فلسفه و ثواب زيارت امام حسين علیه السلام

فلسفه و ثواب زيارت امام حسين علیه السلام

زيارت هريك از قبور اهل بيت (علیهم السلام) از اعمال ارزشمندى است كه در شريعت اسلام، بسيار بدان تأكيد و سفارش شده است. در اين ميان، زيارت قبر امام حسين علیه السلام به جهت حادثه عظيمى كه براى آن حضرت در تاريخ اتفاق افتاد و منشأ تقويت دين و حركت و جوشش تشيع گرديد و نيز ظلمى كه بر او و خاندان او روا داشتند، اهميت ويژه ‏اى دارد؛ و روايات فراوانى شيعيان مأمور شده ‏اند كه آن حضرت را از نزديك زيارت نمايند.

متن مقاله :

امام صادق علیه السلام فرمود:
«مَن لَم يَأتِ قَبرَ الحُسينِ و هُوَ يَزعَمُ أَنَّهُ لَنا شيِعَةٌ حَتّى يَموتَ فَلَيسَ هُوَ لَنا بِشيِعَةٍ»؛
«كسى كه خود را شيعه ما مى‏پندارد، ولى تا هنگام مرگ به زيارت امام حسين علیه السلامنمى‏رود، شيعه [واقعى ]ما نيست.»[1] در روايتى ديگر آن حضرت فرمود:
«عَجَبٌ لاَِقوامٍ يَزعُمُونَ أَنَّهُم شيِعَةٌ لَنا، يُقالُ: إِنَّ اَحَدَهُم يَمُرُّ بِهِ دَهرُهُ لا يَأتِى قَبرَ الحُسينِ جَفاءً مِنهُ و تَهاوُنا و عَجزا و كَسَلاً»؛
«در تعجبم از مردمى كه گمان مى‏كنند شيعه ما هستند؛ اما در مورد آنان گفته مى‏شود كه عمرشان تمام مى‏شود، اما از روى جفا يا بى‏مبالاتى يا تنبلى به زيارت امام حسين علیه السلام نمى ‏روند».[2] زيارت امام حسين علیه السلام واجب يا مستحب مؤكّد؟
زيارت هريك از قبور اهل بيت (علیهم السلام)از اعمال ارزشمندى است كه در شريعت اسلام، بسيار بدان تأكيد و سفارش شده است. در اين ميان، زيارت قبر امام حسين علیه السلام به جهت حادثه عظيمى كه براى آن حضرت در تاريخ اتفاق افتاد و منشأ تقويت دين و حركت و جوشش تشيع گرديد و نيز ظلمى كه بر او و خاندان او روا داشتند، اهميت ويژه‏اى دارد؛ و روايات فراوانى شيعيان مأمور شده‏اند كه آن حضرت را از نزديك زيارت نمايند.
امام باقر علیه السلام در روايتى مى‏ فرمايد:
«مُروُا شيِعَتَنا بِزيارَةِ قَبرِ الحُسينِ علیه السلامفَاِنَّ اِتيانَهُ مُفتَرَضٌ عَلى كُلِّ مُؤمِنٍ يُقِرُّ لِلحُسينِ بِالاِمامَةِ مِنَ اللّهِ عَزَّوجَلَّ»؛
«شيعيان ما را به زيارت قبر امام حسين علیه السلام امر و سفارش نماييد؛ زيرا رفتن به زيارت آن حضرت بر هر مؤمنى، كه به امامت آن حضرت از جانب خدا اقرار كرده، واجب است».[3] امام صادق علیه السلام نيز در اين باره مى‏فرمايد:
«لَو أَنَّ اَحَدَكُم حَجَّ دَهرَهُ ثُمَّ لَم يَزُرِ الحُسينَ علیه السلام لَكانَ تارِكا حَقّا مِن حُقوقِ رَسُولِ اللّهِ (صلی الله علیه و آله وسلم)  لِأَنَّ حَقَّ رَسولِ اللّهِ فَريضَةٌ مِنَ اللّهِ، واجِبَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ»؛
«اگر كسى تمام عمر خود را به حج برود، اما به زيارت قبر امام حسين علیه السلام نرود حقى از حقوق پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم)  را ترك كرده است و حق رسول خدا تكليفى است كه خداوند بر هر مسلمانى واجب كرده است».[4] با توجّه به روايات مذكور، آيا رفتن به زيارت قبور امام حسين و ائمه ديگر (علیهم السلام)واجب است يا مستحب؟ برخى از فقهاى اماميه از جمله مرحوم شيخ حرّ عاملى در كتاب شريف «وسائل‏الشيعه» ابوابى به نام «باب وجوب زيارة الحسين والائمه (علیهم السلام)على شيعتهم كفاية»[5] و «باب تأكّد زياره‏الحسين‏بن على علیه السلام و وجوبها كفاية»[6] آورده و با ذكر روايات متعدد بر وجوب كفايى زيارت هر يك از ائمه (علیهم السلام)فتوا داده است.
