مبانی و مدل توسعه ی اخلاق در سیره ی نبوی و علوی (۱)

مبانی و مدل توسعه ی اخلاق در سیره ی نبوی و علوی (۱)

نویسنده:حمیدرضا مظاهری سیف*

چکیده

تتمیم مکارم اخلاق و به تعبیر دیگر، توسعه ی اخلاق از اهداف عالی دین اسلام است. و معیار حکومت اسلامی، همین توسعه ی اخلاق و حرکت به سوی تحقق آن است. این موضوع در سیره ی حکومتی پیامبر اکرم(ص) و امام علی (ع) به طور آشکار دیده می شود. از بررسی تطبیقی سیره ی نبوی و علوی در توسعه ی اخلاق به دو مدل توسعه ی اخلاق می رسیم که بخش های مشابه و متفاوت دارد و نشان می دهد که این مدل بر اساس مقتضیات زمان و مکان تحول پذیر است.
در این مقاله ده محور از مدل توسعه ی اخلاق در سیره ی نبوی و نیز ده محور در سیره ی علوی تبیین شده است. مدل نبوی را می توانیم تأسیسی و مدل علوی را اصلاحی بنامیم و ما امروز در حکومت اسلامی ایران به هر دو نیاز داریم، البته با تأکید بر مدل علوی؛ در عین حال که باید تفاوت های مقتضی این زمان را نیز ملاحظه کرد. حکومت اسلامی ایران تنها با پرداختن به موضوع توسعه ی اخلاق می تواند در مسیر تحقق اهداف والاتر و انسانی اسلام حرکت کند و نمونه ای از حکومت و جامعه اسلامی را به دنیا عرضه نماید.

مقدمه

هدف دین، رساندن انسان به کمال است و کمال آدمی در گرو تزکیه ی نفس و آراستگی به اخلاق نیکوست. نبی مکرم اسلام و نیز امامان معصوم (ع) گذشته از این که به تحکیم اعتقادات و تبیین شریعت می پرداختند، تزکیه ی نفوس و اصلاح اخلاقی جامعه ی اسلامی را نیز رسالت خود دانسته و در این راه می کوشیدند.
از آن رو که در جامعه ی اسلامی توسعه ی اخلاق و نشر فضایل اخلاقی ضرورت دارد و با وجود حکومت اسلامی این ضرورت دو چندان می شود، بررسی سیره ی اهل بیت در توسعه ی اخلاق نقشه ی راهی است تا حرکت به سوی جامعه ی آرمانی اسلام را نشان داده و هموار سازد.
برای مطالعه ی سیره ی عملی معصومین (ع) در باب توسعه ی اخلاق می توان حکومت نبوی، علوی و دوره ی کوتاه حکومت امام حسن مجتبی (ع) و ولایت عهدی امام رضا(ع) را بررسی نمود؛ زیرا این بزرگان شرایط اجتماعی زعامت و حکومت را پیدا کردند و کوشیدند تا الگو و نمونه ای از حکومت اسلامی را ارایه دهند و چه بسا در همین راستا مطالعه ی آیات و روایاتی که از حکومت امام زمان (عج) سخن می گویند نیز راهنما باشد.
در مقاله ی پیش رو سیره ی نبوی و علوی در اخلاق گستری بررسی شده است. اخلاق گستری در سیره ی نبوی و علوی تمام حوزه های اخلاق را فراگرفته و برخی از موضوعات اخلاق کاربردی (Applied-Ethiics) که در آن زمان موضوعیت داشته، مثل اخلاق شهروندی، اخلاق حکمرانی و کارگزاری، اخلاق جنگ و اخلاق محیط زیست را شامل می شود.
علت گزینش سیره ی نبوی و علوی این است که تفاوت های اجتماعی و سیاسی این دو دوران موجب شد که لایه های نهفته ی توسعه ی اخلاق در سیره ی نبوی، در سیره ی علوی شکوفا و کشف شود. بنابراین، مطالعه ی هر یک از این سیره ها به طور جداگانه ناقص خواهد بود. نه مطالعه ی سیره ی اخلاق گسترانه ی نبوی به تنهایی همه ی ابعاد و ظرفیت های خود را نشان می دهد و نه بررسی سیره ی علوی به تنهایی مبانی و ریشه های خود را نمایان می سازد.
بر این اساس، در سیره ی حکمرانی پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) به صورت مجموع، نمونه ی نسبتاً کاملی از مدل توسعه ی اخلاق قابل بازشناسی است که بررسی آنها در بازسازی مدلی برای توسعه ی اخلاق در حکومت اسلامی بسیار کارآمد و گره گشاست.

توسعه ی اخلاق در سیره ی نبوی (ص)

پیامبر اعظم (ص) برترین انسان و کامل ترین فرزندان آدم در برخورداری از فضایل و مکارم اخلاقی است. او با تمام وجود و شخصیتش فضایل و مکارم اخلاقی را تعریف می کرد و هنگامی که به عنوان حاکم در رأس حکومت اسلامی قرار گرفت، تمام ابعاد زندگی و رفتارهای فردی، اجتماعی و سیاسی اش بر اساس اخلاق و مبتنی بر اخلاق گستری بود و نمی توان به گزینش مواردی خاص بسنده کرد. با این وجود با مطالعه ی سیره ی آن حضرت مواردی خاص قابل بیان است.

