استدلال به قرآن

استدلال به قرآن

استدلال به قرآن

نويسنده:محمد تستري
منبع:قضاوتهاي امير المومنين(ع)
هنگامي كه هيثم از بعض غزوات به خانه خود بازگشت ، پس ‍ از شش ماه تمام زنش فرزندي به دنيا آورد. هيثم فرزند را از خود ندانسته وي را نزد عمر برد و قصه را برايش بيان داشت . عمر دستور داد زن را سنگسار كنند. اتفاقا پيش از آن كه او را سنگسار كنند، اميرالمومنين عليه السلام او را ديد و از قضيه باخبر گرديد، پس به عمر فرمود: بايد بگويي زن راست مي گويد؛ زيرا خداوند در قرآن مي فرمايد: و حمله و فصاله ثلاثون شهرا؛ مدت حمل و از شير گرفتن فرزند، سي ماه است و در آيه ديگر مي فرمايد: والوالدات يرضعن اولادهن حولين كاملين ؛ مادران فرزندان خود را دو سال تمام شير مي دهند. و وقتي كه بيست و چهار ماه دوران شير دادن از سي ماه كم شود شش ماه مي ماند كه كمترين دوران حاملگي است . عمر گفت : اگر علي نبود عمر به هلاكت مي رسيد و زن را آزاد نمود.

زد و خورد در حال مستي

نويسنده:محمد تستري
منبع:قضاوتهاي امير المومنين(ع)
در زمان خلافت اميرالمومنين عليه السلام به آن حضرت گزارش رسيد كه چهار نفر در حال مستي يكديگر را با كارد مجروح نموده اند. امام عليه السلام دستور داد آنان را توقيف نموده تا پس از هشياري به وضعشان رسيدگي كند، دو نفر از آنان در بازداشتگاه جان سپردند. اولياي مقتولين نزد اميرالمومنين عليه السلام آمده و خواستار قصاص از زندگان شدند، آن حضرت عليه السلام به آنان فرمود: شما از كجا مي دانيد كه اين دو نفر زنده ايشان را كشته اند و شايد خودشان يكديگر را مجروح نموده و مرده اند؟ گفتند: نمي دانيم ، پس شما خودتان با استفاده از دانش ‍ خدادادي تان بين آنان حكم كنيد. امام عليه السلام فرمود: ديه آن دو مقتول به عهده هر چهار قبيله است و بعد از اخراج خون بهاي زخم هاي دو نفر زخمي ، باقيمانده به اولياي آن دو مقتول رد مي گردد.

طعمه شير

نويسنده:محمد تستري
منبع:قضاوتهاي امير المومنين(ع)
شيري را در گودالي دستگير كرده بودند، مردم براي تماشاي شير ازدحام نمودند، يك نفر در نزديكي گودال ايستاده بود، ناگهان قدمش لغزيد و دست به ديگري زد و دومي به سومي و سومي به چهارمي و همه در گودال افتاده طعمه شير شدند. اين ماجرا در يمن اتفاق افتاد، اميرالمومنين عليه السلام نيز آنجا تشريف داشت ، خبر به آن حضرت رسيد، پس درباره آنان چنين قضاوت نمود، كه اولي طعمه شير بوده و به علاوه بايد يك سوم ديه به دومي بپردازد، و دومي نيز دو سوم ديه به سومي و سومي ديه كاملي به چهارمي بايد بپردازد. رسول خدا صلي الله عليه و آله از اين قضاوت خبردار گرديده فرمود: اباالحسن به حكم خدا داوري نموده است. مؤ لّف : علت اين تفصيل اين است كه نفر اول خودش افتاده ، به علاوه افراد ديگري را با خود انداخته ، از اين جهت ديه اي طلب ندارد؛ زيرا مرگش مستند به خودش بوده است . و سبب مرگ نفر دوم ممكن است يكي از سه چيز باشد، كشيدن نفر اول و يا افتادن نفر سوم و يا چهارم بر روي او كه خودش عامل آن بوده است بنابراين ، احتمال استناد قتلش به نفر اول 33/0 است و امام عليه السلام هم 33/0 ديه اش را به عهده نفر اول قرار داده است ، و اما نفر سوم ممكن است علت مرگش ‍ كشيدن و افتادن نفر چهارم بر روي او باشد كه خودش عامل آن بوده و يا افتادن نفر اول و يا دوم بر روي او كه عاملش نفر دوم بوده است و امام عليه السلام نيز دو سوم ديه او را بر عهده نفر دوم گذاشته است . و اما نفر چهارم تمام علت مرگش ‍ مستند به نفر سوم بوده ، بنابراين ، تمام ديه اش بر عهده نفر سوم مي باشد چنانچه امام عليه السلام حكم نموده است.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید