امام علی (ع) حامی بی نظیر پیامبر(ص)

امام علی (ع) حامی بی نظیر پیامبر(ص)

اگر كسی اطلاعات مختصری از زندگانی پیامبر – صلی الله علیه و آله – و حضرت علی – علیه السلام – داشته باشد، از حمایتها و فداكاریها و تبعیت محض و بی چون و چرای آن حضرت، نسبت به پیامبر عظیم الشأن اسلام آگاهی می یابد.
در یك جمله می توان گفت: علی – علیه السلام – در تمام لحظات زندگی پر بركت و نورانی خویش، با آگاهی كامل مطیع و یار و یاور پیامبر – صلی الله علیه و آله – بوده و در تمام دشواریهای حكومت و ولایت پیامبر – صلی الله علیه و آله – در كنار او بود.
بنابر اختصار این نوشتار، فقط به چند مورد اشاره می كنیم:
الف) علی – علیه السلام – اولین حامی و یاور پیامبر – صلی الله علیه و آله –
دلایل و شواهد فراوانی در متون اسلامی بر پیشگامی علی – علیه السلام – وارد شده است كه بیان آنها از گنجایش یك مقاله، حتی یك كتاب بیرون است. ولی به عنوان نمونه تعدادی از آنها را ذیلا می آوریم.
خود پیامبر اسلام – صلی الله علیه و آله – به پیش قدم بودن علی – علیه السلام – تصریح كرده و در جاهای مختلف به این امر اشاره نموده است.
1) پیامبر – صلی الله علیه و آله – فرمود:
اول كس از این امت كه بر رسول خدا – صلی الله علیه و آله – وارد می شود، علی بن ابیطالب – علیه السلام – است[1].
2) در حدیث دیگر آمده است: رسول خدا – صلی الله علیه و آله – دست علی – علیه السلام – را گرفت و فرمود:
بدانید این اولین كسی است كه به من ایمان آورده است و اول كسی است كه در روز قیامت با من مصافحه خواهد نمود، او صدّیق اكبر است..[2] 3) و در میان جمعی از یاوران خود فرمود:
«نخستین كسی كه در روز رستاخیز با من در كنار حوض (كوثر) ملاقات می كند، پیش قدم ترین شما در اسلام، علی بن أبی طالب است»[3] 4) جابر بن عبدالله انصاری می گوید:
پیامبر – صلی الله علیه و آله – روز دوشنبه به نبوت مبعوث شد و علی – علیه السلام – فردای آن روز (سه شنبه) با او نماز خواند.[4] 5) زید بن ارقم می گوید:
اول كسی كه با پیامبر نماز خواند علی بن ابی طالب – علیه السلام – بود.[5] 6) امام – علیه السلام – در خطبه «قاصعه» می فرماید:
آن روز، اسلام، جز به خانه پیامبر و خدیجه راه نیافته بود و من سومین نفر آنها بودم. نور وحی و رسالت را می دیدم، و بوی نبوت را می شنیدم.[6] 7) امام – علیه السلام – در جای دیگری می فرماید:
«خدایا من نخستین كسی هستم كه به سوی تو بازگشتم، و پیام تو را شنیدم و به دعوت پیامبر پاسخ گفتم (و از او حمایت كردم) و پیش از من جز پیامبر اسلام كسی نماز نگذارد»[7] 8) علی – علیه السلام – فرمود:
«من بنده خدا و برادر پیامبر و صدّیق اكبرم، این سخن را پس از من جز دروغگوی افترا ساز نمی گوید، من هفت سال پیش سایر مردم با رسول خدا نماز خواندم»[8] 9) پیامبر اسلام – صلی الله علیه و آله – بعد از بعثت به نبوت و رسالت به مدت سه سال، به امر خدا از دعوت عمومی خودداری كرد. پس از سه سال فرشته وحی نازل شد و فرمان خدا را برای دعوت همگانی ابلاغ نمود كه پیامبر دعوت خویش را اول از بستگان و خویشاوندان آغاز كند، فرمان خدا چنین بود:
بستگان نزدیك خود را از عذاب الهی بیم ده، و پر و بال مهر و محبت خود را بر سر افراد با ایمان فرو گستر (و نسبت به آنان ابراز علاقه و محبت كن) پس اگر با شما مخالفت كردند بگو من از كارهای بد شما بیزارم[9].