اما ديگر فقيهان اماميه با توجه به روايات ديگرى كه در اين باره وارد شده، روايات ياد شده را بر استحباب مؤكد حمل نموده ‏اند و زيارت قبور اهل‏بيت (علیهم السلام) را مستحب مؤكد مى‏ دانند، نه واجب.[7] در هر صورت، رفتن به زيارت قبور ائمه، به ويژه قبر امام حسين علیه السلام، نشانه محبت و ارادت شيعيان به امامان و پيشوايان معصوم خود و حلقه وصلى بين آنان است و محب و پيرو واقعى كسى است كه اين ارادت و پيروى خود به اين خاندان را در عمل و آشكارا ثابت نمايد؛ وگرنه ادعاى تشيع ـ بدون اينكه نشانه عملى بر محبت و ارادت خود داشته باشد ـ سودى ندارد. بنابراين اهل بيت (علیهم السلام) در روايات متعدد ـ كه به دو روايت در آغاز بحث اشاره كرديم ـ رفتن به زيارت قبر امام حسين علیه السلام را از نشانه‏هاى شيعه دانسته‏اند و كسانى را كه زيارت آن حضرت را [بدون عذر و محدوديت] در طول دوران حيات خويش ترك مى‏كنند، مورد مذمت و نكوهش قرار داده‏اند و آنان را از زمره شيعيان واقعى خود خارج دانسته‏اند.
البته چنان كه در روايت دوم بدان اشاره شد، نكوهش اين دسته از شيعيان از سوى اهل‏بيت (علیهم السلام) و نفى اسم شيعه از آنان مربوط به كسانى است كه امكانات رفتن به زيارت آن حضرت براى‏شان فراهم است؛ اما به علّت جفا و ظلمى كه به امام حسين علیه السلام روا مى‏دارند و يا زيارت آن حضرت را بى‏اهميت و سبك مى‏شمارند و يا انسانهايى تنبل و بى‏تحرك‏اند، زيارت آن بزرگوار را ترك مى‏كنند. طبيعى است آن دسته از شيعيانى كه امكان تشرف به بارگاه آن حضرت براى‏شان ميسر نيست و موانع مختلفى اعم از مادى و معنوى در مسير آنان قرار دارد، چنين مذمتى متوجه آنان نيست.

فضيلت و ثواب زيارت امام حسين علیه السلام

رواياتى كه از پيامبراكرم و اهل‏بيت (علیهم السلام) درباره ثواب و فضيلت رفتن به كربلا و زيارت قبر امام سوم شيعيان نقل شده، به قدرى فراوان است كه اگر بخواهيم همه آنها را در اين بحث ذكر كنيم، كتابى مستقل مى‏شود؛ به همين دليل، تنها تعدادى از رواياتى را كه نشانگر عظمت و پاداش بسيار زيارت آن حضرت است، نقل مى‏كنيم:
پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم)  پس از آنكه از شهادت امام حسين علیه السلام خبر داد، فرمود:
«مَن زارَهُ عارِفا بِحَقِّهِ كَتَبَ اللّهَ لَه ثَوابَ أَلفِ حَجَّةٍ و اَلفِ عُمرَةِ، أَلا و مَن زارَهُ فَقَد زارَنِى و مَن زارَنِى فَكَأَنَّما زارَ اللّهَ و حَقٌّ عَلَى اللّهِ أَن لا يُعَذِّبَهُ بِالنّارِ، أَلا و إِنَّ الاِجابَةَ تَحتَ قُبَّتِهِ والشَّفاءَ فِى تُربَتِهِ»؛
«كسى كه حسين علیه السلام را زيارت كند، در حالى كه عارف به حق اوست، خداوند ثواب هزار حج و هزار عمره براى او مى‏نويسد. آگاه باشيد! هركس حسين را زيارت كند مرا زيارت كرده و كسى كه مرا زيارت نمايد، گويا خدا را زيارت كرده و بر خداوند است كه او را در آتش عذاب نكند. آگاه باشيد! كه اجابت دعا زير گنبد حسين است و شفاى دردها در خاك قبر حسين است».[8] حضرت امام موسى‏ بن جعفر علیه السلام نيز فرمود:
«اَدنى ما يُثابُ بِهِ زائِرُ الحُسينِ بِشاطِى الفُراتِ اِذا عَرَفَ حَقَّهُ و حُرمَتَهُ و وِلايَتَهُ أَن يُغفَرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ و ما تَأَخَّرَ»؛
«كمترين ثواب زائر حسين در كنار فرات ـ كه حق و حرمت و ولايت آن حضرت را بشناسد ـ اين است كه گناهان گذشته و آينده او بخشيده مى‏شود».[9] «معاوية بن وهب» ـ يكى از اصحاب امام صادق علیه السلام ـ مى‏گويد:
«روزى به منزل امام صادق علیه السلام رفتم و اجازه ورود خواستم. پس از وارد شدن به منزل آن حضرت، داخل اتاق امام صادق علیه السلام شدم، ديدم امام مشغول نماز است. نشستم تا نمازشان را به پايان برسانند. امام در حالى كه مشغول نماز بودند دستشان را به دعا بلند كردند و دعاى فراوانى در حق زائران قبر اباعبدالله كردند: براى دنيايشان، آخرتشان، حفظ آنان از انواع بلاها، حفظ آنان از شر شيطان، بخشش گناهانشان در قيامت، علو درجاتشان در بهشت و دعاهاى فراوان ديگر؛ به‏گونه‏اى كه من به شوق افتادم. پس از پايان نماز به آن حضرت عرض كردم: يابن رسول‏اللّه‏! با اين همه دعايى كه شما براى زائران حسين كرديد اگر اينان خدا را نيز نمى‏شناختند، خداوند گناهان آنان را مى‏بخشيد. به خدا سوگند! دوست داشتم به زيارت آن حضرت مى‏رفتم؛ ولى به حج نمى‏رفتم. امام علیه السلام فرمود: چه چيز تو را از رفتن به زيارت حسين علیه السلامبازمى‏دارد؟ سپس فرمود: اى معاويه! زيارت امام حسين را رها نكن. من گفتم: تا كنون نمى‏ دانستم كه زيارت آن حضرت اين همه ثواب دارد. امام علیه السلام فرمود: كسانى كه در آسمانها براى زائر قبر حسين دعا مى‏كنند بيش از كسانى هستند كه بر روى زمين براى آنان دعا مى‏كنند. سپس حضرت در پايان فرمودند:
اَما تُحِبُّ اَن يَرَى اللّهُ شَخصَكَ و سَوادَكَ فيِمَن يَدعُو لَهُ رَسُولُ اللّهِ و عَلىٌّ و فاطِمَةُ والأَئِمَّةُ (علیهم السلام)اَما تُحِبُّ اَن تَكونَ غَدَا مِمَّن تُصافِحُهُ المَلائِكَةُ؟ اَما تُحِبُّ اَن تَكونَ غَدا فيِمَن يَخرُجُ و لَيسَ لَهُ ذَنبٌ فَيُتبَعَ بِهِ؟ اَما تُحِبُّ اَن تَكونَ غَدا مِمّا يُصافِحُ رَسُولَ اللّهِ (صلی الله علیه و آله وسلم) ؟»؛
«اى معاويه! آيا دوست ندارى كه خداوند نام تو را در ميان كسانى ببيند كه رسول‏الله و على و فاطمه و تمام ائمه (علیهم السلام)براى او دعا مى‏كنند؟ آيا دوست ندارى از كسانى باشى كه ملائكه الهى با او مصافحه مى‏كنند؟ آيا دوست ندارى در ميان كسانى باشى كه فرداى قيامت بدون گناه از قبر خارج مى‏شوند؟ آيا دوست ندارى كه فرداى قيامت رسول خدا با تو مصافحه نمايد؟».[10] در روايتى ديگر امام باقر علیه السلام فرمود:
«لَو يَعلَمُ النّاسُ ما فِى زِيارَةِ الحُسَينِ مِنَ الفَضلِ لَماتُوا شَوقا و تَقَطَّعَت اَنفُسُهُم عَلَيهِ حَسَراتٍ، قُلتُ: و ما فِيهِ؟ قال: مَن زارَهُ شَوقا اِلَيهِ كَتَبَ اللّهِ لَهُ اَلفَ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ و اَلفَ عُمرَةٍ مَبرُورَةٍ و اَجرَ اَلفِ شَهيدٍ مِن شُهداءِ بَدرٍ و اَجرَ اَلفِ صائِمٍ و ثَوابَ اَلفِ صَدَقَةٍ مَقبُولَةٍ و ثَوابَ اَلفِ نَسَمَةٍ اُريدَ بِها وَجهُ اللّهِ … و يُعطى لَهُ يَومَ القِيامَةِ نورا يُضِى‏ءُ لِنورِهِ ما بَينَ المَشرِقِ والمَغرِبِ و يُنادِى مُنادٍ، هذا مِن زُوّارِ قَبرِ الحُسينِ بنِ عَلىٍ شَوقا اِلَيهِ، فَلا يَبقِى اَحَدٌ فِى القِيامَةِ إلاّ تَمَنّى يَومَئِذٍ أَنَّهُ كانَ مِن زُوّارِ الحُسينِ بنِ عَلىٍ عليهماالسلام»؛
«اگر مردم ثواب و فضيلت زيارت امام حسين علیه السلام را مى‏دانستند، هر آينه از خوشحالى مى‏مردند و جانهايشان از حسرت نرسيدن به اين ثواب قطعه قطعه مى‏شد. راوى گويد: به امام گفتم: زيارت آن حضرت چقدر ثواب دارد؟ امام فرمود: هركس امام حسين را با اشتياق زيارت نمايد، خداوند ثواب هزار حج و عمره قبول شده و هزار شهيد از شهداى بدر و هزار روزه‏دار و هزار صدقه قبول شده و هزار بنده‏اى كه در راه خدا آزاد مى‏شود، به او خواهد داد و در قيامت به او نورى داده مى‏شود كه مشرق و مغرب زمين را روشن مى‏كند و منادى ندا مى‏دهد كه اين نور زائر قبر حسين است كه با اشتياق به زيارتش رفته است. وقتى مردم اين را مى‏شنوند احدى در قيامت باقى نمى‏ماند جز اينكه آرزو مى‏كند كه اى كاش از زائران قبر امام حسين علیه السلام مى‏ بود!»[11] رواياتى كه درباره فضيلت و ثواب فراوان زيارت امام حسين علیه السلام بيان شد، بخش اندكى از روايات پرشمارى است كه در اين باره از رسول اكرم و اهل بيت (علیهم السلام) نقل گرديده است.
در پايان اين بخش، لازم است درباره اين روايات و امثال آنها كه در مورد ثواب اعمال خير در كتب حديثى شيعه و اهل‏سنّت وارد شده به دو نكته اشاره كنيم:
نكته اول: در مورد تفاوت و نوع اين پاداشهاست؛ به اين معنا كه مشاهده مى‏كنيم گاه در روايات اسلامى براى يك عمل خير پاداشهاى مختلفى ذكر شده است مثلاً در روايتى، ثواب زيارت امام حسين  علیه السلام معادل يك حج و عمره دانسته شده؛ در روايتى ديگر زيارت آن حضرت، معادل يكصد حج شمرده شده و در روايتى نيز ثواب آن، معادل هزار حج و عمره قرارداده شده است؛ همين‏طور در ديگر اعمال خير مشاهده مى‏شود كه ثوابهاى مختلفى براى يك عمل ذكر شده است. لذا اين سؤال در ذهن انسان به وجود مى‏آيد كه علت تفاوت اين پاداشها چيست؟ و آيا اين پاداشها تنها شامل تمام افرادى مى‏شود كه به زيارت امام حسين و يا ديگر ائمه مى‏روند؟
در پاسخ بايد گفت، علت تفاوت اين پاداشها به نوع عمل، انگيزه و مراتب ايمان افراد و مقدار مشكلات و دشواريهايى كه اين افراد در انجام اين اعمال متحمل مى‏شوند بستگى دارد؛ مثلاً زيارت امام حسين علیه السلام براى عالم متقى ثوابى دارد و براى غير او ثوابى ديگر؛ براى كسى كه عارف به حق و امامت اهل بيت (علیهم السلام) باشد، ثوابى دارد و كسى كه عارف به حق آنان نباشد و يا از معرفت و شناخت كمترى برخوردار باشد ثواب ديگرى دارد، چنان‏كه ثواب كسى كه در راه زيارت آن حضرت متحمّل مشقت شده بيشتر از فردى است كه كمتر در اين راه زحمت كشيده است و نيز ثواب زيارت فردى كه عمل او از اخلاص بالاترى برخوردار است بيشتر از زائرى است كه در عمل و زيارتش اخلاص كمترى دارد. اگر به رواياتى كه درباره ثواب زيارت امام حسين و ديگر ائمه (علیهم السلام)نظرى بيفكنيم مى‏بينيم برخى از همين ويژگيها در همين روايات ذكر شده است؛ مثلاً در برخى از آنها در مورد زائر امام حسين علیه السلام آمده است: «عارفا بحقّه»؛ «زائرى كه عارف به حق امام باشد»، يا «و هُوَ يَعلَمُ أَنَّهُ اِمامٌ مِن قَبِلِ اللّهِ مُفتَرضُ الطّاعَةِ عَلَى‏العِبادِ»؛ «زائر بداند كه او امامى است كه اطاعت او بر بندگان از طرف خداوند واجب است» و يا «عارِفا بِحَقِّهِ يَأتَمُّ بِه»؛ «زائر عارف به حق امام باشد و به او اقتدا كند» و مانند آنها.
از اين قيدهاى ذكر شده استفاده مى‏شود كه افرادى مى‏توانند همه اين پاداشهاى عظيم را نصيب خود كنند كه اين شرطها را در خود عملى سازند؛ يعنى عارف به حق و جايگاه و حرمت اهل بيت (علیهم السلام)باشند؛ آنان را امامى واجب الطاعه بدانند، در عمل به دستورات الهى به آنان اقتدا نمايند و…؛ در غير اين صورت، زيارت آنان از ثواب و اجر كمترى برخوردار خواهد بود و گاه نيز ممكن است عمل آنان هيچ اجر و پاداشى نداشته باشد!
نكته دوم: اين است كه به قدرى براى برخى از اعمال خير از جمله زيارت قبر امام حسين علیه السلام پاداشهاى بزرگ و فراوانى ذكر شده كه گاه براى برخى انسانها قابل تحليل نيست و آنان نمى‏توانند اين مقدار ثواب را براى چنين عملى ـ كه گاه زحمت بسيار اندكى براى انسان دارد ـ هضم نمايند و ممكن است براى اين افراد ايجاد شك و شبهه نمايد و آنان در صحت و درستى اين احاديث ترديد نمايند.
درباره ديدگاه چنين افرادى بايد گفت: در حقيقت منشأ چنين شبهه‏اى ناشى از آن است كه اين گونه افراد، تقدير و سنجش الهى و عالم ديگر را با سنجش خود و عالم ماديت مقايسه مى‏كنند و چنين پاداشهايى را با اين عالم ناسازگار مى‏دانند؛ در حالى كه ملاكهاى سنجش اعمال نزد خداوند و عالم غيب با دنياى محدود ماديت بسيار متفاوت است. چه بسا عملى در چشم انسان مادى‏گرا كوچك و ساده جلوه مى‏كند، ولى نزد خداوند متعال و در عالم ملكوت از عظمت بسيار زيادى برخوردار باشد و خداوند براى انجام آن پاداش فراوانى در نظر گرفته باشد. افزون بر اينكه اين پاداشها و ثوابها مربوط به عالم و ظرف ديگرى است كه عقل و درك ما تا زمانى كه در اين عالم قرار داريم توان درك و فهم محدوده و ميزان آن را ندارد، بنابراين، انسان نبايد در موردى كه از حيطه عقل و ادراك او خارج است، قضاوت نمايد و اخبار كسانى را كه از عالم آخرت آگاهى كامل دارند، نامتناسب با عقل خود بداند و يا آن را مردود شمارد. براى روشن‏تر شدن بيشتر اين موضوع، به كلام حضرت امام خمينى(ره) در اين باره اشاره مى‏كنيم:
«آنچه لازم است اشاره به آن، آن است كه بعضى از نفوس ضعيفه غير مطمئنه به امثال اين ثوابهاى بسيار براى امور جزئيه خدشه مى‏كنند. غافل از آنكه اگر چيزى درنظر ما در اين عالم كوچك آمد دليل نمى‏شود كه صورت غيبيه ملكوتيه آن نيز حقير و ناچيز است. چه بسا باشد كه موجود كوچكى ملكوت و باطن آن در كمال عظمت و بزرگى باشد؛ چنان‏كه هيكل مقدس و صورت جسمانى رسول اكرم خاتم و نبى مكرم معظم (صلی الله علیه و آله وسلم) يكى از موجودات كوچك اين عالم بوده، ولى روح مقدسش محيط به ملك و ملكوت و واسطه ايجاد سماوات و ارضين بود؛ پس حكم كردن به حقارت و كوچكى چيزى به سبب صورت باطنى ملكوتى، فرع علم به عالم ملكوت و باطن اشياء است و از براى امثال ماها حق اين كلام نيست و ما بايد چشم و گوشمان باز به فرمايشات علماى عالم آخرت يعنى انبياء و اولياء (علیهم السلام) باشد؛ و ديگر آن كه بناى آن عالم بر تفضل و بسط رحمت غير متناهيه حق ـ جل و علا ـ گذاشته شده است و تفضلات حق تعالى را حدّ و انتهايى نيست و استعباد از تفضل جواد على الاطلاق و صاحب رحمت غير متناهيه از كمال جهل و نادانى است». حضرت امام خمينى «ره» در ادامه مى‏نويسد:
«اى عزيز! راجع به اين‏گونه ثوابها اخبار و احاديث شريفه يكى و دوتا و ده تا نيست كه انسان را مجال انكارى بماند؛ بلكه فوق حد تواتر است. جميع كتب معتبره معتمده احاديث، مشحون از اين نحو احاديث است. مثل آن است كه ما به گوش خود از معصومين (علیهم السلام) شنيده باشيم و طورى نيست كه باب تأويل را انسان مفتوح كند. پس اين مطلبى كه مطابق نصوص متواتره و مصادم با برهان هم نيست، بلكه با يك نحو برهان نيز موافق است. بى‏سبب انكار كردن از ضعف ايمان و كمال جهالت است. انسان بايد در مقابل فرموده انبياء و اولياء (علیهم السلام)تسليم باشد. هيچ چيز براى استكمال انسانى بهتر از تسليم پيش اولياى حق نيست؛ خصوصاً در امورى كه عقل براى كشف آنها راهى ندارد و جز از طريق وحى و رسالت براى فهم آنها راهى نيست. اگر انسان بخواهد عقل كوچك و اوهام و ظنون خود را دخالت دهد در امور غيبيه اخرويه و تعبديه شرعيه، كارش منتهى مى‏شود به انكار مسلّمات و ضروريات، و كم كم از كم به زياد و از پايين به بالا منجر مى‏شود. فرضاً شما در اخبار و سند آنها خدشه داشته باشيد با آنكه مجال انكار نيست، در كتاب كريم الهى و قرآن مجيد آسمانى كه خدشه نداريد! در آنجا نيز امثال اين ثوابها مذكور است؛ مثل قوله تعالى: «لَيلَةُ الْقَدرِ خَيْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْر»؛ «شب قدر از هزار شب بهتر است.[12] و…».[13]

فلسفه زيارت

سؤالى كه در اينجا مطرح است اين است كه علت رفتن به زيارت قبور اولياى الهى چيست؟ و چرا اهل‏بيت (علیهم السلام) اين همه شيعيان خود را سفارش و توصيه كرده‏اند كه ارتباط خود را با قبور آنان قطع نكنند و هر وقت كه براى آنان ميسر شد ـ هرچند در شرايط سخت و دشوار ـ اين قبور را از نزديك زيارت نمايند؟
زيارت قبر امام حسين علیه السلام و ديگر اولياى الهى دلايل و رازهاى فراوانى دارد.
برخى از مهم‏ترين رازها و اهداف زيارت آن بزرگواران به شرح ذيل است:

الف. تقرب به خداوند
يكى از روشهاى همه عقلاى عالم اين است كه وقتى مى‏خواهند به بزرگى نزديك شده، محبت او را به خود جلب نمايند، ابتدا سراغ واسطه‏ها و وابستگانى مى‏روند كه در نزد آن بزرگ تقرب دارند و آن بزرگ به آنان علاقه و محبت ويژه‏اى دارد؛ لذا با واسطه قرار دادن آن شخص، خود را به آن بزرگ مورد نظر خويش نزديك مى‏سازند و اهدافى را كه براى تحقق آن تلاش مى‏كنند با تمسك به آن واسطه و وارد شدن از طريق آنان محقق مى‏سازند.
نزديك شدن به خداوند متعال نيز از اين قاعده و سيره عقلا جدا نيست؛ اگر كسى مى‏خواهد به خداوند متعال نزديك شود و ترحم خدا را نسبت به خود برانگيزد و كمك الهى را ياور و مددكار خود سازد، بايد به وسيله‏هايى كه در درگاه الهى قرب و منزلت دارند متوسل شود و از طريق آنان خود را به خداوند متعال نزديك سازد. وسيله قرار دادن ديگران به درگاه خداوند آن‏قدر مهم است كه خداوند، خود در قرآن كريم مؤمنان را نسبت به اين امر فرمان داده است.
«يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اتَّقُوا اللّهَ وابتَغوا اِلَيهِ الوَسيلَةَ وجـهِدوا فى سَبيلِهِ لَعَلَّكُم تُفلِحون»
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، پرهيزگارى پيشه كنيد و وسيله‏اى براى تقرب به خدا انتخاب نماييد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد».[14] در روايتى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم)  فرمود:
«نَحنُ الوَسيلةُ اِلى اللّهِ والوُصلَةُ اِلى رِضوانِ اللّهِ»؛ «ما وسيله به سوى خدا و حلقه اتصال به رضوان او هستيم».[15] در زيارت اميرالمؤمنين علیه السلاممى‏خوانيم:
«اَللّهُمَّ عَبدُكَ و زائِرُكَ مُتَقَرِّبٌ اِليكَ بِزيارَةِ قَبرِ اَخِى رسولِكَ»؛ «خدايا بنده و زائر تو به وسيله زيارت قبر برادر رسولت به تو تقرب مى‏جويد».[16] در زيارت امام حسين علیه السلام نيز چنين مى‏خوانيم:
«اَللّهُمَّ إِنّى اِليكَ اَتَوَجَّهُ و اِلَيكَ تَوَجَّهتُ و اِلَيكَ خَرَجتُ و اِلَيكَ وَفَدتُ و بِخَيرِكَ تَعَرَّضتُ و بِزيارَةِ حَبيبِكَ تَقَرَّبتُ»؛
«خدايا من به سوى تو توجه مى‏كنم و به سوى تو رو كردم و به سوى تو خارج شدم و به سوى تو كوچ كردم و به وسيله خير و احسان تو چنگ زدم و به زيارت حبيب و دوست تو به سوى تو تقرب جستم».[17] همچنين در روايات متعدد ديگرى و نيز ادعيه فراوان، از اهل‏بيت (علیهم السلام)، به عنوان «باب الله» يعنى درى كه به سوى خدا باز مى‏شود ياد شده است؛ يعنى اگر كسى مى‏خواهد به خدا نزديك شود و به او تقرب جويد بايد از درب آن ـ كه اهل بيت (علیهم السلام) و ديگر اولياى الهى هستند ـ وارد شود.[18] بنابراين فلسفه عمده زيارت قبور اهل بيت (علیهم السلام)، تقرب به خدا و نزديك شدن به اوست. زائر اين قبور مطهره با زيارت اوليا و مقربان الهى و استمداد از ارواح مطهره آنان، در حقيقت خود را به خداوند سبحان نزديك مى‏كند و بدين وسيله بر مقامات معنوى و الهى خود مى‏افزايد.

