همسایه از نظر احادیث

همسایه از نظر احادیث

حُسن همسايگى

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

أحسِنْ مُجاوَرَة مَن جاوَرَكَ ، تَكُنْ مؤمنا .
با همسايه ات نيكو همسايه دارى كن، تا مؤمن باشى.

( الأمالي للصدوق : ۲۶۹/۲۹۵ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

ما زالَ جبرئيلُ عليه السلام يُوصِيني بالجارِ حتّى ظَنَنتُ أنَّهُ سَيُوَرِّثُهُ .
جبرئيل پيوسته مرا درباره همسايه سفارش مى كرد تا جايى كه گمان بردم بزودى او را ارث بَر [از همسايه اش ]خواهد كرد.

( الأمالي للطوسي : ۵۲۰/۱۱۴۵ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

حُرمَةُ الجارِ على الإنسانِ كحُرمَةِ اُمّهِ .
احترام همسايه بر انسان ، همانند احترام مادرش است .

( مكارم الأخلاق : ۱/۲۷۴/۸۳۴ )

امام على عليه السلام :

مِن حُسنِ الجِوارِ تَفَقُّدُ الجـارِ .
از نشانه هاى حُسن همسايگى جويا شدن از احوال همسايه است.

( غرر الحكم : ۷۹۶۷ )

امام على عليه السلام :

مَن أحسَنَ إلى جِيرانِهِ كَثُرَ خَدَمُهُ
كسى كه به همسايگان خود نيكى كند، خدمت گزارانش زياد شوند.

( غرر الحكم : ۷۷۶۲ )

امام على عليه السلام :

مَن حَسُنَ جِوارُهُ كَثُرَ جِيرانُهُ .

هر كه همسايه خوبى باشد، همسايگانش زياد مى شوند.

( نهج البلاغة: الكتاب‏۴۷ )

امام على عليه السلام ـ هنگام شهادت ـ فرمود :

اللّه َ اللّه َ في جِيرانِكُم فإنَّهُم وَصيَّةُ نَبيِّكُم ، ما زالَ يُوصي بِهِمْ حتّى ظَنَنّا أنَّهُ سَيُوَرِّثُهُم .
خدا را، خدا را درباره همسايگانتان ، كه آنان سفارش شده پيامبر شمايند ، و حضرتش صلى الله عليه و آله چندان درباره همسايگان سفارش كرد كه گمان برديم آنها را ارث بَر قرار دهد.

( غرر الحكم : ۹۵۲۸ )

امام على عليه السلام :

ما تَأكَّدَتِ الحُرمَةُ بمِثلِ المُصاحَبَةِ و المُجاوَرَةِ .
بر هيچ حرمتى همچون حرمت همنشينى و همسايگى تأكيد نشده است.

( الأمالي للصدوق : ۴۴۱/۵۸۶ )

امام صادق عليه السلام :

علَيكُم بحُسنِ الجِوار ، فإنَّ اللّه أمرَ بذلكَ .
بر شما باد حُسن همسايگى كه خداوند به اين كار فرمان داده است.

( الزهد للحسين بن سعيد : ۴۳/۱۱۵ )

امام صادق عليه السلام :

حُسنُ الجِوارِ يَزيدُ في الرِّزقِ .
حُسن همسايگى، روزى را زياد مى كند.

( الكافي : ۲/۶۶۷/۸ )

امام صادق عليه السلام :

حُسنُ الجِوارِ يُعمِّرُ الدِّيارَ ، و يَزيدُ في الأعْمارِ .
حُسن همسايگى ، خانه ها را آباد و عمرها را زياد مى كند.

( تحف العقول : ۸۵ )
تفسير حسن همسايگى

امام كاظم عليه السلام :

ليسَ حُسنُ الجِوارِ كَفَّ الأذى ، و لكنْ حُسنُ الجِوارِ الصّبرُ على الأذى .
حسن همسايگى ، اين نيست كه آزار نرسانى بلكه حسن همسايگى ، اين است كه در برابر آزار و اذيّت همسايه شكيبا باشى.

