گزیده ای از فضایل امام علی (ع) از دیدگاه مفسرین و محدثین اهل سنت (۳)

گزیده ای از فضایل امام علی (ع) از دیدگاه مفسرین و محدثین اهل سنت (۳)

نویسنده:دکتر قاسم بستانی*
محمد جعفرنژاد**

امتیازات عملی علی(ع)

۱-۳. جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در برگرداندن ودیعه ها و امانت ها به صاحبانشان.
این امر، نوعی اعتراف به امانتداری و مورد وصوق بودن ایشان نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)است (ابن کثیر، ۱۴۰۸ق،ج۳،ص۲۱۶/ ابن اثیر، ۱۳۸۶ق، ج۲، ص۱۰۳/ بیهقی، ۱۴۱۱ق، ج۶، ص۲۸۹/ طبری، [بی تا]، ج۲، ص۱۰۳/ ابن خلدون، [بی تا]، ج۲، قسمت ۲، ص۱۶/ مقریزی، ۱۴۲۰ق، ج۱،ص۵۷/ مسعودی، [بی تا]، ص۲۰۰/یعقوبی، [بی تا]، ج۲، ص۳۹).
۲-۳. خوابیدن علی (علیه السلام) در جای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)در شب هجرت به سوی مدینه.
در جریان هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به سوی مدینه که با همراهی ابوبکر، انجام می گیرد، علی (علیه السلام) جان فدایی می کند و در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)می خوابد تا مشرکان که قصد جان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) کرده اند، نتوانند به مقصود خویش برسند(ابن کثیر، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۱۶/ ابن اثیر، ۱۳۸۶ق، ج۲، ص۱۰۳/طبری، [بی تا]، ج۲، ص۹۹؛ احمد حنبل، [بی تا]، ج۱، ص۳۳/ حاکم نیشابوری، [بی تا]، ج۳، ص۴/ هیثمی، ۱۴۰۸ق، ج۹،ص۱۲۰).
برخی فقط خوابیدن در جای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)را ذکر می کنند، اما این کار علاوه بر شهامت و شجاعت، گویای مطالبی دیگر هم هست که از آن جلمه به موارد ذیل می توان اشاره کرد:
الف. این کار نمونه ای از اخلاص یک سرباز صادق است که برای دعوت و عقیده اش حاضر است جان خویش را فدا کند تا رهبرش زنده باشد؛ چون در سلامت رهبر است که دعوت و عقیده زنده می ماند و این حرکت علی (علیه السلام) کاری شگرف و عظیم بوده است.
ب. بیانگر اعتقاد راسخ به قضا و قدر است که هر آنچه قلم تقدیر بر آن رفته است، شدنی می کند: «قُلْ لَنْ یُصیبَنا إِلاّ ما کَتَبَ اللّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» (توبه:۵۱ ): بگو: «جز آنچه خدا برای ما مقرر داشته هرگز به ما نمی‏رسد او سرپرست ماست و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.»
این آیه دلالت بر عمق ایمان علی (علیه السلام) دارد.
۳-۳. هجرت علی (علیه السلام)
حضرت علی (علیه السلام) سه شبانه روز در مکه می مانند تا امانات را به صاحبان اماناتی که نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، برگردانند؛ سپس به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در قبا ملحق شدند و دو شب در قبا ماندند و روز جمعه همراه با ابوبکر در رکاب با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سوی مدینه حرکت کردند (ابن کثیر، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۵۳/ ابن اثیر، ۱۳۸۶ق، ج۲، ص۱۰۳/ بیهقی، ۱۴۱۱ق، ج۶، ص۲۸۹/ طبری، [بی تا]، ج۲، ص۱۰۳/ ابن خلدون، [بی تا]، ج۲، قسمت ۲، ص۱۶/ مقریزی، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۵۷/ مسعودی، [بی تا]، ص۲۰۰/ یعقوبی، [بی تا]، ج۲،ص۳۹).
۴-۳. عقد برادری و مواخات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با علی (علیه السلام)
نقل شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بین اصحاب ـ دو به دوـ عقد برادری بست، تا اینکه علی (علیه السلام) باقی ماند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: «أما تری أن أکون أخاک؟» فرمود: بلی ای رسول خدا راضی شدم و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«فأنت أخی فی الدنیا و الآخره» (حاکم نیشابوری، [بی تا]، ج۳، ص۱۴/ هیثمی، ۱۴۰۸ق، ج۹، ص۱۲/ مبارکفوری، ۱۴۱۰ق، ج۱۰، ص۱۵۲/ متقی هندی، [بی تا]، ج۱۳، ص۱۴۰/ مناوی، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۶۸/ زرندی حنفی، ۱۳۷۷ق، ص۹۵).
۵-۳. شجاعت علی (علیه السلام) در جنگ تن به تن
الف) در جنگ بدر (سال دوم هجرت): در جنگ تن به تن که سه نفر از سران مشرکان به نام های عتبه بن ربیعه، شیبه بن ربیعه و ولیدبن عتبه به میدان جنگ آمدند و تقاضای مبارز و هماورد نمودند، در مقابل آنها از سپاه مسلمانان عوف و معاد فرزندان حارث به سوی ایشان می روند و سران مشرکان از آنها می پرسند: از چه قبیله ای هستید؟ ایشان می گویند: گروهی از انصار. در جواب می گویند: افرادی از قبیله خودمان و هم کفو خودمان بفرستید، که در آن لحظه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: «قم یا عبیده! قم یا حمزه! قم یا علی!»، و علی (علیه السلام) به جنگ ولیدبن عتبه رفت و او را به هلاکت رساند (ابوداود، [بی تا]، ج۱، ص۶۰۱/ بیهقی، [بی تا]، ج۹، ص۱۳۱/ عظیم آبادی، [بی تا]، ج۷، ص۲۳۴/ ابن ابی شبیه، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص ۴۷۳/ متقی هندی، [بی تا]، ج۲، ص۳۹۸/ طبری، [بی تا]، ج۲، ص۱۴۸/ ابن کثیر، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۳۳۳).
ب) در جنگ احد (شوال سال سوم هجری): در جنگ احد که همانند جنگ بدر آغاز شد، طلحه بن ابی طلحه پرچمدار مشرکان، مسلمانان را به مبارزه می طلبید، در حالی که می گفت: آیا مبارزی هست؟ پاسخ دهنده همان پاسخگوی میدان جنگ بدر است. علی (علیه السلام) به طرف او پیش رفت. هنگامی که آن دو در میانه دو لشکر با هم روبرو شدند، علی (علیه السلام) با نواختن ضربتی فرقش را شکافت؛ پس طلحه فرو افتاد و عورتش نمایان شد. در این هنگام علی (علیه السلام) را عنوان رحم [خویشاوندی] یاد کرد، و این در حالی بود که علی (علیه السلام) کار او را یکسره نکرد، بلکه به حال خویش واگذاشت و طلحه در اثر همان یک ضربه هلاک شد (ابوداود، [بی تا]، ج۱، ص۶۰۱/ بیهقی، [بی تا] ج۶، ص۱۳۲/ احمد حنبل، [بی تا]، ج۱، ص۱۱۷، متقی هندی، [بی تا]، ج۱۰، ص۳۹۶/طبری، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۳۴/ ابن کثیر، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۳۳۹/ ذهبی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۸۹/ هیثمی، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۷۶).
در این رخداد، نمونه ای از مروت و کرامت و اخلاق حضرت علی (علیه السلام) نهفته است که مثال بارزی از اخلاق و جوانمردی است؛ حتی با دشمن و در معرکه کارزار. نکته دیگر حیای علی (علیه السلام) است که چون عورت طلحه نمایان شد، از او صرف نظر کرد.
