خواص آيات و سوره ها

خواص آيات و سوره ها

به کوشش: دکتر علي نصيري

1. خواص آيات و سور
آثار و منافع قرآن مجيد را « خواص » آن مي نامند. سيوطي نوع هفتاد و پنجم از علوم قرآن را « خواص القرآن » (1) و نوع هفتاد و دوم را « فضائل قرآن و سور » (2) قرار داده است. با مقايسه اين دو باب معلوم مي شود که مراد از خواصّ قرآن، ويژگي ها و آثار مادي و دنيوي قرآن و مقصود از فضايل قرآن، ثواب و آثار و برکات معنوي آن است. شايد هيچ مسلماني در آثار و فوايد معنوي و اخروي قرآن مجيد ترديد نداشته باشد. مسأله ترتب ثواب، بخشودگي گناه، ترفيع درجه، کسب کمالات و فضايل اخلاقي از آثار دنيوي و اخروي قرائت قرآن است. آنچه مورد بحث اين مقاله است، اولاً خواص و آثار مادي و دنيوي مترتب بر قرائت بعضي از آيات و سوره ها است و ثانياً بررسي برخي از ثواب ها و پاداش هاي اخروي اغراق آميزي که در بعضي روايات آمده است.
کتاب هاي مستقل و فراواني با عنوان خواص القرآن، خواص الآيات، خواص السور، منافع القرآن، فضائل القرآن و ثواب القرآن نوشته شده که برخي از آن ها را مرحوم علامه تهراني معرفي کرده (3) و فرموده است:
اولين کسي که در اين موضوع کتاب نگاشته، ابي بن کعب انصاري است. (4)
از ابي بن کعب حديث مفصل نيز در خواص اکثر سور قرآن مجيد نقل شده (5) که بسياري از تفاسير چون کشاف، مجمع البيان، انوار التنزيل و… آن را نقل کرده اند.
طبق آموزه هاي قرآن و نيز استدلال هاي عقلي، اعمال و رفتار انساني داراي آثار و نتايج مادي و معنوي مي باشند. مثلاً ورزش موجب سلامت بدن و نشاط روحي و پرخوري سبب مرض و از بين رفتن ذکاوت و زيرکي مي شود. تأثير افعالي چون نماز، حج، روزه بر جسم و روح غير قابل انکار است. خداوند در قرآن فرموده است: نماز باعث نهي از فحشا و منکر است (6). زکات موجب تطهير مال است. (7) در روايات نيز آمده است که صدقه سبب فرونشاندن غضب پروردگار است. (8) قرائت قرآن نيز داراي خواص و آثار مادي و معنوي فراواني است که برخي از اين آثار به صراحت و بعضي با اشاره و کنايه در خود قرآن مجيد بيان شده است و قابل انکار نيست. بعضي از اين آيات به آثار مادي قرائت قرآن و برخي به آثار معنوي ناظرند و تعدادي به هر دو جنبه قابل تفسير هستند. برخي از اين آيه هاي شريفه را ذکر مي کنيم:

1. از جاي کندن کوه ها با زنده کردن مردگان:
وَلَوْ أَنَّ قُرآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْكُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى‏ (9)
و
لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعاً… (10)

2. لرزش دل مؤمنان:
تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ. (11)

3. پشت کردن عده اي:
وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَى‏ أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً. (12)

4. شفا و رحمت يا خسارت:
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِينَ. (13)

5. حجاب مستور يا حجاب مشهود:
وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ حِجَاباً مَسْتُوراً. (14)
وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ إِيْدِيهِمْ سَدّاً. (15)

6. شفاء ما في الصدور.
شِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ. (16)

7. نزول رحمت:
وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ. (17)

8. تهذيب اخلاق و اصلاح اعتقادات و برطرف شدن شک و شبهه. (18)

9. تأثير آيات آخر سوره زمر بر جاري شدن اشک مؤمنان و نوعي امتحان آنان بدين وسيله. (19)

10. دفع امراض جسمي و روحي.

