مدیریت زن، نغمه‌ی دلگرمی

مدیریت زن، نغمه‌ی دلگرمی

نويسنده:احمد ابراهیمی هرستانی

احمد ابراهیمی هرستانی
چکیده
از مقدس‌ترین نهادهای اجتماعی و پیونددهنده‌ی افراد «خانواده» است؛ و «زندگی مشترک» عهده دارتأمین و آرامش روحی و نگهدارنده‌ی دین است که اگر با انگیزه های ناسالم و غیرمتعالی و یا بدون «توان مدیریتی» زن و مرد آغاز گردد ممکن است این کانون از هم بپاشد یا پیوسته بحرانی و رنج آفرین گردد. بنابراین یکی از کلیدهای حل بحران‌های اختلاف انگیز، «توان مدیریتی زن» در خانواده است از قبیل؛ عشق و محبت، حیاء، پرهیز از خیانت، رازداری، اصل مشورت و… است که هر کدام در تحت شایستگی زن و مدیریت او قرار گیرد زندگی پسندیده تر و با سکون و آرامش بیشتری برخوردار خواهد شد.

مقدمه
ازدواج یعنی بهره مندی از لذت‌ها و خوشی‌ها برای هر دو غم و اندوه و تخلی برای هیچ کدام. ازدواج یعنی پیشرفت و بهروزی و موفقیت برای هر دو و شکست برای هیچ کدام. همان گونه که هر دو از پیمان ازدواج حق دارد و باید از آن بهره‌مند شود، زن نیز حق دارد و باید از لذت‌ها و امتیازات این عهدنامه‌ی دوستی بهره مند گردد و گرنه این پیمان عشق و دوستی فروریخته، دوستی به پایان می‌رسد.
جامع‌ترین نهادی که اساس آن بر پایه آرامش و سکون درونی قرار داده شده است «خانواده» است. که در سایه زندگی مشترک زن و شوهر و رعایت حقوق طرفین می‌توان بهشتی دوست داشتنی را در آن احیاء نمود. مسئولیت سنگین زن در خانواده و عملکرد مدبرانه و مدیرانه او در قبال حقوق شوهرش می‌تواند بستری برای زندگی شادی آفرین را برای خود و شوهرش ایجاد کند. بسیاری از اموراتی که می‌تواند مدیریت زن را قوت بخشیده، او را در اهداف و آرزوهای بلندمرتبه‌اش یاری رساند می‌توان عشق و محبت، احیاء، و رازداری را نام برد. که با بکارگیری هر کدام از آن‌ها در زندگی مشترک می‌توان نغمه‌ی زیبایی زندگی را شنید و دلگرمی را در سایه‌سار خانه جاری و ساری مشاهده کرد.

عشق کلید دلگرمی

اولین نیاز روحی و روانی بشر، مهر و محبت و دوست داشتن اوست. ابزار محبت، موجب دلگرمی و علاقه‌مندی او نسبت به زندگی می‌شود؛ و اساساً رابطه مهرآمیز و محبت با عشق توأم با نرمش و گذشت و مدارا، پرجاذبه‌ترین و سازنده‌ترین رابطه‌هاست. چون انسان‌ها تشنه محبت واقعی‌اند و شوهر هم از این قاعده مستثنی نیست.
خانم محترم!
اگر می‌خواهی پیوندت جاودانه گردد؛
اگر می‌خواهی شوهرت از صمیم قلب دوستت داشته باشد؛
اگر می‌خواهی شهد شیرین و گوارای، کامیابی و خوش بختی را در زندگی بیابی؛
اگر می‌خواهی گنجینه‌ی پر بهای آرامش را برای خود بپرورانی؛
کلید همه‌ی این‌ها نغمه‌ی زیبای «عشق» است، نیازی که در صورت برآورده نشدن، دلگرمی در زندگی و رابطه‌ی مهربانانه، به خستگی و افسردگی‌ها تبدیل خواهد شد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
بهترین زنان شما، زنانی هستند که دارای عشق و محبت باشند. (1)
مسأله شوهرداری بر پایه عشق و محبّت با جهاد برابری می‌کند. همان طوری که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «جِهاد المَرأَةٍ حُسنُ التَّبَّعُل» (2) جهاد زن این است که خوب شوهرداری کند.
البته یکی از کارهای مهم شوهرداری آن است که علاقه‌ات را به شوهرت ابراز کنی و نگذاری این عشق در حد قلبت بماند بلکه آن را علنی ساز تا کانون خانواده‌ات گرم‌تر شود. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «هنگامی که یکی از شما رفیق و همکار و برادر خود را دوست می‌دارید به اون اعلان و اظهار کنید.»(3)
در روز چندبار دوست داشتن خود را به او ابراز کن، اگر سرکار مشغول است، به واسطه تلفن خسته نباشید بگو، هر زمان که به منزل بازگشت، به استقبال او برو و بعد از سلام جمله‌ی زیبای «عزیزم دوستت دارم» «این چند لحظه که تو در منزل نبودی مثل اینکه سالها به من گذشت» «دوستت دارم، دلتنگت شده بودم» «چقدر می‌خواهم زود به زود ملاقاتت کنم» این توصیه‌ها را جدی بگیرید و عملی کنید تا کانون خانواده‌تان از گرمی و افسردگی و حالت خستگی بیرون آید.
هرچه بیشتر خودت را در برابر شوهرت، متواضع قرار دهی و با عشق و خوش خُلقی بدو نگاه کنی انگیزه ادامه زندگی برایت بهتر خواهد شد.
گاهی عده ای، عاشق شوهرشان هستند ولی اعلان نمی‌کنند این خود ابزاری برای حالت‌های بی مِهری شوهر خواهد شد. پس اندیشه کن و دریاب خوشبختی را که این هنر توست که چگونه از «عشق» برای همسرت استفاده کنی.

2.حیاء زینت اسلام

یکی از محبوب‌ترین صفات نفسانی که نیروی سرکش شهوت را مهار می‌کند «حیاء» است. حیاء، عاملی است که زنان را در ردیف بهترین نیکویی‌ها قرار می‌دهد. حیاء و عفت، اساس خوشبختی در زندگی است، و چه بسا سهل انگاری در آن تزلزل خانواده را به همراه خواهد داشت. ظرافت و لطافتی که در نگه داری گوهر فرزانه «حیاء» هست، بدان جهت است که بارقه و جلوه ای از نور خداوند است. اصلاً ریشه‌ی گرایش‌ها به حیاء و فضایل اخلاقی، این است که از روح الهی در وجود ما دمیده شده است.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «الحیاءُ نور» (4) حیاء از جنس نور است؛ و همان طور که پیش از این بیان شد، عشق را باید اظهار کرد، در مورد حیاء هم این چنین است. حیاء را نمی‌توان حبس بلکه بایدابزار و اظهار شود.
امام صادق (علیه السلام) حیا را ده قسم دانسته و نُه قسم آن را از آنِ زنان و یک قسم را از آن مردان دانسته است. (5)
در خلوت‌ها حیاء برای شوهر مناسب نیست ولی در بیرون از خانه، حیاء و عفت و پاکدامنی سپر از انحرافات و گمراهی است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «بهترین زنان، زنی است که چون با شوهرش خلوت کند لباس حیا از تن بکند و چون جامه بپوشد و از خانه بیرون رود، لباسی از حیا و عفت بر تن کند که مانند سپر و زرهی برای او باشد.»(6)
بنابراین، عشوه گری و طنازی و هرگونه ظرافتکاری در خلوت برای شوهرش باید صورت گیرد نه آنکه در آشکارا و در نگاه مردم هرگونه پرده دری را ازمیان خود و شوهرش بردارد.