( تحف العقول : ۴۰۹ ، الكافي : ۲/۶۶۷/۹ )
اوّل ، همسايه ، بعد خانه

امام على عليه السلام :

جاءَ رجُلٌ إلى رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فقالَ : يا رسولَ اللّه ِ ، إنّي أرَدْتُ شِراءَ دارٍ ، أينَ تأمُرُني أشْتَري في جُهَيْنَةَ أمْ في مُزَيْنَةَ أمْ في ثَقيفٍ أمْ في قُرَيشٍ ؟ فقالَ لَهُ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : الجوارُ ثُمَّ الدّارُ ، و الرَّفيقُ ثُمَّ السَّفَرُ .
مردى خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: مى خواهم خانه اى بخرم، دستور مى فرماييد كجا بخرم؟ در ميان جهينه يا مزينه يا ثقيف و يا قريش؟ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود: اوّل همسايه، سپس خانه، اوّل همسفر، سپس سفر.

( الجعفريّات : ۱۶۴ )

امام على عليه السلام :

سَلْ عنِ الجارِ قبلَ الدّارِ .
پيش از خريدن خانه ببين همسايه ها كيستند.

( غرر الحكم : ۵۵۹۸)
همسايه بد

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

يا عليُّ ، أربعةٌ مِن قَواصِمِ الظَّهْرِ: ··· و جارُ سَوءٍ في دارِ مُقامٍ .

اى على! چهار چيز كمر شكن است: ··· و همسايه بد ماندگار [در كنار تو].

( قصص الأنبياء : ۱۹۶/۲۴۷ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

أعوذُ باللّه ِ مِن جارِ السَّوءِ في دارِ إقامةٍ ، تَراكَ عَيْناهُ و يَرْعاكَ قَلْبُهُ ، إنْ رآكَ بخَيرٍ ساءَهُ ، و إنْ رآك بشَرٍّ سَرَّهُ .
به خدا پناه مى برم از همسايه بد ماندگار ، كه چشمانش تو را مى بيند و دلش مراقب توست . اگر تو را در خوبى و خوشى ديد، ناراحت مى شود و اگر تو را گرفتار و بد حال ديد، خوشحال مى شود.

( الخصال : ۲۰۶/۲۴ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

ثلاثةٌ هُنَّ اُمُّ الفَواقِرِ: ··· و جارٌ عَيْنُهُ تَرْعاكَ و قَلْبُهُ يَنْعاكَ ، إنْ رأى حَسَنةً دَفَنَها و لَم يُفْشِها ، و إنْ رأى سَيِّئَةً أظْهَرَها و أذاعَها .
سه چيز در رأس مصيبتهاى كمر شكن است: ··· و همسايه اى كه چشمانش تو را مى پايد و دلش تو را رسوا مى خواهد . اگر خوبى بيند، آن را مى پوشاند و فاش نگرداند و اگر بدى بيند، آن را آشكار و همه جا پخش كند.

( الكافي : ۲/۶۶۹/۱۶ )

امام على عليه السلام :

جارُ السَّوءِ أعظَمُ الضَّرّاءِ و أشَدُّ البَلاءِ .
همسايه بد، بزرگترين رنج و سخت ترين بلا است.

( قرب الإسناد : ۸۱/۲۶۶ )

لقمان عليه السلام :

حَمَلتُ الجَنْدَلَ و الحديدَ و كُلَّ حِمْلٍ ثَقيلٍ ، فلَم أحمِلْ شيئا أثْقَلَ مِن جارِ السَّوءِ .
من صخره هاى بزرگ و آهن، و هر بار سنگينى را به دوش كشيدم، اما بارى سنگين تر از همسايه بد نديدم.

( غرر الحكم : ۴۷۳۴ )
آزار رساندن به همسايه

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن كانَ يُؤمنُ باللّه ِ و اليَومِ الآخِرِ فلا يُؤْذي جارَهُ .
هر كه به خدا و روز واپسين ايمان داشته باشد نبايد همسايه خود را آزار دهد.