11. تأثير آيات آخر سوره کهف بر بيدار شدن از خواب.

12. اثر آيه ششم سوره يس بر پنهان ماندن از چشم دشمن.

13. قرائت آيه الکرسي براي تقويت چشم.

14. اثر سوره واقعه در حفظ از فقر.
در روايتي نيز آمده است:
استشف بالقرآن (20)
از قرآن شفا بطلبيد، که اعم از جسمي و روحي است. نزول آية الکرسي سبب سرنگون شدن همه ي بت هاي مشرق و مغرب گرديد. (21)
بعضي از آيات و روايات دلالت دارند که شبيه اين خواص براي برخي از اذکار و دعاها نيز وجود دارد. مثلاً:

1. برکت در مال دنيوي و رفع با استغفار:
مَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ. (22)
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً * يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُم مِدْرَاراً * وَيُمْدِدْكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ. (23)
وَيَاقَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُم مِدْرَاراً وَيَزِدْكُمْ قُوَّهً إِلَى‏ قُوَّتِكُمْ. (24)

2. آرامش دل به واسطه ذکر خدا:
أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ. (25)

3. خواص صدقه و تأثير دعا در سلامت، و نفرين در نزول عذاب. (26)

4. آثار سوء بي احترامي به قرآن يا فراموشي آن.

5. آثار مثبت قرآن در گريه، سجده نمودن، قبول اسلام، تقويت حافظه و…
همه ي اينها با ادله نقلي و گاهي با شواهد تجربي و تاريخي به اثبات رسيده است. همچنان که تأثير قرآن مجيد در دفع وسوسه و نيز ابطال سحر و ايمن بودن از سحر جادوگران،‌ و ايمن شدن از کيد اجنه و محفوظ ماندن از چشم زخم و نيز دفع قساوت قلب و رسيدن به سر منزل يقين از مسلماتي است که با نقل و عقل نيز تأييد شده است.

2. روايات ناسازگار با مسلمات دين
آنچه جاي تأمل و اشکال دارد، برخي روايات شيعه و سني است که در آن ها ثواب ها و خواصي براي برخي آيات و سوره ها ذکر شده که پذيرفتنش مشکل است و بلکه با مسلمات دين سازگار نمي باشند. مثلاً در روايتي آمده که هر يک بار خواندن سوره توحيد باعث بخشيدن گناه يک سال است و کسي که دويست مرتبه آن را بخواند، گناه دويست سال او – کنايه از همه عمر، حتي عمر طولاني در گناه – بخشيده مي شود. (27)
عدم صحت بعضي از اين روايات با خودشان همراه است مثلاً:
1. هرکس پس از نماز صبح و ظهر بگويد: اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم نمي ميرد؛ تا حضرت مهدي (عليه السلام) را دريابد. (28) با اينکه همه ي اين گونه افراد نيز مرده اند.
2. در روايتي آمده است:
ثواب قراءة جاثية ان لايري النار ابدا و لايسمع زفير جهنم؛ (29)
ثواب قرائت سوره جاثيه آن است که هرگز نه آتش جهنم را مي بيند و نه صداي آن را مي شنود.
3. درباره رفع بيماري آمده است:
سوره يس ما قراها مريض الا برئ و لا جائع الا شبع و لا ظمآن الا روي. (30)
هيچ مريضي نيست که سوره يس را بخواند، مگر آنکه خوب شود.
تنها در کتاب ثواب الاعمال بيش يک صد روايت درباره خواص و ثواب سوره هاي قرآن نقل شده است. علامه محمدتقي مجلسي فرموده است:
ما يقين داريم که امثال اين روايت دروغ مي باشند، زيرا وقتي يک حديث مي گويد ثواب اطعام يک مؤمن، ثواب هزار هزار حج است، ديگر ارزشي براي حج باقي نمي ماند. (31)
شايد کسي تصور کند که مي تواند حج نرود و تنها با اطعام يک مؤمن به ثوابي بيشتر دست يابد. وقتي روايتي مي گويد:
ثواب قرائت فاتحه همان ثواب قرائت همه ي قرآن است. (32)
سيوطي نقل کرده است:
اگر شخصي در يک روز سي مرتبه سوره توحيد را بخواند، در آن روز کسي بهتر از او نيست و اگر 50 مرتبه بخواند گناه پنجاه سال او بخشيده مي شود و پنجاه هزار درجه و پنجاه هزار حسنه به او داده مي شود و پنجاه هزار گناه او بخشيده مي شود و اگر دويست مرتبه بخواند، ثواب پانصد سال عبادت پيدا مي کند واگر چهارصد مرتبه بخواند، پاداش چهارصد شهيد خواهد داشت و خواندن هزار مرتبه بهتر است از تجهيز و ارسال هزار اسب براي جهاد در راه خدا. (33)
گذشته از آنکه پذيرفتن اينها مشکل است، بلکه نسبت به ساير اعمال سستي ايجاد مي کند؛ به خصوص اگر توجه شود که شارع مقدس، طبق روش عقلا عمل مي کند و بايد نسبتي معقول بين عمل و پاداش وجود داشته باشد.
در تفسير مجمع البيان در ابتداي تفسير هر سوره و در کشاف در پايان تفسير هر سوره و در سرتاسر البرهان، نورالثقلين و دُرّ المنثور اين گونه روايات فراوان نقل شده است. (34)

بررسي روايات
براي بررسي اين روايات بايد سند و سپس متن آن ها، تحليل و آنگاه راه حل و جمع بندي نهايي ارائه شود.

الف. بررسي سندي
بخش قابل توجهي از اين روايات توسط ابوعصمة نوح بن ابي مريم مروزي نقل شده است. آيت الله خوئي مي فرمايد:
برخي از راويان کذاب بوده اند. آنان تصور کرده اند ثواب قرائت قرآن اندک است، پس خودشان احاديثي در فضل قرآن و سور آن ساخته اند… افرادي از قبيل ابوعصمة فرج بن ابي مريم مروزي و محمد بن عکاشه کرماني و احمد بن عبدالله جويباري از اين گروه مي باشند. (35)
قرطبي گويد:
ابوعصمة نوح بن ابي مريم مروزي براي ترغيب مردم به کارهاي نيک اين حاديث را جعل نمود و خود گفته است: وقتي ديدم مردم به فقه ابوحنيفه روي آورده و از قرآن اعراض کرده اند، اين احاديث را جعل نمودم. (36)
گويا ابوعصمة با آنکه مي دانست کذب بر پيامبر حرام است، در عين حال اين احاديث را جعل مي کرد، زيرا تصور مي کرد، بين دروغ عليه پيامبر و دروغ به نفع و عمل خود را از قسم دوم مي دانست. به هر حال روشن است که بسياري از احاديث مربوط به فضائل سور قرآن، مجعول و توسط وي ساخته شده است. (37) هر چند قصد وي از اين کار قصد خوب بود،‌ اما عملش، کذب و افترا بر پيامبر است. برخي نيز احتمال داده اند حديث فضائل سور قرآن توسط مأمون بن احمد سلمي جعل شده باشد. (38)
يکي ديگر از افرادي که در جعل روايات خواص و فضائل سور، سهم زياد دارد، حسن بن علي بن ابي حمزه بطائني است که اکثر روايات خواص سور در کتاب ثواب الاعمال صدوق از طريق وي نقل شده است. وي که به کمک پدرش از بنيانگذاران مذهب واقفي بود، کتابي به نام فضائل قرآن دارد. (39) مرحوم کشي او را « کذاب ملعون » دانسته است:
او گفته او کتاب تفسير قرآن دارد که من حتي نقل کردن يک حديث از آن را جايز نمي دانم. (40)
بخش ديگري از روايات خواص و فضائل از ابي بن کعب انصاري نقل شده است. در اين حديث، حديث مفصل فضائل سوره هاي قرآن به ترتيب و جداگانه ذکر کرده شده است. ولي شوکاني گويد:
هيچ اختلافي بين حفاظ نيست که اين حديث جعلي است و برخي از مفسران چون ثعلبي و واحدي و زمخشري فريب آن را خورده و نقل کرده اند، به جهت آنکه آنان حديث شناس نبوده اند. (41)
ابن جوزي نيز گويد:
از ثعلبي و واحدي – چون حديث شناس نبوده اند – تعجبي نيست، بلکه شگفتي از ابوبکر بن ابي داود است که با آنکه مي دانسته اين حديث مجعول است، آن را در کتاب خود در فضائل قرآن نقل کرده است. (42)
شبيه اين کلام را محمد طاهر هندي نيز دارد. (43)
