اعتدال و ميانه روي در زندگي

اعتدال و ميانه روي در زندگي

چکیده :

آنچه در پي مي آيد مقاله اي است كه در آن نويسنده با استناد به برخي آيات قرآن كريم، موضوع اعتدال و ميانه روي در زندگي و بخصوص در عبادات را مورد بررسي قرار داده و راهكار نفوذ اجتماعي در ميان مردم و براي تبليغ دين را تشريح كرده است كه با هم آن را ازنظر مي گذرانيم.

متن مقاله :

اعتدال و ميانه روي در زندگي
آنچه در پي مي آيد مقاله اي است كه در آن نويسنده با استناد به برخي آيات قرآن كريم، موضوع اعتدال و ميانه روي در زندگي و بخصوص در عبادات را مورد بررسي قرار داده و راهكار نفوذ اجتماعي در ميان مردم و براي تبليغ دين را تشريح كرده است كه با هم آن را ازنظر مي گذرانيم.

ريشه لغوي اعتدال
واژه اعتدال كه در زبان عربي از عدل گرفته شده، در زبان فارسي به معناي ميانه روي و رعايت حد وسط است. براي فهم معناي اين واژه به نظر مي رسد كه روش بازخواني كاربردها و استعمالات آن در قرآن و ادبيات كهن عربي مفيد باشد. در اين كاربردها مي توان معاني چندي را براي عدل به دست آورد. از آن جمله عدل به معناي استقامت و اعتدال و ميانه روي و نيز اصلاح است. اين واژه به معناي يكي از دو كفه ترازو نيز به كار رفته است. از اين رو هر يك از كفه هاي ترازو را عدل ديگري مي گويند. برهمين اساس عديل به معناي باجناق نيز به كار مي رود كه هر يك كفه اي از ترازوي دامادي را تشكيل مي دهند.
ابن منظور در كتاب لسان العرب در اين باره مي نويسد: ان العدل هو ما قام في النفوس انه مستقيم. و كل ما لم يكن مستقيماً أو منتظما كان جورا و ظلما. و عدل الموازين و المكاييل: سواها. و عدل الشيء يعدله عدلا و عادله: وازنه. و عدلت بين الشيئين، و عدلت فلانا بفلان اذا سويت بينهما. و تعديل الشيء تقويمه. و قيل: العدل تقويمك الشيء بالشيء من غير جنسه حتي تجعله له مثلا. و العدل و العدل و العديل سواء أي النظير و المثل. و من العداله اسم لمعني العدل. و يستخدم مصطلح العدل بمعني المساواه أو التساوي، أي مساواه هذا الشيء بذاك. و يمكن التعبير عن هذا المعني بمصطلحين: كيفي و كمي. الأول يشير الي المساواه المجرد الذي يعني المساواه في الحقوق. أما المصطلح الثاني، فيؤكد العدل التوزيعي. و علي هذا يكون المعني الحرفي ل(عدل) في العربيه الفصيحه مزيجا من القيم الأخلاقيه و الاجتماعيه و هو يفيد: الانصاف، المساواه ، الميزان، الاعتدال، الاستقامه .
در حقيقت معنائي كه براي عدل مي توان در كاربردهاي عربي به دست داد آن كه اين واژه به معناي انصاف و مساوات و ميزان و ترازو و نيز اعتدال و ميانه روي و استقامت به كار مي رود.
بنابراين هنگامي كه سخن از ميانه روي به ميان مي آيد مراد از آن نوعي مساوات و انصاف است كه كفه آن به سويي متمايل نبوده و برابر باشد. چنان كه سرزمين هاي معتدل، جاهايي است كه در آن آب و هوا، گرايش شديدي به سردي و يا گرمي ندارد.

اعتدال در قرآن
بر اين اساس هنگامي كه قرآن سخن از اعتدال و ميانه روي در زندگي به ميان مي آورد مراد آن است كه انسان در رفتارهاي خويش به گونه اي باشد كه به سويي متمايل نشود. براي دست يابي به اين مفهوم و كاربردهاي آن به نمونه اي در زمينه اعتدال در گفتار اشاره مي شود.
شخص معتدل ازنظرگفتاري كسي است كه در سخن گفتن نجوا و زمزمه نداشته باشد به گونه اي كه مخاطب نشنود و يا به گونه اي بلند سخن نگويد كه شبيه صداي خران شود كه گوشخراش است.
قرآن براي بيان اين گونه اعتدال و ميانه روي از واژه قصد بهره گرفته است. قصد به معناي ميانه روي است. از اين رو اقتصاد به معناي ميانه روي در حوزه امور اقتصادي زندگي و تنظيم و سامان دهي دخل و خرج و درآمدها و هزينه هاست. كسي كه بتواند ميان درآمدها و هزينه هاي خويش اعتدال و مساوات و برابري ايجاد كند شخص مقتصد است كه توانسته است ميانه روي به اين مفهوم را در بخشي از زندگي خويش اعمال كند.

