دوستان راستين از نگاه امام علي (علیه السلام)

دوستان راستين از نگاه امام علي (علیه السلام)

نويسنده:نادعلي صالحي
منبع:مجله معارف اسلامی شماره 46
در دو شمارة قبل با مفهوم دوست و دوستي آشنا شديم و ضمن بيان اهميّت دوست و نقش حساس آن در شكل گيري شخصيّت انسان و زيان بار بودن دوستان ناباب ، ضرورت گزينش دوست بر اساس معيار هاي ديني ، عقلاني ، زير بنايي و ماندگار را ياد آور شديم: در بحث معيار ها به چهار ويژگي مهم اشاره كرديم : 1. برخورداري از روح اجتماعي ؛ 2. خير خواه بودن ؛ 3. برخورداري از عقل و خرد ؛ 4. سلامت روح و روان . در اين شماره به مناسبت سال امير المؤمنين و براي آشنايي هر چه بيش تر با سيره و روش و ديدگاه هاي آن حضرت ، همان بحث را تحت عنوان دوستان راستين از نگاه امام علي (علیه السلام) دنبال مي كنيم.
يكي از عوامل بسيار مهم و تأثير گذار در توسعه و پيش رفت سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي و فائق آمدن بر مشكلات و گرفتاري هاي مختلف ، حاكميّت روح تعاون و هم كاري بين افراد اجتماع است . اجتماعات و گروه هايي كه مجموع افراد يا بيش تر آنان خود را نسبت به سر نوشت ديگران مسئول مي دانند و از روي صداقت و دوستي در امور اجتماعي فعالانه شركت مي كنند ، از رفاه و آسايش بيش تري بر خوردارند و بر عكس در جوامعي كه جوّي غير دوستانه حاكم است و افراد آن سر در لاك خوديّت برده اند و به جز انديشة منافع شخصي ، دغدغة ديگري ندارند ، ركود و انحطاط و گرفتاري و نقاط ضعف بيش تري وجود دارد . مكتب اسلام با توجه به اين واقعيّت بر ترويج فرهنگ دوستي و برادري تأكيد مي ورزد . پيامبر گرامي اسلام و پيشوايان معصوم و پيروان راستين آنان هر يك به نحوي بر ضرورت و لزوم آن پافشاري مي كنند . جامعة اسلامي در نگاه بزرگان دين ، به منزلة يك پيكر است كه عوامل گوناگوني اجزاي آن را به يك ديگر پيوند مي دهد . آن عوامل همان چيز هايي است كه ما به عنوان معيارها و ارزش هاي اصيل و لازم در راستاي برقراري ارتباطات دوستانه از آن ياد مي كنيم . امير المؤمنان به عنوان شخصيت ممتازي كه در مقاطع مختلف و حساس ترين لحظات تاريخ اسلام مي زيسته و آثار و بركات فراوان روابط دوستانه و برادرانه در محيط هاي مختلف اسلامي را از نزديك شاهد بوده است ، نسبت به توسعة اين فرهنگ و برقراري جوّ دوستانه بين آحاد مختلف اجتماع حتي ميان خود و ديگران بسيار در تلاش بوده است .
