فضائل خدیجه علیها السلام

فضائل خدیجه علیها السلام

نويسنده: علی امامی

در سال دهم بعثت بانوي بزرگ اسلام بعد از 25 سال همراهي و فداكاري در راه پيامبر صلي الله عليه و آله با كوله باري از رنجها، فداكاريها، گذشت و ايثارها، در سن 65 سالگي، چشم از جهان فرو بست و همسرش محمد صلي الله عليه و آله را در ميان دشمنان در فراق جانسوزي تنها گذاشت.
اين حادثه دردناك درست بعد از سه روز از وفات ابوطالب، حامي دلسوز و فداكار پيامبر صلي الله عليه و آله اتفاق افتاد و آنچنان حضرت ختمي مرتبت را متأثر و محزون ساخت كه آن سال (دهم بعثت) را «عام الحزن » و سال غصه و غم نامگذاري نمود و در ميان اندوه فراوان و اشكي چون باران، خديجه را در محلي به نام «حجون » به خاك سپرد.
آنچه در پيش رو داريد نگاهي است گذرا، به فضائل خديجه كبري، بانوي فداكار و صبور اسلام.

فضائل خديجه عليها السلام

1.بصيرت ژرف
از بالاترين فضائل خديجه كبري اين است كه از انديشه بلند و فكر عميق و بصيرت ژرف برخوردار بود؛ مخصوصاً عقل عملي او در اوج خود قرار داشت. اين امر را مي توان از انتخاب پيامبر اكرم به عنوان شوهر آينده و شايسته خود از بين آن همه خواستگاران پولدار و تاجر فهميد.
او در چهره و رفتار محمد صلي الله عليه و آله آينده درخشان و ممتاز او را مي ديد، به همين جهت راز پيشنهاد ازدواج با محمد صلي الله عليه و آله را (قبل از بعثت) چنين بيان مي كند: «يَابْنَ عَمّ! اِنّي قَدْ رَغِبْتُ فِيكَ لِقِرابَتِكَ مِنّي وَ شَرَفِكَ في قَوْمِكَ وَ اَمانَتِكَ عِنْدَهُمْ وَ حُسْنِ خُلْقِكَ وَ صِدْقِ حَدِيثِكَ؛ (1) اي پسر عمو! من به خاطر خويشاوندي ات با من، و شرف و امانتداري ات در ميان قوم خود، و به جهت اخلاق نيك و راستگويي ات، به تو تمايل پيدا كردم. »
جملات فوق به خوبي نشان مي دهد كه محبت و ارادت اين بانو به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله براساس عشق مجازي و محبت شهواني نبوده، بلكه بر اثر معرفت و شناخت عميقي بوده است كه از شخصيت محمد صلي الله عليه و آله داشت. اما افرادي كه چنين بصيرتي نداشتند، از جمله گروهي از زنان قريش سخت خديجه را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند، تا آنجا كه گفتند: «او با اين همه حشمت و شوكت با يتيم ابو طالب كه جواني فقير است تن به ازدواج داد. چه ننگ بزرگي. »
خديجه كه انتخابش از سر شناخت و معرفت بود، محكم و قرص بر انتخاب خويش پاي فشرد و در جواب سخنان ناشي از جهالت و بي خبري آنها گفت: «اي زنان! شنيده ام شوهران شما [و خودتان[ در مورد ازدواج من با محمد خرده گرفته ايد و عيب جويي مي كنيد، من از خود شما مي پرسم آيا در ميان شما، فردي مانند محمد وجود دارد؟ آيا در شام و مكه و اطراف آن شخصيتي به سان ايشان در فضائل و اخلاق نيك سراغ داريد؟ من به خاطر اين ويژگيها با او ازدواج كردم و چيزهايي از او ديده ام كه بسيار عالي است. »(2)
گذشت زمان، پيروزيهاي پي در پي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ، گسترش اسلام، و فرزنداني كه از خديجه به يادگار ماند، از جمله فاطمه زهرا عليها السلام كه يازده امام معصوم از نسل اوست، بر انتخاب زيباي خديجه و بصيرت ژرف او تحسين گفت ؛ هر چند خود شاهد ثمرات انتخاب شايسته خويش نبود.