از این رو پیامبر – صلی الله علیه و آله – به علی – علیه السلام – دستور داد كه چهل و پنج نفر از شخصیتهای بزرگ بنی هاشم را به مهمانی دعوت كردند همه مهمانها در موعد مقرر در مجلس حاضر شدند و پیامبر، پس از صرف غذا، سخنان خود را چنین آغاز كرد:
«از مردم هیچ كس برای كسان و اهل خود چیزی بهتر از آنچه من برای شما آورده ام نیاورده است. من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام. خدایم به من فرمان داده است كه شما را به وحدانیت او و رسالت خویش دعوت كنم. چه كسی از شما مرا در این راه كمك می كند تا برادر و وصی و نماینده من در میان شما باشد؟» پیامبر بعد از گفتن این جملات قدری مكث كرد تا ببیند چه كسی از حاضران حمایت و پیروی خود را از آن حضرت اعلام می دارد. در آن هنگام سكوتی آمیخته با بهت و حیرت بر مجلس حكومت می كرد و همه سر به زیر افكنده، در فكر فرو رفته بودند.
ناگهان حضرت علی – علیه السلام – (كه سن او در آن روز از پانزده سال تجاوز نمی كرد) سكوت را در هم شكست و برخاست و رو به پیامبر – صلی الله علیه و آله – نمود و عرض كرد: ای پیامبر خدا، من تو را در این راه حمایت می كنم. سپس دست مبارك خویش را به عنوان پیمان فداكاری به سوی پیامبر – صلی الله علیه و آله – دراز كرد تا دست او را بفشرد.
پیامبر – صلی الله علیه و آله – فرمود: علی جان بنشینید، و برای بار دوّم سخنش را تكرار كرد. باز علی – علیه السلام – برخاست و اعلام آمادگی كرد. این بار نیز پیامبر فرمود: علی جان بنشین. در نوبت سوّم نیز، جز علی – علیه السلام – كسی تبعیت خود را از فرمان پیامبر – صلی الله علیه و آله – اعلام نكرد، تنها او بود كه به پا خاست و پشتیبانی خود را از هدف مقدس پیامبر – صلی الله علیه و آله – اعلام كرد. در این هنگام پیامبر – صلی الله علیه و آله – دست علی – علیه السلام – را گرفت و فرمود:
«ای خویشان و بستگان من! علی برادر و وصی و خلیفه من در میان شما است»[10] ب) فداكاری بزرگ و بی نظیر امام علی – علیه السلام –
پیامبر اسلام – صلی الله علیه و آله – در سال دهم بعثت حضرت ابو طالب و خدیجه را كه بزرگترین حامی و مدافع آن حضرت بودند از دست داد با درگذشت این دو حامی بزرگ، میزان خفقان و فشار بر مسلمین در مكه فزونی گرفت، تا آنجا كه در سال سیزدهم بعثت، سران قریش در یك شورای عمومی تصمیم گرفتند پیامبر را بكشند.!!
فرشته وحی پیامبر را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت و دستور الهی را به او ابلاغ كرد كه باید هر چه زودتر مكه را به سوی (مدینه) یثرب ترك كند. پیامبر – صلی الله علیه و آله – علی – علیه السلام – را از نقشه شوم مشركان قریش مطلع ساخت و فرمود:
امشب در بستر من بخواب و آن پارچه سبزی را كه من هر شب بر روی خود می كشیدم، بر روی خود بكش تا تصور كنند كه من در بستر خوابیده ام.
علی – علیه السلام – با تمام وجود از امر پیامبر استقبال كرد، لبخندی كه كنایه از كمال رضایت او بود بزد و به دنبال انجام مأموریت رفت و دیگر از سرنوشت خود سؤالی نكرد كه آیا من در چه وضعی قرار خواهم گرفت و به سر من چه خواهد آمد.[11] این است معنای عشق به رهبر و اطاعت از امر او.
