آثار تقوا در دنيا و آخرت(3)

آثار تقوا در دنيا و آخرت(3)

نويسندگان:سيد محمد صادق حسيني سرشت و امير اشرافي

با الهام از آيات قرآن و سخنان اهل بيت عليهم السلام

14- تهذيب نفس

تقوا پيشگي ، سالک طريق الي الله را در پيمودن اين مسير ، بسيار کمک مي کند. امير مؤمنان حضرت علي(ع) فرمودند: « ابزارخودسازي پزهيرگاري است . » (1) ونيز فرمودند: « پرواي الهي دواي درد دل هايتان، بينايي کوري قلبتان ، شفاي بيماري جسمتان ، اصلاح فساد سينه هايتان، پاکسازي پليدي جانتان ، صيقل پرده ي ديدگانتان، آرامش بي تابي درونتان ، و روشنايي سياهي تاريکي تان است .» (2)
فرد متقي از ديدگاه مولي الموحدين علي (ع) نفسش آن گونه به تقوا آراسته و تهذيب يافته است که از هواها و خواهش هاي نفساني اش پيروي نمي کند: « ولا يقل عمل مع التقوي و کيف يقل ما يتقبل ان استصعبت عليه نفسه فيما تکره لم يعطها سولها فيما تحب …»(3)
انسان پرهيزگار و متقي آن قدر نفس خويش را با آب عبادت وتقوا صيقل داده است که حتي از کم ترين توصيف و اتصاف به تقوا نيز ترسان و گريزان است ؛ چرا که نفسش را در درون به افسار خويش کشيده است و آن را از هر بدي وکژي هموار کرده و تهذيب داده است.
«ولا يقل عمل مع التقوي و کيف يقل ما يتقبل لا يرضون من اعمالهم القليل ولا يستکثرون الکثير فهم الانفسهم متهمون ومن اعمالهم مشفقون اذا زکي احد منهم خاف مما يقال له فيقول انا اعلم بنفسي من غيري و ربي اعلم بي مني بنفسي اللهم لا تواخذني بما يقولون و اجعلني افضل مما يظنون و اغفر لي ما لايعلمون .»(4)

15- توبه

چه بسيار از مؤمنين و متقيني که ورودشان به جرگه ي ايمان و تقوا و پارسايي ، طريق توبه بوده است ؛ از ديدگاه امام علي(ع) تقوا دروازه ي هر توبه اي است:
«اوصاکم بالتقوي و جعل التقوي منتهي رضاه و التقوي باب کل توبه وراس کل حکمه و شرف کل عمل بالتقوي فاز من فاز من المتقين قال الله تبارک و تعالي – ان للمتقين مفازا و قال وينجي الله الذين اتقوا بمفازتهم لايمسهم السوء و لا هم يحزنون فاتقوا الله عباد الله واعلموا انه من يتق الله يجعل له مخرجا من الفتن ويسدده في امره ويهيي له رشده و يفلجه بحجته ويبيض وجهه و يعطه رغبته – مع الذين انعم الله عليهم من النبيين والصديقين والشهداء والصالحين وحسن اولئک رفيقا .» (5)
«شما را به پرهيزکاري سفارش نموده که تقوا نهايت خشنودي او، دروازه ي توبه، سرآمد هرحکمت، و شرف هر کاري است، پرهيزگاران رستگار شدند. خداوند تبارک وتعالي فرمايد: « رستگاري براي پرهيزگاران است . » [نبأ/31] و فرمايد: « خداوند آنها را که تقوا پيشه ساختند با اسباب نجاتشان ( عمل هاي شايسته ) نجات بخشد، نه هيچ بد به آنها رسد و نه اندوهگين شوند. » [ زمر/61]. بندگان خدا! از خدا پروا کنيد. بدانيد هر که از خدا پروا کند، خدا راهي براي بيرون شدن از فتنه ها به رويش بگشايد، در کارها صلاح وسدادش را به وي بنمايد، وسيله ي هدايتش را آماده سازد، حجت وبرهانش را پيروز
گرداند، رو سفيدش کندو خواسته هايش را عطا فرمايد، با آن ها که خدا نعمتشان بخشيده، يعني پيامبران «صديقان» (راستي پيشگان) گواهان و شايستگان[همنشين باشد] وچه خوش رفيقاني هستند.

16- دوري از شبهات

تقوا نگه دارنده ي انسان پرهيزگار از افتادن در سياهچال شبهات است ؛ امام علي (ع) پس از اين که در مدينه با او بيعت شد؛ چنين فرمودند: « ذمتي بما اقول رهينه و انا به زعيم ان من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلات حجزته التقوي عن تقحم الشبهات …»(6)
ايشان در جاي ديگري عامل باز دارنده ي اولياي الهي از ارتکاب به گناه و معصيت را تقوا دانسته و مي فرمايند:
« عباد الله ان تقوي الله حمت اولياء محارمه و الزمت قلوبهم مخافته حتي اسهرت لياليهم و اظمات هواجرهم فاخذوا الراحه بالنصب والري بالظما واستقربوا الاجل فبادروا العمل وکذبوا الامل فلا حظوا الاجل .»(7)
متقين با در کنترل قرار دادن اعمال خود، حتي در حق دشمن خويش نيز ستم روا نمي دارند: « لا يحيف علي من يبغض ولا ياثم فيمن يحب» .(8)
آري، تقوا همچون دژ مستحکمي انسان پارسا وپرهيزگار را در خود از ارتکاب به گناه و بدي حفظ و مصون داشته واز ورود نيش زهرآگين گناه بر قلب متقي جلوگيري مي کند: « قال (ع) اعلموا عباد الله ان التقوي حصن حصين والفجور ذليل لا يمنع اهله و لا يحرز من الجا اليه الا و بالتقوي تقطع حمه الخطايا…»(9)
واز همه مهم تر آن که، امام متقيان علي(ع) در سخن شيوايي در تفسير آيه ي دوم سوره ي طلاق چنين مي فرمايند: « اعلموا انه (من تتق الله يجعل له مخرجا) من الفتن و نورا من الظلم …»(10)

17- علم آموزي

از ديدگاه امام علي (ع) يکي از خصوصيات تقوا پيشگان، دانايي و ذکاوت است؛ چرا که آنان درکسب علم و دانش حريص اند.:«حرصا في علم وعلما في حلم .»(11) البته آنان تنها در کسب علمي حريص اند که آنان را به خدا نزديک مي گرداند:« قال علي (ع) ان لاهل التقوي علامات يعرفون بها.. و اتباع العلم و ما يقرب الي الله عزو جل .»(12)
از سفارش هاي حضرت خضر (ع) به حضرت موسي (ع) است که : « بردلت جامه ي پرهيزگاري بپوشان تا به دانش برسي. »(13) از ديگر سو، امام علي (ع) فرمودند: « دانش جز به پزهيزگاري پاکيزه نگردد. »(14) آري ، صريح آيه ي قرآن، تقوا را موجب فرقان، يعني علم تشخيص حق از باطل، معرفي مي کند:
(يا ايها الذين امنوا ان تتقوا الله يجعل لکم فرقانا ويکفر عنکم سيئاتکم و يغفر لکم والله ذو الفضل العظيم ).(15)
امام خميني (قدس سره ) درباره ي رابطه ي علم و تقوا چنين آورده اند:
«واين که جناب ربوي جل جلاله در کريمه ي مبارکه ي ( واتقوا الله و يعلمکم الله )(16) تعليم الهي را مربوط به تقوا فرموده براي همين است که تقوا صفاي نفس دهد و آن را به مقام غيب مقدس مرتبط کند، پس تعليم الهي و القاي رحماني واقع گردد؛ زيرا که در مبادي عاليه بخل محال است و آنها واجب الفياضيه هستند، چنانچه واجب الوجود بالذات واجب از جميع حيثيات است. »(17)

18- خرد گرايي

امام باقر (ع) تقوا را سبب خردورزي ومانع کوري وناداني مي داند: « ان الله عز وجل يقي بالتقوي عن العبد ما عزب عنه عقله و يجلي بالتقوي عنه عماه و جهله ….»(18)در قرآن نيز آمده است: ( واتقون يا اولي الالباب).(19)

19- صبر وشکيبايي

طبق آيات قرآن کريم ، از آثار تقوا صبر است:
( والصابرين في الباساء والضراء وحين الباس اولئک الذين صدقوا واولئک هم المتقون )(20)
امير مؤمنان حضرت علي(ع) نيز صبر را از آثار تقوا مي دانند.از منظر ايشان ، متقي در سختي شکيباست : « و صبرا في شده » (21)و آنان به واسطه ي صبر وشکيبايي شان در تحمل سختي ها و مشکلات گذراي دنيوي، به معامله اي سودمند با خداوند در مي آيند:« صبروا اياما قصيره اعقبعتهم راحه طويله تجاره مربحه يسرها لهم ربهم …» ؛(22) چرا که خداوند انتقام گيرنده ي حق صابرين از ستمکاران است : «وان بغي عليه صبر حتي يکون الله هو الذي ينتقم له.» (23)

