بستر متفاوت فرهنگیِ مدینه‌النبی و شهر مرو، و بازتاب آن در رو‌ایات امام رضا (ع)

بستر متفاوت فرهنگیِ مدینه‌النبی و شهر مرو، و بازتاب آن در رو‌ایات امام رضا (ع)

نویسنده: یحیی میرحسینی (۱)

چکیده
علی بن موسی‌الرضا (علیه السلام) بخش عمده‌‌تر از عمر خود را در منطقه حجاز و مدینه النبی به سر برده و چند سال پایانی را به واسطه فراخوان مأمون خلیفه عباسی، در منطقه خراسان و شهر مرو گذارند. این دو منطقه از لحاظ ابعاد مختلف فرهنگی – اجتماعی، تفاوت‌های چشم‌گیری با هم داشتند و در نتیجه، شرایط و گفتمان‌های مختلفی در آن دو، جریان داشت. سؤالی که محور اصلی این مقاله را سامان داده، رصد گفتمان‌های غالب مدینه و مرو و نحوه انعکاس آنها در روایات منقول از حضرت رضاست. سیری در میراث‌روایی بر جای مانده از آن حضرت، دو تفاوت نسبیِ محتوایی و روشی را در احادیث منقول از ایشان نشان می‌دهد که این مطالعه تلاش دارد پاره‌ای از آن ها را نمایان سازد. هم چنین در این نوشتار، تحلیلی گفتمانی از چرایی تفاوت پاره‌ای از عملکردهای حضرت رضا (علیه السلام) با ائمه پیشین ارائه شده است.

۱. مقدمه
در باور شیعه اثناعشریه، تمامی ائمه معصومین (علیه السلام)، نور واحدند (۲) و یک مقصد را دنبال ‌نموده‌اند، اما این نکته قابل خدشه نیست که ویژگی‌های خاص تاریخی و فرهنگی، هر امام را با مسائل و شرایط متفاوتی روبه رو می‌کرده است؛ امری که امروزه در علوم انسانی از آن به «گفتمان / discourse» (۳) تعبیر می‌کنند. بنابراین این قاعده نانوشته عرفی که هر امام، پیش از آن که پیشوای تمام بشریت برای تمام اعصار باشد، ابتدا مسئول مردم زمانه خویش است، اهمیت پژوهش گفتمانی و تحلیل فرهنگی – اجتماعی عصر او را دو چندان می‌کند.
جامعه‌شناسان و روان‌شناسان نیز معتقدند انسان دائماً در حال تعامل و داد و ستد با جامعه خویش است و بر همین مبناست که گام اول در شناخت کامل هر شخص، شناخت جامعه زیسته اوست. (۴) بنابراین بحث از گفتمان، بحثی حاشیه‌ای نیست، بلکه ضرورتی است که روش پژوهش علمی بر آن تأکید می‌کند و چنانچه بدون توجه به تاریخ و بستر حیاتی پیشوایان مذهبی به اظهار نظر پرداخته شود، از فهم بسیاری از رموز و پیچیدگی‌های موجود در تعاملات آنان ناتوان می‌مانیم. (۵)
درباره پیشینه این مطالعه باید گفت هر چند برخی، ضرورت این مسئله را در زندگانی امام رضا (علیه السلام)، یادآور شده‌اند، (۶) اما آثاری که در این زمینه نوشته شده، یا بخشی از گفتمان‌ها را پوشش داده (۷) و یا در آن، مقایسه خاصی میان این دو بوم مشاهده نمی‌شود. (۸) هم چنین گفتنی است که روش تحقیق این پژوهش، از نوع توصیفی و تجزیه و تحلیل موضوعی است. ملاک نویسنده در مدنی یا مروی قلمداد کردن روایات نیز غالباً مبتنی بر اطلاعات درونی احادیث (از قبیل اشاره به نام شهر و یا خلیفه حاضر، سال صدور روایت و …) بوده است.

۲. جایگاه روایات رضوی در میراث حدیثی شیعه و اهل سنّت
سخنان امام رضا (علیه السلام)، در جهان‌بینی معتقدان به امامت آن حضرت، به مثابه سخنان رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) قلمداد و به عنوان نص شرعی نگریسته می‌شود. بنابراین طبیعی می‌نماید که شیعیان معتقد به آن حضرت، اهتمام وافری در ضبط، نقل و کتابت اقوال آن حضرت بنمایند که بسیاری از آنها در صحیفه‌الرضا، عیون اخبار الرضا و هم چنین مسند الامام الرضا منعکس شده است. نکته شایان توجه آن که میراث کنونی حضرت رضا (علیه السلام) تنها گوشه‌ای از معارفی است که از گذر تاریخ و تلاش‌های محدثان به دست ما رسیده، و قسمت قابل ملاحظه‌ای از آن به دست فراموشی سپرده شده است، چنان که «علی بن ابراهیم بن هاشم» اعتراف می‌کند احادیث بسیاری از طریق یاسر (یکی از خدام حضرت) و دیگر روات از امام رضا (علیه السلام)، شنیده، اما گذشت زمان، موجب فراموشی آنها شده است. (۹) در نقطه مقابل، رواتی نیز وجود داشتند که به محض استماع روایت، آن را به ضبط می‌کشیدند. در این زمینه بهترین شاهد، شتاب «العباسی» (۱۰) در جستن دوات و کاغذ برای نگارش سخنان حضرت رضاست:
دَخلت علی العبَّاسی یوماً، فطلب دواه و قرطاساً بالعجله. فقلتُ: ما لک؟ فقال: سَمِعتُ من الرَّضا (علیه السلام) اشیاء احتاج ان اکتبها لا انساها، فکتبها. (۱۱)
فارغ از شیعه امامیه، بیشترین گروهی که به روایات رضوی اهمیت دادند و در نقل و ضبط آن کوشش کردند، زیدیان هستند. آنان گرچه پس از امام حسین (علیه السلام) و با گرایش به امامت زید بن علی، راه خود را از امامیه جدا نمودند، اما به علی بن موسی الرضا علاقه ویژه‌ای نشان دادند و حتی برخی از آنان، امامت ایشان را پذیرفتند! (۱۲) با این توضیح که از منظر زیدیه، فاطمی قائم به سیف داعی به خود، اهلیّت امامت دارد (۱۳) و علی بن موسی (علیه السلام) با پذیرش ولایت عهدی – که آن را نوعی قیام برای رسیدن به حکومت و یا زمینه‌سازی در راستای آن تفسیر می‌کردند – (۱۴) تمام ویژگی‌های امام را کسب کرده است. (۱۵) توجه به روایات منقول از امام رضا (علیه السلام)، در میان زیدیه، در نقل صحیفه‌الرضا، (۱۶) چاپ آن در کنار مهم‌ترین اثر حدیثی زیدیه یعنی مسند زید و کوشش‌هایی که پیرامون آن انجام شده، قابل مشاهده است؛ از جمله باید به دو تخریج احادیث (۱۷) و یک شرح دو جلدی به نام الروض المنیر/ درر الصوارم (۱۸) اشاره کرد. (۱۹)
افزون بر شیعیان، اهل سنت – یا به تعبیر دقیق‌تر، عامه – نیز به مرویاتی از امام رضا (علیه السلام)، که سلسله اسناد آن به رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) ختم شود، توجه نشان داده و در ثبت و جمع آن کوشیده‌اند. (۲۰) (۲۱) راغب اصفهانی در مورد مقام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می‌گوید:
أنه لیس فی الارض سبعه أشراف عندالخاص و العام کتب عنهم الحدیث إلا علی بن موسی بن جعفر بن محمدبن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب. (۲۲)
او به امام و شش تن از اجداد گرامی‌شان اشاره می‌کند که شیعه و اهل سنت از آنها نقل روایت
می‌کنند؛ صفتی که مختص ایشان است. علاوه بر مضمون روایات، اهل سنت توجه ویژه‌ای به سند آن نیز داشته‌اند؛ به عنوان نمونه وقتی احمدبن حنبل از اباصلت هروی حدیثی از امام رضا (علیه السلام)، را می‌شنود، این چنین بیان می‌کند: «اگر سند این روایت بر دیوانگان خوانده شود، بهبود می‌یابند.» (۲۳) حتی اثری معجزه‌آسا از ابن ابی حاتم رازی برای آن نقل شده است. (۲۴)
از دیگر نشانه‌های جایگاه حدیثی امام رضا (علیه السلام) در میان اهل سنت، استقبال دو تن از محدثان اهل سنت، یعنی حافظ ابوزرعه رازی و ابن اسلم طوسی به هنگام ورود حضرت به نیشابور (۲۵) و نگارش حدیث سلسله الذهب (۲۶) توسط بیست هزار نفر است.

۳. گفتمان‌های غالب روایات رضوی در شهر مدینه
امام رضا (علیه السلام)، از بدو تولد تا ماه ذی‌قعده سال ۲۰۰ ق که به مرو خوانده شد، (۲۷) در حجاز و غالباً در مدینه النبی می‌زیست. امام رضا (علیه السلام)، که در سال ۱۴۸ ق به دنیا آمده بود، به سال ۱۸۳ ق، پس از شهادت پدرشان امام کاظم (علیه السلام)، رهبری شیعیان را به عهده گرفت. بنابراین حدود ۱۷ سال از دوران امامت حضرت در مدینه سپری شد. روایات رضوی صادر شده در این باره زمانی نشا می‌دهد سه مسئله «تبیین و‌ترویج امامت شیعی»، «مقابله با فرق نحرف شیعی» و «تبیین احکام و علم فقه»، مهم‌ترین گفتمان‌های روایات رضوی در شهر مدینه را تشکیل می‌دهد. البته شایان ذکر است مقصود از مهم‌ترین گفتمان‌ها، آن نیست که ثامن‌الحجج در مرو یا شهر دیگری درباره آنها سخنی نفرموده باشد، بلکه مقصود نویسنده از مهمترین گفتمان‌ها، مقوله‌ای از جنس شدت و ضعف است و نه نفی و اثبات.