قرآن مجید برای اینكه این فداكاری بی نظیر در تمام قرون و اعصار جاودان بماند، در آیه ای جانبازی حضرت علی – علیه السلام – را می ستاید و او را از كسانی می داند كه جان به كف در راه كسب رضای خدا می شتابند.
برخی از مردم كسانی هستند كه جان خود را برای به دست آوردن رضای خداوند از دست می دهند و خداوند به بندگان خود رئوف و مهربان است.[12] از این آیه استفاده می شود كه علی – علیه السلام – تا پای جان حامی امر رهبر و مولای خویش (پیامبر اسلام – صلی الله علیه و آله – ) بوده است. اشعاری كه امام – علیه السلام – پیرامون این حادثه بزرگ تاریخی سروده است گواه روشنی بر جانبازی اوست:
من جان خود را برای بهترین فرد روی زمین و نیكوترین شخصی كه خانه خدا و حجر اسماعیل را طواف كرده است سپر قرار دادم.
آن شخص عالی قدر محمّد بود و من هنگامی دست به این كار زدم كه كافران نقشه قتل او را كشیده بودند ولی خدای من او را از مكر دشمنان حفظ كرد.
من در بستر وی خوابیدم و در انتظار حمله دشمن بودم و خود را برای مرگ و اسارت آماده كرده بودم.[13] ج) امام علی – علیه السلام – بزرگترین مدافع پیامبر – صلی الله علیه و آله – در جنگ احد
در جنگ احد هنگامی كه شایعه كشته شدن پیامبر – صلی الله علیه و آله – در میدان جنگ توسط دشمن پخش گردید، روحیه بسیاری از مسلمانان متزلزل شد و در اثر فشار نظامی جدید سپاه شرك، اكثریت قریب به اتفاق مسلمانان عقب نشینی كرده و پراكنده شدند، و در میدان جنگ جز افرادی انگشت شمار در كنار پیامبر – صلی الله علیه و آله – نماندند و لحظات بحرانی و سرنوشت ساز در تاریخ اسلام فرا رسید. و این جنگ بهترین محك برای شناخت مؤمن از غیر مؤمن و عالی ترین آزمایش و سنجش برای تعیین میزان ایمان، فداكاری، حمایت، تبعیت و سر سپردگی مدعیان پیرو رهبری است.
قرآن كریم در این باره می فرماید:
افراد با ایمان كسانی هستند كه به خدا و رسول او ایمان آوردند و در ایمان خود شك و تردید نداشتند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند. حقاً كه آنان در ادعای خود راستگو هستند[14].
كوتاه سخن اینكه: در جنگ احد بعد از شایعه كشته شدن پیامبر – صلی الله علیه و آله – گروهی از مسلمانان، پیامبر – صلی الله علیه و آله – در صحنه جنگ تنها گذاشته و فرار كردند فرار این گروه چنان تأثیر انگیز بود كه زنان مسلمان، كه در پی فرزندان خود به صحنه جنگ آمده بودند و گاهی مجروحان را پرستاری می كردند، مجبور شدند كه از وجود مقدس پیامبر – صلی الله علیه و آله – دفاع كنند. لذا هنگامی كه زنی به نام «نسیبه» فرار مدعیان ایمان را مشاهده كرد شمشیری به دست گرفت و از رسول خدا – صلی الله علیه و آله – دفاع كرد. وقتی پیامبر – صلی الله علیه و آله – فداكاری این زن را در برابر فرار دیگران مشاهده كرد، فرمود: «مقامُ نسیبهِ بِنْتِ كَعْب خَیرٌ مِنْ مَقامِ فُلانِ و فلان» مقام «نسیبه» دختر كعب از مقام فلان و فلان بالاتر است. ابن ابی الحدید می گوید: راوی به پیامبر – صلی الله علیه و آله – خیانت كرده، نام افرادی را كه پیامبر – صلی الله علیه و آله – صریحاً فرموده، نیاورده است.[15] در برابر این افراد، تاریخ به ایثار افسری اعتراف می كند كه در تمام تاریخ اسلام نمونه فداكاری است و پیروزی مجدد مسلمانان در نبرد احد معلول جانبازی اوست. این فداكار واقعی، مولای متقیان و امیر مؤمنان علی – علیه السلام – است. كه به نقل بعضی از روایات حضرت علی – علیه السلام – در دفاع از وجود مقدس پیامبر – صلی الله علیه و آله – به قدری پا فشاری كرد كه شمشیر او شكست و پیامبر شمشیر خود را كه ذوالفقار بود به وی مرحمت نمود تا به وسیله آن به جهاد خود در راه خدا ادامه دهد.