ب. ارتباط با حجت خدا و امام
هدف عمده ديگرى كه اهل بيت (علیهم السلام)شيعيان خود را به زيارت قبور اولياى الهى موظف و ترغيب كرده‏اند، برقرارى پيوند و داشتن ارتباط با اين حجتهاى الهى است. ارتباط با حجت خدا ـ كه از بالاترين نعمتهاى خدا براى بشر است ـ باعث مى‏شود كه انسان از دام شياطين و هواهاى نفسانى نجات پيدا كند و به راه حق و هدايت رهنمون گردد. برهمين اساس شناخت حجت خدا و داشتن ارتباط با او در هر زمان و در همه احوال يكى از تكاليف بندگان خدا به ويژه مسلمانان و شيعيان است. قرآن كريم در آيات گوناگون، مؤمنان را به برقرارى پيوند و داشتن ارتباط با اولياى الهى و اهل‏بيت (علیهم السلام) ترغيب و تشويق نموده است. در آيات 22 و 23 سوره رعد مى‏فرمايد:
«والَّذينَ يَصِلونَ ما اَمَرَ اللّهُ بِهِ اَن يوصَلَ ويَخشَونَ رَبَّهُم ويَخافونَ سوءَ الحِساب *… اُولكَ لَهُم عُقبَى الدّار»؛
«آنها كه پيوندهايى را، كه خدا به آن امر كرده، برقرار مى‏سازند و از پروردگارشان و بدى حساب مى‏ترسند * … براى آنان پايان نيكى است».[19] در روايات متعددى كه از اهل‏بيت (علیهم السلام) نقل شده، يكى از مصاديق برقرارى پيوند ـ كه آيه ياد شده به آن اشاره كرده ـ پيوند با رحم آل محمد يعنى اهل بيت (علیهم السلام) دانسته شده است[20] و ارتباط با اين خاندان، مخصوص دوران حيات آنان نيست؛ بلكه زمان شهادت و مرگ ظاهرى آنان را نيز شامل مى‏شود؛ زيرا مرگ و حيات اولياى الهى و معصومين با يكديگر تفاوتى ندارد. آنان بعد از شهادت نيز همانند دوران حيات خويش محيط بر عالم و تمام انسانها هستند. سخن ديگران را مى‏شنوند و كلام‏شان را پاسخ مى‏دهند و تمام مشكلات را مى‏توانند برطرف سازند؛ بنابراين شيعيان همچنان كه در زمان حيات اين خاندان با آنان ارتباط داشته‏اند، بعد از شهادت آنان نيز وظيفه دارند تا از طريق زيارت قبور با آنها ارتباط داشته باشند.
افزون بر اين، زيارت قبور اهل بيت (علیهم السلام)عمل به عهد و پيمانى است كه بين شيعيان و امامان آنان بسته شده است.
امام رضا علیه السلام در اين باره مى‏فرمايد:
«اِنَّ لِكُلِّ اِمامٍ عَهدا فِى عُنُقِ اَولِيائِهِ و شيِعَتِهِ و إِنَّ مِن تَمامِ الوَفاءِ بِالعَهدِ و حُسنِ الاَداءِ زِيارَةَ قُبورِهِم …»؛
«براى هر يك از امامان عهد و پيمانى بر عهده مواليان و شيعيان آنان است و كمال وفا به اين عهد و اداى نيكوى آن زيارت قبور آنان است».[21] در روايتى ديگر آمده است:
«إِنَّ زِيارَتَنا تَجديدُ العَهدِ والمِيثاقِ المَأخُوذِ فِى رِقابِ العِبادِ»؛ «زيارت قبور ما تجديد عهد و پيمانى است كه از بندگان خدا گرفته شده است».[22]

سید جعفر صادقی فدکی

منابع
[1]. كامل الزيارات، ص 356؛ وسائل الشيعه، ج 14، ص 432.
[2]. وسائل الشيعه، ج 14، ص 443.
[3]. همان، ص 444.
[4]. همان.
[5]. وسائل الشيعه، ج 14، ص 443.
[6]. همان، ص 408.
[7]. المقنعه، ص 468؛ تذكرة الفقها، ج 1، ص 403؛ ج 8، ص 453.
[8]. وسائل‏الشيعه، ج 14، ص 452؛ بحارالانوار، ج 36، ص 286.
[9]. الكافى، ج 4، ص 582؛ كامل الزيارات، ص 288.
[10]. تهذيب الاحكام، ج 6، ص 67؛ وسائل الشيعه، ج 14، ص 413.
[11]. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 309؛ ج 11، ص 226.
[12]. قدر 97 3.
[13]. چهل حديث، امام خمينىره، ص 484 ـ 485.
[14]. مائده 5 35.
[15]. بحارالانوار، ج 25، ص 23.
[16]. من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 588.
[17]. تهذيب الاحكام، ج 6، ص 56؛ كامل الزيارات، ص 394.
[18]. الامالى، طوسى، ص 206؛ الاحتجاج، ج 1، ص 338؛ المزار، ص 188 و 217 و 236 و 430.
[19]. رعد 13 22 و 23.
[20]. الميزان، ج 11، ص 349؛ نورالثقلين، ج 2، ص 493.
[21]. الكافى، ج 4، ص 567.
[22]. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 223.

مطالب مشابه