بی حیایی، هتک حرمت شوهر محسوب می‌شود، اگر می‌خواهی خودت شکسته نشوی و همیشه سرحال و سرزنده و شاداب باشی، حرمت شوهرت را با بی حیائیت نشکن. شوهر وقتی می‌بیند همسرش لبخندهای زیبا، طناری ها و هزاران عمل نیکوی دیگر را که استحکام روابط و پیوند دل‌هاست برای کس دیگری سرمایه می‌کند، هیچ گاه دلش را به او نمی‌دهد و در مدت زمان کوتاهی، به کس دیگری عشق می‌ورزد پس ای خانم! هنر تو این است که با حیاء خود شادابی رابه زندگیت بازگردانی!
حضرت علی (علیه السلام) می فمراید : «عفت، انسان را حفظ می‌کند و از زشتی‌ها بیرون می‌کشد و بر تو باد که عفت را پیشه خود سازی و این خوی، بهترین خصلت انسان‌های شرافتنمنداست» (7)
آرایش
آراستگی و زیبایی ظاهر جیزی نیست که تنها انسان آن را دوست داشته باشد بلکه خداوند متعال نیز زیبایی را دوست می‌دارد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند «إنَّ اللهَ جَمیل یُحِبُ الجمالَ، ویُحّبُ أن یُری أَثَرِ النِعمَه عَلی عَبدهِ» (8)
خدا زیباست و زیبایی را دوست می‌دارد و دوست می‌دارد که نشانه نعمت بربنده اش دیده شود.
و در روایتی دیگر از امام هادی (علیه السلام) پرسیدندکه : «قیل کَیفَ ذَلِکَ؟ قال: یَنظَفُ ثَوبهَ، و یَطیبُ رِیحَهُ، و یَحصُّصُ دارَه و یَکنِس أفنیمَه، حتَی أنَّ السِراجِ قَبلَ مَغیبِ الشَمس، یَنفَی الفَقرِ و یَزیدُ فِی الِرزقِ»
فرمودند لباسهای تمیز بپوشید، از عطر و بوهای خوش استفاده کند، خانه‌اش را گچکاری کند، حیاط خانه و در خانه (همه فضاهای مربوط به خانه) را جاروب کند وتمیز نکاه دارد، حتی روشت کردن چراغ پبش از غروب آفتاب، فقر را از بین می‌برد و روزی را فراوان می‌کند.
بنابراین همسر باید در خانه لباسهای خوب و زیبا به تن کند و خود را برای شوهرش آنچنان جذاب نماید که شوهر از هیچ لذت بیرونی غنی نشود.
امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند: «سزاروار نیست زن بودن زیور باشد ولو این که گردنبندی به گردن آویزد سزاوار نیست دستش را بی رنگ و ساده گذارد لو این که حنایی به دست بکشد، هر چند سالخورده باشد» (10)
یکی از بی تفاوتی‌ها نسبت به حق شوهر این است که همسر به صورت معمولی و بودن آرایش و آراستگی ظاهر در مقابل او بیاید ولی در محافل جشن و عروسی فامیلی، زن خودش را بیاراید و اگر نامحرم باشد به طور مسلم چنین کاری جایز نیست. روانشانسان می‌گویند: هنر زن در سه چیز است: 1. خودآرایی 2. سفره آرایی 3. خانه آرایی (11)
بنابراین هنر خودآرایی زنان خود نعمت است که اگر بر پایه عدل مدیریت شود و زن آن را در جایگاه خودش به کار ببندد روند رشد و تعالی خوداهد داشت.