دوستان راستين در نگاه آن حضرت ، نشانه ها و معيارهايي دارند كه در ادامه به برخي از آن ها اشاره مي كنيم: 1. دين داري به آن چه خداي بزرگ به وسيلة پيامبران خود براي سعادت و خوش بختي بشر ارائه مي دهد ، مانند عقايد صحيح و اعمال شايسته و اخلاق پسنديده ، دين گفته مي شود . دين ، مجموع مقررات و چارچوب هاي مشخصي است كه مي تواند مبنا و محوري مهم براي برقراري پيوند دوستي بين خدا پرستان قرار گيرد . خداي بزرگ همة اهل ايمان را با هم برادر دانسته و مي فرمايد: «انما المؤمنون اخوه ؛ 1 مؤمنان با هم برادرند . » هر چند نسل ما انسان ها به يك پدر و يك مادر منتهي مي شود و همه از حضرت آدم و حوا ، آفريده شده و از اين جهت برادر و خواهر يك ديگر شناخته مي شويم ، اما مبناي ديگري مي تواند اين مجموعه را به هم پيوند دهد وآن دين است . اميرمؤمنان علي(علیه السلام) به هنگام فرستادن مالك اشتر براي زمام داري مصر ، در نامه اي خطاب به ايشان بر دوستي با مردم به خاطر دو خط ارتباطي كه زمام دار و مردم را با هم پيوند مي زند ، بسيار تأكيد مي ورزد و مي فرمايد: « مهرباني و دوستي ورزيدن و خوش رفتاري با مردم را در دل خود جاي ده و هم چون جانوري شكاري كه خوردن آنان را غنيمت مي شمارد مباش ، چرا كه آنان : « اِمّا اَخ لَكَ في الدين اَو نَظير لك في الخَلق ؛2 يا برادر ديني تو و يا همانند تو در خلقت هستند . » آن حضرت در جايي ديگر خطاب به يكي از كارگزاران خود مي نويسد : «به او امر كرده و دستور مي دهم كه مردم را نرنجاند و به آن ها دروغ نگويد و به سبب فرمانروايي بر آن ها از روي سركشي ، از آنان روي بر نگرداند: « فَاِنَّهُم الاِخوانُ فِي الدين ؛3 زيرا آنان در دين برادر يك ديگرند » . در جايي ديگر ضمن هشدار نسبت به حاكم نبودن جوّ دوستي و صفا و صميميت در ميان مسلمانان مي فرمايد: « وَ اِنَّما اَنتم اِخوان علي دين الله…4 شما بر دين خدا با هم برادريد ، ميان شما را جدايي نينداخته مگر ناپاكي باطن ها و بدي انديشه ها ، از اين رو به يك ديگر كمك نمي كنيد و پند و اندرز نمي دهيد و به يك ديگر بذل و بخشش نمي كنيد و با هم دوست و رفيق نيستيد» .
دين داري در نگاه امام علي (علیه السلام) مهم ترين نشانه و معيار براي شناخت دوستان راستين و قوي ترين عاملي است كه روح تعاون و همكاري و ايثار و گذشت و مسئوليت پذيري را در ميان دوستان حاكم مي سازد و بسياري از زشتي ها را از محيط زندگي آنان دور مي كند . اگر آن حضرت مي فرمايد: «لا يكون الصَّديق صديقاً حَتّي يَحفِظَ اَخاهُ في ثَلاث في نِكبَتهِ و غَيبَتِهِ وَ وَفاتِهِ ؛5 دوست واقعي كسي است كه برادر خود را در سه حالت :گرفتاري ، هنگام نبودن او و بعد از وفات ، ياري رساند» ؛
دوست آن باشد كه گيرد دست دوست /در پريشان حالي و در ماندگي
و اگر به كميل بن زياد توصيه مي كند كه : اي كميل از دو رويان دوري گزين و با خائنان همراه مشو و مبادا با ستم كاران رفت و آمد كني و يا با آنان مخلوط گردي ، مبادا آنان را فرمان بري يا در مجالسشان حضور يابي كه خدا را بر تو خشمگين خواهد ساخت ؛6 و اگر آن حضرت در مورد دوست ، بر اموري هم چون : مورد اعتماد و وفادار ، صادق و راستگو ، حليم و بردبار و پوشانندة عيوب بودن و خائن و فتنه گر و ضايع كنندة حقوق و ستم كار نبودن تأكيد مي ورزد ، همة اين امور در ساية دين داري واقعي دوست تأمين است . دين و دين داري ، اساسي ترين نقش را در اصلاح اخلاق و آداب اجتماعي و امور سياسي و اجتماعي و تربيت روح و روان انسان دارد و انواع گرفتاري ها و ناملايمات دروني و بروني را از دل و زبان و دست و پا و تمام وجود انسان مي زدايد و روح تعاون و همكاري و ايثار و برادري را در محيط زندگي انسان حاكم مي سازد و همين نكته مهم ترين نقش را در دوام دوستي ها دارد . حضرت علي (علیه السلام) مي فرمايد: « مَوَدَّهُ ذَوِي الدين بَطيئَهُ الاِنقِطاع دائمَهُ الثُبات و البَقاء ؛ 7 دوستي دين داران ديرتر به جدايي مي انجامد و با ثبات و ماندگارتر است » و در جايي ديگر مي فرمايد: «اِخوانُ الدين اَبقي مَوَدَّهً ، 8 دوستي برادران بر اساس دين ماندگارتر است » . اين جا است كه انسان به رمز و راز توصيه ها و حساسيت هاي امير مؤمنان علي (علیه السلام) نسبت به مراقبت و پاس داري از دوستي هايي كه بر اساس دين بنا نهاده شده است ، آشنا مي شود . آن حضرت مي فرمايد : «اَيّها الناس ، مَن عَرَفَ مِِن اَخيه و ثَيقَهَ دينٍ و سَدادَ طَريقٍ فلا يُسمَعَنَّ فيه اَقاويلَ الرِ ّجال … 9 ؛ اي مردم هر كه برادر خود را شناخت و دانست كه دين او محكم و استوار است و در گفتار و كردار در راه راست گام بر مي دارد ، نبايد گفتار(و بدگويي) ديگران دربارة او را گوش دهد (و دوستي خود را قطع نمايد) . آگاه باشيد(اثر زيان كلام از زيان تير، سخت تر و بيش تر است ، زيرا) گاهي تيرانداز ، تير مي اندازد و تيرها به خطا مي رود . ليكن كلام بي اثر نمي ماند. » 2.
