تُبَاهِيَ النَّاسَ بِعِبَادَةِ رَبِّكَ فَإِنْ أَحْسَنْتَ حَمِدْتَ اللَّهَ وَ إِنْ أَسَأْتَ اسْتَغْفَرْتَ اللَّهَ وَ لَا خَيْرَ فِى الدُّنْيَا إِلَّا لِرَجُلَيْنِ رَجُلٍ أَذْنَبَ ذُنُوباً فَهُوَ يَتَدَارَكُهَا بِالتَّوْبَةِ وَ رَجُلٍ يُسَارِعُ فِى الْخَيْرَاتِ .
و درود خدا بر ایشان، فرمودند : ( از امام پرسيدند “خير” چيست ؟ فرمود ند)
خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود ، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى ، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى ، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى . در دنيا جز براى دو كس خير نيست:يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند ، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.
حكمت 95: تقوى و ارزش اعمال (اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] لَا يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ
و درود خدا بر ایشان، فرمودند : هيچ كارى با تقوا اندك نيست ، و چگونه اندك است آنچه كه پذيرفته شود؟
حكمت 96: ارزش علم و بندگى(اخلاقى،علمى)
وَ قَالَ [عليه السلام] إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالْأَنْبِيَاءِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَاءُوا بِهِ ثُمَّ تَلَا إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الْآيَةَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ وَلِيَّ مُحَمَّدٍ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرَابَتُهُ .
و درود خدا بر ایشان، فرمودند : نزديك ترين مردم به پيامبران، دانا ترين آنان است ، به آنچه كه آورده اند.سپس اين آيه را تلاوت فرمود : ” همانا نزديك ترين مردم به ابراهيم آنانند كه پيرو او گرديدند ، و مؤمنانى كه به اين پيامبر خاتم پيوستند (سپس فرمودند) دوست محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) كسى است كه خدا را اطاعت كند هر چند پيوند خويشاوندى او دور باشد ، و دشمن محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) كسى است كه خدا را نافرمانى كند ، هر چند خويشاوند نزديك او باشد.

عزیز آل یاسین
توسل به حضرت مهدی (سلام الله علیه)
بر اساس آنچه که در روایات آمده است وجود مبارک امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واسطه میان خداوند سبحان و آفریدگار است. هدایت بندگان وظیفه ی ایشان است و برکات زمین و آسمان به یمن وجود مبارکشان است یکی از القاب خاصه ی امام زمان «غوث» است که درزیارت های معتبر وارد شده است و معنی آن «فریاد رس» است و هنگامی تحقق می یابد که قوه ی شنوایی صاحب آن به گونه ای باشد که هر کس در هر جا و با هر زبان کمک بخواهد بشنود؛ بلکه باید عالم به حال درماندگان باشد و قدرت و توانایی داشته که هرگاه صلاح باشد، او را نجات دهد و شایسته ی این مقام نیست مگر کسی که دارای مقام امامت باشد. (1)
چنانچه خود آن حضرت در توقیعی به مرحوم شیخ مفید می فرمایند: «فإنّا یحیط علمنا بانبائکم و لا یعزب عنّا شی من اخبارکم و معرفتنا بالزلّل الذی أصابکم، علم ما به خبرهای شما احاطه دارد و هیچ چیز از اخبار شما بر ما پوشیده نمی ماند و به بلاهایی که به شما می رسد، آگاهی داریم.»
و در ادامه می فرمایند: «إنا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم و لولا ذلک لنزل بکم اللأواء واصطلمکم الاعداء، ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم و اگر جز این بود، از هر سو گرفتاری به شما روی می آورد و دشمنان، شما را از میان می بردند.» (2)
با توجه به آنچه که گذشت اهمیت توسل به امام زمان روشن می گردد. باید دانست توسل به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دو منظور انجام می گیرد: اول، محکم کردن رابطه ی خود با آن حضرت که ثمره اش تقرب به خدا است، چرا که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وسیله و حبل الله است. دوم، در خواست حاجت و رفع گرفتاری ها و شداید به این معنی که آن حضرت نزد خداوند متعال واسطه شوند و حاجت انسان را از خداوند بخواهند.