اما در مقابل ار زن خودش را برای غیر آرایش نمود، در حقیقت هنر خودآرایی را نابود ساخته و مشخصات محیط خانه را به تزلزل و نابودی کشانده است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «زنی که برای غیر شوهر عطر بزند خدا نمازش را قبول نفرماید.»(12)
«همچنین پیامبر (صلی الله علیه و آله) غدغن کرده که زن خارج از منزل لباس شهرت بپوشد (یعنی؛ لباسی که چشمگیر و زننده باشد) یا زیوری صدادار به تن کند» (13)
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فرمودند: مردی که در برابر دیدگانش و با رضایت و اجازه او، زنش آریش کند و از خانه بیرون رود، به صورتی که در معرض دید همگان قرار گیرد دیوث است. هر که آن مرد را دیوث بنامد گناهی نکرده. (14)

3. بی اجازه خارج نشدن

از نظر شرع مقدس اسلام زن نمی‌تواند بدون اجازه شوهر خود از خانه خارج شود و مهم‌ترین پیامد این امر آن است که انسجام درونی خانواده که بر پایه نظم استوار شده، از هم گسسته شود و موجب پیدایش دشمنی بین زن و مرد گردد. اسلام با طرح این مسأله بر آن است که زن شخصیت خانه داری خود را حفظ کرده، به اصلاح کارهای فرزندان و تربیت آنان بپردازد و مهم‌تر آنکه مصون ماندن او از فسادها و آلودگی‌های اجتماع است، که آلودگی زن برابر با شکسته شدن کرامت و بزرگواری او و فروپاشی خانواده و اجتماع می‌باشد.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «زن نباید بدون اجازه شوهر از خانه خارج شود، اگر بدون اجازه خارج گردد ملائکه آسمان، جن و انس و هرآن چه این که زن (نافرمان) از نزد آن عبور می‌کند به او لعنت می‌کند تا به آن هنگام که به خانه برگردد.»(15)
البته این نکته را نباید فراموش کرد که برای ادله‌ی فریضه حج حتی بدون اجازه شوهر، می‌تواند از خانه بیرون آید، چرا که اطاعت از مخلوق در معصیت خالق نیست. بنابراین یکی از حقوق همسر این است که بدون اجازه‌اش از خانه خارج نشوی. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «زن نتواند حق خدا را ادا کند تا این که حق همسرش را ادا کند.» (16)
یا خانم! بیا و خودت را ارزیابی کن، ببین در اطاعت از شوهرت چگونه ای؟ آیا عبودیت خدا فقط به نماز و روزه است یا آنکه اختصاص اطاعت از شوهر مسیر رشد خود و فرزندان تو است. اجازه خواستن از شوهر، اولاً احترام گذاشتن به مقام شوهر است. ثانیاً شوهر هیچ گاه این احسان تو را فراموش نمی‌کند؛ زیرا تو به کرامت او عزّت نهادی ثالثاً فضا و محیط را برای شادی و نشاط آرام نگه داشته ای.
لذت جویی و تمتّع جنسی
در نظام تربیتی اسلام یکی از استراتژی‌ها و اهداف بزرگ تشکیل خانه و خانواده، درک لذت‌های حلال عاطفی، از طریق همنشینی، همکلامی، همخوابی، همسری و یا از طریق دیدن، شنیدن، گفتن، بوئیدن، لمس کردن و درنهایت همآغوشی مشروع می‌باشد. روابط سالم جنسی بین زن و مرد، تبادل خالصانه‌ی احساسات و محبت‌ها و ارضاء عواطف و نیازهای عاطفی در خانه و در نظام خانواده مورد سفارش اسلام می‌باشد. تمتّع به معنای بهره مندی و لذّت جویی زن و شوهر از یکدیگر است که البته این واژه‌ها تنها به امور خاص زناشویی محدود نمی‌گردد، بلکه بخشی از آن در این محدوده معنی پیدا می‌کند. به گفته‌ی روانشناسان همچون دکتر فرانکس کایریود می‌گوید: «بر اساس آمار دقیق جدید ثابت شده که اکثر طلاق‌ها در زمان حاضر بر اثر عدم ارضا جنسی زن و شوهر است.»(17)
بنابراین مدیریت زن این است که در مسائل زناشویی از خود خلاقیت نشان دهد تا روابط آن دو تکراری نشود. «توجه داشته باشید که روابط زناشویی خوب و خلاّق، مقدار زیادی هورمون انرژی زا آدرنالین در بدن آزاد می‌کند و با آزاد شدن این هورمون، میزان هورمون اندروفین نیز در بدن افزایش یافته که سبب ایجاد آرامش می‌گردد.» (18)
حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خَیرُ نساءِکُم العَفیفَةُ الغُلِمَه» (19) بهترین زنان شما آن زن با عفّتی است که به آمیزش با شوهرش تمایل بسیار داشته باشد. «در کتب روانشناسی آمده است که: اگر مرد لّذت کامجویی ببرد، برای زندگی به هر مشکلی تن خواهد داد.»(20)
روایتی است که از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: «برای زن روا نیست که شبی را بخوابد و خود را به شوهرش عَرضه ننماید. پرسیده شد: چگونه خود را عرضه کند؟ فرمودند: وقتی لباس‌هایش را درآورد و وارد رختخواب شد بدنش را به بدن او بچسباند.»(21)
آری تمکین زن صیدگاه شوهر و عرصه‌ی فرمانروایی زن و عامل محبوبیت او نزد شوهر است که زن با مدیریت و خلاّقیت بخشی به این امر می‌تواند بیش از پیش درنزد شهرش لطافت و دلگرمی را احساس کند.