20- يقين

از آثار تقوا، يقين است . امام علي (ع) درباره يقين اهل تقوا به عذاب و پادش اخروي چنين مي فرمايند: « فهم والجنه کمن قد رآها فهم فيها منعمون و هم و النار کمن قد رآها فهم فيها معذبون.»(24)
مرتبه ي پايين تر از آن اين است که آدمي باور داشته باشد و پرده هاي پاکي را ندرد. امام علي (ع) مي فرمايند: « اتق الله بعض التقي وان قل و اجعل بينک و بين الله سترا و ان رق»(25)
«الا وبالتقوي تقطع حمه الخطايا وباليقين تدرک الغايه القصوي …» (26)

21- صداقت

صداقت و راستگويي از نشانه هاي بارز تقوا پيشگان است :
( اولئک الذين صدقوا و اولئک هم المتقون)(27).
رابطه ي ميان تقوا و صداقت، رابطه اي تعاملي و دو سويه است:
(والذي جاء بالصدق وصدق به اولئک هم المتقون)(28)
از ديدگاه امير مؤمنان حضرت علي (ع) نيز صداقت از نشانه هاي تقوا پيشگان است. ايشان در حديثي، اولين نشانه ي اهل تقوا را راستي در گفتار دانسته اند:« ان لاهل التقوي علامات يعرفون بها صدق الحديث …» (29)

22- زهد

از نشانه هاي متقين، زهد و بي رغبتي آنان به دنياي مذموم است. از ديگاه مولاي متقيان حضرت علي (ع) متقي « آرزويش کوتاه» (30) و بي تمايل به لذت هاي ناپايدار دنيوي است. «…قلوبهم محزونه و شرورهم مامونه و اجسادهم نحيفه و حاجاتهم خفيفه و انفسهم عفيفه …ارادتهم الدنيا فلم يريدوها و اسرتهم ففدوا انفسهم منها …قره عينه فيما لا يزول و زهادته فيما لا يبقي ….»(31) اينان، به تبعيت از کلام امير مؤمنان (ع) علايق و وابستگي هاي خود به دنيا را بريده اند: « … فقطعوا علائق الدنيا واستظهروا بزاد التقوي …»(32)
مولاي متقيان در سفارشي تمثيلي به جابر ، دنيا را گذرا و همچون آفتاب بعد از ظهر، زود گذر و فاني معرفي کرده که تنها با تقوايان فريب زيبايي آن را نخواهند خورد.
«واعلم يا جابر ان اهل التقوي ايسر اهل الدنيا مئونه و اکثر هم لک معونه تذکر فيعينونک وان نسيت ذکروک قوالون بامر الله قوامون علي امر الله قطعو ا محبتهم بمحبه ربهم و وحشوا الدنيا لطاعه مليکهم ونظروا الي الله عزو جل و الي محبته بقلوبهم وعلموا ان ذلک هو المنظور اليه لعظيم شانه فانزل الدنيا کمنزل نزلته ثم ارتحلت عنه او کمال وجدته في منامک فاستيقظت و ليس معک منه شي ء اني [انما] ضربت لک هذا مثلها لانها عند اهل اللب و العلم بالله کفي ء الظلال …»
«وبدان اي جابر که اهل تقوا کم هزينه ترين اهل دنيايند. وتو را از همه بيشتر ياري کنند، تا تذکر دهي ياريت کنند و اگر فراموش کني يادت آورند. امر خداي را گويند و بر امر خدا ايستادگي دارند. براي دوستي پرودرگارشان دل از همه چيز کنده و به خاطر اطاعت مالک خويش از دنيا در هراسند و ازصميم دل به سوي خداي عزو جل و محبت او متوجه گشته و دانستندکه هدف اصلي همين است، به خاطر عظمت شأني که دارد. پس دنيا را چون بار اندازي دان که در آن بار انداخته و سپس کوچ خواهي کرد. يا مانند ترقي وکمالي که در خواب به آن رسيده و چون بيدار شده اي چيزي از آن نداري. من اين را به عنوان مثل برايت گفتم؛ زيرا دنيا در نظر خردمندان وخداشناسان مانند سايه ي بعد از ظهر است.»

23- مسرت

اهل تقوا مسرت وآرامش روحي داشته و هيچ گونه حزن و اندوه و بيمي در دل ندارند:
( فمن اتقي واصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون )،(33) ( الا ان اولياء الله لا خوف عليهم ولا هم يحزنون الذين امنوا وکانوا يتقون »(34).
آري ، تقوا پيشگان هيچ گونه ضرري به آنان نرسد وغمگين نگردند:
( وينجي الله الذين اتقوا بمفازتهم لا يمسهم السوء و لا هم يحزنون ).(35)

پی نوشت ها :

1- محمدي ري شهري، محمد،دانشنامه ي اميرالمومنين، ترجمه: سلطاني، محمد علي، ج10، ص227.
2- همان.
3- «اگر نفسش از او در آنچه بروي سنگين است پيروي نکند، آنچه نفسش دوست مي دارد در اختيارش نمي گذارد.[ سيدرضي، ابوالحسن حسين بن محمد، نهج البلاغه، ترجمه: شيرواني، علي، خطبه ي 193].
4- «درکار نيک به اندک خشنود نمي شوند و طاعت فراوان را زياد نمي شمارند. خود را به کوتاهي در بندگي متهم مي سازند، واز اعمال خويش بيمناکند. هرگاه يکي از ايشان را به پاکي و وارستگي توصيف کنند از آنچه درباره ي او مي گويند بترسد و گويد:«من خود را بهتر از ديگران مي شناسم و پروردگارم مرا بهتر از خودم مي شناسد . پروردگارا، مرا به سبب آنچه درباره ام مي گويند مؤاخذه مکن، وبهتر از آنچه در حقم گمان مي برند قرارم ده، وبر من ببخشاي آن گناهانم را که مردم از آن بي خبرند.»[همان].
5- حراني، ابن شعبه، تحف العقول عن آل الر سول، ص 232.
6-«آنچه مي گويم ، بر عهده مي گيرم وخود، بدان ضامن. آن کس که از عقوبت هاي مقابل ديدگانش عبرت گيرد، تقوا او را از افتادن در شبهه ها نگه دارد. [ محمدي ري شهري، محمد، دانشنامه ي امير المومنين، ترجمه: مهريزي، مهدي، ج4، ص 154].
7- «بندگان خدا! تقواي الهي اولياي خود را از ارتکاب محرمات باز داشت و دلشان را با ترس از خدا همراه ساخت به گونه اي که شب ها بيدارشان مي دارد،ودر گرماي روز به روزه وا مي دارد، پس آسايش فردا را با رنج امروز، و سيرابي فردا را با تشنگي امروز به دست آوردند. مرگ را نزديک شمردند و به عمل نيکو مبادرت ورزيدند، آرزو را دروغ دانستند و مرگ را در نظر آوردند.»[ سيد رضي، ابوالحسن حسين بن محمد، نهج البلاغه، ترجمه: شيرواني، علي، خطبه ي 114].
8- «انسان متقي بر آن که دشمن مي دارد ستم نمي کند، و درباره ي آن که دوستش دارد مرتکب گناه نمي شود..»[سيد رضي، ابوالحسن حسين بن محمد، نهج البلاغه، ترجمه: شيرواني ، علي، خطبه ي 193].
9- «اي بندگان خدا! بدانيد پرهيزگاري دژي است استوار و بدکاري قلعه ايست سست و ناپايدار که ساکنانش را نگهباني نکند و پناهندگانش را محفوظ ندارد. هان! با پرهيزگاري است که نيش زهر آگين خطاها کنده شود. » [ حراني، ابن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول، ص 223].
10- «بدانيد هرکس تقواي الهي پيشه کند[ خداوند] برايش راهي خروجي از فتنه ها و نوري از تاريکي ها قرار مي دهد. » [ محمدي ري شهري، محمد، علم و حکمت در قرآن وحديث ، ترجمه: مسعودي، عبدالهادي، ج1، صص 260-261].
11- «[متقين] حريص در دانش و برخوردار از دانايي همراه با بردباري هستند. » [ سيد رضي، ابوالحسن حسين بن محمد، نهج البلاغه ، ترجمه: شيرواني، علي ، خطبه ي 193].
12- ديلمي ، حسن بن ابي الحسن، اعلام الدين، ص 121.
13- محمدي ري شهري، محمد، علم و حکمت در قرآن و حديث، ترجمه: مسعودي ، عبدالهادي، ج1، صص 360-361.
14- همان.
15- «اي کساني که ايمان آورده ايد، اگر از خدا پروا داريد، براي شما [نيروي] تشخيص[حق از باطل] قرار مي دهد؛ و گناهانتان را از شما مي زدايد؛ و شما را مي آمرزد؛ وخدا داراي بخشش بزرگ است . » [ انفال/29].
16-بقره /282.
17- موسوي خميني ، سيد روح ا…،شرح چهل حديث(اربعين حديث)، ص 373.
18- «خداوند بزرگ به سبب تقوا، آنچه را از چشم خرد بنده دور ماند، نگه دارد وبا تقوا، کوري و ناداني را از او دور گرداند.» [ محمدي ري شهري، محمد، خردگرايي در قرآن وحديث، ترجمه: مهريزي، مهدي، ص32-31].
19- «…. واي خردمندان! از من پروا کنيد. » [ بقره /197].
20- «ودر سختي و زيان ، وبه هنگام جنگ شکيبايانند، آنانند کساني که راست گفته اند، و آنان همان پرهيزگارانند.»[بقره/177].
21-سيد رضي، ابوالحسن حسين بن محمد، نهج البلاغه، ترجمه: شيرواني، علي خطبه ي 193.
22- «روزهايي اندک شکيبايي کردند که برايشان آسايشي بلند مدت را به ارمغان آورد، واين معامله اي سود بخش است که خداوند برايشان فراهم ساخت…»[ سيدرضي، ابوالحسن حسين بن محمد، نهج البلاغه، ترجمه: شيرواني ، علي، خطبه ي 193].
23- «اگر به او ستم شود شکيبايي مي ورزد تا انتقامش را خداوند بگيرد.» [همان].
24- «بهشت براي آنان چنان است که گويي آن را ديده اند، واز نعمت هاي آن برخوردارند، و آتش دوزخ برايشان چنان است که گويي آن را ديده اند وعذاب آن را مي چشند.»[همان].
25-«از خدا بترس هر چند اندک؛ وميان خود . خدا پرده اي قرار ده هر چند نازک. » [ همان، حکمت 242].
26- «آگاه باشيد با پرهيزگاري ، ريشه هاي گناهان را مي توان بريد، وبا يقين مي توان به برترين جايگاه معنوي، دسترسي پيداکرد..» [ همان، خطبه ي 193].
27- «… آنانند کساني که راست گفته اند، و آنان همان پرهيزگارانند.» [بقره /177].
28- «وآن کسي که راستي آورد و آن را باور نمود آنانند که خود پرهيزگارند. » [ زمر/33].
29- «همانا براي پرهيزگاران نشانه هايي است که به آنها شناخته مي شوند، [يکي از اين نشانه ها ] راست گفتاري است و….» [ ديلمي ، بن ابي الحسن ، اعلام الدين، ص 122].
30- سيد رضي، ابوالحسن حسين بن محمد، نهج البلاغه ، ترحمه: شيرواني ، علي ، خطبه ي 193].
31- «دل هايشان اندوهگين، مردم از آزارشان در ايمني ، پيکرهايشان نحيف، نيازهايشان ناچيز و جانشان پاک و با عفت است … دنيا، بند اسارت خويش را به آنان بست ، ولي آنان جانشان راهديه دادند [وخود را از اين بند رها ساختند]…. روشنايي چشمش در لذتي است که جاودان است، وعدم تمايلش به لذتي است که ناپايدار است….»[همان].
32- «… پس رشته هاي علاقه ي خود را از دنيا قطع کنيد و بر توشه ي تقوا تکيه نماييد…[همان، خطبه ي 204].
33-«… پس هر کس به پرهيزگاري و صلاح گرايد، نه بيمي برآنان خواهد بود نه اندوهگين مي شوند.ايشان از دوستان خدا هستند. » [ اعراف/35].
34- «آگاه باشيد، که بر دوستان خدا نه بيمي است ونه آنان اندوهگين مي شوند. همانان که ايمان آورده و پرهيزگاري ورزيده اند.»[يونس/62-63].
35- وخدا کساني را که تقوا پيشه کرده اند ، به [ پاس ] کارهايي که مايه ي رستگاري شان بوده، نجات مي دهد. عذاب به آنان نمي رسد و غمگين نخواهند گرديد. »[ زمر/61].

منبع:نشريه اخلاق شماره16
ادامه دارد…

مطالب مشابه