الف – تبیین و ‌ترویج امامت در دو گفتمان شیعی و غیر شیعی
پیش از حضرت امام رضا (علیه السلام) غالباً مسائل مربوط به امامت، در میان خواص و محافل علمی شیعی مطرح شده، و تبلیغ و‌ترویج آن با اشاره به تقیه، منع و حتی ممنوع اعلام شده بود، (۲۸) اما ثامن‌الحجج (علیه السلام) با مناسب دیدن شرایط و در نظر گرفتن مصالح جامعه شیعی، به صورت آشکار و بدون هیچ پروایی به تبیین مفهوم امامت و ترویج علنی آن پرداخت. همین تفاوت رفتار حضرت با پدران خود، شیعیان را به اظهار شگفتی و نگرانی واداشت؛ به عنوان نمونه محمدبن سنان در زمان خلافت هارون، خدمت حضرت رسید و از این که شایان امامت خود را آشکار کرده، سؤال کرد. امام نیز به آسیب ندیدن پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) از ابوجهل استنادجسته، فرمود: «اگر هارون توانست شاخه مویی از سرم بر کند، شهادت دهید که من امام نیستم.» (۲۹) این نگرانی از صفوان بن یحیی نیز نقل شده است: «شما امر عظیمی را آشکار کرده‌اید و ما از این بابت بر جان شما از دست هارون، هراس ناکیم.» امام در پاسخ فرمود: «او هر تلاشی انجام دهد، قادر نیست بر من چیره شود». (۳۰) (۳۱)
اقدام علنی امام در مطرح کردن امامت چنان شایع بود که حتی دشمنان نیز مطلّع بودند. به همین دلیل ایشان در مدینه «امام‌الرافضه» خوانده می‌شد. (۳۲) هم چنین هنگامی که اقدام امام مبنی بر اظهار امامت به گوش یحیی بن خالد برمکی (وزیر هارون) رسید، به خلیفه گفت: این علی بن موسی الرضاست که پا پیش گذاشته و ادعای رهبری می‌کند.» او با این سخنان، تهییج هارون علیه امام را در سر می‌پروراند، اما هارون گفت: «آنچه بر سر پدرش آوردیم برای ما کافی است». (۳۳) (۳۴)
تعریف امامت، (۳۵) تبیین ملاک‌های تشخیص امام، (۳۶) برشمردن سی خصلت برای امام، (۳۷) تأکید بر غیر اکتسابی بودن این ویژگی‌ها، (۳۸) تمسک به آیه «… لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» (۳۹) و بیان لزوم عادل بودن امام (۴۰) و عصمت او از گناه و اشتباه، (۴۱) از جمله گام‌های عملی امام در راستای تبیین مفهوم امامت و نظریه‌پردازی حول آن بود. افزون بر مباحث نظری، حضرت امام رضا (علیه السلام) نظریه عامه مبنی بر واگذاری انتخاب خلیفه به امت را محل‌تردید قرار داد (۴۲) و نصب امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگرداند. (۴۳)
قید «بشروطها وَ أَنَا مِن شُرُوطِها» در انتهای برخی از نقل‌های حدیث سلسله الذهب، (۴۴) در مقام اثبات امامت خود آن حضرت بوده و استنباط ابن بابویه نیز چنین است. (۴۵) فارغ از کوشش‌های شخص حضرت، امام به شیعیان خود اجازه علنی نمودن و‌ترویج امامت نیز دادند (۴۶) که منجر به نگارش رساله‌هایی در این موضوع شد. (۴۷) بنابراین حضرت رضا (علیه السلام) از جهت‌ترویج مفهوم امامت در میان عامه مردم، نقش به سزایی ایفا نمود.
علاوه بر مباحث نظری، تلاش‌های آن حضرت در بازگرداندن فرقه‌های منحرف شیعی خصوصاً واقفه و فطحیه به جریان اصلی امامیه، (۴۸) مهم‌ترین جنبه تقویت امامت در گفتمان شیعی است. در پایان باید گفت هر چند گفتمان امامت در شهر مدینه به وجود آمد و بسیاری از احادیث در آن منطقه صادر شد، اما چنین نیست که نشانی از آن در شهر مرو نباشد. (۴۹) (۵۰)

ب – گفتمان مقابله با فرق منحرف شیعی
در زمان زندگانی امام رضا (علیه السلام)، شیعیان در واگرایی کم نظیری به سر می‌بردند. از یک سو اختلاف آنان در شناخت امام جدید در پس شهادت امام پیشین، فرقی چون فطحیه، اسماعیلیه و واقفه را پدید آورده بود و از دیگر سو اندیشه‌های متعدد غلو و تفویض، شیعیان را به سمت خود جذب می‌کرد. بنابراین حضرت امام رضا (علیه السلام) که خود را پیشوای هشتم معرفی می‌کرد، هم می‌بایست در یک عرصه با غلات و مفوضه مبارزه کند و هم در جبهه‌ای دیگر، جریان مدعیان امامت را شکست دهد. در این جا به صورت مختصر به مهم‌ترین گروه‌ها اشاره خواهد شد.

واقفیه:
واقفیه نام فرقه‌هایی از شیعه است که منکر رحلت امام کاظم (علیه السلام) شدند، در امامت آن حضرت متوقف شدند و رهبری دینی امام رضا (علیه السلام) را به عنوان امام نپذیرفتند. (۵۱) واقفه از پرشمارترین و مناقشه انگیزترین فرقه‌های منحرف شیعی در زمان امام رضا (علیه السلام) بودند (۵۲) و خطری جدی در از میان بردن پیوستاری جامعه شیعی ایجاد کردند. (۵۳) این وضعیت، شدت مبارزه امام در ساحت‌های مختلف را می‌طلبید. بیشترین رویارویی امام رضا (علیه السلام)، با این گروه در قالب مناظره و ارائه پاسخ بوده است. در این جا فقط به مهمترنی شبهات واقفه و پاسخ‌های آن حضرت اشاره می‌شود:
۱. شبهه عدم وفات امام کاظم (علیه السلام) و قائم بودن ایشان؛ (۵۴) (۵۵)
۲. شبهه غسل ندادن امام کاظم (علیه السلام) توسط امام رضا (علیه السلام)؛ (۵۶)
۳. شبهه عقیم بودن امام رضا (علیه السلام). (۵۷) (۵۸)
نکته عجیب آن که تولد امام جواد (علیه السلام) نیز تمامی بخش بهانه‌های واقفه نبود و گروهی از آنها به این دلیل که محمدبن علی الجواد بسیار گندم‌گون است و شباهتی به پدرش ندارد، در نسب ایشان تشکیک نمودند! (۵۹)
افزون بر مناظره و پاسخ مستدل، امام به محاصره اجتماعی (۶۰) و اقتصادی واقفه نیز فرمان دادند که در رتبه بعدی قرار داشت. (۶۱) هدف از این تصمیم، برفشار بر منحرفان، دور نگاه داشتن شیعیان صحیح المذهب از افکار فاسد آنان بود. این گفتمان بیش از همه در سال‌های ابتدایی امامت آن حضرت غلبه داشت و گرچه شواهدی از حضور واقفه تا اواسط قرن ششم به چشم می‌خورد، (۶۲) اما تلاش‌های آن حضرت در شهر مدینه، بسیاری از آنان را به جریان اصلی شیعه بازگرداند. (۶۲)

اسماعیلیه و فطحیه:
اسماعیلیه و فطحیه، نام دو فرقه شیعی‌اند که امامت را پس از امام صادق (علیه السلام)، به‌ترتیب در اسماعیل و عبدالله افطح (پسر اول و دوم آن حضرت) می‌جستند. در مورد اسماعیلیه باید گفت چون آنان پس از مرگ اسماعیل تا زمان تشکیل دولت فاطمی در سال ۲۹۷ ق، در دوران ستر به سر می‌بردند، (۶۳) مواجهه خاصی با حضرت رضا (علیه السلام) نداشتند. تنها در روایتی، ثامن الحجج به علت گمراهی اسماعیلیه (وصایت امام صادق (علیه السلام) درباره اسماعیل) اشاره فرمود و وصیت مذکور را در خصوص صدقات دانست و نه وصیت به امامت. (۶۴)
دست‌آویز فطحیه در امامت عبدالله، روایاتی بود که این مقام را در فرزند بزرگ هر امام، منحصر می‌دانست. (۶۵) در آغاز، تعداد فراوانی از شیعیان به امامت عبدالله روی آوردند، (۶۶) اما به دلیل آن که وی نتوانست از پس پاسخ به سؤالاتی در راستای امتحان امامت برآید، (۶۷) بسیاری انکارش نموده، به امامت موسی کاظم (علیه السلام) گرویدند. (۶۸) هم چنین فوت او پس از هفتاد روز از شهادت پدر (۶۹) و نداشتن فرزندی به عنوان جانشین، دو عامل مهم دیگر در تضعیف این فرقه بود. (۷۰) با این وجود، عده کمی جانشینی او را بر حق دانستند و حضرت کاظم (علیه السلام) را امام بعدی خود در نظر گرفتند. (۷۱) بنابراین در سلسله امامان این گروه از فطحیه، موسی کاظم (علیه السلام) امام هشتم، و حضرت رضا (علیه السلام) امام نهم به شمار می‌آید.
این گروه تا اواخر قرن سوم هجری وجود داشتند و تعدادی از اندیشمندان شیعه از میان آنان برخاستند. (۷۲) تعامل سازنده امام رضا (علیه السلام) با آنان، (۷۳) هدایت برخی از ایشان را به دنبال داشت. (۷۴) (۷۵)

زیدیه و علویان قائم به سیف:
بیشترین تعامل زیدیه و امام رضا (علیه السلام) مرتبط با مسائل سیاسی و قیام علیه خلافت عباسی بوده است، به این صورت که زیدیان برای تأیید قیام و همراه کردن، نزد آن حضرت می‌آمدند، (۷۶) اما حضرت رضا (علیه السلام) که شرایط را برای قیام مسلحانه فراهم نمی‌دید، از هرگونه دخالتی خودداری فرمود؛ به عنوان نمونه در قیام محمدبن ابراهیم طباطبا (۷۷) در سال ۱۹۹ ق که سه فرزند امام کاظم (علیه السلام) به نام‌های زید، اسماعیل و ابراهیم به امارت شهرهای اهواز، فارس و یمن درآمدند، (۷۸) حضرت رضا (علیه السلام) ورود نکرد. حتی در قیام محمد دیباج، آن حضرت به عنوان میانجی حکومت و زیدیان بود. (۷۹) نیز حضرت رضا (علیه السلام) پیوستن شیعیان به قیام برادرش، زید را – که به واسطه آتش زدن عباسیان سیاه پوش، به «زیدالنار» ملقب شده بود – (۸۰) تأیید ننمود. (۸۱)
فارغ از گفتمان‌های عملی فوق، تأکید حضرت رضا (علیه السلام) بر تقیه، (۸۲) قیام نکردن تا زمان قائم (۸۳) و مهم‌تر از آن، نامشروعی قیام با رهبری امام غیر مفترض الطاعه، (۸۴) گفتمان تقابل نظری حضرت با زیدیه را تشکیل می‌داد. غلبه این گفتمان نیز مربوط به مدینه النبی است، چرا که اولاً زیدیان در حجاز و عراق – و نه مرو – می‌زیستند و ثانیاً پس از واگذاری ولایت عهدی به امام رضا (علیه السلام)، حجم قیام‌های طالبیان و زیدیه فروکش کرد. (۸۵) بنابراین غالب روایات رضوی با این موضوع، در مدینه صادر شده است. (۸۶)

غلات و مفوّضه:
هر چند صادقین (علیه السلام) تلاش دامنه‌داری جهت از میان بردن غلات انجام دادند و در تضعیف آنها نقش مؤثری داشتند، ولی هم چنان این جریان در زمان امام رضا (علیه السلام) به حیات خود ادامه داد. امام، رأس غلات در زمان خود را محمدبن فرات معرفی فرمود و او را بدتر از ابوالخطاب دانست. (۸۷) هم چنین آن حضرت رابطه خود با غلات را به بیزاری حضرت عیسی از مسیحیان تشبیه نمود. (۸۸)
نفی تعبید بندگان توسط ائمه، (۸۹) نقد اندیشه تفویض، (۹۰) هشدار نسبت به روایات جعلی غلات (۹۱) و محاصره اجتماعی آنان، (۹۲) تنها گوشه‌ای از تقابل‌های امام رضا (علیه السلام) با آنهاست. شاهدی بر حضور غلات در خراسان آن زمان وجود ندارد و لذا تقابل با این گروه، بیش از همه در مدینه بوده است، گر چه تک روایت‌هایی درباره آن در شهر مرو نیز صادر شده است. (۹۳)

ج- علم فقه و پاسخ به احکام شرعی و مسائل آزمونی
گفتمان مهم دیگر ثامن الحجج (علیه السلام) در مدینه النبی، مسائل مرتبط با فقه واحکام شرعی است. این گفتمان را می‌توان از سه زاویه مورد بررسی قرار داد: ابتدا آن که حضرت امام رضا (علیه السلام) به عنوان پیشوای قطعیه و با توجه به آن که یکی از شئون امام، تبیین حلال و حرام است، مورد سؤال قرار می‌گرفت. (۹۴) از سوی دیگر به دلیل‌تردید واقفه در امامت حضرت رضا (علیه السلام) و وجود روایاتی از ائمه پیشین مبنی بر سؤال از حلال و حرام الهی به عنوان راهکار آزمودن مدعیان امامت، (۹۵) با روایات زیادی مواجه هستیم که از ثامن الحجج سؤال فقهی شده و حضرت بدان‌ها پاسخ گفته است. به همین دلیل تعداد گزاره‌های فقهی منقول از امام رضا (علیه السلام) را برخی به پانزده هزار (۹۶) و برخی به هجده هزار مورد (۹۷) رسانده‌اند که بخش قابل ملاحظه‌ای از آن، در پاسخ به واقفیه بوده است.
سومین جنبه‌ای که باید در گفتمان فقه بدان اشاره نمود، تبیین احکام شرعی برای عموم مردم – و نه تنها شیعیان – است. به همین دلیل منابع سنی و شیعی به افتای آن حضرت در مسجدالنبی هنگامی که بیش از بیست و چند سال از عمر شریفش سپری نشده بود، اشاره کرده‌اند. (۹۸) (۹۹) این فتاء چنان ظهور و بروز داشت که مستمسکی برای واقفیه در نقد حضرت رضا (علیه السلام) شد؛ به عنوان نمونه ابن ابی سعید مکاری به حضرت گفت: «آیا باب خانه ات را گشوده‌ای وبرای مردم فتوا می‌دهدی، حال آن که پدرت چنین نمی‌کرد؟» (۱۰۰) (۱۰۱)
علم امام به فقه چنان شهره شده بود که زائران در مناسک حج، می‌دانستند باید سؤالات خود را نزد ایشان بیاورند. (۱۰۲) سؤالات آزمونی واقفه در ابتدای امامت حضرت رضا (علیه السلام)، افتای ایشان در مسجدالنبی و روایات فقهی رضوی که در شأن صدور به این شهر اشاره شده، همگی نشان‌گر رواج حداکثری گفتمان فقه در مدینه است، گر چه شواهد اندکی از این گفتمان در شهر مرو نیز به ثبت رسیده است. (۱۰۳)

۴. گفتمان‌های غالب روایات رضوی در شهر مرو
مرو، نام یکی از مشهورترین شهرهای خراسان بود و در کنار هرات، نیشابور و بلخ، یکی از ایالت‌های بزرگ خراسان (۱۰۴) به شمار می‌آمد؛ شهری که محدثانی از صحابه را در خود جای داده بود (۱۰۵) و چنان علم حدیث درآن رواج داشت که محدثان، مسجدی مخصوص برای خود داشتند. (۱۰۶) در این شرایط و با ورود امام رضا (علیه السلام) و اصحاب ایشان به مرو، احادیث رضوی بسیاری که در حجاز صادر شده بود، به خراسان – خصوصاً در شهرهای بلخ، مرو و نیشابور – راه یافت و میان محدثان این منطقه متداول گشت. نشانه این مطلب را در سلسله سند مجموعه‌ای از احادیث مشاهده می‌کنیم که به حضور افراد ذیل در خراسان تصریح شده است: «حَدَثنَا أَبوالحَسَنِ مُحمَّدُبنُ عَلِی بنِ الشَّاهِ الفَقِیه المَروَزِی بِمَروَرُود فِی دَارِه…»، «أبو مَنصُورٍ أَحمَدُبنُ إبرَاهِیمَ بنِ بَکرٍ الخُورِی بِنَیسَابُور…» و «حَدَّثنِی أَبوعَبدِاللهِ الحُسَینُ بنُ مُحَمَّدٍ الاُشنَانِی الرَّازِی العَدلُ بِبَلخٍ…». (۱۰۷) (۱۰۸)
امام رضا (علیه السلام)، کمتر از سه سال (۲۰۳-۲۰۱ ق) در منطقه خراسان و به خصوص در شهر مرو زیست (۱۰۹) و به دلیل آن که مخاطبان آن حضرت غالباً از غیر شیعیان بودند، (۱۱۰) حدیث رضوی چه از حیث محتوایی و چه از نظر شکلی تغییر نمود. منظور از تغییر شکلی حدیث، اصرار حضرت رضا (علیه السلام) بر ذکر سلسله اسناد روایت خود تا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و گاه تا امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود؛ (۱۱۱) به عنوان محدثان نیشابوری با بیان جمله «بحَقِّ اَبائِک الطَّاهِرِینَ حَدِّثنَا بِحَدِیثٍ سَمِعتَهُ مِن أَبیک»، انتظار شنیدن حدیثی مسند (برخوردار از سلسله سند) داشتند و واکنش حضرت نیز نقل چنین حدیثی بود. (۱۱۲) هم چنین حدیث «الإیمَانُ عَقدٌ بِالقَلبِ و قَولٌ بِاللِّسَانِ و عَمَلٌ بِالاَرکَان» که بین محدثان خراسان رواج داشت، با اساتید اهل بیت از طریق امام رضا (علیه السلام) به رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رسید. (۱۱۳) شاهد دیگر، استفاده از حدیث نبوی مسند در مناظرات است. (۱۱۴)
درباره تغییر محتوایی روایات رضوی در این مقطع زمانی، باید به مناظرات با رهبران سایر ادیان و گفت و گوهای درون دینی اشاره نمود که بیشترین حجم روایات را به خود اختصاص داده است. هم چنین بحث زهد و ملاک‌های آن و نیز مباحث طب و سلامت جسمی نیز بخش قابل ملاحظه‌ای از گفتمان‌های آن حضرت در شهر مرو را تشکیل داده است. علاوه بر بافت متفاوت فرهنگی این شهر، باید طرز فکر مأمون، علم دوستی او و اهدافی که از مناظرات دنبال می‌نمود نیز مد نظر قرار گیرد.

الف – مناظره با رهبران سایر ادیان
تنوع ادیان در شهر مرو، همیشه و از زمان ساسانیان گرفته تا قرون متقدم اسلامی وجود داشته است. (۱۱۵) شبهات و چالش‌هایی که ارباب برخی از این ادیان در مبانی دینی مسلمانان به وجود آورده بودند، (۱۱۶) ورود امام رضا (علیه السلام)، به مناظرات را لازم ساخته بود. حضور فعال و توان مندانه آن حضرت در مناظره با رهبران یهودی، مسیحی، زردشتی و صابئی (رأس الجالوت، جاثلیق، هیربد هیربدان و عمران صابی) و دفع شبهه و اقناع آنان، نشان دهنده اهمیت این گفتمان است. (۱۱۷) علاوه بر ادیان پیش گفته، دین بودایی نیز در مرو گسترش بسیاری داشت (۱۱۸) و برخی پرسش‌ها در مورد تناسخ، (۱۰۹) در ارتباط با این آیین دانسته شده است. (۱۲۰) موضوع غالب مناظرات، اثبات وحدانیت خداوند، نبوت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و حقانیت دین اسلام بوده است.
در منابع معمولاً اشاره می‌شود که این مناظرات را مأمون دایر می‌کرد و امام تنها به آن دعوت می‌شد (۱۲۱) اما گزارشی وجود دارد که نشان می‌دهد خود آن حضرت نیز مجالسی را بر پا فرموده بود. (۱۲۲) تقویت جنبه گفتمان بین ادیانی توسط حضرت رضا (علیه السلام) را می‌توان در آثاری هم چون مجالس الرضا مع اهل الادیان و کتاب مناظرات علی بن موسی الرضا پی جوی نمود که تنها نام آنها برای ما به یادگار مانده است. (۱۲۳) بدیهی است به دلیل غیبت این مذاهب در مدینه، نباید در جست و جوی این گفتمان در آن شهر باشیم.