[16] ابن ابی الحدید می نویسد: هنگامی كه اكثر یاران پیامبر – صلی الله علیه و آله – فرار كردند، فشار حمله دشمن به سوی آن حضرت بالا گرفت به طوری كه دسته ای از قبیله «بنی كنائه» و گروهی از قبیله «بنی عبد مناف» كه در میان آنان چهار قهرمان نام آورد بود، (مستقیماً) به سوی پیامبر – صلی الله علیه و آله – حمله ور شدند. در این هنگام حضرت علی – علیه السلام – پروانهوار، گرد وجود پیامبر – صلی الله علیه و آله – می گشت و از نزدیك شدن دشمن به او جلوگیری می كرد. گروهی كه تعداد آنان بیش از پنجاه نفر بود كه قصد كشتن پیامبر را داشتند، تنها حملات آتشین حضرت علی – علیه السلام – بود كه آنان را متفرق می كرد.
اما آنان باز در نقطه ای گرد می آمدند و حمله خود را از سر می گرفتند، در این حملات، آنان چهار قهرمان و ده نفر دیگر كه نامشان در تاریخ مشخص نشده است، به دست علی – علیه السلام – كشته شدند.
«جبرئیل» به رسول خدا گفت: علی – علیه السلام – حقیقتاً فداكاری می كند، فرشتگان از فداكاری این جوان به شگفت در آمده اند. پیامبر فرمود: چرا چنین نباشد، او از من است و من از او هستم. جبرئیل گفتند من هم از شما هستم. آن روز صدایی از آسمان شنید كه مكرر می گفت: «لا سَیْفَ إلاّ ذوالفقار و لا فتی إلاّ علی» ولی گوینده دیده نمی شد. از پیامبر سؤال كردند كه گوینده كیست؟ فرمود جبرئیل است[17] د) فداكاری امام علی – علیه السلام – در جنگ خندق
عمرو پس از عبور از خندق، فریاد «هَل من مبارز» سر داد و چون كسی از مسلمانان آماده مقابله با او نشد، جسورتر گشت و عقائد مسلمانان را به باد استهزاء گرفت و گفت: «شما كه می گویید كشتگانتان در بهشت هستند و مقتولین ما در دوزخ، آیا یكی از شما نیست كه من او را به بهشت بفرستم و یا او مرا به دوزخ روانه كند؟! سپس اشعاری حماسی می خواند و می گفت: بس كه فریاد كشیدم و در میان جمعیت شما مبارز طلبیدم، صدایم گرفت. نعره های پی در پی عمرو، چنان رعب و ترسی در دلهای مسلمانان افكنده بود كه در جای خود میخكوب شده قدرت حركت و عكس العمل از آنان سلب شده بود.
هر بار كه فریاد عمرو برای مبارزه بلند می شد، فقط علی – علیه السلام – بر می خواست و از پیامبر اجازه می خواست كه به میدان برود، ولی پیامبر موافقت نمی كرد. این كار سه بار تكرار شد. آخرین بار كه علی – علیه السلام – اجازه خواست، پیامبر به علی – علیه السلام – فرمود: این عمرو بن عبدوه است! علی – علیه السلام – عرض كرد: من هم علی هستم![18] سرانجام پیامبر اسلام – صلی الله علیه و آله – موافقت كرد و شمشیر خود را به او داد و عمامه بر سرش بست و برای او دعا كرد. علی – علیه السلام – كه به میدان جنگ رهسپار شد، پیامبر اسلام – صلی الله علیه و آله – فرمود:
«بَرَزَ الایمان كلّهُ إلی الشَّركِ كَلَّه» تمام اسلام در برار تمام كفر قرار گرفته است.[19] كه در نهایت علی – علیه السلام – عمرو را به درك واسل كرد. از این بیان استفاده می شود كه وجود و حیات اسلام، و محو شرك و كفر، در یك نفر خلاصه شده است و او امام علی – علیه السلام – است، كه در مقابل تمام كفر كه محور آن (عمرو) قرار گرفته است. قهراً ضربت علی – علیه السلام – خیلی سرنوشت ساز نقطه عطف حیات اسلام است.
به همین خاطر پیامبر با محاسبات عظمت فداكاری علی – علیه السلام – با الهام از وحی الهی می فرماید: مبارزه علی – علیه السلام – با عمرو بن عبدود (و ارزش ضربت او) در روز خندق كه بر دشمن فرود آورد، برتر از اعمال امت من تا روز قیامت است[20].
كوتاه سخن اینكه: امیرالمؤمنین – علیه السلام – با جانبازی و جانبداری بی نظیری، از رهبری پیامبر – صلی الله علیه و آله -، و حضور شجاعانه او در میدانهای مختلف مبارزه، مسلمانان جهان و پیروان آیین توحیدی را قرین منت خود قرار داده است و تا امتداد عمر جهان خلقت آثار مبارزات و فداكاریهای آن ابر مرد تاریخ بشریت، ادامه خواهد داشت.

[1]. «اِنَّ اَوَّلَ هذه الاُمَّه وروداً علی رسول الله – صلی الله علیه و آله – علی بن ابیطالب – علیه السلام – »، ترجمه الامام علی بن ابیطالب – علیه السلام – من تاریخ دمشق، هبه اللّه الشافعی المعروف به ابن عساكر، تحقیق الشیخ محمد باقر المحمودی، الطبعه الاولی، بیروت – لبنان، دار التعارف للمطبوعات، 1390 ه – . ق، ج 1، ص 74، حدیث 120
[2]. عن سلمان و ابی ذر قال: أخذ رسول الله – صلی الله علیه و آله – بید علی – علیه السلام – قال علی اِنَّ هذا اوّلُ مَن آمن بی، و هذا اوّل من یصافحنی یوم القیامه و هذا الصّدیق الاكبر… همان مدرك، ص 76، حدیث 121.
[3]. او لكم وروداً علی الحوض اولكم اسلاماً علی بن ابیطالب. الاصابه فی تمییز الصحابه، لابن حجر العسقلانی، معه الاستیعاب فی اسماء الاصحاب، للقرطبی المكی، دار الكتب العربی، بیروت – لبنان، ج 3، باب علی بن ابیطالب، ص 28.
[4]. «بُعث النبی – صلی الله علیه و آله – یوم الاثنین، و صلی علی یوم الثلاثاء»، الكامل فی التاریخ، ابن اثیر، بیروت، دار صادر، 1399 ه… . 1979 م، ج 2، ص 57. و تاریخ الأمم و الملوك (ما قبل الهجره)، لابی جعفر محمد بن جریر الطبری، ما قبل الهجره، بیروت – لبنان، دار الفكر، الجزء الثانی، ص 395.
[5]. «اوّل من أسلم مع رسول الله – صلی الله علیه و آله – علی بن ابی طالب»، همان.
[6]. و لم یجمع بیت واحد یومئذ فی الاسلام غیر رسول اللّه – صلی الله علیه و آله – و خدیجه و انا ثالثها، أری نور الوحی و الرساله و اشمّ ریح النبوّه. نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 192.
[7]. اللهم انّی اول من اناب، و سمع و اجاب، لم یسبقنی إلاّ رسول اللّه بالصلوه. همان، خطبه 131.
[8]. انا عبداللّه و اخو رسوله و انا الصّدیق الأكبر لا یقولها بعدی إلاّ كاذب مفتر، صلیت مع رسول اللّه قبل الناس بسبع سنین.تاریخ الأمم و الملوك، محمد بن جریر طبری، بیروت – لبنان، دار الفكر الجزء الثانی، ص 312 – الكامل فی التاریخ، ابن اثیر، بیروت، دار الصادر، 1399 ه… .ق، 1979م، ج 2، ص 57.
[9]. «وَ أَنْذِرْ عَشْیرَتِكَ الأقْرَبینَ وَ احْفِض جِناحَكَ لِمَنْ اِتَّبَعَكَ مِنَ المؤمنین فَاِنْ عَصَوكَ فَقُلْ إنّی بَرِی مِمّا تَعْلَمونَ»، شعراء/ 214 – 216.
[10]. تاریخ الامم و الملوك، محمد بن جریر طبری، بیروت – لبنان، دار الفكر، الجزء الثانی، ص 304 و 302. و كامل التاریخ، ابن اثیر، بیروت، دار الصادر، 1399 ه… .ق، 1989م، ج 62، ص 63. و ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق، محمد ابوالفضل ابراهیم، چاپ دوم، قاهره، دار احیاء التراث العربی، 1387 ه… .ق، ج 13، ص 210 و 211.
[11]. جهت مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به كتابهای فروغ ابدیت، فروغ ولایت استاد سبحانی و زندگانی حضرت محمد خاتم النبیّین – صلی الله علیه و آله -، آقای رسول محلاتی مراجعه فرمائید.
[12]. «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ و اللّهُ رَؤوفٌ بِالعِباد»، بقره/ 207.
[13]. وَ قَیْتُ بِنَفْسی خَیْرَ مَنْ وَطَأ الْحصی وَ مَنْ طافَ بِالبَیْتِ العَتیقِ وَ بِالحِجْرِ
مَحَمَّدٌ مَّا خَافَ أَنْ یَمْكُروُا بِهِ فَوَقَاهُ رَبّی ذو الجَلالِ مِنْ المَسكَرْ
وَ بِتُّ أراعیهِمْ مَتی یَنشُرؤُنَنِی وَ قَدْ وَطَّنْتُ نَفسی عَلَی القَتْلَ ور الأثَرِ
الدر المنثور، سیوطی، ج 3، ص 180.
[14]. «إنّما المؤمِنونَ الذّینَ آمنوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا وَ جاهَدوُا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فی سبیل اللّهِ أولئِكَ هُمُ الصّادِقُونَ»، حجرات/ 15.
[15]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق، محمد ابوالفضل ابراهیم، چاپ دوم، دار احیاء التراث العربی، ج 14، ص 264 و 267.
[16]. خصال، شیخ صدوق، ج 2، ص 15.
[17]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، چاپ دوم، دار احیاء التراث العربی، 1387 ه… .ق، 1967 م، ج 14، ص 251 – 250.
[18]. تاریخ الخمیس، فی احوال انفس النفیس، محمد بن الحسن الدیار البكری، بیروت – لبنان، مؤسسه شعبان، ج 1، ص 486 و 487. همین مطلب را واقدی نیز به طور مختصر در كتاب خود آورده است: كتاب المغازلی، محمد بن عمر بن واقدی، تحقیق: دكتر مارسدن جونس، بیروت – لبنان، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، الجزء الثانی، ص 470 و 471. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، ج 20، ص 215.
[19]. شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، عبداللّه بن احمد، تحقیق محمد باقر محمودی، ایران، تهران، الطبعه الاولی، 1411 ه -، 1990 م، ج 2، ص 16. ترجمه الامام علی بن ابیطالب – علیه السلام – من تاریخ دمشق، هبه اللّه الشافعی المعروف به ابن عساكر، تحقیق الشیخ محمد باقر المحمودی، الطبعه الاولی، بیروت – لبنان، دار التعارف للمطبوعات، 1390 ه – . ق، ج 1، ص 173.
[20]. قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – لمبارزه علی بن ابیطالب – علیه السلام – لعمرو بن عبدود یوم الخندق افضل من أعمال أمتی الی یوم القیامه، المستدرك الصحیحین، عبدالله الحاكم النیسابوری، و بذیله التلخیص للحافظ الذهبی، بیروت – لبنان، دارالمعرفه، ج 3، ص 32 و بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، ج 20، ص 215. اكبر اسدعليزاده – مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه

مطالب مشابه