( الكافي : ۲/۶۶۷/۶ )

وسائل الشيعة از عمرو بن عكرمة از امام صادق عليه السلام :

إنّ رسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله أتاهُ رجُلٌ مِن الأنْصارِ فقالَ : إنّي اشْتَرَيتُ دارا مِن بني فُلانٍ ، و إنَّ أقْرَبَ جِيراني مِنّي جِوارا مَن لا أرْجو خَيرَهُ و لا آمَنُ شَرَّهُ. قالَ : فأمَرَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله عليّا و سلمانَ و أبا ذرٍّ ـ و نسِيتُ آخَرَ و أظَنُّهُ المِقدادَحديث ـ أنْ يُنادُوا في المَسجدِ بأعلى أصْواتِهم بأنَّهُ لا إيمانَ لِمَن لَـم يأمَنْ جـارُهُ بَوائِقَـهُ ، فَنادَوا بها ثلاثا .
مردى از انصار خدمت پيامبر خدا آمد و عرض كرد: من از فلان طايفه خانه اى خريده ام و نزديكترين همسايه ام كسى است كه اميدى به خير او ندارم و از شرّش در امان نيستم. پس، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به على و سلمان و ابوذر ـ و يكى ديگر كه فراموش كرده ام و فكر مى كنم مقداد باشدحديث ـ دستور داد با صدايى بلند در مسجد اعلام كنند: هر آن كه همسايه اش از شرّ او ايمن نباشد ، ايمان ندارد و آنان سه بار اين پيام را اعلام كردند.

( وسائل الشيعة : ۸/۴۸۷/۱ )

امام رضا علیه السلام:

ليسَ مِنّا مَن لَمْ يأمن جارُهُ بَوائقَهُ .
از ما نيست كسى كه همسايه اش از شرّ او در امان نباشد.

( عيون أخبار الرِّضا : ۲/۲۴/۲ )
جويا شدن از حال همسايه

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن منَعَ الماعُونَ جارَهُ مَنَعهُ اللّه ُ خَيْرَهُ يَومَ القِيامَةِ ، و وَكَلَهُ إلى نَفْسِهِ ، و مَن وَكَلَهُ إلى نَفْسِهِ فما أسْوَأَ حالَهُ .
هر كس كالايى از همسايه خود دريغ دارد، خداوند، در روز رستاخيز، خير خود را از او دريغ دارد و او را به خودش وا گذارد و چه بد وضعى دارد كسى كه خداوند او را به حال خودش وا گذارد.

( الأمالي للصدوق : ۵۱۵/۷۰۷ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

فمَا أقَرَّ بي مَن باتَ شَبْعانَ و جارُهُ المسلمُ جائعٌ .
به من ايمان نياورده است آن كه شب با شكم سير بخوابد و همسايه مسلمانش گرسنه باشد.

( الأمالي للطوسي : ۵۲۰/۱۱۴۵ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

ما آمَنَ بي مَن باتَ شَبْعانَ و جارُهُ طاوِيا ، ما آمَنَ بي مَن باتَ كاسِيا و جارُهُ عارِيا .
به من ايمان نياورده است آن كه شب سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد. به من ايمان نياورده است آن كه شب پوشيده بخوابد و همسايه اش برهنه باشد.

( عوالي اللآلي : ۱/۲۶۹/۷۵ )

امام باقر عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

ما آمَنَ بي مَن باتَ شَبْعانَ و جارُهُ جائعٌ . قالَ : و ما مِن أهلِ قريةٍ يَبِيتُ و فيهِم جائعٌ ، يَنظُرُ اللّه ُ إليهِم يومَ القِيامَةِ .
به من ايمان نياورده است آن كه شب را با شكم سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد. فرمود: اهل هر آبادى كه شب را بگذرانند و در ميان ايشان گرسنه اى باشد ، روز قيامت خداوند به آنان نظر رحمت نمى افكند.