۱ـ توسعه ی اخلاق؛ بلندترین چشم انداز حکومت پیامبر

یکی از راهکارهای تربیتی پیامبر در راستای اخلاق گستری این بود که رسالت عظیم خود را معطوف به توسعه و تتمیم مکارم اخلاق معرفی می کرد. کلام معروف آن حضرت که فرمودند: «انّما بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق» (۱) یا «انما بعثت لا تمم حسن الاخلاق» (۲)، مهمترین روش و راهکار برای تثبیت و تحکیم شأن و جایگاه اخلاق در شاکله ی شخصیتی مؤمنان و جامعه ی تحت فرمان ایشان بود.
این فرمایش پیامبر مانند این است که یک رییس جمهور بگوید همه ی اهداف و برنامه هایش در راستای تکمیل و تعالی فضایل و مکارم اخلاقی است و در عمل نیز برنامه هایش را بر همین اساس مبتنی سازد. در واقع، نخستین شعار دولت نبوی شعار توسعه ی اخلاق بود و تمام برنامه ها، تصمیمات و سیاست گذاری های آن در راستای توسعه ی اخلاق به عنوان برترین هدف اسلام و رسالت پیامبر صورت گرفته، معنی پیدا می کرد. و لذا بلندترین چشم انداز حکومت و رسالت پیامبر در این حدیث بیان گردیده است.

۲ـ تعادل فردگرایی و جمع گرایی در سیاست گذاری اخلاق گستری

فرموده ی پیشین از پیامبر اکرم (ص)، از این جهت که تتمیم مکارم اخلاق در فرد یا جامعه را منظور دارد، مطلق است و لذا شامل هر دو می شود. این دو در گرو یکدیگرند و برنامه ی توسعه ی اخلاق باید فرد و جامعه را هم زمان در نظر داشته باشد؛ زیرا اگر روی اخلاقی شدن افراد به تنهایی کار شود و ارزش های اخلاقی در عرصه ی جامعه ترویج نشود و ساختارهای اجتماعی بر شالوده ی اخلاق اصلاح نگردد، اخلاقی شدن افراد یعنی گسست آنها از نظام اجتماعی و این برنامه ای است که قطعاً با شکست مواجه خواهد شد.
از سوی دیگر، تلاش برای بازسازی ساختارها و نظام اجتماعی بر پایه ی ارزش های اخلاقی، بدون کوشش در جهت تربیت اخلاقی افراد جامعه، آب در هاون کوبیدن و بنایی پوشالین بر افراشتن است؛ چرا که تا اندیشه ها و اراده های افراد جامعه با ارزش های اخلاقی پرورش پیدا نکند، نظام ها و ساختارهای اجتماعی نمی توانند سامان اخلاقی بپذیرند. در فرهنگی که ارزش های اخلاقی روز به روز برجسته تر شده و مورد توجه و اهتمام قرار می گیرند می توان تحولات نظام اجتماعی را در راستای توسعه و تثبیت ارزش های اخلاقی مدیریت کرد.
پیامبر اعظم (ص) در مرحله ی نخست دارای خلوت ها و برنامه های ویژه ای برای خودسازی خود بودند و این سیره ای بود که پیش از بعثت در حرا (۳) داشتند، پس از آن نیز، به طور مستمر، در برنامه ی مشخص شب زنده داری و نماز شب آن را ادامه دادند. (۴) در بُعد اجتماعی نیز، نهاد مسجد را به عنوان مهمترین ساختار در جامعه ی اسلامی بنیان نهادند که هم کارکردهای علمی و آموزشی داشت و هم کارکردهای سیاسی و اجتماعی. (۵)
پیامبر با سیره ی جامع به مردم نیز توصیه می کردند، چه در تنهایی و چه در میان جمع، ارزش های اخلاقی را در خود تقویت کنند. به دیگر سخن، هم مراقب خود باشند (۶) و هم در گره گشایی از کار خلق بکوشند و از اهتمام به امور مسلمین غافل نشوند. (۷)

۳ـ ارایه ی الگوی کامل اخلاق

پیامبر اکرم(ص) اسوه ی حسنه ای بود که با خُلق عظیم و بی نظیرش در رأس حکومت قرار داشت و همواره در معرض مشاهده ی مردم بود. این مثل که «الناس علی دین ملوکهم» مصادیق حقیقی بسیاری دارد و بر گستره ی وسیعی از مردمان صدق می کند. وقتی مردم ببینند که حاکم شان با ایمان، پرهیزکارانه، زاهدانه و پاک زندگی می کند و شجاع و مهربان و پرتلاش و سخاوتمند و برخوردار از همه ی فضایل اخلاقی است، به تک تک این ارزش ها ایمان می آورند و برای برخورداری از آنها تلاش می کنند. برای نمونه، زهد نبی مکرم (ص) بسیار چشمگیر و گسترده بود. پیامبر(ص) زهد را نه تنها برای خود، بلکه برای نزدیکان و عزیزان خود نیز می خواست. ماجرای معروف پرده ی خانه ی حضرت زهرا و برخورد پیامبر با همسرانش که در قرآن بیان شده(۸)، شواهد گویایی در این باره هستند.

۴ـ معرفی الگوهای برجسته ی اخلاقی

پیامبر همواره کارهای خوب را ستایش کرده و افراد شایسته را مورد تکریم قرار می داد و آنها را به عنوان الگوهای اخلاقی معرفی می نمود تا ارزش های اخلاقی شناخته شده، در نظرها بزرگ و گرانبها شوند و مردم نمونه هایی زنده و حاضر از آن ملاحظه کنند. آنجا که پیامبر بر دست کارگر بوسه می زند یا اخلاص و شجاعت ابوذر را می ستاید و یا پاکی و خلوص عمار را تجلیل می کند، و از همه برتر، حضرت علی(ع) را بارها از جهت اخلاص، شجاعت، جود و بخشش، تقوا و پاکی و فضایل عقلانی به مردم معرفی می نماید، و سرانجام به جهت برخورداری از همین فضایل، به عنوان جانشین رسول الله(ص) برمی گزیند و تداوم حکومت اسلامی و قدرت در حوزه ی عمومی جامعه ی اسلامی را به او می سپارد، در راستای معرفی الگوهای برجسته تحلیل می شود.
در جامعه ی جاهلی که ارزش های جاهلی حاکم بود، شعرا اشعار کم مایه و مستهجن می سرودند یا زنان بی بند و بار و یا زورمندان زشت خو برتری داشتند، بدون ملاحظه ی معیارهای اخلاقی ستاره می شدند و نام و آوازه پیدا می کردند. در سیره ی نبوی تمام این معیارها کنار گذاشته شد و ارزش های معنوی و اخلاقی معیار برتری افراد قلمداد گردید. همان طور که قرآن می فرماید: «ان اکرمکم عندالله اثقاکم». (۹)