ج) در جنگ خندق و مقابله با عمروبن عبدود: جنگ خندق در سال پنجم هجری اتفاق افتاد. یکی از پیکارهای مهم در این جنگ، نبرد علی (علیه السلام) با عمرو بن عبدود بود؛ عمرو از شجاعان عرب بود که توانست از خندق بگذرد و ندا در داد که آیا مبارزی هست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مبارزی هست که شر این دشمن را دفع کند؟ علی (علیه السلام) برخاست و گفت: من آماده ام و به یکدیگر حمله نمودند که علی (علیه السلام) به پای او ضربه زد و پایش قطع شد. در این هنگام علی (علیه السلام) سر عمرو را از تنش جدا کرد و غریو الله اکبر از سپاه مسلمانان برخاست (ابن اثیر، ۱۳۸۶ق، ج۲، ص۱۸۱/ ابن عبدالبر، ۱۴۱۲).
د) شکستن خط دفاعی خیبر(سال هفتم هجری): پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خداوند فتح و پیروزی را به دست او خواهد داد؛ مردی که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست می دارند. یاران شب را به صبح رساندند، در حالی که در این فکر بودند که پرچم فتح سرانجام به چه کسی واگذارمی شود. چون صبح شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) علی (علیه السلام) را خواست. گفتند: یا رسول الله، او از درد چشم می نالد. فرمود: او را حاضر کنید. چون علی (علیه السلام) حاضر شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مقداری از آب دهان بر دو چشم او مالید و برایش دعا کرد. چشمان امیرمؤمنان (علیه السلام) به برکت آب دهان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و دعای آن حضرت، شفا یافت؛ آن گاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرچم را به علی (علیه السلام) دادند و برای او و یارانش دعا کردند که پیروز شوند. این گفتار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) (لأعطین الرایه غداً رجلاً یحب الله و رسوله…) تلمیحی است به آیه: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ»(آل عمران:۳۱): بگو: «اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید و خداوند آمرزنده مهربان است.» (بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۵/مسلم، [بی تا]، ج۵، ص۱۹۵ / ابن ماجه، [بی تا]، ج۱، ص۴۵ /ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲/ احمد حنبل، [بی تا]، ج۱، ص۱۰۰/ ابن کثیر، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۱۱).
۶-۳. اولین کسی است که با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نماز جماعت خواند(احمد حنبل، [بی تا]، ج۱، ص۳۷۴ / ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۰۵/ حاکم، [بی تا]، ج۳، ص۵۰۰/ بیهقی، [بی تا]، ج۶، ص۲۰۶/ مبارکفوری، ۱۴۱۰ق، ج۱۰، ص۱۶۳/ طیالسی، [بی تا]، ص۹۳).
۷-۳. فرستادن علی (علیه السلام) برای اعلان برائت مشرکان در حج و سخن معروف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمودند: «لا یبلغها إلا رجل من أهل بیتی» (احمد حنبل، [بی تا]، ج۱، ص۲۹۳ / بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۱۸۳، ۲۱۹/ ج۵، ص۱۲۹/ حاکم نیشابوری، [بی تا]، ج۲، ص۴۹۷/ ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۶/ ابن حجر، [بی تا]، ج۶، ص۳۲۱/ نسایی، [بی تا]، ص۷۴/ هیثمی، ۱۴۰۸ق، ج۹، ص۲۰۱).
۸-۳. سوار شدن علی (علیه السلام) بر دوش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای شکستن بت ها.
علی (علیه السلام) می فرمایند: با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به کعبه آمدیم و پیامبر از دوش من بالا رفت و چون دید من طاقت ندارم و ضعیف هستم، پایین آمدند و فرمودند بر منکب من بالا برو! و من بر دوش ایشان بالا رفتم و به پشت بام کعبه رسیدم و بت ها را از آنجا پایین انداختم و آنها می شکستند. بعد از ترس اینکه کسی ما را ببیند سریع از آنجا دور شدیم (احمد حنبل، [بی تا]، ج۱، ص۸۴/ نسایی، ۱۴۱۱ق، ج۵،ص۱۴۳ / حاکم نیشابوری، [بی تا]، ج۲، ص۳۶۷ / زرندی حنفی، ۱۳۷۷ق، ص۱۲۵ / هیثمی، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۲۳).