( الكافي : ۲/۶۶۸/۱۴ )

امام صادق عليه السلام ـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ فرمود : امام على عليه السلام از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيد كه به اصحابش فرمود:

ما آمَن باللّه ِ و اليَومِ الآخِرِ مَن باتَ شَبْعانَ و جارُهُ جائعٌ ، فقُلْنا: هَلَكْنا يا رسولَ اللّه ِ ! فقالَ : مِن فَضْلِ طَعامِكُم و مِن فَضْلِ تَمْرِكُم و وَرِقِكُم و خَلَقِكُم و خِرَقِكُم ، تُطْفؤونَ بها غَضبَ الرَّبِّ .
به خدا و روز قيامت ايمان نياورده است كسى كه شب سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد. عرض كرديم: اى رسول خدا! ما [كه با اين سخن] نابود شديم. پيامبر فرمود: شما با خوراك اضافى و با مازاد خرما و پولتان و لباسهاى كهنه و فرسوده تان، خشم خدا را فرو نشانيد.

( بحار الأنوار : ۷۷/۱۹۱/۱۱ )
حقّ همسايه

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره حقوق همسايه ـ فرمود :

إنِ اسْتَغاثَكَ أغَثْتَهُ ، و إنِ اسْتَقْرَضَكَ أقْرَضْتَهُ ، و إنِ افْتَقَر عُدْتَ علَيهِ ، و إنْ أصابَتْهُ مُصيبَةٌ عَزَّيْتَهُ ، و إنْ أصابَهُ خَيرٌ هَنّأتَهُ ، و إنْ مَرِضَ عُدْتَهُ ، و إنْ ماتَ اتَّبَعتَ جَنازَتَهُ ، و لا تَسْتَطِلْ علَيهِ بالبِناءِ فتَحْجُبَ عَنهُ الرِّيحَ إلاّ بإذنِهِ ، و إذا اشْتَرَيتَ فاكِهَةً فأهْدِ لَهُ ، فإنْ لَم تَفْعلْ فأدْخِلْها سِرّا ، و لا تُخْرِجْ بها وُلْدَكَ تَغيظُ بها وُلْدَهُ ، و لا تُؤْذِهِ برِيحِ قِدْرِكَ إلاّ أنْ تَغرِفَ لَهُ مِنها .
[حقّ اوست كه] اگر از تو كمك خواست كمكش كنى، اگر از تو قرض خواست به او قرض دهى، اگر نيازمند شد نيازش را برطرف سازى، اگر مصيبتى ديد او را دلدارى دهى، اگر خير و خوبى به او رسيد به وى تبريك گويى، اگر بيمار شد به عيادتش روى، وقتى مُرد در تشييع جنازه اش شركت كنى، خانه ات را بلندتر از خانه او نسازى تا جلوى جريان هوا را بر او بگيرى مگر آن كه خودش اجازه دهد، هرگاه ميوه اى خريدى براى او تعارف بفرستى و اگر اين كار را نكردى مخفيانه ميوه را به خانه ات ببر، فرزندت را همراه ميوه بيرون مياور كه بچه او با ديدن ميوه در دست او ناراحت شود، با بوى و دود ديگت او را ناراحت نكن مگر آن كه مقدارى از غذاى آن را براى او بفرستى.

( مسكّن الفؤاد : ۱۰۵)

امام زين العابدين عليه السلام :

أمّـا حـقُّ جارِكَ فحِفْظُهُ غائبا ، و إكْرامُهُ شاهِدا ، و نُصْرَتُهُ إذا كانَ مَظلوما ، و لا تَتَّبِـعُ لَهُ عَورَةً ، فإنْ عَلِمتَ علَيهِ سُوءا سَتَرْتَهُ علَيهِ ، و إنْ عَلِمتَ أنَّهُ يَقْبَلُ نَصيحَتَكَ نَصَحتَهُ فيما بَينَكَ و بَينَهُ ، و لا تُسْلِمُـهُ عِند شَديدةٍ ، و تُقِيلُ عَثْرَتَهُ ، و تَغْفِـرُ ذَنْبَـهُ ، و تُعاشِـرُهُ مُعاشَـرَةً كَريمَـةً .
اما حق همسايه ات اين است كه در غياب او آبرويش را حفظ كنى و در حضورش او را احترام نهى. اگر به او ستمى شد ياريش رسانى، دنبال عيبهايش نباشى، اگر بدى از او ديدى بپوشانى، اگر بدانى كه پند و اندرز تو را مى پذيرد او را در نهان نصيحت كنى، در سختيها رهايش نكنى، از لغزشش درگذرى، خطايش را ببخشى و با او بزرگوارانه معاشرت كنى.

