برادر در احادیث

برادر در احادیث

مؤمن برادر مؤمن است

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

المؤمنونَ إخْوَهٌ، تَتَکافى دِماؤهُم، وَ هُمْ یَدٌ على مَن سِواهُم ، یَسْعى بذِمّتِهم أدناهُم .

مؤمنان برادرند، خونشان برابر است، در برابر دیگران یکدستند و کمترین آنها [ مى تواند ] کسى را به امان و زنهار همه شان درآورد .

( الأمالی للمفید : ۱۸۷/۱۳ )

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

إنّ المؤمنَ لَیَسْکُنُ إلَى المؤمنِ کما یَسْکُنُ قلبُ الظَّمآنِ إلَى الماءِ البارِدِ .
مؤمن با مؤمن آرام مى گیرد، چنان که جگرِ تشنه با آبِ سرد .

( النوادر للراوندی : ۱۰۰/۵۸ )

امام على علیه السلام :

رُبَّ أخٍ لَم تَلِدْهُ اُمُّکَ .
بسى برادر که مادرت او را نزاد .

( غرر الحکم : ۵۳۵۱ )

امام على علیه السلام :

یا کُمَیلُ ، المؤمنونَ إخْوَهٌ ، و لا شیءَ آثَرَ عندَ کُلِّ أخٍ مِن أخیهِ .
اى کمیل! مؤمنان با هم برادرند و براى برادر چیزى مقدّم تر از برادر نیست .

( بحار الأنوار : ۷۷/۲۶۹/۱ )

امام باقر علیه السلام :

المؤمنُ أخو المؤمِن لأبیهِ و اُمِّهِ .
مؤمن برادر تنى مؤمن است .

( الکافی : ۲/۱۶۶/۲ و ۷ )

امام صادق علیه السلام :

إنّما المؤمنونَ إخْوَهٌ بنو أبٍ و اُمٍّ، و إذا ضَرَبَ على رَجُلٍ مِنهُم عِرْقٌ سَهِرَ لَه الآخَرونَ .
همانا مؤمنان برادران یکدیگر و فرزندان یک پدر و مادرند. و اگر رگى از یکى از آنان [به ناراحتى ] بجنبد دیگران به خاطر او، شب را نمى خوابند .

( الکافی : ۲/۱۶۵/۱ )

امام صادق علیه السلام :

المُؤمنُ أخو المؤمنِ ، عَینُهُ و دَلیلُهُ ، لا یَخونُهُ ، و لا یَظْلِمُهُ ، و لا یَغُشُّهُ ، و لا یَعِدُهُ عِدَهً فیَخْلِفَهُ
مؤمن برادر مؤمن است، چشم او و راهنماى اوست. به او خیانت نمى کند، به او ستم نمى کند، کلاه سرش نمى گذارد، و به او و عده اى نمى دهد که بدان عمل نکند .

( الکافی : ۲/ ۱۶۶/۳ )

امام صادق علیه السلام :

المؤمنُ أخو المؤمنِ کالجَسَدِ الواحدِ، إنِ اشتکَى شیئا مِنهُ وَجَدَ ألمَ ذلکَ فی سائرِ جسدِهِ ، و أرواحُهُما مِن رُوحٍ واحدهٍ .
مؤمن برادر مؤمن است، همچون یک پیکر که هرگاه عضوى از آن به درد آید دیگر اندامها آن درد را حس مى کنند؛ ارواح آنها از یک روح است .

( الکافی : ۲/۱۶۶/۴ )

امام صادق علیه السلام :

لکلِّ شیءٍ شیءٌ یَستریحُ إلَیهِ، و إنَّ المؤمنَ یَستریحُ إلى أخیهِ المؤمنِ کما یَستریحُ الطَّیْرُ إلى شَکْلِهِ .
هر چیزى با چیزى آرام مى گیرد و مؤمن با برادر مؤمن خود آرامش مى یابد چنان که پرنده با همجنس خود آرام مى گیرد .

( بحار الأنوار : ۷۴/۲۳۴/۳۰ )
افزودن بر شمار برادران

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

استکْثِروا مِن الإخوانِ ؛ فإنَّ لکلِّ مؤمنٍ شَفاعهً یومَ القیامهِ .
بر شمار برادران خود بیفزایید؛ زیرا در روز قیامت هر مؤمنى را شفاعتى است .

( کنز العمّال : ۲۴۶۴۲ )

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

مَن جَدَّدَ أخا فی الإسلامِ بنى اللّه ُ له بُرْجا فی الجَنّهِ .
هر کس برادر مسلمان جدیدى برگزیند ، خداوند در بهشت براى او برجى بنا مى نهد.

( الاختصاص : ۲۲۸ )

امام على علیه السلام :

أعجَزُ النّاسِ مَن عَجَزَ عنِ اکتسابِ الإخوانِ ، و أعجَزُ مِنهُ مَن ضَیّعَ مَن ظَفِرَ بهِ مِنهُم .
نا توانترین مردم کسى است که از به دست آوردن دوستان و برادران ناتوان باشد و نا توان تر از او کسى است که برادران به دست آورده را از دست بدهد.

( نهج البلاغه: الحکمه۱۲)

امام على علیه السلام :

أخٌ تَستَفیدُهُ خَیْرٌ مِن أخٍ تَستَزیدُهُ .
برادرى که از او بهره ببرى بهتر از برادرى است که تنها بر شمار برادرانت مى افزاید .

( غرر الحکم : ۱۳۶۲ )

امام على علیه السلام :

لا تَستکثِرَنَّ مِن إخوانِ الدُّنیا، فإنکَ إن عَجَزتَ عَنْهُم تَحَوّلوا أعداءً و إنَّ مَثَلَهُم کَمَثلِ النّارِ، کَثیرُها یُحرِقُ و قَلیلُها یَنفَعُ .
بر شمار برادران دنیایى میفزاى که اگر از برآوردن نیازهایشان درمانده شوى، دشمنت مى گردند. حکایت آنان، حکایت آتش است که بسیارِ آن مى سوزاند و کمِ آن سود مى رساند.

( غرر الحکم : ۱۰۳۸۱ )

امام على علیه السلام :

عَلَیکَ بإخوانِ الصِّدْقِ فأکْثِرْ مِنِ اکتِسابِهِم؛ فإنَّهُم عُدّهٌ عِندَ الرَّخاءِ ، و جُنّهٌ عِندَ البَلاءِ .
در پى دوستان راستین باش و بر شمارشان بیفزاى که آنان ذخیره دوران آسایش و سپر روزگار بلایند!

( الأمالی للصدوق : ۳۸۰/۴۸۳ )

امام صادق علیه السلام :

مَن لَم یَرغَبْ فی الاستِکْثارِ مِن الإخوانِ ابتُلیَ بالخُسْرانِ .
هر که خواهان افزایش شمار برادران نباشد ، به زیان گرفتار مى آید.

( تحف العقول : ۳۱۹ )

امام صادق علیه السلام :

المَرءُ کثیرٌ بأخیهِ .
انسان به وسیله برادر [ و دوستان ] خود فزونى مى یابد.

( تحف العقول : ۳۶۸ )
دوست داشتن برادران

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

ألاَ و إنّ وُدَّ المؤمنِ مِن أعظَمِ سَبَبِ الإیمانِ .
هان! دوست داشتن مؤمن یکى از بزرگترین اسباب ایمان است.

( بحار الأنوار : ۷۴/۲۸۰/۷ )

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

ألا و إنّ المؤمنَینِ إذا تَحابّا فی اللّه ِ عزّ و جلّ و تَصافَیا فی اللّه ِ کانا کالجَسَدِ الواحدِ : إذا اشتکى أحدُهُما مِن جسَدِهِ مَوْضِعا وجَدَ الآخرُ ألَمَ ذلکَ المَوْضعِ .
بدانید که اگر مؤمنان به خاطر خداوند عزّ و جلّ به هم مهر ورزند و براى خدا صادقانه دوستى کنند چونان یک پیکرند، که هرگاه جایى از پیکر یکى به درد آید،دیگرى در همان جا احساس درد مى کند.

( بحار الأنوار:۷۴/۲۸۱/۷ )

امام على علیه السلام :

لا یکونُ أخوکَ أقوى مِنکَ على مَودّتِهِ .
برادرت در دوستى اش [ نسبت به تو ] از تو قویتر نباشد .

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۶۵/۲۹)

امام على علیه السلام :

یا کُمَیلُ ، إن لَم تُحِبَّ أخاکَ فلَسْتَ أخاهُ .
اى کمیل! اگر برادرت را دوست نداشته باشى برادر او نیستى .

( تحف العقول : ۱۷۳ )

امام على علیه السلام :

أحْبِبِ الإخْوانَ على قَدْرِ التَّقْوى .
برادران را به اندازه پرهیزگارى آنان دوست بدار.

( الاختصاص : ۲۲۶ )

امام صادق علیه السلام :

حُبُّ الأبرارِ للأبرارِ ثَوابٌ للأبرارِ ، و حُبُّ الفُجّارِ للأبرارِ فضیلهٌ للأبرارِ، و بُغْضُ الفُجّارِ للأبرارِ زَینٌ للأبرارِ ، و بُغْضُ الأبرارِ للفُجّارِ خِزْیٌ علَى الفُجّارِ .
محبت ورزیدن نیکان به یکدیگر ، پاداشى است براى نیکوکاران و مهر ورزى بَدان به نیکان، فضیلتى است براى نیکان و دشمنى بَدان با نیکان ، زیور نیکان است و دشمنى ورزیدن نیکان با بدان، مایه خوارى و رسوایى بدان است.

( الاختصاص : ۲۳۹ )

امام صادق علیه السلام :

مِن حُبِّ الرَّجلِ دِینَه حبُّهُ أخَاهُ .
از نشانه هاى دین دوستى آدمى این است که برادرش را دوست داشته باشد.

( الاختصاص : ۳۱ )
آنچه دوستى را پایدار مى کند

امام على علیه السلام :

لا تُضِیعَنَّ حقَّ أخیکَ اتّکالاً على ما بینَک و بینَه؛ فإنّه لَیسَ لکَ بأخٍ مَن أضَعْتَ حقَّهُ .
هیچ گاه حقّ برادرت را، به اعتماد روابط دوستانه اى که با او دارى ضایع مگردان؛ چه، آن کس که حقّ او را ضایع مى کنى دیگر برادرت نیست .

( نهج البلاغه: الکتاب۳۱ )

امام على علیه السلام :

العِتابُ حَیاهُ المَوَدّهِ .
گلایه کردن مایه حیات دوستى است.

( غرر الحکم : ۳۱۵)

امام زین العابدین علیه السلام :

احفَظْ علَیکَ لسانَکَ تَمْلِکْ بهِ إخوانَکَ .
زبانت را نگه دار تا برادرانت را نگه دارى

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۵۶/۱ )

امام صادق علیه السلام :حارث اعور به امیر المؤمنین عرض کرد:

یا أمیرَ المؤمنینَ، أنا و اللّه ِ اُحِبُّکَ، فقالَ لَه: یا حارثُ، أمَا إذا أحبَبْتَنی فلا تُخاصِمْنی، و لا تُلاعِبْنی، و لا تُجارِینیحدیث ، و لا تُمازِحْنی، و لا تُواضِعْنی ، و لا تُرافِعْنی.
اى امیر مؤمنان! به خدا سوگند که دوستت مى دارم. حضرت فرمود: اى حارث! اگر واقعا مرا دوست دارى پس سعى کن با من مشاجره نکنى، مرا به بازى نگیرى، براى خودنمایى با من بحث نکنى،حدیث با من شوخى نکنى و مرا از آنچه هستم فروتر و یا فراتر نبرى .

( الخصال : ۳۳۴/۳۵ )

امام صادق علیه السلام :

لا تُذهبِ الحِشْمَهَ بینَکَ و بینَ أخیکَ و أبْقِ مِنها ؛ فإنّ ذَهابَ الحِشْمَهِ ذَهابُ الحیاءِ ، و بَقاءُ الحِشمهِ بَقاءُ المودّهِ .
ادب و حرمت میان خود و برادرت را از بین نبر و آن را نگه دار؛ زیرا با از بین رفتن ادب و حرمت، حیا نیز از میان مى رود و نگه داشتن ادب و حرمت، مایه پایدارى دوستى است.

( تحف العقول : ۳۷۰ )

امام صادق علیه السلام :

یا بنَ النُّعمان ، إنْ أردتَ أن یَصْفُوَ لکَ وُدُّ أخیکَ فلا تُمازِحَنَّهُ، و لا تُمارِیَنَّهُ ، و لا تُباهِیَنَّهُ ، و لا تُشارَّنَّهُ .
اى پسر نعمان! اگر مى خواهى محبّت برادرت براى تو خالص باشد، هرگز با او شوخى [ بیجا ] مکن، از جدال با او بپرهیز، بر او فخر مفروش، و با او ستیزه مکن .

( بحار الأنوار:۷۸/۲۹۱/۲ )

امام صادق علیه السلام :

تَحتاجُ الإخْوهُ فیما بَیْنَهُم إلى ثلاثهِ أشیاءَ ، فإنِ استَعمَلُوها و إلاّ تَبایَنُوا و تَباغَضُوا، و هی : التَّناصُفُ ، و التَّراحُمُ ، و نَفْیُ الحَسَدِ .
برادران در میان خود به سه چیز نیازمندند که اگر به کار بندند دوستى مى پاید و گرنه از یکدیگر جدا و دشمن هم مى شوند. آن سه چیز اینهاست: انصاف با یکدیگر، مهربانى با یکدیگر ، و حسد نبردن به هم .

( تحف العقول : ۳۲۲ )
برادرى براى خدا

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

ما استَفادَ امرؤٌ مسلمٌ فائدهً بعدَ فائدهِ الإسلام مثلَ أخٍ یَستَفیدُهُ فی اللّه ِ
انسان مسلمان، بعد از به دست آوردن سود اسلام، سودى همچون برادرى که براى خدا به دست مى آورد، کسب نکرده است .

( تنبیه الخواطر : ۲/۱۷۹ )

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

النَّظَرُ إلى الأخِ تَوَدُّهُ فی اللّه ِ عزّ و جلّ عِبادَهٌ .
نگاه کردن به برادرى که به خاطر خداوند عزّ و جلّ دوستش مى دارى، عبادت است .

( بحار الأنوار : ۷۴/۲۷۹/۱ )

امام على علیه السلام :

بالتَّواخی فی اللّه ِ تُثْمِرُ الاُخُوّه .
با برادرى در راه خدا، برادرى به بار مى نشیند .

( غرر الحکم : ۴۲۲۵ )

امام على علیه السلام :

مَن فَقَد أخا فی اللّه ِ فکأنّما فَقَدَ أشْرَفَ أعْضائِهِ .
هر کس برادرى خدایى را از دست دهد، چنان است که بهترین عضو پیکرش را از دست داده باشد .

( غرر الحکم : ۹۲۲۷ )

امام باقر علیه السلام :

مَنِ استَفادَ أخا فی اللّه ِ على إیمانٍ باللّه ِ و وفَاءٍ بإخائهِ ، طَلَبا لِمَرضاه اللّه ِ، فَقَدِ اسْتَفادَ شُعاعا مِن نورِ اللّه ِ .
هر کس تنها براى رضاى خدا و بر پایه ایمان به او و وفادارى به برادرى، برادرى به دست آورد ، پرتوى از نور خدا را به دست آورده است.

( تحف العقول : ۲۹۵ )

امام رضا علیه السلام :

مَنِ اسْتَفادَ أخا فی اللّه ِ عزّ و جلّ استَفادَ بَیْتا فی الجَنّهِ .
هر کس برادرى خدایى به دست آورد ، خانه اى در بهشت به دست آورده است.

( ثواب الأعمال : ۱۸۲/۱ )
برادرى (دوستى) براى دنیا

امام على علیه السلام :

مَن لَم تَکُن مَودّتُهُ فی اللّه ِ فاحْذَرْهُ؛ فإنّ مودّتَهُ لَئیمهٌ ، و صُحْبتَه مَشُومهٌ .

از کسى که دوستى اش براى خدا نیست بپرهیز؛ زیرا دوستى او پستى است و همنشینى با او شوم .

( غرر الحکم : ۸۹۷۸ )

امام على علیه السلام :

کلُّ مودّهٍ مَبْنیّهٍ على غیرِ ذاتِ اللّه ِ ضَلالٌ ، و الاعتِمادُ علَیها مُحالٌ .
هر دوستى اى که مبناى غیر خدایى داشته باشد، گمراهى است و تکیه کردن بر آن نشاید .

( غرر الحکم : ۶۹۱۵ )

امام على علیه السلام :

مَن آخَى فی اللّه ِ غَنِمَ ، مَن آخى فی الدُّنیا حُرِمَ .
هر که براى خدا برادرى کند سود مى برد و هر که براى دنیا برادرى ورزد محروم مى ماند.

( غرر الحکم : ۷۷۷۶ ـ ۷۷۷۷ )

امام على علیه السلام :

ما تَواخى قومٌ على غیرِ ذاتِ اللّه ِ سُبحانه إلاّ کانتْ اُخوّتُهُم علَیهِم تِرَهً یومَ العَرْضِ على اللّه ِ سبحانَهُ .
هیچ مردمى براى غیر خداوند سبحان با هم برادرى نکنند مگر آن که در روز حاضر شدن در محضر خداوند سبحان، آن برادرى برایشان مایه نقص و زیان خواهد بود.

( غرر الحکم : ۹۶۷۲ )

امام على علیه السلام :

النّاسُ إخـْوانٌ ؛ فمَنْ کانَتْ اُخُوّتُهُ فی غیرِ ذاتِ اللّه ِ فهِیَ عَداوهٌ ، و ذلکَ قولُهُ عزّ و جلّ: «الأخِلاّءُ یومئذٍ بعضُهم لبعضٍ عدوٌّ إلاّ المتّقین»(زخرف/۶۷)
مردم [مسلمان] برادرند. اگر برادرى آنان براى غیر خدا باشد، آن برادرى دشمنى است و این است سخن خداوند متعال که : « در آن روز ، دوستان با هم دشمنند، مگر پرهیزگاران».

( الزخرف : ۶۷ – بحار الأنوار: ۷۴/۱۶۵/۲۹ )
برادرى و دوستى دینى

امام على علیه السلام :

علَى التَّواخِی فی اللّه ِ تَخْلُصُ المَحَبّهُ .

برادرى کردن به خاطر خدا محبت را خالص مى گرداند.

( غرر الحکم : ۶۱۹۱ )

امام على علیه السلام :

إخْوانُ الدِّینِ أبقى مَوَدّهً .
برادران دینـى، دوستى شان پایدارتر است .

( غرر الحکم :۱۳۶۰ ـ ۱۳۶۱ )

امام على علیه السلام :

الإخْوانُ فی اللّه ِ تعالى تَدُومُ مَودّتُهُم ، لِدَوامِ سَبَبِها .
کسانى که براى خدا برادرى ورزند دوستى شان مى پاید ؛ چون سبب آن دوستى پایدار است.

( غرر الحکم : ۱۷۹۵)

امام على علیه السلام :

الأخُ المُکْتَسَبُ فی اللّه ِ أقرَبُ الأقرِباءِ، و أحَمُّ مِن الاُمَّهاتِ و الآباءِ .
برادرى که براى خدا به دست آید، نزدیکترین خویش است و از پدر و مادر به انسان نزدیکتر است .

( غرر الحکم : ۱۸۴۵ )

امام على علیه السلام :

وُدُّ أبناءِ الآخِرهِ یَدومُ لدَوامِ سَبَبِهِ.
دوستى اهل آخرت مى پاید؛ چون علت آن پایاست .

( غرر الحکم : ۱۰۱۱۸ )

امام على علیه السلام :

لِکلِّ إخاءٍ مُنْقَطَعٌ، إلاّ إخاءً کانَ على غیرِ الطّمَعِ .
همه برادریها از هم مى گسلد بجز آن برادریى که بر پایه طمع استوار نباشد .

( کنز العمّال : ۴۴۲۱۹ )

امام على علیه السلام :

کلُّ مَوَدّهٍ عَقَدَها الطّمَعُ حَلَّها الیأسُ.
هر دوستى اى که رشته آن را طمع ببندد، نومیدى ، آن را از هم بگسلد .

( تنبیه الخواطر : ۱/۷۲ )

امام على علیه السلام :

مَودّهُ أبناءِ الدُّنیا تَزولُ لِأدنى عارِضٍ یَعْرِضُ .
دوستى دنیا پرستان با بروز اندک پیشامدى از میان مى رود .

( غرر الحکم : ۹۸۲۸ )

امام على علیه السلام :

مَن وادَّکَ لأمرٍ ولّى عندَ انقِضائِهِ .
کسى که براى کارى با تو دوستى مى کند ، پس از تمام شدن آن به تو پشت مى کند .

( غرر الحکم : ۸۵۵۲ )

امام على علیه السلام :

أسْرَعُ المَوَدّاتِ انقِطاعا مَودّاتُ الأشرارِ .
نا پایدارترین دوستى ها، دوستى بدکاران است .

( غرر الحکم : ۳۱۲۴ )
عوامل برهم زننده برادرى

امام على علیه السلام :

الجَفاءُ یُفْسِدُ الإخاءَ .
جفا کارىحدیث برادرى را از بین مى برد.

( غرر الحکم : ۵۶۲ )

امام على علیه السلام :

إیّاکَ و الجَفاءَ ؛ فإنّه یُفْسِدُ الإخاءَ، و یُمَقِّتُ إلى اللّه ِ و النّاسِ .
از رفتار درشت و برخورد سرد بپرهیز که برادرى را از میان مى برد و موجب تنفّر خدا و مردمان مى شود .

( غرر الحکم : ۲۶۶۲ )

امام على علیه السلام :

لا تَطْلُبنَّ الإخاءَ عِند أهلِ الجَفاءِ ، و اطلبْهُ عِند أهلِ الحِفاظِ و الوَفاءِ .
برادرى را هرگز در میان جفا پیشگان مجوى ، بلکه آن را در میان انسان هاى قدر شناس و با وفا بجوى .

( غرر الحکم : ۱۰۴۲۱ )

امام على علیه السلام :

الجَفاءُ شَیْنٌ ، المَعصیهُ حَیْنٌ .
جفا، مایه ننگ است و گناه، موجب محنت .

( غرر الحکم : ۹۹ )
اظهار محبّت نسبت به برادر

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

إذا أحبَّ أحدُکُم صاحِبَهُ أو أخاهُ فلیُعْلِمْهُ .
هرگاه یکى از شما رفیق یا برادر خود را دوست دارد، آن را به او اظهار کند .

( المحاسن : ۱/۴۱۵/۹۵۳ )

امام صادق علیه السلام :

إذا أحْبَبتَ رَجُلاً فأخْبِرْهُ .
هرگاه کسى را دوست داشتى آن را به او خبر ده .

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۸۱/۲ )

بحار الأنوار :

مَرّ رجلٌ فی المسجدِ و أبو جعفرٍ علیه السلام جالسٌ و أبو عبدِ اللّه ِ علیه السلام ، فقالَ له بعضُ جُلَسائهِ: و اللّه ِ، إنّی لاَُحِبُّ هذا الرّجُلَ. قالَ لَه أبو جعفرٍ علیه السلام : ألاَ فأعْلِمْهُ ؛ فإنَّهُ أبقى لِلمَوَدّه ، و خَیْرٌ فی الاُلْفهِ .
ابو جعفر (امام باقر علیه السلام ) و ابو عبد اللّه (امام صادق علیه السلام ) در مسجد نشسته بودند، مردى از آن جا گذشت. یکى از همنشینان ابو جعفر علیه السلام عرض کرد: به خدا، من این مرد را دوست دارم. ابو جعفر علیه السلام فرمود: پس، به او اعلام کن ؛ چرا که دوستى را پایدارتر و الفت را بیشتر مى کند .

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۸۱/۱ )
دوست داشتن برادر [دینى ]نشانه آن است که او
نیز برادرش را دوست دارد.

امام على علیه السلام :

سَلُوا القُلوبَ عنِ المَوَدّاتِ ؛ فإنّها شَواهِدُ لا تَقْبَلُ الرُّشا .
دوستیها و محبتّها را از دلها بپرسید که دلها گواهانى رشوه ناپذیرند .

( غرر الحکم : ۵۶۴۱ )

امام باقر علیه السلام :

اعرِفِ المَودّهَ لکَ فی قلبِ أخیکَ بما لَهُ فی قلبِکَ .
محبّت قلبى برادرت را نسبت به خودت، از محبّتى که در قلبت نسبت به او دارى، بشناس

( کشف الغمّه : ۲/۳۳۱ )

الکافى ـ به نقل از صالح بن حکم ـ :

الکافی عن صالحِ بنِ الحکم:سَمِعتُ رجُلاً یسألُ أبا عبدِ اللّه ِ علیه السلام ، فقالَ: الرّجُلُ یقولُ : أوَدُّک ، فکیفَ أعلَمُ أنّه یَوَدُّنی؟! فقال : امتحِنْ قلبَک ؛ فإنْ کنتَ تَوَدُّهُ فإنّهُ یَوَدُّکَ .
شنیدم که مردى از امام صادق علیه السلام مى پرسد: کسى مى گوید: من تو را دوست دارم؛ چگونه بدانم که [واقعا ]دوستم دارد؟ فرمود: دلت را بکاو، اگر تو او را دوست داشتى او نیز تو را دوست دارد .

( الکافی : ۲/۶۵۲/۲ )

امام صادق علیه السلام :

اُنظُرْ قلبَکَ ؛ فإنْ أنکَرَ صاحبَکَ فقد أحدَثَ أحدُکُما .
به دلت بنگر، اگر دوستت را ناخوش داشت، بدان یکى از شما دو نفر کارى کرده است.

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۸۲/۶ )

بحار الأنوار ـ به نقل از عبید اللّه بن اسحاق مدائنى ـ :قلتُ لأبی الحسنِ موسى بنِ جعفرٍ علیه السلام :

إنّ الرّجُلَ مِن عُرْضِ النّاسِ یَلْقانی فیَحْلِفُ باللّه ِ أنّه یُحِبُّنی ، فأحلِفُ باللّه ِ إنّهُ لَصادقٌ ؟ فقال : امتَحِنْ قلبَکَ ؛ فإن کنتَ تُحِبُّهُ فاحْلِفْ و إلاّ فلا .
مردى از توده مردم مرا مى بیند و به خدا قسم یاد مى کند که مرا دوست دارد، آیا مى توانم به خدا قسم یاد کنم که او راست مى گوید؟ فرمود: دلت را بکاو ، اگر تو او را دوست داشتى قسم یاد کن، و الاّ، نه.

(بحار الأنوار : ۷۴/۱۸۲/۵ )

امام هادى علیه السلام :

لا تَطلب الصَّفا ممّن کَدّرتَ علَیهِ ، و لا النُّصْحَ ممّن صَرَفْتَ سُوءَ ظنِّکَ إلَیهِ ، فإنّما قلبُ غیرِکَ لکَ کقلبِکَ لَهُ .
از کسى که مکدّرش کرده اى صفا مجوى و از کسى که تیر بد گمانى ات را به او نشانه رفته اى خیرخواهى و صداقت مخواه؛ زیرا دل دیگرى با تو همچون دل توست با او.

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۸۱ )
بریدن از برادران

إنْ أرَدْتَ قَطِیعهَ أخیکَ فاستَبْقِ لَهُ مِن نفسِکَ بَقیّهً یَرجِعُ إلیها إن بَدا لَه ذلکَ یوما مّا .
امام على علیه السلام :اگر خواستى از برادرت ببرى، ته مانده اى از دوستى خود براى او باقى گذار که اگر روزى به فکرش رسید که آشتى کند به آن بازگردد.

( نهج البلاغه: الکتاب۳۱ )

امام على علیه السلام :

لا تَصْرِمْ أخاکَ على ارتیابٍ، و لا تَقْطَعْهُ دُونَ استِعْتابٍ ، و لِنْ لِمَن غالَظَکَ فإنّه یُوشِکُ أن یَلینَ لکَ .
با کوچکترین سوء ظنى با برادر خود قطع رابطه نکن و بدون رضایت طلبى از او نبُر، با کسى که با تو درشتى کرده نرمى کن؛ باشد که به زودى با تو نرم شود.

( بحار الأنوار : ۷۷/۲۰۹/۱ )

امام على علیه السلام :

ما أقبحَ القَطِیعهَ بعدَ الصِّلَهِ ، و الجَفاءَ بعدَ الإخاءِ ، و العَداوهَ بعدَ المَودّهِ!
چه زشت است بریدن بعد از پیوستن، و بیگانگى پس از برادرى، و دشمنى پس از دوستى!

( بحار الأنوار: ۷۷/۲۱۰/۱ )

امام صادق علیه السلام :

مَلْعونٌ مَلْعونٌ رَجُلٌ یَبدؤهُ أخوهُ بالصُّلْحِ فلَمْ یُصالِحْهُ .
ملعون است، ملعون، کسى که برادرش دستِ صلح و آشتى به سوى او دراز کند و او آشتى نکند.

( بحار الأنوار: ۷۴/۲۳۶/۳۵ )

امام صادق علیه السلام :

لا تُتْبِعْ أخاکَ بعدَ القَطِیعهِ وَقِیعهً فیهِ، فیَسُدَّ علَیهِ طریقَ الرُّجوعِ إلیکَ ، فلَعَلّ التّجارِبَ تَرُدُّهُ علَیکَ .
پس از قطع رابطه با برادرت، از او بدگویى مکن؛ که این راه بازگشت او را به سوى تو مى بندد؛ چون ممکن است تجربه ها [روزى،] او را به تو بازگرداند.

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۶۶/۳۱ )

امام صادق علیه السلام :

مَن وضَعَ حُبَّهُ فی غیرِ موضعِهِ فقد تَعرَّضَ للقَطیعهِ .
هر کس دوستى و محبت خود را در جایگاه مناسبش ننهد، [ خود را ] در معرض قطع رابطه قرار داده است.

( ۶.المحاسن : ۱/۴۱۵/۹۵۰. )
پیوند با برادران

امام على علیه السلام :

حمِلْ نفسَکَ مِن أخیکَ عندَ صَرْمِهِ على الصِّلَهِ ··· و عند جُمودِهِ على البَذْلِ ··· و إیّاک أن تَضَعَ ذلکَ فی غیرِ مَوضعِهِ، أو أنْ تَفعَلَهُ بغیرِ أهلِهِ .
چون برادرت از تو بِبُرد خود را به پیوند با او وادار ··· و چون بخل ورزد از بخشش دریغ مدار ··· مبادا این نیکى را در آن جا کنى که نباید، یا درباره آن کس که نشاید .

( نهج البلاغه: الکتاب۳۱ )

امام على علیه السلام :

لا یَکُونَنَّ أخوکَ أقوى على قَطیعتِکَ منکَ على صِلَتِهِ ، و لا تَکُونَنّ على الإساءَهِ أقوى منکَ علَى الإحسانِ .
نباید توانایى برادرت در قطع رابطه با تو بیشتر از توانایى تو در پیوند با او باشد و نباید توانایى او بر بدى کردن بیشتر از توانایى تو بر نیکى کردن باشد .

( نهج البلاغه : الکتاب ۳۱ )

امام على علیه السلام :

أطِعْ أخاکَ و إنْ عَصَاکَ، وَ صِلْهُ و إنْ جَفاکَ .
از برادرت فرمان ببر هر چند او تو را نافرمانى مى کند، و با او پیوند برقرار کن هر چند او از تو دورى مى گزیند.

( بحار الأنوار: ۷۷/۲۱۳/۱ )

امام حسین علیه السلام :

إنّ أوْصَلَ النّاسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ .
قویترین فرد در ایجاد ارتباط کسى است که با کسى که از او بریده رابطه برقرار کند .

( بحار الأنوار: ۷۸/۱۲۱/۴ )
اقسام برادران

امام على علیه السلام :

الإخْوانُ صِنْفانِ : إخوانُ الثِّقهِ و إخوان المُکاشَرهِ ··· فإذا کنتَ مِن أخیکَ على حدِّ الثِّقهِ فابْذِلْ لَه مالَکَ و بَدَنکَ ، و صافِ مَن صافَاهُ ، و عادِ مَن عادَاهُ، و اکتُمْ سِرَّهُ و عَیْبَهُ ، و أظْهِرْ مِنه الحَسَنَ . و اعلَمْ أیُّها السّائلُ أنَّهُم أقلُّ مِن الکِبریتِ الأحْمَرِ .
برادران دو گروهند: برادران مورد اعتماد، و برادران خنده و شادى ··· اگر به برادرت اعتماد داشتى از مال و جان خود نثار او کن، با دوستانش دوست و با دشمنانش دشمن باش، راز دار و عیب پوش وى باش و خوبیهایش را آشکار ساز . اى پرسنده! بدان که این گروه برادران از گوگرد سرخ کمیاب ترند .

( بحار الأنوار : ۷۴/۲۸۱/۲ )

امام حسین علیه السلام :

الإخْوانُ أربعهٌ: فأخٌ لکَ و لَهُ، و أخٌ لکَ ، و أخٌ علَیکَ ، و أخٌ لا لکَ و لا لَهُ .
برادران چهار گروهند: برادرى که به سود تو و سود خویش است و برادرى که به سود توست و برادرى که به زیان توست و برادرى که نه به سود توست و نه به سود خودش .

( تحف العقول : ۲۴۷ )

امام صادق علیه السلام :

الإخوانُ ثلاثهٌ: فواحِدٌ کالغِذاءِ الّذی یُحتاجُ إلیهِ کلَّ وقتٍ فَهُو العاقلُ، و الثّانی فی معنَى الدّاءِ و هُو الأحْمَقُ، و الثّالثُ فی معنَى الدّواءِ فَهُو اللّبِیبُ .
برادران سه دسته اند: یکى چون خوراک است که همیشه بدان نیاز است و آن خردمند است، و دومى چون درد است و آن نابخرد است، و سومى چون داروست و آن شخص هوشمند است .

( تحف العقول : ۳۲۳ )

امام صادق علیه السلام :

الإخْوانُ ثلاثهٌ : مُواسٍ بنفسِهِ ، و آخرُ مُواسٍ بمالِهِ ؛ و هُما الصّادقانِ فی الإخاءِ ، و آخَرُ یأخذُ منکَ البُلْغَهَ ، و یُریدُکَ لِبَعضِ اللّذَّهِ ، فلا تَعُدَّه مِن أهلِ الثِّقَهِ .
برادران سه گروهند: آن که با جان همراهى مى کند، دیگرى آن که با مال یارى مى رساند و این دو گروه در برادرى صادقند؛ و سومى آن که از تو وجه معاش مى گیرد و تو را براى اندکى لذّت و خوشى مى خواهد، او را مورد اعتماد مدان .

( تحف العقول : ۳۲۴ )
برادر قابل اعتماد

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

أقلُّ ما یکونُ فی آخِرِ الزّمانِ أخٌ یُوثَقُ بهِ أو دِرْهَمٌ من حَلالٍ .
کمیاب ترین چیز در آخر الزمان برادرى قابل اعتماد، یا درهمى حلال است .

( تحف العقول : ۵۴ )

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

یأتی على النّاسِ زمانٌ لیسَ فیهِ شیءٌ أعزُّ مِن أخٍ أنیسٍ و کَسْبِ دِرْهَمِ حَلالٍ .
روزگارى فرا مى رسد که چیزى کمیاب تر از یک برادرِ همدم و [ دشوارتر از ] کسب یک درهمِ حلال نیست .

( تحف العقول : ۳۶۸ )

امام هادى علیه السلام ـ به کسى که به ایشان عرض کرد: ازپدران شما برایمان روایت شده است که روزگارى بر مردم مى آید که چیزى کمیاب تر از یک برادر همدم یا کسب یک درهم حلال نیست ـ فرمود :

إنّ العزیزَ موجودٌ ، و لکنّکَ فی زمانٍ لَیسَ شیءٌ أعْسَرَ مِن دِرْهَمِ حلالٍ و أخٍ فی اللّه ِ عزّ و جلّ .
چیز کمیاب [ سرانجام ] پیدا مى شود امّا تو در زمانى هستى که چیزى دشوارتر از [به دست آوردن ] یک درهم حلال و یک برادر خدایى نیست.

( بحار الأنوار : ۱۰۳/۱۰/۴۳ )
نهى از برخى دوستیها

امام على علیه السلام :

لا تَرْغَبَنَّ فیمَنْ زَهِدَ فیـکَ ، و لا تَزْهَدَنَّ فیمَنْ رَغِبَ فیکَ .
هیچ گاه به کسى که از تو روی گردان است، روى نیاور و هیچ گاه از کسى که به تو علاقه مند است ، روى برمتاب .

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۶۶/۲۹ )

امام على علیه السلام :

لا تُواخِ مَن یَسْتُرُ مَناقِبَک، و یَنْشُرُ مَثالِبَکَ .
با کسى که خوبیهایت را مى پوشاند و عیبهایت را پخش مى کند، برادرى مکن .

( غرر الحکم : ۱۰۴۲۰ )

امام على علیه السلام :

لیسَ لکَ بأخٍ مَنِ احْتَجْتَ إلى مُداراتِهِ .
کسى که نیازمند مدارا کردن با او باشى، برادر تو نیست .

( غرر الحکم : ۷۵۰۳ )

امام على علیه السلام :

یَنبغی للمُسلمِ أنْ یَتجَنّبَ مُواخاهَ ثلاثهٍ : الماجِنِ الفاجِرِ ، و الأحْمَقِ ، و الکَذّابِ .
مسلمان، باید از برادرى کردن با سه گروه دورى ورزد: لوده فاسد، احمق، و دروغگو.

( الکافی : ۲/۶۳۹/۱ )

امام حسن علیه السلام :

لا تُواخِ أحدا حتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ و مَصادِرَهُ ، فإذا استَنبطْتَ الخِبْرهَ و رضِیتَ العِشْرهَ فآخِهِ على إقالهِ العَثْرهِ و المُواساهِ فی العُسْرهِ .
با هیچ کس برادرى مکن تا بدانى کجاها رفت و آمد دارد. چون از حالش به خوبى آگاه شدى و معاشرتش را پسندیدى، بر پایه گذشت از لغزشها و کمک و همیارى در سختیها، با او برادرى کن .

( تحف العقول : ۲۳۳ )

امام باقر علیه السلام :

لا تُقارِنْ و لا تُواخِ أربعهً : الأحْمَقَ ، و البَخیلَ ، و الجَبانَ ، و الکَذّابَ .
با چهار کس همنشینى و برادرى مکن: احمق، بخیل، ترسو و دروغگو.

( الخصال : ۲۴۴/۱۰۰ )

امام باقر علیه السلام :

بِئسَ الأخُ أخٌ یَرعاکَ غَنِیّا وَ یقطعُکَ فَقیرا .
چه بد برادرى است آن که به هنگام توانگرى هوا دار توست و در وقت تهیدستى رهایت مى کند .

( الإرشاد : ۲/۱۶۶ )

امام صادق علیه السلام :

احذَرْ أن تُواخیَ مَن أرادَکَ لِطَمعٍ أو خَوفٍ أو مَیْلٍ أو للأکلِ و الشُّرْبِ ، و اطلبْ مُواخاهَ الأتقیاءِ و لو فی ظُلُماتِ الأرضِ ، و إنْ أفنیتَ عُمْرَکَ فی طلبِهِم .
از برادرى کردن با کسى که تو را به طمع چیزى یا از سر ترس یا خواهشى و یا به خاطر خورد و خوراک مى خواهد، دورى کن و برادرى پرهیزگاران را بجوى، هر چند براى جستن آنها در اعماق زمین فرو روى و هر چند عمر خود را در این راه صرف کنى .

( بحار الأنوار : ۷۴/۲۸۲/۳ )

امام صادق علیه السلام :

لا خیرَ فی صُحْبهِ مَن لَم یَرَ لکَ مِثْلَ الّذی یَرى لنفسِهِ .
در دوستىِ کسى که آنچه براى خود مى خواهد براى تو نمى خواهد، خیرى نیست .

( تحف العقول : ۳۶۸ )
نگه داشتن برادرى هاى دیرین

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

إنَّ اللّه َ تعالى یُحِبُّ المُداوَمَهَ على الإخاءِ القدیمِ ، فَداوِمُوا علَیهِ .
خداوند متعال مداومت بر برادرى دیرینه را دوست مى دارد، پس، آن را مداومت دهید .

( کنز العمّال : ۲۴۷۵۹ )

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

إنَّ اللّه َ تعالى یُحِبُّ حِفْظَ الوُدِّ القدیمِ .
خداوند متعال حفظ دوستى دیرینه را دوست مى دارد.

( کنز العمّال : ۲۴۷۶۰ )

امام على علیه السلام :

اخْتَرْ مِن کلِّ شیءٍ جَدِیدَهُ ، و مِن الإخْوانِ أقدَمَهُمْ
از هر چیزى جدیدش را برگزین و از برادران، قدیمى ترینشان را .

( غرر الحکم : ۲۴۶۱ )

امام على علیه السلام :

مِن کَرَمِ المرءِ بُکاؤهُ على ما مَضى مِن زمانِهِ ، و حَنینُهُ إلى أوطانِهِ ، و حِفْظُهُ قدیمَ إخْوانِهِ .
گریستن آدمى بر زمان از دست رفته اش و شور و شوق او به میهنش و نگهداشتن برادران دیرینش، نشانه بزرگوارى اوست .

( بحار الأنوار: ۷۴/۲۶۴/۳ )

داوود علیه السلام ـ به فرزندش سلیمان علیه السلام ـ فرمود :

لا تَسْتَبدِلَنَّ بأخٍ قدیمٍ أخا مُسْتَفادا ما استَقامَ لکَ .
تا زمانى که برادر (دوست) قدیمى بر وفق مراد توست هیچ گاه برادر تازه به دست آمده اى را جایگزین او مکن .

( بحار الأنوار: ۷۴/۲۶۴/۳ )
برادرى حقیقى

امام على علیه السلام :

إنَّ أخاکَ حَقّا مَن غَفَرَ زلّتَکَ ، و سَدَّ خَلّتَکَ ، و قَبِلَ عُذْرَکَ ، و سَتَرَ عَوْرَتَکَ ، و نَفى وَجلَکَ ، و حَقّقَ أملَکَ .
برادر حقیقى تو کسى است که از لغزشت درگذرد، نیازت را برآورد، پوزش تو را بپذیرد، عیبت را بپوشاند، ترس را از تو دور کند و آرزویت را برآورد .

( غرر الحکم : ۳۶۴۵ )

أخوکَ الّذی لا یَخْذُلُکَ عِندَ الشِّدَّهِ ، و لا یَغْفُلُ عنکَ عندَ الجَرِیرهِ ، و لا یَخْدَعُکَ حینَ تَسْألُهُ
برادر تو آن کس است که گاهِ سختى تنهایت نگذارد، و جور تو را بر دوش کشد و هرگاه از او چیزى بخواهى [ یا بپرسى ] فریبت ندهد.

( بحار الأنوار : ۷۷/۲۶۹/۱ )

امام على علیه السلام :

ما أکثرَ الإخْوانِ عندَ الجِفانِ ، و أقلَّهُم عندَ حادِثاتِ الزّمانِ !
چه بسیارند دوستان به هنگام چیده شدن کاسه ها [ بر سر سفره ]، و چه اندکند به گاه گرفتارى هاى زمانه !

( غرر الحکم : ۹۶۵۷ )
انتخاب برادر

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

یأتی علَى النّاسِ زمانٌ إذا سَمِعْتَ باسمِ رجُلٍ خیرٌ مِن أن تَلْقاهُ ، فإذا لَقِیتَهُ خیرٌ مِن أن تُجرِّبَهُ، و لو جَرَّبتَهُ أظهرَ لکَ أحْوالاً .
روزگارى بر مردم مى آید که اگر نام کسى را بشنوى بهتر از آن است که او را ببینى و اگر او را ببینى بهتر از آن است که او را بیازمایى، و چون او را بیازمایى حالات مختلفى به تو نشان مى دهد .

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۶۶/۳۱ )

امام على علیه السلام :

مَن جانَبَ الإخْوانَ على کُلِّ ذَنبٍ قَلَّ أصدِقاؤهُ .
هر کس به خاطر هر خطایى از برادران کناره گیرد، دوستانش کاهش مى یابند .

( غرر الحکم : ۸۱۶۶ )

امام صادق علیه السلام :

مَن لَم یُؤاخِ إلاّ مَن لا عَیبَ فیهِ قَلَّ صَدیقُهُ .
کسى که تنها با آن که هیچ عیبى ندارد برادرى کند دوستان اندکى خواهد داشت .

( أعلام الدین : ۳۰۴ )

امام صادق علیه السلام :

لا تُفَتِّشِ النّاسَ عَن أدیانِهِم فَتَبقى بِلا صدیقٍ .
از دین و آیین مردم پرس و جو مکن که بى دوست مى مانى .

( تحف العقول : ۳۶۹ )
تحمّل لغزش برادر

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ در توصیف مؤمن ـ فرمود :

لطیفٌ على أخِیهِ بِزَلّتِهِ ، و یَرعى ما مضى مِن قدیمِ صُحْبَتِهِ .
با وجود لغزش برادرش، با او به مهربانى رفتار مى کند، و حرمت دوستى دیرینش را نگه مى دارد.

( التمحیص : ۷۵/۱۷۱ )

امام على علیه السلام :

احتمِـلْ زلّـهَ وَلیِّـکَ لوقتِ وَثْبَهِ عَدُوِّکَ .
لغزش دوست خود را براى زمان یورش دشمنت تحمّل کن .

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۶۶/۲۹)

امام على علیه السلام :

احتَمِلْ أخاکَ على ما فیهِ ، و لا تُکثِر العِتابَ فإنّهُ یُورِثُ الضَّغِینهَ ، و استَعْتِبْ مَن رَجَوْتَ عُتْباهُ .

برادرت را با همه آنچه دارد تحمّل کن و زیاد سرزنشش مکن که کینه مى آورد و از کسى که امید بخشش دارى، طلب بخشش کن .

( بحار الأنوار:۷۷/۲۱۲/۱ )

امام على علیه السلام :

الاحتِمالُ زَیْنُ الرِّفاقِ .
تحمّل [ لغزشها ] زیور همراهى و رفاقت است .

( غرر الحکم : ۷۵۲ )

امام على علیه السلام :

الاحتِمالُ یُجِلُّ القَدْرَ .
بردبارى و تحمّل [ لغزشها ]، قدر و منزلت را بالا مى برد .

( غرر الحکم : ۸۳۳ )

امام على علیه السلام :

الحلیمُ مَنِ احتمَلَ إخوانَهُ .
بردبار کسى است که برادران خود را تحمّل کند .

( غرر الحکم : ۱۱۱۱)

امام على علیه السلام :

احتمِلْ ما یَمُرُّ علیکَ ، فإنّ الاحتِمالَ سترُ العُیوبِ، و إنّ العاقلَ نِصْفُهُ احتِمالٌ ، و نصفُهُ تَغافُلٌ

ناملایمات را تحمّل کن که تحمّل، پوشش عیبهاست، انسان خردمند نیمش بردبارى است و نیم دیگرش چشم پوشى .

( غرر الحکم : ۲۳۷۸ )

امام على علیه السلام :

خیرُ النّاس مَن تَحمَّلَ مَؤونهَ النّاسِ .
بهترین افراد کسانى هستند که زحمت مردم را تحمّل کنند .

( غرر الحکم : ۵۰۰۲ )

امام على علیه السلام :

مَن لم یَحْتَمِلْ زَلَلَ الصَّدیقِ ماتَ وحیدا .
کسى که لغزشهاى دوست را تحمّل نکند [ به تدریج از آنها مى بُرد و] تنها مى میرد .

( غرر الحکم : ۹۰۷۹)

امام على علیه السلام :

لا یَسُودُ مَن لا یَحتمِلُ إخوانَهُ .
کسى که برادران خود را تحمّل نکند به سرورى نمى رسد .

