ويژگي هاي مسجد نمونه(2)

ويژگي هاي مسجد نمونه(2)

نويسنده:رحيم نوبهار
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در مسجد خويش آيه هاي قرآني، احكام و معارف ديني و حتي مسائل تاريخي را به مردم آموزش مي داد.[1]مطالبي كه در اين جلسات ارائه مي شد، متناسب با ميزان توان فكري شنوندگان بود.[2] اين جلسات از نظر فاصله زماني به گونه اي تنظيم شده بود كه باعث خستگي و ملال شنوندگان نشود. عبدالله بن مسعود گفته است:
«پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ جلسات سخنراني را همه روزه برگزار نمي كرد؛ زيرا بيم آن داست كه شنوندگان خسته شوند.»[3] شواهد نشان مي دهد كه اين جلسات پس از برخي نمازها مانند نماز صبح و شام كه شمار بيشتري از مردم در مسجد حضور مي يافته اند، بيشتر برگزار مي شده است.[4] شور و نشاط فراواني در حفظ و ثبت مطالبي كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ بيان مي نمود، در ميان شنوندگان وجود داشت.
افرادي كه احياناً به دليلي توفيق حضور در اين جلسات را نمي يافتند، به ديگران سفارش مي كردند تا گفته هاي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را كلمه به كلمه ثبت و حفظ كنند و در فرصت مناسب براي آنان بازگو نمايند.[5] علاوه بر جلسات رسمي سخنراني، جلسات آموزشي و پرسش و پاسخ نيز در مسجد پيامبر تشكيل مي شد. در اين جلسات تنها يك نفر سخن نمي گفت؛ بلكه به صورت گفتگو و محاوره اي ادامه مي يافت. آن حضرت بسياري اوقات پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب در مسجد مي ماندند. بخشي از اين وقت صرف پاسخگويي به پرسشهاي ديني و حتّي تعبير خوابهايي كه مسلمانان ديده بودند، مي شد.[6] پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ همچنين براي تازه مسلمانان ـ كه طبعاً به آموزشهايي ويژه نياز داشتند ـ جلساتي جداگانه تشكيل مي دادند.[7] گاه در حضور آن حضرت مراسم مسابقه شعر و سخنراني برپا مي شد و پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ جوايز برگزيدگان را به آنان اهدا مي فرمود.[8] فعاليتهاي آموزشي مسجد پيامبر در غياب آن حضرت و هنگامي كه ايشان در جبهه هاي جنگ حضور مي يافتند، تعطيل نمي شد؛ بلكه كساني چون عبدالله بن امّ مكتوم و عبدالله بن رواحه، اداره امور مسجد را بر عهده مي گرفتند.[9] جلسات آموزشي نيز با نبود آن حضرت ادامه مي يافت؛ زيرا استاد و مدرّس كلاسهاي آموزشي مسجد النّبي تنها پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نبود. افراد ديگري نيز كه از صلاحيّتهاي علمي لازم برخوردار بودند، اداره اين جلسات را بر عهده داشتند.
عبدالله بن رواحه كه يك چهره علمي بود، جلسات مربوط به توحيد و معاد و مسائل اعتقادي را اداره مي كرد.[10] پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ حتّي در هنگام حضور، گاه در چنين مجالسي شركت مي نمود و به عنوان شنونده و تماشاگر، گفت و شنودهاي علمي را نظاره مي كرد. آن حضرت درباره چنين مجالس مي فرمود: «كم نشستن در چنين مجالسي را بر نشستن در جلسات دعا و نيايش ـ كه در گوشه اي ديگر مسجد برپا بود ـ ترجيح مي دهم؛ زيرا من براي آموزش و تعليم مردم، به پيامبري مبعوث شده ام.»[11] اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ نيز گاه در حالي كه يك پلّه پايين تر از جايگاه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي نشست، بر منبر براي مردم سخن مي گفت.[12] پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كوشش مي نمود تا دامنه اين تلاشهاي آموزشي به ديگر مساجد نيز سرايت كند. بر پايه شواهد تاريخي، مسجد قبا نيز داراي شور و نشاط علمي و فعاليتهاي فرهنگي بوده است.[13] به دليل شرايط خاصّ سياسي، حضور علمي امام باقر و امام صادق ـ عليهم السّلام ـ در مسجد النّبيّ نسبت به ديگر امامان رشدي فزاينده يافت.[14] شاگردان آن دو امام بزرگوار همچون: ابان بن تغلب، مُعاذ بن مسلم، حمران بن اعين و زرارة بن اعين نيز داراي جلسات علمي بودند.[15] اينها همه به ما مي فهماند كه مسجد براي هميشه جايگاه آموزش و فراگيري معارف اسلامي است.