۹-۳. ازدواج علی (علیه السلام) با فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
از اختصاصات علی (علیه السلام) که نصیب کس دیگری نخواهد شد، ازدواج با فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است که شایسته می بینم در اینجا چند روایت از روایاتی را در شأن والای زهرای مرضیه (سلام الله علیها) آمده است، نقل کنم:
الف ) ایشان پاره تن رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بودند.
ب) هر آن چیزی که فاطمه (سلام الله علیها) را ناراحت می کرد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را هم ناراحت می کرد(بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۲۱۰/ ج۶، ص ۱۵۸ / مسلم، [بی تا]، ج۷، ص۱۴۱/ ابن ماجه،[بی تا]، ج۱، ص۶۴۴ / ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۵۹ / احمد حنبل، [بی تا]، ج۴، ص۱۰۰/ ابن کثیر، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۱۱).
ج) فاطمه (سلام الله علیها) سرور زنان بهشت بودند.
ام سلمه حلی روایتی نقل می کند: روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (سلام الله علیها) را طلبیدند و به او چیزی گفتند که فاطمه (سلام الله علیها) را به گریه انداخت و بعد از آن چیزی فرمودند که فاطمه (سلام الله علیها) خندید. بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از فاطمه (سلام الله علیها) پرسیدم. ایشان فرمودند که پدرم مرا خبر داد که من بعد از مریم بنت عمران سرور زنان بهشت هستم (بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۱۸۳/ ابن حبان، ۱۴۱۴ق، ج۱۵، ص۴۰۲/ ابن حجر، [بی تا]، ج۶، ص۳۲۱/ ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۶/ احمد حنبل، [بی تا]، ج۳، ص۸۰/ هیثمی، ۱۴۰۸ق، ج۹، ص۲۰۱/ حاکم نیشابوری، [بی تا]، ج۳، ص۱۵۱).
۱۰-۳. برحق بودن علی (علیه السلام) در قتال با قاسطین (صفین).
بنا بر گفتار پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که خبر از آینده می دادند، می توان به نتایجی دست یافت، از جمله: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به عمار فرمودند: «تقتلک فئه الباغیه» و عمار در جنگ صفین در سپاه علی (علیه السلام) بود و به درجه رفیع شهادت نایل آمد (مسلم، [بی تا]، ج۸، ص۱۸۵ / نووی، ۱۴۰۷ق، ج۱۸، ص ۴۰/ سیوطی، [بی تا]، ج۶، ص۲۳۴ / احمد حنبل، [بی تا]، ج۲، ص۱۶۱ / ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۲۳۳ / ابن حجر، [بی تا]، ج۱، ص۴۵۱ / نسایی، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۷۵ / ابن کثیر، ۱۴۰۸ق، [بی تا]، ج۳، ص۲۶۴).
۱۱-۳. برحق بودن علی (علیه السلام) در قتال با مارقین.
به این معادله با استفاده از دو روایت تاریخی مستدل، می پردازیم:
الف ) پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خبر از مارقین دادند که چه کسانی هستند. ایشان فرمودند: روزی فرا خواهد رسید که گروهی از دین بیرون می روند( خارج می شوند)؛ همان طور که تیر از کمان خارج می شود؛ و گروهی که بر حق هستند، پیروز می شوند و از نشانه های آنها، مردی سیاه چرده است که یکی از بازوانش مانند پستان زنان است. در تاریخ، این فرد به نام ابن خویصره شناخته می شود (مسلم، [بی تا]، ج۳، ص۱۱۳ / ذهبی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۹۱ / ابی داود، [بی تا]، ج۲، ص۴۰۶ / احمد حنبل، [بی تا]، ج۳، ص۳۲ / ابن عبدالبر، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۰۸ / ابن حجر، [بی تا]، ج۶، ص۴۵۶، /نسایی، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۵۸ / ابن کثیر، ۱۴۰۸ق، ج۷، ص۳۰۹).