( غرر الحکم : ۱۰۷۵۴ )

عیون أخبار الرضا :احمد بن حسین کاتبِ ابو فیّاض از پدرش نقل مى کند که در حضور على بن موسى الرضا علیه السلام بودیم که مردى از برادر خود گله و شکایت کرد، حضرت این ابیات را برخواند:

اعْذِرْ أخاکَ على ذُنوبِه و اسْتُرْ و غَطِّ على عُیوبِه

و اصبرْ على بهت السّفیـه و للزّمانِ على خُطُوبِه

و دَعِ الجوابَ تَفَضُّلاً و کِلِ الظَّلُومَ إلى حَسیبِه .

برادرت را در اشتباهاتش معذور بدار پرده پوشى کن و عیب هایش را بپوشان

در برابر تهمت زدن آدم نابخرد و ناملایمات روزگار شکیبا باش

با بزرگوارى از جواب دادن به او درگذر و کار ستمگر را به حسابرسش وا گذار

( عیون أخبار الرضا : ۲/۱۷۶/۴ )

بهترین برادران

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

خیرُ الإخْوانِ المُساعِدُ على أعمالِ الآخِرهِ .
بهترین برادر آن است که در کارهاى آخرت یارى رساند .

( تنبیه الخواطر : ۲/۱۲۳ )

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

خیرُ إخْوانِکَ مَن أعانَکَ على طاعهِ اللّه ِ، و صَدَّکَ عن مَعاصِیهِ ، و أمَرَکَ برِضاهُ .
بهترین برادر تو کسى است که در راه اطاعت خدا یارى ات رساند و از نا فرمانیهاى او بازت دارد و به خشنودى او فرمانت دهد .

( تنبیه الخواطر : ۲/۱۲۳ )

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

خیرُ إخْوانِکُم مَن أهدى إلیکُم عُیوبَکُم .
بهترین برادران شما کسى است که عیبهایتان را به شما اهدا کند .

( تنبیه الخواطر : ۲/۱۲۳ )

امام على علیه السلام :

خیرُ الإخْوانِ أقلُّهُمْ مُصانَعهً فی النَّصیحَهِ .
بهترین برادر آن است که در نصیحت و ارشاد کمتر ملاحظه کند .

(غرر الحکم : ۴۹۷۸ )

امام على علیه السلام :

خَیرُ إخْوانِک مَن کثُرَ إغْضابُهُ لکَ فی الحقِّ .
بهترین برادر تو آن است که در راه حق، بر تو زیاد خشم گیرد .

(غرر الحکم : ۵۰۰۹ )

امام على علیه السلام :

خیرُ الإخْوانِ مَن لا یُحْوِجُ إخْوانَهُ إلى سِواهُ .
بهترین برادر آن است که برادران خویش را نیازمند دیگرى نسازد .

( غرر الحکم : ۴۹۸۵ )

امام على علیه السلام :

خیرُ إخْوانِکَ مَن عَنَّفکَ فی طاعهِ اللّه ِ سُبحانَه .
بهترین برادران تو کسى است که در [ وا داشتنت به ] فرمانبردارى از خداوند سبحان، بر تو سخت گیرد.

(غرر الحکم : ۴۹۸۶ )

امام على علیه السلام :

خیرُ الإخْوانِ أنصَحُهم، و شَرُّهم أغَشُّهم .
بهترین برادران، یکرنگ ترین، و بدترین برادران دغل ترین آنان است .

(غرر الحکم : ۵۰۱۴ )

امام على علیه السلام :

خیرُ إخْوانِکَ مَن و اساکَ ، و خیرٌ مِنه مَن کَفاکَ ، و إنِ احتاجَ إلیکَ أعْفاکَ .
بهترین برادران تو کسى است که به تو یارى دهد و بهتر از او کسى است که تو را بسنده باشد و اگر به تو نیازمند شد از تو بگذرد .

(غرر الحکم : ۴۹۸۸ )

امام على علیه السلام :

خیرُ إخْوانِکَ مَن و اساکَ بخیرِهِ ، و خیرٌ مِنه مَن أغناکَ عن غیرِهِ .
بهترین برادران تو آن کسى است که با مال خویش تو را یارى رساند و بهتر از او کسى است که تو را از دیگرى بى نیاز سازد .

( غرر الحکم : ۵۰۱۳ )

امام على علیه السلام :

خیرُ الإخْوانِ مَن کانتْ فی اللّه ِ مَودّتُهُ .
بهترین برادران کسى است که دوستى اش براى خدا باشد .

( غرر الحکم : ۵۰۱۷ )

امام على علیه السلام :

خیرُ الإخْوانِ مَن لَم تَکُنْ علَى الدُّنیا اُخوّتُهُ .
بهترین برادران کسى است که برادریش براى دنیا نباشد .

( غرر الحکم : ۴۹۷۸ )

امام على علیه السلام :

خیرُ الإخْوانِ مَن إذا فَقَدتَهُ لَم تُحبَّ البقاءَ بَعْدَهُ .
بهترین برادران آن کسى است که چون او را از دست دهى، دوست نداشته باشى پس از او زنده بمانى .

( غرر الحکم : ۵۰۱۸ )

امام على علیه السلام :

خیرُ إخْوانِکَ مَن سارَعَ إلى الخیرِ و جَذَبَکَ إلَیهِ ، و أمَرَکَ بالبِرِّ و أعانَکَ علَیهِ .
بهترین برادران تو کسى است که براى انجام کارهاى نیک بشتابد و تو را نیز به نیکوکارى بکشاند و به نیکى فرمانت دهد و در آن یارى ات دهد .

( غرر الحکم : ۵۰۲۱ )

امام على علیه السلام :

خیرُ إخْوانِک مَن دَعاکَ إلى صِدْقِ المَقالِ بصدقِ مقالِهِ ، و نَدَبکَ إلى أفضلِ الأعمالِ بحُسْنِ أعمالِهِ .
بهترین برادران تو آن کسى است که با راستگویى خود، تو را به راستگویى فراخواند و با نیکو کارى اش تو را به بهترین کارها دعوت کند .

(غرر الحکم : ۵۰۲۲ )

امام على علیه السلام :

خیرُ إخوانِکَ مَن دَلَّکَ على هُدى ، و أکْسَبَک تُقى ، و صَدَّک عنِ اتّباعِ هَوى .
بهترین برادران تو آن است که تو را به هدایت رهنمون شود و به تقوا و پرهیزگارى ات برساند و از پیروى خواهشهاى نفسانى بازت دارد .

( غرر الحکم : ۵۰۲۹ )

امام على علیه السلام :

خیرُ الإخْوان أعْونُهُم على الخیرِ، و أعْمَلُهُم بالبِرِّ ، و أرفقُهُم بالمُصاحِبِ .
بهترین برادر آن است که در انجام کارهاى نیک بیشتر یارى کند، به خوبیها بیشتر عمل نماید و با دوست و همنشین مهربانتر باشد .

( غرر الحکم : ۵۰۹۵ )

امام على علیه السلام :

خیرُ الإخْوانِ مَن لَم یَکُن على إخْوانِهِ مُسْتَقْصِیا .
بهترین برادر آن است که بر برادرانش [ نسبت به مطالبه حقوق خود ] سخت نگیرد .

( غرر الحکم : ۴۹۹۷ )

امام صادق علیه السلام :

أحبُّ إخْوانی إلیَّ مَن أهْدَى عُیُوبی إلَیَّ .
دوست داشتنى ترین برادرانم کسى است که عیبهایم را به من هدیه کند.

( بحار الأنوار : ۷۴/۲۸۲/۴ )

امام عسکرى علیه السلام :

خیرُ إخْوانِکَ مَن نَسی ذنبَکَ إلیهِ .
بهترین برادر تو آن کسى است که گناه و خطاى تو را به خود ، فراموش کند .

( بحار الأنوار : ۷۸/۳۷۷/۳ )
برادر کامل

امام حسن علیه السلام :

أیُّها النّاسُ ، أنا اُخبِرُکُم عن أخٍ لی ، کانَ مِن أعظَمِ النّاسِ فی عَیْنی ، و کانَ رأسُ ما عَظُمَ بهِ فی عَیْنی صِغَرَ الدُّنیا فی عَیْنِهِ . کانَ خارِجا مِن سُلطانِ بَطْنِهِ ، فلا یَشْتَهی ما لا یَجِدُ ، و لا یُکْثِرُ إذا وَجَدَ . کانَ خارِجا مِن سُلطانِ فَرْجِهِ ، فلا یَسْتَخفُّ لَه عقلَهُ و لا رأیَهُ . کانَ خارِجا مِن سُلطانِ الجَهالهِ ، فلا یَمُدُّ یدَهُ إلاّ على ثِقهٍ لِمَنفعَهٍ.کانَ لا یَتَشهّى و لا یَتَسخَّطُ و لا یَتَبرّمُ ، کانَ أکثرَ دَهرِهِ صَمّاتا ، فإذا قالَ بَذَّ القائلینَ . کانَ لاَ یدخُلُ فی مِراءٍ ، و لا یُشارِکُ فی دَعوى، و لا یُدْلی بحُجّهٍ حتّى یَرى قاضِیا . و کانَ لا یَغفُلُ عن إخْوانِه و لا یَخُصُّ نفسَهُ بشَیءٍ دُونَهم . کانَ ضعیفا مُستضعَفا ، فإذا جاءَ الجِدُّ کانَ لَیْثا عادِیا .کانَ لا یَلومُ أحَدا فیما یَقَعُ العُذْرُ فی مِثلِهِ ، حتّى یَرى اعتِذارا . کان یَفعلُ ما یقولُ و یَفعلُ ما لا یقولُ .حدیث کانَ إذا ابتَزَّهُ أمْرانِ لا یَدری أیُّهما أفضلُ نَظَرَ إلى أقربِهما إلَى الهوى فَخالَفهُ.کانَ لا یَشْکو وَجَعا إلاّ عِندَ مَن یَرجُو عندَهُ البُرْءَ ، و لا یَسْتشیرُ إلاّ مَن یَرجُو عندَه النَّصیحهَ . کانَ لا یَتَبرَّمُ و لا یَتَسخَّطُ و لا یَتَشکّى ، و لا یَتَشهّى ، و لا یَنتقِمُ و لا یَغفُلُ عنِ العدُوِّ.فَعَلیکُم بِمثلِ هذهِ الأخلاقِ الکریمهِ ، إنْ أطَقْتُموها ، فإنْ لم تُطِیقُوها کلَّها فأخْذُ القلیلِ خَیرٌ مِن تَرْکِ الکثیرِ
اى مردم! من یکى از برادران خود را به شما معرفى مى کنم که در نظر من از بزرگترین انسانها بود. مهمترین چیزى که او را در نظرم بزرگ کرده بود خُردى و بى ارزشى دنیا در نگاه او بود، از سلطه شکم خود آزاد بود، بنا بر این آنچه را نداشت نمى خواست و هرگاه به آن دست مى یافت، زیاده روى نمى کرد؛ محکوم شهوت خود نبود و لذا خرد و اندیشه اى سست نداشت؛ از سلطه نادانى به در بود، از این رو دستش را به سوى چیزى دراز نمى کرد مگر با اطمینان به این که فایده اى در بر دارد.خواهشى نداشت، نه به خشم مى آمد و نه دلتنگ و آزرده مى شد. بیشتر عمرش را خموش بود، ولى چون لب به سخن مى گشود بر گویندگان چیره مى شد. در هیچ مجادله و دعوایى وارد نمى شد و تا در حضور قاضى نبود دلیل نمى آورد. از برادران خود غافل نبود و چیزى را به خود اختصاص نمى داد و آنها را از آن محروم نمى کرد. ناتوان مى نمود و دیگران نیز او را ناتوان مى دیدند، اما به گاه کار و کوشش، شیر ژیان بود.هیچ کس را براى کارى که مى توان براى آن عذر آورد، سرزنش نمى کرد، تا آن که عذر را مى دید. به آنچه مى گفت و نمى گفت عمل مى کرد.حدیث هر گاه دو کار برایش پیش مى آمد که نمى دانست کدام یک بهتر است، مى نگریست که کدام یک به خواهش نفسانى نزدیکتر است، پس خلاف آن عمل مى کرد. از دردى شکایت نمى کرد، مگر نزد کسى که امید داشت او را بهبود بخشد و جز با کسى که امید ارشاد و صداقت از او داشت مشورت نمى کرد. دلتنگ و آزرده نمى شد، به خشم نمى آمد، لب به گله و شکایت نمى گشود و به هوسِ چیزى نمى افتاد، انتقام نمى کشید و از دشمن غافل نبود.پس بر شما باد چنین خویهاى پسندیده اى؛ اگر توان آنها را دارید. و اگر تاب همه آنها را ندارید، فراچنگ آوردن اندک، بهتر است از فرو گذاشتن بسیار.

( و فی نهج البلاغه : الحکمه: ۲۸۹ – الکافی : ۲/۲۳۷/۲۶ )
بدترین برادران

امام على علیه السلام :

شَرُّ الإخْوانِ مَن تُکُلِّفَ لَهُ .
بدترین برادر آن است که مایه رنج و زحمت آدمى باشد .

( نهج البلاغه : الحکمه ۴۷۹ )

امام على علیه السلام ـ وقتى از وى پرسیده شد: بدترین همنشین کدام است؟ ـ فرمود :

المُزَیِّنُ لکَ مَعصیهَ اللّه ِ .
آن که معصیت خدا را در نظرت زیبا جلوه دهد .

( معانی الأخبار : ۱۹۸/۴ )
آزمودن برادران

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

إذا رأیتَ مِن أخیکَ ثلاثَ خِصالٍ فارْجُهُ : الحیاءُ ، و الأمانهُ ، و الصِّدقُ. و إذا لم تَرَها فلا تَرْجُهُ .
اگر سه خصلت در برادر خود دیدى بدو امید ببند : حیا، امانتدارى و راستى. اگر این سه را ندیدى به او امید مبند .

( کنز العمّال : ۲۴۷۵۵ )

امام على علیه السلام :

قَدِّمِ الاختِبارَ فی اتِّخاذِ الإخْوانِ ؛ فإنّ الاختِبارَ مِعْیارٌ یُفرِّقُ بینَ الأخیارِ و الأشرارِ .
پیش از برگرفتن برادران آنها را بیازماى؛ زیرا آزمایش، محکى است که نیکان را از بدان جدا مى سازد .

( غرر الحکم : ۶۸۱۰ )

امام على علیه السلام :

قَدِّمِ الاختِبارَ ، و أجِدَّ الاستِظهارَ فی اختِیارِ الإخْوانِ ، و إلاّ ألْجَأکَ الاضْطِرارُ إلى مُقارَنهِ الأشرارِ .
نخست بیازماى و در گزینش برادران ، خوب احتیاط کن و گرنه اضطرار و ناچارى، تو را به دوستى و همنشینى با بدان وا مى دارد .

( غرر الحکم : ۶۸۱۱ )

امام على علیه السلام :

مَنِ اتّخَذَ أخا بعدَ حُسْنِ الاختِبارِ دامَتْ صُحْبَتُهُ و تأکّدَتْ مَودّتُهُ . مَنِ اتّخَذَ أخاَ مِن غیرِ اختِبارٍ ألْجَأهُ الاضْطِـرارُ إلى مُرافَقَـهِ الأشرارِ .
هر کس پس از آزمایش درست ، برادرى را انتخاب کند، رفاقتش مى پاید و دوستى اش استوار مى گردد. هر که بدون آزمایش، برادرى را انتخاب کند به ناچار به همنشینى با بدان دچار خواهد شد .

( غرر الحکم : ۸۹۲۱ ، ۸۹۲۳ )

امام صادق علیه السلام :

اختبِرُوا إخْوانَکُم بخَصلَتَینِ ؛ فإنْ کانَتا فیهِم و إلاّ فاعْزُبْ ثمّ اعزُبْ ثمّ اعزُبْ : محافظهٌ علَى الصّلواتِ فی مَواقِیتِها ، و البِرُّ بالإخْوانِ فی العُسْر و الیُسرِ .
برادران خود را به دو خصلت بیازمایید. اگر آن دو خصلت را داشتند با آنها دوستى کنید و گرنه از ایشان دورى کن، دورى کن ، دورى کن . [ آن دو خصلت اینهاست ] : پایبندى به خواندن نماز در وقت خود، و نیکى کردن به برادران در سختى و آسایش .

( الکافی : ۲/۶۷۲/۷ )
راهنمایى برادران

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

المؤمنُ مِرآهٌ لأخیهِ المؤمنِ ، یَنْصَحُهُ إذا غابَ عنه، و یُمِیطُ عنه ما یَکْرهُ إذا شَهِدَ .
مؤمن آینه برادر مؤمن خویش است. در غیابش براى او خیرخواهى مى کند و در حضورش، نا خوشایندى ها را از او دور مى گرداند .

( بحار الأنوار : ۷۴/۲۳۳/۲۹ )

امام على علیه السلام :

اِمْحَضْ أخاکَ النَّصیحَهَ ، حَسَنهً کانتْ أو قَبِیحهً .
در خیرخواهى براى برادرت خالص باش، خواه خیر خواهى ات زیبا [ و موافق میل او ] باشد یا زشت و تلخ .

( نهج البلاغه : الکتاب ۳۱ )

امام على علیه السلام :

ما یَمنَعُ أحدَکُم أن یَلقَى أخاه بِما یَکْرهُ مِن عَیْبهِ إلاّ مَخافهَ أن یَلْقاهُ بمِثْلهِ ، قد تَصافَیْتُم على حُبِّ العاجِلِ و رَفْضِ الآجِلِ!
آنچه مانع شما مى شود که عیب برادرتان را در پیش روى او بگویید جز این نیست که مى ترسید او نیز عیب شما را رو به رویتان بگوید. [و این از آن روست که ]شما براى وا گذاردن آخرت و دوستى دنیا، با هم یار و رفیق گشته اید .

( غرر الحکم : ۹۶۷۵ )

امام على علیه السلام :

مَن وَعَظَ أخاهُ سِرّا فَقَد زانَهُ ، و مَن وعَظَهُ عَلانِیَهً فَقَد شانَهُ .
هر که برادر خود را پنهانى اندرز دهد او را آراسته و هر که آشکارا پندش دهد او را تباه کرده است .

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۶۶/۲۹ )

امام صادق علیه السلام :

مَن رأى أخاهُ عَلى أمرٍ یَکرَهُهُ فَلم یَرُدَّه عَنهُ وَ هُو یَقدِرُ علَیهَ فقد خانَهُ .
هر که در برادر خود امر ناخوشایندى بیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است .

( بحار الأنوار : ۷۵/۶۵/۲ )
احترام و بزرگداشت برادران

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

مَن أکرَمَ أخاُه المسلمَ بکَلِمهٍ یُلْطِفُهُ بها و مَجْلسٍ یُکرِمُهُ به لم یَزَلْ فی ظلِ اللّه ِ عزّ و جلّ مَمْدودا علیهِ بالرَّحْمهِ ما کانَ فی ذلکَ .
هر که به برادر مسلمان خود سخنى مؤدبانه و مهر آمیز بگوید و یا او را در جاى محترمانه اى از مجلس بنشاند، تا زمانى که در آن کار باشد پیوسته سایه رحمت خداوند عزّ و جلّ بر سر او گسترده است.

( بحار الأنوار : ۷۴/۳۱۶/۷۳ )

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

ما فی اُمّتی عبدٌ ألْطَفَ أخاهُ فی اللّه ِ بشیءٍ مِن لُطْفٍ إلاّ أخْدَمَهُ اللّه ُ مِن خَدَمِ الجنّهِ .
بنده اى از امّتم نیست که به برادر دینى خود مهر و محبتى ورزد مگر آن که خداوند از خدمتکاران بهشتى به خدمت او درمى آورد.

( الکافی : ۲/۲۰۶/۴ )

امام صادق علیه السلام :

مَن أتاهُ أخوهُ المسلمُ فأکرَمَهُ فإنّما أکرَمَ اللّه َ عزّ و جلّ .
اکسى که برادر مسلمانش بر او وارد شود و وى گرامى اش بدارد، در حقیقت خداوند عزّ و جلّ را گرامى داشته است .

( بحار الأنوار : ۷۴/۲۹۸/۳۲ )

امام صادق علیه السلام :

مَن قالَ لأخیهِ المؤمنِ : «مرحبا»، کَتَبَ اللّه ُ تعالى له «مَرْحَبا» إلى یومِ القیامهِ .
هر که به برادر مؤمن خود «خوشامد» گوید، خداوند متعال تا روز قیامت براى او «خوشامد» مى نویسد .

( الکافی : ۲/۲۰۶/۲ )

امام صادق علیه السلام :

إنّه مَن عَظَّمَ دِینَهُ عظَّمَ إخْوانَهُ ، و مَنِ استَخَفَّ بِدینِهِ استخَفَّ بإخْوانِهِ .
کسى که دین خود را ارج گزارد، برادرانش را نیز ارج مى نهد و هر که دین خود را خوار شمارد برادران خود را نیز خوار مى نماید .

( بحار الأنوار : ۷۴/۳۰۲/۴۱ )

امام صادق علیه السلام :

لا یُعظِّـمُ حُرْمهَ المسلمینَ إلاّ مَن عَظّمَ اللّه ُ حُرمتَهُ على المسلمینَ . و مَن کانَ أبْلَغَ حُرْمهً للّه ِ و رسولِهِ کانَ أشدَّ حُرْمهً للمسلمینَ .
حرمت مسلمانان را ارج نمى نهد مگر آن کسى که خداوند حرمتش را در میان مسلمانان زیاد کرده است، و کسى که خدا و پیامبرش را بیشتر حرمت نهد به مسلمانان ، بیشتر احترام مى گذارد .

( بحار الأنوار: ۷۴/۲۲۷/۲۱ )
برآوردن نیاز برادران

امام على علیه السلام :

لا یُکلِّفْ أحدُکُم أخاهُ الطَّلَبَ إذا عَرَفَ حاجتَهُ .
هرگاه یکى از شما بداند که برادرش نیازمند است، زحمت خواهش را از دوش او بردارد [ و در برآوردن آن پیشدستى کند ] .

( بحار الأنوار: ۷۴/۱۶۶/۲۹ )

امام على علیه السلام :

قَضاءُ حُقوقِ الإخْوانِ أشرَفُ أعمالِ المُتَّقینَ .
اداى حقوق برادران، برترین اعمال پرهیزگاران است .

( جامع الأخبار : ۲۵۲/۶۵۰ )

الکافى ـ به نقل از سعید بن حسن ـ : امام باقر علیه السلام فرمود:

أ یَجیءُ أحدُکُم إلى أخیهِ فیُدخِلُ یَدَهُ فی کِیسهِ فیأخُذُ حاجتَهُ فلا یَدْفعُهُ ؟ فقلتُ: ما أعرِفُ ذلکَ فینا! فقالَ أبو جعفرٍ علیه السلام : فلا شَیءَ إذا . قلتُ : فالهَلاکُ إذا ! فقالَ : إنّ القومَ لَم یُعْطَوا أحلامَهُمْ بَعْدُ .
«آیا چنین هست که فردى از شما نزد برادرش بیاید و دست در جیب او کند و به اندازه اى که احتیاج دارد بردارد و او مانع نشود؟». عرض کردم: در میانمان چنین چیزى سراغ ندارم. امام فرمود: «پس، فایده اى ندارد». من گفتم: پس هلاک شدیم! حضرت فرمود: «مردم هنوز به کمال عقلى خود نرسیده اند» .

( الکافی : ۲/۱۷۳/۱۳ )

امام صادق علیه السلام :

اللّه ُ فی عَونِ المؤمنِ ما کانَ المؤمنُ فی عَونِ أخیهِ .
خداوند مددکار مؤمن است تا زمانى که مؤمن مددکار برادر خود باشد .

( بحار الأنوار : ۷۴/۳۲۲/۸۹ )

امام صادق علیه السلام :

مَن قَضى لأخیهِ المؤمنِ حاجهً قضى اللّه ُ عزّ و جلّ له یومَ القیامهِ مائهَ ألفِ حاجهٍ .
هر که یک نیاز از برادر مؤمن خود را برآورده سازد، خداوند عزّ و جلّ در روز رستاخیز صد هزار نیاز او را برمى آورد .

( بحار الأنوار : ۷۴/۳۲۲/۹۰ )

امام صادق علیه السلام :

إذا ضاقَ أحدُکُم فَلْیُعلِمْ أخاهُ و لا یُعِینُ على نفسِهِ .
هرگاه یکى از شما تنگ دست و گرفتار شد ، [ مشکل را ] به برادر خود بگوید و خویشتن را آزار ندهد .

( بحار الأنوار: ۷۴/۲۸۷/۱۳ )

امام صادق علیه السلام :

أیُّما مؤمنٍ أوصَلَ إلى أخیهِ المؤمنِ مَعروفا فقد أوصَلَ إلى رسولِ اللّه ِ صلى الله علیه و آله .
هر مؤمنى که به برادر مؤمن خود خوبى کند، به پیامبر خدا صلى الله علیه و آله خوبى کرده است .

( بحار الأنوار : ۷۴/۳۹۹/۳۸ )

امام صادق علیه السلام :

کَفى بالمَرْءِ اعتِمادا على أخیهِ أنْ یُنْزِلَ بهِ حاجتَهُ .
در اعتماد انسان به برادرش همین بس که نیاز خود را پیش او بَرَد .

( الکافی : ۲/۱۹۸/۸ )

امام کاظم علیه السلام :

إنَّ للّه ِ حَسَنهً ادّخَرَها لثلاثهٍ : لإمامٍ عادلٍ ، و مؤمنٍ حَکّمَ أخاهُ فی مالِهِ، و مَن سَعى لأخیهِ المؤمنِ فی حاجَتِهِ .
همانا خداوند حسنه اى دارد، که براى سه کس اندوخته است: براى پیشواى دادگر، و مؤمنى که دست برادرش را در مال خود باز بگذارد، و کسى که براى برآوردن نیاز برادر مؤمنش بکوشد .

( بحار الأنوار: ۷۴/۳۱۴/۷۰ )

امام کاظم علیه السلام :

مَن قَصَد إلیهِ رَجُلٌ من إخْوانِهِ مُستَجِیرا بهِ فی بعضِ أحوالهِ فلَم یُجِرْهُ، بعدَ أنْ یَقْدِرَ علَیهِ ، فقد قَطَعَ وَلایهَ اللّه ِ تَبارَکَ و تَعالى .
کسى که برادرش براى رفع گرفتارى یا حاجتى به او پناه ببرد و او بتواند پناهش دهد اما ندهد، بى گمان پیوند ولایت خداوند تبارک و تعالى را بریده است .

( الکافی : ۲/۳۶۸/۴ )
آداب برادرى

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

إذا آخى أحَدُکُم رَجُلاً فَلْیَسألْهُ عَنِ اسمِهِ وَ اسمِ أبیهِ و قَبیلَتِهِ و مَنزِلِهِ ؛ فَإنّهُ مِن واجِبِ الحَقِّ و صافِی الإخاءِ ، و إلاّ فَهِیَ مَوَدَّهٌ حَمْقاءُ .

هرگاه یکى از شما با کسى طرح برادرى افکند از او نام، نام پدر، طایفه و محل سکونتش را بپرسد، که این کار از حقوق لازم و مایه صفا و خلوص برادرى است؛ در غیر این صورت ، این دوستى، دوستى اى نابخردانه است.

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۶۶/۳۰ )

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

ثَلاثَهٌ مِنَ الجَفاءِ : أن یَصْحَبَ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فَلا یَسأ لَهُ عَنِ اسمِهِ و کُنْیَتِهِ .
سه چیز نشانه جفا است [ نخست] : آن که آدمى با کسى همراه شود و از نام و کنیه او نپرسد.

( قرب الإسناد: ۱۶۰/۵۸۳)

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

اِلْقَ أخاکَ بوجْهٍ مُنبسِطٍ .
با برادرت با گشاده رویى برخورد کن .

( بحار الأنوار : ۷۴/۱۷۱/۳۸ )

بحار الأنوار ـ به نقل از انس ـ :

کانَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله إذا فَقَدَ الرَّجُلَ مِن إخْوانِهِ ثَلاثَهَ أیّامٍ سَألَ عَنهُ ، فإنْ کانَ غائِبا دَعا لَهُ ، و إنْ کانَ شاهِدا زارَهُ ، و إنْ کانَ مَریضا عادَهُ .
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله هرگاه یکى از برادران خود را سه روز نمى دید جویاى حالش مى شد. اگر در شهر نبود برایش دعا مى کرد و اگر حضور داشت به دیدنش مى رفت و اگر بیمار بود عیادتش مى کرد .

( بحار الأنوار : ۱۶/۲۳۳/۳۵ )

امام صادق علیه السلام :

لا یُسِیءُ مَحْضَرَ إخْوانِهِ إلاّ مَن وُلِدَ على غَیرِ فِراشِ أبیهِ .
از برادران خود بدگویى نمى کند مگر حرام زاده .

( بحار الأنوار : ۷۲/۱۹۸/۲۵ )

منبع:‌میزان الحکمه، جلد اول.

مطالب مشابه