ب- گفت‌و‌گو با رهبران مذاهب و فرق اسلامی
فضای فکری نسبتاً آزاد دوران مأمون و علاقه‌ای که وی به برپایی مناظره داشت، (۱۲۴) موجب پدایی فرق و مذاهب متنوعی شد و بسیاری از مذاهب ساخت یافته را به تثبیت اندیشه‌های کلامی سوق داد. بنابراین طبیعی می‌نماید که ثامن الحجج (علیه السلام) به عنوان امام شیعیان و رهبر جریان مذهبی شیعه، در تعامل با آنها باشد و در بسیاری از موارد به رویارویی با آنها برخیزد. (۱۲۵) این گفت‌و‌گوها در موضوعات متعدد خداشناسی، عصمت انبیا، جبر و تفویض، خلق قرآن و … بود و طی آن، حضرت چنان از مبانی کلامی شیعه دفاع نمود که به «عالم آل محمّد» شهره شد (۱۲۶) و برخی ایشان را «مجّدِد مذهب امامیه» نامیدند. (۱۲۷) (۱۲۸)
بهترین شاهد برای غلبه این گفتمان در شهر مرو، سخن محمد بن جعفر معروف به دیباج، عموی آن حضرت است. او پس از مشاهده مناظره‌ای از امام، به مأمون چنین گفت: «تا کنون او را با هیچ عالمی در مناظره ندیده بودم.» (۱۲۹) این سخن نشان می‌دهد که شرایط و امکانات جدل با علمای دیگر مذاهب در مدینه وجود نداشته (۱۳۰) و به همین دلیل، این جنبه از شخصیت حضرت رضا (علیه السلام) برای نزدیکان ایشان نیز ناشناخته بوده است. البته نباید نقش ولایت عهدی را نیز در مناظرات نادیده گرفت. (۱۳۱)

ج – گفتمان طب و بیان مسائل پزشکی
یکی از گفتمان‌های امام رضا (علیه السلام)، به ویژه در خراسان، گفتمان طب و مسائل مربوط به سلامت جسم است. اثر منسوب به آن حضرت در زمینه طب یعنی، رساله ذهبیه (۱۳۲) و هم چنین اقوالی که در کتب روایی پراکنده است، روایات امام را در این زمینه تشکیل می‌دهد.
شایان ذکر آن که گفتمان طب در زمان حضرت رضا (علیه السلام) گسترش بسیاری یافت که یکی از دلایل آن،‌ترجمه کتاب‌های طبی یونانی، هندی و ایرانی به زبان عربی بود. (۱۳۳) علاوه بر‌ترجمه، کتاب های طبی زیادی نیز نوشته می‌شد. (۱۳۴) به همین دلایل است که تألیف رساله ذهبیه با گسترده شدن این مباحث مرتبط دانسته شده است. (۱۳۵)
نکته دیگری که به فهم این گفتمان یاری می‌رساند، برگزاری جلسات علمی با موضوع طب بوده است که در یکی از آنها طبیبان بزرگی چون یوحنا بن ماسویه، جبرائیل بن یُختیشوع و صالح بن بلهمه هندی حضور داشتند. (۱۳۶)

د- تبیین صحیح از زهد و مخالفت با تصوف
از روایات چنین بر می‌آید که به هنگام زندگی حضرت رضا (علیه السلام) در شهر مرو، تصوف در این شهر رواج داشته و عده‌ای معنای زهد را در گوشه‌گیری از دنیا تفسیر می‌کردند. (۱۳۷) از همین رو عده‌ای از صوفیان خراسانی نزد حضرت آمده، لب به اعتراض گشودند و گفتند:
امیرالمؤمنین مأمون، امامت و ولایت را به تو داد و آن حق کسی است که غذای زیر بخورد، پشم پوشیده، الاغ سوار شود و به عیادت مریض رود، ولی شما لباس فاخر پوشیده‌ای.
حضرت در جواب، به سیره یوسف پیامبر (علیه السلام) که از غذای مرغوب و قبای دیبای مطلاّ استفاده می‌کرد و بر مسند آل فرعون تکیه می‌زد، تمسک نموده، فرمود:
وای بر شما! از امام توقع عدالت و درستی می‌رود، راستگو باشد و به عدالت رفتار کند و چون وعده دهد، وفا نماید. خداوند که لباس و طعام را حرام نکرده است! (۱۳۸)
زهدگرایان افراطی حتی پذیرش ولایت عهدی را مخالف با زهد دانسته بودند، اما حضرت ضمن اشاره به اجباری بودن پذیرش، به زندگانی حضرت یوسف (علیه السلام) اشاره فرمود که وی نیز از سر ضرورت، خزانه‌داری عزیز مصر را پذیرفته بود. (۱۳۹) در روایتی دیگر، فردی از مشاهده لباس گران قیمت بر تن امام شکوه کرد، که حضرت با اشاره به آیه ۳۲ سوره اعراف، او را به عمل، عبادت و نداشتن حرص توصیه کرد. (۱۴۰) (۱۴۱) و با این اقدام، توجه او را از ظاهر به امور مهم‌تر جلب نمود. (۱۴۲)
رواج گفتمان زهد ناصواب را در نامه فضل بن سهل به امام می‌توان مشاهده کرد؛ جایی که او حضرت را از استفاده از مشک بر حذر داشت تا مردم بر ایشان خرده نگیرند. (۱۴۳) شان صدور روایات فوق (مراجعه صوفیان خراسانی و انتقاد از پذیرش ولایت عهدی) ما را مجاب می‌کند که این گفتمان را به مرو اختصاص دهیم.

نتیجه‌گیری
حضرت امام رضا (علیه السلام) هفده سالِ نخستین دوران امامت خود را در منطقه حجاز و به ویژه مدینه النبی به سر برد و سه سال پایانی را در خراسان و خصوصاً شهر مرو گذرانید. از بسامدسنجی و تحلیل محتوای روایات رضوی بر می‌آید که ثامن الحجج (علیه السلام) در منطقه حجاز به سه امر «تبیین و ترویج گفتمان امامت شیعی»، «مقابله با فرق منحرف شیعه و تلاش در بازگرداندن آنها به جریان اصلی امامیه» و «بیان احکام شرعی» بیش از موضوعات دیگر پرداخته است.
اما سه سال پایانی عمر حضرت با فراخوان شدن به پایتخت خلافت عباسی همراه بود؛ برهه‌ای که نقطه عطفی در زندگانی آن حضرت پدید آورد. این نقطه عطف به جهت «تفاوت گفتمان‌های شهر مدینه و مرو»، «پذیرش ولایت عهدی» و «علاقه مأمون در برپایی مناظرات» پدید آمده بود.
با فراهم آمدن شرایط سیاسی – اجتماعی، گفت و گوهای دینی وعلمی در شهری که ملجأ افکار و ادیان مختلف بود، زمینه بروز توانایی امام رضا (علیه السلام) در مناظرات را به وجود آورد. این گفت‌و‌گوها و مناظرات با رهبران سایر ادیان و هم چنین بزرگانی از فرق اسلامی انجام شد. هم چنین برداشت‌های افراطی از زهد که آن را به دنیاگریزی نزدیک کرده بود، گفت و گوهای رضوی در این زمینه را ایجاب نمود. در نهایت گردهم آیی،‌ترجمه و تألیف در زمینه طب، نگارش رساله ذهبیه و صدور روایات طبی از حضرت رضا (علیه السلام) را به دنبال داشت.
این پژوهش بر آن بود تا نشان داد تحلیل گفتمان روایات رضوی افزون بر ارائه فهمی عمیق‌تر و دقیق‌تر از احادیث، یاری‌رسان تاریخ و سیره‌پژوهی زندگانی امام رضا (علیه السلام)، نیز خواهد بود.

پی‌نوشت‌ها:

۱. دانشجوی دوره دکتری رشته علوم قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق (ع).
۲. امام باقر (ع) فرمود: «کُلُّنَا وَاحِدٌ مِن نُورٍ وَاحِدٍ و روُحُنَا مِن اَمرِ الله.» (بحارالانوار، ج۲۶، ص ۱۶).
۳. گفتمان صرفاً با عناصر لغوی سر وکار ندارد، بلکه فراتر از آن به عوامل بیرون از متن یعنی بافت موقعیتی، فرهنگی و اجتماعی می‌پردازد و در حقیقت به یک موضوع جامعه‌شناختی مبدّل می‌شود. (نورمن فرکلاف، تحلیل انتقادی گفتمان، ص ۸) در تحلیل گفتمانی علاوه بر شناسایی محدوده زمانی و بافت جغرافیایی، گفتمان رقیب نیز شناسایی می‌شود؛ زیرا در بسیاری از موارد دیگرآن گفتمان، باعث هویت‌بخشی به گفتمان مورد مطالعه می‌شود (ر.ک: سیدعلی اصغر سلطانی، «تحلیل گفتمان به مثابه نظریه و روش»، علوم سیاسی، شماره ۲۸، ۱۳۸۳، ص ۱۷۵).
۴. ر.ک: علی شریعتمداری، روان‌شناسی‌تربیتی، ص ۵۶.
۵. درک ناصحیح این تفاوت را در نقدهای شیعیان – عمدتاً واقفی‌ها – بر امام رضا (ع) مشاهده می‌شود، جایی که آنان اظهار علنی امامت و فتوا دادن را به ‌ترتیب منافی سیره ائمه دیگر و امام کاظم (ع) می دانستند. (ر.ک: ادامه مقاله).
۶. باقر شریف قرشی، حیاه الامام الرضا (ع)، ج۲، ص ۱۸۱.
۷. محمّدحسن پاکدامن، گرایش‌های کلامی در عصر امام رضا (ع)، ص ۲۰-۲۳؛ حسن مجیدی، «تحلیل گفتمان مناظره‌های امام رضا (ع) »، فرهنگ رضوی، شماره ۲، ص ۱۳۹۲، ص ۹-۴۰.
۸. یحیی میرحسینی، «گفتمان‌های غالب در اندیشه امام رضا (ع)»، مجموعه مقالات جشنواره امام رضا (ع)، ص ۳۵-۷۰.
۹. قَالَ عَلِی بنُ إبرَاهِیمَ بنِ هَاشِمٍ: «حَدَّثَنِی یاسِرٌ وَ غَیرُهُ عَنِ الرِّضَا بِاَحَادِیثَ کَثِیرَهٍ لَم أَذکُرهَا لِاَنِّی سَمِعتُهَا مُنذُ دَهر». (صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص ۱۵).
۱۰. احتمالاً مقصود هشام بن ابراهیم العباسی باشد که نام او در شمار روات آن حضرت ثبت شده است. گزارش‌های متناقضی در مورد عقیده و خصوصاً رویارویی او با امام رضا – از یک شیعه محب و هوادار تا جاسوسی از طرف دستگاه عباسی که نسبت ناروا به امام داده و به محاجه بر می‌خیزد – وجود دارد (ر.ک: صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص ۲۲۰؛ ابن‌غضائری، الرجال؛ ۱۶؛ شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال، ص ۵۰۱) از همین رو برخی از رجال‌شناسان در هم‌خوان کردن روایت‌های متعارض کوشش نموده‌اند؛ یا به این صورت که او را شیعه‌ای با اعتقادات عامه دانسته‌اند (محمدباقر بهبهانی، تعلیقه علی منهج المقال، ص ۳۵۴؛ میرزای نوری، مستدرک الوسائل، ج۵، ص ۳۶۹) و یا راه حل را در تغییر احوالش جسته و برخی اختلاف روایت‌ها را ناشی از تصحیف در نوشتار شمرده‌اند. (ر.ک: محمّدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۱۰، ص ۵۱۷-۵۱۸) افزون بر این، شوشتری معتقد به وجود دو هشام بن ابراهیم در میان اصحاب حضرت رضاست و لذا از این راهکار نیز سود جسته است. (ر.ک: همان، ص ۵۱۹ و ۵۲۰).
۱۱. عبدالله حمیری، قرب الاسناد، ص ۳۴۳.
۱۲. سعدبن عبدالله اشعری، المقالات و الفرق، ص ۹۴.
۱۳. سعدالدین تفتازانی، شرح‌المقاصد، ج۵، ص ۲۵۴.
۱۴. ویلفرد مادلونگ نیز معتقد است هر چند زیدیه به مانند امامیه، مقام خلافت را از مقام امامت مجزا می‌دانند، اما به دلیل آن که نگاه دنیوی‌تری به امامت دارند، ولایت عهدی علی بن موسی را نوعی حرکت سیاسی پنداشته‌اند که می‌توانست در راستای انقلاب علیه خلافت عباسی تحلیل شود.
Wilferd Madeluna, Der Imam Al-Qasim ibn Ibrahim una aie Glaubenslehre der Zaiditen, (p.78)
۱۵. در کتاب ائمه اهل البیت الزیدیه، نام امام رضا (علیه السلام) به عنوان امام شانزدهم این فرقه آمده است (عباس محمد زید، ائمه اهل البیت الزیدیه، ص ۵۳).
۱۶. برای مشاهده نسخه‌های متعدد ابن اثر در کتاب خانه‌های زیدی یمن، ر. ک: عبدالله حبشی، فهرست مخطوطات المکتبات الخاصه فی الیمن، ص ۳۶۸؛ علی سمان، فهرست مخطوطات مکتبه الجامع الکبیر صنعاء، ج۱، ص ۴۰۲) و هم چنین برای بررسی طرق متعدد نقل و اجازه آن، ر. ک: مجدالدین مویدی، لوامع الانوار فی جوامع العلوم، ج۱، ص ۲۷۹؛ احمد سیاغی، المنهج المنیر تتمه الروض النضیر، ج۱، ص ۳۷.
۱۷. برای مشاهده اسامی، ر.ک: عبدالله حبشی، همان، ص ۱۹۶، محمدرضا حسینی جلالی، ثبت الأسانید العوالی الی مروایات السید محمدرضا حسینی الجلالی، ص ۳۱.
۱۸. ر.ک: عبدالسلام الوجیه، اعلام المؤلفین الزیدیه، ج۱، ص ۹۲؛ سیداحمد حسینی اشکوری، مؤلفات الزیدیه، ج۱، ص ۴۶۵.
۱۹. این در حالی است که کوشش علمای امامیه پیرامون این اثر، منحصر به‌ترجمه بوده است! (به عنوان نمونه به زبان اردو: آقابزرگ تهران، الذریعه، ج۴ ، ص۱۱۱ و به زبان فارسی: علی صدرایی خویی، فهرستگان نسخه‌های خطی حدیث و علوم حدیث شیعه، ج۶، ص ۳۵۲.
۲۰. به عنوان نمونه: ابن‌ماجه، السنن، ج۱، ص ۲۵ و ۲۶ و دارقطنی، السنن، ج۲، ص ۱۲۳.
۲۱. البته باید به این مسئله اشاره نمود که شمار روایات رضوی در کتب سته اهل سنت، بسیار کم است و احتمال می‌رود بدان دلیل باشد که آنان معتقدند روایاتی که أبناء الرضا، اباصلت هروی و شیعیان از آن حضرت نقل می‌کنند، جعلی است. (ر.ک: ابن حبان، الثقات، ج۸، ص ۴۵۶).
۲۲. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص ۳۶۲.
۲۳. ابن‌ماجه، السنن، ص ۲۶.
۲۴. ر. ک: اربلی، کشف‌الغمه، ج۲، ص ۳۰۷.
۲۵. مناوی، فیض الغدیر شرح الجامع الصغیر، ج۴، ص ۶۴۱.
۲۶. برای مشاهده منابع اهل سنت، ر.ک: ابن سلامه، مسند الشهاب، ج۲، ص ۳۲۴.
۲۷. طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۸، ص ۵۴۴.
۲۸. به عنوان نمونه امام صادق (علیه السلام) فرمود: «إنَّ المُذِیعَ لِاَمرِنَا کَالجَاحِدِ لَه.» (الکافی، ج۲، ص ۲۲۴) و «مَن أَذَاعَ عَلَینَا شَیئاً مِن أَمرِنَا، فَهُوَ کَمَن قَتَلَنَا عَمداً وَ لَم یقتُلنَا خَطَاء». (برقی، المحاسن، ج۱، ص ۲۵۶)
۲۹. الکافی، ج۸، ص ۲۵۷ ۲۵۸.
۳۰. مفید، الارشاد، ج۲، ص ۲۵۵.
۳۱. می‌توان دو شبهه و اعتراض واقفه نسبت به امام رضا (علیه السلام)، یعنی چرایی نفی تقیه (حمیری، قرب الاسناد، ۳۴۹) و هم چنین اظهار چیزی که هیچ یک از امامان پیشین درباره آن تکلم نکردند (شیخ طوسی، اختیار معرفه‌الرجال، ص ۴۶۴) را در این راستا تحلیل نمود. بنابراین درک ناصحیح شرایط را می توان یکی از عوامل گمراهی آنان دانست.
۳۲. قطب‌الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص ۳۷۱.
۳۳. اربلی، کشف‌الغمه، ج۲، ص ۳۱۵.
۳۴. این تغییر رفتار هارون باید به صورت مستقل بررسی شود. عواملی چون روی کار آمدن وزیران ایرانی و خارج شدن حکومت از ایدئولوژی عرب‌گرای اموی، گذر حکومت عباسی از دوره ناپایدار انتقالی به وضعیت ثبات – و در نتیجه نداشتن‌ترس افراطی از مخالف – می‌تواند مورد مداقه قرار گیرد. این رفتار هارون مختص امام رضا (ع) نبود؛ به عنوان نمونه هنگامی که محمد فرزند امام صادق (ع) مشهور به دیباج – که قیام کرده بود و پس از تسلط بر شهر مکه، امیرالمومنین خطاب می‌شد – دستگیر و بر هارون وارد شد، امانش داد. (ابوالفرج اصفهانی، ۴۴۱).
۳۵. الکافی، ج۱، ص ۲۰۳-۱۹۹.
۳۶. همان، ص ۲۸۴.
۳۷. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص ۴۱۸ و ۴۱۹. در روایتی دیگر، این تعداد به ۳۶ می‌رسد. (همو، الخصال، ج۲، ص ۵۲۸).
۳۸. محمد نعمانی، الغیبه، ص ۲۲۰.
۳۹. بقره، آیه‌ی ۱۲۴.
۴۰. الکافی، ج۱، ص ۱۹۹.
۴۱. صدوق، کمال‌الدین، ص ۶۷۸.
۴۲. ابن شعبه حرانی، تحف‌العقول، ص ۴۳۷.
۴۳. محمد نعمانی، همان، ص ۲۱۷.
۴۴. صدوق، ثواب‌الاعمال، ص ۷.
۴۵. ر.ک: عیون الاخبار الرضا (ع)، ج۲، ص ۱۳۵.
۴۶. شیخ طوسی، اختیار معرفه‌الرجال، ص ۴۶۷.
۴۷. به عنوان نمونه: کتاب الامامه از محمدبن ابی عمیر و یعقوب بن نعیم. (ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص ۲۸۱ و ج۲۰، ص ۱۴۶).
۴۸. البته واژه امامیه هنوز در آن زمان ساخت نیافته بود و چنانچه بخواهیم از اصطلاح دقیق‌تر بهره بجوییم، باید از واژه «قطعیه» استفاده کنیم؛ یعنی کسانی که در سال ۱۸۳ ق شهادت امام موسی کاظم (ع) را پذیرفتند و پس از ایشان به امامت حضرت رضا (ع) باور داشتند. (قاسم رسّی، مجموع کتب و رسائل، ج۱، ص ۵۳۸؛ نوبختی، فرق الشیعه، ص ۸۰).
۴۹. ر.ک: سخنان امام در مسجد مرو (الکافی، ج۱، ص ۱۹۹) و در مجلس مأمون (صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص ۲۰۰).
۵۰. اهمیت این مسئله زمانی بهتر درک می‌شود که به گفتمان رقیب توجه کنیم؛ جایی که مأمون نیز ادعای امامت کرده، خود را «امام الهدی» می‌خواند. Micheal cooperson, Classical Arabic Biography: The Heirs of Prophets in the Age of Al-Mamun, p67) برای مشاهده بازتاب این لقب در اشعار، ر.ک: ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص ۲۱۴.
۵۱. ابوالحسن اشعری، مقالات الاسلامیین، ص ۲۸ و ۲۹. برای مطالعه طیف‌های واقفیه، ر.ک: نوبختی، فرق الشیعه، ص ۸۰ و ۸۱.
۵۲. نفوذ این فرقه به حدی بود که بسیاری از شیعیان کتاب‌هایی تحت عنوان «الرد علی الواقفه» نگاشتند؛ به عنوان نمونه، ر.ک: نجاشی، الرجال، ص ۴۲؛ شیخ‌طوسی، الفهرست، ص ۱۲.
۵۳. آنان حتی کتاب‌هایی در تأیید اندیشه خود نوشته بودند؛ مانند کتاب الغیبه از حسن بن علی بن ابی حمزه (نجاشی، رجال، ص ۳۷) و کتاب ذم من خالف الحق و أهله نوشته حمید بن زیاد. (همان، ص ۱۳۲).
۵۴. دلایل واقفه: شیخ طوسی، اختیار معرفه‌الرجال، ص ۴۷۷-۴۷۵. پاسخ‌های حضرت: حمیری، قرب الاسناد، ص ۱۵۴ و شیخ طوسی، همان، ص ۴۵۸.
۵۵. امری که نیاز به پژوهشی مستقل دارد، وجود روایاتی مبنی بر قائم خوانده شدن امام کاظم (ع) در زمان حیات شان است؛ به عنوان نمونه هنگامی که شیعه‌ای پس از تولد حضرت کاظم (ع) هدیه‌ای خدمت امام صادق (ع) آورد، ایشان فرمود: «به خدا سوگند که آن را به قائم آل محمد هدیه دادی.» (شیخ طوسی، الغیبه، ص ۴۴) حتی روایاتی وجود دارد که جماعتی از شیعیان در گفت و گو با امام کاظم (ع) و با تمسک به حدیثی از پدرشان، ایشان را قائم می‌دانستند. (همان، ص ۴۱) برای مشاهده به کار رفتن تعبیر «موسی قائم آل محمد» ر.ک: حمیری، همان، ص ۱۳۲.
۵۶. برای مطالعه شبهه و پاسخ ر.ک: شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال، ص ۴۶۴؛ الکافی، ج۱، ص ۳۸۴ و ۳۸۵.
۵۷. امام هشتم تا سال ۱۹۵ ق و هنگامی که عمر شریفش از چهل فراتر رفته بود، فرزندی نداشت. از همین رو «حسین بن قیاما» از بزرگان واقفه آن را بهانه کرد و با استناد به روایتی از حضرت صادق (ع)، مبنی بر این که امام نمی‌بایست عقیم باشد، امامت حضرت رضا (ع) را زیر سؤال برد (صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص ۲۰۹). برای مطالعه شبهه دیگر او که با کنایه حضرت را بدون امام صامت خواند، ر.ک: الکافی، ج۱، ص ۳۵۴.
۵۸. سئوال از امکان رسیدن امامت به دایی، عمو و برادر و همین گفتمان قابل تفسیر است که برخی به دنبال یافتن جانشین برای حضرت رضا (ع) بودند، اما ثامن‌الحجج ادامه امامت را در فرزند خویش که در آن زمان هنوز به دنیا نیامده بود، منحصر داشتند. (ابن خرّاز قمی، کفایه‌الاثر، ص ۲۷۸).
۵۹. الکافی، ج۱، ص ۳۲۲ و ۳۲۳.
۶۰. شیخ طوسی، اختیار معرفه‌الرجال، ص ۴۵۷؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۲، ص ۲۱۵.
۶۱. پسین بودن رتبه استفاده از دو ابزار اخیر را می‌توان در این روایت بازجست: حمیری، قرب الاسناد، ص ۱۵۳.
۶۲. محمدبن حوقل، صوره‌الارض، ج۱، ص ۹۱.
۶۳. آدرس داده شده در فهرست منابع نیامد.
۶۴. شیخ طوسی، اختیار معرفه‌الرجال، ص ۴۷۳ و ۴۷۴.
۶۵. سیدمرتضی، الفصول المختاره، ص ۳۰۶.
۶۶. صدوق، کمال‌الدین، ص ۷۴؛ سعدبن عبدالله اشعری، المقالات و الفرق، ص ۷۸.
۶۷. نوبختی، فرق الشیعه، ص ۸۷.
۶۸. خواجه نصیرالدین طوسی، قواعد العقائد، ص ۱۱۳.
۶۹. نوبختی، همان.
۷۰. سعدبن عبدالله اشعری، همان؛ ابن عنبسه، عمده‌الطالب، ص ۱۹۵.
۷۱. خواجه نصیرالدین طوسی، همان؛ شیخ طوسی، همان، ص ۵۳۰.
۷۲. برای مشاهده اسامی محدثان و علمای فطحی، ر.ک: ابن داوود حلی، الرجال، ۵۳۲ و ۵۳۳.
۷۳. ر.ک: شیخ طوسی، الأمالی، ص ۴۱۲ و ۴۱۳؛ همو، اختیار معرفه الرجال، ص ۳۸۵.
۷۴. نجاشی، الرجال، ص ۳۵.
۷۵. شاهدی مبنی بر تقابل امام رضا (ع) با اسماعیلیه و فطحیه در مرو ثبت نشده و لذا این گفتمان، منحصر به مدینه بوده است.
۷۶. فرمانده ی نظامی این قیام بر عهده سری بن منصور معروف به ابوالسرایا بود و لذا گاه قیام به نام وی به ثبت رسیده است. (ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص ۳۰۲-۳۰۶).
۷۷. صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص ۲۰۷ و ۲۰۸.
۷۸. ابن خلدون، تاریخ، ج۳، ص ۳۰۴.
۷۹. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص ۴۴۰ و ۴۴۱.
۸۰. ابوعلی مسکویه، تجارب الامم، ج۴، ص ۱۱۸.
۸۱. عبدالله حمیری، قرب الاسناد، ص ۳۴۶.
۸۲. ابن خزاز قمی، کفایه الاثر، ص ۲۷۴.
۸۳. صدوق، کمال‌الدین، ج۲، ص ۳۷۱ و ۳۷۲.
۸۴. الکافی، ج۵، ص ۲۳.
۸۵. سعدبن عبدالله اشعری، المقالات و الفرق، ص ۹۴.
۸۶. برای مطالعه روایات نادر صادر شده در این رابطه در مرو، ر.ک: صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص ۲۳۴.
۸۷. شیخ طوسی، اختیار معرفه‌الرجال، ص ۳۰۳ و ۵۵۵.
۸۸. صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص ۲۰۰ و ۲۰۱.
۸۹. الکافی، ج۱، ص ۱۸۷.
۹۰. صدوق، همان، ص ۲۰۲.
۹۱. همو، التوحید، ص ۳۶۴.
۹۲. همو، عیون الاخبار الرضا، ج۱، ص ۱۴۳.
۹۳. به عنوان نمونه: ر.ک: همان، ج۲، ص ۲۰۰ و ۲۰۱.
۹۴. نشانه این امر، تک نگاری‌های متعدد اصحاب آن حضرت در ابواب مختلف فقهی است (به عنوان نمونه: ر.ک: نجاشی، الرجال، ۴۱۲؛ شیخ طوسی، الفهرست، ص ۴۷) که محتوای بسیاری از آنها را روایات رضوی تشکیل می‌داد.
۹۵. الکافی، ج۱، ص ۲۸۴.
۹۶. شیخ طوسی، الغیبه، ص ۷۳.
۹۷. ابن شهر آشوب، المناقب، ج۴، ص ۳۵۰.
۹۸. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۹، ص ۱۳۵؛ قاضی نورالله مرعشی، احقاق الحق، ج۳۳، ص ۸۳۹.
۹۹. امام (ع) در حالی که گفتمان فقهی ساخت یافته شیعه به فعالیت مشغول بود که مذاهب فقهی عامه یا در همین مرحله بودند (مانند فقه حنفی) و یا مرحله تکون و شکل‌گیری را طی می‌کردند (مانند مذهب شافعی).
۱۰۰. شیخ طوسی، اختیار معرفه‌الرجال، ص ۴۶۵.
۱۰۱. از پاسخ امام رضا (ع) مبنی بر این که هارون آسیبی به ایشان نمی‌رساند، هویداست که امام کاظم (ع) به دلیل رعایت تقیه، افتایی را که امام صادق (ع) داشت تعطیل نموده بود.
۱۰۲. صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص ۱۷۸.
۱۰۳. شیخ طوسی، استبقار، ج۲، ص ۹۷ و ۹۸.
۱۰۴. شاید به سبب همین اهمیت بوده که آن را «امّ خراسان» نیز نامیده‌اند. (عبدالله حمیری، قرب‌الاسناد، ص ۵۳۲)
۱۰۵. حاکم نیشابوری، معرفه علوم‌الحدیث، ص ۱۹۴.
۱۰۶. مسجدی به نام عتیق یا بنی‌هامان. آن جا که پس از ذکر این مسجد، از بنا شدن مسجد سومی به دست ابومسلم یاد می‌شود، روشن می‌شود که این مکان در زمان حضرت رضا (ع) وجود داشته است. (محمد ابن حوقل، صوره الارض، ج۲، ص ۴۳۴؛ ابواسحاق اصطخری، مسالک الممالک، ص ۲۵۹)
۱۰۷. صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص ۲۴ و ۲۵.
۱۰۸. این سلسله سند در کتاب عیون أخبار الرضا از حدیث شماره ۴ باب «الأخبار المجموعه» تا شماره ۱۹۰ همان باب، تکرار شده است. (ر.ک: ج۲، ص ۲۴-۴۸) شایان ذکر است مضمون این احادیث، بسیار با صحیفه الرضا که زیدیه منتشر می‌کنند، مشابهت دارد.
۱۰۹. قابل توجه آن که ورود حضرت رضا (عم)، به مرو باعث شد، در روایات از ایشان به «الخراسانی» (صدوق، معانی الاخبار، ص ۲۳۹) و «ابوالحسن الخراسانی» (عیاشی، التفسیر، ج۱، ص ۳۳۰) تعبیر شود.
۱۱۰. البته باید اشاره کرد که فارغ از بعد مکانی مرو با شهرهای شیعه‌نشینی چون مدینه و کوفه، حکومت نیز مانع ملاقات شیعیانی می‌شد که خود را به این شهر می‌رساندند. (صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص ۱۵۳) هم چنین گماشتن جاسوس و انتقال تمامی مکالمات حضرت به مأمون و ذوالریاستین، تقیه را ایجاب می‌کرد و گفت و گوهایی با گفتمان شیعی را محدود می‌ساخت.
۱۱۱. برخی معتقدند امامان پیشین، در مقیاسی محدود و در موارد لازم، از شیوه اسناد استفاده کرده بودند، اما اوج ارائه سلسله سند در نقل احادیث نبوی و احادیث ائمه، در امام رضا (ع)، دیده می‌شود. (ر. ک: احمد پاکتچی، «امام رضا (ع) و پدیده استناد و ارجاع؛ مرتضی مسلمان نژاد، ابعاد شخصیت و زندگانی امام رضا (ع)، ج۲).
۱۱۲. صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص ۱۳۴.
۱۱۳. ر.ک: ابن ماجه، سنن، ج۱، ص ۲۵ و ۲۶.
۱۱۴. به عنوان نمونه ر.ک: صدوق، همان، ج۱، ص ۱۸۱.
۱۱۵. برای آگاهی بیشتر در این باره، ر.ک: سهراب علوی، امام رضا (ع) در رزمگاه ادیان، ص ۱۸-۳۰.
۱۱۵. اگر بخواهیم با نگاه گفتمانی به این مسئله نظر افکنیم، باید گفت یکی از علل گسترش یافتن مناظرات، اسلام آوردن جمع کثیری از غیر مسلمانان و موضع گیری علمای آن ادیان برای جلوگیری از کاهش قدرت و ناحق قلمداد شدن دین‌شان بوده است. (دیمیتری گوتاس، فکر یونانی، فرهنگ عربی، زمینه‌های اجتماعی – سیاسی نهضت‌ترجمه در خلافت عباسی، ص ۷۸ و ۷۹)
۱۱۷. صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص ۱۵۴-۱۷۷.
۱۱۸. برتولد اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ج۱، ص ۳۹۸ – ۴۰۱.
۱۱۹. صدوق، همان، ج۲، ص ۲۰۲.
۱۲۰. سهراب علوی، امام رضا (ع) در رزمگاه ادیان، ص ۶۰.
۱۲۱. صدوق، همان، ج۲، ص ۲۰۲.
۱۲۲. همان، ص ۱۷۲.
۱۲۳. نجاشی، الرجال، ص ۳۷، ۵۷ و ۳۴۴.
۱۲۴. علت برپایی مناظرات در برخی منابع شیعی، تلاش مأمون برای تخریب چهره علمی امام و کاستن از منزلت ایشان بیان شده است. (صدوق، همان، ج۱، ص ۱۵۶) در مقابل، یکی از مستشرقان، سیاست مأمون در‌ ترویج مناظره و جدل را خارج کردن معیار اقتدار دینی از دست عالمان دین و تمرکز آن در شخص خلیفه دانسته است. (دیمیتری گوتاس، همان، ص ۱۰۰ و ۱۰۱)
۱۲۵. به عنوان نمونه، ر.ک: صدوق، همان، ج۱، ص ۲۰۴-۱۷۹.
۱۲۶. طبرسی، اعلام الوری، ص ۳۲۸.
۱۲۷. قاضی نورالله مرعشی، احقاق الحق، ج۷، ص ۴۰۸.
۱۲۸. نقش مناظره در زندگانی ثامن‌الحجج چنان پررنگ بوده که یکی از دلایل شهادت، رشک مأمون بر پیروزی‌های حضرت در مناظرات بیان شده است. (بحارالانوار، ج۴۹، ص ۲۹۰).
۱۲۹. صدوق، همان، ج۱، ص ۲۰۴. دیباج چنین جمله‌ای را به نوفلی نیز می‌گوید (همان، ص ۱۷۷).
۱۳۰. چرایی این مسئله به تعداد اندک مذاهب در مدینه و مخالفت علمای آن دیار با علم کلام باز می‌گردد؛ به عنوان نمونه، مالک بن انس در پاسخ به نحوه استیلای خداوند بر عرش، پرسش‌گری در این زمینه را بدعت دانست. (شهرستانی، الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۰۵).
۱۳۱. کامل مصطفی شیبی می‌نویسد: «علی بن موسی الرضا پس از ولایت عهدی دیگر تنها نبود، بلکه مورد توجه تمام فرقه‌های اسلامی قرار گرفت.» (الصله بین التصوف و التشیع، ج۲، ص ۳۱).
۱۳۲. این کتاب به شهادت مقدمه اش، مشتمل بر اطلاعاتی درباره خوراکی جات، نوشیدنی‌ها، فصد، حجامت، حمام کردن و اموری است که باعث تقویت جسم می‌شود. (طب‌الرضا، ص ۹) درباره احتمال عدم انتساب این اثر به حضرت رضا (ع)، ر.ک: سید محمد کاظم طباطبایی و هادی نصیری، «پژوهشی در اعتبار رساله ذهبیه»، علوم حدیث، سال هفدهم، شماره ۱، ۱۳۹۱.
۱۳۳. رشید جمیلی، نهضت‌ترجمه در شرق جهان اسلام در قرن سوم وچهارم هجری، ص ۸.
۱۳۴. به عنوان نمونه، یوحنا بن ماسویه (یکی از حاضران در مباحثه علم طب در محضر امام رضا (ع) ) کتاب‌های قوی الاطعمه و منافعها و مضارها و قوی العقاقیر و منافعها و مضارها را نوشت. (ابن ندیم، الفهرست، ص ۳۵۵)
۱۳۵. باقر شریف قرشی، حیاه الامام الرضا، ج۱، ص ۱۹۹.
۱۳۶. طب الرضا، ص ۵.
۱۳۷. برای مشاهده ویژگی تصوف و صوفیان این دوره، ر.ک: محمد جواد شمس، «تصوف، سده‌های ۱ و ۲ ق»، دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۵، ص ۴۰۸ و ۴۰۹.
۱۳۸. اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص ۳۱۰. هم چنین تمسک حضرت به زندگانی سلیمان نبی (ع)، ر.ک: وسائل الشیعه، ج۱، ص ۴۲۱ و ۴۲۲.
۱۳۹. صدوق، علل‌الشرائع، ج۱، ص ۲۳۹.
۱۴۰. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص ۲۵۹ و ۲۶۰.
۱۴۱. البته روایات دیگری وجود دارد که زندگی زاهدانه، حضرت به تصویر می‌کشد؛ مانند پوشیدن لباس خشن و نشستن بر حصیر و پلاس. (اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص ۳۱۶) در ابتدا ممکن است بین این دو دسته روایات، تناقض احساس شود، اما عبارتی در کتب روایی وجود دارد که در جمع این دو دسته اخبار، راه گشاست. در پایان روایات گروه دوم که به‌ترک مظاهر دنیا اشاره دارد، عبارت «حتی إذا برز للناس، تزین لهم» آمده است. معنا و مفهوم این جمله آن است که امام در زندگی شخصی خود، حیات زاهدانه‌ای در پیش گرفته بود، اما برای حضور در اجتماع، لباس‌های متناسب و فاخر بر تن می‌کرد. (صدوق، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص ۱۷۸) نمونه این دو گونه رفتار در سیره امام صادق (ع) نیز مشاهده می‌شود. (الکافی، ج۶، ص ۴۴۲)
۱۴۲. شاید در اثر همین اصلاح‌گری‌هاست که برخی برای امام رضا (ع) سهم بزرگی در تحولات بعدی تصوف قائل اند. (سیدحسین نصر، «تصوف، اصول و مبانی»، دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج۱، ص ۳۹۶)
۱۴۴. برای مطالعه متن نامه و پاسخ حضرت ر.ک: وسائل الشیعه، ج۱، ص ۴۲۱ و ۴۲۲.
منابع تحقیق :
۱. قرآن کریم
۲. علی بن موسی الرضا، صحیفه الرضا، انتشارات کنگره جهانی امام رضا (علیه السلام)، مشهد.
۳. آقابزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، اسماعیلیان، قم.
۴. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، انتشارات کتابخانه آیت‌الله مرعشی، قم.
۵. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، دارصادر، بیروت.
۶. ابن حبان، محمد، الثقات، مؤسسه الکتب الثقافیه، دکن ۱۳۹۳ ق.
۷. ابن حوقل، محمد، صوره الارض، دارصادر، بیروت ۱۹۳۸ ق.
۸. ابن خزاز قمی، کفایه الاثر، بیدار، قم ۱۴۰۱ ق.
۹. ابن خلدون، تاریخ، دارالفکر، بیروت ۱۴۰۸ ق.
۱۰. ابن داود حلی، الرجال، انتشارات دانشگاه تهران، تهران ۱۳۸۳ ق.
۱۱. ابن‌سلامه، مسند الشهاب، مؤسسه الرساله، بیروت ۱۴۰۵ ق.
۱۲. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، انتشارات جامعه مدرسین، قم ۱۴۰۴ ق.
۱۳. ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، مؤسسه انتشارات علامه، قم ۱۴۰۴ ق.
۱۴. ابن عبد ربه آندلسی، العقد الفرید، دارالکتب العلمیه، بیروت ۱۴۰۴ ق.
۱۵. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، دارالفکر، بیروت ۱۴۱۵ ق.
۱۶. ابن عنبه، عمده الطالب، مطبعه الحیدریه، نجف ۱۳۸۰ ق.
۱۷. ابن غضائری، الرجال، دارالحدیث، ۱۳۶۴ ش، قم.
۱۸. ابن ماجه، محمد، سنن، دارالفکر، بیروت بی‌تا.
۱۹. ابن ندیم، الفهرست، بی‌نا، بی‌جا، بی‌تا.
۲۰. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفه، بیروت، بی‌تا.
۲۱. ابوعلی مسکویه رازی، تجارب الأمم، سروش، تهران ۱۳۷۹ ش.
۲۲. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، مکتبه بنی‌هاشمی، تبریز ۱۳۸۱ ق.
۲۳. اشپولر، برتولد، تارخی ایران در قرون نخستین اسلامی، ‌ترجمه: میراحمدی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، بی‌تا.