پرهیز از توصیف زنان نامحرم نزد شوهر
در اسلام وصف جمال و زیبائی زنی برای مردان نامحرم حرام است و اگر گناهی بین آن دو صورت گیرد، توصیف کننده شریک آن معصیت بوده و بلکه وِزر و بال عاملیت در معصیت گریبان گیر او خواهد بود. محیط خانواده باید آکنده از پاکی و سلامت باشد. زن در خانه با توصیف کردن زنان نامحرم در برابر شوهرش بزرگ‌ترین خیانت را به شوهرش انجام داده است و هم زیباسازی فردی خود را در مقابل چشم شوهرش کمرنگ نموده است؛ ممکن است که زنی بدون آگاهی دست به چنین کاری بزند ولی به محض اینکه درک کرد که وصف جمال زنی برای شوهرش فتنه انگیز است، باید سریع، مانع بهینه سازی فتنه گردد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «هرکسی برای مردی، اوصاف و خصوصیات زنی و جمال او را بیان نماید و همین باعث فحشایی شود، آن شخص با خشم خدا به وی از دنیا می‌رود و آن که خداوند بر او خشم گیرد، آسمان‌ها و زمین‌های هفتگانه بر او خشم گیرند و وزر و گناه او چون همان فردی است که مرتکب فحشاء و فساد شده است به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عرض شد: اگر توبه کرد و خود را اصلاح نمود و مانع فساد شد چه؟ و یا اگر آن دو زن و مرد توبه کردند؟ حضرت فرمودند: در آن صورت خداوند او را می‌پذیرد و توبه‌اش را قبول می‌کند.»(22)
پرهیز از خیانت
هیچ چیز همچون «خیانت» شکننده نیست و گوهر وجود زن و شوهر از همدیگر بیگانه نمی‌سازد. گاهی ریشه‌ی خیانت «وسوسه»، «پندارهای اوهام انگیز دیگران»، «گاهی بی توجّهی مرد به همسرش» می‌باشد که باعث می‌شود، که لحظات شیرین زندگی زناشویی به اختلاف و تنش روبرو شود. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «چهار چیز است که هیچ گاه وارد خانه‌ای نمی‌شود مگر این که آن خانه را ویران کنند و برکت را از بین ببرند؛ خیانت، دزدی، شرابخوری، و زنا و از ما نیست که بر خانواده و مال مسلمانی خیانت کند.» (23)
آری، از آنجا که ازدواج و تشکیل خانواده بزرگ‌ترین و مقدس‌ترین و درازمدت‌ترین میثاق زندگی است و اساس زندگی بر حفظ تعهدات و وفاداری بر میثاق‌ها است، مدیریت زن اقتضاء می‌کند تا ضمن با اهمیت شمردن این میثاق بزرگ و عقد مقدس و معنوی به اصل وفاداری بر میثاق‌ها تکیه و تأکید شود. «حفظ و پایبندی بر میثاق‌های خانوادگی در چند دوره ازدواج بسیار حساس‌تر و مهمتر می‌نماید:»
1.دو یا سه سال نخست ازدواج (چرا که طبق آمار، نیمی از طلاق‌ها در این دوره زندگی اتفاق افتاده است)
2.پس از فروکش کردن هیجانات زندگی و عادی شدن آن (مثل خرید خانه جدید، بچه دار شدن و…)
3.در خلال بروز یک یا چند دشواری مانند: بیماری، ورشکستگی، بچه داری، بی خانگی و…(24)
تشویق شوهر به قناعت
خداوند سبحان، روزی هر جنبنده ای را تضمین نموده است؛ و داشتن ثروت و امکانات، برای تأمین رفاه و معیشتی و آرامش روحی و سکون خاطر است؛ و نباید گذاشت به «مایه‌ی تشنج» و «ماده‌ی اختلاف» تبدیل شود.
به کارگیری عقل و تدبیر در تنظیم اقتصادی خانواده، ایجاب می ند که از «چشم و هم چشمی» و رقابت‌های کمرشکن یا حسادت‌های خانمان برانداز، پرهیز کنند و اجازه ندهند صفای زندگی از میان برود. «قناعت» یکی از شیوه های خردمندانه در مصرف و خرج است. به تعبیر حضرت علی (علیه السلام) «القَناعَةُ مالٌ لایَنفَدُ» (25) قناعت، ثروتی پایان ناپذیر است. نقطه‌ی مقابل قناعت و میانه‌روی و اعتدال اقتصادی «ولخرجی» و «اسراف» است که هم ناسپاسی به نعمت‌های خداست، هم زمینه ساز بروز فقر و تنگدستی است و هم هدر دادن امکانات است که نابخردانه است.
مدیریت اقتصادی خانه، در دست مرد است، ولی برای رسیدن به «سطح تعادل» این زن است که می‌تواند با مواظبت و هوشیاری، حسابگریِ شوهر خود را به عنوان اینکه باید قناعت ورزد کنترل کند. آنان اگر در این موضوع نتوانند «وحدت نظر» پیدا کنند، مسأله مالی می‌شود مسأله ساز و خیمه خانواده فرد خواهد ریخت. البته این نکته را نباید فراموش کرد که گرچه زن، باید صبوری و تحمل و قناعت پیشه کند، و مرد را نیز بدان تشویق نماید، ولی مرد هم باید در حد توان و وسعِ خویش، بر زن و فرزندان خود وسعت و گشایش دهد و از آنچه خداوند روزی کرده است، خرج کند. در حدیثی امام کاظم (علیه السلام) فرموده است:
«یَنبَغی لِلرَّجُلِ أن یُوَسِّع عَلی عَیالِهِ کَی لایَتَمَنَّوا مَوتَه» (25) سزاوار است که مرد، بر خانواده‌ی خود گشایش و وسعت دهد، تا اهل خانه آرزوی مرگ او را نداشته باشند.
پس زن و مرد باید هم به «تعادل مالی» اندیشه کنند و هم از ریخت و پاش های غیرضروری در مخارج و مصارف پرهیز کرد؛ و هم با تبادل نظر و تفاهم به برنامه ریزی درست و قوام بخش زندگی پرداخت و نیازهای واقعی را از نیازهای کاذب بازشناخت و هم بر سختی‌ها و نادارای‌ها و کمبودها تحمل را پیشه ساخت و موفقیت مردها در این زمینه، بستگی به همکاری همسرانشان دارد.
رازداری توسط همسر
از آداب مشترک بین زن و مرد، افشاء نکردن اسرار و عیوب یکدیگر است و رعایت این عمل پیامدهای از قبیل؛ حفظ کردن حریم شخصی افراد به نشانه «محبوبیّت» «قدرشناسی» است و همچنین «بهانه ندادن به دست دیگران» «عدم اشاعه بدی‌ها و عیوب دیگران» «حفظ شدن اسرار خویشم دارد. در دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است:»
کُلُّ سِرّ جاوَزَ الإثنَینِ شاعَ
کُلُّ عِلمٍ لَیسَ فی القِرطاسِ ضاعَ(26)
(هر رازی که از دو نفر تجاوز کرد افشاء می‌شود و هر عملی که در کاغذ نوشته نشد نابود می‌گردد)
بنابراین زن باید در زندگی با شوهرش یک رنگ و رازنگهدار او باشد تا اعتماد او را به خود جلب نماید و روابط بین آن‌ها پایدارتر و لذت بخش و شیرین‌تر شود.
از آن جایی که زن‌ها دارای عواطف و احساسات خاص خودشان هستند. باید بیشتر مواظبت داشته باشند به هنگام عصبانیت اسراری را که در نزد آنان است را فاش نکنند.
شناخت اصول تربیت فرزند
نیازهای روحی و عاطفی از یک سو، نیاز به «ادب» و «تربیت» از سوی دیگر والدین را در قبال کودکان مسؤول می‌سازد و حتمی و تکلیفی بر دوش آنان می‌گذارد. طبعاً ادای این حق، واجب است و کوتاهی در آن، مستوجب عقوبت از سوی خدا و ملامت از سوی مردم است؛ و از جمله عواملی که احساس وظیفه در قبال تربیت فرزندان را می‌افزاید، توجه به این نکته است که مردم، خوب و بد و تربیت و بی تربیتی فرزندان را به حساب والدین می‌گذارند و از چشم آنان می‌بینند.
بنابراین وظیفه زن در این مرحله آن است که کوتاهی و سهل انگاری در مقابل تربیت دینی فرزندانش انجام ندهد و اگر ناهنجاری‌های اخلاقی و معنوی از فرزندان خود مشاهده نمود واکنش نشان دهد و از بروز، گناهان مختلف در زندگی فرزندانشان نگران بشوند.
مهارت مشورت در تعادل خانواده
لازمه‌ی یک زندگی جمعی داشتن «تفاهم» و بکارگیری «اصل مشورت» و «تصمیم گیری صحیح» در پدید آمدن محیط و جمعی صمیمی و متعادل است.
مثلاً اگر مرد، بخواهد بدون همفکری و مشورت با همسرش یک مهمانی بدهد، یا زن بدون هماهنگی و مشورت به دیدن اقوام خود، یا فرزندان برود. یا در تصمیم گیری‌های فروش خانه، یا تغییر شغل و… این گونه تک روی‌ها اغلب مسأله ساز و بحران آفرین و حداقل زمینه ساز گله و شکایت می‌شود. گاهی علاقه به یک چیز و کار، انسان را از دیدن صحنه‌ها و درک معایب آن کر و کور می‌سازد.
بنابراین اصل مشورت زن با شوهر و یا مرد با زن خویش، احساس توجه به رأی و نظر همدیگر داشتن و نقش و جایگاه مشورت در تصمیم آگاهانه را نشان می‌دهد. از این جهت جریان سازی موفق یک زندگی بر اساس پاشیدن بذر مشورت در خانواده توسط زن و مردم صورت می‌گیرد و نقش زن برای زیبا کردن روح خانواده در این امر پنهان نخواهد بود و باید مرد به آن توجه لازم را داشته باشد؛ و اختلاف بین شوهرش باعث نشود که به امر تربیت دینی فرزندانش بی اعتنا گردد. میراث تربیت، گرانمایه ترین چیزی است که مرد و زن برای فرزندان خود برجای می‌گذارند. به تعبیر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) :
«ما نَحَلَ والدٌ وَلَداًنحلاً أفضَلَ مِن اَدَبٍ حَسَن» (27) هیچ پدری به فرزند خویش، عطا و بخششی برتر از ادب نیکو نبخشیده است.
از این گونه رهنمودها بر می‌آید که دامنه تربیت فرزندان به سال‌های کودکی منجر نمی‌شود. بلکه در سن بلوغ و نیاز به همسرگزینی نیز والدین باید بستری مناسب برای تأمین این نیاز فراهم سازند و عفاف فرزندان خویش را تضمین کنند. (28)
نتیجه
مناسب‌ترین و مطمئن‌ترین پناهگاه در یک خانواده، همسر خوب و شایسته است که با رعایت حقوق همدیگر از زندگی لذت می‌برند. ارزش زندگی را مدیریت و برنامه ریزی بالا می‌برد و افزایش مدیریت و برنامه ریزی در زندگی، ارزش والایی را به استحکام خانواده می‌بخشد که زن یکی از آن مدیران در خانواده است که عهده دار این مسئولیت سنگین در قبال شوهرش می‌باشد. بنابراین با رعایت ابزارهای مدیریتی نام برده شده در این مقاله می‌توان عهده دار تربیت صحیح نسل آینده شد و زیبائی و آرامش را بدون هیچ گونه دغدغه ای در زندگی احساس کرد.

پي نوشت ها :

منبع : راسخون
1. هنر همسرداری، ص 94، به نقل از بحارالأنوار، ج 103، ص 235.
2. کافی، ج 5، ص 9.
3. همان، ج 2، ص 470، ح 2.
4. بحارالأنوار، ج 68، ص 336.
5. بحار، ج 71، ص 336.
6. همان.
7. هنرهمسرداری، ص 101، به نقل از غررالحکم.
8. الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج 6، ص 214.
9. الحیاة، ج 6، ص 215.
10. میزان الحکمه، ج 3، ص 2015.
11. هنرهمسرداری، ص 109.
12. همان.
13. همان.
14. همان، ص 110.
15. مستدرک الوسایل، ج 2، ص 548.
16. مستدرک الوسایل، ج 14، ص 257، باب 71، ح 5.
17. هنرهمسرداری، ص 147.
18. مدیریت خانواده، نیلی پور، مهدی، ج 3، ص 24.
19. مدیریت خانواده، ج 3، ص 24.
20. روضه الواعظین، ص 438.
21. هنرهمسرداری، ص 154 و 155.
22. امالی شیخ صدوق، ص 325.
23. مدیریت خانواده، ج 2، ص 78.
24. نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 54.
25. من لایحضرالفقیه، ج 2، ص 68.
26. مدیریت خانواده، ج 3، ص 80.
27. مستدرک الوسائل الشیعه، ج 2، ص 625.
28. ر. ک: الفبای زندگی، محدثی، جواد، ص 71 و 72.
منابع و مآخذ
1. نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، نشر دارالأسوه، اوقاف، چاپ اول، 1415 ه.
2. بحارالأنوار، مجلسی، محمدباقر، نشرمؤسسه الوفاء، چاپ بیروت، سال 1403.
3. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، محمد، نشردارالحدیث، چاپ سوم، قم، سال 1387 ش.
4. مستدرک الوسایل، نوری طبرسی، میرزاحسین، نشرآل البیت، قم، 1407 ه.
5. روضه الواعظین، نیشابوری، محمّدبن فتّال، نشردلیل ما، قم، چاپ اول، 1423 ه.
6. الحیاة، حکیمی، محمدرضا، آرام، احمد، نشر فرهنگ اسلامی، چاپ تهران، سال 1380 ش.
7. کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ سوم، 1388 ه.
8. امالی، بابوبیه قمی، محمد بن علی بن حسین بن، نشر مکتبه الاسلامیه،1362 ش.
9. من لایحضر الفقیه، بابویه قمی، محمد بن علی بن حسین بن، نشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1404 ه.
10. هنرهمسرداری، صدری مازندرانی، حسن، نشر، مشهور، چاپ دهم، قم، سال 1390 ش.
11. مدیریت خانواده، نیلی پور، مهدی، نشر سلسبیل، چاپ اول، قم، سال 1385 ش.
12. الفبای زندگی، محدّثی، جواد، نشر بوستان کتاب، چاپ چهارم، قم، سال 1385 ش.

مطالب مشابه