ب) ابوسعید خدری می گوید: به خدا قسم من این حدیث را از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم و من در آن جنگ همراه علی (علیه السلام) بودم و شهادت می دهم که علی (علیه السلام) با آنها جنگید. بعد از جنگ، در کشته ها ذوالثدیه را یافتیم؛ به همان اوصافی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده بود (بخاری، ۱۴۰۱۸ق، ج۴، ص۱۷۵ / بیهقی، [بی تا]، ج۸، ص۱۷۱ /نووی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۶۷).
۱۲-۳. مأمن بودن و رازدار بودن علی (علیه السلام).
در ماجرای اسلام آوردن ابوذر آمده است: او وارد مکه شد و تصمیم داشت شبانه خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برسد؛ لذا شب کنار کعبه آمد تا همان جا استراحت کند. در این هنگام این مسافر غریب، مردی ـ که علی (علیه السلام) است ـ را می بیند که به او می گوید: تو کیستی؟ ابوذر می گوید: مردی از دودمان غفار. علی (علیه السلام) می فرماید: برخیز و به خانه خودت بیا. ابوذر برمی خیزد و بی آنکه در راه با کسی ارتباطی بیابد و هدفش را بگوید، آن شب مهمان علی (علیه السلام) می شود. ابوذر صبح برمی خیزد و از خانه علی (علی السلام) بیرون می آید و کنار کعبه می رود. همان جا می ماند تا شب می شود و باز علی (علیه السلام) نزد او می آید و او را به خانه خود دعوت می کند. این موضوع تا سه شب تکرار می شود، ولی ابوذر با کسی ارتباطی نمی گیرد و مقصود خود را پنهان می کند. روز سوم علی (علیه السلام) به ابوذر می فرماید: اگر خود را معرفی کنی و علت مسافرت خود را بگویی، قطعا به کسی نخواهم گفت و اسرار تو را می پوشانم. ابوذر هدف و ماجرای مسافرت خود را به علی (علیه السلام) می گوید و ادامه می دهد: «می خواهم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را ببینم.» علی (علیه السلام) می فرماید: من صبح به طرف منزل او می روم، تو نیز همراه من بیا. هر جا احساس خطر کردم، از راه رفتن خود می کاهم و گویی برای رفع حاجتی می خواهم کناری بروم، اما گر احساس خطر نکردم، پشت سر من بیا و در هر خانه ای که وارد شدم تو نیز وارد شو. همین برنامه و طرح علی (علیه السلام) اجرا می شود و ابوذر بدون هیچ پیشامد ناگواری با علی (علیه السلام) همراه می شود تا وارد خانه ای می شود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)آنجاست. ابوذر بعد از ملاقات با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همان لحظه مسلمان می شود(بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۲۴۱ / مسلم، [بی تا]، ج۷، ص۱۵۶ / عینی، [بی تا]، ج۱۷، ص۳/ طبرانی، معجم الاوسط، [بی تا]، ج۳، ص۱۰۹/ ابن عبدالبر، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۶۵۴).
این ماجرا حاوی چند نکته اخلاقی دیگر نیز هست:
ـ میهمان نواز بودن بدون در نظر گرفتن عقیده میهمان؛
ـ غریب نوازی امام علی (علیه السلام).
ـ در راستای دعوت سری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سر و راز حضرت را نگه داشتن؛
ـ سیاست و کاردانی ایشان.
۱۳-۳. نماز علی (علیه السلام)، یادآور نماز پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
عمران بن حصین روایت می کند: با علی (علیه السلام) در بصره نماز می خواندیم و ایشان نمازی خواند که خاطره نماز با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در ما زنده شد(بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۹۰ / بیهقی، [بی تا]، ج۲، ص۶۸ / عینی، [بی تا]، ج۶، ص۵۷/ عظیم آبادی، [بی تا]، ج۳، ص۴۵).
۱۴-۳. علی (علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پرستاری می کند.
در جریان جنگ احد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) زخمی شدند، علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پرستاری می کردند و علی (علیه السلام) با سپرش آب می آورد و فاطمه (سلام الله علیها)خون را از چهره ی پدر می شست (بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۶۶ / مسلم، [بی تا]، ج۵، ص۱۷۸/ ابن ماجه، [بی تا]ج۲، ص۱۱۴۷/ ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۲۷۸ / ابن حجر، [بی تا]، ج۶، ص۶۹/ بیهقی، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۰۲).
۱۵-۳. علی (علیه السلام) از طرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ناظر بر قربانی ها می شود.
بیشتر مردم مزد قصاب را از گوشت قربانی می دادند، اما رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)علی (علیه السلام) را ناظر قربانی می نماید تا هم بر کیفیت قربانی نظارت کند و هم تمام گوشت قربانی، حتی پوست آن به مصرف نیازمندان برسد(بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۱۸۶ / نسایی، ۱۴۱۱ق، ج۲، ۴۵۷ / ابن خزیمه، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۲۹۶ / ابن حجر، [بی تا]، ج۳، ص۴۴۳ / بیهقی، ۱۴۱۱ق، ج۶، ص۸۰ / عینی، [بی تا]، ج۱۰، ص۵۲).

نتیجه

آنچه آمد، قطره ای از دریای بیکران فضایل علی (علیه السلام) نزد اهل سنت است. این امر نشانگر ارادت و علاقه وافر برادران اهل سنت نسبت به این شخصیت والای اسلامی و انسانی، بلکه نسبت به خاندان اهل بیت (علیهم السلام) است. این علاقه وافر خود می تواند مبنایی متین برای وحدت مسلمانان باشد و نباید به یاوه سرایی برخی خناسان ـ که به قصد بدبین کردن شیعیان نسبت به اهل سنت در خصوص اهل بیت (علیه السلام)، با هدف ایجاد یا تعمیق اختلاف تلاش می کنندـ گوش فرا داد. بارخدایا ما را از پیروان راستین آن مولای متقیان قرار ده.

پی نوشت ها :

*استادیار دانشگاه شهید چمران اهواز
**دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث
منابع:
۱. ابن أبی شیبه الکوفی؛ المصنف؛ تحقیق سعید اللحام؛ بیروت؛ دارالکفر، ۱۴۰۹ق.
۲. ابن أبی عاصم، عمرو؛ کتاب السنه؛ تحقیق محمد ناصرالدین الألبانی؛ الطبعه الثالثه، بیروت: مکتب الإسلامی، ۱۴۱۳ق.
۳. ابن أثیر، الکامل فی التاریخ؛ بیروت: دارصادر، ۱۳۸۶ق.
۴. ابن جوزی، زاد المسیر؛ تحقیق محمد بن عبدالرحمن، عبدالله؛ بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
۵. ابن حبان؛ صحیح ابن حبان؛ تحقیق شعیب الأرنؤوط؛ الطبعه الثانیه، [بی جا]، مؤسسه الرساله، [بی تا].
۶. ابن حجر؛ فتح الباری، الطبعه الثانیه، بیروت: دارالمعرفه، [بی تا].
۷. ابن حنبل، احمد؛ مسند احمد؛ بیروت: دارصادر، [بی تا].
۸. ابن خزیمه، صحیح ابن خزیمه؛ تحقیق محمد مصطفی الأعظمی؛الطبعه الثالثه، [بی جا]، المکتب الإسلامی، ۱۴۱۲ق.
۹. ابن خلدون؛ تاریخ ابن خلدون؛ الطبعه الرابعه؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، [بی تا].
۱۰. ابن سلمه، أحمد بن محمد؛ شرح معانی الآثار؛ تحقیق محمد زهری النجار؛ الطبعه الثالثه، [بی جا]، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۶ق.
۱۱. ابن عبدالبر؛ الاستیعاب؛ تحقیق علی محمد البجاوی؛ بیروت: دارالجیل، منشورات المجلس العلمی، ۱۴۱۲ق.
۱۲.ابن عطیه اندلسی؛ محررالوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز؛ تحقیق عبدالسلام عبدالشافی محمد؛ لبنان: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۳ق.
۱۳. ابن قتیبه؛ تأویل مختلف الحدیث؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، [بی تا].
۱۴. ابن کثیر؛ البدایه والنهایه؛ تحقیق علی شیری؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.
۱۵. ابن ماجه، محمدبن یزید قزوینی؛ سنن ابن ماجه؛ تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی؛ [بی جا]، دارالفکر؛ [بی تا].
۱۶. البانی، محمد ناصر؛ إرواء الغلیل؛ تحقیق زهیر الشاویش؛ الطبعه الثانیه، بیروت: المکتب الإسلامی، ۱۴۰۵ق.
۱۷. بخاری؛ صحیح بخاری؛ [بی جا]، دارالفکر؛ ۱۴۰۱ق.
۱۸. بغوی؛ تفسیر بغوی؛ تحقیق خالد عبدالرحمن العک؛ بیروت: دارالمعرفه، [بی تا].
۱۹. بیهقی؛ سنن الکبری؛ [بی جا]، دارالفکر، [بی تا]«الف».
۲۰.ــــــــــ؛ معرفه السنن و الآثار؛ تحقیق سید کسروی حسن؛ بیروت: دارالکتب، العلمیه، [بی تا] «ب».
۲۱. ترمذی؛ جامع الصحیح؛ تحقیق عبدالرحمن محمد عثمان؛ الطبعه الثانیه، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۳ق.
۲۲. ثعلبی؛ تفسیر ثعلبی؛ تحقیق أبی محمدبن عاشور؛ بیروت: داراحیاء تراث عربی، ۱۴۲۲ق.
۲۳. جصاص؛ أحکام القرآن؛ تحقیق عبدالسلام محمد علی شاهین؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
۲۴. حاکم نیشابوری؛ مستدرک؛ تحقیق یوسف عبدالرحمن مرعشلی؛ [بی جا]،[بی نا]، [بی تا].
۲۵. حسکانی، حاکم؛ شواهد التنزیل؛ تحقیق باقر محمودی؛ تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۱ق.
۲۶. حمیدی، عبدالله بن زبیر؛ مسند حمیدی؛ تحقیق حبیب الرحمن أعظمی؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۹ق.
۲۷. دارمی، عبدالله بن بهرام، سنن الدارمی؛ دمشق؛ اعتدال، ۱۳۴۹ق.
۲۸. دولابی، محمد بن أحمد؛ الذریه الطاهره النبویه؛ تحقیق سعد المبارک الحسن؛ کویت: دارالسلفیه، ۱۴۰۷ق.
۲۹. ذهبی؛ تاریخ اسلام؛ تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
۳۰. رازی، ابن ابی حاتم؛ تفسر ابن أبی حاتم؛ تحقیق أسعد محمد الطیب؛ صیدا: مکتبه العصریه، [بی تا].
۳۱. زرندی حنفی؛ نظم دررالسمطین؛ [بی جا]، [بی نا]، [بی تا].
۳۲. زمخشری، جارالله، الفایق فی غریب الحدیث؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق.
۳۳. زیلعی؛ تخریج الأحادیث و الأثار؛ تحقیق عبدالله بن عبدالرحمن سعد؛ ریاض: دارابن خزیمه ۱۴۱۴ق.
۳۴. سمرقندی، ابولیث؛ تفسیر السمرقندی؛ تحقیق محمود مطرجی؛ بیروت: دارالفکر، [بی تا].
۳۵. سمعانی؛ تفسیر سمعان؛ تحقیق یاسربن إبراهیم و غنیم بن عباس بن غنیم؛ سعودی: دارالوطن، ۱۴۱۸ق.