۲۴. اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، فرانس شتاینر، ویسبادن ۱۴۰۰ ق.
۲۵. اشعری، سعدبن عبدالله، المقالات و الفرق، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، تهران ۱۳۶۰ ش، چاپ دوم.
۲۶. اصطخری، ابواسحاق، مسالک الممالک، دارصادر، بیروت ۲۰۰۴ م.
۲۷. برقی، احمد، المحاسن، دارالکتب الإسلامیه، قم ۱۳۷۱ ق.
۲۸. بهبهانی، محمدباقر، تعلیقه علی منهج المقال، بی‌نا، بی‌جا، بی‌تا.
۲۹. پاکتچی، احمد، « امام رضا (علیه السلام) و پدیده‌ی استناد و ارجاع»، ابعاد شخصیت و زندگانی امام رضا (علیه السلام)، به کوشش: مرتضی سلمان نژاد، انتشارات دانشگاه امام صادق، تهران ۱۳۹۲ ش.
۳۰. پاکدامن، محمدحسن، «گرایش‌های کلامی در عصر امام رضا (علیه السلام)»، اطلاعات حکمت و معرفت، شماره ۳۲، ۱۳۸۷ ش.
۳۱. تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، مؤسسه نشر اسلامی، قم ۱۴۲۲ ق.
۳۲. تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، الشریف الرضی، قم ۱۴۰۹ ق.
۳۳. جمیلی، رشید، نهضت‌ترجمه در شرق جهان اسلام در قرن سوم و چهارم هجری،‌ترجمه: صادق آیینه‌وند، سمت، تهران ۱۳۸۵ ش.
۳۴. حاکم نیشابوری، معرفه علوم الحدیث، درالآفاق، بیروت ۱۴۰۰ ق، چاپ چهارم.
۳۵. حبشی، عبدالله، فهرس مخطوطات بعض المکتبات الخاصه فی الیمن، موسسه الفرقان، لندن بی‌تا.
۳۶. حر عاملی، محمد، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)، قم ۱۴۰۹ ق.
۳۷. حسینی اشکوری، سیداحمد، مؤلفات الزیدیه، مکتبه آیه‌الله المرعشی النجفی، قم ۱۴۱۳ ق.
۳۸. حسینی جلالی، محمدرضا، ثبت الأساتید العوالی الی مرویات السید محمدرضا الحسینی الجلالی، مجمع الذخائر، قم ۱۴۲۰ ق.
۳۹. حمیری قمی، عبدالله، قرب الإسناد، انتشارات کتابخانه نینوی، تهران بی‌تا.
۴۰. حمیری، محمدبن عبدالمنعم، الروض المعطار فی خبر الأقطار، چاپ دوم، مکتبه لبنان، لبنان ۱۹۸۴ م.
۴۱. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، دارالکتب العلمیه، بیروت ۱۴۱۷ ق.
۴۲. خواجه نصیرالدین طوسی، قواعد العقائد، مؤسسه الامام الصادق (علیه السلام)، قم بی‌تا.
۴۳. خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، مرکز نشر آثار شیعه، قم ۱۴۱۰ ق.
۴۴. دارقطنی، سنن، دارالکتب العلمیه، بیروت ۱۴۱۷ ق.
۴۵. رسّی، قاسم، مجموع کتب و رسائل، مؤسسه الإمام زیدبن علی، صنعا ۱۴۲۱ ق.
۴۶. سلطانی، سیدعلی اصغر، «تحلیل گفتمان به مثابه نظریه و روش»، علوم سیاسی، ش ۲۸، ۱۳۸۳ ش.
۴۷. سمان، علی، فهرست مخطوطات مکتبه الجامع الکبیر صنعاء، مطبعه الکاتب العربی، دمشق ۱۹۸۴ م.
۴۸. سیاغی، احمد، المنهج المنیر تتمه الروض النضیر، موسسه الامام زیدبن علی، صنعاء ۱۴۲۶ ق.
۴۹. سیدمرتضی، الفصول المختاره، دارالمفید للطباعه و النشر، بیروت ۱۴۱۴ ق.
۵۰. شریعتمداری، علی، روان‌شناسی ‌تربیتی، سپهر، بی‌جا، بی‌تا.
۵۱. شمس، محمد جواد، «تصوف، سده‌های ۱ و ۲ ق»، دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، تهران ۱۳۸۷ ش.
۵۲. شیبی، کامل مصطفی، الصله بین التصوف و التشیع، منشورات الجمل، بیروت ۲۰۱۱ م.
۵۳. شهرستانی، الملل و النحل، الشریف الرضی، قم ۱۳۶۴ ش، چاپ سوم.
۵۴ . صدرایی خویی، علی، فهرستگان نسخه‌های خطی حدیث و علوم حدیث شیعه، دارالحدیث، قم ۱۳۸۱ ش.
۵۵. صدوق، محمدبن علی بن بابویه، التوحید، انتشارات جامعه مدرسین، قم ۱۳۹۸ ق.
۵۶. ـــــــــــ ، ثواب الأعمال، انتشارات شریف رضی، قم ۱۳۶۴ ش.
۵۷. ـــــــــــ ، الخصال، انتشارات جامعه مدرسین، قم ۱۴۰۳ ق.
۵۸. ـــــــــــ ، علل الشرائع، انتشارات داوری، قم، بی‌تا.
۵۹. ـــــــــــ ، عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، انتشارات جامعه مدرسین، قم ۱۳۷۸ ق.
۶۰. ـــــــــــ ، کمال الدین، دارالکتب الاسلامیه، قم ۱۳۹۵ ق.
۶۱. ـــــــــــ ، معانی الأخبار، انتشارات جامعه مدرسین، قم ۱۳۶۱ ش.
۶۲. ـــــــــــ ، من لا یحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین، قم ۱۴۱۳ ق.
۶۳. [علی بن موسی الرضا (علیه السلام)] طب الرضا، خیام، قم ۱۴۰۲ ق.
۶۴. طباطبایی، سیدمحمدکاظم و نصیری، هادی، «پژوهشی در اعتبار رساله ذهبیه»، علوم حدیث، سال ۱۷، ش ۱، ۱۳۹۱ ش.
۶۵. طبرسی، فضل، إعلام الوری، دارالکتب الإسلامیه، تهران بی‌تا.
۶۶. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، دارالتراث، بیروت ۱۳۸۷ ق.
۶۷. طوسی، محمدبن حسن، اختیار معرفه الرجال، تحقیق: حسن مصطفوی، انتشارات دانشگاه مشهد، مشهد ۱۳۴۸ ش.
۶۸. ـــــــــــ ، الإستبصار، دارالکتب الإسلامیه، تهران ۱۳۹۰ ق.
۶۹. ـــــــــــ ، الغیبه، مؤسسه معارف اسلامی، قم ۱۴۱۱ ق.
۷۰. ـــــــــــ ، الأمالی، انتشارات‌دارالثقافه، قم ۱۴۱۴ ق.
۷۱. ـــــــــــ ، الفهرست، المکتبه المرتضویه، نجف، بی‌تا.
۷۲. عباس محمد زیاد، ائمه اهل البیت (علیهم السلام)، مکتبه الامام زیدبن علی، صنعاء ۱۴۲۲ ق.
۷۳. عبدالسلام الوجیه، اعلام المؤلفین الزیدیه، مؤسسه الامام زیدبن علی، صنعاء، بی‌تا.
۷۴. علوی، سهراب، امام رضا در رزمگاه ادیان، جمکران، قم ۱۳۷۹ ش.
۷۵. عیاشی، محمد، تفسیر، چاپخانه علمیه، تهران ۱۳۸۰ ق.
۷۶. فرکلاف، نورمن، تحلیل انتقادی گفتمان، مرکز تحقیقات رسانه‌ها، تهران ۱۳۷۹ ش.
۷۷. قرشی، باقر، حیاه الامام الرضا، انتشارات سعید بن جبیر، قم ۱۳۸۰ ش.
۷۸. قطب‌الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، موسسه امام مهدی، قم ۱۴۰۹ ق.
۷۹. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، دارالکتاب، قم ۱۴۰۴ ق.
۸۰. کلینی، محمد، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران ۱۳۵۵ ش.
۸۱. گوتاس، دیمیتری، فکر یونانی، فرهنگ عربی: زمینه‌های اجتماعی سیاسی نهضت‌ترجمه در خلافت عباسی، ‌ترجمه: فرهاد مشتاق صفت، کتاب روز، تهران ۱۳۸۰ ش.
۸۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، موسسه الوفاء، بیروت ۱۴۰۴ ق.
۸۳. مجیدی، حسن، «تحلیل گفتمان مناظره‌های امام رضا (علیه السلام)»، فرهنگ رضوی، شماره ۲، ۱۳۹۲ ش.
۸۴. مرعشی، قاضی نورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، مکتبه آیه‌الله المرعشی النجفی، قم ۱۴۰۹ ق.
۸۵. مفید، محمدبن نعمان، الإرشاد، کنگره جهانی شیخ مفید، قم ۱۴۱۳ ق.
۸۶. مناوی، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، دارالکتب العلمیه، بیروت ۱۴۱۵ ق.
۸۷. مویدی، مجدالدین، لوامع الأنوار فی جوامع العلوم، مرکز أهل البیت (علیهم السلام)، صعده، بی‌تا.
۸۸. میرحسینی، یحیی، «گفتمان‌های غالب در اندیشه امام رضا (علیه السلام)»، مجموعه مقالات جشنواره امام رضا (علیه السلام)، به کوشش: علی شریفی، بنیاد فرهنگی امام رضا (علیه السلام)، مشهد، ۱۳۹۱ ش.
۸۹. میرزای نوری، حسین، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)، قم ۱۴۰۸ ق.
۹۰. نجاشی، احمد، رجال، انتشارات جامعه مدرسین، قم ۱۴۰۷ ق.
۹۱. نصر، سیدحسین، «تصوف، اصول و مبانی، دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، تهران ۱۳۸۷ ش.
۹۲. نعمانی، محمد، الغیبه، مکتبه الصدوق، تهران ۱۳۹۷ ق.
۹۳. نوبختی، حسن، فرق الشیعه، چاپ دوم دارالاضواء، بیروت ۱۴۰۴ ق.
۹۴. Cooperson, Michael, Classical Arabic Biography: The Heirs of Prophets in the Age of al-Mamun. Cambridge University Press, Los Angeles, 2000.
۹۵. Madelung, Wilferd, Der Imam Al-Qasim ibn Ibrahim und die Glaubenslehre der Zaiditen, Walter De Gruyter & Co, Berlin, 1965.
منبع مقاله :
جمعی از پژوهشگران؛ (۱۳۹۴)، مجموعه مقالات همایش ملّی «حدیث رضوی» (جلد دوم)، مشهد: انتشارات بنیاد بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع)، چاپ اول.

مطالب مشابه