۵ـ اخلاق بندگی، اولین ماده در شرح وظایف کارگزاران

اگر انسان رابطه ی خود را با خداوند اصلاح کند، می تواند روابط خویش را با مردم نیز سامان دهد. پایبندی به اصول و ارزش های اخلاق بندگی، نسبت به سایر حوزه های اخلاق اولویت و ارجحیّت دارد؛ به این معنی که آراستگی به هنجارها و فضایل اخلاقی در مسیر ارتباط با حق تعالی، ضامن پایبندی به ارزش ها و مکارم اخلاقی در ارتباط و تعامل با بندگان اوست.
کسی که اصل اساسی تقوا را در رابطه ی با پروردگار مراعات می کند، نمی تواند در رابطه ی با مردم ستم پیشه باشد و با فریبکاری و حق کشی رفتار کند. به این علت، پیامبر اعظم (ع)، در احکامی که برای والیان و امیران حکومتی صادر می کردند، توصیه ی به تقوا را در صدر حکم خود آورده و اولین تکلیف و مأموریت امرای خود را پرهیزکاری قرار می دادند. در حکم معاذ، هنگامی که به فرمانروایی یمن منسوب گردید، می فرماید:
«بسم الله الرحمن الرحیم امرته بتقوی الله العظیم و العمل بکتابه و سنه رسول الله…»(۱۰)
و حکم عمربن حزم را این گونه آغاز می کنند:
«بسم الله الرحمن الرحیم (یا ایها الذین امنوا اوفوا بالعقود) (۱۱) عهداً من رسول الله لعمربن حزم حین بعثه الی الیمن. امره بتقوی الله فی امر کله فان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون…» (۱۲)
به نام خداوند بخشنده ی مهربان. ای کسانی که ایمان آورده اید به پیمان ها و قراردادها وفا کنید. این عهدی است از جانب رسول الله به عمربن حزم هنگامی که او را به یمن فرستاد. دستور داد او را به رعایت تقوای الهی در تمام امور و شؤونات زندگی؛ زیرا خداوند متعال همیشه همراه کسانی است که تقوا را رعایت می کنند و کسانی که اهل احسان هستند.
در سایر احکام و فرمان ها نیز رسول الله (ص) همین گونه عمل می کردند. (۱۳)
از بریده ی اسلمی نقل شده که رسول خدا(ص) وقتی امیری را به فرماندهی سریّه ای می فرستاد، او را به طور خاص به تقوای الهی توصیه می کرد. (۱۴) در سیره ی سیاسی ـ‌ اخلاقی پیامبر، ملازمت تقوا به عنوان اولین و اساسی ترین اصل اخلاق بندگی است که سایر ارزش های اخلاقی در حوزه های گوناگون هنجارشناسی اخلاق اسلامی را به دنبال دارد.

۶ـ‌ تأکید بر اخلاق سیاسی در احکام انتساب والیان

اخلاق سیاسی، یعنی ملاحظه ی مصالح و منافع مردم از سوی حاکم که با تکیه بر اصل تقوا به مطمئن ترین صورت ممکن محقق می شود. در صورتی که زمامداران تقوا داشته باشند، لزوماً اهل احسان و نیکی به خلق خدا خواهند بود و دست کم خیانت و بدی در حق بندگان او روا نخواهند داشت. هم از این رو، قرآن کریم نیکوکاری را پس از تقوا و ملازم با آن یاد کرده و می فرماید: «ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون». یعنی: «قطعاً خداوند با کسانی است که پرهیزکار و نیکوکارند». (۱۵)
اما پیامبر در احکام و فرمان های امیران، با این که آنها را به تقوا سفارش می کردند، اصول اخلاق سیاسی را نیز تذکر می دادند. مثلاً در حکم معاذ پس از امر به تقوا می فرمایند:
«… و ان یکون لهم اباً رحیماً یتفقّد صلاح امورهم، یجز المحسن بإحسانه و یأخذ علی یدالمسیء بالمعروف و انّی لم ابعث علیکم معاذاً ربّاً و انما بعثته اخاً و معلماً و متنفذاً لامرالله…». (۱۶)
«… و این که پدر مهربان و دلسوزی برای آنها باشد؛ همیشه صلاح کار آنها را رعایت کند، نیکوکار را به نیکی جزا بدهد و خطاکار را به معروف دست گیر و راهنمایی کند. آگاه باشید که من معاذ را نفرستادم تا مالک شما باشد، بلکه او را فرستادم تا برادر، معلم و مجری امر خدا در بین شما باشد».
وقتی در شخصیت حکمران و سیاستمدار، تقوا رسوخ یافته و تثبیت شده باشد، رعایت حق و پرهیز از ظلم و تعدی را نتیجه می دهد. لذا پیامبر اکرم(ص) در حکم عمربن حزم، پس از امر به تقوا می فرمایند:
«… أمره ان یاخذ الحق کما امره ان یبشر الناس بالخیر و یأمرهم به… یخبر الناس بالذی لهم و الذی علیهم و یلیّن لهم فی الحق و یشتد علیهم فی الظلم فإن الله کرّه الظلم و نهی عنه و …». (۱۷)
«به او دستور داد که حق را بستاند، و هم چنین دستور داد که مردم را به خوبی بشارت و به نیکی فرمان دهد، مردم را به وظایفی که باید انجام دهند و حقوقی که برای آنها است آگاه کند، و در حق با آنها نرم و خوش خو باشد و در ظلم با آنها شدید و سخت رفتار کند؛ چرا که خداوند متعال از ظلم نفرت دارد و از آن نهی کرده است».
این همه تأکید و جدیّت رسول معظم (ص) بر اصول اخلاق بندگی و ارزش های اخلاق سیاسی در این راستا قرار دارد که رسالت اصیل دین و حکومت دینی، توسعه ی اخلاق و نهادینه سازی ارزش های اخلاقی است. هم از این رو، در کتب تاریخی، ماهیت و محتوای فرامین پیامبر به امرا و مهم ترین مأموریتی که همواره به آنها گوشزد می کردند این طور بیان شده است:
«… و اخذهم باخلاق الله وأحملهم علیها فأنّ الله تعالی یحبُّ معالی الاخلاق و یبغض مذامّها». (۱۸)
«و آنها را الزام کن به رعایت اخلاق الهی و وادارشان کن به عمل بدان؛ همانا خداوند متعال اخلاق نیک را دوست دارد و از اخلاق بد تنفّر دارد».

۷ـ مهندسی ارزش در فرهنگ سیاسی با محوریت ارزش های اخلاقی

پیامبر سطح انتظارات مردم از یک والی جامعه ی اسلامی را در اندازه ی یک استاد اخلاق و راهنمای معنوی ارتقا می دادند و او را از این که صرفاً تأمین کننده ی رفاه و سرخوشی مردم باشد و به خواب و خوراک آنها برسد، فراتر می بردند. برای نمونه، در معرفی نامه ی حاکم مکه به مردم این شهر می فرماید:
«من محمد رسول الله إلی جیران بیت الله الحرام… و قد قلّد محمد رسول الله عتاب بن اسید احکامکم و مصالحکم و قد فوّض الیه تنبیه غافلکم و تعلیم جاهلکم و تقویم أود مضطربکم و تأدیب من زال عن ادب الله منکم». (۱۹)
«از محمد رسول خدا به همسایگان بیت الله الحرام و .. و محمد رسول خدا حکومت شما را به عتاب بن اسید موکول کرد و به او تکلیف کرد که در میان شما غافل را آگاه کند و جاهل را تعلیم دهد. و هر کس از شما مشکلی دارد، او را بر رفع آن اعانت کند و کج روی های او را اصلاح کند و کسی که از آداب الهی دور شود بدان آداب وادارد.
وقتی زاویه ی دید مردم به حاکم این گونه طراحی شود، چهار پیامد مبارک در راستای نهادینه سازی اخلاق روی می دهد که هر کدام به نوبه ی خود گام بلندی در دستیابی به جامعه ی ایده آل اخلاقی است:
اولاً، پیامبر با این استراتژی تمام مردم را بسان دیدبانانی بر حاکم می گمارد تا او نتواند از ارزش های اخلاقی فاصله بگیرد؛ زیرا تغییر نگرش مردم نسبت به حاکم و نقش و کارکرد اجتماعی او موجب می شود که اگر کسی از این نقش فاصله گرفت یا کارکردهای مورد انتظار را بروز نداد، با نوعی بحران مشروعیت مواجه شود و صلاحیّت او برای احراز آن منصب مورد تردید و انکار قرار گیرد.
ثانیاً، با این تغییر نگرش، پنداره و تصویر حاکم از خویش نیز تغییر می کند و به جای یک شخصیت عادی، شخصیتی با ویژگی های شاخص اخلاقی جایگزین می شود. در واقع، با توجه به نگرش های اجتماعی نسبت به زمامدار، نوعی اصلاح هویّتی در او اتفاق می افتد، و به این ترتیب، توقع و انتظارات والی از خودش نیز سمت و سویی اخلاقی پیدا می کند.
ثالثاً، کسی به خود اجازه نمی دهد که کاری خلاف اخلاق از حاکم مطالبه کند و طرح درخواست ها و پیشنهادهای ضد اخلاق بسیار دشوار می شود. کسی که چنین قصدی کند با تنش های درونی سختی درگیر می شود؛ زیرا باید کاملاً برخلاف جریان فرهنگی حرکت کند. به این ترتیب، تصمیم گیری به منظور تطمیع یا هر خلاف دیگر هزینه بر و دشوار می شود.
رابعاً، رسول الله با این استراتژی، نوعی مهندسی فرهنگی و تنظیم توقعات عمومی در جهت هنجارهای اخلاقی، یا به عبارتی، نوعی فشار هنجاری از سوی جامعه ایجاد می کند که در شرایط وسوسه انگیز و خطرناک به حاکم کمک کند و نگذارد که انگیزه های منفی بر انگیزه های مثبت غالب شود.

۸ـ جامع نگری در ارزش های اخلاقی

رسول اکرم(ص)، تمام ارزش های اخلاقی را مد نظر داشته و تربیت افراد و اصلاح جامعه را بر اساس آن ها قرار داده بود. نه عبادت را تنها خدمت خلق می دانست و نه کسی را که دست از کار و تلاش برای زندگی کشیده و به گوشه ی مسجد خزیده بود، می ستود. نه در رویارویی با ظلم و کفر، ساکت و سیلی پذیر بود و نه در رزم و کشاکش جهاد، حقوق انسانی را فراموش می کرد.
ارزش های اخلاقی با یکدیگر مرتبطند و تجزیه ی آنها به تضییع شان منجر می شود. در حکومت اسلامی، باید همه ی ارزش ها در برنامه ی تتمیم مکارم اخلاقی دیده شوند و رشد اخلاقی به صورت متوازن و فراگیر دنبال شود. در این جا نمونه های برجسته ای از ارزش های گوناگون مورد تأکید پیامبر(ص)، را می آوریم.
الف) اخلاق جنگ: یکی از حوزه های اخلاق سیاسی، اخلاقیات مربوط به جنگ است که امروزه تحت عنوان «حقوق بشر دوستانه» در مجامع جهانی دنبال می شود. درباره ی جنگ از دیدگاه اخلاقی نظریات گوناگونی مطرح شده است. (۲۰) رویکرد پیامبر اساساً بر عدم جنگ بود و همواره به صلح و دوستی و زندگی مسالمت آمیز دعوت می کرد. آن حضرت تنها با پیشوایان کفر و سردمداران ستمگری که حقوق اولیه ی مردم را ضایع می کردند و اجازه ی تفکر و انتخاب هدایت را به دیگران نمی دادند می جنگیدند و در این موارد نیز همواره به سپاهیان توصیه می کردند که در عین تقویت نیرو و شهامت در رزم، آغاز کننده ی جنگ نباشند.
«… فاذا خرجتم تقاتلون فی سبیل الله غضباً الله و نصراً لدینه فمن لقاهم من الناس فلیدعوهم الی مثل الذی دعاهم الیه من کتاب الله و اسلامه و احسانه و تقواه و عبادته و هجرته، فمن اتبعتم فهم المستجیب والمؤمن المحسن التقی العابد المهاجر له ما لکم و علیه ما علیکم، و من عاهدتم و اعطیتموهم ذمه الله فاوفوا له بها. و من اسلم و اعطاکم الرضا فهو منکم و انتم منهم، و من قاتلکم علی هذا من بعد ما بینّتموه له فقاتلوه، و من حاربکم فحاربوه، و من کایدکم فکایدوه، و من جمع لکم فاجمعوا له او غالکم فغولوه، أو خادعکم فخادعوه من غیر ان تعتدوا، او ماکرکم فامکروا به من غیر ان تعتدوا سراً و علانیه؛ فإنّه من ینتصر من بعد ظلمه فاولئک ما علیهم من سبیل.» (۲۱)
«هنگامی که برای جهاد در راه خدا خروج می کنید و خروجتان به علت خشم برای خدا و یاری دین اوست… هر کسی را که ملاقات کنید او را به اسلام و قرآن و نیکوکاری و پرهیزکاری و عبادت و هجرت در راه خدا، دعوت کنید. هر کس از شما تبعیت کند پس او پذیرنده، مومن، با احسان، متقی، عابد و مهاجر است. هر حقی برای شما هست، برای او هم هست و هر وظیفه ای که بر عهده ی شما هست، او هم بدان مکلف است. با هر کسی از آنها پیمانی بستید پیمان خود را رعایت کنید،‌ و هر کس اسلام بیاورد و به احکام شما رضایت دهد، پس او از شما است و شما از او هستید، و هر کس به خاطر این مطالب با شما بجنگد بعد از این که این مطالب را برای او توضیح دادید، با او بجنگید، و هر کسی که برای شما نقشه ای بکشد برای او نقشه بکشید، و هر کسی که علیه شما نیرو جمع کند شما هم علیه او نیرو جمع کنید، و هر که با شما حیله و مکر کند، شما هم با او چنان کنید، بدون اینکه تعدی کنید، چون که هر کسی که به وی ظلم شود و از خود دفاع کند، سزاوار نکوهش نیست.»
رسول الله، برخلاف این دیدگاه که می گوید از هر دری که جنگ وارد شود اخلاق می گریزد، هرگاه فرمانده ای را به جنگ می فرستادند کوله باری از توصیه های اخلاقی را با او همراهی کرده، می فرمود: به نام خدا و در راه خدا پیکار کن، با کافران به نام خدا بجنگ. جنگ کن، اما غدر مکن، مثله مکن، کودکان را مکش و …». (۲۲) هم چنین توصیه می فرمودند: پیرمرد سالخورده، بچه ی کوچک و زنی را نکشید و …(۲۳)
ب) اخلاق اجتماعی، اخلاق اخوت: در حوزه ی اخلاق اجتماعی اسلام، مهمترین و زیربنایی ترین ارزش اخلاقی، اخوت و برادری است. پیامبر(ص) در یک برنامه ی باشکوه این ارزش را جاری ساخت و حقوق سه گانه ی دعا، دیدار و شفاعت را بر اساس آن تثبیت فرمود.
عهد اخوت با تحکیم محبت و مودت در دلهای مسلمین و ابراز آن، ناهنجاری های اخلاقی را مثل برگ خشکیده از دل های ایشان فروریخته و ارزش های اخلاقی را بسان شکوفه های بهاری می شکوفاند.
پیامبر اسلام اساس دین خود را بر محبت نهاده و می فرمود: «التودّد نصف الدین»؛ (۲۴) «مهرورزی نیمی از دین است».
پیامبر اکرم(ص)، فرهنگ مهرورزی و دیگرخواهی را با توصیه های مانند مورد زیر در جامعه ی اسلامی تثبیت می کرد:
«اخلاق خود را برای خانواده و همسایگان و کسانی که با آنها رابطه و همنشینی دارید نیکو گردانید… آن چه برای خود نمی پسندید برای دیگران هم ناپسند دارید و آن چه برای خود دوست دارید برای دیگران هم بخواهید.» (۲۵)
ج ) اخلاق محیط زیست: اخلاق محیط زیست به طور سنتی موضوع دغدغه های اخلاقی بوده است، اما تحولات اخیر در این زمینه موجب بسط و گسترش دل مشغولی در طی چند مرحله شده است. ابتدا حیوانات، سپس کل موجودات زنده و سرانجام مجموعه هایی نظیر جمعیت، جوامع گیاهی، اکوسیستم، دریاچه ها، جویبارها و کوه ها.
رسول اکرم(ص) درباره ی محیط زیست بسیار حساس بود؛ مسئله ای که با توسعه و پیشرفت لجام گسیخته تکنولوژی به بحران تبدیل شده و در پی به خطر افتادن محیط زیست، حیات انسان نیز مورد تهدید قرار گرفته است. مخاطرات زیست محیطی تا جایی اهمیت پیدا کرده که جریان ها و نهضت های اجتماعی ایجاد کرده و حتی بحران های سیاسی به وجود آورده است. (۲۶)
اما پیامبر اسلام، فارغ از چنین شرایطی، به اخلاق محیط زیست توجه داشته و می فرمود:
«ما من نبت ینبت الا و یحفّه ملک موکّل به حتی یحصده، فانّما امریء و طی ذلک النبت یلعنه ذلک الملک. (۲۷)
«هیچ گیاهی نمی روید مگر این که فرشته ای موکل اوست تا هنگامی چیدن آن فرا رسد. پس اگر کسی آن را تباه کند آن فرشته او را لعنت می کند.
«من نصب شجره و صبر علی حفظها و القیام علیها حتی تثمر، کان له فی کل شیء یصاب من ثمرها صدقه عندالله.» (۲۸)
«کسی که درختی بکارد و در نگهداری و مراقبت آن بردباری ورزد تا این که به بار نشیند، هر چه از ثمر آن مفید افتد و به کار آید برای او صدقه محسوب می شود.
«ما من امری یحیی ارضاً فتشرب منها کبد حرّی او تصیب منها عافیه الا کتب الله تعالی له به اجراً.» (۲۹)
«کسی نیست که زمینی را آباد کند پس تشنه ای از آن بنوشد یا از آن سلامتی حاصل شود، مگر این که خدای تعالی برای او پاداشی می نویسد.»
از دیدگاه پیامبر (ص)، تمام عالم زنده و ذاکر خداوند است و انسان بر تمام موجودات برتری داده شده، ولی این برتری نوعی مسوولیت است و نباید از حدود طبیعی فراتر رود. انسان می تواند از طبیعت برای رفاه و راحتی و لذت خود استفاده کند و خداوند همه را مسخّر او قرار داده است، اما لازم است که عاقلانه و مسوولانه از آن استفاده کند و شکرگزار لطف خداوند باشد و به الطاف او تعدّی نکرده و آن را تباه نسازد، بلکه در پرورش آن بکوشد و بسان امانتی محترم یا هدیه ای از سوی محبوب و معبود آن را پاس بدارد و ارج گذارد.
د) اخلاق شهروندی در رابطه با غیر مسلمان: شهروندی، به رسمیت شناختن موقعیت افراد در یک جامعه است که به موجب آن، در قبال مسوولیت ها و وظایفی از حقوق و مزایایی (۳۰) برخوردار می شوند. پیامبر در حوزه ی روابط اجتماعی بین مسلمین چیزی فراتر از اخلاق شهروندی، یعنی اخلاق اخوّت را، با تکیه بر حرمت و محبت دینی مطرح می کردند، ولی در روابط با اهل کتاب با تأکید بر کرامت انسانی، اصول اخلاق شهروندی را رواج داده و در قانون اساسی مدینه نهادینه کردند. (۳۱)
ایشان به غیر مسلمانان از اهل کتاب حرمت می نهاد و هیچ گاه راضی نبود که کسی با جبر و اکراه اسلام آورد. حتی هنگامی که با اقتدار کامل مکه را فتح کردند، تعداد زیادی از اهل مکه بر کفر خود باقی بودند و تا سال ها پس از آن به اسلام گرایش پیدا نکردند. (۳۲) و همیشه این نکته را به والیانش نیز تذکر می داد که: «من کان علی یهودیّته او نصرانیّته فانه لایفتن عنها، علیه الجزیه علی کان حالم ذکر أو أنثی…، فمن ادّی ذلک الی رسول الله فإن له ذمّه الله و ذمه رسوله…»؛ (۳۳) «هر کسی که بر دین یهودیت و یا مسیحیت باقی مانده است از باقی ماندن بر این دین ها نهی نمی شود، و کسی که به سن تکلیف رسیده از آنها مردان و زنانشان باید مالیات ویژه ی اهل کتاب را بدهند. پس هر کس که این جزیه را پرداخت کند، در حمایت خدا و رسول است.»
ه) اخلاق فردی: دسته ای از ارزش های اخلاقی، بدون ملاحظه ی رابطه ی فرد با دیگران و تنها در رابطه ی درونی هر کس با خود تحقق می یابد و البته نمودهای بیرونی آشکاری دارد؛ مثل صبر، یعنی قدرت تحمل و بردباری در سختی ها، یا تزکیه ی نفس، یعنی زدودن زشتی های خُلقی و تلاش برای آراستگی به مکارم. فضایلی از این دست در شمار اخلاق فردی است. پیامبر در بین اصحاب خود، هر کس را به اندازه ی توانایی و ظرفیتش، با این بخشش از ارزش های اخلاقی آشنا کرده و به آن دعوت می کردند.
برای نمونه، در وصیت به حضرت علی(ع)، که حاوی نکات ارزشمندی درباره ی اخلاق فردی و سایر حوزه های اخلاقی است می فرمایند:
«ایاک و اللجاجه فأن اولها جهل و آخرها ندامه… علیک بالسواک فان السواک مطهره للفم و مرضاه للرّب و مجلاه للعین…. لا تغضب فاذا غضبت فاقعد و تفکر فی قدره الرّب علی العباد و حلمه عنهم…». (۳۴)
«از لجاجت بپرهیز که آغاز آن جهل است و پایانش پشیمانی، بر مسواک زدن مداومت بورز که پاک کننده ی دهان و مورد رضایت خداوند و روشنی بخش چشم است… خشم مگیر و لکن هرگاه خشمگین شدی بنشین و در قدرت پروردگار بر بندگان و حلم و بخشش او نسبت به بندگان بیندیش».
بسیاری از عناوین اخلاقی دیگر که در حوزه ی اخلاق فردی تعریف می شود نیز، همگی در تعالیم نبی معظم (ص) به چشم می خورد. برای نمونه، پیامبر در نامه ای به فرزندان عبدکلال می فرمایند:
«… ان الصدقه لا تحل لمحمد و لا لأهل بیته، انما هو الزکاه تزکوا بها انفسکم…». (۳۵)
«صدقه برای محمد و آل محمد حلال نیست، صدقه زکاتی است که شما نفس خود را به وسیله ی آن پاک می کنید.»
و) اخلاق خانوادگی: مجموعه ی ارزش های اخلاقی که در رابطه ی با دیگران مطرح می شود، در گستره ی اخلاق اجتماعی است. از این رو، اخلاق خانوادگی نیز در شمار اخلاق اجتماعی می گنجد. از آن جا که برخی از ارزش ها و اصول اخلاقی در محیط خانواده، حساسیت و اهمیت بیشتری نسبت به سایر روابط اجتماعی پیدا می کند لازم است که به طور ویژه بررسی شود.
انسان باید با همه خوش اخلاق باشد، اما در محیط خانواده این موضوع حساسیت و اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا افراد بیشترین ارتباط را در محیط خانواده با هم دارند و بدخلقی یا خوش خویی اعضای خانواده تأثیر زیادی بر سایر اعضای خانواده می گذارد. از این رو، پیامبر به طور ویژه فرموده اند:«احسن خلقک مع اهلک…». (۳۶)
«اخلاقت را برای خانواده ات نیکو گردان.»
ارزش های اخلاقی که در حوزه ی خانواده مطرح است، روابط میان والدین و اولاد، روابط میان همسران و روابط بین فرزندان را شامل می شود. در این جا مهمترین ارزش ها، آن هایی است که باید از سوی فرزندان در قبال والدین مراعات شود. لذا پیامبر اکرم(ص)، وقتی والیان را نصب می کند و از آنها می خواهد که مردم را با معانی اخلاق آشنا سازند، تذکر می دهد که:
«… ان اکبر الکبائر عندالله یوم القیامه… عقوق الوالدین…». (۳۷)
«به درستی که از بزرگترین گناهان بزرگ نزد خداوند در قیامت… نارضایتی پدر و مادر و بدرفتاری با آنهاست.»
این مجموعه از هنجارهای اخلاقی به قدری اهمیت دارد که حتی در فضای غیر ایمانی روی آن به طور ویژه تاکید ورزیده و می فرمایند:
«… الاسلام: الصوات الخمس… و بر الوالدین المشرکین…». (۳۸)
«اسلام نمازهای پنج گانه است .. و نیکی به پدر و مادر (حتی) مشرک…»

۹ـ اعطای بینش و تغییر نگرش در باب اخلاق

یکی از مسایلی که لازم است به منظور گسترش و تعمیق و تصحیح اخلاق عمومی حل شود این است که مفاهیم اخلاقی و مصادیق واقعی آنها برای همه به درستی تبیین گردد. معمولاً ارزش های اخلاقی با برخی از ضد ارزش ها ترکیب می شود و به افراط و تفریط می گراید. با این توضیح، نخستین گام برای توسعه ی اخلاق، اصلاح بینش های اخلاقی است تا بر اساس آن انگیزه ها و رفتارها نیز اصلاح شده و با الگوهای عمل درست هماهنگی پیدا کند. مثلاً صبر و بردباری بسیار نیکوست و همه آن را می ستایند، اما ممکن است با ظلم پذیری آمیخته شود. یا غیرت بسیار ارزشمند است، اما در بعضی از موارد با تعصبات جاهلانه اشتباه می شود.
نمونه ی این مسایل در فرهنگ جاهلی پیش از اسلام بسیار بود که پیامبر به اصلاح آنها همت گماشت و اعراب دوران جاهلیت را به جایی رساند که تا قرن ها در صدر جهان قرار داشتند. نمونه هایی از نوسازی فرهنگی پیامبر اکرم(ص)، در باب اخلاق عبارت است از تغییر عنوان غیرت از مصادیقی نظیر زنده به گور کردن دختران، حذف مصداق جنگ طلبی و خونریزی های قبیله ای از ذیل مفهوم حمیّت و مردانگی، تمایز تهور جاهلانه از شجاعت راستین و …

۱۰ـ راهبرد تدریج در توسعه ی اخلاق

تحولات اجتماعی و فرهنگی باید هوشمندانه مدیریت شود و اصل تدریج با طراحی دقیق در آن ملاحظه شود. از آن جهت که اخلاق با لایه های عمیق شخصیتی و عادات مأنوس رفتاری سر و کار دارد، راهبرد تدریج در توسعه ی اخلاق از اهمیت بیشتری برخوردار است. در سیره ی پیامبر، همواره این اصل مراعات می شد. در مورد معروف تحریم شراب این امر در سه مرحله بیان شد: ۱ـ بینش دهی: با بیان این که زیان های شراب از منافع آن بیشتر است؛ ۲ـ تغییر انگیزه ها: با نهی غیر تکلیفی و ایجاد بی رغبتی و محدویت مصرف هنگام نماز؛ ۳ـ‌تغییر رفتار و الگوی عمل: تحریم مطلق.
هم چنین پیامبر(ص) در حکم معاذ برای ولایت امری بلاد یمن می فرماید: ابتدا نماز، سپس روزه و بعد زکات را بر آنها تکلیف کن. (۳۹) در این حکم، تکالیف شرعی از سهل به سخت تنظیم شده است. نماز در روز چند دقیقه بیشتر وقت نمی گیرد، روزه کمی سخت تر است و زکات دشوارترین آنهاست.
در فرمان به علاء حضرمی می فرمایند: «وی را امر کردم تنها از خداوند متعال بپرهیزد و به او دستور دادم که در بین شما نرم خو و خوش رفتار باشد و با احسان رفتار کند. (۴۰) سپس پیامبر به علاء می فرماید:
«آنها را به نیکی دعوت کن. آنان را بخوان تا حقوق خدا را در ادای امانت رعایت کنند(۴۱) … سپس برای آنها گناهان کبیره را مشخص کن و آنها را از هلاکتی که به وسیله ی انجام دادن کبایر پیش می آید بترسان، زیرا کبایر هستند که آدم را هلاک می کنند…»
اگر از کبایر دوری کردند پس آنها مسلمان، مؤمن، نیکوکار و پرهیزکار هستند و تقوا رعایت کرده اند. در آن هنگام، آنها را دعوت کن به عبادات، مانند روزه و نماز و خشوع و رکوع و سجود و توبه و نیکوکاری و ستایش خدا و لا اله الا الله گفتن و تسبیح و تکبیر گفتن و صدقه، و بعد از آن، زکات و فروتنی و سکینه و سکون و همدلی و دعا و تضرّع و اقرار به صدق بندگی برای او و کم شمردن اعمال نیک بسیار. پس هنگامی که عبادت را تکمیل کردند، آنها را به جهاد فراخوان و فضل جهاد را که خداوند آنها را به آن تشویق فرموده برایشان آشکار کن. (۴۲)
دین داری و زندگی با اصول اخلاقی بسیار لذت بخش و گواراست. اما اگر یک باره تمام برنامه های دین و ارزش های اخلاقی به کسی ارایه شود، گران و ناگوار است. اما کم کم می توان گوارایی آن را چشید و از لطف بی پایان خوبی ها و پاکی ها بهره مند شد و با شوق هر چه بیشتر گام برداشت و پیش رفت.

پی نوشت ها :

* دانش آموخته ی حوزه ی علمیه ی قم، رئیس مرکز مطالعات و پژوهش های اسلامی دانشگاه صنعتی شریف
۱ـ معانی الاخبار، ص ۱۹۱، بحارالانوار، ج ۶۸، صص۳۷۳ و ۳۸۲.
۲ـ کنزالعمال، ح ۴۳۵۴۲ و ۵۲۱۸ و ۵۲۱۷.
۳ـ زریاب، عباس، سیره ی رسول الله از آغاز تا هجرت، ص ۱۰۲.
۴ـ «یا ایها المزمل قم اللیل الا قلیلاً نصفه او انقص منه قلیلا او زد علیه ورتل القرآن ترتیلاً» (مزمل/ ۴ ـ ۱) «و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک ربک مقاماً محموداً» (اسرا/ ۷۹).
۵ـ «کثره الاختلاف الی المساجد فذلکم الرباط.» (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۶).
۶ـ «یا ایها الذین امنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا هتدیتم الی الله مرجعکم جمیعاً فینبئکم بما کنتم تعملون» (مائده/ ۱۰۵).
۷ـ «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم.»
۸ـ جعفریان، رسول، سیره ی رسول اکرم، ص ۶۳۴.
۹ـ حجرات/ ۱۳.
۱۰ـ مکاتیب الرسول، ج ۲، ص ۵۹۵.
۱۱ـ مائده/ ۱.
۱۲ـ همان، ص ۵۱۹.
۱۳ـ همان، ص ۶۱۴.
۱۴ـ جعفریان، رسول، سیره ی رسول خدا، ص ۴۴۱.
۱۵ـ نحل/ ۱۲۸.
۱۶ـ مکاتیب الرسول، ج ۲، ص ۵۹۵.
۱۷ـ مکاتیب الرسول، ج ۲، ص ۵۱۹.
۱۸ـ همان، ص ۶۱۵.
۱۹ـ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۱۲۲، مکاتیب الرسول، ج ۲، ص ۶۶۱.
۲۰ـ جمعی از نویسندگان، اخلاق کاربردی، صص ۲۸۷ ـ ۳۱۳.
۲۱ـ مکاتیب الرسول، ص ۶۴۰.
۲۲ـ جعفریان، رسول، سیره ی رسول اکرم، ص ۴۴۹.
۲۳ـ کنزالعمال حدیث ۱۱۰۱۳.
۲۴ـ حرانی، شیخ ابومحمد، تحف العقول عن آل الرسول، ص ۱۰۲.
۲۵ـ همان، ص ۲۷.
۲۶ـ اندوروینست، ایدئولوژی های مدرن سیاسی،ترجمه: ثابت فر، مرتضی، صص ۲۹۱ ـ ۳۳۰.
۲۷ـ میزان الحکمه، باب الارض، ح ۴۸۰.
۲۸ـ همان، باب الشجر، ح ۹۱۴۳.
۲۹ـ همان، ح ۶۱۴۴.
۳۰ـ Daniel Warner, Citizenship, Encyclopedia of Applied Ethics, Vol. 1, pp. 493500.
۳۱ـ مظاهری سیف، حمیدرضا، تحقق جامعه ی مدنی، ص ۱۲۷.
۳۲ـ جعفریان، رسول، سیره ی رسول اکرم، ص ۶۳۱.
۳۳ـ مکاتیب الرسول، ج ۲، ص ۵۵۸.
۳۴ـ تحف العقول، ص ۲۶.
۳۵ـ مکاتیب الرسول، ج ۲، ص ۵۷۳.
۳۶ـ تحف العقول، ص ۲۶.
۳۷ـ همان، ص ۵۷۳.
۳۸ـ همان، ص ۶۳۱.
۳۹ـ جعفریان، رسول، سیره ی رسول اکرم، ص ۴۴۹.
۴۰ـ مکاتیب الرسول، ج ۲، ص ۶۱۸ و ۶۱۹.
۴۱ـ همان، صص ۶۳۳ و ۶۳۲.
۴۲ـ همان، صص ۶۳۹.

منبع: فصلنامه اخلاق ۱۳-۱۴
ادامه دارد…

مطالب مشابه