آخرت گرايي در نگاه انسان هاي فهميده و عاقل و آشنا با فرهنگ اسلام ، دنيا محل گذر و تجارت خانه و كشت زاري است كه بايد براي آباداني سراي جاودان از آن بهره گرفت . كساني كه با اين ديد به دنيا مي نگرند فعاليت ها و امور زندگاني خود را با توجه به هدف هاي عالي و كمالات معنوي و ماندگار تنظيم مي كنند ، كارهايشان رنگ خدايي دارد و از خودخواهي ها ، منفعت پرستي ها و رذايل اخلاقي به دورند . آنان رضايت و خشنودي خدا و خير خواهي براي ديگران را بر منافع زود گذر دنيا ترجيح مي دهند و روابط دوستانه و معاشرت هاي خود با ديگران را بر اين اساس استوار مي كنند . اعتقاد به سراي جاودان و نگرش فرا دنيايي عامل مهمي است كه انسان ها را از گناه وناپاكي و خيانت دور مي سازد و آنان را به كارهاي نيك و ايثار و گذشت و فداكاري و رعايت حقوق و وظايف انساني خود در مقابل دوستان فرا مي خواند و دوام و ثبات دوستي ها را تضمين مي كند . امير مؤمنان علي(علیه السلام) مي فرمايد: «من دعاك الي الدار الباقيه و اعانك علي العمل لها فهو الصديق الشفيق ؛ 10 هر كس تو را به خانة آخرت فرا خواند و تو را در راه عمل كردن براي رسيدن به خوش بختي در آن سرا ياري رساند ، او دوست مهربان است . » هم چنين مي فرمايد: « وُدُّ ابناء الآخره يدوم لدوام سببه ؛ 11 دوستي آخرت گرايان با ثبات و با دوام است ، چون سبب آن دائمي است .‌ » افرادي كه سعادت و خوش بختي در سراي آخرت را بر هواهاي نفساني و متاع دنيا ترجيح مي دهند ، همواره به فكر انجام وظيفه و اطاعت از فرمان الهي هستند و براي رسيدن به منافع مادي به اعمال نا شايست دست نمي زنند و دوست و دشمن در نگاه آنان بر اساس سود و زيان دنيايي و منافع شخصي تفسير نمي شود . بر خلاف دنيا طلبان و كساني كه عشق به دنيا و منافع مادي در وجود آنان رسوخ كرده وبه تعبير قرآن كريم تنها ظاهري از زندگي دنيا را مي دانند و از آخرت و سراي ديگر بي خبرند و همه چيز را با ديد مادي و بدو خوب اشيا و انسان ها را بر اساس سودمند بودن و يا زيان بار بودن آن براي خود تفسير مي كنند . هر چيز كه به نفع شخصي آنان بود و يا ضرر و خسارتي را از آنان دور ساخت ، در نگاه آنان خوب و هر چيز كه به زيان آنان بود و يا نفعي به حال شخصي آنان نداشت ، بد است .