نكاتي چند پيرامون ابعاد فرهنگي مسجد نمونه
در اين جا لازم است چند نكته را پيرامون ابعاد فرهنگي ـ آموزشي مسجد مورد تأكيد بيشتري قرار دهيم:
1 ـ همان گونه كه اشاره شد، ابعاد فرهنگي آموزشي مسجد، يك رسالت اساسي و بنيادين اين نهاد در تمامي عصرها و مكانهاست. مسجد يا ويژگيهايي كه دارد، براي هميشه آموزشگاه مباني ديني و معارف اسلامي است. از اين رو، مسجدي كه نقش مؤثر خود را در زمينه هاي فرهنگي آموزشي ايفا نكند، در حقيقت از اداي بخش مهمّي از رسالت خويش باز مانده و از«مسجد نمونه» بسي فاصله گرفته است.
بر پايه همين ارزيابي است كه امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ مسجدي را كه در آن از هدايت، تبليغ و ترويج دين نباشد، مسجد خراب برشمرده است.[16] 2 ـ بي ترديد شكوفايي علمي مسجد و طرح دانشهاي گوناگون در آن، كمالي براي مسجد به شمار مي آيد؛ ولي پرداختن به اين امور، نبايد سبب شود تا رسالت اوليّه مسجد كه پراختن به دانشهاي ديني است، فراموش شود. از نگاه اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ يكي از رسالتهاي مهمّ و اساسي مسجد آن است كه به معناي حقيقي كلمه، «كانون هدايت» مسلمانان باشد.[17] 3 ـ دانشهاي ديگر جز علوم اسلامي را در صورتي مي توان در مسجد مورد بحث و گفتگو قرار داد كه دست كم داراي دو ويژگي باشند:
اوّل آن كه آموختن آن شرعاً روا باشد.
دوّم اين كه حدّ اقل سودي دنيوي داشته باشد؛ يعني لغو و بي فايده نباشد.
بر همين اساس، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به مردمي كه در مسجد، گرد شخصي جمع شده بودند و با او درباره شعرهاي جاهليّت و رخدادهاي آن زمان سخن مي گفتند، فرمود:«اينها دانشي است كه دانستن آن سودي ندارد و ندانستن آن نيز ضرري دربر ندارد.»[18] اين گفتار پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در حقيقت يك ضابطه و معيار به ما ارائه مي دهد.
4. در ميان همه مباحث و علوم ديني، پرداختن به علوم قرآني در مسجد داراي اهمّيتي ويژه است؛ زيرا قرآن و مسجد پيوندي خاصّ با يكديگر دارند. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين باره فرموده است:«اِنّما نُصِبَتِ المَساجِدُ لِلقُرآن»[19]: «مساجد را براي(خواندن و فهميدن) قرآن بنا كرده اند.» و نيز: «مَن اَحَبَّ القُرآنَ فَليُحِبَّ المَساجِدَ»:[20] «دوستدار قرآن، دوستدار مسجد نيز هست.»
5. مطالعه تاريخ مساجد از آغاز تاكنون، نشان مي دهد كه مسجد و كتابخانه همواره همراه بوده اند. از همان آغاز كه قرآن به صورت مكتوب درآمد، مسلمانان قرآنهاي نوشته را به مسجد اهداء و يا وقف مي كردند. با افزايش شمار كتابها، كتابخانه هاي مساجد نيز رشدي فزاينده يافت. اين كتابخانه ها نقشي بزرگ در شكوفايي فرهنگ و تمدّن اسلامي داشته اند.[21] 6. روايتهايي كه مسجد زن را خانه او دانسته،[22]بر آن نيست كه زنان را از آمد و شد به مسجد بازدارد؛ بلكه همان گونه كه بسياري از فقيهان فرموده اند، مقصود اين روايات، تأكيد بر لزوم رعايت حجاب و پاكدامني است.[23] زنان بخش عظيمي از هر جامعه را تشكيل مي دهند. حضور آنان در مسجد، فرصت مناسبي براي بهره گيري معنوي از اين جايگاه مقدّس و آشنايي با معارف اسلامي است. بلكه براي برخي از آنان، اين تنها فرصت است.

ويژگيهاي اجتماعي ـ سياسي مسجد نمونه
آنچه اكنون به عنوان«معبد» در ديگر اديان مطرح است، ارتباطي عميق و ريشه دار با جامعه و مسائل اجتماعي ندارد.
به عنوان نمونه كليسا تنها مكاني است براي اعتراف كردن نزد كشيشان و به دست آوردن خشنودي خداوند. مراسمي كه در آن جا برگزار مي شود، تنها جنبه فردي دارد. حتّي كليساهايي كه دارايي مؤسسّات امور خيريه است، نيز با مسائل مهمّ اجتماعي بيگانه است. اين گفته درباره خانقاهها، زاويه ها و جاهايي مانند آن نيز صادق است. امّا مسجد در ارتباط با مسائل اساسي و بنيادين جامعه، نهادي مؤثر و داراي موضع است.
ما در اين نوشتار از مجموع نقشهايي كه مسجد نمونه بايد در رابطه با مسائل مهمّ اجتماعي و سياسي ايفا كند، زير عنوان ابعاد سياسي ـ اجتماعي مسجد بحث مي كنيم. در اين جا پاره اي از اين ابعاد را به اختصار مورد بحث قرار مي دهيم.