قرطبي (44)، شهيد ثاني، (45) سيوطي (46) و ابن صلاح (47) هر کدام به مجعول بودن آن حديث تصريح نموده اند. در عين حال اين حديث به صورت متفرق در ابتدا و انتهاي تفسير سوره هاي قرآن در کتاب هاي کشاف، انوار التنزيل، مجمع البيان، جوامع الجامع، در المنثور، نور الثقلين، ابوالفتوح رازي، کنزل الدقائق، مصباح کفعمي، مستدرک الوسائل و… نقل شده است. البته بعض از فضائلي که در اين حديث آمده، با بعضي روايات مسند ديگر قابل تطبيق است.
بعضي ديگر از اين روايت ها به صورت مرسل نقل شده است. مثلاً تعدادي از اين روايات در کتاب ثواب الاعمال با عنوان « عن رجل » مي باشد. (48) و نيز کتاب خواص القرآن نيز که تفسير البرهان فراوان نقل مي کند، نه اصلش معلوم است و نه نام مؤلف آن. مرحوم علامه تهراني چندين کتاب به اين اسم نقل کرده (49) است که معلوم نيست مقصود بحراني کدامي بوده است؟
نتيجه: همه ي اين روايات ضعيف هستند.
با توجه به آنچه گذشت، معلوم شد که اغلب روايات خواص آيات و سور، ضعيف السند و بلکه مجعول بوده و اين گونه احاديث نادرست در کتاب هاي تفسير فراوان يافت مي شود. (50) البته ما نمي خواهيم همان ضوابط و ملاک هايي که براي پذيرش حديث در علم فقه وجود دارد را در اينجا ملاک قرار دهيم، اما به هر حال حديث افرادي که کذاب و جعال بوده اند، در هيچ علمي قابل پذيرفتن نيست.

بررسي محتوايي
با قطع نظر از سند اين روايات، تعداد زيادي از آن ها از جهت محتوايي نيز قابل نقد و بررسي مي باشند، مثلاً حديثي که مي گويد:
کلام خدا اگر مافوق عرش و با لحن نرم و رفق باشد، به زبان فارسي است و اگر مادون عرش و با شدت و غلظت باشد، عربي خواهد بود. (51)
نيازي به نقد ندارد، زيرا مضمون آن شاهد بر نادرستي آن است.
ابن جوزي مي گويد:
عبارت هاي احاديث خواص آيات و سور و فضائل آن ها، معمولاً داراي چنان الفاظ رکيک و مستهجني است که معلوم است هرگز از رسول خدا (صلي الله عليه وآله و سلم) صادر نمي شود. (52)
شبيه اين کلام از مرزوقي نيز نقل شده است. (53) در پاورقي کشاف آمده است: تنها برخي از احاديث فضائل سوره هاي فاتحه، سبع طوال، کهف، يس، دخان، ملک، زلزله، نصر، کافرون، اخلاص و معوذتين صحيح است و درباره ساير سوره ها، فضيلت يا خاصيتي در روايت صحيحي نيامده است. (54)
علاوه بر اين، برخي از اين روايات معارض دارند و لذا قابل پذيرفتن نمي باشد. مثلاً در فضائل سوره انعام نقل شده است: اين سوره يک باره بر پيامبر (صلي الله عليه وآله و سلم) در مکه نازل شد؛ (55) در حالي که مي دانيم برخي از آيات اين سوره مدني مي باشند. شاهدي ديگر بر نادرستي مضمون و محتواي بعضي از اين روايات، آن است که اگر اين روايت ها صحيح باشند، مجوز صدور گناه براي برخي افراد مي شوند و چه بسا افرادي از اين روايات چنين برداشت کنند که هر گناهي را مي توان انجام داد و سپس با قرائت يک سوره قرآن، تمام آن گناهان بخشيده و بلکه به حسنه تبديل خواهد شد.

راه حل

اول:
در برخورد با اين روايات، بايد احتياط کرد؛ نه فوراً آن ها را دور ريخت و به وضع و جعل متهم کرد و نه بدون قيد و شرط پذيرفت. بعضي از اين روايات، مصداق کذب بر پيامبر و تعدادي مصداق توقف و ارجاع علم آن ها به ائمه (عليهم السلام) است. در برابر برخي ديگر نيز بايد تسليم بود، زيرا مي دانيم خود قرآن خواص متعددي را براي بعضي از سور بيان کرده است، مثلاً:
1. سوره فاتحه را عدل قرآن قرار داده است:
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ. (56)
2. ثواب عمل در يک شب قدر را افضل از هزار ماه مي داند. (57)
3. ثواب يک انفاق را بيش از هزار و چهارصد برابر معرفي مي کند. (58)
4. در روايتي يک ضربت حضرت علي (عليه السلام) را افضل از عبادت ثقلين مي داند. (59)
5. ثواب هر حسنه را ده برابر مي کند. (60)

دوم:
احاديث من بلغ (61) – به نظر برخي فقها بر تسامح در ادله سنن دلالت دارد و به نظر عده اي ديگر صرف محبوبيت اعمالي که مدلول روايات ضعيف السند هستند را مي فهماند – دلالت دارند که قرائت سوره ها و آيات شريفه، ثواب هاي نقل شده بر آن ها را خواهند داشت، هر چند اين روايات فضائل مورد خدشه باشند. يعني اصل قرائت آيات و سوره ها ارزش دارد و ثواب بر آن ها مترتب است، هر چند اين روايات از معصوم (سلام الله عليه) صادر نشده باشند.

سوم:
اصل جواز عمل به حديث ضعيف السند مورد اتفاق علما است. (62) آنچه مورد نهي شرعي قرار گرفته، نسبت دادن عمل به شارع مقدس است. آري! اگر بر مجعول بودن يک حديث دليل داشته باشيم، عمل به آن جايز نيست، اما عمل کردن به روايتي که نمي دانيم مجعول است يا خير؟ و تنها به خاطر نداشتن دليل بر صحت آن، آن را ضعيف معرفي مي کنيم، جايز است؛ به شرط آنکه با ساير ادله و احکام تعارضي نداشته باشد.

چهارم:
تعداد اين روايات به قدري زياد است که ادعاي علم اجمالي به صدور برخي از آن ها بعيد نيست.

پنجم:
مي دانيم که اصل مسأله ثواب از باب تفضل است؛ نه استحقاق. علامه مجلسي فرموده است:
جايز است خداوند با يک تسبيح گفتن صواب صدقه دادن صد شتر را بدهد و با صدقه دادن صد شتر ثواب هزاران برابر آن را بدهد. يا آنکه با يک تسبيح اين امت ثوابي را بدهد که در برابر صدقه صد شتر در امت هاي سابق مي داده است و يا آنکه گفته شود هر کدام از اين اعمال از جهتي تأثير دارد که ديگري ندارد. مثلاً گاهي گفته مي شود يک لقمه نان بهتر از صد ليوان آب است و گاهي يک ليوان آب بهتر از صد لقمه نان است و گاهي قرائت يک سوره قرآن بهتر از صد حج و عمره است و گاهي يک حج بهتر از صد ختم قرآن است. پس اين اعمال به منزله غذاي روح انسان هستند که هر کدام در جاي خود لازم هستند و هيچ کدام جايگزين ديگري نمي شود. (63)
مرحوم قاضي سعيد قمي در روايتي که مي گويد:
ثواب يک لا اله الا الله آن است که چهل و پنج ميليون سيئه بخشيده و چهل و پنج ميليون حسنه نوشته و چهل و پنج ميليون درجه ترفيع پيدا کند.
را از باب علم حروف و با ابجد به دست آورده است. (64)
بنابراين تفضل در اين ثواب ها را بايد ملاحظه کرد.