( الخصال : ۵۶۹/۱ )
مرز همسايگى

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

أربعونَ دارا جارٌ .
تا چهل خانه همسايه به شمار مى آيند.

( كنز العمّال : ۲۴۸۹۲ )

امام على عليه السلام :

حَرِيمُ المَسجدِ أربعونَ ذِراعا ، و الجِوارُ أربعـونَ دارا مِن أربعةِ جَوانِبِها .
حريم مسجد چهل ذراع است و تا چهل خانه از چهار طرف منزل همسايه به شمار مى آيند.

( الخصال : ۵۴۴/۲۰ )
همسايگان خدا

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمعَ اللّه ُ الخَلائقَ في صَعيدٍ واحدٍ ، و يُنادي مُنادٍ مِن عندِ اللّه ِ : ··· أينَ أهلُ الصَّبرِ؟ ··· ثُمَّ يُنادي مُنادٍ آخَرُ : ··· أينَ أهلُ الفَضْلِ؟ ··· ثُمَّ يُنادي مُنادٍ مِن عندِ اللّه ِ عزّ و جلّ يُسْمِعُ آخِرَهُم كما يُسْمِعُ أوَّلَهُم فيقولُ : أينَ جِيرانُ اللّه ِ جلّ جلالُهُ في دارِهِ ؟ فَيقومُ عُنُقٌ مِن النّاسِ، فتَسْتَقبِلُهُم زُمْرَةٌ مِن الملائكةِ فيقولونَ لَهُم : ما ذا كانَ عَمَلُكُم في دارِ الدُّنيا فَصِرْتُم بهِ اليَومَ جِيرانَ اللّه ِ تعالى في دارِهِ ؟ فيقولونَ : كُنّا نَتَحابُّ في اللّه ِ عزّ و جلّ، و نَتَباذَلُ في اللّه ِ ، و نَتَوازَرُ في اللّه ِ . فيُنادي مُنادٍ مِن عندِ اللّه ِ: صَدَقَ عِبادي ، خَلُّوا سَبيلَهُم لِيَنْطَلِقوا إلى جِوارِ اللّه ِ في الجَنّةِ بغَيرِ حِسابٍ .
چون روز قيامت شود خداوند همه خلايق را در بيابانى پهناور جمع كند و آواز دهنده اى از جانب خدا جار زند: ··· كجايند شكيبايان؟ ··· سپس آواز دهنده ديگرى ندا دهد : ··· كجايند بخشندگان؟ ··· آن گاه آواز دهنده اى از جانب خداوند عزّ و جلّ با صدايى كه همگان بشنوند، فرياد زند: كجايند همسايگان خانه خدا جلّ جلاله؟ پس گروهى از مردم برخيزند؛ دسته اى از فرشتگان به استقبالشان روند و به آنان گويند: اعمال شما در سراى دنيا چه بود كه به سبب آن، امروز همسايگان خانه خداوند متعال شده ايد؟ آنان گويند: ما براى خدا يكديگر را دوست مى داشتيم، براى خدا به يكديگر بذل و بخشش مى كرديم و براى خدا به ديدار هم مى رفتيم. پس منادى از جانب خدا آواز دهد: راست مى گويند بندگان من، راه را بر آنان بگشاييد، تا بدون حسابرسى به جوار خدا در بهشت درآيند.

( الأمالي للطوسي : ۱۰۳/۱۵۸ )

امام على عليه السلام :

جِوارُ اللّه ِ مَبْذولٌ لِمَن أطاعَهُ و تَجَنّبَ مُخالَفتَهُ .
همسايگى خدا ارزانى كسى است كه او را فرمان برد و از مخالفتش دورى كند.

( غرر الحكم : ۴۷۳۶ )

منبع: میزان الحکمه، جلد دوم.

مطالب مشابه