مرد آسماني

مرد آسماني

نويسنده: مهدي عدالتيان

از خانه بيرون آمدم. بي صبرانه مشتاق ديدار دوستم بودم، در مسيرم بايد از پارک و فضاي سبزي مي گذشتم.
منتظر رسيدن به محل ملاقات بودم و خيلي دوست داشتم بدانم اصلاً نام «مهدي موعود» از چه زماني و اول بار از زبان چه کسي مطرح شد. وقتي مي ديدم جمعي از مسلمانان (اهل سنّت را مي گويم ) نامي از او نمي برند و اظهار اشتياق و ارادتي به او نمي کنند با خودم مي گفتم شايد امام عسکري(ع) اين بحث را در مورد فرزندشان مطرح کرده اند و چون آن ها به امامت امام يازدهم ما معتقد نيستند نسبت به اين مسئله هم کم توجّه اند. به همين جهت اولين سؤالي که در اين جلسه مطرح کردم همين بود.

مهدي در کتاب هاي اهل سنت

او گفت: «نام مقدس مهدي (ع) و مژده ي ظهور او در اسلام، براي اولين بار بر زبان شخص پيامبر اکرم (ص) جاري شد و آن حضرت بشارت مهدي را به دخترشان فاطمه(س) داده و طبق نوشته ي آن عالم سنّي فرمودند: «بشارت باد بر تو اي فاطمه که مهدي از فرزندان توست»(1) و مسئله ي مهدي (ع) تا آن جا قطعي و حتمي است که سيوطي، عالم مشهور اهل سنّت، مي نويسد:«پيامبر فرمودند: هر کس مهدي را تکذيب کند کافر است»(2) گفتم:«خيلي جالب است که اهل تسنن هم روايات مربوط به مهدي موعود را ذکر کرده اند».
گفت:«جالب است بداني که در قديمي ترين کتاب حديثي اهل سنت، يعني مسند احمد بن حنبل، که نويسنده ي آن قبل از ولادت امام مهدي(ع) از دنيا رفته، سخنان پيامبر اکرم (ص)درباره ي مهدي موعود به چشم مي خورد. يعني کسي که خودش قبل از ولادت مهدي موعود در دنيا، رندگي کرده و فوت کرده معتقد به مهدي موعود بوده است»(3)

مهدي در اديان و مکاتب جهان

«و از آن جالب تر اين که مسئله ي اعتقاد به منجي موعود و آمدن شخصي که همه ي عالم را اصلاح مي کند، يک مسئله ي بين المللي و جهاني است. همه ي اديان و فرقه هاي عالم معتقد به ظهور او هستند و همه ي انبياي گذشته و رهبران مذهبي، پيروانشان را به آمدن مصلح غيبي و تشکيل دهنده ي حکومت واحد جهاني بشارت دادند. در هر يک از آيين و اديان و مکاتب و ملل و اقوام از مصلح جهاني با تعبيرهاي متناسب با فرهنگ خودشان نام برده شده و سخن گفته شده است. به قول شاعر:
«هر يک به زباني صفت حمد تو گويد
بلبل به غزل خواني و قمري به ترانه»
وقتي صحبت به اين جا رسيد، او در حالي که کاغذي از جيبش درمي آورد، گفت: اين عبارت را از کتابي نوشتم و آوردم که برايت بخوانم. گوش کن:
«در آيين زرتشت از او به نام «سوشيانت» يا «سوشيانس» (نجات دهنده ي بزرگ جهان ) و در ميان يهوديان به نام «ماشيح» (مهدي بزرگ) و در آيين هندي به نام «آواتارا» و در آيين بودايي به نام «بوداي پنجم» و در ميان برهمائيان به نام «ويشنو» و در کتاب شاکموني از کتب مقدّس هنديان، به نام «ايستاده» و در کتاب دادتک برهمائيان، به نام «آخرين وصي ممتاطا» (محمّد) و در کتاب پاتيکل به نام «راهنما»(هادي، مهدي ) تعبير نموده اند واهالي صربستان در انتظار «مارکوکراليويچ» و ساکنان جزاير انگلستان در انتظار «آرتور» و ايرانيان باستان در انتظار «گرزاسپه» و يونانيان در انتظار«کالويبرگ» و اقوام اسکانديناوي در انتظار «اودين» و اقوام اروپاي مرکزي در انتظار «بوخص» و اقوام آمريکاي لاتين در انتظار«کوتزلکوتل» و چيني ها در انتظار «کريشنا» به سر مي برند».

مهدي در قرآن

وقتي صحبت به اينجا رسيد با تعجب پرسيدم:«پس چرا مسئله اي به اين مهمي در قرآن مطرح نشده و هيچ اشاره اي هم در آيات قرآن به آن نشده است؟»
خيلي آرام از من پرسيد:«شما با تفسير و ترجمه قرآن چقدر آشنا هستيد؟»
با خنده گفتم:«من و ترجمه و تفسير! من هنوز در روخواني قرآن کامل نيستم چه برسد به تفسير».
گفت:«پس چگونه با اين محکمي ادعا مي کني هيچ اشاره اي در قرآن به مهدي موعود نشده است؟»
گفتم:«يعني مي خواهيد بگوييد در قرآن هم راجع به امام مهدي (ع) آيه اي داريم ؟»
گفت:«بله، نه تنها يک آيه بلکه ده ها آيه در قرآن به اين مسئله مربوط مي شود. وقتي به تفاسير مراجعه مي کنيد مي بينيد آيات زيادي هست که مفسران گفته اند مصداق کامل اين آيه شخص مهدي موعود يا روزگار اوست. البّته نه اينکه نظر شخصي آن ها باشد، رواياتي را نقل مي کنند که آيه را بر مهدي موعود منطبق
نموده است. مثلاً در قرآن مي خوانيم
«اولئک حزب الله الا انّ حزب الله هم المفلحون»(4) در بيان و توضيح اين آيه، علامه حلي قندوزي، عالم اهل سنت در کتاب خودش(5) حديثي از رسول خدا (ص) نقل مي کند که آن حضرت در مورد مهدي موعود (ع)فرموده اند: «او غيبت اختيار مي کند، سپس خروج مي کند و زمين را مالامال از عدل و داد مي نمايد، همان طور که از جور و ستم پر شده. خوشا به حال صبر پيشگان و شکيبايان در دوران غيبت او. خوشا به حال پايداران بر محبت او و يارانش، آن ها کساني هستند که خداوند در کتاب خود توصيفشان کرده و فرموده: «هديً للمتّقين الّذين يؤمنون بالغيب » و نيز فرمود «اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون ».
ملاحضه مي کنيد که چگونه اين آيه را پيامبر اکرم(ص) مربوط به مهدي موعود و ياران او دانسته اند. از اين گونه آيات ده ها نمونه در قرآن داريم که مفسّران شيعه و سنّي روايات مربوط را در ذيل آن ها آورده اند.
گفتم:«خيلي عالي است، ده ها آيه! من خيال مي کردم حتّي يک آيه هم در قرآن به مسئله مهدي موعود اشاره نکرده است، امّا حيف که من
نمي توانم از اين تفاسير استفاده کنم. هم اکثرشان عربي هستند و هم مفصل و متعدّد. کاش مي توانستم آيات قرآن را که مرتبط با امام زمان(ع) هستند مطالعه کنم. به نظر شما چطور مي توانم به خواسته ام برسم ؟»
گفت:«خوشبختانه اين آيات را بعضي از نويسندگان در کتاب هاي مستقلي جمع آوري کرده اند که دو کتاب را در اين زمينه به تو معرفي مي کنم، ياداشت کن».
1. کتابي هست با نام «سيماي حضرت مهدي(ع) در قرآن » تأليف عالم بزرگ شيعه، سيّد هاشم بحراني.
در اين کتاب 120 آيه از آيات قرآن درباره ي مهدي موعود(ع) و مسائل مربوط به آن حضرت، با ذکر روايات مربوط جمع آوري شده است.
2. کتاب «المهدي في القرآن »(6) که دو بار ترجمه شده، يک بار با نام «امام مهدي در قرآن » و بار ديگر با نام «موعود قرآن ».
در اين کتاب هم 110 آيه از آيات مرتبط با مهدي موعود با ذکر روايات جمع آوري شده؛ نکته ي جالب اين است که در اين کتاب تمام رواياتي که مي گويد اين آيه ي قرآن مربوط به مهدي(ع) است، همگي از کتاب هاي حديثي اهل سنت جمع آوري شده است.
من که از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيدم نام و مشخصات کتاب ها را ياداشت کردم و همين طور که از جاي خود بلند شدم تا خداحافظي کنم، گفتم:«چه قدر اين دو کتاب که معرفي کرديد جالب است، آدم از مراجعه به اين همه تفاسير و پيدا کردن اين همه آيه و روايات بي نياز مي شود ولي کاش يک کسي هم نظر اديان مختلف درباره ي موعود جهاني را جمع آوري مي کرد تا به جاي مراجعه به کتاب هايي مانند تورات، انجيل و امثال اين ها، به همان کتاب مراجعه مي کرديم».
او گفت:«خوشبختانه اين کار هم انجام شده است. خيلي از نويسندگان نظريات اديان و مذاهب مختلف را جمع آوري کرده اند، از جمله کتاب «بشارت به منجي موعود » نوشته ي آقاي علي سرايي که با زباني ساده و روان، عقايد اديان و اقوام مختلف را درباره ي ظهور منجي موعود بيان کرده است.
عقايد زرتشتيان، هندوها، يهوديان، مسيحيان و مسلمانان و اقوامي مانند ايرانيان باستان، هنديان، نصرانيان
حبشي، مصريان، چيني ها، اقوام آمريکاي مرکزي، ژرمن ها و… هم چنين به بيان اسامي و القاب منجي موعود در کتاب اديان جهان پرداخته است.
به هنگام خارج شدن از اتاق، کنار طاقچه اي رسيدم که در آن چند کتاب بود، دوستم که به قصد بدرقه ي من از اتاق خارج مي شد به من گفت: «صبر کن، به نظرم کتابي که گفتم اين جا باشد، يک مطلب جالب هست که برايت مي خوانم، بعد اگر خواستي کتاب را ببر و تمامش را بخوان ».
با کمي ورق زدن مطلب را پيدا کرد و شروع به خواندن کرد:
در کتاب «شاکموني» از کتاب مقدّس هنديان آمده است:
پادشاهي و دولت دنيا به فرزند سيّد خلايق دو جها ن «کشن»(7)بزرگوار تمام شود، او کسي باشد که بر کوه هاي مشرق و مغرب دنيا حکم براند و فرمان دهد و بر ابرها سوار شود و فرشتگان کارکنان او باشند و جن و انس در خدمت او باشند… دين خدا يک دين شود و زنده گردد و نام او «ايستاده» و «خداشناس» باشد.

پي نوشت ها :

1. البرهان-متّقي هندي-چاپ خيّام قم، ص94.
2. «العرف الوردي في اخبار المهدي» جلال الدّين سيوطي، ج2، ص83.
3. مسند احمد، ج1 و 3.
4. سوره ي مجادله، آيه ي 22.
5. ينابيع الموده، ص443.
6. تأليف:آقاي سيّد صادق حسيني شيرازي.
7. کشن:نام پيغمبر(ص) در لغت هندي است.

منبع: نشريه موعود نوجوان، ش24.

مطالب مشابه