اين دغل دوستان كه مي بيني / مگسانند گرد شيريني
اينان تا زماني به آداب و رسوم انساني ، سجاياي اخلاقي ، حق و فضيلت ، حمايت از افتادگان و دست گيري نا توانان ، ياري رساندن به فقيران و دوستي با ديگران پاي بند مي باشند كه با منافع آنان در تضاد نبوده و براي دنيا طلبي آنان خطر ساز نباشد . اين نكته اي است كه امير مؤمنان علي(علیه السلام) به يكي از ياران با وفا و دوستان صميمي خود فرمود . وقتي ابوذر غفاري بر مبارزات خود عليه عثمان و عمّال او شدّت بخشيد و بر غارت گري و حيف و ميل بيت المال مسلمانان از سوي آنان خرده گرفت ، تصميم به تبعيدش گرفتند . به هنگام اجراي دستور خليفه در تبعيد ابوذر ، امام علي (علیه السلام) او را تا دروازة شهر مشايعت كرد و به ايشان فرمود : « اي ابوذر تو براي رضايت و خشنودي خدا به خشم آمدي ، پس اميدوارباش به آن كه براي او خشمگين شدي . اين قوم (عثمان و معاويه و پيروانش) بر دنياي خود از تو ترسيدند و تو بر دين خود از آن ها ترسيدي ، پس آن چه براي آن از تو مي ترسند به دستشان ده [دنيا را به آن ها واگذار] و براي آن چه مي ترسي از ايشان بگريز… پس اگر دنياي آنان را مي پذيرفتي تو را دوست مي داشتند و اگر از دنيا چيزي براي خود جدا مي نمودي و دنيا پرست مي شدي تو را در امان مي گذاشتند » . 12 بنابراين ، آخرت گرايي و انجام وظيفه براي رسيدن به سعادت و خوش بختي در سراي آخرت و در نهايت جلب رضايت و خشنودي خدا يكي ديگر از معيار هايي است كه مي توان به وسيلة آن دوست و دشمن را شناخت و از مزاياي آن بهره مند شد. 3. پاي بندي به عهد و پيمان معمولاً همة انسان ها ، چه زن و چه مرد و چه كوچك و چه بزرگ ، از هر قبيله و نژاد و مذهب در همة زمان ها و مكان ها ، كم و بيش در طول زندگي خود ، با عهد و پيمان و قراردادهاي مختلفي رو برو بوده اند كه بر اساس آن ، انجام دادن يا ترك كارهايي را بر عهده مي گرفته اند . از اين رو ، مجموعة اديان آسماني و همة مصلحان عالم همواره در صدد بوده اند با ترويج فرهنگ پاي بند بر عهد و پيمان ، مردم را از عهد شكني و خيانت در قرار دادها باز دارند .
مكتب اسلام وفاي به عهد را از صفات بر جستة مؤمنان دانسته و همگان را در برابر تعهدات و قراردادهايي كه با يك ديگر مي بندند مسئول مي داند . قرآن كريم مي فرمايد: « وَالذين هُم لأماناتهم وَ عَهدِهِم راعُون ؛13 و [مؤمنان] كساني هستند كه امانت ها و پيمان هاي خود را مراعات كنند » . و نيز مي فرمايد: «اَوفوا بِالعَهد اِنَّ العَهدَ كان مسؤلاً ؛ 14 به عهد و پيمان خويش وفا كنيد كه باز خواست خواهيد شد » . پيامبر گرامي اسلام مي فرمايد: «هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد به وعده اي كه مي دهد پايبند باشد» . 15 امير مؤمنان (علیه السلام) ضمن نامه اي به مالك اشتر بر وفاي به عهد حتي نسبت به دشمن تأكيد مي ورزد و مي فرمايد: « اگر بين خود و دشمنت پيمان بستي يا عهد كردي كه به او پناه دهي ، جامة وفا را بر عهد خود بپوشان و تعهدات خود را محترم بشمار» . 16 پاي بند به تعهدات در سالم سازي محيط و تحكيم روابط دوستانه و به وجود آمدن جوّ اعتماد و اطمينان بين دوستان ، بسيار تأثير دارد . از طرفي عهد شكني و عدم التزام به تعهدات ، بيش ترين نقش را در ايجاد جوّ بدبيني و نفاق و پيدايش رخوت و سستي بين دوستان ايفا مي كند . بي جهت نيست امير مؤمنان علي(علیه السلام) مي فرمايد: «لا تعتمد علي مودّه من لا يوفي بعهده؛ بر دوستي كسي كه به عهد وفا نمي كند ، اعتماد مكن » . 17 كسي كه بد قول و عهد شكن است چگونه مي تواند دوست قابل اعتماد باشد . آن كه امروز قولي مي دهد ، فردا آن را زير پا مي گذارد، امروز تعهد مي كند با افراد بد رفت و آمد نكند ، فردا خلاف آن را عمل مي كند ، امروز قول مي دهد نماز بخواند يا سر وقت در كلاس حاضر شود ، اما به آن پاي بند نمي ماند ، چگونه مي تواند دوست صميمي و مورد اعتماد، يار و مددكار و تكيه گاهي مطمئن در شرايط سخت و گرفتاري ها شناخته شود .
براي پي بردن به اهميت وفاي به عهد و زيان هاي عهد شكني در بين دوستان كافي است به درياي بي كران نهج البلاغه مراجعه كنيم ؛ زيرا با مروري اجمالي بر اين كتاب شريف به خوبي روشن مي شود كه بيش ترين ضربه ها و خسارت ها بر حكومت ها و بر جوامع بشري و روابط دوستانه بين افراد از ناحية كساني است كه بر عهد و پيمان خود پاي بند نبوده و خيانت و عهد شكني پيشةآنان بوده است و اين مشكلي است كه امام علي (علیه السلام) در ميدان هاي مختلف با آن مواجه بوده و از آن شكايت داشته اند . دربارة طلحه و زبير و مشكلاتي كه براي آن حضرت ايجاد كردند مي فرمايد: «پس [از قتل عثمان] روآورديد به من مانند روآوردن نوزاييده ها به فرزندانشان ، پي در پي مي گفتيد : آمده ايم بيعت كنيم . دست خود را به هم نهادم شما باز كرديد ، و آن را عقب بردم شما به سوي خود كشيديد. [پس چرا عهد و پيمان خود با من را شكستيد! ]بار خدايا! طلحه و زبير با من قطع رحم كردند ، ستم نمودند و پيمان خود را شكستند و مردم را بر من شوراندند» . 18 آن حضرت در توبيخ و سرزنش لشكريان و يارانش در نجنگيدن با معاويه سخناني دارد كه در بخشي از آن آمده است: « شما را براي رفتن به جهاد و جنگيدن با دشمن طلبيدم نرفتيد ، و[سود رفتن و زيان نرفتن به كارزار را] گوشزد شما نمودم نشنيديد ، و در نهان و آشكار شما را دعوت كردم اجابت نكرديد و پندو اندرز دادم نپذيرفتيد… اي اهل كوفه از [رفتار شما] به سه چيز و دو چيز به غم و اندوه مبتلا شده ام ، با اين كه گوش داريد ، كر هستيد ، با اين كه زبان داريد گنگ ايد وبا اين كه چشم داريد ، كوريد .
هنگام جنگ در راستي و ثبات قدم ، چون مردان آزاده نيستيد و در بلا و سختي برادران حقيقي و مورد اعتماد نمي باشيد » . 19 البته بايد گفت كه عهد و پيمان تنها شامل قراردادهاي سياسي- اجتماعي بين زمام دار و مردم نيست . اين موضوعي است مهم و فراگير كه انسان هادر همة دوره هاي زندگي ، از روزي كه بد و خوب را تشخيص مي دهند و پا در اجتماع مي گذارند تا پايان عمر ، در محيط خانه ، مدرسه ، مزرعه ، كارخانه و در همه جا با آن سرو كار دارند و همين نكته ما را وادار مي كند تا ضمن پاي بند بودن خودمان به عهد و پيمان هايي كه با ديگران مي بنديم ، براي پايداري دوستي ها و در امان ماندن از خسارت هاي ناشي از عهد شكني ، دوستان خود را با توجه به اين معيار انتخاب كنيم و از ميان اطرافيان خود كساني را براي دوستي برگزينيم كه به عهد و پيمان خود وفادارتر باشند . در غم فراق ياران هرچند بيش تر كساني كه با امام علي (علیه السلام) طرح دوستي ريختند و با پيمان و بيعت خود ، به‌آن حضرت قول همكاري و مساعدت و همراهي دادند ، در اثر ضعف ايمان و دنيا طلبي و رفاه زدگي در گرماگرم حوادث و اوج سختي ها كه بايد مردانه به ياري بشتابند ، آن حضرت را تنها گذاشتند ، اما بودند جوان مردان با ايمان و عاشقان ثابت قدمي كه تا لحظة ملاقات معشوق پروانه وار به گرد آن حضرت چرخيدند و تبعيّت و همراهي خود را با نثار جان خود به اثبات رساندند. ياد و خاطرة آنان چنان در دل امام علي (علیه السلام) جاي گرفته بود كه هر وقت اوضاع بر آن حضرت تنگ مي شد و سختي ها و شدايد به اوج خود مي رسيد ، غم و اندوه فراق آنان در سيما و بيان حضرت نمايان مي شد.