4. سخن آخر
با توجه به آنچه بيان شد بايد ادعا کرد که برخي از اين روايات به صورت قطع مجعول است، مانند روايات ابوعصمة مروزي و برخي احتمالاً مجعول هستند، مانند حديث مفصل نقل شده از اُبي بن کعب. ساير روايات در باب خواص آيات و سور از باب اقتضا است؛ نه عليت. يعني قرائت آن سوره در صورتي که ساير شرايط موجود و موانع مفقود باشد، مي تواند باعث آن ثواب شود و چه بسا انجام بسياري از اعمال نيک از شرايط آن و ترک همه گناهان از باب عدم المانع آن باشند. همچنان که احتمال دارد ادعا شود علل شرعي معرف و کاشف هستند؛ نه علت واقعي. (65) بنابراين معلوم نيست قرائت اين سوره ها يا آيات، علت تخلّف ناپذير از براي ترتب اين ثواب ها باشد، همچنان که احتمال انشاء بودن اين روايات نيز وجود دارد که خبر از ترتب اين خواص و آثار نمي باشد، بلکه در مقام انشاء هستند.
ضمناً روشن است که در مقام مقايسه بين دو عمل، بايد مشابهت و سنخيت بين آن ها برقرار باشد و لذا اگر در روايتي ثواب قرائت قرآن با حج و عمره مقايسه شد، بايد مراد حج و عمره استحبابي باشد و لذا هرگز معناي اين روايات آن نيست که قرائت يک سوره بر ثواب يک حج واجب ترجيح دارد. و وقتي که مقصود حج وعمره استحبابي باشد، جايز است که ثواب يک عمل مستحب از يک جهت بيش از عمل مستحب ديگر باشد و آن عمل مستحب از جهات ديگر بر اين عمل استحبابي ترجيح داشته باشد.

پي‌نوشت‌ها:

1. جلال الدين عبدالرحمان سيوطي، الاتقان في علوم القرآن، ج 4، ص 158.
2. همان، ص 120.
3. آقا بزرگ تهراني، الذريعة الي تصانيف الشيعه، ج 5، ص 19 و ج 7، و ج 16.
4. همان، ج 16، ص 262.
5. متن کامل اين حديث در: عبدالحليم الحلّي، الرسول المصطفي و فضائل القرآن ج 1، صص 439-416 نقل شده است.
6. عنکبوت، آيه 45.
7. توبه، آيه 103.
8. علي متقي هندي، کنز العمال في سنن الاقوال و الافعال، ج 6،ص 348.
9. رعد، آيه 31.
10. حشر، آيه 21.
11. زمر، آيه 23.
12. اسراء، آيه 46.
13. اسراء، آيه 82.
14. اسراء، آيه 45.
15. يس، آيه 9.
16. يونس، آيه 57.
17. اعراف، آيه 204.
18. سيد محمدحسين طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، ج 13، ص 183.
19. محمد بن علي بن الحسين، شيخ صدوق، الامالي، مجلس 81، ص 437، ج 10.
20. محمد بن يعقوب کليني، الکافي، ج 2، ص 600.
21. ابوالفتوح رازي، روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، ج 2، ص 318.
22. انفال، آيه 33.
23. نوح، آيات 10-12.
24. هود، آيه 52.
25. رعد، آيه 28.
26. بحارالانوار لجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج 93، صص 118 و 124.
27. ابوالفرج عبدالرحمان بن علي بن جوزي، العلل المتناهية في الاحاديث الواهية، ج 1، ص 113؛ درالمنثور، ج 6، ص 411.
28. ابراهيم بن علي کفعمي، المصباح في الادعية و الصلوات و الزيارات، ص 97.
29. ابوعلي فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 9، ص 70.
30. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 81، ص 240.
31. محمدتقي مجلسي، روضة المتقين في شرح کتاب من لايحضره الفقيه، ج 14، ص 404.
32. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 98، ص 259.
33. جلال الدين عبدالرحمان سيوطي، الدر المنثور في التفسير بالمأثور، ج 6، ص 410.
34. به عنوان نمونه ر.ک: نورالثقلين، ج 1، ص 258، حديث 1026.
35. سيد ابوالقاسم الموسوي الخويي، البيان في تفسير القرآن، ص 28.
36. محمد بن احمد انصاري قرطبي، الجامع لاحکام القرآن، ج 1، ص 78.
37. کذاب و جعال بودن وي نزد علماي رجال و درايه شيعه و اهل سنت مورد اتفاق است و غالباً نيز تصريح کرده اند که وي حديث فضائل را جعل نموده است. ر.ک: شهيد ثاني، الرعايه، ص 156؛ ابن اثير، جامع الاصول، ج 1، ص 76؛ ميزان الاعتدال، ج 4، ص 279؛ منتهي المقال، ج 6، ص 387؛ ابوحاتم بستي، کتاب المجروحين، ج 2، ص 48؛ ذهبي، المغني في الضعفاء، ج 2، ص 467؛ هندي، تذکره الموضوعات، ص 82؛
38. ابوحاتم بن حبان تميمي بستي، کتاب المجروحين، ج 2، ص 45.
39. محمد بن شيخ طوسي، الفهرست، ص 51.
40. محمد بن حسن طوسي، اختيار معرفة الرجال، ص 552.
41. محمد بن علي شوکاني، الفوائد المجموعة في الاحاديث الموضوعة، ص 296.
42. عبدالرحمان بن علي بن جوزي، الموضوعات، ج 1، ص 240.
43. تذکرة الموضوعات، ص 82.
44. الجامع لاحکام القرآن، ج 1، ص 79.
45. زين الدين علي بن احمد (شهيد ثاني)، الرعاية في علم الدراية، ص 157.
46. جلال الدين سيوطي، اللئالي المصنوعة في الاحاديث الموضوعة، ج 1، ص 227.
47. ابن صلاح، مقدمه، ص 59.
48. محمد بن علي بن الحسين (شيخ صدوق)، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 131.
49. آقا بزرگ تهراني، الذريعة الي التصانيف الشيعه، ج 7، ص 273.
50. تذکرة الموضوعات، ص 84.
51. همان، ص 314.
52. الموضوعات، ج 1، ص 240.
53. عبدالحليم حلي، الرسول المصطفي و فضائل القرآن، ج 1، ص 376.
54. محمود بن عمر زمخشري، الکشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج 1، ص 18.
55. ابوعلي فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 4، ص 71.
56. حجر، آيه 87.
57. قدر، آيه 2.
58. بقره، آيه 261.
59. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 39، ص 2.
60. انعام، آيه 160.
61. وسائل الشيعة، ج 1، ص 60.
62. القواعد في علوم الحديث، ص 93؛ منهج النقد في علوم الحديث، ص 293.
63. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 87، ص 9.
64. صدوق، شرح توحيد، ج 1، ص 65.
65. آيت الله ابوالقاسم خوئي، المحاضرات في اصول الفقه، ج 5، ص 113.
منبع مقاله :
نصيري، علي؛ (1387)، معرفت قرآني جلد دوم، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، چاپ اول

مطالب مشابه