مسجد، كانون رايزني و مشورت
مي دانيم كه مشورت و مراجعه به آراي عموي در مسائل اجتماعي، نقشي بسزا در تكامل جامعه دارد. تبادل آرا در مسائل اجتماعي، رشد و شكوفايي را به ارمغان مي آورد. مسجد در جايگاه اصيل خويش، محلّ رايزني هاي سياسي ـ اجتماعي است. خداوند متعال پيامبر خويش را فرمان داده بود تا در كارهاي مهمّ با مردم مشورت كند.[24] مسجد، پايگاهي بود كه رسيدن بدين مهمّ را عملي مي ساخت. از اين رو نويسندگاني كه مسجد را«مجلس شوراي مسلمانان» نام نهاده اند، سخني گزاف نگفته اند.
رسم مسلمانان در زمان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اين بود كه هرگاه حادثه اي مهمّ رخ مي داد، جارچي ندا مي كرد: «الصلاة جامعة»؛ يعني:«براي نماز در مسجد جمع شويد.» اين جمله براي مردم آن زمان معنايي خاصّ داشت. آنان از اين ندا مي فهميدند كه امر مهمّي مطرح است.
شواهد گويايي نشان مي دهد كه مسلمانان حتّي پيرامون مسائل نظامي نيز در مسجد به شور و مشورت مي پرداخته اند.[25] بر اين پايه مي توان گفت: مسجدي كه نمازگزاران آن با مسائل مهمّ اجتماعي ـ سياسي رابطه اي فعّال دارند و در آنجا پيرامون مسائل مهمّ جامعه به رايزني و تبادل آرا مي پردازند، به مسجد نمونه نزديكتر است.

پی نوشت:

[1] . ر.ك: التراتيب الادراية، عبدالحيّ الكتّابي، ج2، ص 221 ـ 222 و ص 345، دو جلد، دارالكتاب العربيّ، بيروت،(بي تا).
[2] . بحارالانوار، علاّمه محمّد باقر مجلسي، ج1، ص85، شماره 7.
[3] . التراتيب الادريّه، عبدالحيّ الكتابي، ج2، ص 232.
[4] . همان، ص 218 و 237.
[5] . همان، ص 236.
[6] . ر.ك: الطبقات الكبري، محمّد بن سعد، ج 2، ص445، دوره هشت جلدي، دار بيروت، بيروت، 1405 هـ .ق.
[7] . ر.ك: سيماي مسجد، تأليف و نشر نگارنده، ج2، ص 110 ـ 115، قم، چاپ اوّل، 1373 هـ .ق.
[8] . همان، ص 115 ـ 119.
[9] . همان، ص 123 ـ 125.
[10] . التراتيب الادرايّه، عبدالحيّ الكتّاني، ج2، ص 221.
[11] . همان، ص 220 ـ 221.
[12] . بحارالانوار، علاّمه محمّد باقر مجلسي، ج40، ص 45.
[13] . ر.ك: سيماي مسجد، تأليف نگارنده، ج2، ص125.
[14] . ر.ك: سيماي مسجد، تأليف نگارنده، ج2، ص150 ـ 154.
[15] . همان منبع.
[16] . نهج البلاغه(خطبه ها، نامه ها و كلمات عليّ بن ابي طالب (عليه السّلام) ، تنظيم: صبحي صالح، ص 540، حكمت شماره 369، مركز البحوث الاسلاميّة، ايران، 1395، افست از چاپ بيروت، 1387 هـ .ق.
[17] . همان و نيز: من لا يحصره الفقيه، شيخ صدوق، ج1، باب فضل المساجد و حرمتها، ص 237، حديث 713
[18] . اصول الكافي، محمّد بن يعقوب كليني، ج1، ص 32، كتاب فضل العلم، باب صفة العلم و فضله و فضل العلماء، حديث1، دارالكتب الاسلاميّة، تهران، چاپ سوّم، 1388 هـ .ق، تصحيح: علي اكبر غفّاري.
[19] . وسائل الشيعه، محمد بن حسن عاملي، ج 3، ص493، باب 14 از ابواب احكام المساجد، روايت 1.
[20] . مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نوري، ج 3، ص355، باب 1 از ابواب احكام المساجد، روايت 2.
[21] . ر.ك: نقش كتابخانه هاي مساجد در فرهنگ و تمدّن اسلامي، محمّد مكّي السباعي، ترجمه: علي شكوفايي، تهران، 1373، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي.
[22] . وسائل الشيعة، محمد بن حسن عاملي، ج3، ص510، باب 30 از ابواب احكام المساجد، روايات 1 ـ 5.
[23] . براي ملاحظه بحثي در اين باره، ر.ك: سيماي مسجد، تأليف نگارنده، ج1، ص 113 ـ 117.
[24] . آل عمران، سوره 3، آيه 159.
[25] . مغازي، محمّد بن عمر و اقدي، ترجمه محمود مهدوي دامغاني، ص 152 ـ 156.
منبع: مسجد نمونه، ص10

مطالب مشابه