نوف بن فضالة بِكالي از اصحاب خاص اميرالمؤمنين مي گويد : آن حضرت خطبه اي را در كوفه براي ما بيان كرد در حالي كه روي سنگي ايستاده بود و جبّه اي از پشم بر تن داشت و بند شمشير و كفش پايش از برگ درختان خرما بود و پيشاني او از بسياري سجده مانند پينة زانوي شتر بود ، بعد از حمد و ثناي الهي سخناني فرمود تا به اين جا رسيد: بندگان خدا عازم رفتن از دنيا شدند وكمي دنيا را كه بقايي ندارد به بسياري آخرت كه فاني نمي گردد، فروختند . چه زيان بردند برادران ما كه خون آنان در جنگ صفين ريخته شد از اين كه امروز زنده نيستند تا غصه ها بخورند وآب تيره بياشامند؟! [خوشا به حال آنان كه از اين جهان رفتند و چنين روز را نديدند ] به خدا قسم ، آن ها خدا را يافتند ، خداوند هم مزد آنان را عطا فرمود و آن ها را بعد از خوف و ترس در سراي امن جا داد، كجايند برادران من كه در راه حق سوار شده و به راستي و درستي [عمر به پايان رسانده و]گذشتند ؟! كجا است عمّار ،كجا است ابن تيهان و كجا است ذوالشهادتين؟! آنان كه با هم بر كشته شدن در راه خدا ، پيمان بستند و سرهاشان –[بعد از كشته شدن] به سوي معصيت كاران[معاويه وپيروانش] فرستاده شد!! » 20 آن حضرت در جايي ديگر ضمن ياد كردن از ابوذر غفاري يا عثمان بن مضعون ، مي فرمايد: در روزگار گذشته برادري داشتم [ابوذر غفاري يا عثمان بن مضعون] در راه خدا كه كوچك بودن دنيا در نظرش اورا در چشم من بزرگ مي نمود و شكمش بر او تسلط نداشت و…» . 21 آري ، اين بود نمونه اي از نشانه ها و معيارهاي دوستان راستين در نگاه امام علي(علیه السلام) و اينان بودند ياوران با وفا و دوستان صميمي آن حضرت كه دوستي خود را بر پاية دين و دنيا گريزي و آخرت گرايي بنا نهادند و تا آخرين قطرة خون و آخرين لحظة حيات بر تعهدات خود پايدار ماندند و رضايت و خشنودي امام و مقتداي خود علي(علیه السلام) را خريدار شدند و به لقاي دوست پيوستند . اميد آن كه همة ما با تأسي و اقتدا به اوليا و دوستان راستين خدا ، راه دين داري و چگونه زيستن را فرا گيريم و سعادت و خوشبختي در دنيا و آخرت را از آن خود سازيم .

پي نوشت ها :

1- حجرات(49) آية 10 .
2- فيض الاسلام ، نهج البلاغه ، نامة 53 .
3- همان ، نامة 26.
4- همان ، خطبة112.
5- همان ، كلمات قصار ، شمارة 129.
6- مستدرك الوسائل ، ج2 ، ص67.
7- تصنيف غررالحكم و دررالكلم ، حديث9711 .
8- همان ، حديث 9180 .
9- فيض الاسلام ، همان ، خطبة 141.
10- تصنيف غررالحكم و دررالكلم ، حديث 9737.
11- همان ، حديث 9543.
12- فيض الاسلام ، همان ، خطبة130 .
13- مؤمنون(23) آية8.
14- اسراء(17) آية 34 .
15- اصول كافي ، كتاب الايمان والكفر ، باب خلف الوعد، روايت2 .
16- فيض الاسلام ، همان ، نامة 53 .
17- تصنيف غررالحكم ، حديث 9562 .
18- فيض الاسلام ، همان ، خطبة137 .
19- همان ، خطبة96 .
20- همان ، خطبة181 .
21- همان ، كلمات قصار ، شمارة 281 .

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید