حرف زدن به زبان دست‌ها

حرف زدن به زبان دست‌ها

نويسنده:فخري السادات خليفه‌سلطاني

يکي از مهم‌ترين مهارت‌هايي که مي‌تواند درباره روان‌شناسي افراد به ما اطلاعات باارزشي بدهد، ارتباطات غيرکلامي است. واقعيت اين است که ما ايرانيان از اين مهارت کمتر برخورداريم و نمي‌توانيم از حالت‌هاي غيرکلامي افراد، افکار آنها را بخوانيم. اين مقدمه‌اي بود تا شما را با 3 حالت غيرکلامي دست آشنا کنيم…

1- دست به سينه کامل

اگر کسي قرص و محکم دست به سينه شود و دستانش را هم مشت کرده باشد، نشان مي‌دهد نظري خصمانه و همراه با لج‌بازي دارد. اين حرکات اغلب با دندان به هم فشردن و برافروخته شدن چهره همراه است. در اين حالت ممکن است بلافاصله حمله‌اي کلامي يا فيزيکي اتفاق بيفتد. اگر دليل دشمني معلوم نشود، بايد با حرکات تواضع‌آميز و باکف دستان گشوده سعي کرد، دليل آن را از فرد بيرون کشيد.اين مجموعه حرکات از عصبانيت ايجاد مي‌شود.

2- محکم گرفتن بازوها

دراين حالت دست روي سينه به حالت ضربدر است و هر دست بازوي مقابل را گرفته است. دست‌ها از هر تلاشي جلوگيري مي‌کنند و مانع از رها شدن بازوان و بدن مي‌شوند. گاهي بازوها چنان تحت فشار قرار مي‌گيرند که گردش خون در آن ناحيه مختل مي‌شود و رنگ انگشت و بند انگشتان سفيد مي‌گردد. اين رفتار معمولا در اتاق انتظار دکتر و دندانپزشکان ديده مي‌شود، به علاوه افرادي که براي اولين‌بار با هواپيما پرواز مي‌کنند و منتظر بلند شدن هواپيما هستند، ديده مي‌شود. اين رفتار به دليل احساسات منفي و هيجان ايجاد مي‌شود. وضعيت فرد تعيين مي‌کند که دست به سينه بشود و يا اصلا چگونه اين کار را بکند. افراد با اعتماد به نفس مي‌توانند به افرادي که تازه با آنها آشنا شده‌اند، احساس برتري خود را نشان دهند. به اين ترتيب که دست به سينه نشوند. فرض کنيد مدير عامل يک شرکت بزرگ در گردهمايي اعضا، چند همکار جديد را معرفي مي‌کند. او به آنها با دست سلطه‌جو دست مي‌دهد و خوشامد مي‌گويد و با آنها در فاصله حريم اجتماعي قرار مي‌گيرد، بازوانش را شل مي‌کند يا انگشتانش را پشت کمرش درهم گره مي‌کند. يا يک دستش را در جيب شلوارش مي‌کند. او به ندرت دست به سينه مي‌ايستد که نشان از ناآرامي دارد. در حالي که کارمندان جديد بعد از دست دادن با مدير، دستانشان را به طور کامل يا تقريبا روي سينه چليپا مي‌کنند زيرا آنها در حضور مدير عالي رتبه خود احساس ناراحتي مي‌کنند چون هر دو به طرف مقابل وضعيت روحي خود را نشان مي‌دهند. اما اگر مدير عامل با يک جوان جاه‌طلب و موفق روبه‌رو شود که اعتماد به نفس زيادي دارد و احتمالا خود را همپايه او نيز مي‌انگارد، چه اتفاقي مي‌افتد؟
هر دو با دست سلطه‌جويانه به هم دست مي‌دهند و بعد به احتمال زياد مرد جوان دست به سينه مي‌شود و شست‌هاي خود را رو به بالا نگه مي‌دارد. به اين ترتيب با شست رو به بالا اعتماد به نفس خود را نشان مي‌دهد، در حالي که در همان حال با دست‌هاي روي سينه از خود محافظت مي‌کند. فروشندگان بايد بفهمند چرا مشتري چنين حرکتي مي‌کند تا بتوانند قضاوت کنند که آيا کار خود را درست انجام داده‌اند يا خير. وقتي حرکت شست رو به بالا در پايان معامله انجام مي‌شود و با ديگر حرکات مثبت همراه مي‌گردد، فروشنده مي‌تواند معرفي کالاي خود را به پايان ببرد و درخواست امضاي قرارداد کند. اما اگر خريدار در پايان مذاکره تجاري با چهره بي‌حرکت و خشک و با مشت گره کرده دست به سينه بنشيند، بهتر است در اين حالت فروشنده تقاضاي دريافت سفارش نکند، وگرنه برايش گران تمام مي‌شود. به جاي اين کار بايد هر چه سريع‌تر بهترين دلايل خود را تکرار کند و پرسش‌هايي را مطرح کند تا دليل امتناع مشتري را از زير زبانش بيرون بکشد چون وقتي کلمه‌ «نه» يک بار از دهان مشتري خارج شد، ديگر به سختي مي‌شود عقيده او را تغيير داد. وقتي بتوان زبان بدن را خواند، مي‌شود تصميمات منفي را قبل از آنکه به زبان بيايند، تشخيص داد و به اين ترتيب فرصت خود را يک بار ديگر امتحان کرد. کساني که اسلحه گرم و يا جليقه ضد گلوله مي‌پوشند، به ندرت از حرکات دفاعي همچون دست به سينه استفاده مي‌کنند چراکه با اسلحه و جليقه ضد گلوله به اندازه کافي احساس امنيت مي‌کنند. به عنوان مثال افراد پليس که اسلحه حمل مي‌کنند به ندرت دست به سينه مي‌شوند. جدا از زماني که نگهباني مي‌دهند که در اين حالت هم دستانشان مشت کرده است تا کاملا واضح نشان دهند که هيچ کس جرات ندارد از کنار آنها رد شود.

3- دست به سينه ناقص

دست به سينه کامل، حرکتي است که اغلب قابل تشخيص است. با اين حرکت به ديگران نشان مي‌دهيم که نگرانيم. به همين خاطر گاهي انواع زيرکانه آن را به کار مي‌بريم. دست به سينه ناقص: در اين حالت يک دست جلوي بدن قرار مي‌گيرد و دست ديگر را لمس مي‌کند يا مي‌گيرد و به اين ترتيب مانع ايجاد مي‌شود. اين حرکت را مي‌توان اغلب در کساني مشاهده کرد که در ميان افرادي غريبه قرار دارند يا احساس ناامني مي‌کنند. طريقه ديگر اين مانع ناقص به اين صورت است که يک دست، دست ديگر را تقريبا مي‌گيرد. افرادي که براي گرفتن جايزه جلوي عده‌اي مي‌ايستند و يا مي‌خواهند سخنراني کنند، اغلب از اين حرکت استفاده مي‌کنند. دزموند موريس معتقد است اين حرکت تداعي احساس امنيتي است که در دوران کودکي تجربه کرده‌ايم، زماني که والدين هنگام خطر دستمان را مي‌گرفتند.
منبع: www. salamat ,c0m

مطالب مشابه