منابع:

1- نجم الثاقب، ص 572
2- بحارالانوار، ج53، ص 175.

مواعظ جاوید
خشم انقلابی نهفته در سینه
دنیا امروز گرفتار جهانخواری و غارتگراناست که کشورها را به آتش می کشند و غارت می کنند و نیز گرفتار وابستگان آنان است که منافع دولت ها و کشورهای خود را فدای منافع ابرقدرت ها می کنند و همچنین گرفتار سازمانهای دست نشانده ی قدرت های بزرگ به ویژه آمریکاست که با اسم بی محتوا شورای امنیت و عضو بین¬الملل و حقوق بشر و از این قبیل مفاهیم بی محتوا که به قدرتهای بزرگ خدمت می کنند و در حقیقت مجری احکام و مقاصد آنان و مأمور محکوم نمودن مستضعفان و مظلومان جهان به نفع قدرت های بزرگ جهانخوار می باشد. (1)
جمهوری اسلامی ایران نباید تحت هیچ شرایطی از اصول و آرمانهای مقدس و الهی خود دست بردارد.
انشاءالله مردم سلحشور ایران کینه و خشم انقلابی و مقدس خویش را در سینه ها نگه داشته و شعله های ستم سوز آن را علیه آمریکای جهانخوار و اذناب آن به کار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) بر بام همه ی عالم قد برافرازد و مستضعفان و یا برهنگان و صالحان، وارثان زمین گردند. (2)

منابع:

1- صحیفه ی نور، ج17، ص 179.
2- صحیفه ی نور، ج21، ص 36.

در محضر ولایت
اين ماه، ماه ضيافت الهى است. پذيرايى خداوند از بندگان خود در اين ماه – كه يك پذيرايى معنوى است – عبارت است از گشودن درهاى رحمت و مغفرت و مضاعف كردن اجر و ثواب اعمال خيرى كه بندگان در اين ماه انجام مى‌دهند. روزه‌ى ماه رمضان هم يكى از مواد همين ضيافت عظيم الهى است، كه مايه‌ى تصفيه‌ى روح انسان و ايجاد زمينه‌ى طهارت قلبى روزه‌دار است. امام سجاد (عليه‌السّلام) در خطبه‌يى فرمود: «شهر الطّهور و شهر التمحيص»؛ رمضان، ماه پاك شدن و طهارت قلب و ماه مغفرت است؛ چون خداى متعال استغفار را در اين ماه بيش از ديگر ايام سال مورد لطف و عنايت خود قرار مى‌دهد. لذا در يك روايت وارد شده است كه «فمن لم يغفر له فى رمضان ففى اىّ شهر يغفر له»؛ اگر كسى در ماه رمضان – كه درهاى رحمت و مغفرت الهى به روى انسانها گشوده است – نتواند به مغفرت و رحمت الهى دست پيدا كند، پس كِى چنين توفيقى نصيب او خواهد شد؟
منبع: برگزیده بيانات مقام معظم رهبری در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران،29/7/84

شمیم هدایت
تربیت فرهنگی:
تربیت فرهنگی نیز از اقسام تربیت و عامل مهمی در کنترل جوان به شمار می رود و به دو بخش تقسیم می شود:
1- تربیت آموزشی
2- تربیت مذهبی
1- تربیت آموزشی: در تربیت آموزشی، آنچه مورد توجه است، نقش والای معلم و استاد متدین و متعهد در میزان پرورش کسانی است که تربیت آنها را به عهده گرفته اند و اگر با دقت به آن بنگریم، خواهیم دید که به مراتب از تربیت خانوادگی بالاتر است و کار به جایی می رسد که: یک معلم خوب و یک استاد متعهد می تواند بسیاری از قوانین طبیعی را خنثی کرده و خود آنچه می خواهد از نو بسازد.
2- تربیت مذهبی: اگر نگاهی به تاریخ شیعه بیندازیم، خواهیم دید که آنچه توانسته ما را با وجود موانع بسیار و نشیب و فرازهای کمر شکن، با قوت و قدرت تا به اینجا برساند، ارتباط با روحانیت و رابطه با مسجد و محراب است. در همین مساجد، مردم مسایل اسلام را آموختند، با سیره ی ائمه ی معصومین (علیهم السلام) آشنا شدند و آنها را در زندگی خود به کار بستند… به جرأت می توان گفت که جوانانی دارای نیروی باز دارنده ی قوی تر هستند که در رابطه ی بیشتر با روحانیت و مسجد و محراب می باشند… بدین لحاظ بر پدران و مادران واجب است که فرزندان خود را با مساجد و مجالس مذهبی ودر رأس آنها با روحانیت متعهد و آگاه مرتبط سازند تا خدای ناکرده، شیطان و استعمارگران نتوانند ارتباط آنها را با سرچشمه ی زلال جوشان دین و حقایق سازنده، حیاتبخش و جاودانی مکتب اسلام قطع کنند و به مقاصدشوم و اهداف شیطانی خود دست یابند.
منبع: اخلاق و جوان، حضرت آیت الله العظمی مظاهری (دامت برکاته) خلاصه از صفحات 74 تا 79.

نکته های ناب
الله اکبر
الله اکبر یعنی الله از بقیه ی اسماء بزرگتر است چون هر اسمی مظهر صفتی و الله مظهر جمیع اسماء است و پیامبراسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) که مظهر الله است، عبدالله است.(1)
ز احمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندر آن یک میم فرق است
محبت خدا
بقال، شیر را در ظرف نشسته نمی ریزد، آیا خدا محبتش را در دل نشسته می ریزد؟! (2)
انسان
اکنون می دانم دروجود من چنان ذخیره ی بزرگی از حیات وجود دارد که دشوار می توان آن را مصرف کرد.(3)
دروغ
یک دروغ ممکن است دنیا را دور بزند ولی در همین مدت یک راست هنوز دارد بند کفشهای خود را می بندد تا حرکت کند. (4)
فاصله
در قیامت انسانها فاصله دارند؛ به قدر فاصله ی نیتها.(5)

منابع:

1- گلشن راز، ص 24.
2- مثلها و پندها –آیت الله حائری شیرازی (حفظه الله)، جلد 7، ص 64.
3- داستایوسکی، تسخیر شدگان، ج 2، ص 756.
4- مارک تواین، نیش و نوش، ص 95.
5- مثلها و پندها –آیت الله حائری شیرازی (حفظه الله)، جلد 8، ص 77.