2. ايمان و اسلام محكم و پايدار
همان بصيرت ژرف خديجه كه باعث انتخاب محمد صلي الله عليه و آله براي همسري آينده او شد، عامل ايمان و اسلام او نيز گشت، و باعث شد كه لقب اول زن مسلمان را به خود اختصاص دهد.
«ابن عبد البر» به سند خود از پدر «ابي رافع» نقل مي كند كه پيامبر خدا در روز دوشنبه (مبعث) نماز گذارد و خديجه در (ساعات) آخر همان روز نماز خواند. (3)
و علي عليه السلام نيز بر ايمان و اسلام خديجه اين گونه صحه گذاشت كه: « لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ واحِدٌ يَؤْمَئِذٍ فيِ اْلاِسْلامِ غَيْرَ رَسُولِ اللّه وَ خَديجَةَ وَ اَنَا ثالِثُهُمْ. اَري نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسالَةِ وَ اَشُمُّ ريحَ النُّبُوَّةِ؛ (4)
خانه اي واحد در آن روز در اسلام جمع نشد غير از رسول خدا صلي الله عليه و آله و خديجه و من كه سومين آنان بودم. نور وحي و رسالت را مي ديدم و بوي نبوت را استشمام مي كردم.»
خديجه عليها السلام تا آخرين لحظه بر آن ايمان پاي فشرد و در راه اسلام فداكاري و گذشت نمود و يك لحظه از رهبر اسلام و حمايت او غافل نگشت .

3. از برترين بانوان دو سرا
برترين زنان جهان هستي را چهار زن تشكيل مي دهند؛ چنانكه ابن اثير از انس بن مالك از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نقل كرده كه فرمودند: «خَيْرُ نِساءِ الْعالَمينَ مريمُ، آسِيةُ، خديجةُ وَ فاطِمةُ؛ (5) برترين زنان عالم مريم، آسيه، خديجه و فاطمه عليها السلام هستند.»
همينها كه كوله بار كمال را در دنيا بستند، در بهشت نيز در صدر قرار دارند و از جمله آنها خديجه كبري عليها السلام مي باشد. «عكرمه» از « ابن عباس» نقل مي كند كه حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: « اَفْضَلُ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّةِ خَديجةُ بِنْتُ خُوَيْلَدٍ وَ فاطِمةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْيَمُ ابْنَةُ عِمْرانَ وَ آسِيَةُ بِنْتُ مُزاحِمٍ اِمْرَأةُ فِرْعَوْنَ؛ (6) بهترين زنان بهشت اينانند: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد و مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم، همسر فرعون.»

4. برترين همسر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله همسران متعددي داشتند، ولي از نظر درجات يكسان نبودند.
يكي از آنها در حال حيات و بعد از رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله سخت حضرت را اذيت و آزار داد، و بر خلاف دستورات او حركت كرد، كه همين امر باعث تنزل مقام و منزلت او گرديد، ولي برخي از آنها مانند خديجه كبري با تمام وجود و هستي خويش در راه اطاعت از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و جلب رضايت او كوشيد و در نتيجه در بين تمام همسران رتبه ممتاز را كسب نمود. مرحوم شيخ صدوق از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه آن حضرت فرمودند: « تَزَوَّجَ رَسُولُ اللّهِ بِخَمْسَ عَشَرَ اِمْرَأَةً اَفْضَلُهُنَّ خَديجَةُ بِنْتُ خُوَيْلَدٍ؛ (7) رسول خدا صلي الله عليه و آله با پانزده زن ازدواج كرد كه برترين آنان خديجه دختر خويلد بود.»

5. مادر زهرا عليها السلام
طبق نص قرآن كريم همسران پيامبر مادران روحاني مؤمنان و « ام المؤمنين » هستند: « وَ اَزْواجُه اُمَّهاتُهُمْ » ؛(8) « همسران او (پيامبر) مادران مؤمنين هستند » و خديجه از برترين مصداقهاي آيه بشمار مي رود. واين سعادت در بين همه زنان حضرت، نصيب خديجه گشت كه يازده امام از نسل او از طريق فاطمه زهرا عليها السلام پديد آيد. راستي چنين مقامي نياز به لياقت و استعداد بالا دارد.
از بين همه فرزندان حضرت محمد صلي الله عليه و آله فاطمه زهرا عليها السلام از مقام ممتازي برخوردار است؛ چرا كه هم داراي عصمت است (9) و هم امامت و وصايت از طريق نسل او استمرار يافت.

6. سخاوت و انفاق بي بديل
ثروت خديجه در آن دوران زبانزد خاص و عام بود. ثروت اين بانوي كاردان و عاقله به قدري زياد بود كه مالداران درجه يك قريش چون « ابو جهل » و « عقبة بن ابي معيط » در نزد او ناچيز به شمار مي رفتند.
مورخان ثروت خديجه را بدين ترتيب شمرده اند:
1. هزاران شتر كه اموال تجارتي او را حمل مي كردند.
2. قبه اي از حرير سبز با طنابهاي ابريشمي بر بام خانه اش افراشته بود. اين امر نمايانگر ثروت فراوان او بود و فقرا نيز از روي اين علامت براي استعانت و كمك مراجعه مي كردند.
3. چهار صد غلام و كنيز كه خدمات ارجاعي او را انجام مي دادند. (10)
پس از ازدواج با پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ، خديجه تمامي اين ثروت را در اختيار رسول خدا صلي الله عليه و آله قرار داد و عرض كرد: « اَلْبَيْتُ بَيْتُكَ وَ اَنَا اَمَتُكَ؛ خانه (من) خانه تو،و من هم كنيز تو هستم.» (11)
ورقة بن نوفل، عموي خديجه، بعد از اين قضيه كنار كعبه آمد و بين زمزم و مقام ابراهيم ايستاد و با صداي بلند گفت: « اي عرب! بدانيد كه خديجه شما را شاهد مي گيرد كه خود همه ثروتش را از غلامان و كنيزان، املاك، دامها، مهريه و هدايايش را به محمد صلي الله عليه و آله بخشيده است و همه آنها هديه اي است كه محمد صلي الله عليه و آله آن را پذيرفته است و اين كار خديجه به خاطر علاقه و محبت او به محمد صلي الله عليه و آله است. شما در اين باره گواه باشيد و گواهي دهيد.»(12)
و پيامبر اكرم نيز از اين اموال براي پيش برد اسلام و اهداف آن نهايت استفاده را برد. به همين جهت خود آن حضرت فرمود: «هيچ ثروتي، هرگز مانند ثروت خديجه به من سود نرساند.»(13)

7. صبر و بردباري بي مانند
فردي مانند خديجه كه در درون ثروت فراوان بزرگ شده طبعا بايد نازپرورده و كم تحمل باشد؛ اما خديجه با برخورداري از نعمتها بعد از ازدواج و ايمان به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله خود را براي تحمل همه سختيها آماده كرد، تحمل فشارهاي مختلف مشركان مكه، سرزنشهاي بستگان، محاصره اقتصادي در شعب ابي طالب و… مخصوصا محاصره اقتصادي سخت او را اذيت و آزار داد و با كهولت سن ( 63- 65 سالگي) تحمل و بردباري نهايي را به عرصه نمايش گذاشت. بنت الشاطي در اين زمينه مي گويد:«خديجه در سني نبود كه تحمل آن همه رنج برايش آسان باشد، و از كساني نبود كه در جريان زندگي با تنگي معيشت خو گرفته باشد، اما در عين حال و با وجود كهولت سن، سختيهايي را كه در اثر محاصره در شعب وارد مي شد تا سر حد مرگ تحمل كرد.» (14)

8. حامي رسالت و محب امامت
چهار زن در اين دنيا به حد كمال رسيده اند و به عنوان زنان نمونه و شايسته هستي شناخته شدند: آسيه، مريم، خديجه، فاطمه عليها السلام . از مهم ترين اشتراكات اين چهار زن، حمايت و اطاعت از رهبري و پيشوايان زمان خود بوده است. آسيه تا پاي جان از رهبري و رسالت موسي عليه السلام حمايت نمود، مريم با تحمل تهمت و رنجها پايه هاي رسالت عيسي عليه السلام را محكم نمود، فاطمه زهرا عليها السلام تا مرز شهادت از امام خويش علي بن ابي طالب پشتيباني و دفاع نمود و سر انجام شهيد راه امامت و ولايت گشت.
و اما خديجه عليها السلام از حاميان راستين رسالت بود. او نيز جان و مال خويش را تقديم رسالت نمود. او هم رسالت مدار بود و هم امامت محور. هم حامي و همگام رسالت بود و هم محب و طرفدار امامت.
در مورد حمايت از رسالت در بخشهاي پيشين اشاراتي به ميان آمد، در اين بخش فقط به يك نكته اكتفا مي شود. حضرت آدم در بهشت نگاهي به زندگي محمد صلي الله عليه و آله و خديجه عليها السلام انداخت و گفت: « يكي از برتريهاي محمد بر من اين است كه همسر او براي اجراي اوامر خداوند با شوهرش همكاري و مساعدت نمود و حال آنكه همسر من مرا در نا فرماني خداوند تشويق نمود.»(15)
اما در مورد محبت و ارادت خديجه عليها السلام نسبت به علي عليه السلام ، مرحوم مجلسي چنين نقل مي كند:« پس از ازدواج پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با خديجه [و به دنيا آمدن علي عليه السلام ]، خديجه را از دوستي و محبت علي خبر داد. و خديجه پس از آن [به علي عليه السلام محبت فراوان داشت] و براي آن حضرت به وسيله خدمتكارانش لباس، زيور آلات، كنيز و ملزومات مي فرستاد؛ به گونه اي كه مردم مي گفتند: علي برادر محمد صلي الله عليه و آله و محبوب ترين افراد نزد اوست و نور چشم خديجه به حساب مي آيد… . الطاف و محبتهاي خديجه صبح و شام به خانه ابو طالب روان بود. »(16)
هنگام ولادت فاطمه عليها السلام ، خديجه بيشتر با ولايت آشنا گشت؛ چرا كه دخترش زهرا هنگام ولادت، بعد از شهادت به توحيد و رسالت، اينگونه شهادت داد: « وَ اَنَّ بَعْلِي سيّدُ اْلاَوْصِياء وَ وُلْدِي سادَةُ الاَْسْباط (17) ؛ و به راستي همسرم سيد اوصيا و فرزندانم سيد و سالار نوادگان رسول خدا هستند.» علاوه بر اين خديجه عليها السلام ولايت علي و فرزندان او را صريحا پذيرفته بود، با آنكه در آن زمان امامت حضرت هنوز به فعليّت نرسيده بود.
مرحوم محلاتي به نقل از مجلسي رحمه الله مي گويد: « روزي رسول خدا خديجه را نزد خود خواست و فرمود: اين جبرئيل است و مي گويد: براي اسلام شروطي است: اول: اقرار به يگانگي خداوند، دوم: اقرار به رسالت پيامبران، سوم: اقرار به معاد و عمل به اصول و مهمات شرع، چهارم: اطاعت اولي الامر [يعني علي] و ائمه طاهرين از فرزندان او و برائت از دشمنان آنها.» خديجه هم به آنها اقرار نمود و آنها را تصديق كرد. (18)
در خصوص امامت امير مؤمنان، رسول اكرم صلي الله عليه و آله به خديجه فرمود: « هُوَ مَولاكَ وَ مَوْلَي الْمُؤْمِنينَ وَ اِمامُهُمْ بَعْدي؛ علي مولاي تو و مولاي تمام مؤمنان و امام آنها پس از من است.» آن گاه دست خود را بالاي دست اميرمؤمنان گذاشت و خديجه دست خود را بالاي دست پيامبر قرار داد و اين گونه بيعت ابدي ولايت مداري را انجام داد. (19)

پی نوشت ها :

1. سیره نبوی، ابن هشام، ج1، ص201؛ تاریخ طبری، ج1، ص521.
2.بحارالانوار،ج16،ص81 و ج103،ص374.
3.استیعاب، ج2، ص419، ش13.
4.تاریخ طبری، ج2،ص208 وشرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج13،ص197.
5. خصال صدوق، باب خصال اربعه.
6.اسدالغابة، ج5، ص437؛ استیعاب، ج4، ص1821.
7.خصال شیخ صدوق، باب خصال اربعه.
8.احزاب/5.
9. احزاب/33.
10.الوقایع و الحوادث، محمد باقر ملبوبی، ص13؛بحارالانوار،ج17،ص309 وج16،ص22.
11.همان دو.
12.بحارالانوار،ج16،ص75ـ77.
13. همان، ج19، ص63.
14.خدیجه کبری، نمونه زن مجاهد مسلمان.
15. طبقات ابن سعد، ج1،ص134.
16. بحار الانوار، داراحیاء التراث، ج37، ص43.
17.همان، ج43،ص3.
18. محلاّتی، ریاحین الشریعه، ج2، ص209.
19. همان.

مطالب مشابه