تأكيد قرآن بر ميانه روي
قرآن تأكيد بسياري بر اعتدال و اقتصاد و ميانه روي در امور زندگي دارد. بسياري از بخش هاي زندگي باتوجه به اعتدال سامان مي يابد. در تحليل قرآني، خداوند عادل است و جهان و هستي بر پايه عدالت آفريده شده و هر چيزي بر سر جاي خويش به درستي قرار گرفته است. اين بدان معنا است كه عدل در هستي از اصول بنيادين و قوانين ثابت و غيرقابل انفكاك آن مي باشد. از اين رو اگر كسي بخواهد در جهان هستي موفق شود مي بايست خود را مطابق با اين اصل، سازگار سازد و با ايجاد سازواري و تناسب با اجزاي هستي به مقصد و مقصود كمالي خويش دست يابد. هر كسي از اين اصل تخطي كرد به شكلي، از كمال و دست يابي به آن دور مي افتد و شكست مي خورد.

اعتدال در عبادت
از جمله مواردي كه قرآن در زندگي بر اعتدال و ميانه روي در آن تاكيد مي كند مسئله اعتدال در امور عبادي است. با آن كه براساس نگرش و بينش قرآني و تحليل آن، آفرينش انسان براي عبادت و پرستش خداوندي است و به صراحت بيان مي دارد: ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون؛ ما انسان و جنيان را جز براي پرستش خدا نيافريديم، با اين همه اعتدال و ميانه روي در اين حوزه نيز مورد تاكيد و تشويق قرار مي گيرد.
از نظر اميرمؤمنان علي(ع) انسان مي بايست زندگي خود را در طول روز به سه قسمت مساوي بخش كند، يك سوم را به عبادت، يك سوم را به كار و كوشش و يك سوم ديگر را به خواب و آرامش اختصاص دهد. اين گونه است كه زندگي معتدل و ميانه اي خواهد داشت.
قرآن در مسئله اعتدال در عبادت، به مفهوم خاص آن توجه دارد؛ زيرا در تحليل كلي و عام قرآن هرگونه عملي عبادت تلقي مي شود به شرط آن كه در راستاي تكامل بشر باشد. اما در عبادت به معناي خاص آن كه شامل نماز و روزه و امور ديگر عبادي است مي بايست اعتدال را رعايت نمايد.
حتي در شيوه ها و چگونگي به جا آوردن عبادات نيز مسئله اعتدال مورد توجه و تاكيد است. از اين رو قرآن به صراحت بر لزوم رعايت اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط در قرائت نماز اشاره مي كند و مي فرمايد كه قرائت، آن چنان بلند و يا خيلي كوتاه نباشد. از اين رو بايد انسان از جهر و اخفات در نماز به شكلي كه ديگران را متوجه سازد و يا اصولا به گوش كسي نرسد خودداري ورزد و راه ميانه را در اين مسئله بجويد. قرآن براي بيان اين معنا پس از ذكر نهي از جهر و اخفات به جستن راه ميانه با گزاره: والبتغ بين ذلك سبيلا اشاره مي كند كه به معناي جستن راهي ميان اين دو است. (اسراء آيه 110)
البته برخي با توجه به معناي لغوي صلاه كه به معناي دعاست آن را به نماز اختصاص نداده و گفته اند كه مراد از آيه آن است كه شخص در دعا و نيايش، شيوه اعتدال و ميانه روي در آهنگ دعا را در پيش گيرد. (مجمع البيان ج 5 و 6 ص 689) بنابراين در مسئله دعا و نيايش كه از اصول اساسي عبادي است نيز بر لزوم رعايت اعتدال در آهنگ دعا و نيايش به درگاه خداوند اشاره شده است.