۳۶. سیوطی، جلال الدین؛ الدر المنثور؛ بیروت: دارالمعرفه، [بی تا] «الف».
۳۷. ـــــــــ، دیباج علی مسلم؛ عربستان سعودی‌: دار ابن عفان، ۱۴۱۶ق.
۳۸. ـــــــــ، شرح سنن النسائی؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، [بی تا] «ب».
۳۹. صنعانی، عبدالرزاق؛ تفسیر قرآن؛ تحقیق مصطفی مسلم محمد، ریاض: مکتبه الرشد، ۱۴۱۰ق.
۴۰. ـــــــــ؛ منصف؛ تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، [بی جا]، [بی نا]، [بی تا].
۴۱. طبرانی؛ معجم الأوسط؛ تحقیق قسم التحقیق بدار الحرمین؛ [بی جا] درالحرمین للطباعه و النشر و التوزیع، ‍[بی تا].
۴۲. ــــــــــــ؛ معجم الکبیر؛ تحقیق حمدی عبدالمجید السلفی؛ الطبعه الثانیه، [بی جاج دار إحیاء التراث العربی، [بی تا].
۴۳. طبری، محمدبن جریر؛ تاریخ طبری؛ تحقیق نخبه من العلماء الأجلاء: بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، [بی تا].
۴۴.ـــــــــــــ؛ جامع البیان؛ تحقیق خلیل میس صدقی و جمیل العطار؛ بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
۴۵. طیالسی، سلیمان بن داود؛ مسند أبی داود طیالسی؛ بیروت: دارالمعرفه، [بی تا].
۴۶. عجلونی؛ کشف الخفاء؛ الطبعه الثالثه، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۸ق.
۴۷. عظیم آبادی؛ عون المعبود؛ الطبعه الثانیه، بیروت: دارالکتب العلمیه، [بی تا].
۴۸. عینی؛ عمده القاری؛ بیروت: داراحیاءالتراث العربی، [بی تا].
۴۹. مبارکفوری؛ تحفه الأحوذی؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.
۵۰. متقی هندی؛ کنزالعمال؛ شیخ بکری حیانی و شیخ صفوه السقا؛ بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۰۹ق.
۵۱. مسعودی؛ التنبیه و الإشراف؛ بیروت: دارصعب، [بی تا].
۵۲. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ تحقیق احمد فرید؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۴ق.
۵۳. مقریزی؛ امتاع الأسماع؛ تحقیق محمد عبدالحمید نمیسی؛ بیروت: منشورات محمد علی بیضون، درالکتب العلمیه، ۱۴۲۰ق.
۵۴. مناوی؛ فیض القدیر شرح جامع الصغیر؛ تحقیق أحمد عبدالسلام؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
۵۵. موصلی، أبویعلی؛ مسند أبی یعلی؛ تحقیق حسین سلیم أسد؛ درالمأمون للتراث، [بی تا].
۵۶. نحاس؛ معانی القرآن؛ تحقیق شیخ محمد علی الصابونی؛ عربستان: جامعه ام القری، ۱۴۰۹ق.
۵۷. نسائی، خصائص أمیرالمؤمنین (علیه السلام)؛ تحقیق محمد هادی الأمینی؛ طهران: مکتبه نینوی الحدیثه، [بی تا].
۵۸. ــــــــــــ؛ سنن الکبری؛ تحقیق عبدالغفار سلیمان بنداری و سید کسروی حسن؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق.
۵۹. نووی؛ شرح مسلم؛ بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
۶۰. واحدی؛ تفسیر واحدی؛ تحقیق صفوان عدنان داوودی؛ دمشق: دارالقلم، ۱۴۱۵ق.
۶۱. هیثمی؛ مجمع الزوائد؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۸ق.
۶۲. یعقوبی، تاریخ یعقوبی؛ بیروت: دار صادر، [بی تا].
شیعه شناسی ۲۵

مطالب مشابه