مباني و مدل توسعه ي اخلاق در سيره ي نبوي و علوي (1)

مباني و مدل توسعه ي اخلاق در سيره ي نبوي و علوي (1)

نويسنده:حميدرضا مظاهري سيف*

چكيده

تتميم مكارم اخلاق و به تعبير ديگر، توسعه ي اخلاق از اهداف عالي دين اسلام است. و معيار حكومت اسلامي، همين توسعه ي اخلاق و حركت به سوي تحقق آن است. اين موضوع در سيره ي حكومتي پيامبر اكرم(ص) و امام علي (ع) به طور آشكار ديده مي شود. از بررسي تطبيقي سيره ي نبوي و علوي در توسعه ي اخلاق به دو مدل توسعه ي اخلاق مي رسيم كه بخش هاي مشابه و متفاوت دارد و نشان مي دهد كه اين مدل بر اساس مقتضيات زمان و مكان تحول پذير است.
در اين مقاله ده محور از مدل توسعه ي اخلاق در سيره ي نبوي و نيز ده محور در سيره ي علوي تبيين شده است. مدل نبوي را مي توانيم تأسيسي و مدل علوي را اصلاحي بناميم و ما امروز در حكومت اسلامي ايران به هر دو نياز داريم، البته با تأكيد بر مدل علوي؛ در عين حال كه بايد تفاوت هاي مقتضي اين زمان را نيز ملاحظه كرد. حكومت اسلامي ايران تنها با پرداختن به موضوع توسعه ي اخلاق مي تواند در مسير تحقق اهداف والاتر و انساني اسلام حركت كند و نمونه اي از حكومت و جامعه اسلامي را به دنيا عرضه نمايد.

مقدمه

هدف دين، رساندن انسان به كمال است و كمال آدمي در گرو تزكيه ي نفس و آراستگي به اخلاق نيكوست. نبي مكرم اسلام و نيز امامان معصوم (ع) گذشته از اين كه به تحكيم اعتقادات و تبيين شريعت مي پرداختند، تزكيه ي نفوس و اصلاح اخلاقي جامعه ي اسلامي را نيز رسالت خود دانسته و در اين راه مي كوشيدند.
از آن رو كه در جامعه ي اسلامي توسعه ي اخلاق و نشر فضايل اخلاقي ضرورت دارد و با وجود حكومت اسلامي اين ضرورت دو چندان مي شود، بررسي سيره ي اهل بيت در توسعه ي اخلاق نقشه ي راهي است تا حركت به سوي جامعه ي آرماني اسلام را نشان داده و هموار سازد.
براي مطالعه ي سيره ي عملي معصومين (ع) در باب توسعه ي اخلاق مي توان حكومت نبوي، علوي و دوره ي كوتاه حكومت امام حسن مجتبي (ع) و ولايت عهدي امام رضا(ع) را بررسي نمود؛ زيرا اين بزرگان شرايط اجتماعي زعامت و حكومت را پيدا كردند و كوشيدند تا الگو و نمونه اي از حكومت اسلامي را ارايه دهند و چه بسا در همين راستا مطالعه ي آيات و رواياتي كه از حكومت امام زمان (عج) سخن مي گويند نيز راهنما باشد.
در مقاله ي پيش رو سيره ي نبوي و علوي در اخلاق گستري بررسي شده است. اخلاق گستري در سيره ي نبوي و علوي تمام حوزه هاي اخلاق را فراگرفته و برخي از موضوعات اخلاق كاربردي (Applied-Ethiics) كه در آن زمان موضوعيت داشته، مثل اخلاق شهروندي، اخلاق حكمراني و كارگزاري، اخلاق جنگ و اخلاق محيط زيست را شامل مي شود.
علت گزينش سيره ي نبوي و علوي اين است كه تفاوت هاي اجتماعي و سياسي اين دو دوران موجب شد كه لايه هاي نهفته ي توسعه ي اخلاق در سيره ي نبوي، در سيره ي علوي شكوفا و كشف شود. بنابراين، مطالعه ي هر يك از اين سيره ها به طور جداگانه ناقص خواهد بود. نه مطالعه ي سيره ي اخلاق گسترانه ي نبوي به تنهايي همه ي ابعاد و ظرفيت هاي خود را نشان مي دهد و نه بررسي سيره ي علوي به تنهايي مباني و ريشه هاي خود را نمايان مي سازد.
بر اين اساس، در سيره ي حكمراني پيامبر(ص) و حضرت علي(ع) به صورت مجموع، نمونه ي نسبتاً كاملي از مدل توسعه ي اخلاق قابل بازشناسي است كه بررسي آنها در بازسازي مدلي براي توسعه ي اخلاق در حكومت اسلامي بسيار كارآمد و گره گشاست.

توسعه ي اخلاق در سيره ي نبوي (ص)

پيامبر اعظم (ص) برترين انسان و كامل ترين فرزندان آدم در برخورداري از فضايل و مكارم اخلاقي است. او با تمام وجود و شخصيتش فضايل و مكارم اخلاقي را تعريف مي كرد و هنگامي كه به عنوان حاكم در رأس حكومت اسلامي قرار گرفت، تمام ابعاد زندگي و رفتارهاي فردي، اجتماعي و سياسي اش بر اساس اخلاق و مبتني بر اخلاق گستري بود و نمي توان به گزينش مواردي خاص بسنده كرد. با اين وجود با مطالعه ي سيره ي آن حضرت مواردي خاص قابل بيان است.

1ـ توسعه ي اخلاق؛ بلندترين چشم انداز حكومت پيامبر

يكي از راهكارهاي تربيتي پيامبر در راستاي اخلاق گستري اين بود كه رسالت عظيم خود را معطوف به توسعه و تتميم مكارم اخلاق معرفي مي كرد. كلام معروف آن حضرت كه فرمودند: «انّما بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق» (1) يا «انما بعثت لا تمم حسن الاخلاق» (2)، مهمترين روش و راهكار براي تثبيت و تحكيم شأن و جايگاه اخلاق در شاكله ي شخصيتي مؤمنان و جامعه ي تحت فرمان ايشان بود.
اين فرمايش پيامبر مانند اين است كه يك رييس جمهور بگويد همه ي اهداف و برنامه هايش در راستاي تكميل و تعالي فضايل و مكارم اخلاقي است و در عمل نيز برنامه هايش را بر همين اساس مبتني سازد. در واقع، نخستين شعار دولت نبوي شعار توسعه ي اخلاق بود و تمام برنامه ها، تصميمات و سياست گذاري هاي آن در راستاي توسعه ي اخلاق به عنوان برترين هدف اسلام و رسالت پيامبر صورت گرفته، معني پيدا مي كرد. و لذا بلندترين چشم انداز حكومت و رسالت پيامبر در اين حديث بيان گرديده است.

2ـ تعادل فردگرايي و جمع گرايي در سياست گذاري اخلاق گستري

فرموده ي پيشين از پيامبر اكرم (ص)، از اين جهت كه تتميم مكارم اخلاق در فرد يا جامعه را منظور دارد، مطلق است و لذا شامل هر دو مي شود. اين دو در گرو يكديگرند و برنامه ي توسعه ي اخلاق بايد فرد و جامعه را هم زمان در نظر داشته باشد؛ زيرا اگر روي اخلاقي شدن افراد به تنهايي كار شود و ارزش هاي اخلاقي در عرصه ي جامعه ترويج نشود و ساختارهاي اجتماعي بر شالوده ي اخلاق اصلاح نگردد، اخلاقي شدن افراد يعني گسست آنها از نظام اجتماعي و اين برنامه اي است كه قطعاً با شكست مواجه خواهد شد.
از سوي ديگر، تلاش براي بازسازي ساختارها و نظام اجتماعي بر پايه ي ارزش هاي اخلاقي، بدون كوشش در جهت تربيت اخلاقي افراد جامعه، آب در هاون كوبيدن و بنايي پوشالين بر افراشتن است؛ چرا كه تا انديشه ها و اراده هاي افراد جامعه با ارزش هاي اخلاقي پرورش پيدا نكند، نظام ها و ساختارهاي اجتماعي نمي توانند سامان اخلاقي بپذيرند. در فرهنگي كه ارزش هاي اخلاقي روز به روز برجسته تر شده و مورد توجه و اهتمام قرار مي گيرند مي توان تحولات نظام اجتماعي را در راستاي توسعه و تثبيت ارزش هاي اخلاقي مديريت كرد.
پيامبر اعظم (ص) در مرحله ي نخست داراي خلوت ها و برنامه هاي ويژه اي براي خودسازي خود بودند و اين سيره اي بود كه پيش از بعثت در حرا (3) داشتند، پس از آن نيز، به طور مستمر، در برنامه ي مشخص شب زنده داري و نماز شب آن را ادامه دادند. (4) در بُعد اجتماعي نيز، نهاد مسجد را به عنوان مهمترين ساختار در جامعه ي اسلامي بنيان نهادند كه هم كاركردهاي علمي و آموزشي داشت و هم كاركردهاي سياسي و اجتماعي. (5)
پيامبر با سيره ي جامع به مردم نيز توصيه مي كردند، چه در تنهايي و چه در ميان جمع، ارزش هاي اخلاقي را در خود تقويت كنند. به ديگر سخن، هم مراقب خود باشند (6) و هم در گره گشايي از كار خلق بكوشند و از اهتمام به امور مسلمين غافل نشوند. (7)

3ـ ارايه ي الگوي كامل اخلاق

پيامبر اكرم(ص) اسوه ي حسنه اي بود كه با خُلق عظيم و بي نظيرش در رأس حكومت قرار داشت و همواره در معرض مشاهده ي مردم بود. اين مثل كه «الناس علي دين ملوكهم» مصاديق حقيقي بسياري دارد و بر گستره ي وسيعي از مردمان صدق مي كند. وقتي مردم ببينند كه حاكم شان با ايمان، پرهيزكارانه، زاهدانه و پاك زندگي مي كند و شجاع و مهربان و پرتلاش و سخاوتمند و برخوردار از همه ي فضايل اخلاقي است، به تك تك اين ارزش ها ايمان مي آورند و براي برخورداري از آنها تلاش مي كنند. براي نمونه، زهد نبي مكرم (ص) بسيار چشمگير و گسترده بود. پيامبر(ص) زهد را نه تنها براي خود، بلكه براي نزديكان و عزيزان خود نيز مي خواست. ماجراي معروف پرده ي خانه ي حضرت زهرا و برخورد پيامبر با همسرانش كه در قرآن بيان شده(8)، شواهد گويايي در اين باره هستند.

4ـ معرفي الگوهاي برجسته ي اخلاقي

پيامبر همواره كارهاي خوب را ستايش كرده و افراد شايسته را مورد تكريم قرار مي داد و آنها را به عنوان الگوهاي اخلاقي معرفي مي نمود تا ارزش هاي اخلاقي شناخته شده، در نظرها بزرگ و گرانبها شوند و مردم نمونه هايي زنده و حاضر از آن ملاحظه كنند. آنجا كه پيامبر بر دست كارگر بوسه مي زند يا اخلاص و شجاعت ابوذر را مي ستايد و يا پاكي و خلوص عمار را تجليل مي كند، و از همه برتر، حضرت علي(ع) را بارها از جهت اخلاص، شجاعت، جود و بخشش، تقوا و پاكي و فضايل عقلاني به مردم معرفي مي نمايد، و سرانجام به جهت برخورداري از همين فضايل، به عنوان جانشين رسول الله(ص) برمي گزيند و تداوم حكومت اسلامي و قدرت در حوزه ي عمومي جامعه ي اسلامي را به او مي سپارد، در راستاي معرفي الگوهاي برجسته تحليل مي شود.
در جامعه ي جاهلي كه ارزش هاي جاهلي حاكم بود، شعرا اشعار كم مايه و مستهجن مي سرودند يا زنان بي بند و بار و يا زورمندان زشت خو برتري داشتند، بدون ملاحظه ي معيارهاي اخلاقي ستاره مي شدند و نام و آوازه پيدا مي كردند. در سيره ي نبوي تمام اين معيارها كنار گذاشته شد و ارزش هاي معنوي و اخلاقي معيار برتري افراد قلمداد گرديد. همان طور كه قرآن مي فرمايد: «ان اكرمكم عندالله اثقاكم». (9)

5ـ اخلاق بندگي، اولين ماده در شرح وظايف كارگزاران

اگر انسان رابطه ي خود را با خداوند اصلاح كند، مي تواند روابط خويش را با مردم نيز سامان دهد. پايبندي به اصول و ارزش هاي اخلاق بندگي، نسبت به ساير حوزه هاي اخلاق اولويت و ارجحيّت دارد؛ به اين معني كه آراستگي به هنجارها و فضايل اخلاقي در مسير ارتباط با حق تعالي، ضامن پايبندي به ارزش ها و مكارم اخلاقي در ارتباط و تعامل با بندگان اوست.
كسي كه اصل اساسي تقوا را در رابطه ي با پروردگار مراعات مي كند، نمي تواند در رابطه ي با مردم ستم پيشه باشد و با فريبكاري و حق كشي رفتار كند. به اين علت، پيامبر اعظم (ع)، در احكامي كه براي واليان و اميران حكومتي صادر مي كردند، توصيه ي به تقوا را در صدر حكم خود آورده و اولين تكليف و مأموريت امراي خود را پرهيزكاري قرار مي دادند. در حكم معاذ، هنگامي كه به فرمانروايي يمن منسوب گرديد، مي فرمايد:
«بسم الله الرحمن الرحيم امرته بتقوي الله العظيم و العمل بكتابه و سنه رسول الله…»(10)
و حكم عمربن حزم را اين گونه آغاز مي كنند:
«بسم الله الرحمن الرحيم (يا ايها الذين امنوا اوفوا بالعقود) (11) عهداً من رسول الله لعمربن حزم حين بعثه الي اليمن. امره بتقوي الله في امر كله فان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون…» (12)
به نام خداوند بخشنده ي مهربان. اي كساني كه ايمان آورده ايد به پيمان ها و قراردادها وفا كنيد. اين عهدي است از جانب رسول الله به عمربن حزم هنگامي كه او را به يمن فرستاد. دستور داد او را به رعايت تقواي الهي در تمام امور و شؤونات زندگي؛ زيرا خداوند متعال هميشه همراه كساني است كه تقوا را رعايت مي كنند و كساني كه اهل احسان هستند.
در ساير احكام و فرمان ها نيز رسول الله (ص) همين گونه عمل مي كردند. (13)
از بريده ي اسلمي نقل شده كه رسول خدا(ص) وقتي اميري را به فرماندهي سريّه اي مي فرستاد، او را به طور خاص به تقواي الهي توصيه مي كرد. (14) در سيره ي سياسي ـ‌ اخلاقي پيامبر، ملازمت تقوا به عنوان اولين و اساسي ترين اصل اخلاق بندگي است كه ساير ارزش هاي اخلاقي در حوزه هاي گوناگون هنجارشناسي اخلاق اسلامي را به دنبال دارد.

6ـ‌ تأكيد بر اخلاق سياسي در احكام انتساب واليان

اخلاق سياسي، يعني ملاحظه ي مصالح و منافع مردم از سوي حاكم كه با تكيه بر اصل تقوا به مطمئن ترين صورت ممكن محقق مي شود. در صورتي كه زمامداران تقوا داشته باشند، لزوماً اهل احسان و نيكي به خلق خدا خواهند بود و دست كم خيانت و بدي در حق بندگان او روا نخواهند داشت. هم از اين رو، قرآن كريم نيكوكاري را پس از تقوا و ملازم با آن ياد كرده و مي فرمايد: «ان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون». يعني: «قطعاً خداوند با كساني است كه پرهيزكار و نيكوكارند». (15)
اما پيامبر در احكام و فرمان هاي اميران، با اين كه آنها را به تقوا سفارش مي كردند، اصول اخلاق سياسي را نيز تذكر مي دادند. مثلاً در حكم معاذ پس از امر به تقوا مي فرمايند:
«… و ان يكون لهم اباً رحيماً يتفقّد صلاح امورهم، يجز المحسن بإحسانه و يأخذ علي يدالمسيء بالمعروف و انّي لم ابعث عليكم معاذاً ربّاً و انما بعثته اخاً و معلماً و متنفذاً لامرالله…». (16)
«… و اين كه پدر مهربان و دلسوزي براي آنها باشد؛ هميشه صلاح كار آنها را رعايت كند، نيكوكار را به نيكي جزا بدهد و خطاكار را به معروف دست گير و راهنمايي كند. آگاه باشيد كه من معاذ را نفرستادم تا مالك شما باشد، بلكه او را فرستادم تا برادر، معلم و مجري امر خدا در بين شما باشد».
وقتي در شخصيت حكمران و سياستمدار، تقوا رسوخ يافته و تثبيت شده باشد، رعايت حق و پرهيز از ظلم و تعدي را نتيجه مي دهد. لذا پيامبر اكرم(ص) در حكم عمربن حزم، پس از امر به تقوا مي فرمايند:
«… أمره ان ياخذ الحق كما امره ان يبشر الناس بالخير و يأمرهم به… يخبر الناس بالذي لهم و الذي عليهم و يليّن لهم في الحق و يشتد عليهم في الظلم فإن الله كرّه الظلم و نهي عنه و …». (17)
«به او دستور داد كه حق را بستاند، و هم چنين دستور داد كه مردم را به خوبي بشارت و به نيكي فرمان دهد، مردم را به وظايفي كه بايد انجام دهند و حقوقي كه براي آنها است آگاه كند، و در حق با آنها نرم و خوش خو باشد و در ظلم با آنها شديد و سخت رفتار كند؛ چرا كه خداوند متعال از ظلم نفرت دارد و از آن نهي كرده است».
اين همه تأكيد و جديّت رسول معظم (ص) بر اصول اخلاق بندگي و ارزش هاي اخلاق سياسي در اين راستا قرار دارد كه رسالت اصيل دين و حكومت ديني، توسعه ي اخلاق و نهادينه سازي ارزش هاي اخلاقي است. هم از اين رو، در كتب تاريخي، ماهيت و محتواي فرامين پيامبر به امرا و مهم ترين مأموريتي كه همواره به آنها گوشزد مي كردند اين طور بيان شده است:
«… و اخذهم باخلاق الله وأحملهم عليها فأنّ الله تعالي يحبُّ معالي الاخلاق و يبغض مذامّها». (18)
«و آنها را الزام كن به رعايت اخلاق الهي و وادارشان كن به عمل بدان؛ همانا خداوند متعال اخلاق نيك را دوست دارد و از اخلاق بد تنفّر دارد».

7ـ مهندسي ارزش در فرهنگ سياسي با محوريت ارزش هاي اخلاقي

پيامبر سطح انتظارات مردم از يك والي جامعه ي اسلامي را در اندازه ي يك استاد اخلاق و راهنماي معنوي ارتقا مي دادند و او را از اين كه صرفاً تأمين كننده ي رفاه و سرخوشي مردم باشد و به خواب و خوراك آنها برسد، فراتر مي بردند. براي نمونه، در معرفي نامه ي حاكم مكه به مردم اين شهر مي فرمايد:
«من محمد رسول الله إلي جيران بيت الله الحرام… و قد قلّد محمد رسول الله عتاب بن اسيد احكامكم و مصالحكم و قد فوّض اليه تنبيه غافلكم و تعليم جاهلكم و تقويم أود مضطربكم و تأديب من زال عن ادب الله منكم». (19)
«از محمد رسول خدا به همسايگان بيت الله الحرام و .. و محمد رسول خدا حكومت شما را به عتاب بن اسيد موكول كرد و به او تكليف كرد كه در ميان شما غافل را آگاه كند و جاهل را تعليم دهد. و هر كس از شما مشكلي دارد، او را بر رفع آن اعانت كند و كج روي هاي او را اصلاح كند و كسي كه از آداب الهي دور شود بدان آداب وادارد.
وقتي زاويه ي ديد مردم به حاكم اين گونه طراحي شود، چهار پيامد مبارك در راستاي نهادينه سازي اخلاق روي مي دهد كه هر كدام به نوبه ي خود گام بلندي در دستيابي به جامعه ي ايده آل اخلاقي است:
اولاً، پيامبر با اين استراتژي تمام مردم را بسان ديدباناني بر حاكم مي گمارد تا او نتواند از ارزش هاي اخلاقي فاصله بگيرد؛ زيرا تغيير نگرش مردم نسبت به حاكم و نقش و كاركرد اجتماعي او موجب مي شود كه اگر كسي از اين نقش فاصله گرفت يا كاركردهاي مورد انتظار را بروز نداد، با نوعي بحران مشروعيت مواجه شود و صلاحيّت او براي احراز آن منصب مورد ترديد و انكار قرار گيرد.
ثانياً، با اين تغيير نگرش، پنداره و تصوير حاكم از خويش نيز تغيير مي كند و به جاي يك شخصيت عادي، شخصيتي با ويژگي هاي شاخص اخلاقي جايگزين مي شود. در واقع، با توجه به نگرش هاي اجتماعي نسبت به زمامدار، نوعي اصلاح هويّتي در او اتفاق مي افتد، و به اين ترتيب، توقع و انتظارات والي از خودش نيز سمت و سويي اخلاقي پيدا مي كند.
ثالثاً، كسي به خود اجازه نمي دهد كه كاري خلاف اخلاق از حاكم مطالبه كند و طرح درخواست ها و پيشنهادهاي ضد اخلاق بسيار دشوار مي شود. كسي كه چنين قصدي كند با تنش هاي دروني سختي درگير مي شود؛ زيرا بايد كاملاً برخلاف جريان فرهنگي حركت كند. به اين ترتيب، تصميم گيري به منظور تطميع يا هر خلاف ديگر هزينه بر و دشوار مي شود.
رابعاً، رسول الله با اين استراتژي، نوعي مهندسي فرهنگي و تنظيم توقعات عمومي در جهت هنجارهاي اخلاقي، يا به عبارتي، نوعي فشار هنجاري از سوي جامعه ايجاد مي كند كه در شرايط وسوسه انگيز و خطرناك به حاكم كمك كند و نگذارد كه انگيزه هاي منفي بر انگيزه هاي مثبت غالب شود.

8ـ جامع نگري در ارزش هاي اخلاقي

رسول اكرم(ص)، تمام ارزش هاي اخلاقي را مد نظر داشته و تربيت افراد و اصلاح جامعه را بر اساس آن ها قرار داده بود. نه عبادت را تنها خدمت خلق مي دانست و نه كسي را كه دست از كار و تلاش براي زندگي كشيده و به گوشه ي مسجد خزيده بود، مي ستود. نه در رويارويي با ظلم و كفر، ساكت و سيلي پذير بود و نه در رزم و كشاكش جهاد، حقوق انساني را فراموش مي كرد.
ارزش هاي اخلاقي با يكديگر مرتبطند و تجزيه ي آنها به تضييع شان منجر مي شود. در حكومت اسلامي، بايد همه ي ارزش ها در برنامه ي تتميم مكارم اخلاقي ديده شوند و رشد اخلاقي به صورت متوازن و فراگير دنبال شود. در اين جا نمونه هاي برجسته اي از ارزش هاي گوناگون مورد تأكيد پيامبر(ص)، را مي آوريم.
الف) اخلاق جنگ: يكي از حوزه هاي اخلاق سياسي، اخلاقيات مربوط به جنگ است كه امروزه تحت عنوان «حقوق بشر دوستانه» در مجامع جهاني دنبال مي شود. درباره ي جنگ از ديدگاه اخلاقي نظريات گوناگوني مطرح شده است. (20) رويكرد پيامبر اساساً بر عدم جنگ بود و همواره به صلح و دوستي و زندگي مسالمت آميز دعوت مي كرد. آن حضرت تنها با پيشوايان كفر و سردمداران ستمگري كه حقوق اوليه ي مردم را ضايع مي كردند و اجازه ي تفكر و انتخاب هدايت را به ديگران نمي دادند مي جنگيدند و در اين موارد نيز همواره به سپاهيان توصيه مي كردند كه در عين تقويت نيرو و شهامت در رزم، آغاز كننده ي جنگ نباشند.
«… فاذا خرجتم تقاتلون في سبيل الله غضباً الله و نصراً لدينه فمن لقاهم من الناس فليدعوهم الي مثل الذي دعاهم اليه من كتاب الله و اسلامه و احسانه و تقواه و عبادته و هجرته، فمن اتبعتم فهم المستجيب والمؤمن المحسن التقي العابد المهاجر له ما لكم و عليه ما عليكم، و من عاهدتم و اعطيتموهم ذمه الله فاوفوا له بها. و من اسلم و اعطاكم الرضا فهو منكم و انتم منهم، و من قاتلكم علي هذا من بعد ما بينّتموه له فقاتلوه، و من حاربكم فحاربوه، و من كايدكم فكايدوه، و من جمع لكم فاجمعوا له او غالكم فغولوه، أو خادعكم فخادعوه من غير ان تعتدوا، او ماكركم فامكروا به من غير ان تعتدوا سراً و علانيه؛ فإنّه من ينتصر من بعد ظلمه فاولئك ما عليهم من سبيل.» (21)
«هنگامي كه براي جهاد در راه خدا خروج مي كنيد و خروجتان به علت خشم براي خدا و ياري دين اوست… هر كسي را كه ملاقات كنيد او را به اسلام و قرآن و نيكوكاري و پرهيزكاري و عبادت و هجرت در راه خدا، دعوت كنيد. هر كس از شما تبعيت كند پس او پذيرنده، مومن، با احسان، متقي، عابد و مهاجر است. هر حقي براي شما هست، براي او هم هست و هر وظيفه اي كه بر عهده ي شما هست، او هم بدان مكلف است. با هر كسي از آنها پيماني بستيد پيمان خود را رعايت كنيد،‌ و هر كس اسلام بياورد و به احكام شما رضايت دهد، پس او از شما است و شما از او هستيد، و هر كس به خاطر اين مطالب با شما بجنگد بعد از اين كه اين مطالب را براي او توضيح داديد، با او بجنگيد، و هر كسي كه براي شما نقشه اي بكشد براي او نقشه بكشيد، و هر كسي كه عليه شما نيرو جمع كند شما هم عليه او نيرو جمع كنيد، و هر كه با شما حيله و مكر كند، شما هم با او چنان كنيد، بدون اينكه تعدي كنيد، چون كه هر كسي كه به وي ظلم شود و از خود دفاع كند، سزاوار نكوهش نيست.»
رسول الله، برخلاف اين ديدگاه كه مي گويد از هر دري كه جنگ وارد شود اخلاق مي گريزد، هرگاه فرمانده اي را به جنگ مي فرستادند كوله باري از توصيه هاي اخلاقي را با او همراهي كرده، مي فرمود: به نام خدا و در راه خدا پيكار كن، با كافران به نام خدا بجنگ. جنگ كن، اما غدر مكن، مثله مكن، كودكان را مكش و …». (22) هم چنين توصيه مي فرمودند: پيرمرد سالخورده، بچه ي كوچك و زني را نكشيد و …(23)
ب) اخلاق اجتماعي، اخلاق اخوت: در حوزه ي اخلاق اجتماعي اسلام، مهمترين و زيربنايي ترين ارزش اخلاقي، اخوت و برادري است. پيامبر(ص) در يك برنامه ي باشكوه اين ارزش را جاري ساخت و حقوق سه گانه ي دعا، ديدار و شفاعت را بر اساس آن تثبيت فرمود.
عهد اخوت با تحكيم محبت و مودت در دلهاي مسلمين و ابراز آن، ناهنجاري هاي اخلاقي را مثل برگ خشكيده از دل هاي ايشان فروريخته و ارزش هاي اخلاقي را بسان شكوفه هاي بهاري مي شكوفاند.
پيامبر اسلام اساس دين خود را بر محبت نهاده و مي فرمود: «التودّد نصف الدين»؛ (24) «مهرورزي نيمي از دين است».
پيامبر اكرم(ص)، فرهنگ مهرورزي و ديگرخواهي را با توصيه هاي مانند مورد زير در جامعه ي اسلامي تثبيت مي كرد:
«اخلاق خود را براي خانواده و همسايگان و كساني كه با آنها رابطه و همنشيني داريد نيكو گردانيد… آن چه براي خود نمي پسنديد براي ديگران هم ناپسند داريد و آن چه براي خود دوست داريد براي ديگران هم بخواهيد.» (25)
ج ) اخلاق محيط زيست: اخلاق محيط زيست به طور سنتي موضوع دغدغه هاي اخلاقي بوده است، اما تحولات اخير در اين زمينه موجب بسط و گسترش دل مشغولي در طي چند مرحله شده است. ابتدا حيوانات، سپس كل موجودات زنده و سرانجام مجموعه هايي نظير جمعيت، جوامع گياهي، اكوسيستم، درياچه ها، جويبارها و كوه ها.
رسول اكرم(ص) درباره ي محيط زيست بسيار حساس بود؛ مسئله اي كه با توسعه و پيشرفت لجام گسيخته تكنولوژي به بحران تبديل شده و در پي به خطر افتادن محيط زيست، حيات انسان نيز مورد تهديد قرار گرفته است. مخاطرات زيست محيطي تا جايي اهميت پيدا كرده كه جريان ها و نهضت هاي اجتماعي ايجاد كرده و حتي بحران هاي سياسي به وجود آورده است. (26)
اما پيامبر اسلام، فارغ از چنين شرايطي، به اخلاق محيط زيست توجه داشته و مي فرمود:
«ما من نبت ينبت الا و يحفّه ملك موكّل به حتي يحصده، فانّما امريء و طي ذلك النبت يلعنه ذلك الملك. (27)
«هيچ گياهي نمي رويد مگر اين كه فرشته اي موكل اوست تا هنگامي چيدن آن فرا رسد. پس اگر كسي آن را تباه كند آن فرشته او را لعنت مي كند.
«من نصب شجره و صبر علي حفظها و القيام عليها حتي تثمر، كان له في كل شيء يصاب من ثمرها صدقه عندالله.» (28)
«كسي كه درختي بكارد و در نگهداري و مراقبت آن بردباري ورزد تا اين كه به بار نشيند، هر چه از ثمر آن مفيد افتد و به كار آيد براي او صدقه محسوب مي شود.
«ما من امري يحيي ارضاً فتشرب منها كبد حرّي او تصيب منها عافيه الا كتب الله تعالي له به اجراً.» (29)
«كسي نيست كه زميني را آباد كند پس تشنه اي از آن بنوشد يا از آن سلامتي حاصل شود، مگر اين كه خداي تعالي براي او پاداشي مي نويسد.»
از ديدگاه پيامبر (ص)، تمام عالم زنده و ذاكر خداوند است و انسان بر تمام موجودات برتري داده شده، ولي اين برتري نوعي مسووليت است و نبايد از حدود طبيعي فراتر رود. انسان مي تواند از طبيعت براي رفاه و راحتي و لذت خود استفاده كند و خداوند همه را مسخّر او قرار داده است، اما لازم است كه عاقلانه و مسوولانه از آن استفاده كند و شكرگزار لطف خداوند باشد و به الطاف او تعدّي نكرده و آن را تباه نسازد، بلكه در پرورش آن بكوشد و بسان امانتي محترم يا هديه اي از سوي محبوب و معبود آن را پاس بدارد و ارج گذارد.
د) اخلاق شهروندي در رابطه با غير مسلمان: شهروندي، به رسميت شناختن موقعيت افراد در يك جامعه است كه به موجب آن، در قبال مسووليت ها و وظايفي از حقوق و مزايايي (30) برخوردار مي شوند. پيامبر در حوزه ي روابط اجتماعي بين مسلمين چيزي فراتر از اخلاق شهروندي، يعني اخلاق اخوّت را، با تكيه بر حرمت و محبت ديني مطرح مي كردند، ولي در روابط با اهل كتاب با تأكيد بر كرامت انساني، اصول اخلاق شهروندي را رواج داده و در قانون اساسي مدينه نهادينه كردند. (31)
ايشان به غير مسلمانان از اهل كتاب حرمت مي نهاد و هيچ گاه راضي نبود كه كسي با جبر و اكراه اسلام آورد. حتي هنگامي كه با اقتدار كامل مكه را فتح كردند، تعداد زيادي از اهل مكه بر كفر خود باقي بودند و تا سال ها پس از آن به اسلام گرايش پيدا نكردند. (32) و هميشه اين نكته را به واليانش نيز تذكر مي داد كه: «من كان علي يهوديّته او نصرانيّته فانه لايفتن عنها، عليه الجزيه علي كان حالم ذكر أو أنثي…، فمن ادّي ذلك الي رسول الله فإن له ذمّه الله و ذمه رسوله…»؛ (33) «هر كسي كه بر دين يهوديت و يا مسيحيت باقي مانده است از باقي ماندن بر اين دين ها نهي نمي شود، و كسي كه به سن تكليف رسيده از آنها مردان و زنانشان بايد ماليات ويژه ي اهل كتاب را بدهند. پس هر كس كه اين جزيه را پرداخت كند، در حمايت خدا و رسول است.»
ه) اخلاق فردي: دسته اي از ارزش هاي اخلاقي، بدون ملاحظه ي رابطه ي فرد با ديگران و تنها در رابطه ي دروني هر كس با خود تحقق مي يابد و البته نمودهاي بيروني آشكاري دارد؛ مثل صبر، يعني قدرت تحمل و بردباري در سختي ها، يا تزكيه ي نفس، يعني زدودن زشتي هاي خُلقي و تلاش براي آراستگي به مكارم. فضايلي از اين دست در شمار اخلاق فردي است. پيامبر در بين اصحاب خود، هر كس را به اندازه ي توانايي و ظرفيتش، با اين بخشش از ارزش هاي اخلاقي آشنا كرده و به آن دعوت مي كردند.
براي نمونه، در وصيت به حضرت علي(ع)، كه حاوي نكات ارزشمندي درباره ي اخلاق فردي و ساير حوزه هاي اخلاقي است مي فرمايند:
«اياك و اللجاجه فأن اولها جهل و آخرها ندامه… عليك بالسواك فان السواك مطهره للفم و مرضاه للرّب و مجلاه للعين…. لا تغضب فاذا غضبت فاقعد و تفكر في قدره الرّب علي العباد و حلمه عنهم…». (34)
«از لجاجت بپرهيز كه آغاز آن جهل است و پايانش پشيماني، بر مسواك زدن مداومت بورز كه پاك كننده ي دهان و مورد رضايت خداوند و روشني بخش چشم است… خشم مگير و لكن هرگاه خشمگين شدي بنشين و در قدرت پروردگار بر بندگان و حلم و بخشش او نسبت به بندگان بينديش».
بسياري از عناوين اخلاقي ديگر كه در حوزه ي اخلاق فردي تعريف مي شود نيز، همگي در تعاليم نبي معظم (ص) به چشم مي خورد. براي نمونه، پيامبر در نامه اي به فرزندان عبدكلال مي فرمايند:
«… ان الصدقه لا تحل لمحمد و لا لأهل بيته، انما هو الزكاه تزكوا بها انفسكم…». (35)
«صدقه براي محمد و آل محمد حلال نيست، صدقه زكاتي است كه شما نفس خود را به وسيله ي آن پاك مي كنيد.»
و) اخلاق خانوادگي: مجموعه ي ارزش هاي اخلاقي كه در رابطه ي با ديگران مطرح مي شود، در گستره ي اخلاق اجتماعي است. از اين رو، اخلاق خانوادگي نيز در شمار اخلاق اجتماعي مي گنجد. از آن جا كه برخي از ارزش ها و اصول اخلاقي در محيط خانواده، حساسيت و اهميت بيشتري نسبت به ساير روابط اجتماعي پيدا مي كند لازم است كه به طور ويژه بررسي شود.
انسان بايد با همه خوش اخلاق باشد، اما در محيط خانواده اين موضوع حساسيت و اهميت بيشتري دارد؛ زيرا افراد بيشترين ارتباط را در محيط خانواده با هم دارند و بدخلقي يا خوش خويي اعضاي خانواده تأثير زيادي بر ساير اعضاي خانواده مي گذارد. از اين رو، پيامبر به طور ويژه فرموده اند:«احسن خلقك مع اهلك…». (36)
«اخلاقت را براي خانواده ات نيكو گردان.»
ارزش هاي اخلاقي كه در حوزه ي خانواده مطرح است، روابط ميان والدين و اولاد، روابط ميان همسران و روابط بين فرزندان را شامل مي شود. در اين جا مهمترين ارزش ها، آن هايي است كه بايد از سوي فرزندان در قبال والدين مراعات شود. لذا پيامبر اكرم(ص)، وقتي واليان را نصب مي كند و از آنها مي خواهد كه مردم را با معاني اخلاق آشنا سازند، تذكر مي دهد كه:
«… ان اكبر الكبائر عندالله يوم القيامه… عقوق الوالدين…». (37)
«به درستي كه از بزرگترين گناهان بزرگ نزد خداوند در قيامت… نارضايتي پدر و مادر و بدرفتاري با آنهاست.»
اين مجموعه از هنجارهاي اخلاقي به قدري اهميت دارد كه حتي در فضاي غير ايماني روي آن به طور ويژه تاكيد ورزيده و مي فرمايند:
«… الاسلام: الصوات الخمس… و بر الوالدين المشركين…». (38)
«اسلام نمازهاي پنج گانه است .. و نيكي به پدر و مادر (حتي) مشرك…»

9ـ اعطاي بينش و تغيير نگرش در باب اخلاق

يكي از مسايلي كه لازم است به منظور گسترش و تعميق و تصحيح اخلاق عمومي حل شود اين است كه مفاهيم اخلاقي و مصاديق واقعي آنها براي همه به درستي تبيين گردد. معمولاً ارزش هاي اخلاقي با برخي از ضد ارزش ها تركيب مي شود و به افراط و تفريط مي گرايد. با اين توضيح، نخستين گام براي توسعه ي اخلاق، اصلاح بينش هاي اخلاقي است تا بر اساس آن انگيزه ها و رفتارها نيز اصلاح شده و با الگوهاي عمل درست هماهنگي پيدا كند. مثلاً صبر و بردباري بسيار نيكوست و همه آن را مي ستايند، اما ممكن است با ظلم پذيري آميخته شود. يا غيرت بسيار ارزشمند است، اما در بعضي از موارد با تعصبات جاهلانه اشتباه مي شود.
نمونه ي اين مسايل در فرهنگ جاهلي پيش از اسلام بسيار بود كه پيامبر به اصلاح آنها همت گماشت و اعراب دوران جاهليت را به جايي رساند كه تا قرن ها در صدر جهان قرار داشتند. نمونه هايي از نوسازي فرهنگي پيامبر اكرم(ص)، در باب اخلاق عبارت است از تغيير عنوان غيرت از مصاديقي نظير زنده به گور كردن دختران، حذف مصداق جنگ طلبي و خونريزي هاي قبيله اي از ذيل مفهوم حميّت و مردانگي، تمايز تهور جاهلانه از شجاعت راستين و …

10ـ راهبرد تدريج در توسعه ي اخلاق

تحولات اجتماعي و فرهنگي بايد هوشمندانه مديريت شود و اصل تدريج با طراحي دقيق در آن ملاحظه شود. از آن جهت كه اخلاق با لايه هاي عميق شخصيتي و عادات مأنوس رفتاري سر و كار دارد، راهبرد تدريج در توسعه ي اخلاق از اهميت بيشتري برخوردار است. در سيره ي پيامبر، همواره اين اصل مراعات مي شد. در مورد معروف تحريم شراب اين امر در سه مرحله بيان شد: 1ـ بينش دهي: با بيان اين كه زيان هاي شراب از منافع آن بيشتر است؛ 2ـ تغيير انگيزه ها: با نهي غير تكليفي و ايجاد بي رغبتي و محدويت مصرف هنگام نماز؛ 3ـ‌تغيير رفتار و الگوي عمل: تحريم مطلق.
هم چنين پيامبر(ص) در حكم معاذ براي ولايت امري بلاد يمن مي فرمايد: ابتدا نماز، سپس روزه و بعد زكات را بر آنها تكليف كن. (39) در اين حكم، تكاليف شرعي از سهل به سخت تنظيم شده است. نماز در روز چند دقيقه بيشتر وقت نمي گيرد، روزه كمي سخت تر است و زكات دشوارترين آنهاست.
در فرمان به علاء حضرمي مي فرمايند: «وي را امر كردم تنها از خداوند متعال بپرهيزد و به او دستور دادم كه در بين شما نرم خو و خوش رفتار باشد و با احسان رفتار كند. (40) سپس پيامبر به علاء مي فرمايد:
«آنها را به نيكي دعوت كن. آنان را بخوان تا حقوق خدا را در اداي امانت رعايت كنند(41) … سپس براي آنها گناهان كبيره را مشخص كن و آنها را از هلاكتي كه به وسيله ي انجام دادن كباير پيش مي آيد بترسان، زيرا كباير هستند كه آدم را هلاك مي كنند…»
اگر از كباير دوري كردند پس آنها مسلمان، مؤمن، نيكوكار و پرهيزكار هستند و تقوا رعايت كرده اند. در آن هنگام، آنها را دعوت كن به عبادات، مانند روزه و نماز و خشوع و ركوع و سجود و توبه و نيكوكاري و ستايش خدا و لا اله الا الله گفتن و تسبيح و تكبير گفتن و صدقه، و بعد از آن، زكات و فروتني و سكينه و سكون و همدلي و دعا و تضرّع و اقرار به صدق بندگي براي او و كم شمردن اعمال نيك بسيار. پس هنگامي كه عبادت را تكميل كردند، آنها را به جهاد فراخوان و فضل جهاد را كه خداوند آنها را به آن تشويق فرموده برايشان آشكار كن. (42)
دين داري و زندگي با اصول اخلاقي بسيار لذت بخش و گواراست. اما اگر يك باره تمام برنامه هاي دين و ارزش هاي اخلاقي به كسي ارايه شود، گران و ناگوار است. اما كم كم مي توان گوارايي آن را چشيد و از لطف بي پايان خوبي ها و پاكي ها بهره مند شد و با شوق هر چه بيشتر گام برداشت و پيش رفت.

پي نوشت ها :

* دانش آموخته ي حوزه ي علميه ي قم، رئيس مركز مطالعات و پژوهش هاي اسلامي دانشگاه صنعتي شريف
1ـ معاني الاخبار، ص 191، بحارالانوار، ج 68، صص373 و 382.
2ـ کنزالعمال، ح 43542 و 5218 و 5217.
3ـ زرياب، عباس، سيره ي رسول الله از آغاز تا هجرت، ص 102.
4ـ «يا ايها المزمل قم الليل الا قليلاً نصفه او انقص منه قليلا او زد عليه ورتل القرآن ترتيلاً» (مزمل/ 4 ـ 1) «و من الليل فتهجد به نافله لک عسي ان يبعثک ربک مقاماً محموداً» (اسرا/ 79).
5ـ «کثره الاختلاف الي المساجد فذلکم الرباط.» (بحارالانوار، ج 74، ص 86).
6ـ «يا ايها الذين امنوا عليکم انفسکم لا يضرکم من ضل اذا هتديتم الي الله مرجعکم جميعاً فينبئکم بما کنتم تعملون» (مائده/ 105).
7ـ «من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم.»
8ـ جعفريان، رسول، سيره ي رسول اکرم، ص 634.
9ـ حجرات/ 13.
10ـ مکاتيب الرسول، ج 2، ص 595.
11ـ مائده/ 1.
12ـ همان، ص 519.
13ـ همان، ص 614.
14ـ جعفريان، رسول، سيره ي رسول خدا، ص 441.
15ـ نحل/ 128.
16ـ مکاتيب الرسول، ج 2، ص 595.
17ـ مکاتيب الرسول، ج 2، ص 519.
18ـ همان، ص 615.
19ـ مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 21، ص 122، مکاتيب الرسول، ج 2، ص 661.
20ـ جمعي از نويسندگان، اخلاق کاربردي، صص 287 ـ 313.
21ـ مکاتيب الرسول، ص 640.
22ـ جعفريان، رسول، سيره ي رسول اکرم، ص 449.
23ـ کنزالعمال حديث 11013.
24ـ حراني، شيخ ابومحمد، تحف العقول عن آل الرسول، ص 102.
25ـ همان، ص 27.
26ـ اندوروينست، ايدئولوژي هاي مدرن سياسي،ترجمه: ثابت فر، مرتضي، صص 291 ـ 330.
27ـ ميزان الحکمه، باب الارض، ح 480.
28ـ همان، باب الشجر، ح 9143.
29ـ همان، ح 6144.
30ـ Daniel Warner, Citizenship, Encyclopedia of Applied Ethics, Vol. 1, pp. 493500.
31ـ مظاهري سيف، حميدرضا، تحقق جامعه ي مدني، ص 127.
32ـ جعفريان، رسول، سيره ي رسول اکرم، ص 631.
33ـ مکاتيب الرسول، ج 2، ص 558.
34ـ تحف العقول، ص 26.
35ـ مکاتيب الرسول، ج 2، ص 573.
36ـ تحف العقول، ص 26.
37ـ همان، ص 573.
38ـ همان، ص 631.
39ـ جعفريان، رسول، سيره ي رسول اکرم، ص 449.
40ـ مکاتيب الرسول، ج 2، ص 618 و 619.
41ـ همان، صص 633 و 632.
42ـ همان، صص 639.

منبع: فصلنامه اخلاق 13-14
ادامه دارد…

مطالب مشابه