دل نوشته
این است مقام عاشق تو…!
مریم سقلاطونی
اینجا ابتدای مهربانی خداوند است، سحرگاه روشن «اللّهم انّی اسئلکَ من بَهائِکَ بِأبْهاهُ و کُلُّ بهائِکَ بَهی».
اینجا سحرگاه باران یکریز استجابت است؛
اینجا آغاز رحمت واسعه نور،
اینجا آغاز سلام و تحیت است.
اینجا آغاز شفافیت و آینه‌گی
اینجا آغاز صمیمیت و جاودانگی،
اینجا ابتدای مهربانی خداوند است.
و این منم!
دور مانده از چشمه‌ساران رحمت
غرق در لذات ناچیز زمینی
افتاده در گودال وحشت و تنهایی
با قلبی آکنده از نفاق
و عملی لبریز از ریا
و زبانی سراسر کذب
و چشمی افروخته از خیانت
هذا مقام العائذ بک من النار
هذا مقام المستَجیر بک من النار
هذا مقام المستغیثُ بک من النار
بگذار اولین کسی باشم که به دعوتت پاسخ گفته است!
بگذار اولین کسی باشم که حلاوت مهربانی‌ات را چشیده است!
بگذار اولین کسی باشم که سر بر شانه‌های کریمت گذاشته است!
ای خدایی که تمام پنجره‌هایت را به رویم گشوده‌ای!
ای خدایی که تمام چشمه‌هایت را زیر پایم جاری کرده‌ای!
ای خدایی که از همه سو، به استقبالم آمده‌ای!
هذا مقام الخائف المستجیر
این است حال کسی که این روزها به تو رسیده است.
این است حال کسی که دور مانده بود از هفت شهر مهربانی تو
این است حال کسی که خودش را باخته بود… خودش را گم کرده بود…
خودش را کشته بود… خودش را ذره ذره پامال وسوسه‌های شیطانی خویش کرده بود.
این است حال نزار کسی که اینک گرمای محبت تو، یخ‌های انباشته در درونش را ذوب کرده است.
این است حال کسی که آواره بود، هراسان بود؛ حال کسی که در گناه مسکن داشت، حال کسی که غرق در لذات زمین بود، حال کسی که گناه مغرورش کرده بود و حال کسی که تو را تازه یافته است؛ در این سحرگاه، در این لحظه‌های توبه و استجابت.
حال کسی که تازه دریا را یافته است، حال کسی که تازه خودش را یافته است، حال کسی که تازه به لبخند خداوند رسیده است، حال کسی که به لذت آسمانی رسیده است، حال کسی که جز تو کسی را ناجی نمی‌داند.
هذا مقام الغریب الغریق…
فرصتی برای صمیمیت دل با گل
محمد کاظم بدرالدین
کتاب رمضان، دستاورد نقره‌ای روح انسان است.
در پرتو تلاش و مجاهدت‌های نفس، سپیده‌باران می‌شویم از سحرهای «ابوحمزه» از شب‌های «افتتاح». رمضان، یعنی دریایی در کنار ما، تا دل‌های غبارآلود را در آن شست‌وشو دهیم.
رمضان، یعنی باغستانی از عطرهای خدا.
با حلول رمضان، شیرینی سحرهای مناجات، رنگ می‌گیرد و محبت و قرب، در دل‌های خشکیده بشر جوانه می‌زند.
باید برای دقیقه‌های سبز این ماه، نوروزی‌ترین تبریک‌ها را فرستاد.
در سرزمین اردیبهشتی رمضان، هر چه هست، خرمی و نشاط است؛ اگر حکمت‌ها را دریابیم.
اگر بهره‌های معنوی امساک را بدانیم، چشم‌های ما تا رمضان دیگر، زیبا می‌بینند و دهان‌های ما، کلمات خشک دنیا را به کار نمی‌برند.
رمضان یعنی گشوده شدن درب‌های رو به قرآن، تشنگی برای دریافت حقایق آسمانی.
گمنام‌ترین لذت‌ها در متن این کشف عرفانی جا دارند.
رمضان که می‌آید، دل‌ها چون بلبلانِ مست، شیفته گلزار انس می‌شوند.
رمضان که می‌آید، خلوتکده‌های آبی شب، دریاترین غزل‌ها را می‌سرایند.
دست‌ها بوی خوش مفاتیح می‌دهند و تسبیح.
آسمان، چقدر بر این یاس‌های نیایش غبطه می‌خورد.
رمضان، فرصتی است تا دل با گل صمیمی‌تر باشد.

یاد ابرار
اسوی بندگی
چند سال ازارتحال حضرت آیت الله سید بهاءالدین مهدوی (رحمت الله علیه) می گذرد، که هیچ ترک اولی و مکروهی ازایشان دیده نشد و در تمام حرکات و سکناتشان رضای حق را جویا بودند، قلب و جانشان شیفته ی اهل بیت (علیهم السلام) و قلب مؤمنین شیفته ی صفا و صمیمیت ایشان بود، پناه بی پناهان و یار غریبان و کمک مستمندان و فقرا بودند.
تا آخرین لحظات عمر پربرکت خویش توصیه به تحصیل رضای خدای متعال و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و والدین و تأکید بر نماز اول وقت و نمز شب داشتند و خود عامل به حق این موارد بودند.
حضرت آیت الله سید بهاء الدین مهدوی (رحمت الله علیه) در سال 1302 در خانواده ای اهل تقوی و تدین دیده به جهان گشودند. پدر ایشان حضرت آیت الله سید حسن نحوی (رحمت الله علیه) و اجداد مکرمشان همگی از علماء بزرگوار بوده اند. مادر بزرگوارشان نیز بانویی عابده و مجتهده و بسیار متدین و با تقوی بودند.
معظم له در سن 16 سالگی وارد حوزه علمیه اصفهان شدند و دروس سطح را در محضر اساتید بزرگ آن زمان همچون حضرت آیت الله خادمی و حضرت آیت الله فیاض (رحمت الله علیهما) فرا گرفته و سالیانی در محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب (رحمت الله علیه) و از ملازمان ایشان بودند و بسیار تحت تأثیر معنوی آن بزرگوار بودند.
پس از چند سال به حوزه ی علمیه نجف عزیمت نمودند و حدود 20 سال در جوار بارگاه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از بزرگان علم و اخلاق از جمله حضرت آیت الله فانی و حضرت امام خمینی و مرحوم شیخ جواد کربلایی و مرحوم آقا جمال گلپایگانی (رحمت الله علیهم) بهره بردند.
این اسوه ی بندگی در سال 1350 هـ.ش به ایران بازگشتند و تا آخر عمر پر برکتشان به ارشاد و ترویج شریعت پرداختند و بالاخره روح ملکوتی آن بزرگوار قفس تنگنای دنیای فانی را شکست و در تاریخ 25/3/82 مطابق با 14 ربیع الثانی 1425هـ.ق در سن 81 سالگی به ملکوت اعلی پیوست و پیکر پاکشان در جوار مرقد شریف امامزاده جعفر و مرتضی (علیهماالسلام) واقع در خیابان هاتف اصفهان، آرام گرفت.
منبع: برگرفته از اسوه ی بندگی

حکایتها و هدایتها
برترین ایثار
كودكان عزيز پيامبر(صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌‌وسلم) ـ حسن و حسين(سلام‌الله‌عليهما) ـ در بستربيماري بودند. حضرت علي(سلام‌الله‌عليه) نذركردند براي شفاي آنان سه روز، روزه بگيرند. همراه حضرت، همسرشان حضرت فاطمه(سلام‌الله‌عليها) و دو كودكشان و فضّه ـ خدمتكار خانه ـ چنين نذري‌كردند. خداي‌مهربان آن دو كودك را شفا داد و پس از آن، همگي روزه گرفتند.
موقع افطار بينوايي به درخانه‌آمد و همگي اعضاي خانواده نان‌هاي خود را به او دادند و فردا با آب، نيّت روزه كردند. روز دوم، ناگاه كودك يتيمي در خانه را كوبيد و دو مرتبه همگي، غذاي خود را كه براي افطار بود به‌كودك يتيم دادند و روز سوم باز با آب نيّت روزه كردند.
روز سوم، حضرت فاطمه (سلام‌الله‌عليها) با آخرين بخش از آردها، نان پختند، موقع افطار ناگاه اسيري به درخانه آمد و تقاضاي آب و غذا نمود و اين خاندان با كرامت با شدت گرسنگي، همه‌ي نان‌هاي خود را به او دادند.
روز چهارم حضرت علي(سلام‌الله‌عليه) و دو فرزندگراميشان به خانه‌ي پيامبر‌اكرم(صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌‌وسلم) رفتند. حضرت نشانه‌هاي گرسنگي و ايثار را به روشني در سيمايشان ديدند و فهميدند كه آنان سه روز است كه روزه داشتند و افطاري خود را براي خشنودي خداوند انفاق نمودند.
در اين هنگام، فرشته‌ي وحي فرود آمد و پس از رساندن سلام خداوند متعال، گفت:
اي پيامبر آياتي را كه در شكوه و عظمت خاندانت فرود آمده، به جان بسپار:
«وَ يُطْعِمُونَ الطَعَامَ عَلَي حُبِّهِ مِسكِيناً وَ يَتِيماً وَ اَسِيراً إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ لانُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءٍ وَ لاشُكُوراً؛
و به پاس دوستي خداوند، بينوا و يتيم و اسير را غذا مي‌هند. (مي‌گويند) ما براي خشنودي خداست كه به شما غذا مي‌خورانيم و پاداش و سپاسي از شما نمي‌خواهيم»1
در اين موقع پيامبراكرم(صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌‌وسلم) متبسمانه رو به حضرت‌علي(سلام‌الله‌عليه) وخانواده‌شان نمودند و فرمودند:
خداوند هديه‌اي آسماني براي شما آورده است.
پرسيدند: چه هديه‌اي؟ حضرت رسول اكرم (صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌‌وسلم)فرمودند: سوره‌ي انسان را.
آنان گرسنگي خود را از ياد برده بودند چرا كه خداوندمتعال آنان را از چشمه‌ها و غذاهاي بهشتي، كه به نيكان وعده داده بود، بهره‌مند ساخته بود.

پي نوشت :

1. سوره‌ي انسان، آيات 8 و9.
منبع: آيه‌ها و قصه‌ها، محمدعلي‌كريمي‌نيا، صفحه‌هاي59 تا 62 به نقل از تفسير فخررازي، ج3، ص244.

معرفی کتاب
كتابِ امام علي عليه السلام،‌ عدل و تعادل
چه درگذشته‌ي تاریخ و چه‌دردوران معاصر،افراد‌ زیادی ازدادگری و برابری ، سخن گفته‌اند و در این باره‌ کتابها نوشته‌اند و درضرورت و ارزش عدالت،داد سخن داده‌اند ؛اما بسیارکم اند حکومتگرانی که ژرفای معنای عدل را دریافته باشند وگستره‌ي قلمرو آن را به خوبی بشناسند و عدالت را حیاتی‌ترین قانون بدانند و آن را به« اصلی‌عام، چه در جهان تکوین و چه درنظام تشریع»، باورداشته باشند و بدان عمل کنند و با همه‌ی توان و تمام هستی خود، برای تحقق آن بکوشند.
افراد بسياري سعي نمودند كه عدالت گستر باشند، ولي به جرأت مي‌توان‌گفت ائمه‌ي‌اطهار (عليهم‌‌السلام) ودرصدر ايشان، حضرت‌علي(سلام‌الله‌عليه) را مي‌توان”حکومتگزار عادل” نام برد، عدالت در اندیشه‌ی حضرت امام‌علی(سلام‌الله‌عليه) جایگاه ویژه دارد و ازپایگاهی بس بلند بر خوردار است.
حضرت‌امام‌علی(سلام‌الله‌عليه معیارهای عدالت را به خوبی می شناختند، با تربیت درخانه‌ي وحی و اتصّال به علم‌ پیامبر اکرم (صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌‌وسلم)، در زندگی خویش با همه‌ی فراز و نشیب‌ها، عدالت حقیقی را نشان دادند و باژرف‌ترین واژه‌ها وجمله‌ها،آن را باز گفتند.
کتابِ« امام علی (سلام‌الله‌عليه) ،عدل و تعادل»، پژوهشی است که سعی دارد زوایای گوناگون عدالت را از لابه لای‌ سخنانِ حکمت بار این اسوه‌ي عدل وانصاف، استخراج کند وآن را به تشنگان معرفت،معرّفی نماید.
مؤلف: محّمد حکیمی
ناشر:انتشارات‌ِدلیل، قم،1384

احکام
پرسش: آیا مى‌شود در ماه رمضان، براى فرار از روزه مسافرت كرد؟
پاسخ: مسافرت كردن در ماه رمضان – هر چند به عنوان فرار از روزه باشد – اشكال ندارد؛ ولى این امر تا قبل از روز بیست و سوم مكروه است. (1)
پرسش: آیا گرفتن روزه‌هاى قضا، در سفر صحیح است؟
پاسخ: خیر، جایز نیست. (2)
پرسش: كسى كه در ماه رمضان در سفر است، آیا مى‌تواند نذركند روزه‌بگیرد؟
پاسخ: همه: خیر، جایز نیست. (3)
پرسش: آیا چشیدن غذا، روزه را باطل مى‌كند؟
پاسخ: اگر آن را فرو نبرد، اشكال ندارد. (4)

پي نوشت :

1- العروة الوثقى، ج 2، شرایط وجوب الصوم، م 4 و 6.
2- آیات عظام امام، نورى و فاضل، تعلقات على العروة، ج 2، شرایط صحة الصوم، الخامس ؛ آیت الله العظمی صافى، هدایة العباد، ج 1، م 1354؛ آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید، منهاج الصالحین، شرایط صحة الصوم؛ آیت الله العظمی بهجت، وسیلة النجاة، ج 1، م 1143 و دفترآیت الله العظمی خامنه‌اى.
3- العروة الوثقى، ج 2، نیه الصوم، م 6.
4- توضیح المسائل مراجع، م 1582.

مطالب مشابه