اعتدال در تبليغ دين
آيه 198 و 199 سوره اعراف بر لزوم اعتدال و ميانه روي در تبليغ دين و ارتباط با مردم تاكيد مي كند و آن را بر پيامبر و ديگر مبلغان ديني توصيه و لازم مي شمارد.
قرآن در بيان اين معنا به مسئله عرف و معروف از نظر جامعه اشاره مي كند و از پيامبر و مبلغان ديني مي خواهد كه در دعوت مردم از شيوه پسنديده و مردم پسند استفاده و از ابزارهاي مورد پذيرش استفاده كند. براي اين كه مردم به مطالب و مفاهيم توجه كنند و به درستي آن را گوش كنند و نظر و نگاه درستي به مسئله داشته باشند مي بايست دو اصل گذشت و معروف بودن را مورد توجه قرار داد. عفو و گذشت براي آن است كه در صورت برخوردهاي خشن و تند مخاطبان و اهانت هاي ايشان، خود تندخو و درشت گو نشود و رفتار خويش را با همه اهانت ها از حالت اعتدال و رفتارهاي پسنديده اجتماعي بيرون نبرد. اين بدان معنا خواهد بود كه همواره جاذبه عفو و گذشت و رفتارهاي پسنديده بيش از كلام و سخنان درشت است. تاكيد بر عمل و رفتار به معناي شيوه تاثيرگذار در حوزه تبليغات است. بسياري از مردم پيش از آن كه به كلام و سخنان شخص توجه كنند و آن را معيار ارزيابي قرار دهند به عمل و رفتارهاي او توجه مي كنند. از اين رو لازم است كه شخص با رفتارهاي درست و پسنديده و گذشت و عفو و اغماض از رفتارهاي تند ديگران، آنان را به سوي دين دعوت كند.
از اين رو در آيه 19 سوره لقمان به مسئله اعتدال و ميانه روي در رفتارها و گفتار توجه مي دهد و آنرا ضروري مي شمارد؛ زيرا اعتدال و ميانه روي در اين حوزه ها به معناي رفتارهاي هنجاري و پسنديده اجتماعي است كه بي آن نمي توان سخن از شخصيت سالم مطرح كرد تا چه رسد به اينكه شخصيتي باشد كه بتواند در ديگري نفوذ كند.

رفتار سالم، لازمه نفوذ اجتماعي
اصولا هرگونه نفوذ اجتماعي جز به رفتارهاي سالم و درست و پسنديده، ممكن و شدني نيست. در حوزه نفوذ اجتماعي، رهبران مي بايست براساس رفتارهاي پسنديده عمل كنند. از اين رو درباره علت نفوذ اجتماعي پيامبر در جامعه آن روز به مسئله رفتارها و خلق عظيم آن حضرت و محبت و مهر ايشان نسبت به همگان حتي دشمنان اشاره مي شود. همين خلق و خوي بزرگوار آن حضرت بود كه همگان را در پيرامون وجود جاذب آن حضرت گرد آورد. وگرنه هرگونه تندخوئي حتي نسبت به دشمنان موجب مي شود تا دوستان نيز دور شوند.رفتارهاي آن حضرت كه بر پايه عشق و محبت به نوع بشر و هدايت آنان بود تا آن حد بود كه دچار اندوه مي شد كه چرا ايشان هدايت نمي شوند، اين مسئله خود گواه صادقي است كه چگونه مي بايست مردم را به سوي دين فراخواند و نفوذ اجتماعي را افزايش داد.

رفتار پيامبر با دشمنان
آن حضرت در رفتارهاي خويش با دشمنان و منافقان به گونه اي عمل مي كرد كه وي را به ساده بودن متهم مي كردند و او را اذن (گوش) لقب مي دادند كه قرآن ضمن حمايت و تاييد اين رفتار آن حضرت، وي را به اذن خير و گوش مفيد و سودمند مردمان مي ستايد.
اعتدال و ميانه روي در همه حوزه ها پسنديده است. اين مسئله حتي در امور رفتارهاي عادي و هنجارهاي اجتماعي، آن چنان مهم است كه از سفارش هاي مهم لقمان به فرزندش مي شود. وي از فرزند خويش مي خواهد براي موفقيت در جامعه و افزايش نفوذ اجتماعي و دست يابي به كمال، در رفتارهاي خويش حتي در گام برداشتن، ميانه روي را مراعات كند و در سخن گفتن رعايت اين را داشته باشد كه بلند سخن نگويد و با كوتاه كردن صداي خويش مردم را به سوي خويش جذب و جلب كند. (لقمان آيه 19)
اعتدال در انفاق و بخشش كه امري پسنديده است نيز مورد تاكيد قرار مي گيرد. به اين معنا كه با همه ارزش و جايگاه بلند انفاق در زندگي، شخص مي بايست همواره اعتدال را در بخشش رعايت كند تا در وضعيت و موقعيتي قرار نگيرد كه دست نياز به سوي ديگري دراز كند. (بقره آيه 219 و اسراء 29)به هر حال براساس آموزه هاي قرآن مي بايست در همه حوزه ها و بخش هاي زند گي اعتدال و ميانه روي را مراعات كرد.

نویسنده:محمدعلي عظيمي

مطالب مشابه